سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
282 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
⋆˙تو مدت ها پیش فهمیده بودی که چقدر جذبش شدی، تو می‌دونستی که بهش احساس پیدا کردی.
🍓5💋1💘1🦄1
-خیلی خسته‌ام، می‌تونم ببینم زندگیم قراره چجوری پیش بره و نمی‌تونم مقاومت کنم.
+من سعی‌ام رو می‌کنم، و یه روزی می‌تونی کامل بهم اعتماد کنی.
حرف‌هاش بی‌معنی به نظر می‌رسید، اعتماد دیگه هیچ فایده‌ای نداشت.
𔘓
🍓5💋1💘1🦄1
ྀིصدای مهربون، دست‌‌هایی که انگار مراقب یه چیز با ارزش و گران‌بها هستن، همه‌ی اون چیزهایی که توی گذشته ازش می‌خواستم. گرمایی که بهم می‌دی، احساساتت، مهربونیت، تموم چیزهای ملایمی که بهم می‌دی، الان فقط بهم صدمه می‌زنن. در گذشته من می‌خواستم براش فردی ارزشمند و خاص باشم، ولی حتی با اینکه اون مهربونه، هيچوقت این رو نفهمید.
🍓4💋1💘1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❀˖°من می‌دونم که ازم متنفری، می‌دونم که خیلی گستاخیه که این رو ازت بخوام ولی، لطفا بهم فرصت بده تا کمکت کنم، برای اینکه دیگه مجبور نباشی زجر بکشی.
🍓5💋1💘1🦄1
๋࣭ ࣪ ˖نمیدونم دقیقا چند نفر صمیمانه بهم هدیه دادن، وقتی کوچیک بودم مامانم بهم یه عروسک پارچه‌ای داد، نمیدونم داخل اون هدیه صداقتی هم وجود داشت؟ زمانی که شارلوت رو ملاقات کردم، میتونم صداقتش رو بین گل هایی برام میچینه حس کنم. الان هم؛ به هدیه تئودور همون حس رو دارم. هیچوقت فکر نمی‌کردم این روز رو ببینم، نگاهی مستقیم بدون داشتن هیچ تردیدی، چقدر این نگاه رو تحسین می‌کردم.
چشم‌های صادق شفاف و تزلزل ناپذیرش...وسط کابوس‌هام اون تنها کسی بود که دستش رو به سمتم دراز کرد، منه گذشته منتظر همچین نگاهی بود، کسی که مطمئن بود میاد و نجاتش میده.
🍓4💋1💘1🦄1
بهت گفته بودم تئودور، ازت متنفرم.
🍓5💋1💘1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
با این‌‌که میدونستی بهت احساس دارم، تو ازم متنفری و هی نادیده‌ام می‌گیری، فقط محض خنده ازم متنفری؟
🍓5💋1💘1🦄1
. ݁ ࣭⭑موهای نقره‌ای، چشم های سبز زمردی، برای یک لحظه، توی چشم‌هاش تنهایی رو دیدم، مثل چشم‌های خودم، فکر کردم این یک حس مشترک بینمونه، ممکنه بتونیم با هم کنار بیایم؟ شاید اون بتونه تنهایی من رو درک کنه.𓍼
🍓5💋1💘1🦄1
از وقتی بچه بودم همیشه آرزو داشتم یکی بیاد و نجاتم بده، خودمو فریب دادم که تئودور همون نجات دهندمه، ناخودآگاه امیدوار شده بودم که ازدواج با اون، راه نجاتمه. ولی؛ چرا باور نداشتم که خودم می‌تونم خودم رو نجات بدم؟ حالا فقط باید دست های خودمو بگیرم.𓂃࣪˖
🍓4💋1💘1🦄1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این دفعه، دیگه دیر نکردم.
🍓5💋1💘1🦄1
هرگز همچین پایانی رو تصور نمی‌کردم، هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که ممکنه بمیری، من هیچ‌وقت ناراحتی تو رو نخواستم، یا رنج کشیدن و آسیب دیدنت رو، اشک‌هام همه‌ی نفرت و نارضایت‌ام رو شست و غم و اندوه جای همش رو گرفت، زیر لایه‌ی غم و اندوه احساسی پاک‌ و ناآشنا باقی موند. این حس نه ناراحتی از تو بود، نه حسرت و غم، چیزی بود که مدت ها می‌خواستم نادیده‌اش بگیرم. همون عشقی که، با دقت زیادی درونم دفنش کرده بودم.𓏲 ๋࣭ ࣪
🍓5💋1💘1🦄1