سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
282 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
+«حالا که این فرصت نادر رو پیدا کردم تا هم تیمیت باشم باید نهایت استفاده رو ببرم، اینجوری فکر نمی‌کنی؟»
«بازرس A» چیزی نگفت.
بعد از مدتی سرش رو برگردوند و خندید.
چین‌جیو به خطوط نازک گردنش نگاه کرد و هوس کرد
که اون رو گاز بگیره.
نگاهش را برگردوند و نوک دندان‌هاش رو لیسید.
🍓4💘1🦄1
چین جیو اتفاقی کنارش فرود اومد و یو هوا احساس کرد لاله گوشش کشیده میشه، صدای اروم چین‌ جیو کنار گوشش پیچید.
+«خیلی وقته میخوام یه سوال ازت بپرسم، چرا گوشواره میندازی؟ به سوالم جواب بده.....بازرس بزرگ.»
وقتی نیمه اول جمله رو گفت میخواست تمومش کنه اما احساس کرد که ناقصه و یک چیزی کم داره. حتی وقت اون عنوان رو اضافه کرد احساس میکرد درست نیست.
یو هو ناخودآگاه سرش رو برگردوند، می‌ترسید دوباره گوشش رو بکشه.
«چون میدرخشه.»
🍓4💘1🦄1
+«همیشه من صدات می‌کنم تو منو چی صدا میکنی؟
دلم میخواد بدونم.»
-«جی.»
+«چی؟»
-«جین. بدون حرف آخر.»
+«همه منو اینجوری صدا می‌کنن یا فقط تو اینجوری
صدام می‌کنی؟ این یه لقبه؟ پس، یادم می‌مونه.»
🍓4💘1🦄1
«وقتی برای اولین بار دیدمت حس ملاقات با یه دوست قدیمی رو نداشتم حدس میزنم رابطه‌ما...قبلا خیلی خوب نبوده.»
قلب یو هوا به تپش افتاد، نمیتونست احساسش رو توصیف کنه.
+«اما مهم نیست چقد بد بوده من دیگه فراموش کردم، بیا به توافق برسیم بازرس بزرگ. مهم نیست بعدا چی‌ یادمون بیاد بیا از هم ناراحت نشیم و کینه به دل نگیریم.»
🍓4💘1🦄1
چین جیو انگشت کوچیکش رو به سمت یو هوا گرفت و لبخندی داخل صدای اهسته‌اش موج میزد.
+«به پیشنهادم فکر کردی؟ می‌خوای قول بدی؟»
یو هو اصلاً عجله‌ای برای بلند شدن نداشت. نگاهش به انگشت
کوچیک لاغر و خوش‌فرم چین جیو افتاد.
-«بعد از قول دادن چی میشه؟»
+«بعدش دیگه باهم دوستیم.»
این جمله ای بود که چین جیو از قبل بهش فکر کرده بود اما
وقتی کلمه «دوست» رو به زبون اورد احساس کرد که درست
نیست و یه چیزی کم داره.
🍓4💘1🦄1
یو هوا دستش رو دراز کرد و به کف دست چین جیو زد. همینجور که انگشتش از کف دست چین جیو رد می‌شد، انگشت کوچیکش به آرومی دور انگشت چین جیو قفل شد.
🍓4💘1🦄1
دستی روی شانه‌اش قرار گرفت، و بعد؛ جسمی با دمای کمی پایین‌تر از دمای معمولی بدن، نزدیک‌‌اش شد.
یقه‌اش کمی مرطوب بود.
"بازرس بزرگ، بیرون بارون میاد؟"
این جمله ناگهان از ذهنش گذشت.
یک جسم سرد در دست چین جیو فرو رفت، دسته چاقو بود.
بلافاصله، سر دیگه چاقو داخل چیزی فرو رفت.
صدای گرفته یو هوا از کنار گوشش شنیده شد:
"برای بار دوم دیوونه نشو."
🍓4💘1🦄1
🍓4💘1🦄1
روانیم کردین
نه به +۸۰ چپتر که دست همم نمیگرفتن نه به الان که همش تو حلق همن
😭6
سیمپر ∞ Whore
Photo
بازرس بزرگ تو این اتاق دقیقا چیکار میکردین و الان داشتی به چی فکر میکردی که بعدش موهات مرطوب بود و رفتی حموم
😭6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM