کافه هنر – Telegram
کافه هنر
36.4K subscribers
4.23K photos
3.18K videos
132 files
3.06K links
ادمین، درخواست تبلیغات و فیلم :
@g_rahimimanesh

@cafe_honar_ads : تعرفه تبلیغات

آدرس فیلم های ارائه شده: @List_Adres

🎞️ سفارش و درخواست فیلم پذیرفته می شود.

اینستاگرام : instagram.com/_u/honar7modiran
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
آنجایی که بشر آواره گی و بی خانمانی خود را بر دوش می کشد و در مسیر بی پایانی از رنج و تنهایی به سوی افقی نامعلوم به راه می افتد.


📽 دشت گریان 2004

join 👉 @honar7modiran
👍7
دشت گریان داستان نمادین از کودکی تا بزرگسالی زنی است که درد و رنج بی نهایتی که می کشد همچون رنجی است که وطن آنجلوپولوس  یعنی یونان در روزگار خود برده است. دختری که در روز عروسی خود از دست پیرمردی که سرپرستش است و می خواهد با او ازدواج کند به همراه عشقش فرار می کند اما،این شروعی است بر مصیبت های او.
«آنجلوپولوس» فیلم «دشت گریان» را به سنت تراژدی‌های یونانی با صدای نریشن روی تصویر آغاز می‌کند و سپس راوی به شرح و معرفی مکان و اشخاص ‌می‌پردازد؛ و از همین طریق بر ماهیت تراژیک اثرش به‌شدت تأکید می‌گذارد.
النی (الکساندر آیدینی) در زمان انقلاب به عنوان پناهنده ای از ادسا در خانواده ای به فرزندی پذیرفته می شود. این خانواده پسری هم سن او دارد که رفته رفته استعداد موسیقی اش آشکار می گردد.
النی، با این که در اصل به عنوان خواهر او در خانواده  حامی اش پرورش یافته است، اما رفته رفته شیفته او می شود. این در حالی است که پس از رسیدن النی به سن قانونی، اسپیرس پدر خانواده (واسیلیس کلوس) تصمیم می گیرد که با او ازدواج کند. النی در روز عروسی اسپیرس مراسمی را که پدر ترتیب داده ترک می گوید و همراه پسر می گریزد. آن دو از اسپیرس فراری می شوند. دو شخصیت این فیلم، النی و الکسی از بچه‌های  بی خانمان یونانی هستند که در کودکی از یونان بسوی بندر ادیسه یا همان ادیسهٔ معروف هومر رفتند.


💦آب، از همان اولین پلان فیلم حضور گسترده و مسلط خود را در پهنه ­ی داستان به رخ می­‌کشد، بستر تمام این وقایع قرار می­ گیرد. حتی زمانی که شخصیت­‌های معصوم، ناگزیر از قدم گذاشتن در خشکی هستند؛ زمین گلی است و هنوز نشانه­ ای از آب را با خود دارد؛ بنابراین مهم است تا پلان اول فیلم آن‌چنان کش پیدا کند که قطره‌قطره‌ی آبی که حائل آوارگان با دهکده است درک شود. در نشانه‌شناسی آب  اولین تأویلی که به ذهن خطور می­ کند، پاکی و صداقت و آرامش است؛ بنابراین نباید تعجب کنیم که تمام شخصیت­های فیلم از معصومیت نهفته­ ای در درونشان برخوردار باشند. انگار شرط ورود به این دهکده و به تعبیری ساحتِ داستان، گذر از آبی است که در دین مسیحیت با آن غسل داده می­‌شوید. آب هم­چنین گاهی وسیله است تا تقدیر با آن بتواند سرنوشتی را که ذات اهریمنی وقایع رقم می­‌زند؛ با خود بشوید و هم چنان قدرت صافی و پاکیش را به رخ بکشد. با «اسپیروس» و پسر خردسالش «آلکسی» آشنا می­.شویم که به همراه عده­ی کثیری از ایل‌وتبارش قصد اقامت در دهکده ­ای را دارند. آن‌ها که از اودسا رانده‌شده‌اند. «النی» دختر خردسالی را هم با خود آورده­ اند که نشانی از هویت و خاطرات گذشته­ ی خود داشته باشند. منجیِ النی که او را از روی جسد مادرش در خیابان پوشکین برداشته، خود «اسپیروس» است که تنها چمدانی از گذشته­ با خود به همراه دارد. انتخاب شهر اودسا به خاطر تشابه لفظی با اودیسه؛ و خیابانی که «النی» از آن آمده (پوشکین) فیلم را به اسطوره­ های یونانی و شعر پیوند می­ دهد. آنجلوپلوس در فیلم­‌های قبلش نیز، چه ازلحاظ اجرای تئاتری و چه ازلحاظ ساختار داستانی، نشان داده است که چقدر خودش را مدیون تراژدی­ های یونانی می­‌کند.
#اشکان_زهتاب
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
6👏5👍1
نبرد پشت نبرد.pdf
114.4 KB
نقد فیلم «نبرد پشت نبرد» از پل توماس اندرسون #یاشار_یوسفی.


One Battle After Another 2025

Join👉 @honar7modiran
👍5👎1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
۲/۸
سکانس از دشت گریان


🎬 The Weeping Meadow 2004

join 👉 @honar7modiran
6👍3
.
هنگامی که درد از حد می‌گذرد، تصویر به سخن می‌آید



🎬 The Weeping Meadow 2004

join 👉 @honar7modiran
11👍3
جهان در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری به سینما نیازمند است. شاید این آخرین شکل مقاومت در جهان رو به زوالی است که در آن زندگی می کنیم.

#آنجلوپولوس


🎬 The Weeping Meadow 2004

join 👉 @honar7modiran
👍164👎1
می­ توانیم هفت‌خوانی را که مسافران از آن گذشته ­اند تا به این دهکده برسند تجسم کنیم. بعید نیست مصائبی را که اودیسیوس در راه برگشت از تروا تحمل کرده، توسط این آوارگان نیز تجربه شده باشد؛ اما مکان هر قدر هم که امن و مقدس باشد، انسان برای زندگی نیاز به دستاویزی دارد، تا به روزمرگی او معنی دهد. برای همین دستان آلکسیِ خردسال؛ فرزندِ اسپیروس؛ به دنبال دستان النی می­ گردد. او ناخودآگاه فهمیده که تنها عشق می­‌تواند او را به خانه­‌ی امن ابدی برساند. وجود اروس به عنوان یکی از اولین خدایان، به اهمیت باروری و عشق در فرهنگ یونان باستان، تأکید ویژه‌ای دارد. راوی، پرولوگ بلندی از چگونگی و چرائی آوارگی این گروه ایراد می­‌کند تا تراژدی یونانی دیگری شروع شود.
با یک پرش زمانی از سال (۱۹۱۹) به اوایل دهه­ ی (۱۹۳۰) می­ رسیم. زمانی که «النی» به خاطر رابطه­‌ی نامشروع، اما به غایت عاشقانه­ ای که با آلکسی که اکنون مرد جوانی شده است، باردار شده و اسپیروس با هماهنگی قبلی که انجام داده ترتیب زایمان النی را در شهر داده و دوقلوهای النی را به زنِ یک تاجر سپرده ­اند تا او تنها و بی­کس دوباره به روستا برگردد. باز هم النی روی آب و لغزان وارد روستا شود تا هرگونه حدس ما در رابطه با انحرافِ اخلاقیِ النی پاک شود.
النی عاشقانه در آغوش آلکسی خوابیده و اکنون نه شرمِ یک زناکار بلکه حزن و خسران یک عاشق را در رفتار و نگاهش می­‌توان تشخیص داد. اسپیروس مصمم است که خودش با النی ازدواج کند. او چنان رفتار می­‌کند که انگار سیر طبیعی ماجرا همین بوده و پسرش آلکسی تنها وقفه­ ای کوتاه در عملی شدنِ این حقیقت ایجاد کرده.
جامعه‌شناسی توده­ ای آنجلوپولوس، دست به افشای فرهنگِ مذکر پرستی در لایه ­های پنهان و تثبیت شده­ ی جامعه­ ی سنتی یونانی می­‌زند. النی که به خاطر اتفاق افتاده، چون قاتلی که هنگام اعدام طناب دارش پاره شده، توسط اطرافیان پذیرفته می­‌شود. اما آلکسی، که به‌هرحال نقش مهمی در حادثه داشته، با سری بالا و سینه­‌ای جلو داده به همراه پدر در بین اهالی روستا می­‌گردد و اهالی همان رفتار سابق را با او دارند. این جهنمی است که آتش آن را تنها برای النی برافروخته ­اند. برای رفتار غیر قابل درکِ اسپیروس که می­‌خواهد با دخترخوانده‌ی خود ازدواج کند؛ تنها یک دلیل از طرف خواهرش آورده می­‌شود. اینکه بعد از مرگ «دنا» (همسر سابق اسپیروس) او بسیار تنها بوده و تنها به النی فکر می­ کرده. اما النی برای اسپیروس به معنی آن چیزی است که می­تواند در موردش ادعای مالکیت کند و ادعایش پذیرفته شود. النی ماحصل زندگی اسپیروس است. النی تنها یک زن نیست، او ثابت می­‌کند که روزی روزگاری اسپیروس و خانواده­‌اش در اودسا زندگی خوبی داشتند. او تنها نماینده­‌ی بخشی از خاطرات اسپیروس است که نباید از او دور شود. همه باید بدانند که در روزهای خون و شکنجه­‌ی (۱۹۱۹) او در اودسا بوده؛ از آنجا رانده شده و مهم تر اینکه به گریه­‌های یک دختر بچه پاسخ مثبت داده. اسپیروس در ته دلش امیدوار است روزی دادگاهی در این دنیا برپا شود و کسانی که او و خانواده­اش را آواره کرده­‌اند؛ بر سکوی متهم، به سزای عمل‌شان برسند. اسپیروس برای چنین روزی نیاز به شاهد دارد و شاهد او النی است. این دادگاه هر روز در درون اسپیروس برپا می­‌شود و او تنها به النی دل‌خوش کرده. از این منظر؛ وقتی خواهرِ اسپیروس می ­گوید که از مرگ دنا، اسپیروس تنهاتر شده، به مرگِ یکی از همراهان و شاهدان اسپیروس اشاره می­‌کند. پس بررسی مثلث عشقی بین پدر و پسر و النی در این فیلم بی معنی است. اینجا با دو نوع بسیار متفاوت از خواستن روبه­ رو هستیم که شاید به خواستنِ آلکسی نام عشق بدهیم؛ اما خواستنِ اسپیروس تنها عقده‌گشایی یک بغض کهنه است. برای همین وقتی النی با آلکسی فرار می­ کند تا بچه­ هایشان را یافته و در کنار هم زندگی کنند، اسپیروس درهم فرومی‌ریزد. با رفتن النی او تنها شاهدِ قتلِ محکمه­ ای را از دست داده که به اشتباه ممکن است حکم به قتل او دهد. اما اتفاق دیگری در خارج از متن می­‌افتد. اسپیروس هرچند النی را از دست می­‌دهد؛ اما هنر به داد او می­‌‌رسد. راوی دانای کل (آنجلوپلوس) چنان با اظهار همدردی داستان اسپیروس را تعقیب می­‌کند که برای همیشه حقانیت او بر پرده ثبت می­‌شود. این نهایت تعهد یک هنرمند به اثر خودش است. به راستی اگر روزی آنجلوپلوس­‌هایمان را نداشته باشیم، بر سر عدالت و حقیقت چه خواهد آمد؟
#اشکان_زهتاب
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
9
«شما تحت حفاظت یک ویلون؛ یک کلارینت؛ یک گیتار و یک ساز چهارم پر سروصدا هستید»
دیالوگ «نیکوس» برای اطمینان بخشیدن به «الکسی» و «النی»
خیلی مهم است که یک فیلم آنچنان مخاطب خود را جدی بگیرد و چنان انرژی و اعتماد به نفسی در نماهایش خفته باشد، که تماشاگر هنگام برخورد با آن، با اطمینان به داستان، همراه و هم حس با شخصیت­‌های قصه پیش برود. این درجه از کارکرد عناصرِ یک فیلم، مرتبتی برای اثر رقم می­زند، تا پیام فیلم و مهم­‌تر از آن حیات فیلم تضمین شود. اتفاقی که در فیلم «چمنزار گریان» می­ افتد و قریب به کلِ مخاطبانش را محصور بارِ تحمل ناپذیر و سنگین نشانه­ های خود می­‌کند. ابتدا باید توجه داشته باشیم که این فیلم یک تریلوژی است که قواعد آن را به خوبی رعایت می­‌کند. تریولوژی (سه گانه) که مفهومش در میان عام به اشتباه برداشت می شود، به فیلم یا فیلم هایی می گویند که به بررّسی سه عنصرِ تحوّل، تهوع و فاجعه در یک قالب منظّم بپردازد. برای مثال سه رنگ کیشلُوسکی یک تریولوژی فوق العاده است که در طیّ آن رنگ قرمز: تحوّل و دگرگونی، رنگ سفید تهوّع و ناامیدی و رنگ آبی فاجعه را نشان می‌ دهند.
دشت گریان از همان ابتدا؛ فرصت می­ دهد تا مخاطب با تأمل به کشف (و گاهی باز کشفِ) همه­ ی کادر بپردازد؛ زیرا برای فیلم‌ساز مهم است تا چینش کادرش درک شود و پیش‌زمینه‌ی حسی مناسبی برای دریافتِ نماهای بعدی قرار گیرد.
البته النی و آلکسی هم از حمایت هنر بی­‌بهره نمی­‌‌مانند. آنها زیر چترحمایت نوازندگانی که به قصد اجرای برنامه در مراسم عروسی اسپیروس با النی به روستا آمده بودند؛ قرا می­‌گیرند. همین گروه؛ محل خوابی برای آنها در سالن تئاتر شهرِ تسالونیکی که اکنون در حسرت اجرا به هتلِ هنرمندان تبدیل شده، مهیا می­‌کنند. این خود تراژدی تازه­ ای رقم می­‌زند که جامعه­ ی یونانی در محور آن است. یونانی که روزی مهد تئاتر و نمایش بوده؛ اکنون تالارهای بزرگ نمایشش تبدیل به خوابگاه هنرمندان شده! برشی گزنده و تلخ از اوضاع نابسامان سیاسی و فرهنگی آن زمانِ یونان! «نیکوس» کارگزار و برنامه­‌ریز این گروه هنری کوچک که شاهد آکاردئون نوازی «آلکسی» بوده؛ معتقد است که آلکسی در دستانش طلا دارد.
اسپیروس به دنبال النی تا سالن تئاتر می­‌آید تا تراژدی زندگی خودش را ادامه دهد. او که بوی حضور پسرش و النی را در سالن حس کرده، مونولوگ طولانی بر روی سنی که خیلی وقت است تئاتری به خود ندیده اجرا می­‌کند و صادقانه می­‌شکند. بازهم حضور قضاوت دیگران در مورد او در حرف‌هایش پررنگ است. او النی را برای خود نمی­‌خواهد. النی حتما باید در دهکده باشد تا آبروی او حفظ شود. آنجلوپلوس با اصراری که به حضور و کنشِ اسپیروس می­‌کند، موفق می­‌شود تا فرآیند جالبی از خواستِ شخصیت فیلمش نشان دهد و به عبارتی، بخشِ جالبی از روان‌شناسی مردان را به نمایش گذارد. توجه کنید که حضور النی برای اسپیروس چندان مهم و حیاتی است که رابطه­‌ی پدر و پسری او با آلکسی هم فراموش می­‌شود. النی کیست که توانسته فرزندی را از ذهن پدر بشوید؟ اسپیروس در صحنه­‌ای از فیلم به طور واضح فرزندش را لعن و نفرین می­‌کند که النی را از او ربوده. آیا ما با پدرکشی دیگری طرف هستیم؟ آیا همچنان که ادیپ ناخواسته پدرش را می­‌کشد و با مادرش همبستر می­‌شود؛ آلکسی نیز به خاطر عدم درک نقش النی در زندگی اسپیروس، دست به پدرکشی می­زند و با زنی که قرار بود مادرخوانده­‌اش شود، همبستر می­‌شود؟ آیا یونان همیشه دچار این تقدیر است؟ اما مرگ اسپیروس چندان شباهتی به مرگ پدر ادیپ ندارد.
#اشکان_زهتاب
🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
9

گفتگو با تئو آنجلوپولوس

ترجمه: سید حسن مهدوی فر

از فیلم جدید خود ( علفزار گریان) بگویید.

⚪️ من تنها یک فیلم ساخته ام  و مرتب همان فیلم را می سازم. از هزاران صحنه ای که گرفته ام، تنها یک یا دو تصویر است که صادقانه می توانم بگویم، بکر بوده اند. صحنه هایی که از نگاه خود من و از تجربیاتم ریشه می گیرند. نخستین تصویر به دسامبر 1944 باز می گردد. نه ساله بودم و آتن درگیر جنگ داخلی شده بود. جنازه ها همه جا پخش بودند و یادم می آید که مادرم دستم را گرفته بود و در سراسر شهر می گشتیم تا جسد پدرم را پیدا کنیم. به یاد می آورم که جایی در میان انبوهی جنازه به دنبال او می گشتیم، پیدایش نکردم. خوشبختانه پدرم جزو اعدامی ها نبود. بعد روزی را به خاطر می آورم که در خیابان در حال بازی بودم که پدرم برگشت. لباسی کهنه به تن داشت. فریاد زدم و مادرم را صدا کردم. او بیرون آمد و پدر را دید. صحنه ای بسیار عمیق و کاملا احساسی بود. برای شام چیزی نداشتیم. فقط کمی سوپ. حتی نمی توانستیم حرف بزنیم. این تصویر اولین سکانس فیلم «بازسازی»، نخستین فیلم من را شکل داد. در تمام این سالها تنها همین دو تصویر است که می توانم بگویم واقعا به خود من تعلق دارند.

join👉 @honar7modiran
11
Forwarded from دست به نقد (Ali naghdi)
خیر و شر، در جهان هیچکاک دو روی یک سکه هستند. ضدقهرمان، تجسم امیال درونی سیاه قهرمان و عامل تحقق آن‌هاست. در لایه‌های عمیق‌تر آثار هیچکاک، خبری از دوگانه گناهکار-بی‌گناه نیست و خود مسئله گناه و میل به گناه است که سوژه اصلی فیلم قرار می‌گیرد.

🎥 Strangers on a train 1951

@naghdiism
8👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎬
قسمتی از جلسه ی نقد و بررسی فیلم:
«خیابان اسکارلت» اثر فریتز لانگ

با هدایت #یاشار_یوسفی


Join👉 @honar7modiran
👍41
سینمای تئو آنجلوپلوس،  سینمایی مبتنی بر برداشتهای بلند، با قابهایی به غایت زیبا، دارای ریتمی کند و موقر همراه با موسیقی‌یی بسیار زیبا و با روایتهایی فراواقعی که در بسیاری از لحظه‌ها مرز میان واقعیت و خیال را در هم می‌شکند. آنجلوپلوس جزو هنرمندان یگانه‌ای بود که جهانی یکه در آثارش بنا می‌کرد و مثل هر فیلمساز و شاعری که می‌گویند یک فیلم و یک شعر بیشتر در زندگی هنریشان نخواهند ساخت و سرود، او هم یک فیلم بیشتر نساخت. فیلمی که بار‌ها و بار‌ها از زوایایی دیگرگون تکرارش کرد. سبقهٔ ادبی آنجلوپلوس (تحصیلات ناتمام ادبیات در سوربن) و شرایط سیاسی کشورش باعث شد که او سینمایی شخصی بیافریند که به علت دست گذاشتن روی مفاهیم ازلی، با مخاطبان گسترده‌ای هم ارتباط برقرار می‌کند. مسالهٔ وطن و مرز و در به دری همراه با تنهایی و بغضهای سر نداده و سکوت شخصیتهای فیلم‌هایش و چیدمان خاص بصری صحنه‌ها، سینمای آنجلوپلوس را یگانه ساخت. در عین حال نمادسازیهای فیلمهای او آن قدر خاص بود که اصلا سازو کار نمادسازی در سینما را هم تحت تاثیر خود قرار داد. در فیلمهای آنجلوپلوس به علت فضاسازی درست، بسیاری از عناصر کادر می‌توانند خاصیت نمادین پیدا کنند. از زوج جوانی که از دهکدهٔ دشت گریان می‌گریزند و می‌توانند نماد یونان جدید باشند گرفته تا نمادسازیهایی آشکار مثل آویزان کردن گوسفند از شاخه‌های درخت در همین فیلم که به صحنه کیفیتی تغزلی و غم بار می‌بخشد.
آنجلوپلوس با دستان یک مینیاتورکار صحنه‌ها را می‌چیند و تنها دوربینش را روشن می‌کند و برای ما فیلم می‌گیرد. حرکتهای نرم دوربین او و پتانسیل بالای شاعرانگی تصویر‌هایش هر بیننده‌یی را مسحور می‌کند. فیلمهای او مثل یک شعر خوب ما را از سطح زمین جدا می‌کند و وارد دنیاهایی می‌کند که پس از بیرون آمدن از آن‌ها تنها می‌توانیم بگوییم که شگفت زدگی و اعجاب دستاوردهایی کوچک در مقابل عظمت آن دنیاهاست.
او از مرزهایی از هم گسیخته سخن می‌گفت و در جستجوی وطن از دست رفته آرزوی برداشتن مرز‌ها و جهان -وطن شدن را هم در دل هر انسان آزاده‌یی می‌کاشت.
آلبر کامو روزی سخنی در این مایه‌ها گفته بود: مرگ در اثر تصادف مفت‌ترین نوع مرگ است. (نقل به مفهوم) عجیب آنکه خود او هم در اثر تصادف جان سپرد. آنجلوپلوس هم در اثر بی‌احتیاطی یک پلیس موتورسوار سر صحنهٔ فیلم آخرش از دنیا رفت.
این مرگ به اندازهٔ کافی کنایه آمیز است. او در صحنه‌یی جان سپرد که از آن جهان واقعی ما نبود. فیلمی که در میانه ناتمام ماند تا خالقش را هم مثل شعری ناتمام به دست باد بسپارد.
شاید او در میانهٔ یکی از سکانسهای جادوییش خفته است و ما خبر نداریم:
همراه با مهمانانی که سال‌هایشان را در یک مجلس رقص پشت سر می گذارند ، همجوار مردی که به مانند یک لک لک ایستاده است ، همنشین خانهٔ خالی پیرمرد به وطن بازگشته، پنهان شده در خانهٔ آرزوهای شاعر کم حرف و غمگین، کنار مسافران کوچک چشم اندازی در مه و یا هم بغض اهالی دهکده ی در حال ویرانی...

شاید هم او مثل دو رفیق سابق زنبوردار در کنارهٔ ساحل با غمی شادخوارانه خاطراتش را مرور می‌کند.
اما من او را در گوشه‌یی از این ساحل بی کران می بینم. در حالی که برای سرنوشت غم انگیز بشریت با دریا گریه می‌کند..

چاپ شده در روزنامه‌ی اعتماد
#بهنام_شریفی

🎬 The Weeping Meadow 2004
join 👉 @honar7modiran
4👍1
📌 نقد فیلم «‌ نـبـرد پـشـت نـبـرد »
🔖 « انـتزاعِ ارعاب؛ توهم انـقلاب »
✍️ نویسنده: #آریا_باقری



🔰- [ مطالعه نقد ] 👉



▪️| #نقد_فیلم #سینمای_پست_مدرن
▪️| #نبرد_پشت_نبرد #پل_توماس_اندرسون


@FormandFilm
@honar7modiran
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 ویدیویی زیبا از فیلم «دشت گریان» ساخته « #تئو_آنجلوپولوس» کارگردان و فیلم نامه‌نویس بزرگ یونانی، به همراه #موسیقی زیبای فیلم اثر #النی_کاریندرو


▫️نماهایی از فیلم «علفزار گریان»
کارگردان:  «تئو آنجلوپولوس»
9👍1👎1
.
.
👤 #آلبر_کامو:

«قلمرویی هست که از آن بیرون رانده شده‌ایم و مدام به دنبال آن می‌گردیم.»




🎬 The Weeping Meadow 2004

join 👉 @honar7modiran
👍64
📣 فراخوان دوره‌ی جدید گروه قرار

▫️ به‌وعده و قرار، می‌خواهیم سراغ مجموعه داستان کوتاه از نویسندگان ایرانی برویم. یکی از مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین مجموعه‌داستان‌های معاصر ایران:
«آشفته‌حالان بیداربخت» اثر غلامحسین ساعدی.
این مجموعه، روایت آدم‌هایی‌ست گرفتار ترس، فقر، تنهایی و اضطراب. انسان‌هایی به‌ظاهر عادی که در موقعیت‌های بحرانی، لایه‌های پنهان روان و جامعه را آشکار می‌کنند. ساعدی با نثری موجز و فضاسازی‌ای نفس‌گیر، ما را وارد جهانی می‌کند که مرز میان واقعیت و کابوس در آن باریک و لرزان است. داستان‌ها کوتاه‌اند، اما اثرشان عمیق و ماندگار.

🎯 اگر می‌خواهید یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های داستان کوتاه فارسی را تجربه کنید، این دوره فرصتی برای شماست.
برای گفت‌وگو درباره‌ی ترس، قدرت، انزوا و روان انسان.
برای خواندن متنی که هنوز هم به‌طرز عجیبی امروزی است.
و برای لذت‌بردن از خوانشی جمعی و بحث‌های زنده و تجربی.

🗓 روز و تاریخ شروع دوره: هر دوشنبه (از ۱۵ دی)
🕰 ساعت برگزاری جلسات: ۱۷:۳۰ تا ۱۹
💻 مکان: مجازی/آنلاین (بستر گوگل‌میت)
👩‍💻 تسهیل‌گر: زهره رضازاده (ارغوان)

💎 چشم‌انتظار حضورتان هستیم. 💫

📌 برای ثبت‌نام و اطلاع از نحوه‌ی ورود به گروه، با ما در ارتباط باشید:

@Yeganeh_Tarashkar

اینجا خانه‌ی تو و من است.
https://news.1rj.ru/str/MohammadRezaIranZade
👍1👎1
.
هرچیزی را که لمس می کنم
مرا تلخ می رنجاند
و دیگر هیچ چیز از آن من نیست
همیشه کسی هست که می گوید:
این از آن من است؛ مال من اما من دیگر هیچ چیز
هیچ ندارم

👤#آنجلوپولوس

Join 👉 @honar7modiran
9👍3
🎻 #آشنایی_با_آهنگساز

🔹النی کاریندرو در سال ۱۹۴۱ در روستای کوهستانی تیچیو واقع درمنطقه روملی در مرکز یونان به دنیا آمد و در آتن بزرگ شد. او در طبیعت و با صدای طبیعت بزرگ شد.
خودش در این باره می گوید" "من هنوز هم خاطره ی صدا هایی که در کودکی شنیده ام در ذهنم دارم: صدای باد، صدای باران روی سنگفرش ها، آواز بلبل ،سکوت برف . بعضی وقت ها طنین صدای فلوت ها وکلارینت های که در فستیوال های روستایی میدان دهکده نواخته می شدند درکوه های اطراف می پیچید. صدای بلند و هماهنگ آوازهای زنانی را بیاد دارم که شبانه روی زمین خرمن کوبی ذرت پوست می کندند. ملودی های بیزانسی درکلیسا و صدای بی وقفه مردان که سراینده را همراهی می کردند خوب به یاد دارم. "
عمده آثار او در زمینه موسیقی فیلم است، هر چند در زمینه موسیقی فولکلور یونانی و موسیقی برای تئاتر و اوپرا هم کارهایی از او منتشر شده است.
مشهور ترین آثار او موسیقی‌هایی هستند که برای فیلم‌های کارگردان فقید یونانی تئو آنجلوپولوس ساخته است.النی تاکنون برای بیش از ۱۸ فیلم، ۱۳ تئاتر و ۱۰ سریال تلویزیونی کار آهنگسازی انجام داده است.
منتقدان فیلم یونان و روزنامه نگاران اعتقاد داشتند که ساخته های النی کاریندرو فراتر از عرف موسیقی متن در سینما است. حضور همیشگی او روحی عمیق را از پهنای کلام موسیقی اش منتقل می کند. آثار او را نمی توانیم موسیقی فیلم بنامیم بلکه موسیقی ای است که عمیقا سینماتیک و در عین حال فضایی حسی را پایه ریزی می کند. او درباره همکاری های متعدد خود با تئودور آنجلوپولوس گفته است: «اغلب موارد قبل از اینکه فیلم نامه ای در کار باشد ما کارمان را با وجوه ظاهری مفاهیم زیر ساخت شروع می کردیم. آنجلوپولوس مردی است کم حرف که درک عمیقی از مسایل دارد. بنابراین درک ریشه و ایده اصلی کارش برای انتقال و بیان آن مفاهیم با شیوه ای غیرشفاهی در فیلم مهم بود. بعضی وقت ها قبل از اینکه فیلمنامه آماده شود تم اصلی کار را پیدا می کردم. »
موسیقی‌هایی که از دل یونان می‌آید و گاه طعم بالکان می‌گیرد.
آنگلوپولوس، در مورد اِلنی اینطور می گوید: «موسیقی اِلنی با تصویر همراهی نمی‌کند. بلکه در آن نفوذ می‌نماید و تبدیل به جزئی جدایی ناپذیر از تصاویر می‌شود.»
موسیقی متن فیلم «بمب: یک داستان عاشقانه» تازه ترین ساخته پیمان معادی بازیگر و کارگردان ایرانی توسط النی کاریندرو ساخته شده است موسیقی این فیلم نامزد جایزه بهترین موسیقی جشنواره آسیا پاسیفیک ۲۰۱۸ شده است.
مجله تایم «النی کاریندرو» را به عنوان برترین موسیقیدان در قید حیات یونان معرفی کرده است
در 1982 در فستیوال تسالونیکو که برای دریافت جایزه بهترین آهنگ سازی برای فیلم روزای رفته بود با آنجلوپولوس آشنا شد که او را همکاری در فیلم سفر به سیترا دعوت کرد. و این شروع همکاری با فیلم های - پرورش دهنده ی زنبور عسل، چشم اندازی در مه ،نگاه خیره وار اولیس، ابدیت و یک روز ، دشت گریان- این کار گردان بود. طوری که حتی در پروژه های فیلمسازی خارج از کشور آنجلوپولوس اولین همرا بود و آخرین نفری بود که گروه را ترک می کرد.
یکی از منتقدان در روزنامه آوگی نوشت " کاریندرو رویا را دگرگون میکند.". مجموعه ی موسیقی هایی که برای فیلم ساخته، مادامی که در ذهن بماند و تکرار شود در رویا مسؤلیتش را به انجام می رساند. موسیقیش با و یا بدون تصاویر فیلم های آنجلوپولوس ، کریستف و خانسوفولوس ما را به بیداری و جستجو تشویق میکند.
جستاری در خشکی ، دریا و روح جهان هلنی مدرن یا به قول خود کاریندرو به تعبیر سفریس "هر جا که باشم زخم های یونان با من است."
آنجلوپولوس فقید به یاری ساخته های این خانم موسیقی را به عنوان یکی از مولفه های جدایی ناپذیر  فیلمسازی اش در آثارش ارایه می نمود و بدان باور داشت.
#نیما_خسروی

join 👉 @honar7modiran
7
از افراد مبتلا به اختلال افسردگی برای شرکت در طرح 10 جلسه ای روان درمانی توسط درمانگران مجرب تهران، دعوت به مشارکت می نماییم.

این طرح شامل تصویربرداری fMRI قبل و بعد از درمان است و در صورت نداشتن ممنوعیت، می توانید با شرکت در این طرح گامی متفاوت به سوی تغییر بردارید...

تنها با پرداخت 50 درصد هزینه، از جلسات روان درمانی با درمانگران توانمند برخوردار شوید و از عملکرد مغز خود پیش و پس از درمان آگاهی یابید.


🔴 ظرفیت شرکت در این طرح محدود است 🔴

🌐 برای کسب اطلاعات بیشتر به لینک زیر مراجعه فرمایید.
https://ica-service.com/MDDTrial/


🟢 برای شرکت در طرح، لطفا فرم موجود در لینک زیر را  تکمیل کنید:
https://survey.porsline.ir/s/1g7CtXB


در صورت هرگونه پرسش یا نیاز به توضیح بیشتر با ما تماس بگیرید.

📞09031212947
Telegram: @N_F1400