سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
282 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
سیمپر ∞ Whore
Photo
عه فصل جدید اومده
من هنوز فصل اولم کامل ندیدم
🤝4
شنبه جینشی میاد🔥🔥
🐳2💘2
شنبه تبدیل شده به بهترین روز هفته
🐳2💘2
Novel & Book To Read In 1404 :

-Reverend insanity(ch380)
-The Extra Betrayed The Dragon’s First Love
You Boys Play Game Very Well
-I'm Going to Stop Fussing Over My Husband
-Wait For Me After School
-Eternities Still Unsaid Till You Love
-Imprisoned In Eternal Night
-Be A Light In The Dark Sea

-Thriller Trainee
-Children Of The Holy Emperor
-Storm Bringer
-The Day I Picked Up Dazai
-Descent From an Altitude of 10,000 Meters
-The Feast of Filth
-Pan's Labyrinth
-Shadow House
-Rebirth Of A Supermodel
-All For The Game
-The Cruel Prince
-The Song Of Achilles
-Twin Crowns

-Cursed Crowns
-In A Dark, Dark Wood
-The Night Circus
-The Darkness Outside Us
-The Right Way to Offer a Sacrifice to the River God
-Ghost Marriage
-Sect Master And Psycho

-We Were Liars
-Captive Price

-I Became a God in a Horror Game
-Global Examination
-Don't Let The Forest In
-Green Plum Island
-Linving To Suffer
-Kaleidoscope Of Death
-Loneliness

Mistakenly Saving the Villain
Panguan

Husky and His White Cat Shizun[Re-read]
the ties lacci
💘5🐳1😭1
雪見❄️ساختمان 36 خیابان زوتلند
و ساکاموتووو
پدر اعظم بیاد رومون پا بزاره
🙏3😭1
Klein is a gentleman💕
💘3🐳1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕳🧎🏻‍♀️🧍🏻‍♀️
💘2
سیمپر ∞ Whore
Video
زندگی بسسسسسس کلید میخام بمیرم کجاس؟؟؟😭😭😭
😭1
Forwarded from Bai Liu’s devotee altar. (آیدن کیه؟ هرآنچه بود در غم احمق سوخت-)
هیچوقت فکر نمی‌کردم صبح چشمام با همچین چیزی بلس بشن-

#case_file_compendium
Bai Liu’s devotee altar.
Photo
خاک به سرم
چقد خوشگله
خاک به سر هه‌یو بی‌لیاقت کنن
👍2👎2🤝1
شیه هر جلد داره خوشگل تر میشه من مانده ام و گریه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خوشگل پسری اومده همه رو فیکس کنه💕
💘2
شاید چون اولین بار بود که در میدون جنگ حاضر میشد، اما آلبرو از دیدن دشمنایی که از پایین نگاهش میکردند، احساس عجیبی داشت.
اما عصبی بودنش این احساس عجیب رو خاموش کرد.
"اونا منو نگاه میکنن"
در این لحظه چشم‌های زیادی در حال نگاه کردن به آلبرو بودن.
آلبرو در نوجوانی حس میکرد این نگاه‌ها ترسناکن.
این نگاه‌ها داشتن امتحانش میکردن یا اونو زیر نظر داشتن. حتی الان هم در بین این نگاه‌ها ممکنه افرادی باشن تا بخوان قضاوتش کنن.
"آلبرو کراسمن"
این سرنوشتش از لحظه گرفتن نام‌خانوادگی کراسمن بود.
آلبرو بعد از گذشت این زمان زیاد میدونست، میدونست که قضاوت تنها چیز در نگاه‌هاشون نیست.
"لطفا نجاتمون بدین"
"لطفاً مارو نجات بدین اعلیحضرت"
التماس مردمی که داخل قلعه بودن.
امید شهروندایی که گروگان گرفته شدن.
آلبرو الان میتونست همه اینها رو حتی بدون نگاه کردن حس کنه.


TCF-CH[520]
🍓5