Tavalodam
Shervin
لطفا یه بار برام تولد بگیرین تا من با این آهنگ فاز جوجه خروس بگیرم
خونهی پدربزرگ بزرگ بود، دو تا باغ داشت. حوض نداشت ولی یه نارنج بزرگ وسط حیاط بود. نارنجه پر از برگ و میوه بود، پر از راز و رمز. اینقدر راز و رمز که یه روز مامان بزرگ وقتی محوش بود عقب عقبکی افتاد زمین، راز و رمزش دیگه نذاشت مامان بزرگ بلند شه از زمین. هفتهی بعدش پدربزرگ شاخ و برگ نارنجو با اره برید، بردپشت خونه و سوزوند، آتیشش بزرگ شد، بزرگ شد و همهی دنیا رو گرفت. همه محو شعلهی بزرگ آتیش نارنج شدن. راز و رمز نارنج میسوخت، همینجور راز و رمز خونهی پدربزرگ.
اون لحظهای که وقتی واسه کسی آهنگ میفرستی و خوشش میاد عین اینه که از یه فامیل آدم حسابی عیدی زیاد بگیری
Forwarded from دوات
برای آیندهت برنامه بریز. بغلم کن،
کنارش درس و کارت رو هم ادامه بده.
کنارش درس و کارت رو هم ادامه بده.
گاهی اوقات فکر میکنم اینقدری که واندا ویژنو دوست داشت، ویژن واندا رو دوست داشت؟
اسپویل نصف فاز چهار مارول (اسپویل وانداویژن و اینفینیتی وار ومولتی ورس آف مدنس)
نه جدا، ویژن حاضر بود بخاطر واندا یه شهرو گروگان بگیره که صرفا حس کنه خاطراتشونو؟ ویژن میرفت واسه این که بچه هاشو پیدا کنه مولتی ورسو بهم بزنه؟ واندا بخاطر خواستهی عشقش و انجام کاری که درست بود از تموم خاطرات خوبش دست کشید و حاضر شد خونواده و زندگیشو از دست بده، ویژن این کارو میکرد؟ نه. چون ویژن با منطقش عاشق واندا شده بود و این اصلا منطقی نیست.