همیشه از اولین شمشیر گوریو خوشم میومد از توی ضیافت صورت فلکیها که نشسته بود روی پله ساکه میخورد خوشم اومد ازش خیلی جاهاام به دوکجا کمک کرد مردک مهربون⊹ ࣪
🦄1
سمت چپ اسلی سمت راست اسلی پشت اسلی، میشه دو دقیقه اسلی نباشی ببینم چی میخونم؟😭🎀✨️𓍢 ִ ໋
😭7
اصلا پسرمو نگاه😭😭
چقدر خوشگله چقدر نازه چقدر گوگولیه چقدر قویه
برای همینه پر طرفدار ترین کارکتره توی orv
دوکجا واقعا👈🏻🌈✨️🩷❤️🔥🎀👉🏻
چقدر خوشگله چقدر نازه چقدر گوگولیه چقدر قویه
برای همینه پر طرفدار ترین کارکتره توی orv
دوکجا واقعا👈🏻🌈✨️🩷❤️🔥🎀👉🏻
😭6
دوکجا توی هر سناریو :
😭4
-----------------------
خب داستان چیه؟ داستان درمورد یه قارچ کوشول و نانازه، این قارچ کوچولومون یه انسان و پیدا میکنه به اسم انزه سلول های انزه و ژن اونو جذب میکنه خودش به شکل انزه درمیاد، به انزه میگه هاگشو کم کرده و برای پیدا کردنش باید به پایگاه انسانها بره. انزه بهش هشدار میده که نره ولی قارچ کوچولو بهش گوش نمیده. آنزه به قارچ کوچولو یا اسم میده "انژه" | انژه با یه عالمه اتفاق بالاخره میرسه به پایگاه انسانها اونجا قاصیای به اسم "لوفنگ" هست که هیچکس نمیتونه از زیر نگاهش در بره و همه رو قضاوت میکنه، لوفنگ نمیتونه تشخیص بده انژه انسانه یا یه آلوده شده توی نگاه اول به نظرش انسان نیست ولی بعدش نظرش عوض میشه.
انژه رو برای تست میبره. نتیجه تست انژه میگه که انژه صد در صد انسانه. انژه راه خونه انزه رو پیدا میکنه و اونجا میفهمه برای داشتن آب و غذا باید پول داشته باشه پس دنبال کار میگرده. انژه برای کار میره توی یک بازاری اونجا یه پسری هست که بهش آدرس اشتباه میده به جای طبقه اول و دوم میره طبقه سوم، یه دختر به اسم "دوسای" انژه رو به یه عروسک ساز معرفی میکنه به اسم "شاو" که ما به اسم رئیس شاو میشناسیمش. اونجا میاد شاگرد رئیس شاو میشه. بعد یه سفارش بهشون میدن، اونا باید عروسک لوفنگ رو بسازن. یه روز که انژه برای غذا خوردن میره طبقه بالا لوفنگ رو میبینه که داره به یکی از کارآموزا آموزش میده بعد اینکه لوفنگ سوال پیچش میکنه و بقیه داستانا انژه میخواد برگرده بره یهو همه جا هرج و مرج میشه، انژه اونجا دوسای رو میبینه و دوسای بهش کمک میکنه از اونجا دور بشن.
--------‐-------------
خب داستان چیه؟ داستان درمورد یه قارچ کوشول و نانازه، این قارچ کوچولومون یه انسان و پیدا میکنه به اسم انزه سلول های انزه و ژن اونو جذب میکنه خودش به شکل انزه درمیاد، به انزه میگه هاگشو کم کرده و برای پیدا کردنش باید به پایگاه انسانها بره. انزه بهش هشدار میده که نره ولی قارچ کوچولو بهش گوش نمیده. آنزه به قارچ کوچولو یا اسم میده "انژه" | انژه با یه عالمه اتفاق بالاخره میرسه به پایگاه انسانها اونجا قاصیای به اسم "لوفنگ" هست که هیچکس نمیتونه از زیر نگاهش در بره و همه رو قضاوت میکنه، لوفنگ نمیتونه تشخیص بده انژه انسانه یا یه آلوده شده توی نگاه اول به نظرش انسان نیست ولی بعدش نظرش عوض میشه.
انژه رو برای تست میبره. نتیجه تست انژه میگه که انژه صد در صد انسانه. انژه راه خونه انزه رو پیدا میکنه و اونجا میفهمه برای داشتن آب و غذا باید پول داشته باشه پس دنبال کار میگرده. انژه برای کار میره توی یک بازاری اونجا یه پسری هست که بهش آدرس اشتباه میده به جای طبقه اول و دوم میره طبقه سوم، یه دختر به اسم "دوسای" انژه رو به یه عروسک ساز معرفی میکنه به اسم "شاو" که ما به اسم رئیس شاو میشناسیمش. اونجا میاد شاگرد رئیس شاو میشه. بعد یه سفارش بهشون میدن، اونا باید عروسک لوفنگ رو بسازن. یه روز که انژه برای غذا خوردن میره طبقه بالا لوفنگ رو میبینه که داره به یکی از کارآموزا آموزش میده بعد اینکه لوفنگ سوال پیچش میکنه و بقیه داستانا انژه میخواد برگرده بره یهو همه جا هرج و مرج میشه، انژه اونجا دوسای رو میبینه و دوسای بهش کمک میکنه از اونجا دور بشن.
--------‐-------------
💘1
دوسای سرشو بالامیاره و میبینن آلوده شده لوفنگ به دوسای شلیک میکنه و دوسای میمیره.
💘1