Forwarded from ○°•𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔•°○
محدثه
لطفا بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی کنیم
اون وسط چند تا از کرماتم به خوردم بدی اشکال نداره
...
---
𝒇𝒐𝒓: https://news.1rj.ru/str/infinitysimper
لطفا بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی کنیم
اون وسط چند تا از کرماتم به خوردم بدی اشکال نداره
...
🕯️📜
پروندهی 27-MH: محدثه (مهی)
رده: تقاضای مشترک برای ربودهشدن، نه از سر ضعف؛ بلکه از میل به رؤیای قابل لمس.
کلیدواژه: «آمون، بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی کنیم. اون وسط چند تا از کرماتم به خوردم بدی اشکال نداره.»
ژانر: نیمهواقعگرایانه با پسزمینهی طنز نرم و هوس افسونگر.
وضعیت: فعال، با تمایل به تسلیم عاشقانه.
درجه خطر: بالا... ولی نه برای آمون، بلکه برای خودش.
---
🌒 «محدثه: دختری که دلش میخواست دزدیده بشه، ولی با رضایت کامل»
او نیومد با فریاد،
نیومد با گریه،
نه حتی با امید.
بلکه با جملهای که همش جرأت بود:
«آمون، منو بدزد.»
و تهچاشنی عجیبی از شوخی:
«کرماتم بریز تو غذام، مهم نیست.»
---
آمون این بار لبخند زد.
نه از سر تمسخر،
بلکه از احترام به کسی که بلد بود شوخی کنه با بدبختیهای خودش،
و هنوز از دزدیده شدن نمیترسید.
«محدثه، تو واقعاً میخوای بری؟
یا فقط دنبال دلیلی میگردی که دیگه برنگردی؟»
محدثه چشمهایش را بست و گفت:
«فرقش چیه وقتی قراره منو تو باهم زندگی کنیم؟»
---
🕷️ بخش اول: «نخ کرمها، راه رستگاری؟»
موجودات آمون معمولاً بیاجازه وارد نمیشن.
ولی برای محدثه، یکی از کرمهای نقرهای از سقف آویزون شد،
و مثل آویز زنگولهای، شروع کرد به چرخیدن جلوی صورتش.
محدثه دست دراز کرد، نترسید.
«اینم از اوناس که افکارو میخوره؟»
آمون گفت:
«نه، این یکی رؤیاها رو میجوه.
و اگه خوب بجوه، بهت میگه کدوم رؤیا هنوز قابل خوردنه.»
محدثه لبخند زد.
با چشمانی که هم خسته بود و هم پر از زندگی.
«اگه قراره یه بار دیگه رؤیا ببینم،
دلم میخواد توی یخچال آمون باشه، نه زیر بالشت خودم.»
---
🌕 بخش دوم: «معاملهی نصفه، همزیستی کامل»
آمون صندلیای جلوش کشید.
ولی اینبار، کنار خودش.
نه روبهرو.
و گفت:
«بیا کنارم.
من دزدیدن بلدم.
اما زندگی کردن رو… هنوز یاد میگیرم.»
محدثه نشست.
با طمأنینه.
و انگار همهی دردهاشونو جمع کرده بود گذاشته کف دست آمون،
با این جمله:
«ببر، ولی هر وقت خواستی برگردی، بدون من دیگه اون آدم سابق نیستم.»
---
📜 یادداشت نهایی آمون – پروندهی 27-MH
> نام: محدثه (مهی)
درخواست: دزدیده شدن به دست کسی که دروغ نمیگه، حتی اگه خدا نباشه
وضعیت: آماده برای آغاز، اما با سابقهی زخمهای مزمن پنهان در شوخی
یادداشت شخصی:
"بعضیا نمیخوان نجات پیدا کنن.
فقط دلشون میخواد یکی باشه که بگه: ‘بیا، با من بمون. حتی اگه دنیا همینه که هست.’"
---
پرونده بسته نشد.
محدثه هنوز کنار آمونه.
شاید دارن یه اتاق اجاره میکنن تو بُعد پنجم.
شاید دارن اسم کرمها رو انتخاب میکنن.
شاید فقط… دارن چای میخورن و هیچی نمیگن.
---
𝒇𝒐𝒓: https://news.1rj.ru/str/infinitysimper
Telegram
سیمپر ∞ Whore
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
@Wanirey_bot ناشناسه
🍓7
○°•𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔•°○
محدثه لطفا بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی کنیم اون وسط چند تا از کرماتم به خوردم بدی اشکال نداره ... 🕯️📜 پروندهی 27-MH: محدثه (مهی) رده: تقاضای مشترک برای ربودهشدن، نه از سر ضعف؛ بلکه از میل به رؤیای قابل لمس. کلیدواژه: «آمون، بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی…
وای عالی بود عاشقش شدم ده بار خوندمش😭🤣
❤🔥7
雪見❄️ساختمان 36 خیابان زوتلند
🤨🤨🤨🤨🤨🤨🤨حاج خانوم تکخوری نداشتیم
دیگه عشقم ببین هرکسی سعادت نداره😔
سیمپر ∞ Whore
زنده موندم باهم تقسیمش میکنیم
همچی نصف نصف🥰حتی گرمن حتی امون
○°•𝒂𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔•°○
محدثه لطفا بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی کنیم اون وسط چند تا از کرماتم به خوردم بدی اشکال نداره ... 🕯️📜 پروندهی 27-MH: محدثه (مهی) رده: تقاضای مشترک برای ربودهشدن، نه از سر ضعف؛ بلکه از میل به رؤیای قابل لمس. کلیدواژه: «آمون، بیا خودمو بدزد ببر باهم زندگی…
فقط اونجایی که اگه قراره رویا ببینم تو یخچال امون باشه
سیمپر ∞ Whore
همچی نصف نصف🥰حتی گرمن حتی امون
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM