سیمپر ∞ Whore – Telegram
سیمپر ∞ Whore
78 subscribers
3.8K photos
282 videos
4 files
108 links
ᴊᴜꜱᴛ ꜱᴘᴀᴍ ᴀɴᴅ ꜱᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇꜱ ᴄᴏᴍᴘʟᴀɪɴ? ݁
@Wanirey_bot ناشناسه
Download Telegram
اصلا پسرمو نگاه😭😭
چقدر خوشگله چقدر نازه چقدر گوگولیه چقدر قویه
برای همینه پر طرفدار ترین کارکتره توی orv
دوکجا واقعا👈🏻🌈✨️🩷❤️‍🔥🎀👉🏻
😭6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
𝒄𝒂𝒏 𝒚𝒐𝒖 𝒃𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒑𝒓𝒐𝒕𝒂𝒈𝒐𝒏𝒊𝒔𝒕 𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝒔𝒕𝒐𝒓𝒚𓍢 ִ ໋ 𝒊 𝒘𝒊𝒍𝒍 𝒅𝒊𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒚𝒐𝒖⊹ ࣪
😭9
𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑴𝒖𝒔𝒉𝒓𝒐𝒐𝒎𓋼𓍊
-----------------------
خب داستان چیه؟ داستان درمورد یه قارچ کوشول و نانازه، این قارچ کوچولومون یه انسان و پیدا میکنه به اسم ان‌زه سلول های ان‌زه و ژن اونو جذب میکنه خودش به شکل ان‌زه درمیاد، به ان‌زه میگه هاگشو کم کرده و برای پیدا کردنش باید به پایگاه انسان‌ها بره. ان‌زه بهش هشدار میده که نره ولی قارچ کوچولو بهش گوش نمیده‌. آن‌زه به قارچ کوچولو یا اسم میده "ان‌ژه" | ان‌ژه با یه عالمه اتفاق بالاخره میرسه به پایگاه انسان‌ها اونجا قاصی‌ای به اسم "لوفنگ" هست که هیچکس نمیتونه از زیر نگاهش در بره و همه رو قضاوت میکنه، لوفنگ نمیتونه تشخیص بده ان‌ژه انسانه یا یه آلوده شده توی نگاه اول به نظرش انسان نیست ولی بعدش نظرش عوض میشه.
ان‌ژه رو برای تست میبره. نتیجه تست ان‌ژه میگه که ان‌ژه صد در صد انسانه. ان‌ژه راه خونه ان‌زه رو پیدا میکنه و اونجا میفهمه برای داشتن آب و غذا باید پول داشته باشه پس دنبال کار میگرده. ان‌ژه برای کار میره توی یک بازاری اونجا یه پسری هست که بهش آدرس اشتباه میده به جای طبقه اول و دوم میره طبقه سوم، یه دختر به اسم "دوسای" ان‌ژه رو به یه عروسک ساز معرفی میکنه به اسم "شاو" که ما به اسم رئیس شاو میشناسیمش. اونجا میاد شاگرد رئیس شاو میشه. بعد یه سفارش بهشون میدن، اونا باید عروسک لوفنگ‌ رو بسازن. یه روز که ان‌ژه برای غذا خوردن میره طبقه بالا لوفنگ‌ رو میبینه که داره به یکی از کارآموزا آموزش میده بعد اینکه لوفنگ‌ سوال پیچش میکنه و بقیه داستانا ان‌ژه میخواد برگرده بره یهو همه جا هرج و مرج میشه، ان‌ژه اونجا دوسای‌ رو میبینه و دوسای بهش کمک میکنه از اونجا دور بشن.
--------‐-------------
💘1
Novel Spoiler⤸❕️
دوسای سرشو بالامیاره و میبینن آلوده شده لوفنگ به دوسای شلیک میکنه و دوسای میمیره.
💘1
اینجا لوفنگ میاد خون دوسای رو از روی صورت ان‌ژه پاک میکنه
همین الان بهش حس داره مردک خودش نمیدونه⋆。˚
💘1
وقتی کار عروسک لوفنگ تموم میشه و میخوان اونو تحویل بدن ان‌ژه و رئیس شاو میرن به ادرس خواسته شده ولی بهشون میگن کسی که اینجا زندگی می‌کرده مرده حالا کی بود اینی که زندگی می‌کرده اینجا؟ دوسای بوده و دوسای به دست لوفنگ کشته شد. رئیس شاو میگه نمیتونه عروسک لوفنگ رو با خودش ببره به کارگاه و به ان‌ژه میگه تو ببرش به خونت، ان‌ژه میرسه به خونش اونجا دوست ان‌زه جوزی رو میبینه میخواد اذیتش کنه بعد لوفنگ‌ که مثلا اتفاقی اونجا بوده رو میبینه لوفنگ بهش میگه میخواد اون چیزی که دستشه رو براش ببره به خونش؟ꕤ°
💘1
نمیدونم لوفنگ اینجا واقعا تحت تاثیر ان‌ژه قرار گرفته بود یا میخواست فوضولی کنه یا میخواست اذیتش کنه؟؟⊹ ࣪
💘1
استرس ان‌ژه رو قشنگ منم داشتم اینجا اگه برن تو بفهمه توی اون جعبه عروسک خودشه چی؟ اگه ان‌ژه رو ببره چی؟ اگه‌ زندانیش کنه چی؟𓂃
💘1
فکر نکنم توی کل ناول لوفنگ یه بار به حرف ان‌‌ژه گوش داده باشه، یا براش قلدی کرده یا عصبیش کرده😭💕⋆˙
💘1
ان‌ژه بچم شانس آورد اینجا😭𖧧
💘1
استرسش فقط😭😭😭
براش آب سرد آورد گفت چرا آب سرد آوردی خب مرد تو نگفتی آب سرد بیار یا گرم༯
💘1
خدایا اگه آب سرد خوبه چرا اخم کردی گفتی "آب سرده؟"
لوفنگ پشت تو اون چهره یخش از همون اول خوشش میومد برای ان‌ژه قلدری کنه😭🌈𓍢 ִ ໋
💘1
الهی بگردم بچم هیچکاری نکرده
مردک قلدر خودش گفت دستاتو بزار روی من بعد به خاطر اینکه دستاشو گذاشت دستگیرش کرد😭🎀
🦄1