«زدم دهن منشو سرویس کردم»
«فلانی آدم خوبیه»
«من ازش گذشتم دیگه دوسش ندارم»
«من دیگه حسی نسبت بهت ندارم»
«دیگه تمومه»
همشون جملات my ass پذیرین. و به همشون هم my ass میچسبونم. در همه حالات.
«فلانی آدم خوبیه»
«من ازش گذشتم دیگه دوسش ندارم»
«من دیگه حسی نسبت بهت ندارم»
«دیگه تمومه»
همشون جملات my ass پذیرین. و به همشون هم my ass میچسبونم. در همه حالات.
امروز با آیدا افتادیم سگ یه آقایی رو از گمشده بودن نجات دادیم. اگه نبودیم شک دارم گم بشه ولی دوست دارم فکر کنم اون سگ گوگولی بامزه رو به آغوش خانوادهی خوبش بازگردوندیم. صبح هم که از اسنپ پیاده شدم یه گربهی بامزه و خوردنی رو ناز کردم و کنارش رو زمین نشستم تا هرچقدر دلش میخواد منو ناز نازی کنه و من ناز نازیش کنم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینم ببینید که شبتون حق باران شه.
Forwarded from دوات
داشتم فکر میکردم چاوشی غمگینتره یا رستاک، یادم افتاد رستاک تو یکی از آهنگهاش میگه: «فقط چاوشی گوش میکرد و من، به محسن شدیداً حسودیم شد!» جوابم رو گرفتم.
ولی جدا معشوق این قصه رو باید برد تراپی.
پارتنرش رستاکه، خوانندهی محبوبش چاوشی.
ولی جدا معشوق این قصه رو باید برد تراپی.
پارتنرش رستاکه، خوانندهی محبوبش چاوشی.
یه چیزی نوشتم و حس کردم مناسب حس و حال چنل توعه بیشتر تا چنلهای خودم، آوردمش اینجا.
امروز احساس "صبح بهخیر" ندارم؛ بلکه حس میکنم باید من رو به برکههایی ببری که تمام شاعرها برای مردن به اونجا رفتن. من احساس تعلق نمیکنم، و تو -ای معشوق من- تو هم به اینجا تعلق نداری.
توی همون برکه، بذار با خاکش یکی بشم. بگذار همهی حسم رو به آب برکه بریزم و با اشکم رود روون بسازم. بذار تموم خاطراتمو به گل های کنار برکه بسپرم و تموم حرفامو به خاک برکه بگم.
کاش میشد بدون هیچ ترسی بیام و مثل قبلا باهات حرف بزنم. حرفای الان منو تو میفهمی. میدونی چیکارم کنی که آروم بشم. میدونی چی بگی که آتیشم بخوابه. میدونی دارم چی میکشم. میدونی بغض تو گلوم از چه جنسیه. میدونی دردم چیه. میدونی دنبال چی میگردم. میدونی فقط میخوام نرمال باشم اونم درست وقتی نرمال بودن یه توهینه. میدونی باید باهام حرف بزنی تا آروم بشم.
💔1