فرهنگ «انتشار یا نابودی» مقصر بحران تکرارپذیری شناخته شد:
نظرسنجی از بیش از ۱,۶۰۰ پژوهشگر علوم زیستپزشکی همچنین حجم کم نمونهها و گزینش گزینشی دادهها را به عنوان دلایل اصلی مشکلات تکرارپذیری مطرح کرد.
بر اساس نظرسنجیای که در نوامبر منتشر شد، نزدیک به سهچهارم پژوهشگران علوم زیستپزشکی معتقدند که بحران تکرارپذیری (reproducibility crisis) در علم وجود دارد. دلیل اصلی این بحران، «فشار برای انتشار/pressure to publish » عنوان شده است.
این مطالعه که در مجلهی PLoS Biology گزارش شده است، نویسندگان مقالاتی را مورد بررسی قرار دادند که از ۱ اکتبر ۲۰۲۰ در هر یک از ۴۰۰ مجلهی زیستپزشکی انتخابشده به صورت تصادفی مقاله منتشر کرده بودند. ۱,۶۳۰ پاسخدهنده از بیش از ۸۰ کشور در این نظرسنجی شرکت کردند. اکثریت آنها مرد (۵۹٪) و اعضای هیئت علمی یا پژوهشگران اصلی (۷۲٪) بودند و ۴۲٪ در ایالات متحده، کانادا یا بریتانیا کار میکردند.
بر اساس این نظرسنجی، ۶۲٪ از پاسخدهندگان گفتند که فشار برای انتشار مقالات «همیشه» یا «اغلب» به مشکل تکرارناپذیری دامن میزند.
کلی کوبی، روانشناس اجتماعی در مؤسسه قلب دانشگاه اتاوا و نویسنده اصلی این مطالعه، میگوید:
«این واقعاً نشاندهنده این است که مشکل از فرهنگ حاکم بر اکوسیستم پژوهش ناشی میشود که این مسئله را گسترش میدهد» — مشکلی که در آن کمیت بر کیفیت ارجحیت دارد.
کوبی میگوید مشکل تکرارناپذیری در علم در حوزههای دیگر نیز ثبت شده و دهههاست که به خوبی شناخته شده است. او اضافه میکند که هدف این مطالعه، ادامهی یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۶ توسط مجلهی Nature بود که در آن بیش از ۷۰٪ از ۱,۵۷۶ پاسخدهنده اعلام کردند که در تکرار پژوهشهای سایر دانشمندان مشکل داشتهاند.
دلایل دیگری که در این مطالعه شناسایی شدند، شامل موارد زیر بودند:
- حجم کم نمونهها (۵۵٪ از پاسخدهندگان)،
- مطالعاتی که تکمیل شدهاند اما گزارش نشدهاند (۵۴٪)،
- تحلیلهای آماری نادرست (۵۰٪)،
- و گزینش گزینشی نتایج (۴۷٪).
الیزابت بیک (Elisabeth Bik)، میکروبیولوژیست و محقق مسائل علمی در منطقه خلیج سانفرانسیسکو، کالیفرنیا، که پیگیریهایش تاکنون منجر به بیش از ۱,۳۰۰ بازپسگیری مقاله ( retractions) شده است، میگوید: «فکر میکنم این نتایج دقیقاً با چیزی که بسیاری از ما در ۲۰ سال گذشته دربارهاش صحبت کردهایم یا حدس زدهایم، یعنی افزایش انواع خطاها مطابقت دارد. برخی از این موارد ممکن است ناشی از بیدقتی باشد و برخی دیگر به نظر میرسد که تقلب بوده است.» بیک که پس از کشف سرقت علمی در یکی از مقالات خود، کارش را در زمینه حفظ صداقت علمی آغاز کرد، موافق است که فشار برای انتشار مقالات، دلیل اصلی است.
ایوان اورانسکی (Ivan Oransky)، یکی از بنیانگذاران وبسایت Retraction Watch، میگوید از زمانی که این سایت در سال ۲۰۱۸ شروع به ردیابی بازپسگیری مقالات کرد، او و همکارانش حدود ۵۴,۰۰۰ مورد را در پایگاه داده خود ثبت کردهاند. دو سوم این موارد به تقلب ، یعنی جعل، ساختگیسازی و سرقت علمی، نسبت داده شده است.
او میگوید برای حل این مشکل، نیاز به تغییرات اساسی در فرهنگی است که ارزش را بر اساس تعداد استنادات ارزیابی میکند: «تا زمانی که نپذیریم "انتشار یا نابودی/publish or perish" نتیجه طبیعی وسواس نسبت به رتبهبندیهاست، هیچ چیزی را درست نخواهیم کرد.»
مارکوس مونافو(Marcus Munafò)، روانشناس زیستشناختی در دانشگاه بریستول بریتانیا و یکی از بنیانگذاران شبکه تکرارپذیری بریتانیا (UK Reproducibility Network)، میگوید تغییرات سیستماتیک نیز ضروری است. یکی از تمرکزهای اصلی این شبکه، آموزش پژوهشگران در زمینه روشهای پژوهش باز (open research practices ) است «به اشتراک گذاری دادهها، کدها و مواد مطالعهای». مونافو توضیح میدهد: «همکاری به این شکل اصطکاک در سیستم را کاهش میدهد و به نفع همه است.»
اما او میگوید تغییر گستردهتر سیستم مستلزم توسعه مدلی است که در حال حاضر توسط شبکههای تکرارپذیری استفاده میشود ، از جمله گسترش ارتباط با پژوهشگران، تأمینکنندگان بودجه، ناشران و مؤسسات آکادمیک تا «سیاستهایی که مثلاً توسط تأمینکنندگان بودجه تعیین میشود، بتواند از طریق این جوامع پایهای شکل بگیرد.»
کوبی نیز با این نظر موافق است. او میگوید ابتکاراتی مانند شبکه تکرارپذیری بریتانیا در افزایش آگاهی و توسعه آموزش و ابزارها خوب عمل کردهاند، اما واقعیت این است که «بازآموزی سیستماتیک و ایجاد انگیزههای جدید حول موضوعاتی که از پژوهشهای تکرارپذیر حمایت میکنند، هنوز اتفاق نیفتاده است و تا زمانی که اقدامات هماهنگتری میان ذینفعان مختلف در اکوسیستم پژوهش صورت نگیرد، اتفاق نخواهد افتاد.نتیجه انجام ندادن این کار، آسیب به عموم مردم است».
@inforscience
نظرسنجی از بیش از ۱,۶۰۰ پژوهشگر علوم زیستپزشکی همچنین حجم کم نمونهها و گزینش گزینشی دادهها را به عنوان دلایل اصلی مشکلات تکرارپذیری مطرح کرد.
بر اساس نظرسنجیای که در نوامبر منتشر شد، نزدیک به سهچهارم پژوهشگران علوم زیستپزشکی معتقدند که بحران تکرارپذیری (reproducibility crisis) در علم وجود دارد. دلیل اصلی این بحران، «فشار برای انتشار/pressure to publish » عنوان شده است.
این مطالعه که در مجلهی PLoS Biology گزارش شده است، نویسندگان مقالاتی را مورد بررسی قرار دادند که از ۱ اکتبر ۲۰۲۰ در هر یک از ۴۰۰ مجلهی زیستپزشکی انتخابشده به صورت تصادفی مقاله منتشر کرده بودند. ۱,۶۳۰ پاسخدهنده از بیش از ۸۰ کشور در این نظرسنجی شرکت کردند. اکثریت آنها مرد (۵۹٪) و اعضای هیئت علمی یا پژوهشگران اصلی (۷۲٪) بودند و ۴۲٪ در ایالات متحده، کانادا یا بریتانیا کار میکردند.
بر اساس این نظرسنجی، ۶۲٪ از پاسخدهندگان گفتند که فشار برای انتشار مقالات «همیشه» یا «اغلب» به مشکل تکرارناپذیری دامن میزند.
کلی کوبی، روانشناس اجتماعی در مؤسسه قلب دانشگاه اتاوا و نویسنده اصلی این مطالعه، میگوید:
«این واقعاً نشاندهنده این است که مشکل از فرهنگ حاکم بر اکوسیستم پژوهش ناشی میشود که این مسئله را گسترش میدهد» — مشکلی که در آن کمیت بر کیفیت ارجحیت دارد.
کوبی میگوید مشکل تکرارناپذیری در علم در حوزههای دیگر نیز ثبت شده و دهههاست که به خوبی شناخته شده است. او اضافه میکند که هدف این مطالعه، ادامهی یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۶ توسط مجلهی Nature بود که در آن بیش از ۷۰٪ از ۱,۵۷۶ پاسخدهنده اعلام کردند که در تکرار پژوهشهای سایر دانشمندان مشکل داشتهاند.
دلایل دیگری که در این مطالعه شناسایی شدند، شامل موارد زیر بودند:
- حجم کم نمونهها (۵۵٪ از پاسخدهندگان)،
- مطالعاتی که تکمیل شدهاند اما گزارش نشدهاند (۵۴٪)،
- تحلیلهای آماری نادرست (۵۰٪)،
- و گزینش گزینشی نتایج (۴۷٪).
الیزابت بیک (Elisabeth Bik)، میکروبیولوژیست و محقق مسائل علمی در منطقه خلیج سانفرانسیسکو، کالیفرنیا، که پیگیریهایش تاکنون منجر به بیش از ۱,۳۰۰ بازپسگیری مقاله ( retractions) شده است، میگوید: «فکر میکنم این نتایج دقیقاً با چیزی که بسیاری از ما در ۲۰ سال گذشته دربارهاش صحبت کردهایم یا حدس زدهایم، یعنی افزایش انواع خطاها مطابقت دارد. برخی از این موارد ممکن است ناشی از بیدقتی باشد و برخی دیگر به نظر میرسد که تقلب بوده است.» بیک که پس از کشف سرقت علمی در یکی از مقالات خود، کارش را در زمینه حفظ صداقت علمی آغاز کرد، موافق است که فشار برای انتشار مقالات، دلیل اصلی است.
ایوان اورانسکی (Ivan Oransky)، یکی از بنیانگذاران وبسایت Retraction Watch، میگوید از زمانی که این سایت در سال ۲۰۱۸ شروع به ردیابی بازپسگیری مقالات کرد، او و همکارانش حدود ۵۴,۰۰۰ مورد را در پایگاه داده خود ثبت کردهاند. دو سوم این موارد به تقلب ، یعنی جعل، ساختگیسازی و سرقت علمی، نسبت داده شده است.
او میگوید برای حل این مشکل، نیاز به تغییرات اساسی در فرهنگی است که ارزش را بر اساس تعداد استنادات ارزیابی میکند: «تا زمانی که نپذیریم "انتشار یا نابودی/publish or perish" نتیجه طبیعی وسواس نسبت به رتبهبندیهاست، هیچ چیزی را درست نخواهیم کرد.»
مارکوس مونافو(Marcus Munafò)، روانشناس زیستشناختی در دانشگاه بریستول بریتانیا و یکی از بنیانگذاران شبکه تکرارپذیری بریتانیا (UK Reproducibility Network)، میگوید تغییرات سیستماتیک نیز ضروری است. یکی از تمرکزهای اصلی این شبکه، آموزش پژوهشگران در زمینه روشهای پژوهش باز (open research practices ) است «به اشتراک گذاری دادهها، کدها و مواد مطالعهای». مونافو توضیح میدهد: «همکاری به این شکل اصطکاک در سیستم را کاهش میدهد و به نفع همه است.»
اما او میگوید تغییر گستردهتر سیستم مستلزم توسعه مدلی است که در حال حاضر توسط شبکههای تکرارپذیری استفاده میشود ، از جمله گسترش ارتباط با پژوهشگران، تأمینکنندگان بودجه، ناشران و مؤسسات آکادمیک تا «سیاستهایی که مثلاً توسط تأمینکنندگان بودجه تعیین میشود، بتواند از طریق این جوامع پایهای شکل بگیرد.»
کوبی نیز با این نظر موافق است. او میگوید ابتکاراتی مانند شبکه تکرارپذیری بریتانیا در افزایش آگاهی و توسعه آموزش و ابزارها خوب عمل کردهاند، اما واقعیت این است که «بازآموزی سیستماتیک و ایجاد انگیزههای جدید حول موضوعاتی که از پژوهشهای تکرارپذیر حمایت میکنند، هنوز اتفاق نیفتاده است و تا زمانی که اقدامات هماهنگتری میان ذینفعان مختلف در اکوسیستم پژوهش صورت نگیرد، اتفاق نخواهد افتاد.نتیجه انجام ندادن این کار، آسیب به عموم مردم است».
@inforscience
Nature
‘Publish or perish’ culture blamed for reproducibility crisis
Nature - Survey of more than 1,600 biomedical researchers also flagged small sample sizes and cherry-picking of data as leading causes of reproducibility problems.
Forwarded from اسکان نیوز
🔻هوش مصنوعی دیپسیک(DeepSeek) اَپاِستور آمریکا را فتح کرد/ هوش مصنوعی چینی در صدر پردانلودترین اپلیکیشنها
کمتر از یک ماه قبل استارتاپ هوش مصنوعی چینی DeepSeek اپلیکیشن چتبات خود را منتشر کرد. این چتبات بااینکه رایگان است، توانسته با مدلهای قدرتمند شرکت OpenAI رقابت کند. اکنون اپلیکیشن نسخه iOS آن در اپ استور توانسته رتبه اول را کسب کند.
اپلیکیشن هوش مصنوعی DeepSeek توانست از ChatGPT عبور کند و به پردانلودترین برنامه رایگان موجود در اپ استور اپل تبدیل شود. این چتبات از مدل DeepSeek-V3 استفاده میکند که به گفته سازندگان، «بین مدلهای متنباز رتبه اول را دارد و رقیب پیشرفتهترین مدلهای بسته جهانی است.» این اپلیکیشن از ژانویه که منتشر شد، بین کاربران محبوبیت زیادی پیدا کرده است./ دیجیاتو
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
کمتر از یک ماه قبل استارتاپ هوش مصنوعی چینی DeepSeek اپلیکیشن چتبات خود را منتشر کرد. این چتبات بااینکه رایگان است، توانسته با مدلهای قدرتمند شرکت OpenAI رقابت کند. اکنون اپلیکیشن نسخه iOS آن در اپ استور توانسته رتبه اول را کسب کند.
اپلیکیشن هوش مصنوعی DeepSeek توانست از ChatGPT عبور کند و به پردانلودترین برنامه رایگان موجود در اپ استور اپل تبدیل شود. این چتبات از مدل DeepSeek-V3 استفاده میکند که به گفته سازندگان، «بین مدلهای متنباز رتبه اول را دارد و رقیب پیشرفتهترین مدلهای بسته جهانی است.» این اپلیکیشن از ژانویه که منتشر شد، بین کاربران محبوبیت زیادی پیدا کرده است./ دیجیاتو
@eskannews_com
instagram.com/eskannews
Forwarded from حامیان علیه تقلب و فریب علمی
🤢 سرقت هویت؛ شیوه جدید سرقت علمی
در اجتماعی که الگوی زیست جمعی آن غالبا گرفتار بداخلاقيهاست، آيا جوان دانشگاهی در دانشگاهی که خیلی هم دانشگاه نیست و ضوابط ترفیع و ارتقای آن مقوم دادهسازی و بازی آمار است، چگونه میتواند كنش اخلاقي داشته باشد و یا اخلاق حرفهای در دانشگاه را رعایت کند؟!
☘☘☘ ☘☘☘
روش جدید تقلب برای چاپ مقالات: سرقت هویت (ابداع ناب ایرانی):
امروز در صفحه مجله معتبر 4OR (فصلنامه تحقیق در عملیات) که توسط Springer منتشر میشود، متوجه این مطلب تأسفبار شدم. قصه از این قرار است.
مجله یک مقالهای منتسب به اقتصاددانی مشهور از آلمان (فرض کنیم XXX) دریافت میکند که با ایمیل یاهو ارسال شده است. سردبیر مجله به دلیل نوع ایمیل و تفاوت جدی موضوع مقاله با زمینه کاری پروفسور XXX بلافاصله با ایمیل سازمانی وی مکاتبه میکنند و ایشان در جواب میگوید که این مقاله را به عمرش ندیده است و این سومین مورد است که چنین اتفاقی برای وی میافتد!
سردبیر مجله بهاتفاق همکاران تصمیم میگیرند طوری وانمود کنند که گویی مقاله وارد چرخه داوری شده است و پس از مدتی فهرستی از ایرادات جزئی را به همان ایمیل یاهو ارسال میکنند. نویسندگان هم در مدتی کوتاه ایرادات را رفع میکنند و ارسال میکنند. سردبیر متوجه میشود که در نسخه جدید مقاله دیگر نامی از آن اقتصاددان معروف نیست و بجای آن این اسامی قرار گرفته است:
Alireza Noruzi, Hasan Jafari (both with affiliation Young Researchers and Elite Club, Ardabil Branch, Islamic Azad University, Ardabil, Iran)
Tohid Banki (Department of Engineering, Bilesuvar Moghan Branch, Islamic Azad University, Bilesuvar, Moghan, Iran)
Mohsen Mohammadi (Department of Electrical Engineering, Payame Noor University (PNU), Tehran, Iran)
سردبیر تصمیم میگیرد که این موش و گربه بازی را کنار بگذارد و مستقیماً مطلب را نویسنده مسئول «آقای علیرضا نوروزی» در میان بگذارد. سردبیر دلیل ناپدید شدن اسم آن اقتصاددان معروف را جویا میشود که نویسنده مسئول میگویند پس از ارسال مقاله پروفسور XXX از ادامه مقاله منصرف شدند و کار را به ما حواله کردند. باقی داستان هم که مشخص است....
این موضوع در جاهای مختلف منعکس شده است و شما هم میتوانید جزئیات دقیقتر داستان را در آدرس زیر ملاحظه نمایید:
http://link.springer.com/article/10.1007/s10288-016-0329-8
بهجز مورد فوق، در صفحه مربوط به تقلبهای این مجله، نام هفت هشت متقلب دیگر هم فهرست شده که دو نفر از آن هم مربوط به ایران و از دانشگاه تهران هستند. لینک زیر این فهرست را نشان میدهد:
http://www.4or.be/Plagiarism.html
نمیدانم تا کی باید شاهد این رویدادهای تأسفبار باشیم که حیثیت علمی و فرهنگی یک مملکت را در مخاطره میاندازد. کمترین کاری که میتوانیم بکنیم این است که این نوشته را آنقدر در شبکههای اجتماعی بچرخانیم تا هزینه کار را برای این افراد که با آبروی یک کشور بازی میکنند، حسابی بالا ببریم.
https://news.1rj.ru/str/+P7vTw7S4fjch6gB9
@khorsanditaskoh
در اجتماعی که الگوی زیست جمعی آن غالبا گرفتار بداخلاقيهاست، آيا جوان دانشگاهی در دانشگاهی که خیلی هم دانشگاه نیست و ضوابط ترفیع و ارتقای آن مقوم دادهسازی و بازی آمار است، چگونه میتواند كنش اخلاقي داشته باشد و یا اخلاق حرفهای در دانشگاه را رعایت کند؟!
☘☘☘ ☘☘☘
روش جدید تقلب برای چاپ مقالات: سرقت هویت (ابداع ناب ایرانی):
امروز در صفحه مجله معتبر 4OR (فصلنامه تحقیق در عملیات) که توسط Springer منتشر میشود، متوجه این مطلب تأسفبار شدم. قصه از این قرار است.
مجله یک مقالهای منتسب به اقتصاددانی مشهور از آلمان (فرض کنیم XXX) دریافت میکند که با ایمیل یاهو ارسال شده است. سردبیر مجله به دلیل نوع ایمیل و تفاوت جدی موضوع مقاله با زمینه کاری پروفسور XXX بلافاصله با ایمیل سازمانی وی مکاتبه میکنند و ایشان در جواب میگوید که این مقاله را به عمرش ندیده است و این سومین مورد است که چنین اتفاقی برای وی میافتد!
سردبیر مجله بهاتفاق همکاران تصمیم میگیرند طوری وانمود کنند که گویی مقاله وارد چرخه داوری شده است و پس از مدتی فهرستی از ایرادات جزئی را به همان ایمیل یاهو ارسال میکنند. نویسندگان هم در مدتی کوتاه ایرادات را رفع میکنند و ارسال میکنند. سردبیر متوجه میشود که در نسخه جدید مقاله دیگر نامی از آن اقتصاددان معروف نیست و بجای آن این اسامی قرار گرفته است:
Alireza Noruzi, Hasan Jafari (both with affiliation Young Researchers and Elite Club, Ardabil Branch, Islamic Azad University, Ardabil, Iran)
Tohid Banki (Department of Engineering, Bilesuvar Moghan Branch, Islamic Azad University, Bilesuvar, Moghan, Iran)
Mohsen Mohammadi (Department of Electrical Engineering, Payame Noor University (PNU), Tehran, Iran)
سردبیر تصمیم میگیرد که این موش و گربه بازی را کنار بگذارد و مستقیماً مطلب را نویسنده مسئول «آقای علیرضا نوروزی» در میان بگذارد. سردبیر دلیل ناپدید شدن اسم آن اقتصاددان معروف را جویا میشود که نویسنده مسئول میگویند پس از ارسال مقاله پروفسور XXX از ادامه مقاله منصرف شدند و کار را به ما حواله کردند. باقی داستان هم که مشخص است....
این موضوع در جاهای مختلف منعکس شده است و شما هم میتوانید جزئیات دقیقتر داستان را در آدرس زیر ملاحظه نمایید:
http://link.springer.com/article/10.1007/s10288-016-0329-8
بهجز مورد فوق، در صفحه مربوط به تقلبهای این مجله، نام هفت هشت متقلب دیگر هم فهرست شده که دو نفر از آن هم مربوط به ایران و از دانشگاه تهران هستند. لینک زیر این فهرست را نشان میدهد:
http://www.4or.be/Plagiarism.html
نمیدانم تا کی باید شاهد این رویدادهای تأسفبار باشیم که حیثیت علمی و فرهنگی یک مملکت را در مخاطره میاندازد. کمترین کاری که میتوانیم بکنیم این است که این نوشته را آنقدر در شبکههای اجتماعی بچرخانیم تا هزینه کار را برای این افراد که با آبروی یک کشور بازی میکنند، حسابی بالا ببریم.
https://news.1rj.ru/str/+P7vTw7S4fjch6gB9
@khorsanditaskoh
SpringerLink
A brand new cheating attempt: a case of usurped identity
4OR - We recall some cases of ethical misconduct that occurred in the recent years, and we report a new trick that was recently attempted to cheat the journal in order to obtain the publication of...
https://www.oii.ox.ac.uk/news-events/events/using-large-language-models-for-research-evaluation-in-the-ref/
@inforscience
@inforscience
www.oii.ox.ac.uk
OII | Using Large Language Models for Research Evaluation in the REF
In REF2021, 11 out of 34 Units of Assessment consulted citation-based indicators to support their decisions. Nevertheless, it has recently emerged that ChatGPT can give stronger evidence than citation-based indicators in most fields.
Forwarded from دیده بان علم ایران
رئیس موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام منصوب شد
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با صدور حکمی، دکتر محمدمهدی علویان مهر را به عنوان «رئیس موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام» منصوب کرد.
وزیر علوم، تحقیقات و فناوری با صدور حکمی، دکتر محمدمهدی علویان مهر را به عنوان «رئیس موسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام» منصوب کرد.
https://info-consulting.ir/get-to-know-scientific-articles-better-13-types-and-their-uses/
@inforscience
@inforscience
اطلاعیاری: خدمات مشاوره اطلاعاتی
مقالههای علمی را بهتر بشناسید: ۱۳ نوع و کاربرد آنها
مقاله علمی یکی از مهمترین ابزارها برای پیشرفت علم و فناوری است و نقش کلیدی در اشتراکگذاری دانش و ایجاد ارتباط میان پژوهشگران در سراسر جهان دارد. مقالات علمی معمولاً به چند نوع اصلی تقسیم میشوند که هر کدام هدف و ساختار خاص خود را دارند. در این مقاله سیزده…
https://upstream-force11-org.cdn.ampproject.org/c/s/upstream.force11.org/criteria-for-bibliographic-databases/amp/
@inforscience
@inforscience
Upstream
Criteria for Bibliographic Databases in a Well-Functioning Scholarly Communication and Research Assessment Ecosystem
Bibliographic databases should support innovation and experimentation. Here, we offer four criteria for innovation-friendly bibliographic databases. We urge the global research community to use databases that support and do not hinder innovation in scholarly…
مقاله جدید ما در شماره اول 2025 در نشریه library hi tech منتشر شده است:
این پژوهش با هدف مصورسازی و تحلیل شبکه همواژگانی و خوشههای موضوعی ساختار فکری در حوزه دادههای پیوندی در بازه زمانی ۱۹۰۰ تا ۲۰۲۱ انجام شده است. این تحقیق کاربردی از روش توصیفی و تحلیلی، شاخصهای علمسنجی، تکنیکهای همواژگانی و تحلیل شبکههای اجتماعی استفاده کرده است.
برای تحلیل دادهها و تجسم ساختار شبکه، از نرمافزارهای VOSviewer، SPSS، برنامهنویسی پایتون و UCINet بهره گرفته شده است.
بالاترین فراوانی تولیدات به دستهبندی موضوعی به حوزههای مختلف علوم کامپیوتر در پایگاه WoS تعلق داشت. همچنین، ایالات متحده آمریکا به عنوان پرتولیدترین کشور شناخته شد. کلیدواژه «انتولوژی» بیشترین فراوانی همرویدادی را داشت. جفتهای همواژگانی «انتولوژی» و «معنا» بیشترین تکرار را نشان دادند. از نظر ساختار شبکه، ۹ خوشه موضوعی اصلی بر اساس همرویدادی و ۲۹ خوشه موضوعی بر اساس خوشهبندی سلسلهمراتبی شناسایی شدند. مقایسه بین دو تکنیک خوشهبندی نشان داد که سه خوشه شامل «بیوانفورماتیک معنایی»، «بازنمایی دانش» و «ابزارهای معنایی» مشترک هستند. خوشههای موضوعی بالغ و جریان اصلی در حوزه داده ها ی پیوندی عبارتاند از:
تکنیکهای پردازش زبان طبیعی برای تقویت مدلسازی و مصورسازی، کشف دانش مبتنی بر بافت، آنالیز معنایی پنهان احتمالی (PLSA)، ابزارهای معنایی، نمایهسازی معنایی پنهان، نحو زبان انتولوژی وب (OWL) و یادگیری عمیق برپایه انتولوژی.
متن مقاله در این لینک در دسترس است.
@inforscience
این پژوهش با هدف مصورسازی و تحلیل شبکه همواژگانی و خوشههای موضوعی ساختار فکری در حوزه دادههای پیوندی در بازه زمانی ۱۹۰۰ تا ۲۰۲۱ انجام شده است. این تحقیق کاربردی از روش توصیفی و تحلیلی، شاخصهای علمسنجی، تکنیکهای همواژگانی و تحلیل شبکههای اجتماعی استفاده کرده است.
برای تحلیل دادهها و تجسم ساختار شبکه، از نرمافزارهای VOSviewer، SPSS، برنامهنویسی پایتون و UCINet بهره گرفته شده است.
بالاترین فراوانی تولیدات به دستهبندی موضوعی به حوزههای مختلف علوم کامپیوتر در پایگاه WoS تعلق داشت. همچنین، ایالات متحده آمریکا به عنوان پرتولیدترین کشور شناخته شد. کلیدواژه «انتولوژی» بیشترین فراوانی همرویدادی را داشت. جفتهای همواژگانی «انتولوژی» و «معنا» بیشترین تکرار را نشان دادند. از نظر ساختار شبکه، ۹ خوشه موضوعی اصلی بر اساس همرویدادی و ۲۹ خوشه موضوعی بر اساس خوشهبندی سلسلهمراتبی شناسایی شدند. مقایسه بین دو تکنیک خوشهبندی نشان داد که سه خوشه شامل «بیوانفورماتیک معنایی»، «بازنمایی دانش» و «ابزارهای معنایی» مشترک هستند. خوشههای موضوعی بالغ و جریان اصلی در حوزه داده ها ی پیوندی عبارتاند از:
تکنیکهای پردازش زبان طبیعی برای تقویت مدلسازی و مصورسازی، کشف دانش مبتنی بر بافت، آنالیز معنایی پنهان احتمالی (PLSA)، ابزارهای معنایی، نمایهسازی معنایی پنهان، نحو زبان انتولوژی وب (OWL) و یادگیری عمیق برپایه انتولوژی.
متن مقاله در این لینک در دسترس است.
@inforscience
اولین همایش بینالمللی هوش مصنوعی در سالن همایشهای بینالمللی دانشگاه شهید بهشتی در حال برگزاری است.
@inforscience
@inforscience
mag.pdf
52.8 MB
کتابچه مقالات، پوسترها، کارگاهها، و برنامههای جانبی اولین همایش بینالمللی هوش مصنوعی در دانشگاه شهید بهشتی
@inforscience
@inforscience
نتایج مقاله ارائه شده از ما در اولین همایش بینالمللی هوش مصنوعی در دانشگاه شهید بهشتی نشان داد که رویکردهای یادگیری عمیق و یادگیری ماشینی رویکردهای غالب در حوزه بیوانفورماتیک هستند و انتولوژیها مناسبترین ابزار برای کشف روابط پنهان بین پروتئنها، ژنها، و نشانگرهای زیستی است. نتایج همچنین نشان داد که پیشبینی بیماری الزایمر با استفاده از تعاملات بین ژنها با بهرهگیری از رویکردهای هوشمند از ترندهای موضوعی این حوزه است.
@inforscience
@inforscience
Forwarded from Evidence
▫️آیا نویسندگی همچنان معنایی دارد؟
آقای Stuart Macdonald استاد مدعو دانشگاه لستر انگلستان اخیراً در وبسایت مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن مطلب جالبی را نوشته است که بارتابهای زیادی در محافل علمی داشته است.
ترجمه کاملی از این نوشته را در فایل پیوست این پست میتوانید دریافت و مطالعه کنید. اما در این پست جملات و پاراگرافهای مهم را میآورم:
آن دوران گذشته است که محققان تنها به انجام پژوهش و انتشار نتایج آن میپرداختند. امروزه، ارزش مقالات بیش از آنکه بر پایه محتوایشان باشد، بر اساس نقشی که در سنجش عملکرد علمی ایفا میکنند، تعیین میشود. در این میان، استناد مهمترین شاخص بهشمار میرود.
شعار منتشر کن یا نابود شو گمراهکننده است: در واقع اگر دانشگاهیان استناد نگیرند نابود میشوند. مقاله علمی، در وهله اول بستری برای گرفتن استناد است. استنادات اشتباه (نامناسب، بیربط یا حتی غیرواقعی) همانقدر ارزش آماری دارند که استنادات درست؛ و بسیاری از استنادات هم اشتباهاند — که چندان شگفتآور نیست وقتی بدانیم ۸۰ درصد نویسندگان هرگز مقالاتی را که به آنها استناد میدهند، نخواندهاند.
این باور که "بهترین مقالات همانهایی هستند که بیشترین استناد را دریافت میکنند" پنجاه سال پیش توسط یوجین گارفیلد مطرح شد. این گزاره از همان ابتدا زیر سؤال بود.
استناد اجباری (coercive citation)-یعنی وقتی ویراستاران شرط پذیرش مقاله را استناد به خود مجله میگذارند- در مجلات برتر بهشدت رواج دارد. بیش از ۹۰ درصد نویسندگان هم از این خواسته تبعیت میکنند.
فقط یکی دو دستکاری ساده میتواند سرنوشت را زیر و رو کند؛ مثلاً تغییر طبقهبندی چکیدههای نشستها (meeting abstracts) به مقالات علمی (academic papers) در یک مجله زیستشناسی باعث شد ضریب تأثیر آن از ۰٫۲۴ به ۱۸٫۳ در یک سال جهش کند.
مزیت کووید-۱۹ ضریب تأثیر مجلۀ Lancet را از ۷۹.۳ در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۲.۷ در سال بعد رساند که جهشی ۲۵۵ درصدی در کیفیتِ اندازهگیریشده محسوب میشود.
وقتی دستکاری سنجهها اینقدر پاداش دارد، دیگر چه نیازی به بهبود واقعی عملکرد نویسندگان است؟ اصلاً چرا به خودِ نویسنده نیاز داشته باشیم؟
در فهرست نویسندگان پرکارِ اسکوپوس، تعدادی از افراد، دههها قبل از تولدشان شروع به انتشار مقاله کردهاند. یکی از نویسندگان که ۱۲ مقاله علمی، ۱۴۴ استناد و اچ-ایندکس ۱۲ دارد، لریِ گربه (Larry the cat) است!
چین با انواع دستکاری، خود را به صدر فهرست تحقیقات پُراستناد جهان رسانده و کلاریویت نیز ۱۰۰۰ نفر از ۶۸۴۹ نویسنده پُراستناد سالانهاش را تقلبی برچسب زده است.
عربستان سعودی به پژوهشگران خارجی پُرکار پول میدهد تا خود را وابسته به دانشگاههای عربستان معرفی کنند و بدین ترتیب جایگاه علمی آن کشور را بالا ببرند. دانشگاه ملک عبدالعزیز – که سالانه ۷۶ هزار دلار به هر نویسندگان خارجی میپردازد – حتی در ردهبندی ریاضیاتِ US News & World Report از کمبریج هم پیشی گرفته است. نیازی هم به داشتن یک دپارتمان ریاضیات نیست!
تعداد نویسندگان هر مقاله بهسرعت رو به افزایش است؛ چراکه نویسندگان همکار نیز به آثار خود استناد میکند و در نتیجه میزان استنادها، ضریب تأثیر و همه شاخصهای وابسته بهطرز چشمگیری بالا میرود. هرجا تعداد نویسندگان زیاد شوند، ضریب تأثیر هم افرایش پیدا میکند.
اخلاق مدیریتی در تمام شئون نشر دانشگاهی نفوذ کرده و باعث شده است مدیران عالیرتبه، از جمله رؤسا و معاونان دانشگاه، خود را محق بدانند نامشان را روی مقالاتی بگذارند که زیردستانِ گمنامشان نوشتهاند.
چند سال پیش مشخص شد که ۱۶ درصد مقالاتِ مجله معتبر New England Journal of Medicine دارای نویسنده سایه یا شبح (ghost author) هستند و دستکم ۴۴ درصد دیگر مقالات، نویسندگان افتخاری (honorary authors) دارند.
تعداد نویسندگانی که سالانه بیش از ۶۰ مقاله چاپ میکنند، در عرض یک دهه تقریباً چهار برابر شده است.
هدف از تولید مقالات، صرفاً گرفتن استناد است و حتی خواندنشان لزوماً از عنوان و چکیده و چند کلیدواژه فراتر نمیرود.
در واقع این استناد است—نه خود پژوهش—که جایگاه نویسندگان را ارتقا میدهد.
زمانی نقش انتشار علمی این بود که دانشِ حاصل از پژوهش را در اختیار عموم بگذارد. اما اکنون خودِ پژوهشگر، مشتری است و برای رسیدن به شاخصهای عملکرد مورد نیاز، مستقیماً به ناشر پول میدهد.
به این ترتیب، پژوهشگران برای چاپ مقالاتشان پول میپردازند و به دنبال مقالههایی میگردند که بتوان برای هر موضوعی و در تأیید تقریباً هر ادعایی به آنها استناد کرد، تا بالاترین بازده را به دست آورند و در مقام نویسنده، سرانجام به نوعی میانمایگی (mediocrity) تن میدهند که سنجههای عملکردْ آن را بهعنوان پژوهشِ واقعی تلقی میکند. (لینک)
#authorship
#research_ethics
#citation
🆔 @irevidence
آقای Stuart Macdonald استاد مدعو دانشگاه لستر انگلستان اخیراً در وبسایت مدرسه اقتصاد و علوم سیاسی لندن مطلب جالبی را نوشته است که بارتابهای زیادی در محافل علمی داشته است.
ترجمه کاملی از این نوشته را در فایل پیوست این پست میتوانید دریافت و مطالعه کنید. اما در این پست جملات و پاراگرافهای مهم را میآورم:
آن دوران گذشته است که محققان تنها به انجام پژوهش و انتشار نتایج آن میپرداختند. امروزه، ارزش مقالات بیش از آنکه بر پایه محتوایشان باشد، بر اساس نقشی که در سنجش عملکرد علمی ایفا میکنند، تعیین میشود. در این میان، استناد مهمترین شاخص بهشمار میرود.
شعار منتشر کن یا نابود شو گمراهکننده است: در واقع اگر دانشگاهیان استناد نگیرند نابود میشوند. مقاله علمی، در وهله اول بستری برای گرفتن استناد است. استنادات اشتباه (نامناسب، بیربط یا حتی غیرواقعی) همانقدر ارزش آماری دارند که استنادات درست؛ و بسیاری از استنادات هم اشتباهاند — که چندان شگفتآور نیست وقتی بدانیم ۸۰ درصد نویسندگان هرگز مقالاتی را که به آنها استناد میدهند، نخواندهاند.
این باور که "بهترین مقالات همانهایی هستند که بیشترین استناد را دریافت میکنند" پنجاه سال پیش توسط یوجین گارفیلد مطرح شد. این گزاره از همان ابتدا زیر سؤال بود.
استناد اجباری (coercive citation)-یعنی وقتی ویراستاران شرط پذیرش مقاله را استناد به خود مجله میگذارند- در مجلات برتر بهشدت رواج دارد. بیش از ۹۰ درصد نویسندگان هم از این خواسته تبعیت میکنند.
فقط یکی دو دستکاری ساده میتواند سرنوشت را زیر و رو کند؛ مثلاً تغییر طبقهبندی چکیدههای نشستها (meeting abstracts) به مقالات علمی (academic papers) در یک مجله زیستشناسی باعث شد ضریب تأثیر آن از ۰٫۲۴ به ۱۸٫۳ در یک سال جهش کند.
مزیت کووید-۱۹ ضریب تأثیر مجلۀ Lancet را از ۷۹.۳ در سال ۲۰۲۱ به ۲۰۲.۷ در سال بعد رساند که جهشی ۲۵۵ درصدی در کیفیتِ اندازهگیریشده محسوب میشود.
وقتی دستکاری سنجهها اینقدر پاداش دارد، دیگر چه نیازی به بهبود واقعی عملکرد نویسندگان است؟ اصلاً چرا به خودِ نویسنده نیاز داشته باشیم؟
در فهرست نویسندگان پرکارِ اسکوپوس، تعدادی از افراد، دههها قبل از تولدشان شروع به انتشار مقاله کردهاند. یکی از نویسندگان که ۱۲ مقاله علمی، ۱۴۴ استناد و اچ-ایندکس ۱۲ دارد، لریِ گربه (Larry the cat) است!
چین با انواع دستکاری، خود را به صدر فهرست تحقیقات پُراستناد جهان رسانده و کلاریویت نیز ۱۰۰۰ نفر از ۶۸۴۹ نویسنده پُراستناد سالانهاش را تقلبی برچسب زده است.
عربستان سعودی به پژوهشگران خارجی پُرکار پول میدهد تا خود را وابسته به دانشگاههای عربستان معرفی کنند و بدین ترتیب جایگاه علمی آن کشور را بالا ببرند. دانشگاه ملک عبدالعزیز – که سالانه ۷۶ هزار دلار به هر نویسندگان خارجی میپردازد – حتی در ردهبندی ریاضیاتِ US News & World Report از کمبریج هم پیشی گرفته است. نیازی هم به داشتن یک دپارتمان ریاضیات نیست!
تعداد نویسندگان هر مقاله بهسرعت رو به افزایش است؛ چراکه نویسندگان همکار نیز به آثار خود استناد میکند و در نتیجه میزان استنادها، ضریب تأثیر و همه شاخصهای وابسته بهطرز چشمگیری بالا میرود. هرجا تعداد نویسندگان زیاد شوند، ضریب تأثیر هم افرایش پیدا میکند.
اخلاق مدیریتی در تمام شئون نشر دانشگاهی نفوذ کرده و باعث شده است مدیران عالیرتبه، از جمله رؤسا و معاونان دانشگاه، خود را محق بدانند نامشان را روی مقالاتی بگذارند که زیردستانِ گمنامشان نوشتهاند.
چند سال پیش مشخص شد که ۱۶ درصد مقالاتِ مجله معتبر New England Journal of Medicine دارای نویسنده سایه یا شبح (ghost author) هستند و دستکم ۴۴ درصد دیگر مقالات، نویسندگان افتخاری (honorary authors) دارند.
تعداد نویسندگانی که سالانه بیش از ۶۰ مقاله چاپ میکنند، در عرض یک دهه تقریباً چهار برابر شده است.
هدف از تولید مقالات، صرفاً گرفتن استناد است و حتی خواندنشان لزوماً از عنوان و چکیده و چند کلیدواژه فراتر نمیرود.
در واقع این استناد است—نه خود پژوهش—که جایگاه نویسندگان را ارتقا میدهد.
زمانی نقش انتشار علمی این بود که دانشِ حاصل از پژوهش را در اختیار عموم بگذارد. اما اکنون خودِ پژوهشگر، مشتری است و برای رسیدن به شاخصهای عملکرد مورد نیاز، مستقیماً به ناشر پول میدهد.
به این ترتیب، پژوهشگران برای چاپ مقالاتشان پول میپردازند و به دنبال مقالههایی میگردند که بتوان برای هر موضوعی و در تأیید تقریباً هر ادعایی به آنها استناد کرد، تا بالاترین بازده را به دست آورند و در مقام نویسنده، سرانجام به نوعی میانمایگی (mediocrity) تن میدهند که سنجههای عملکردْ آن را بهعنوان پژوهشِ واقعی تلقی میکند. (لینک)
#authorship
#research_ethics
#citation
🆔 @irevidence
Information Science
Photo
شاخص استناد سیاست (Policy Citation Index)
شاخص استناد سیاست (Policy Citation Index) جدید در پلتفرم وب آو ساینس (Web of Science)، اسناد سیاستی را به مقالات تحقیقاتی که به آنها استناد کردهاند، پیوند میدهد و به پژوهشگران و مؤسسات کمک میکند تا تأثیر اجتماعی کار خود را نشان دهند.
اگرچه سیاستگذاران و تحلیلگران برای تصمیمگیری به تحقیقات دانشگاهی تکیه میکنند، ترجمه توصیههای موجود در ادبیات علمی به راهحلهای عملی میتواند چالشبرانگیز باشد. پژوهشگران و سیاستگذاران در محیطهای متفاوتی فعالیت میکنند و حجم فزایندهای از مقالات منتشر شده و ادبیات خاکستری (grey literature) میتواند برای هر دو گروه وجود دارد.
برای کمک به پر کردن شکاف بین پژوهش و سیاست، شاخص استناد سیاست وب آو ساینس معرفی شده است. این مجموعه جدید، گزارشها، خلاصههای سیاستی و مقالات کاری را از منابع جهانی به پلتفرم وب آو ساینس اضافه میکند.
اسناد سیاستی در پلتفرم وب آو ساینس
برای انجام تحقیقات الهامگرفته از نیازهای عملی که با نیازهای سیاستگذاران همسو باشد، پژوهشگران نیاز به دیدگاههایی از بحثهای سیاستی دارند. با انتشار این شاخص، اسنادی از نمایه اسناد سیاستی پروکوئست (ProQuest Policy File Index) به این مجموعه اضافه میشوند که شامل گزارشهایی از صدها اندیشکده، سازمانهای تحقیقاتی و گروههای advocacy مانند مؤسسه هوور (Hoover Institution)، صندوق بینالمللی پول (IMF)، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، مؤسسه رند (RAND Corporation) و بانک جهانی است. وب او ساینس به طور فعال در حال همکاری با سازمانهای بیشتر هستند و پوشش این مجموعه همچنان گسترش خواهد یافت. در طول سال ۲۰۲۵، بیش از صد منبع جدید اضافه خواهد شد و در سالهای آینده نیز این روند ادامه خواهد یافت.
این مجموعه شامل اسنادی است که توسط سیاستگذاران و برای سیاستگذاران تهیه شدهاند، مثلاً برای تأثیرگذاری بر اقدامات مرتبط با یک موضوع. اسناد سیاستی در این پایگاه داده ممکن است به سیاستهای اجراشده بپردازند، مروری بر یک موضوع ارائه دهند یا استدلالی قانعکننده برای اجرای یک سیاست در آینده ارائه کنند. از طریق پیوندهای استنادی، اسناد سیاستی به ادبیاتی که به آن استناد کردهاند، متصل میشوند و به کاربران وب آو ساینس امکان میدهند تا پایههای تحقیقاتی یک راهحل سیاستی پیشنهادی را بررسی کنند.
حل مشکلات دنیای واقعی با پژوهش
با افزایش قابلیت کشف اسناد سیاستی در این پلتفرم، وب آو ساینس به پژوهشگران کمک میکند تا تحقیقات خود را با چالشهای دنیای واقعی بهتر همسو کنند. پژوهشگران اکنون میتوانند به راحتی به اسناد سیاستی مراجعه کنند و تلاشهای تحقیقاتی خود را بر موضوعاتی متمرکز کنند که مستقیماً با مسائل اجتماعی مرتبط هستند و به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد کمک میکنند. اسناد سیاستی همچنین منبع دیگری از دادهها و آمار را در اختیار پژوهشگران قرار میدهند که ممکن است از مطالعات آنها پشتیبانی کند.
شاخص استناد، ارتباطات بین اسناد سیاستی و سایر خروجیهای علمی در وب آو ساینس را عمیقتر میکند. استنادهای موجود در اسناد سیاستی نشان میدهند که یک پژوهش به متخصصان سیاستگذاری کمک کرده است تا راهحلهای سیاستی را توسعه، تحلیل و اجرا کنند که به مشکلات اجتماعی میپردازند. با افزوده شدن منابع بیشتر، این پیوندها گسترش خواهند یافت و نمای جامعتری از تأثیر اجتماعی تحقیقات علمی و دانشگاهی ارائه خواهند داد.
https://clarivate.com/academia-government/blog/connecting-research-to-real-world-outcomes-policy-documents-in-the-web-of-science/
@inforscience
شاخص استناد سیاست (Policy Citation Index) جدید در پلتفرم وب آو ساینس (Web of Science)، اسناد سیاستی را به مقالات تحقیقاتی که به آنها استناد کردهاند، پیوند میدهد و به پژوهشگران و مؤسسات کمک میکند تا تأثیر اجتماعی کار خود را نشان دهند.
اگرچه سیاستگذاران و تحلیلگران برای تصمیمگیری به تحقیقات دانشگاهی تکیه میکنند، ترجمه توصیههای موجود در ادبیات علمی به راهحلهای عملی میتواند چالشبرانگیز باشد. پژوهشگران و سیاستگذاران در محیطهای متفاوتی فعالیت میکنند و حجم فزایندهای از مقالات منتشر شده و ادبیات خاکستری (grey literature) میتواند برای هر دو گروه وجود دارد.
برای کمک به پر کردن شکاف بین پژوهش و سیاست، شاخص استناد سیاست وب آو ساینس معرفی شده است. این مجموعه جدید، گزارشها، خلاصههای سیاستی و مقالات کاری را از منابع جهانی به پلتفرم وب آو ساینس اضافه میکند.
اسناد سیاستی در پلتفرم وب آو ساینس
برای انجام تحقیقات الهامگرفته از نیازهای عملی که با نیازهای سیاستگذاران همسو باشد، پژوهشگران نیاز به دیدگاههایی از بحثهای سیاستی دارند. با انتشار این شاخص، اسنادی از نمایه اسناد سیاستی پروکوئست (ProQuest Policy File Index) به این مجموعه اضافه میشوند که شامل گزارشهایی از صدها اندیشکده، سازمانهای تحقیقاتی و گروههای advocacy مانند مؤسسه هوور (Hoover Institution)، صندوق بینالمللی پول (IMF)، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)، مؤسسه رند (RAND Corporation) و بانک جهانی است. وب او ساینس به طور فعال در حال همکاری با سازمانهای بیشتر هستند و پوشش این مجموعه همچنان گسترش خواهد یافت. در طول سال ۲۰۲۵، بیش از صد منبع جدید اضافه خواهد شد و در سالهای آینده نیز این روند ادامه خواهد یافت.
این مجموعه شامل اسنادی است که توسط سیاستگذاران و برای سیاستگذاران تهیه شدهاند، مثلاً برای تأثیرگذاری بر اقدامات مرتبط با یک موضوع. اسناد سیاستی در این پایگاه داده ممکن است به سیاستهای اجراشده بپردازند، مروری بر یک موضوع ارائه دهند یا استدلالی قانعکننده برای اجرای یک سیاست در آینده ارائه کنند. از طریق پیوندهای استنادی، اسناد سیاستی به ادبیاتی که به آن استناد کردهاند، متصل میشوند و به کاربران وب آو ساینس امکان میدهند تا پایههای تحقیقاتی یک راهحل سیاستی پیشنهادی را بررسی کنند.
حل مشکلات دنیای واقعی با پژوهش
با افزایش قابلیت کشف اسناد سیاستی در این پلتفرم، وب آو ساینس به پژوهشگران کمک میکند تا تحقیقات خود را با چالشهای دنیای واقعی بهتر همسو کنند. پژوهشگران اکنون میتوانند به راحتی به اسناد سیاستی مراجعه کنند و تلاشهای تحقیقاتی خود را بر موضوعاتی متمرکز کنند که مستقیماً با مسائل اجتماعی مرتبط هستند و به سیاستگذاری مبتنی بر شواهد کمک میکنند. اسناد سیاستی همچنین منبع دیگری از دادهها و آمار را در اختیار پژوهشگران قرار میدهند که ممکن است از مطالعات آنها پشتیبانی کند.
شاخص استناد، ارتباطات بین اسناد سیاستی و سایر خروجیهای علمی در وب آو ساینس را عمیقتر میکند. استنادهای موجود در اسناد سیاستی نشان میدهند که یک پژوهش به متخصصان سیاستگذاری کمک کرده است تا راهحلهای سیاستی را توسعه، تحلیل و اجرا کنند که به مشکلات اجتماعی میپردازند. با افزوده شدن منابع بیشتر، این پیوندها گسترش خواهند یافت و نمای جامعتری از تأثیر اجتماعی تحقیقات علمی و دانشگاهی ارائه خواهند داد.
https://clarivate.com/academia-government/blog/connecting-research-to-real-world-outcomes-policy-documents-in-the-web-of-science/
@inforscience
Forwarded from انجمن ملی هوش مصنوعی ایران
نسخه فارسی تاریخ هوش مصنوعی به گیتهاب ترگمان اضافه شد.
https://github.com/Targoman/AIHistoryTimeline
https://github.com/Targoman/AIHistoryTimeline