با اینکه میدونستی بهت احساس دارم، تو ازم متنفری و هی نادیدهام میگیری، فقط محض خنده ازم متنفری؟
🍓5💋1💘1🦄1
. ݁ ࣭⭑موهای نقرهای، چشم های سبز زمردی، برای یک لحظه، توی چشمهاش تنهایی رو دیدم، مثل چشمهای خودم، فکر کردم این یک حس مشترک بینمونه، ممکنه بتونیم با هم کنار بیایم؟ شاید اون بتونه تنهایی من رو درک کنه.𓍼
🍓5💋1💘1🦄1
از وقتی بچه بودم همیشه آرزو داشتم یکی بیاد و نجاتم بده، خودمو فریب دادم که تئودور همون نجات دهندمه، ناخودآگاه امیدوار شده بودم که ازدواج با اون، راه نجاتمه. ولی؛ چرا باور نداشتم که خودم میتونم خودم رو نجات بدم؟ حالا فقط باید دست های خودمو بگیرم.𓂃࣪˖
🍓4💋1💘1🦄1
هرگز همچین پایانی رو تصور نمیکردم، هیچوقت فکر نمیکردم که ممکنه بمیری، من هیچوقت ناراحتی تو رو نخواستم، یا رنج کشیدن و آسیب دیدنت رو، اشکهام همهی نفرت و نارضایتام رو شست و غم و اندوه جای همش رو گرفت، زیر لایهی غم و اندوه احساسی پاک و ناآشنا باقی موند. این حس نه ناراحتی از تو بود، نه حسرت و غم، چیزی بود که مدت ها میخواستم نادیدهاش بگیرم. همون عشقی که، با دقت زیادی درونم دفنش کرده بودم.𓏲 ๋࣭ ࣪
🍓5💋1💘1🦄1
+خداروشکر که سالمی لیلی، و بلاخره انتقامت تموم شد.
-آره؛ تموم شد، انتقام من و تو.
-آره؛ تموم شد، انتقام من و تو.
🍓5💋1💘1🦄1
از تئودور ولنتینو به خاطر بیرحم بودنش متنفر بودم، اما واقعا نمیتونستم ازش متنفر باشم. تا الان از دلیلش طفره میرفتم اما؛ الان میدونم. بعد از اینکه تقریبا از اون رو از دست دادم، فهمیدم..
+لیلی، من امیدوارم برای مدت طولانی ای زندگی کنی، این تنها آرزوی منه.
چون اون همچين آدمیه، کسی که میتونه برای بقیه آرزوی خوشبختی کنه.
+لیلی، من امیدوارم برای مدت طولانی ای زندگی کنی، این تنها آرزوی منه.
چون اون همچين آدمیه، کسی که میتونه برای بقیه آرزوی خوشبختی کنه.
🍓5💋1💘1🦄1
+لطفا خاطرات منو بگیر، میخوام از خاطراتم استفاده کنم تا تورو نجات بدم، کاش عمر طولانی ای داشته باشی. دیگه نمیخوام کسی رو از دست بدم.
-من تورو به سختی نجات دادم حالا تو همچین چیزی میگی.
+پس لطفا بذار...منم نجاتت بدم.
-من تورو به سختی نجات دادم حالا تو همچین چیزی میگی.
+پس لطفا بذار...منم نجاتت بدم.
🍓5💋1💘1🦄1