سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
282 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
چین‌جیو مردی که تو هستی🛐
🍓4💘1🦄1
+«حالا که غریبه‌ها اینجا نیستن، بزار ازت یه چیزی بپرسم.»
-«...بگو.»
+«کی فهمیدی؟»
-«خیلی وقت نیست، آخر امتحان قبلی فهمیدم وقتی توی اتاق بودم.»
+«منم همینطور، منم...اونجا فهمیدم.»
چین‌جیو متوجه شد این سوال براش خنده داره، خنده‌اش رو بیرون داد و یوهوا سرش رو برگردوند و لب‌هاش به سمت بالا خم شد. خیلی عجیب بود، اون حس معذب بودن قبل تر توی یک لحظه از بین رفت و انگار دیگه اهمیت نداشت.
🍓4💘1🦄1
موج دیگه‌ای از زامبی ها به سمت بازرس A هجوم آوردن و
شخصی که کمی ازش دورتر بود برگشت، در حالی که با یک دست
سنگ قبر رو تکیه گاهش می‌کرد درست کنار بازرس A فرود اومد و
مچ دست بازرس A رو به سمت خودش کشید.
+«بازرس بزرگ، بگذار چاقوت رو قرض بگیرم.»
-«نمی‌تونی یک چاقو برای خودت پیدا کنی؟»
+«وقت نیست.»
🍓4💘1🦄1
+«تو ناراحتی.»
-«کی؟»
+«تو. بذار فکر کنم...به خاطر اینه که من به
اون شخص دیگه داخل اتاق گفتم بازرس بزرگ؟
حسودی می‌کنی بازرس بزرگ؟»
🍓4💘1🦄1
چین جیو سرش رو به دیوار تکیه داد و به یو هوا چشمک زد.
«دقیقاً چه خوابی دیدی؟»
این چشمک ملایم، یو هوا رو شگفت زده کرد و نگاهش رو برگردوند.
«اتاقی که میز و صندلی و ت-....»
تخت.
کلمه ساده‌ای بود اما یو هوا مکث کرد.
+«چی؟»
-«یک کمون.»
+«؟»
«من تیر و کمون تو دستم داشتم احتمالا میخواستم با اون بزنمت.»
+«؟؟؟»
یو هوا صدای خنده آرومی رو از شخص کنارش شنید.
🍓4💘1🦄1
🍓4💘1🦄1
+«حالا که این فرصت نادر رو پیدا کردم تا هم تیمیت باشم باید نهایت استفاده رو ببرم، اینجوری فکر نمی‌کنی؟»
«بازرس A» چیزی نگفت.
بعد از مدتی سرش رو برگردوند و خندید.
چین‌جیو به خطوط نازک گردنش نگاه کرد و هوس کرد
که اون رو گاز بگیره.
نگاهش را برگردوند و نوک دندان‌هاش رو لیسید.
🍓4💘1🦄1
چین جیو اتفاقی کنارش فرود اومد و یو هوا احساس کرد لاله گوشش کشیده میشه، صدای اروم چین‌ جیو کنار گوشش پیچید.
+«خیلی وقته میخوام یه سوال ازت بپرسم، چرا گوشواره میندازی؟ به سوالم جواب بده.....بازرس بزرگ.»
وقتی نیمه اول جمله رو گفت میخواست تمومش کنه اما احساس کرد که ناقصه و یک چیزی کم داره. حتی وقت اون عنوان رو اضافه کرد احساس میکرد درست نیست.
یو هو ناخودآگاه سرش رو برگردوند، می‌ترسید دوباره گوشش رو بکشه.
«چون میدرخشه.»
🍓4💘1🦄1
+«همیشه من صدات می‌کنم تو منو چی صدا میکنی؟
دلم میخواد بدونم.»
-«جی.»
+«چی؟»
-«جین. بدون حرف آخر.»
+«همه منو اینجوری صدا می‌کنن یا فقط تو اینجوری
صدام می‌کنی؟ این یه لقبه؟ پس، یادم می‌مونه.»
🍓4💘1🦄1