به نام خدا
نهضت های مدیریتی در بخش دولتی
اهمیت مدیریت دولتی:
اهمیت مدیریت دولتی بر کسی پوشیده نیست.مدیریت دولتی به چیدمان انسانها (کارکنان و مدیران دولتی)،مواد و پول در قالب برنامه ای مشترک (بین عناصر درون مدیریت دولتی ،مدیریت دولتی و بخش خصوصی و....)برای تحقق اهداف خط مشی عمومی اشاره دارد.
علاوه بر نکات فوق ذکر این نکته ضروری است که مدیریت دولتی در کشورهای اسلامی،مسئولیت کمک به رشد شهروندان را نیز بر عهده دارد.یعنی شرایط را به گونه ای فراهم کند که دین و اعتقادات مردم تقویت و مسیر حرکت آنها همسو با ارزشها و منویات شرع مقدس شود.بنابر این می توان گفت مدیریت دولتی در تقویت رابطه معنوی شهروندان با خداوند وظیفه بستر سازی را بر عهده دارد.
می توان به طور کلی اهمیت مدیریت دولتی را در موارد زیر دانست:
1. مدیریت دولتی تکیه گاه حکمرانی ملی:بی تردید کارویژه دولت در هر کشوری اعمال اراده ملی یا همان اعمال حکمرانی است.از طرف دیگر دولت حکمرانی خود را از محمل مدیریت دولتی به ظهور می رساند.
به عبارتی:عملکرد حکمرانی دولت از طریق مدیریت دولتی به مثابه اکسیژن موجود در هوایی است که تنفس می کنیم.زندگی ملی بدون حکمرانی دولت ممکن نیست.
2. مدیریت دولتی زیر ساخت پیشرفت ،توسعه و تغییر:اگر مردم کشوری تصمیم بگیرند در مسیر توسعه و پیشرفت قرار بگیرند،مهم ترین ابزار ،مدیریت دولتی آن کشور خواهد بود.می توان گفت ،بی تردید مدیریت دولتی توسعه یافته ،محمل تحقق پیشرفتها خواهد بود،اگر چه بخشی از این امور را بخش خصوصی انجام می دهد .
3. مدیریت دولتی سازوکار کلیدی دولت رفاه:مدیریت دولتی نه تنها حافظ شهروندان در برابر خطرات بیرونی یا اغتشاشات درونی است،بلکه بزرگ ترین عرضه کننده انواع خدمات مختلف حتی در کشورهای سرمایه داری دارای دولت محدود می باشد.از این رو ،رفاه شهروندان به شیوه انجام کار ویژه های مدیریت دولتی متکی است.
4. مدیریت دولتی ابزار عرضه خدمات عمومی: مدیریت دولتی در هر کشوری به جز کشورهای دارای دولت رفاه ،متولی اصلی(مستقیم یا غیر مستقیم )عرضه خدمات عمومی به مردم است.
5. مدیریت دولتی مجری اصلی مردم سالاری در کشور: مدیریت دولتی سیمای هر حکومتی را به همگان نشان می دهد. بی شک در هر حکومتی (به خصوص حکومت اسلامی) اهمیت مدیران دولتی در اجرای مردم سا ری (دینی)دوچندان است.
ادعای بسیاری از مصلحان مدیران دولتی آن است که مردم سا ری برای اقامة آزادی وبرابری شکل می گیرد و اگر حکومتی بر فلسفه یا ایدئولوژی مردم سا ری استوار است، سیستم ادارة عمومی آن نیز باید ماهیتا دموکراتیک باشد. بر همین سیاق اگر دموکراسی یعنی حکومت مردم، با مردم و برای مردم باشد.
6. مدیریت دولتی ابژة مطالعاتی رشته ای: ابژة مطالعاتی رشتة خط مشی گذاری عمومی، حکومت یا همان دولت است و ابژة مطالعاتی مدیریت دولتی به عنوان یک رشته، مدیریت دولتی به عنوان عمل است.
7. .مدیریت دولتی زمینه ساز تقویت باورهای دینی در شهروندان: از آنجا که دین رفتار و نگرش های افراد، کارکنان و مدیران را تحت تأثیر قرار می دهد ، حکومت اس می .باید دین را در زبان و قلب های امت(شهروندان) ساری و جاری سازد.
پیامبران و امامان با تشکیل حکومت (مستقیم یا غیرمستقیم) تلا ش کرده اند مردم را برای زندگی جاودانة ابدی آماده کنند. پیامبران و امامانی که به تشکیل حکومت موفق شده اند، از طریق دستگاه اداری خود ت ش کرده اند زمینه ساز تقویت باورهای دینی در وجود امت خود باشند تا از طریق آن بتوانند آخرت خوبی را برای آن ها رقم زنند.
👇ادامه👇
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
نهضت های مدیریتی در بخش دولتی
اهمیت مدیریت دولتی:
اهمیت مدیریت دولتی بر کسی پوشیده نیست.مدیریت دولتی به چیدمان انسانها (کارکنان و مدیران دولتی)،مواد و پول در قالب برنامه ای مشترک (بین عناصر درون مدیریت دولتی ،مدیریت دولتی و بخش خصوصی و....)برای تحقق اهداف خط مشی عمومی اشاره دارد.
علاوه بر نکات فوق ذکر این نکته ضروری است که مدیریت دولتی در کشورهای اسلامی،مسئولیت کمک به رشد شهروندان را نیز بر عهده دارد.یعنی شرایط را به گونه ای فراهم کند که دین و اعتقادات مردم تقویت و مسیر حرکت آنها همسو با ارزشها و منویات شرع مقدس شود.بنابر این می توان گفت مدیریت دولتی در تقویت رابطه معنوی شهروندان با خداوند وظیفه بستر سازی را بر عهده دارد.
می توان به طور کلی اهمیت مدیریت دولتی را در موارد زیر دانست:
1. مدیریت دولتی تکیه گاه حکمرانی ملی:بی تردید کارویژه دولت در هر کشوری اعمال اراده ملی یا همان اعمال حکمرانی است.از طرف دیگر دولت حکمرانی خود را از محمل مدیریت دولتی به ظهور می رساند.
به عبارتی:عملکرد حکمرانی دولت از طریق مدیریت دولتی به مثابه اکسیژن موجود در هوایی است که تنفس می کنیم.زندگی ملی بدون حکمرانی دولت ممکن نیست.
2. مدیریت دولتی زیر ساخت پیشرفت ،توسعه و تغییر:اگر مردم کشوری تصمیم بگیرند در مسیر توسعه و پیشرفت قرار بگیرند،مهم ترین ابزار ،مدیریت دولتی آن کشور خواهد بود.می توان گفت ،بی تردید مدیریت دولتی توسعه یافته ،محمل تحقق پیشرفتها خواهد بود،اگر چه بخشی از این امور را بخش خصوصی انجام می دهد .
3. مدیریت دولتی سازوکار کلیدی دولت رفاه:مدیریت دولتی نه تنها حافظ شهروندان در برابر خطرات بیرونی یا اغتشاشات درونی است،بلکه بزرگ ترین عرضه کننده انواع خدمات مختلف حتی در کشورهای سرمایه داری دارای دولت محدود می باشد.از این رو ،رفاه شهروندان به شیوه انجام کار ویژه های مدیریت دولتی متکی است.
4. مدیریت دولتی ابزار عرضه خدمات عمومی: مدیریت دولتی در هر کشوری به جز کشورهای دارای دولت رفاه ،متولی اصلی(مستقیم یا غیر مستقیم )عرضه خدمات عمومی به مردم است.
5. مدیریت دولتی مجری اصلی مردم سالاری در کشور: مدیریت دولتی سیمای هر حکومتی را به همگان نشان می دهد. بی شک در هر حکومتی (به خصوص حکومت اسلامی) اهمیت مدیران دولتی در اجرای مردم سا ری (دینی)دوچندان است.
ادعای بسیاری از مصلحان مدیران دولتی آن است که مردم سا ری برای اقامة آزادی وبرابری شکل می گیرد و اگر حکومتی بر فلسفه یا ایدئولوژی مردم سا ری استوار است، سیستم ادارة عمومی آن نیز باید ماهیتا دموکراتیک باشد. بر همین سیاق اگر دموکراسی یعنی حکومت مردم، با مردم و برای مردم باشد.
6. مدیریت دولتی ابژة مطالعاتی رشته ای: ابژة مطالعاتی رشتة خط مشی گذاری عمومی، حکومت یا همان دولت است و ابژة مطالعاتی مدیریت دولتی به عنوان یک رشته، مدیریت دولتی به عنوان عمل است.
7. .مدیریت دولتی زمینه ساز تقویت باورهای دینی در شهروندان: از آنجا که دین رفتار و نگرش های افراد، کارکنان و مدیران را تحت تأثیر قرار می دهد ، حکومت اس می .باید دین را در زبان و قلب های امت(شهروندان) ساری و جاری سازد.
پیامبران و امامان با تشکیل حکومت (مستقیم یا غیرمستقیم) تلا ش کرده اند مردم را برای زندگی جاودانة ابدی آماده کنند. پیامبران و امامانی که به تشکیل حکومت موفق شده اند، از طریق دستگاه اداری خود ت ش کرده اند زمینه ساز تقویت باورهای دینی در وجود امت خود باشند تا از طریق آن بتوانند آخرت خوبی را برای آن ها رقم زنند.
👇ادامه👇
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
وظیفة مدیریت دولتی در کشور اسلا می بسیار سنگین تر از سایر کشورهاست؛ زیرا بی دقتی دراجرای وظایف به تضعیف باورهای دینی عده ای از مردم منجر خواهد شد و روح دین داری در کشوررا متزلزل می کند. هرچند مؤمنان واقعی در کشور زیادند ولی هرگونه تضعیف در باورهای دینی منشأ اثرات مخربی برای کشور اسلا می خواهد بود.
8. مدیریت دولتی بسترساز رشد و تعالی انسان ها: در نظام های اسلا می (به طور خاص در ایران) یکی از کارویژه های اصلی دولت که مأخذ رنگ و لعاب سایر کارویژه های دولت است، کارویژة یکپارچه سازی همة وظایف دولت در راستای رشد و تعالی یک یک مردم است. بر این اساس، هدف دولت ازطراحی انواع خدمات، حرکت مردم در راستای رشد و تعالی یک یک مردم می باشد.
9. مدیریت دولتی شالوده و اساس دولت: شاید بتوان حکومتی را بدون قوة مقننه و قضاییه تصور کرد؛ ولی بدون وجود یک ماشین اداری هیچ حکومتی هستی پیدا نمی کند. حکومت های مدرن خود رابه اجرای قانون و حفظ نظم، برقراری عدالت، گردآوری درآمدها و مالیات ها و مشارکت در فعالیت های رفاهی محدود نمی کنند، بلکه خدمات و امور رفاهی بیشتری برای مردم فراهم می کنند .
10. مدیریت دولتی نیروی ثابت و استمراربخش حکومت ها: مدیریت دولتی به مدد مدیران و کارکنان کشوری اداره می شود که به صورت ثابت به انجام وظایف خود می پردازند. مقامات سیاسی با تغییر.دولت ها جابه جا می شوند؛ ولی مدیریت دولتی حرفه ای به استمرار خدمات خود پایبند است.مديريت دولتی نوعی نیروی بسیار باثبات در جامعه و حافظه جامعه و فرهنگ آن است.
فون اشتاین مدعی است مدیریت دولتی تاج سر همه رشته ها (علوم انسانی، اجتماعی، پزشکی، علوم پایه، فنی و مهندسی) است و سنگ زیربنای همة علوم پیشرفت این رشته است. اگر این رشته پیشرفت کند سایر علوم نیز پیشرفت خواهند کرد. بنابراین اهمیت مدیریت دولتی برای همگان مبرهن و آشکاراست.
✳️تفاوت مدیریت دولتی و بخش خصوصی :
بین مدیریت در بخش دولتی و خصوصی شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. برخی از تفاوت های بنیادی مدیریت دولتی و خصوصی را می توان به این شرح تشریح کرد:
✔️جهت دهی سیاسی: مدیریت در بخش دولتی براساس خط مشی های مقامات سیاسی فعالیت می کند .
ممکن است آزادی عمل مناسبی در انجام وظایف داشته باشد؛ ولی نفس وظایف را سیاستمداران کشور تعیین می کنند. ازاین رو، مدیران دولتی مدیران سیاسی نیز هستند، زیرا بی تردید تزریق سیاست در
اداره، آن ها را وادار می کند آنچه را سياست می خواهد انجام دهند.
✔️انگیزة سود: حیات و بقای مدیریت بخش خصوصی بسته به سودآوری آن است: ولی عرضة خدمات گاهی به هر قیمتی کارویژة مهم مدیریت دولتی است
خدمات و هزینه ها: در مدیریت دولتی نوعی رابطة از قبل تعیین شده بین میزان خدمت و هزینة پرداختی وجود دارد. به عبارت دیگر، عرضه و تقاضا تعیین کنندة قیمت خدمات نیست. بهای آب و برق،
محصولا ت پستی، عوارض جاده ای و ... را دولت تعیین می کند و افزایش آن ها به مصوباتی خاص
نیاز دارد.
✔️ماهیت کارویژه ها: مأخذ برانگیختن بخش خصوصی برای ظهور و بروز و همین طور تداوم حیات و
بقا وجود نیازهای اقتصادی است. بخش خصوصی نمی تواند و نمی خواهد باورهای دینی مردم را
تقویت کند و در ساخت آخرتی سازنده به شهروندان یاری رساند .البته این امر دربارة کاسب حبیب خداست
صادق نیست. زیرا با روح و ماهیت سوداندیشی این بخش در تضاد است.کارویژه های مدیریت بخش دولتی همة نیازهای انسان را مد نظر قرار می دهد و صرفا هًدف فعالیتش نیازهایاقتصادی نیست.
✔️کارایی: ارزش و معیار غالب موفقیت بخش خصوصی و مدیریت آن کارایی است؛ ولی در مدیریت بخش دولتی کارایی یکی از چند ارزش مهم در کنار دیگر ارزش ها نظیر اثربخشی، عدالت اجتماعی،
شهروندی، نمایندگی و مردم سا ری است. ممکن است فعالیتی چندان کارآمد نباشد؛ اما روح مشارکت
شهروندان در حکومت را تقویت کند. ممکن است فعالیتی کارآمد نباشد؛ اما عزت ملی را ارتقا دهد
کارایی در تخصیص و هزینه کردن بودجة ملی معیار مهمی است که مدیران دولتی به آن توجه می
کنند؛ ولی تنها معیار موفقیت مدیران دولتی نیست.
✔️مسئولیت عمومی: مدیریت دولتی در برابر مردم مسئول است و باید در برابر انتقاد مردم، فشار افکار
عمومی و احزاب سیاسی پاسخ هایی قانع کننده دهد. مدیران دولتی نمی توانند حوادث را مخفی کنند، باید آن ها را در معرض دید همگان قرار دهند.بخش خصوصی مسئولیت زیادی در قبال مردم ندارد و تنها متولی عرضة خدمات و کا ها براساس تقاضای مردم است؛ مگر در شرایطی که مردم از عمل خلا ف شرکتی خبردار شوند و با توجه به فرهنگ عمومی خود نسبت به آن واکنش هایی نظیر تحریم،
بایکوت و ... در پیش گیرند
✔️روابط عمومی: میزان تعامل مردم با مدیریت در بخش دولتی بسیار بیشتر و متفاوت تر از مدیریت در بخش خصوصی است.
👇ادامه👇
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
8. مدیریت دولتی بسترساز رشد و تعالی انسان ها: در نظام های اسلا می (به طور خاص در ایران) یکی از کارویژه های اصلی دولت که مأخذ رنگ و لعاب سایر کارویژه های دولت است، کارویژة یکپارچه سازی همة وظایف دولت در راستای رشد و تعالی یک یک مردم است. بر این اساس، هدف دولت ازطراحی انواع خدمات، حرکت مردم در راستای رشد و تعالی یک یک مردم می باشد.
9. مدیریت دولتی شالوده و اساس دولت: شاید بتوان حکومتی را بدون قوة مقننه و قضاییه تصور کرد؛ ولی بدون وجود یک ماشین اداری هیچ حکومتی هستی پیدا نمی کند. حکومت های مدرن خود رابه اجرای قانون و حفظ نظم، برقراری عدالت، گردآوری درآمدها و مالیات ها و مشارکت در فعالیت های رفاهی محدود نمی کنند، بلکه خدمات و امور رفاهی بیشتری برای مردم فراهم می کنند .
10. مدیریت دولتی نیروی ثابت و استمراربخش حکومت ها: مدیریت دولتی به مدد مدیران و کارکنان کشوری اداره می شود که به صورت ثابت به انجام وظایف خود می پردازند. مقامات سیاسی با تغییر.دولت ها جابه جا می شوند؛ ولی مدیریت دولتی حرفه ای به استمرار خدمات خود پایبند است.مديريت دولتی نوعی نیروی بسیار باثبات در جامعه و حافظه جامعه و فرهنگ آن است.
فون اشتاین مدعی است مدیریت دولتی تاج سر همه رشته ها (علوم انسانی، اجتماعی، پزشکی، علوم پایه، فنی و مهندسی) است و سنگ زیربنای همة علوم پیشرفت این رشته است. اگر این رشته پیشرفت کند سایر علوم نیز پیشرفت خواهند کرد. بنابراین اهمیت مدیریت دولتی برای همگان مبرهن و آشکاراست.
✳️تفاوت مدیریت دولتی و بخش خصوصی :
بین مدیریت در بخش دولتی و خصوصی شباهت ها و تفاوت هایی وجود دارد. برخی از تفاوت های بنیادی مدیریت دولتی و خصوصی را می توان به این شرح تشریح کرد:
✔️جهت دهی سیاسی: مدیریت در بخش دولتی براساس خط مشی های مقامات سیاسی فعالیت می کند .
ممکن است آزادی عمل مناسبی در انجام وظایف داشته باشد؛ ولی نفس وظایف را سیاستمداران کشور تعیین می کنند. ازاین رو، مدیران دولتی مدیران سیاسی نیز هستند، زیرا بی تردید تزریق سیاست در
اداره، آن ها را وادار می کند آنچه را سياست می خواهد انجام دهند.
✔️انگیزة سود: حیات و بقای مدیریت بخش خصوصی بسته به سودآوری آن است: ولی عرضة خدمات گاهی به هر قیمتی کارویژة مهم مدیریت دولتی است
خدمات و هزینه ها: در مدیریت دولتی نوعی رابطة از قبل تعیین شده بین میزان خدمت و هزینة پرداختی وجود دارد. به عبارت دیگر، عرضه و تقاضا تعیین کنندة قیمت خدمات نیست. بهای آب و برق،
محصولا ت پستی، عوارض جاده ای و ... را دولت تعیین می کند و افزایش آن ها به مصوباتی خاص
نیاز دارد.
✔️ماهیت کارویژه ها: مأخذ برانگیختن بخش خصوصی برای ظهور و بروز و همین طور تداوم حیات و
بقا وجود نیازهای اقتصادی است. بخش خصوصی نمی تواند و نمی خواهد باورهای دینی مردم را
تقویت کند و در ساخت آخرتی سازنده به شهروندان یاری رساند .البته این امر دربارة کاسب حبیب خداست
صادق نیست. زیرا با روح و ماهیت سوداندیشی این بخش در تضاد است.کارویژه های مدیریت بخش دولتی همة نیازهای انسان را مد نظر قرار می دهد و صرفا هًدف فعالیتش نیازهایاقتصادی نیست.
✔️کارایی: ارزش و معیار غالب موفقیت بخش خصوصی و مدیریت آن کارایی است؛ ولی در مدیریت بخش دولتی کارایی یکی از چند ارزش مهم در کنار دیگر ارزش ها نظیر اثربخشی، عدالت اجتماعی،
شهروندی، نمایندگی و مردم سا ری است. ممکن است فعالیتی چندان کارآمد نباشد؛ اما روح مشارکت
شهروندان در حکومت را تقویت کند. ممکن است فعالیتی کارآمد نباشد؛ اما عزت ملی را ارتقا دهد
کارایی در تخصیص و هزینه کردن بودجة ملی معیار مهمی است که مدیران دولتی به آن توجه می
کنند؛ ولی تنها معیار موفقیت مدیران دولتی نیست.
✔️مسئولیت عمومی: مدیریت دولتی در برابر مردم مسئول است و باید در برابر انتقاد مردم، فشار افکار
عمومی و احزاب سیاسی پاسخ هایی قانع کننده دهد. مدیران دولتی نمی توانند حوادث را مخفی کنند، باید آن ها را در معرض دید همگان قرار دهند.بخش خصوصی مسئولیت زیادی در قبال مردم ندارد و تنها متولی عرضة خدمات و کا ها براساس تقاضای مردم است؛ مگر در شرایطی که مردم از عمل خلا ف شرکتی خبردار شوند و با توجه به فرهنگ عمومی خود نسبت به آن واکنش هایی نظیر تحریم،
بایکوت و ... در پیش گیرند
✔️روابط عمومی: میزان تعامل مردم با مدیریت در بخش دولتی بسیار بیشتر و متفاوت تر از مدیریت در بخش خصوصی است.
👇ادامه👇
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
میزان تعاملات رودررو و همین طور الکترونیک مردم با مدیریت در دو بخش
نیز متفاوت است.
✔️برخورد یکسان با شهروندان: شیوة برخورد مدیریت بخش دولتی با مردم براساس قوانین، مقررات و
رویه هایی یکسان است؛ یعنی میان فقیر و غنی، با شهرنشین و پایین شهرنشین، شمال شهری یا
جنوب شهری در قاموس مدیریت دولتی تفاوتی وجود ندارد.
✔️انحصار: دولت و مدیریت دولتی در انجام برخی امور دارای انحصار است، برای مثال در ایران
انحصار دفاع، آب، راه آهن، پست و ... در اختیار مدیریت دولتی است؛ ولی در بخش خصوصی
انحصار معنا ندارد، زیرا رقابت برنده را تعیین می کند.
✔️مصرف منابع مالی: مدیریت دولتی باید براساس قوانین بودجه، منابع دریافتی را مصرف کند. ازاین رو،
دقت و وسواس خاصی در خرج بودجة عمومی وجود دارد. قوة مقننه و سازمان های نظارتی مختلف،
بر شیوه و چگونگی تخصیص و خرج بودجة عمومی نظارت می کنند؛ ولی در مدیریت بخش
خصوصی بر شیوة تخصیص و هزینة بودجة سازمان، نظارصورت نمی گیرد.
تبعات اجتماعی: تبعات اجتماعی مدیریت دولتی بسیار زیاد خواهد بود؛ زیرا هر عیب و نقصی در آن،
صدمه ای جبران ناپذیر بر مردم خواهد داشت.خطای یک مدیر دولتی ممکن است تمدنی را از بین
ببرد، دینی را در چشم مردم تخریب کند، ارزش اسلامی دینی را مخدوش سازد و زحماتی را که برای
شکل گیری حکومتی ریخته شده، پایمال کند و حرمت پیامبران و ائمه را جریحه دار سازد.ولی تبعات
مدیریت در بخش خصوصی گسترة بسیار کمتری دارد، به عده ای ضربه می زند یا محصولی را با
قیمت با تر به مردم می فروشد و به تعداد محدودی ضرر می رساند.
✔️وجهة اجتماعی: هم در کشورهای مردم سالار و هم در کشورهای اس می، مدیر دولتی امانت دار منفعت
عامه است. بنابراین ارج و قرب زیادی در نزد مردم دارد . مدیر دولتی اس می حافظ ارزش های ملی
و دینی و پاسدار حکومت است و مسئولیت بیت المال را برعهده دارد؛ بنابراین وجهة اجتماعی با تری
دارد.
تهیه کننده:سیده هدی شمس
منبع:
نهضت های مدیریتی در بخش دولتی
گذشته ،حال و آینده
دکتر حسن دانایی فرد
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
نیز متفاوت است.
✔️برخورد یکسان با شهروندان: شیوة برخورد مدیریت بخش دولتی با مردم براساس قوانین، مقررات و
رویه هایی یکسان است؛ یعنی میان فقیر و غنی، با شهرنشین و پایین شهرنشین، شمال شهری یا
جنوب شهری در قاموس مدیریت دولتی تفاوتی وجود ندارد.
✔️انحصار: دولت و مدیریت دولتی در انجام برخی امور دارای انحصار است، برای مثال در ایران
انحصار دفاع، آب، راه آهن، پست و ... در اختیار مدیریت دولتی است؛ ولی در بخش خصوصی
انحصار معنا ندارد، زیرا رقابت برنده را تعیین می کند.
✔️مصرف منابع مالی: مدیریت دولتی باید براساس قوانین بودجه، منابع دریافتی را مصرف کند. ازاین رو،
دقت و وسواس خاصی در خرج بودجة عمومی وجود دارد. قوة مقننه و سازمان های نظارتی مختلف،
بر شیوه و چگونگی تخصیص و خرج بودجة عمومی نظارت می کنند؛ ولی در مدیریت بخش
خصوصی بر شیوة تخصیص و هزینة بودجة سازمان، نظارصورت نمی گیرد.
تبعات اجتماعی: تبعات اجتماعی مدیریت دولتی بسیار زیاد خواهد بود؛ زیرا هر عیب و نقصی در آن،
صدمه ای جبران ناپذیر بر مردم خواهد داشت.خطای یک مدیر دولتی ممکن است تمدنی را از بین
ببرد، دینی را در چشم مردم تخریب کند، ارزش اسلامی دینی را مخدوش سازد و زحماتی را که برای
شکل گیری حکومتی ریخته شده، پایمال کند و حرمت پیامبران و ائمه را جریحه دار سازد.ولی تبعات
مدیریت در بخش خصوصی گسترة بسیار کمتری دارد، به عده ای ضربه می زند یا محصولی را با
قیمت با تر به مردم می فروشد و به تعداد محدودی ضرر می رساند.
✔️وجهة اجتماعی: هم در کشورهای مردم سالار و هم در کشورهای اس می، مدیر دولتی امانت دار منفعت
عامه است. بنابراین ارج و قرب زیادی در نزد مردم دارد . مدیر دولتی اس می حافظ ارزش های ملی
و دینی و پاسدار حکومت است و مسئولیت بیت المال را برعهده دارد؛ بنابراین وجهة اجتماعی با تری
دارد.
تهیه کننده:سیده هدی شمس
منبع:
نهضت های مدیریتی در بخش دولتی
گذشته ،حال و آینده
دکتر حسن دانایی فرد
#مفاهيم
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Theory-of-PA-4-IRPUBLICPOLICY.pdf
157.4 KB
نهضت های مدیریتی در بخش دولتی
بخش چهارم
اهمیت مدیریت دولتی
تفاوت مدیریت دولتی و بخش خصوصی
تهیه کننده:سیده هدی شمس
#مفاهيم
#مديريت_دولتي
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
بخش چهارم
اهمیت مدیریت دولتی
تفاوت مدیریت دولتی و بخش خصوصی
تهیه کننده:سیده هدی شمس
#مفاهيم
#مديريت_دولتي
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
🔹بازار مسکن 28 ساله در یک نگاه؛
🔹بیشترین افزایش قیمت مسکن و کمترین افزایش در کدام دولت ها بوده است؟
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
🔹بیشترین افزایش قیمت مسکن و کمترین افزایش در کدام دولت ها بوده است؟
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
نقشه جامع علمی کشور
۱-۱٫ ارزشهای بنیادین نقشه جامع علمی کشور
مبانی ارزشی نظام علم و فناوری کشور بر پایۀ مبانی نظری که در مجموعۀ اسناد پشتیبان نقشۀ جامع علمی کشور ارائه شده، استوار است و به مثابۀ روح حاکم بر حرکت علمی کشور بوده و مشخص کنندۀ جهتگیریهای نظام، اولویتها و باید و نبایدها در عرصههای آموزش، پرورش، پژوهش و فناوری است. مهمترین این ارزشها عبارتند از:
حاکمیت جهانبینی توحیدی اسلام در کلیۀ ابعاد علم و فناوری؛
علم هدایتگر و هدفمندی آخرتگرایانۀ علم و فناوری؛
عدالتمحوری، پرورش استعدادها و دستیابی همگان به خصوص مستضعفین در حوزه علم و فناوری، و تقویت خلاقیت، نوآوری و خطرپذیری در علم؛
کرامت انسان با تکیه بر فطرت حقیقتجو، عقلگرا، علمطلب و آزادگی وی؛
آزاداندیشی و تبادل آرا و تضارب افکار (جدال احسن)؛
توجه به اصل عقلانیت، تکریم علم و عالم، ارزشمندی ذاتی علم و ضرورت احترام حقوقی و اخلاقی به آفرینشهای فکری علمی؛ ودستاوردهای علمی بشری و بهرهگیری از آنها در چارچوب نظام ارزشی اسلام؛
علم و فناوری کمال آفرین، توانمندساز، ثروتآفرین و هماهنگ با محیط زیست و سلامت معنوی، جسمی، روانی و اجتماعی آحاد جامعه؛
ایجاد تحول بنیادین علمی بخصوص در بازبینی و طراحی علوم انسانی در چارچوب جهانبینی اسلامی؛
تعامل فعال و الهامبخش با محیط جهانی و فرآیندهای توسعۀ علم و فناوری در جهان؛
اخلاقمحوری، تقدم مصالح عمومی بر منافع فردی و گروهی، تقویت روحیۀ تعاون و مشارکت و مسئولیتپذیری آحاد جامعۀ علمی و نهادهای مرتبط با آن.
۱-۲٫ ویژگیهای اصلی الگوی نظام علم، فناوری و نوآوری
الگوی مناسب نظام علم، فناوری و نوآوری ویژه جامعه ایرانی که به دنبال احیای فرهنگ و ایجاد تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی است باید ویژگیهای اصلی زیر را داشته باشد :
ترکیب عرضهمحوری و تقاضامحوری: با توجه به اهداف، آرمانها و اولویتهای بلندمدت نظام و کافی نبودن تقاضاهای بخشهای اقتصادی و صنعتی از موارد مذکور، از برخی حوزههای اولویتدار باید حمایت اختصاصی شود. این وجه از نظام علم و فناوری معطوف به تولید و عرضه دانش بر مبنای اهداف و آرمانهای جامعه است. از سوی دیگر افزایش تقاضای نظامهای فرهنگی، سیاسی، صنعتی و اقتصادی ملی و فراملی و در نتیجه تجاریکردن دانش و فناوری، اهمیت ویژهای در پیشرفت همه جانبه و پایدار کشور دارد. بنابراین، الگوی مناسب برای نظام علم و فناوری جامعه ایرانی در این زمینه ترکیبی از الگوهای عرضهمحوری و تقاضامحوری است.
اجتماع دو رویکرد برونمداری و درونمداری:نظام علم و فناوری جامعه ایرانی از نظر توجه به نیازها، قابلیتها و ظرفیتهای بومی و مزیتهای نسبی کشور، درونمدار است. از سوی دیگر با توجه به فرصتهای پیشرو در جهان و کشورهای اسلامی، مشارکت علمی و فناوری فعال با جهان اسلام و سایر کشورها داشته و بنابراین در این زمینه برونمدار است.
تلفیق آموزش با تربیت، پژوهش و مهارت: از آنجا که علم و عمل توأمان، عامل پیشرفت همهجانبه و پایدار کشور است، باید الگوی تفکیکی حاکم بر نظام فعلی علم و فناوری به سرعت در جهت الگویی تلفیقی تحول یابد. بدین منظور این تلفیق باید از آموزش ابتدایی آغاز و در تمام دورههای آموزشی ادامه یابد و در نتیجه الگوی آموزشی حافظهمدار فعلی جای خود را به الگوی مبتنی بر یادگیری دانش به همراه تربیت انسانها، پرورش مهارتها و پژوهش خواهد داد. در نظام آموزش عالی نیز رویکرد پژوهشمحوری تقویت خواهد شد.
دانلود فایل پی دی اف نقشه جامع علمی کشور
#قوانين
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
۱-۱٫ ارزشهای بنیادین نقشه جامع علمی کشور
مبانی ارزشی نظام علم و فناوری کشور بر پایۀ مبانی نظری که در مجموعۀ اسناد پشتیبان نقشۀ جامع علمی کشور ارائه شده، استوار است و به مثابۀ روح حاکم بر حرکت علمی کشور بوده و مشخص کنندۀ جهتگیریهای نظام، اولویتها و باید و نبایدها در عرصههای آموزش، پرورش، پژوهش و فناوری است. مهمترین این ارزشها عبارتند از:
حاکمیت جهانبینی توحیدی اسلام در کلیۀ ابعاد علم و فناوری؛
علم هدایتگر و هدفمندی آخرتگرایانۀ علم و فناوری؛
عدالتمحوری، پرورش استعدادها و دستیابی همگان به خصوص مستضعفین در حوزه علم و فناوری، و تقویت خلاقیت، نوآوری و خطرپذیری در علم؛
کرامت انسان با تکیه بر فطرت حقیقتجو، عقلگرا، علمطلب و آزادگی وی؛
آزاداندیشی و تبادل آرا و تضارب افکار (جدال احسن)؛
توجه به اصل عقلانیت، تکریم علم و عالم، ارزشمندی ذاتی علم و ضرورت احترام حقوقی و اخلاقی به آفرینشهای فکری علمی؛ ودستاوردهای علمی بشری و بهرهگیری از آنها در چارچوب نظام ارزشی اسلام؛
علم و فناوری کمال آفرین، توانمندساز، ثروتآفرین و هماهنگ با محیط زیست و سلامت معنوی، جسمی، روانی و اجتماعی آحاد جامعه؛
ایجاد تحول بنیادین علمی بخصوص در بازبینی و طراحی علوم انسانی در چارچوب جهانبینی اسلامی؛
تعامل فعال و الهامبخش با محیط جهانی و فرآیندهای توسعۀ علم و فناوری در جهان؛
اخلاقمحوری، تقدم مصالح عمومی بر منافع فردی و گروهی، تقویت روحیۀ تعاون و مشارکت و مسئولیتپذیری آحاد جامعۀ علمی و نهادهای مرتبط با آن.
۱-۲٫ ویژگیهای اصلی الگوی نظام علم، فناوری و نوآوری
الگوی مناسب نظام علم، فناوری و نوآوری ویژه جامعه ایرانی که به دنبال احیای فرهنگ و ایجاد تمدن نوین اسلامی ـ ایرانی است باید ویژگیهای اصلی زیر را داشته باشد :
ترکیب عرضهمحوری و تقاضامحوری: با توجه به اهداف، آرمانها و اولویتهای بلندمدت نظام و کافی نبودن تقاضاهای بخشهای اقتصادی و صنعتی از موارد مذکور، از برخی حوزههای اولویتدار باید حمایت اختصاصی شود. این وجه از نظام علم و فناوری معطوف به تولید و عرضه دانش بر مبنای اهداف و آرمانهای جامعه است. از سوی دیگر افزایش تقاضای نظامهای فرهنگی، سیاسی، صنعتی و اقتصادی ملی و فراملی و در نتیجه تجاریکردن دانش و فناوری، اهمیت ویژهای در پیشرفت همه جانبه و پایدار کشور دارد. بنابراین، الگوی مناسب برای نظام علم و فناوری جامعه ایرانی در این زمینه ترکیبی از الگوهای عرضهمحوری و تقاضامحوری است.
اجتماع دو رویکرد برونمداری و درونمداری:نظام علم و فناوری جامعه ایرانی از نظر توجه به نیازها، قابلیتها و ظرفیتهای بومی و مزیتهای نسبی کشور، درونمدار است. از سوی دیگر با توجه به فرصتهای پیشرو در جهان و کشورهای اسلامی، مشارکت علمی و فناوری فعال با جهان اسلام و سایر کشورها داشته و بنابراین در این زمینه برونمدار است.
تلفیق آموزش با تربیت، پژوهش و مهارت: از آنجا که علم و عمل توأمان، عامل پیشرفت همهجانبه و پایدار کشور است، باید الگوی تفکیکی حاکم بر نظام فعلی علم و فناوری به سرعت در جهت الگویی تلفیقی تحول یابد. بدین منظور این تلفیق باید از آموزش ابتدایی آغاز و در تمام دورههای آموزشی ادامه یابد و در نتیجه الگوی آموزشی حافظهمدار فعلی جای خود را به الگوی مبتنی بر یادگیری دانش به همراه تربیت انسانها، پرورش مهارتها و پژوهش خواهد داد. در نظام آموزش عالی نیز رویکرد پژوهشمحوری تقویت خواهد شد.
دانلود فایل پی دی اف نقشه جامع علمی کشور
#قوانين
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
📈رشد اقتصادی چین و جهان
🔴چین موتور محرک رشد اقتصادی جهان است.
نوسانات اقتصاد جهان با نوسانات اقتصاد چین رابطه تنگاتنگی دارد.
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
🔴چین موتور محرک رشد اقتصادی جهان است.
نوسانات اقتصاد جهان با نوسانات اقتصاد چین رابطه تنگاتنگی دارد.
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
International Public Policy and Management
Jack Rabin
Professor of Public Administration and Public Policy
The Pennsylvania State University
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Jack Rabin
Professor of Public Administration and Public Policy
The Pennsylvania State University
#كتاب
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
جلسه نقد کتاب
رونمایی از کتاب «تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران»
با حضور نویسندگان دکتر فرشاد مومنی ـ دکتر سعید نایب
و با شرکت آقایان:
•دکتر علی رضاقلی نویسنده کتاب مشهور جامعه شناسی نخبه کشی
•مهندس سید علی آذربادگان از مدیران برجسته صنعت کشور
•دکتر محمدرضا واعظ مهدوی معاون توسعه علمی و فرهنگی سازمان برنامه و بودجه
زمان: پنج شنبه 96/2/28 از ساعت 14 الی 16
مکان: موسسه مطالعات دین و اقتصاد، بلوار کشاورز، خیابان شهید برادران مظفر پلاک 126
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
رونمایی از کتاب «تحولات تکنولوژی و آینده توسعه در ایران»
با حضور نویسندگان دکتر فرشاد مومنی ـ دکتر سعید نایب
و با شرکت آقایان:
•دکتر علی رضاقلی نویسنده کتاب مشهور جامعه شناسی نخبه کشی
•مهندس سید علی آذربادگان از مدیران برجسته صنعت کشور
•دکتر محمدرضا واعظ مهدوی معاون توسعه علمی و فرهنگی سازمان برنامه و بودجه
زمان: پنج شنبه 96/2/28 از ساعت 14 الی 16
مکان: موسسه مطالعات دین و اقتصاد، بلوار کشاورز، خیابان شهید برادران مظفر پلاک 126
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
ارزیابی ظرفیت نهادهای مبارزه با فساد: راهنمایی برای مسئولان
دفتربرنامه توسعه سازمان ملل متحد
#مبارزه_با_فساد
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
دفتربرنامه توسعه سازمان ملل متحد
#مبارزه_با_فساد
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
Capacity-Corruption-irpublicpolicy.pdf
3.6 MB
ارزیابی ظرفیت نهادهای مبارزه با فساد: راهنمایی برای مسئولان
دفتربرنامه توسعه سازمان ملل متحد
#مبارزه_با_فساد
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
دفتربرنامه توسعه سازمان ملل متحد
#مبارزه_با_فساد
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
امیرالمومنین علی عليه السلام:
اَلنّاسُ بِاُمرائِهِم اَشْبهُ مِنهُمْ بِآبائِهِمْ
مردم به دولتمردان خود شبيهترند تا به پدرانشان
منبع:تحف العقول،ص۲۰۸
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
اَلنّاسُ بِاُمرائِهِم اَشْبهُ مِنهُمْ بِآبائِهِمْ
مردم به دولتمردان خود شبيهترند تا به پدرانشان
منبع:تحف العقول،ص۲۰۸
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
مساله آزادي در سياستگذاري ايران
#مرکز_پژوهش_ها
#خط_مشي_گذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#مرکز_پژوهش_ها
#خط_مشي_گذاري
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
#اطلاع_رساني
🌟 شبیهسازی چندمقیاسی برای سیاستگذاری
👤 دکتر رضا حسان
◀️ ثبتنام:
🔗 https://goo.gl/E95XHg
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
🌟 شبیهسازی چندمقیاسی برای سیاستگذاری
👤 دکتر رضا حسان
◀️ ثبتنام:
🔗 https://goo.gl/E95XHg
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
World Development Indicators
The primary World Bank collection of development indicators, compiled from officially-recognized international sources. It presents the most current and accurate global development data available, and includes national, regional and global estimates.
http://data.worldbank.org/data-catalog/world-development-indicators
صفحه ايران:
http://data.worldbank.org/country/iran-islamic-rep
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
The primary World Bank collection of development indicators, compiled from officially-recognized international sources. It presents the most current and accurate global development data available, and includes national, regional and global estimates.
http://data.worldbank.org/data-catalog/world-development-indicators
صفحه ايران:
http://data.worldbank.org/country/iran-islamic-rep
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
توسعه اقتصادی چیست و شاخص های توسعه کدامند؟
توسعه اقتصادی عبارتست از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیتهای تولیدی اعم از ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.
تفاوت رشد و توسعه:
در ابتدا لازم است دو کلمه رشد و توسعه را از یکدیگر تمیز دهیم. باید بدانیم که این دو لغت دارای دو مفهوم متفاوت و جدا از یکدیگر میباشند، به طوری که واژه لاتین آنها نیز با یکدیگر تفاوت دارد. در زبان انگلیسی معادل رشد واژه «Growth» توسعه معادل واژه «Development» میباشد.
رشد:
در رشد اقتصادی متغیرها از نظر کمی مدنظر است، لذا رشد تغییرات کمی اقتصادی است، تغییرات کیفی را بیان نمیکند پس به این ترتیب رشد چیزی نیست، جز تغییرات (کمی) تولیدات ناخالص ملی (y∆) یعنی تغییرات نسبت به یک سال پایه بیان رشد خواهد بود؛ بنابراین تغییرات کمی اقتصادی در یک جامعه را رشد گویند.
توسعه:
در توسعه اقتصادی متغیرها از نظر کیفی مدنظر است لذا توسعه در واقع تغییرات کیفی یک جامعه را بیان میکند که تظاهر آن میتواند، در رشد تبلور یابد. به این ترتیب توسعه اقتصادی عبارت است از تغییرات کیفی در ساختار اقتصاد یک جامعه و آن دسته از تغییرات بنیادی که بر تولید ناخالص ملی اثر میگذارد. به این ترتیب دو لغت رشد و توسعه را با توجه به تعاریف بالا از یکدیگر تمیز میدهیم. ∗
«رشد اقتصادی» به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب می شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمت ها (به خاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه ای را نیز از آن کسر کرد.
توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاکمی است) و هیچ محدودیتی ندارد.
اهداف توسعه اقتصادی
افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه کنی فقر) و ایجاد اشتغال اهداف توسعه اقتصادی است که هر دو در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه یافته، هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالی که در کشورهای عقب مانده، بیشتر ریشه کنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.
البته اهداف توسعه بسیارند. همچنان که در گردهمایی رهبران جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی در سازمان ملل متحد تحت عنوان نشست هزاره، اهدافی برای توسعه کشورها مشخص گردید. در این نشست بیانیه ای تصویب شد که بر مبنای آن کشورها باید به پیشنهاد و اجرای برنامه هایی بپردازند که حرکت کشورهای در حال توسعه را در مسیر توسعه یافتگی تسریع بخشد و اهداف توسعه هزاره را محقق سازد.
این هدف ها عبارت بودند از: ریشه کن کردن فقر مطلق و گرسنگی، دستیابی به آموزش ابتدایی در جهان، ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، کاهش میزان مرگ و میر کودکان، بهبود تندرستی مادران، مبارزه با ایدز، مالاریا و دیگر بیماری ها، تضمین پایداری زیست محیطی و ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
توسعه اقتصادی عبارتست از رشد اقتصادی همراه با تغییرات بنیادین در اقتصاد و افزایش ظرفیتهای تولیدی اعم از ظرفیتهای فیزیکی، انسانی و اجتماعی. در توسعه اقتصادی، رشد کمی تولید حاصل خواهد شد اما در کنار آن، نهادهای اجتماعی نیز متحول خواهند شد.
تفاوت رشد و توسعه:
در ابتدا لازم است دو کلمه رشد و توسعه را از یکدیگر تمیز دهیم. باید بدانیم که این دو لغت دارای دو مفهوم متفاوت و جدا از یکدیگر میباشند، به طوری که واژه لاتین آنها نیز با یکدیگر تفاوت دارد. در زبان انگلیسی معادل رشد واژه «Growth» توسعه معادل واژه «Development» میباشد.
رشد:
در رشد اقتصادی متغیرها از نظر کمی مدنظر است، لذا رشد تغییرات کمی اقتصادی است، تغییرات کیفی را بیان نمیکند پس به این ترتیب رشد چیزی نیست، جز تغییرات (کمی) تولیدات ناخالص ملی (y∆) یعنی تغییرات نسبت به یک سال پایه بیان رشد خواهد بود؛ بنابراین تغییرات کمی اقتصادی در یک جامعه را رشد گویند.
توسعه:
در توسعه اقتصادی متغیرها از نظر کیفی مدنظر است لذا توسعه در واقع تغییرات کیفی یک جامعه را بیان میکند که تظاهر آن میتواند، در رشد تبلور یابد. به این ترتیب توسعه اقتصادی عبارت است از تغییرات کیفی در ساختار اقتصاد یک جامعه و آن دسته از تغییرات بنیادی که بر تولید ناخالص ملی اثر میگذارد. به این ترتیب دو لغت رشد و توسعه را با توجه به تعاریف بالا از یکدیگر تمیز میدهیم. ∗
«رشد اقتصادی» به تعبیر ساده عبارت است از افزایش تولید کشور در یک سال خاص در مقایسه با مقدار آن در سال پایه. در سطح کلان، افزایش تولید ناخالص ملی (GNP) یا تولید ناخالص داخلی (GDP) در سال موردنیاز به نسبت مقدار آن در یک سال پایه، رشد اقتصادی محسوب می شود که باید برای دستیابی به عدد رشد واقعی، تغییر قیمت ها (به خاطر تورم) و استهلاک تجهیزات و کالاهای سرمایه ای را نیز از آن کسر کرد.
توسعه امری فراگیر در جامعه است و نمی تواند تنها در یک بخش از آن اتفاق بیفتد. توسعه، حد و مرز و سقف مشخصی ندارد بلکه به دلیل وابستگی آن به انسان، پدیده ای کیفی است (برخلاف رشد اقتصادی که کاملاکمی است) و هیچ محدودیتی ندارد.
اهداف توسعه اقتصادی
افزایش ثروت و رفاه مردم جامعه (و ریشه کنی فقر) و ایجاد اشتغال اهداف توسعه اقتصادی است که هر دو در راستای عدالت اجتماعی است. نگاه به توسعه اقتصادی در کشورهای پیشرفته و کشورهای توسعه نیافته متفاوت است. در کشورهای توسعه یافته، هدف اصلی افزایش رفاه و امکانات مردم است در حالی که در کشورهای عقب مانده، بیشتر ریشه کنی فقر و افزایش عدالت اجتماعی مدنظر است.
البته اهداف توسعه بسیارند. همچنان که در گردهمایی رهبران جهان در سال ۲۰۰۰ میلادی در سازمان ملل متحد تحت عنوان نشست هزاره، اهدافی برای توسعه کشورها مشخص گردید. در این نشست بیانیه ای تصویب شد که بر مبنای آن کشورها باید به پیشنهاد و اجرای برنامه هایی بپردازند که حرکت کشورهای در حال توسعه را در مسیر توسعه یافتگی تسریع بخشد و اهداف توسعه هزاره را محقق سازد.
این هدف ها عبارت بودند از: ریشه کن کردن فقر مطلق و گرسنگی، دستیابی به آموزش ابتدایی در جهان، ترویج برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان، کاهش میزان مرگ و میر کودکان، بهبود تندرستی مادران، مبارزه با ایدز، مالاریا و دیگر بیماری ها، تضمین پایداری زیست محیطی و ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
شاخص های توسعه اقتصادی
از جمله شاخص های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه یافتگی می توان این موارد را برشمرد:
۱- شاخص درآمد سرانه:
از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به دست می آید. این شاخص ساده در کشورهای مختلف، معمولابا سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می شود.
۲- شاخص برابری قدرت خرید (PPP):
از آنجاکه شاخص درآمد سرانه از قیمت های محلی کشورها محاسبه می شود و معمولاسطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست، از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می شود.
در این روش، مقدار تولید کالاهای مختلف در هر کشور، در قیمت های جهانی آن کالاها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می گردد.
۳- شاخص درآمد پایدار (GNA، SSI):
کوشش برای غلبه بر نارسایی های شاخص درآمد سرانه و توجه به «توسعه پایدار» به جای «توسعه اقتصادی»، منجر به محاسبه شاخص درآمد پایدار گردید.
در این روش، هزینه های زیست محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می شود نیز در حساب های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه به دست
می آید.
۴- شاخص های ترکیبی توسعه:
از اوایل دهه ۱۹۸۰، برخی از اقتصاددانان به جای تکیه بر یک شاخص انفرادی برای اندازه گیری و مقایسه توسعه اقتصادی بین کشورها، استفاده از شاخص های ترکیبی را پیشنهاد کردند. این شاخص ها بر اساس چند شاخص اصلی و همچنین چند زیرشاخه تعریف می شدند.
۵- شاخص توسعه انسانی (HDI):
این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل متحد معرفی شد که براساس این شاخص ها محاسبه می گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید)، امید به زندگی (در بدو تولد)، و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال های به مدرسه رفتن افراد
است).
۶- حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی:
هر چه حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر باشد، جامعه توسعه یافته تر است. درجوامع توسعه نیافته، زنان اکثرا در خارج از خانه شاغل نیستند و به این ترتیب نیروی انسانی در این کشورها به نصف کاهش یافته است.
۷- استقلال ملی:
به این مفهوم که سایر دولت ها به میزان زیادی نتوانند بر تصمیمات دولت ملی نفوذ و تاثیر بسزا داشته باشند.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy
از جمله شاخص های توسعه اقتصادی یا سطح توسعه یافتگی می توان این موارد را برشمرد:
۱- شاخص درآمد سرانه:
از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به دست می آید. این شاخص ساده در کشورهای مختلف، معمولابا سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می شود.
۲- شاخص برابری قدرت خرید (PPP):
از آنجاکه شاخص درآمد سرانه از قیمت های محلی کشورها محاسبه می شود و معمولاسطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست، از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می شود.
در این روش، مقدار تولید کالاهای مختلف در هر کشور، در قیمت های جهانی آن کالاها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می گردد.
۳- شاخص درآمد پایدار (GNA، SSI):
کوشش برای غلبه بر نارسایی های شاخص درآمد سرانه و توجه به «توسعه پایدار» به جای «توسعه اقتصادی»، منجر به محاسبه شاخص درآمد پایدار گردید.
در این روش، هزینه های زیست محیطی که در جریان تولید و رشد اقتصادی ایجاد می شود نیز در حساب های ملی منظور گردیده (چه به عنوان خسارت و چه به عنوان بهبود منابع و محیط زیست) و سپس میزان رشد و توسعه به دست
می آید.
۴- شاخص های ترکیبی توسعه:
از اوایل دهه ۱۹۸۰، برخی از اقتصاددانان به جای تکیه بر یک شاخص انفرادی برای اندازه گیری و مقایسه توسعه اقتصادی بین کشورها، استفاده از شاخص های ترکیبی را پیشنهاد کردند. این شاخص ها بر اساس چند شاخص اصلی و همچنین چند زیرشاخه تعریف می شدند.
۵- شاخص توسعه انسانی (HDI):
این شاخص در سال ۱۹۹۱ توسط سازمان ملل متحد معرفی شد که براساس این شاخص ها محاسبه می گردد: درآمد سرانه واقعی (براساس روش شاخص برابری خرید)، امید به زندگی (در بدو تولد)، و دسترسی به آموزش (که تابعی از نرخ باسوادی بزرگسالان و میانگین سال های به مدرسه رفتن افراد
است).
۶- حضور فعال زنان در عرصه اجتماعی:
هر چه حضور فعال زنان در عرصه های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بیشتر باشد، جامعه توسعه یافته تر است. درجوامع توسعه نیافته، زنان اکثرا در خارج از خانه شاغل نیستند و به این ترتیب نیروی انسانی در این کشورها به نصف کاهش یافته است.
۷- استقلال ملی:
به این مفهوم که سایر دولت ها به میزان زیادی نتوانند بر تصمیمات دولت ملی نفوذ و تاثیر بسزا داشته باشند.
#شاخص_های_اقتصادی
🇮🇷خط مشي گذاري ايراني🇮🇷
@irpublicpolicy