توی زندگی واقعی هم همینطور توی زندگی خودم انقدر گند زدم که حد نداره ولی دارم زندگی بقیه رو درست راستی میکنم.
خیلی ناراحتم. یعنی از ته دلم ناراحتم. ناراحت از اینکه درد دارم و هیچوس نیست بفهمه چی میگم و چه دردی رو میکشم. ناراحت از هزارتا دردی که توی دلم تلنبار شده ولی حرفی ازش نمیزنم.
آدم نمیتونه بیاد بگه مشکلم فلان و بیساره چون تو ته تهش فقط میتونی خودتو بذاری جاش. هیچوقت نمیفهمی اون دردی که میکشه توی اون شرایط و اون تایم براش چطوریه.
خیلی دارم تلاش میکنم که قوی باشم، ادامه بدم و خودم رو نجات بدم ولی حقیقتا خرد و خاک شیرم.