یه شعر – Telegram
یه شعر
59 subscribers
1 photo
1.06K links
creator: @ixabolfazl

@abolfazl_devs

این پیام رو اول بخونید
https://news.1rj.ru/str/iipoem/32
Download Telegram
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۶۵۶

آن دل که به یاد خود صبورش کردی
نزدیک تر تو شد چو دورش کردی
در ساغر ما زهر تغافل تا چند
تلخیش نماند بس که شورش کردی

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۲۱۶

این نعره عاشقان ز شمع طرب است
شمع آمد و پروانه خموش این عجب است
اینک شمعی که برتر از روز و شب است
بشتاب تو جان که شمع دل جان طلب است

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۱۲۹

از خویش خوشم نی نباشد خوشیم
از خود گرمم نه آب و نی آتشیم
چندان سبکم به عشق کاندر میزان
از هیچ کم آیم دو من ار برکشیم

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۳۸

آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت
وز بی ادبی و جرم صد تو نگریخت
او را تو نگوی لطف دریا گویش
بگریخت ز ما دیو سیه او نگریخت

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
حافظ | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۰

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته است در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل در بند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما

#حافظ | گنجور
📍@iipoem
خیام | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۷۲

تا راه قلندری نپویی نشود
رخساره به خون دل نشویی نشود
سودا چه پزی تا که چو دل سوختگان
آزاد به ترک خود نگویی نشود

#خیام | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۵۸۷

بعضی به صفات حیدر کرار ند
بعضی دیگر ز زخم تو بیمار ند
عشقت گوید درست خواهم در راه
گویی تو که نی شکستگان بسیار ند

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۷۳۷

ای دوست ز من طمع مکن غمخواری
جز مستی و جز شنگی و جز خماری
ما را چو خدا برای این آوردست
خصم خردیم و دشمن هشیاری

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰

رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
وز غصه افزون تو افزون گریم
نی خود چو تو رفتی ز پیت دیده برفت
چون دیده برفت بعد از او چون گریم

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۵۹۸

ای کان العباد ما اهواه
ما یذکرنا فکیف ما ینساه
قدر ان به القلوب والافواه
قد احسن لا اله الا الله

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۱۸۰

بر یاد لبت لعل نگین می بوسم
آنم چو بدست نیست این می بوسم
دستم چو بر آسمان تو می نرسد
می آرم سجده و زمین می بوسم

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۷۱۰

رفتم بدر خانه آنخوش پیوند
بیرون آمد بنزد من خنداخند
اندر بر خود کشید نیکم چون قند
کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
خیام | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۳۸

برخیز و مخور غم جهان گذران
بنشین و دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران

#خیام | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۹۴۷

مادام که در راه هوا و هوسی
از کعبه وصل هردمی باز پسی
در بادیه طلب چو جهدی بنمای
باشد که به کعبه وصالش برسی

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
حافظ | قطعات | قطعه شمارهٔ ۲۲

سرور اهل عمایم شمع جمع انجمن
صاحب صاحب قران خواجه قوام الدین حسن
سادس ماه ربیع الاخر اندر نیم روز
روز آدینه به حکم کردگار ذوالمنن
هفت صد و پنجاه و چار از هجرت خیرالبشر
مهر را جوزا مکان و ماه را خوشه وطن
مرغ روحش کـ او همای آشیان قدس بود
شد سوی باغ بهشت از دام این دار محن

#حافظ | گنجور
📍@iipoem
حافظ | غزلیات | غزل شمارهٔ ۱۸۱

بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
که به بالای چمان از بن و بیخم برکند
حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا
که به رقص آوردم آتش رویت چو سپند
هیچ رویی نشود آینه حجله بخت
مگر آن روی که مالند در آن سم سمند
گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می باش
صبر از این بیش ندارم چه کنم تا کی و چند
مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد
شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به کمند
من خاکی که از این در نتوانم برخاست
از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر بلند
بازمستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ
زان که دیوانه همان به که بود اندر بند

#حافظ | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۷۳۹

ای روی ترا پیشه جهان آرایی
وی زلف ترا قاعده عنبر سایی
آن سلسله سحر ترا آن شاید
کش می گزی و می کنی و می خایی

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۶۳۴

جوزی که درونش مغز شیرین باشد
درجی که در او در خوش آیین باشد
چندین ز حسد شکستن آن مطلب
گر بشکنیش هزار چندین باشد

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۳۱۸

ماییم که از باده بی جام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۹۴۹

ماننده گل ز اصل خندان زادی
وز طالع و بخت خویش شادی شادی
سرسبز چو شاخ گل و آزاده چو سرو
سروی عجبی که از زمین آزادی

#مولانا | گنجور
📍@iipoem
مولانا | دیوان شمس | رباعیات | رباعی شمارهٔ ۱۸۴۳

حاشا که به ماه گویمت میمانی
یا چون قد تو سرو بود بستانی
مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست
در سرو کجاست جنبش روحانی

#مولانا | گنجور
📍@iipoem