کاش میشد بدون هیچ ترسی بیام و مثل قبلا باهات حرف بزنم. حرفای الان منو تو میفهمی. میدونی چیکارم کنی که آروم بشم. میدونی چی بگی که آتیشم بخوابه. میدونی دارم چی میکشم. میدونی بغض تو گلوم از چه جنسیه. میدونی دردم چیه. میدونی دنبال چی میگردم. میدونی فقط میخوام نرمال باشم اونم درست وقتی نرمال بودن یه توهینه. میدونی باید باهام حرف بزنی تا آروم بشم.
💔1
تابستون خودمو یجوری پرت میکنم تو باشگاه که وقتی برسم خونه خدا رو شکر کنم حالا ببین
هم بسکت بر میدارم هم والیبال هم شنا هم بدنسازی
تازه بسکت دو تا سانس بر میدارم
تازه بسکت دو تا سانس بر میدارم
«فرآیند غم، دردناک و زمان بره. سوال اینجاست که حاضری برای خوب شدن خودت هم بهش زمان بدی و حاضری دردو بچشی؟»
گفتم حاضرم ولی وقتایی که زمان درد زیاد میشه دوباره فکر میکنم به حرفم.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نیازمندی روحی:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ادیتو دوست دارم.