مراسم خاکسپاری و یادبود زنده یاد بانو مهوش صالحی ( برومند )
روانشان شاد و یادشان همیشه گرامی است.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
روانشان شاد و یادشان همیشه گرامی است.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
جهان یادگار است و ما رفتنی / به گیتی نماند به جز مردمی
(فردوسی بزرگ)
استاد دانشمند، انساندوست، میهندوست و هموند بلندپایه آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان،
سرور گرامی، پروفسور بهروز برومند
با اندوهی ژرف، درگذشت بانو مهوش صالحی، همسر گرامی، یار وفادار و همراه همیشگی شما در راه خدمتهای نیکوکارانه و والای انسانی به مردم ایران را به شما، فرزندان دانشمند و فرهیختهتان و خانواده گرامیتان سوگباد میگوییم و خود را در این غم بزرگ شریک میدانیم.
برای شما استاد گرانقدر و فخر دانش و اخلاق پزشکی ایران، تندرستی، بردباری و درازای عمر آرزومندیم.
با مهر و همدردی
به نمایندگی از شورای دبیران و هموندان آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان
پروفسور علیرضا رنجبر
رئیس آکادمی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
(فردوسی بزرگ)
استاد دانشمند، انساندوست، میهندوست و هموند بلندپایه آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان،
سرور گرامی، پروفسور بهروز برومند
با اندوهی ژرف، درگذشت بانو مهوش صالحی، همسر گرامی، یار وفادار و همراه همیشگی شما در راه خدمتهای نیکوکارانه و والای انسانی به مردم ایران را به شما، فرزندان دانشمند و فرهیختهتان و خانواده گرامیتان سوگباد میگوییم و خود را در این غم بزرگ شریک میدانیم.
برای شما استاد گرانقدر و فخر دانش و اخلاق پزشکی ایران، تندرستی، بردباری و درازای عمر آرزومندیم.
با مهر و همدردی
به نمایندگی از شورای دبیران و هموندان آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان
پروفسور علیرضا رنجبر
رئیس آکادمی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
♨️تقویم دانشکده/ ۱ مرداد
🔻خانواده دانشکده پزشکی تهران
اول مرداد، سالروز درگذشت استاد دکتر نورالدین هادوی، قدیمیترین پزشک داخلی ایران است که در سن ۹۸سالگی درگذشت. او بنیانگذار انجمن غدد بود و در حوزههای مختلف به پزشکی ایران خدمت نمود.
استاد دکتر هادوی در سال ۱۳۱۵ با كسب رتبه اول آزمون ورودی دانشكده پزشكي تهران، تحصيلات پزشکی را آغاز کرد و در سال ۱۳۲۲ به پایان رسانید.
در سال ۱۳۲۴ در آزمون ورودی دستياري در سه بخش جراحی، داخلی و زنان شركت کرد و در هر سه رشته مقام اول را به دست آورد ولی رشته داخلی را برگزيد و در بخش داخلی بيمارستان رازی مشغول به كار شد.
استاد دکتر هادوی در سال ۱۳۲۷ در آزمون انتخاب دانشيار نظری بيماری های داخلی نیز مقام اول را کسب کرد و برای تدريس در دانشگاه، با حفظ سمت رياست درمانگاه كودكان، انتخاب شد... یادش جاودان
🆔 @smtumspr
توضیح تصویر:
استادان برجسته پزشکی در تصویر در کنگره بین المللی پزشکی، از چپ به راست :
زنده یاد شمس شریعت تربقان، زنده یاد نورالدین هادوی، زنده یاد علیرضا یلدا، علیرضا رنجبر و زنده یاد ابوالقاسم رئیس سادات
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
🔻خانواده دانشکده پزشکی تهران
اول مرداد، سالروز درگذشت استاد دکتر نورالدین هادوی، قدیمیترین پزشک داخلی ایران است که در سن ۹۸سالگی درگذشت. او بنیانگذار انجمن غدد بود و در حوزههای مختلف به پزشکی ایران خدمت نمود.
استاد دکتر هادوی در سال ۱۳۱۵ با كسب رتبه اول آزمون ورودی دانشكده پزشكي تهران، تحصيلات پزشکی را آغاز کرد و در سال ۱۳۲۲ به پایان رسانید.
در سال ۱۳۲۴ در آزمون ورودی دستياري در سه بخش جراحی، داخلی و زنان شركت کرد و در هر سه رشته مقام اول را به دست آورد ولی رشته داخلی را برگزيد و در بخش داخلی بيمارستان رازی مشغول به كار شد.
استاد دکتر هادوی در سال ۱۳۲۷ در آزمون انتخاب دانشيار نظری بيماری های داخلی نیز مقام اول را کسب کرد و برای تدريس در دانشگاه، با حفظ سمت رياست درمانگاه كودكان، انتخاب شد... یادش جاودان
🆔 @smtumspr
توضیح تصویر:
استادان برجسته پزشکی در تصویر در کنگره بین المللی پزشکی، از چپ به راست :
زنده یاد شمس شریعت تربقان، زنده یاد نورالدین هادوی، زنده یاد علیرضا یلدا، علیرضا رنجبر و زنده یاد ابوالقاسم رئیس سادات
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پیام سپاس استاد پروفسور بهروز برومند نسبت به پیام های همدردانه و مهر آمیز بیشمار هم میهنان، همکاران و بسیار شاگردان پیشین شان از سراسر جهان و نهادهای علمی و پزشکی و فرهنگی برای آسمانی شدن همسر و یار و همراه خردمند و مهربان و انساندوست و میهن دوست شان، زنده یاد مهوش صالحی
روانشان شاد و یادشان گرامی است.
با آرزوی تندرستی و بردباری برای استاد کم همتا پروفسور بهروز برومند بزرگ ، فرزندان دانشمند و فرهیخته شان ، بازماندگان و خانواده گرامیشان
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
روانشان شاد و یادشان گرامی است.
با آرزوی تندرستی و بردباری برای استاد کم همتا پروفسور بهروز برومند بزرگ ، فرزندان دانشمند و فرهیخته شان ، بازماندگان و خانواده گرامیشان
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پدیدهی بهروز
يادداشت استاد دکتر بابک زمانی در روزنامه شرق
آن روز صبح سهشنبه، سالن کنفرانس بیمارستان پارس غوغایی بود. بیمارستان میزبان کسانی شده بود که معمولاً گذارشان به بیمارستان نمیافتد: موسیقیدانان، هنرمندان سینما، سیاستمداران، روزنامهنگاران، و بسیاری دیگر. و البته از جامعهی پزشکی، از همهی رشتهها و تخصصها. بسیاری از آنان نه بهعنوان طبیب، که باز هم بهعنوان یک ایرانی آمده بودند.
همه و همه آمده بودند تا تألم بزرگی را که بر چهرهی استاد، پدر، برادر و دوست بزرگ خود باور نمیکردند، به او تسلیت بگویند.
بهروز برومند تنها طبیب بیماران کلیوی و بنیانگذار درمانهای مدرن کلیه در ایران نبوده است؛ اگرچه تنها همین، در بزرگداشت او کفایت میکرد.
او تنها مدتی کوتاه رئیس یک دانشگاه بود، اما بخش عمدهی جامعهی پزشکی خود را شاگردان او میدانند—شاگردان مستقیم، و بیش از آن، شاگردان غیرمستقیم و دورادور؛ طبیبانی که او را الگو و مراد خود میدانند.
در دانش طب هم خود را شاگرد او میدانند، اما بیش از آن، در منش و سلوک و حکمت، شاگردی میکنند!
او بهدرستی یادآور و پیرو حکمای بزرگ ایرانی است.
عجیبتر از همه آنکه این جمعیت بزرگ پزشک، دانشجو، بیمار و مردم عادی، در عین حال او را دوست نزدیک و رفیق شفیق خود میدانند—رفاقتی که اختلاف سن، تحصیلات، و موقعیت اجتماعی، هیچ نقشی در آن ندارد.
گویی نود میلیون دوست نزدیک دارد!
او نمونهی بیهمتای تلفیق دانش و اخلاق است.
برای بسیاری از ما، بهروز برومند با آن چهرهی همیشه خندان اما جدی، قدی متوسط اما جانی رشید، پیراهن سفید و کراوات با نشانی از ایران که همواره بر تن دارد، و کلامی پاک و منزه، نماد واقعی ایران و ایرانی است.
او عصارهی تاریخ معاصر این کشور است؛ با تراژدیای که در طول زمان بر او گذشت، نماد مردمی است که مرارتهای بیشمار، هرگز نتوانست امید به آینده را در آنها نابود کند—مردمی که هیچچیز نتوانست آنها را از عقلانیت و آرامش، تحمل و مدارا، و استمرار باز بدارد.
این «یولیسیز خندان»، پس از دههها رنج و مرارت، تلاش برای کشوری بهتر، عبور از دریاهای متلاطم، زندانها و محرومیتها—که همه را «اوليس وار» پشت سر گذاشت—حالا در سوگی عمیق نشسته است؛
سوگِ همراه و همسفری که از دریاها و طوفانها، دست در دست او عبور کرده بود.
چهرهی خندان او، علیرغم این اندوه بزرگ، تنها نشان از روحی بزرگ دارد—روحی اساطیری که از اساطیر پهلوانی این میهن بزرگ سرچشمه میگیرد.
بهروز برومند پدیدهی ایران است.
آیندهی ایران است؛ نبض پرطپش زندگی است—درخشان، سرفراز، و معقول!
با تمام مصائبی که بر سرش آمد، از دیرباز تا همین چند روز پيش !
https://news.1rj.ru/str/bzyad
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
يادداشت استاد دکتر بابک زمانی در روزنامه شرق
آن روز صبح سهشنبه، سالن کنفرانس بیمارستان پارس غوغایی بود. بیمارستان میزبان کسانی شده بود که معمولاً گذارشان به بیمارستان نمیافتد: موسیقیدانان، هنرمندان سینما، سیاستمداران، روزنامهنگاران، و بسیاری دیگر. و البته از جامعهی پزشکی، از همهی رشتهها و تخصصها. بسیاری از آنان نه بهعنوان طبیب، که باز هم بهعنوان یک ایرانی آمده بودند.
همه و همه آمده بودند تا تألم بزرگی را که بر چهرهی استاد، پدر، برادر و دوست بزرگ خود باور نمیکردند، به او تسلیت بگویند.
بهروز برومند تنها طبیب بیماران کلیوی و بنیانگذار درمانهای مدرن کلیه در ایران نبوده است؛ اگرچه تنها همین، در بزرگداشت او کفایت میکرد.
او تنها مدتی کوتاه رئیس یک دانشگاه بود، اما بخش عمدهی جامعهی پزشکی خود را شاگردان او میدانند—شاگردان مستقیم، و بیش از آن، شاگردان غیرمستقیم و دورادور؛ طبیبانی که او را الگو و مراد خود میدانند.
در دانش طب هم خود را شاگرد او میدانند، اما بیش از آن، در منش و سلوک و حکمت، شاگردی میکنند!
او بهدرستی یادآور و پیرو حکمای بزرگ ایرانی است.
عجیبتر از همه آنکه این جمعیت بزرگ پزشک، دانشجو، بیمار و مردم عادی، در عین حال او را دوست نزدیک و رفیق شفیق خود میدانند—رفاقتی که اختلاف سن، تحصیلات، و موقعیت اجتماعی، هیچ نقشی در آن ندارد.
گویی نود میلیون دوست نزدیک دارد!
او نمونهی بیهمتای تلفیق دانش و اخلاق است.
برای بسیاری از ما، بهروز برومند با آن چهرهی همیشه خندان اما جدی، قدی متوسط اما جانی رشید، پیراهن سفید و کراوات با نشانی از ایران که همواره بر تن دارد، و کلامی پاک و منزه، نماد واقعی ایران و ایرانی است.
او عصارهی تاریخ معاصر این کشور است؛ با تراژدیای که در طول زمان بر او گذشت، نماد مردمی است که مرارتهای بیشمار، هرگز نتوانست امید به آینده را در آنها نابود کند—مردمی که هیچچیز نتوانست آنها را از عقلانیت و آرامش، تحمل و مدارا، و استمرار باز بدارد.
این «یولیسیز خندان»، پس از دههها رنج و مرارت، تلاش برای کشوری بهتر، عبور از دریاهای متلاطم، زندانها و محرومیتها—که همه را «اوليس وار» پشت سر گذاشت—حالا در سوگی عمیق نشسته است؛
سوگِ همراه و همسفری که از دریاها و طوفانها، دست در دست او عبور کرده بود.
چهرهی خندان او، علیرغم این اندوه بزرگ، تنها نشان از روحی بزرگ دارد—روحی اساطیری که از اساطیر پهلوانی این میهن بزرگ سرچشمه میگیرد.
بهروز برومند پدیدهی ایران است.
آیندهی ایران است؛ نبض پرطپش زندگی است—درخشان، سرفراز، و معقول!
با تمام مصائبی که بر سرش آمد، از دیرباز تا همین چند روز پيش !
https://news.1rj.ru/str/bzyad
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Telegram
یادداشتهایِ دکتر بابک زمانی
كانال بازنشرِ يادداشتهای منتشرشده
پدیدهی بهروز
يادداشت استاد دکتر بابک زمانی در روزنامه شرق
به مناسبت مراسم یادبود زنده یاد بانو مهوش صالحی، همسر و یار و همراه همیشگی استاد فرهیخته و بزرگ دانش و اخلاق پزشکی ایران ، پروفسور بهروز برومند
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
يادداشت استاد دکتر بابک زمانی در روزنامه شرق
به مناسبت مراسم یادبود زنده یاد بانو مهوش صالحی، همسر و یار و همراه همیشگی استاد فرهیخته و بزرگ دانش و اخلاق پزشکی ایران ، پروفسور بهروز برومند
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پیام پروفسور بهروز برومند به بنیاد آکادمیک جهانی زنده یاد پروفسور علیرضا یلدا در دانش پزشکی
بادرود و سپاس بسیار از همکاران بنیاد مکتب زنده یاد پرفسور یلدا که با بزرگواری و مهر بسیار برای نکوداشت ارزش ها از همسر و همرزم من زنده یاد مهربانو مهوش صالحی تاکنون بسیار کو شیده اند و ازخوبی های مهوش یاد نمودند.
بایسته دیدم که بازگو کنم در زمان زندگی مهوش ، او به چندین بنیاد خیریه برای همراهی با آموزش نونهالان در ایران کمک های ارزنده ای نمود و همواره از من میخواست که نگذارم در هیچ کجای ایران کودکی گرسنه بماند .
پاینده ایران
بهروزبرومند
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بادرود و سپاس بسیار از همکاران بنیاد مکتب زنده یاد پرفسور یلدا که با بزرگواری و مهر بسیار برای نکوداشت ارزش ها از همسر و همرزم من زنده یاد مهربانو مهوش صالحی تاکنون بسیار کو شیده اند و ازخوبی های مهوش یاد نمودند.
بایسته دیدم که بازگو کنم در زمان زندگی مهوش ، او به چندین بنیاد خیریه برای همراهی با آموزش نونهالان در ایران کمک های ارزنده ای نمود و همواره از من میخواست که نگذارم در هیچ کجای ایران کودکی گرسنه بماند .
پاینده ایران
بهروزبرومند
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پیام مهرآمیز و سپاس نامه استاد پروفسور بهروز برومند به مناسبت سوگباد هاي بیشمار از طرف نهادهای علمی، پزشکی. فرهنگی و مردم ایران برای آسمانی شدن همسر و همراه خردمند و مهربانشان، بانومهوش صالحی
روانشان شاد و یادشان گرامی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
روانشان شاد و یادشان گرامی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
.
سخنرانی سرور علی دهباشی و خوانش پیام های دکتر محمدعلی موحد و بانو دکتر حورا یاوری در مراسم یادبود درگذشت همسر شایسته پروفسور بهروز برومند
31 تیر 1404 - بیمارستان پارس تهران
تاربرگ دوست داران پروفسور بهروز برومند
🆔 @Behrouz_Broumand
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
سخنرانی سرور علی دهباشی و خوانش پیام های دکتر محمدعلی موحد و بانو دکتر حورا یاوری در مراسم یادبود درگذشت همسر شایسته پروفسور بهروز برومند
31 تیر 1404 - بیمارستان پارس تهران
تاربرگ دوست داران پروفسور بهروز برومند
🆔 @Behrouz_Broumand
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
گایدلاین جدید سازمان جهانی بهداشت برای مدیریت بالینی بیماریهای آربوویروسی
تب دانگ، چیکونگونیا، زیکا و تب زرد.
https://www.who.int/publications/i/item/9789240111110
با مباهات و بالندگی بسیار در تدوین این گایدلاین از ایران همکار دانشمند جناب آقای دکتر مصطفی صالحی وزیری ویروس شناس ودانشیار انستیتو پاستور ایران مشارکت علمی داشتند.
با آرزوی موفقیت های هر چه بیشتر علمی برای ایشان و تمام همکاران گرانقدر در ایران
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
تب دانگ، چیکونگونیا، زیکا و تب زرد.
https://www.who.int/publications/i/item/9789240111110
با مباهات و بالندگی بسیار در تدوین این گایدلاین از ایران همکار دانشمند جناب آقای دکتر مصطفی صالحی وزیری ویروس شناس ودانشیار انستیتو پاستور ایران مشارکت علمی داشتند.
با آرزوی موفقیت های هر چه بیشتر علمی برای ایشان و تمام همکاران گرانقدر در ایران
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
www.who.int
WHO guidelines for clinical management of arboviral diseases: dengue, chikungunya, Zika and yellow fever
The new WHO guidelines provide clinical management recommendations for four of the most widespread arboviruses affecting humans: dengue, chikungunya, Zika, and yellow fever.
نگاهی کوتاه به زندگینامه بزرگان پزشکی معاصر ایران
نگرشی به زندگی علمی و اخلاق پزشکی یکی از پیشکسوتان و مفاخر دانش بیماریهای عفونی ایران، زنده یاد استاد دکتر ابوالقاسم رئیس سادات
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
نگرشی به زندگی علمی و اخلاق پزشکی یکی از پیشکسوتان و مفاخر دانش بیماریهای عفونی ایران، زنده یاد استاد دکتر ابوالقاسم رئیس سادات
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
*نگاهی کوتاه به زندگی علمی و اخلاق پزشکی یکی از پیشکسوتان و مفاخر دانش بیماریهای عفونی ایران، زنده یاد استاد دکتر ابوالقاسم رئیس سادات*
استاد دکتر ابوالقاسم رئیسسادات در سال ۱۳۱۸ خورشیدی متولد شد و در سال ۱۴۰۰ زندگی را بدرود گفت. او در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد. دوران کودکی و دبستان را در ارسنجان گذراند. در نه سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی که مادرش، انسیه ثقةالاسلام، بانویی دانا و آگاه بود، فرزندان را به شیراز منتقل کرد تا برای کسب علم و دانش، فرصت پیشرفت بیشتری داشته باشند. کلاس هفتم را در دبیرستان تقوی در تهران گذراند، اما چون برادر بزرگترش در تهران بود، خودش به شیراز بازگشت و سرپرستی خانواده را برعهده گرفت. سالهای هشتم تا دیپلم را در دبیرستانهای نمازی، شاپور و حکمت در شیراز گذراند. پس از دریافت دیپلم، به خدمت ارتش درآمد و رشته پزشکی را تا پایان دوره انترنی در آنجا ادامه داد.
او درباره انگیزهاش برای پزشکشدن مینویسد:
«در حدود دهسالگی تصمیم گرفتم پزشک شوم. کودکی با تب و زردی را دیدم که مادرش که بانویی عشایری بود با امید به شفای فرزندش، به اصرار از من بچهسید که در ذهن او متبرک بودم خواست تا آب دهانم را در دهان کودکش بریزم. من کودک را نزد پزشک حوزه سربازگیری بردم و این اتفاق مرا به اندیشه واداشت که چه بسیار کودکانی که با چنین امیدهایی میمیرند. همانجا بود که تصمیم گرفتم پزشک شوم. به یاد دارم هر وقت کسی میپرسید میخواهم چهکاره شوم، میگفتم پزشک. اگر میپرسیدند اگر نتوانستی چه؟ میگفتم باز هم پزشک.»
او درباره مراحل تحصیلیاش مینویسد:
«با خاطرهای که از آن کودک داشتم، با قبولی در رشته پزشکی وارد ارتش شدم. فعالیتهای علمیام را با کمک دوست بسیار عزیز و بزرگوارم، دکتر احدی، با چاپ درسهای استادانی که کتاب نداشتند آغاز کردم. پایاننامه پزشکیام را با راهنمایی شادروان دکتر مژدهی، استاد گرانقدر، برجسته و شایسته، در زمینه مقایسه درمان یکدارویی و دودارویی مننژیتهای مننگوکوکسی نوشتم. استاد بزرگوار و شریف و دوست و پیشوایم، شادروان دکتر علیرضا یلدا، راهنمای پایاننامه تخصصیام درباره آندوکاردیتها و روشهای درمانی آنها بود. پایاننامه فوقتخصصیام نیز با راهنمایی استاد برجسته، پروفسور وودراف (پدر بیماریهای عفونی جهان) انجام شد.»
در سال ۱۳۴۷ با ژاله آسا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نامهای علی، هاله و سپیده شد. او با تلاش فراوان از ارتش استعفا داد و در شرکت نفت استخدام شد. اما از آنجایی که تشنه علم و دانش بود، مجدداً به دانشگاه بازگشت و مشغول گرفتن تخصص در رشته بیماریهای عفونی شد.
او که مشتاق آموختن بود، با بورسیه دانشگاه تهران عازم لندن شد و در دانشگاه لندن به ادامه تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیل، همزمان با آغاز انقلاب به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران بهعنوان استاد به تدریس پرداخت.
پزشکشدن او ریشه در احساس فقدان فرهنگ و دانش پزشکی در سطح عمومی جامعه داشت. هدفش تنها طبابت نبود، بلکه تربیت پزشکان آینده و از آن مهمتر، ارتقای سطح فرهنگ پزشکی در بین مردم بود. یکی از ثمرات این نگاه، تألیف کتاب «شناخت آنفلوانزا برای همه مردم» بود که به طور رایگان در دسترس عموم قرار گرفت.
از دیگر کتابها و مقالات علمی او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بررسی بیماریهای انگلی و درمان آنها در ایل قشقایی
(دکتر صافی، دکتر رئیسسادات، دکتر طباطبایی)
بررسی گذشتهنگر هزار مورد بیماران تبدار بستری در بخشهای عفونی بیمارستان هزار تختخوابی
(دکتر رئیسسادات، دکتر مینو محرز)
کاربرد بالینی آنتیبیوتیکها
(دکتر بهمن خالقیان، دکتر رئیسسادات)
بررسی بیولوژیک باکتری بروسلا در سلولهای بیماران بروسلایی
(دکتر اعتمادی، دکتر رئیسسادات)
او هیچگاه برای پول کار نکرد. معالجه بیمار برایش در اولویت بود. تشخیصهای دقیق و درمانهای مؤثرش زبانزد بود. هر گاه پزشکی از درمان بیماری درمیماند، از او به عنوان مشاور دعوت میشد.
از جمله خدمات علمی برجسته او:
نخستین مورد آلرژیک برونکوپولمونری آسپرجیلوز و قارچ بال (fungus ball) در ایران توسط استاد دکتر رئیسسادات گزارش شد.
در نخستین کنگره ایدز در ایران، بیماری که توسط دکتر فریدون علاء معرفی شد، به عنوان نخستین مورد ایدز توسط استاد دکتر رئیسسادات تشخیص داده شد، اما ایشان بر پایه اخلاق و سوگند پزشکی به درخواست بیمار و خانواده بیمار آنرا هیچگاه منتشر نکرد.
او علاقه فراوانی به ادبیات داشت، با بسیاری از مشاهیر ادبی محشور بود و قلمی شیوا داشت. شعر نیز میسرود. ابیاتی که در کتاب بروسلوز آمده، نمونهای از این ذوق ادبی اوست.
ادامه زندگینامه را در پیام بعدی بخوانید
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
استاد دکتر ابوالقاسم رئیسسادات در سال ۱۳۱۸ خورشیدی متولد شد و در سال ۱۴۰۰ زندگی را بدرود گفت. او در خانوادهای پرجمعیت به دنیا آمد. دوران کودکی و دبستان را در ارسنجان گذراند. در نه سالگی پدرش را از دست داد و از آنجایی که مادرش، انسیه ثقةالاسلام، بانویی دانا و آگاه بود، فرزندان را به شیراز منتقل کرد تا برای کسب علم و دانش، فرصت پیشرفت بیشتری داشته باشند. کلاس هفتم را در دبیرستان تقوی در تهران گذراند، اما چون برادر بزرگترش در تهران بود، خودش به شیراز بازگشت و سرپرستی خانواده را برعهده گرفت. سالهای هشتم تا دیپلم را در دبیرستانهای نمازی، شاپور و حکمت در شیراز گذراند. پس از دریافت دیپلم، به خدمت ارتش درآمد و رشته پزشکی را تا پایان دوره انترنی در آنجا ادامه داد.
او درباره انگیزهاش برای پزشکشدن مینویسد:
«در حدود دهسالگی تصمیم گرفتم پزشک شوم. کودکی با تب و زردی را دیدم که مادرش که بانویی عشایری بود با امید به شفای فرزندش، به اصرار از من بچهسید که در ذهن او متبرک بودم خواست تا آب دهانم را در دهان کودکش بریزم. من کودک را نزد پزشک حوزه سربازگیری بردم و این اتفاق مرا به اندیشه واداشت که چه بسیار کودکانی که با چنین امیدهایی میمیرند. همانجا بود که تصمیم گرفتم پزشک شوم. به یاد دارم هر وقت کسی میپرسید میخواهم چهکاره شوم، میگفتم پزشک. اگر میپرسیدند اگر نتوانستی چه؟ میگفتم باز هم پزشک.»
او درباره مراحل تحصیلیاش مینویسد:
«با خاطرهای که از آن کودک داشتم، با قبولی در رشته پزشکی وارد ارتش شدم. فعالیتهای علمیام را با کمک دوست بسیار عزیز و بزرگوارم، دکتر احدی، با چاپ درسهای استادانی که کتاب نداشتند آغاز کردم. پایاننامه پزشکیام را با راهنمایی شادروان دکتر مژدهی، استاد گرانقدر، برجسته و شایسته، در زمینه مقایسه درمان یکدارویی و دودارویی مننژیتهای مننگوکوکسی نوشتم. استاد بزرگوار و شریف و دوست و پیشوایم، شادروان دکتر علیرضا یلدا، راهنمای پایاننامه تخصصیام درباره آندوکاردیتها و روشهای درمانی آنها بود. پایاننامه فوقتخصصیام نیز با راهنمایی استاد برجسته، پروفسور وودراف (پدر بیماریهای عفونی جهان) انجام شد.»
در سال ۱۳۴۷ با ژاله آسا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند به نامهای علی، هاله و سپیده شد. او با تلاش فراوان از ارتش استعفا داد و در شرکت نفت استخدام شد. اما از آنجایی که تشنه علم و دانش بود، مجدداً به دانشگاه بازگشت و مشغول گرفتن تخصص در رشته بیماریهای عفونی شد.
او که مشتاق آموختن بود، با بورسیه دانشگاه تهران عازم لندن شد و در دانشگاه لندن به ادامه تحصیل پرداخت. پس از پایان تحصیل، همزمان با آغاز انقلاب به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران بهعنوان استاد به تدریس پرداخت.
پزشکشدن او ریشه در احساس فقدان فرهنگ و دانش پزشکی در سطح عمومی جامعه داشت. هدفش تنها طبابت نبود، بلکه تربیت پزشکان آینده و از آن مهمتر، ارتقای سطح فرهنگ پزشکی در بین مردم بود. یکی از ثمرات این نگاه، تألیف کتاب «شناخت آنفلوانزا برای همه مردم» بود که به طور رایگان در دسترس عموم قرار گرفت.
از دیگر کتابها و مقالات علمی او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
بررسی بیماریهای انگلی و درمان آنها در ایل قشقایی
(دکتر صافی، دکتر رئیسسادات، دکتر طباطبایی)
بررسی گذشتهنگر هزار مورد بیماران تبدار بستری در بخشهای عفونی بیمارستان هزار تختخوابی
(دکتر رئیسسادات، دکتر مینو محرز)
کاربرد بالینی آنتیبیوتیکها
(دکتر بهمن خالقیان، دکتر رئیسسادات)
بررسی بیولوژیک باکتری بروسلا در سلولهای بیماران بروسلایی
(دکتر اعتمادی، دکتر رئیسسادات)
او هیچگاه برای پول کار نکرد. معالجه بیمار برایش در اولویت بود. تشخیصهای دقیق و درمانهای مؤثرش زبانزد بود. هر گاه پزشکی از درمان بیماری درمیماند، از او به عنوان مشاور دعوت میشد.
از جمله خدمات علمی برجسته او:
نخستین مورد آلرژیک برونکوپولمونری آسپرجیلوز و قارچ بال (fungus ball) در ایران توسط استاد دکتر رئیسسادات گزارش شد.
در نخستین کنگره ایدز در ایران، بیماری که توسط دکتر فریدون علاء معرفی شد، به عنوان نخستین مورد ایدز توسط استاد دکتر رئیسسادات تشخیص داده شد، اما ایشان بر پایه اخلاق و سوگند پزشکی به درخواست بیمار و خانواده بیمار آنرا هیچگاه منتشر نکرد.
او علاقه فراوانی به ادبیات داشت، با بسیاری از مشاهیر ادبی محشور بود و قلمی شیوا داشت. شعر نیز میسرود. ابیاتی که در کتاب بروسلوز آمده، نمونهای از این ذوق ادبی اوست.
ادامه زندگینامه را در پیام بعدی بخوانید
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
ادامه زندگینامه زنده یاد استاد دکتر ابوالقاسم رئیس سادات
شادروان استاد دکتر رئیسسادات هیچگاه در برابر ناعدالتی ها سر خم نکرد و بخش بزرگی از عمرش را در تلاش برای رفع ناهنجاریهای محیط دانشگاه گذراند.
پس از مدتی شوربختانه از دانشگاه تهران کنار گذاشته شد، اما با این حال دانشگاه را خانه خود میدانست و هر یکشنبه در کارگاههای دانشگاه شرکت میکرد. همچنین در دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد نیز بهصورت افتخاری تدریس مینمود.
اوبیشتر اوقات یا مینوشت یا میخواند. انسانی پرانرژی و سختکوش بود. عاشق انسانها بود و بسیار مهمان نواز و همراه با همسر مهربانش، یار ویاور انسانهای نیازمند. درب خانه شان به روی تمام بیمارانی که از شهرهای دیگر برای درمان به نزد او می آمدند و سرپناهی نداشتند باز بود.
در دوران بازنشستگی، تمام وقت خود را صرف تحقیق درباره راههای مقابله با ویروس کرونا کرد. آثاری چون «پیشگیری و واکسیناسیون»، و «چهار راه چه کنم» و «طرح پاکسازی منطقه ای کرونا» حاصل این تلاشها بود.
اگرچه ماههای پایانی عمر خود را در کانادا گذراند، اما اندوه بزرگ زندگیاش وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری مردم در همهگیری کرونا بود.
روان بلندشان شاد ویادشان همیشه ماندگار و گرامی است.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
شادروان استاد دکتر رئیسسادات هیچگاه در برابر ناعدالتی ها سر خم نکرد و بخش بزرگی از عمرش را در تلاش برای رفع ناهنجاریهای محیط دانشگاه گذراند.
پس از مدتی شوربختانه از دانشگاه تهران کنار گذاشته شد، اما با این حال دانشگاه را خانه خود میدانست و هر یکشنبه در کارگاههای دانشگاه شرکت میکرد. همچنین در دانشکده پزشکی دانشگاه آزاد نیز بهصورت افتخاری تدریس مینمود.
اوبیشتر اوقات یا مینوشت یا میخواند. انسانی پرانرژی و سختکوش بود. عاشق انسانها بود و بسیار مهمان نواز و همراه با همسر مهربانش، یار ویاور انسانهای نیازمند. درب خانه شان به روی تمام بیمارانی که از شهرهای دیگر برای درمان به نزد او می آمدند و سرپناهی نداشتند باز بود.
در دوران بازنشستگی، تمام وقت خود را صرف تحقیق درباره راههای مقابله با ویروس کرونا کرد. آثاری چون «پیشگیری و واکسیناسیون»، و «چهار راه چه کنم» و «طرح پاکسازی منطقه ای کرونا» حاصل این تلاشها بود.
اگرچه ماههای پایانی عمر خود را در کانادا گذراند، اما اندوه بزرگ زندگیاش وضعیت نابسامان ایران و گرفتاری مردم در همهگیری کرونا بود.
روان بلندشان شاد ویادشان همیشه ماندگار و گرامی است.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
گزارش_یک_زندگی_دکتر_علی_اکبر_سیاسی.pdf
5.3 MB
گزارشی از زندگی برای پندآموزی چگونه زيستن
زندگی زنده یاد شادروان استاد دکتر علی اکبر سیاسی (۱۲۷۴–۱۳۶۹)، استاد برجسته، خوشنام و همیشه ماندگار دانشگاه و رئیس پیشین دانشگاه تهران ( ۱۳۲۱-۱۳۳۳)
با سپاس بسیار از پروفسور بهروز برومند برای به اشتراک گذاری
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
زندگی زنده یاد شادروان استاد دکتر علی اکبر سیاسی (۱۲۷۴–۱۳۶۹)، استاد برجسته، خوشنام و همیشه ماندگار دانشگاه و رئیس پیشین دانشگاه تهران ( ۱۳۲۱-۱۳۳۳)
با سپاس بسیار از پروفسور بهروز برومند برای به اشتراک گذاری
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پیام سوگباد پروفسور رضا فرید حسینی، استاد برجسته و ممتاز و ماندگار دانش و اخلاق پزشکی تاریخ معاصر ایران و یکی از بنیانگذاران دانش نوین ایمنی شناسی و آلرژی ایران به مناسبت درگذشت زنده یاد استاد محمود فرشچیان
با تاسف و اندوه بسیار، آسمانی شدن استاد بی بدیل محمود فرشچیان را تسلیت میگویم.
آشناییم با استاد از زمانی شروع شد که در مشهد طراحی ضریح امام رضا (ع) را به عهده داشتند. استاد درگیر بیماری تنفسی شدند که چند نوبت ایشان را معاینه کردم.
استاد مجموعه تابلوها را که توسط یونسکو بهچاپ رسانده بود؛ به من هدیه دادند. دستخط ایشان شاهکاری در هنر خطاطی است.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
رضا فرید حسینی
مشهد
۱۸ مردادماه ۱۴۰۴ خورشیدی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
با تاسف و اندوه بسیار، آسمانی شدن استاد بی بدیل محمود فرشچیان را تسلیت میگویم.
آشناییم با استاد از زمانی شروع شد که در مشهد طراحی ضریح امام رضا (ع) را به عهده داشتند. استاد درگیر بیماری تنفسی شدند که چند نوبت ایشان را معاینه کردم.
استاد مجموعه تابلوها را که توسط یونسکو بهچاپ رسانده بود؛ به من هدیه دادند. دستخط ایشان شاهکاری در هنر خطاطی است.
روانش شاد و یادش گرامی باد.
رضا فرید حسینی
مشهد
۱۸ مردادماه ۱۴۰۴ خورشیدی
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به مناسبت سومین سالگرد آسمانی شدن یکی از مفاخر شعر و ادبیات معاصر ایران، زنده یاد استاد امیرهوشنگ ابتهاج، متخلص به «سایه» (۶ اسفندِ ۱۳۰۶ – ۱۹ امردادِ ۱۴۰۱)
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
به مناسبت سومین سالگرد آسمانی شدن یکی از مفاخر شعر و ادبیات معاصر ایران، زندهیاد استاد امیرهوشنگ ابتهاج، متخلص به «سایه» (۶ اسفند ۱۳۰۶ – ۱۹ امرداد ۱۴۰۱)
«آبی که برآسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است»
انسان شریفی که او را بهسبب مهربانی و مهر ناگسستنیاش به انسانها و فرهنگ ایران دوست میداشتم و همچنان دوست میدارم.
سه سال پیش، در روز سهشنبه ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ خورشیدی (۱۰ آگوست ۲۰۲۲ میلادی)، اندکی مانده به ساعت ۱۲ شب به وقت آلمان، یکی از نامآورترین چهرههای شعر و ادبیات معاصر ایران ـ که بسیاری او را پس از حافظ، بزرگترین غزلسرای ایران میدانند ـ در بیمارستان «سنت ماریان» شهر کلن چشم از جهان فروبست و به سفری جاودان رهسپار شد.
حدود سه هفته پیش از این سفر ابدی (یکشنبه دوم امرداد ۱۴۰۱، برابر با ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۲)، به درخواست خود استاد سایه و همراه با برادر همسرم، مهندس امیر نایب ـ که او نیز از دوستداران صمیمی ایشان بود ـ به دیدارشان در منزلشان در شهر کلن رفتیم. پس از انجام بررسیها و اقدامات پزشکی، حالشان بهتر شد و خودشان خواستند که نزدشان بمانیم. با همان شور و اشتیاقی که همواره از ایشان به یاد داشتیم، ساعاتی با ما سخن گفتند و ما سراپا گوش و شیفته کلامشان بودیم. پرستارشان نیز شگفتزده بود که استاد برای نخستین بار پس از دوره بیماری، دوباره با نشاط و طولانی مدت سخن میگویند.
در سخنان فاخر و حکیمانهشان، عشق بیپایان به ایران و ایمان راستین به انسانیت موج میزد. شریف بودن را نه در قالب واژگان زیبا، که در کردار و رفتار خود به اثبات رسانده بودند؛ انسانی در نهایت دوستداشتنی با اندیشهای ژرف، قلبی پرمهر و وجودی نازنین.
سه روز پیش از رفتنشان، با وجود آنکه به عنوان پزشک میدانستم شوربختانه به پایان راه نزدیک شدهایم، اما دل و جانم نمیتوانست آنرا بپذیرد و همچنان در انتظار معجزهای بودم که او برای ما و فرهنگ ایران بماند.
روز ۱۸ امرداد ۱۴۰۱، همکارانم در بیمارستان به من گفتند که بهتر است که بر روی درمان پالیاتیو متمرکز شویم و دیگر ایشان را با اقدامات پزشکی حتی کم تهاجمی نیازاریم. با این حال، هر بار که با آنان تماس میگرفتم، منتظر شنیدن خبر یک معجزه پزشکی بودم.
سختتر از همه، این بود که نمیدانستم به خانواده گرانقدرشان و بهویژه بانو یلدا ابتهاج ـ که همواره با خرد، متانت و مهربانی در کنار پدر بودند ـ چه بگویم.
زمانی که استاد با آرامش، چشمان پرامید خود را برای همیشه بستند، اندکی پس از من بانو یلدا از این واقعه تلخ آگاه شدند؛ لحظاتی دشوار که بهراستی در کلام نمیگنجد.
همانگونه که خود خواسته بودند، با تلاشهای بیوقفه و خستگی ناپذیر فرزندان گرامیشان، بهویژه بانو یلدا ابتهاج و همراهی دوستدارانشان، پیکر استاد سایه به ایران ـ سرزمینی که در آن زاده شد و بدان عشق میورزید ـ منتقل شد و در شهر رشت، زادگاهشان، به خاک سپرده شد؛ جایی که جانشان نیز در آغوش مهر ایران آرام گرفت.
سال گذشته، در ۱۴۰۲ خورشیدی (۲۰۲۳ میلادی)، در چهارچوب یکصد و هفتمین همایش علمی و پزشکی آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان، مراسم باشکوهی با عنوان «یاد سایه» در شهر کلن و با حضور بانو یلدا ابتهاج و جمع بسیاری از استادان برجسته پزشکی آلمان و اعضای دانشمند و گرانقدر آکادمی برگزار شد.
شایان ذکر است که استاد سایه در سال ۲۰۱۳ میلادی، «نشان و لوح معتبر بینالمللی فرهنگ و ادبیات» آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان ـ نهادی علمی معتبر و شناختهشده در جامعه پزشکی آلمان و اروپا که توسط آکادمی علوم پزشکی آلمان به رسمیت شناخته شده است را دریافت نمودند و از همان سال، بهعنوان عضو افتخاری و بلندپایه این آکادمی پذیرفته شدند.
زندهیاد پروفسور یلدا نیز در کلاسهای درس خود، که آمیزهای از دانش پزشکی و حکمت با بهرهگیری از آموزههای بزرگان فلسفه، شعر و ادب بود، گاه به مناسبت موضوع و سخن از اشعار استاد سایه هم بهره میبردند.
این دو بیت سروده استاد سایه را که سرشار از اندیشه و اندرز است، هم استاد یلدا و هم استاد سایه برایم خواندند و بدین دلیل به یاد این دو بزرگان بی تکرار، آن را در زیر و پایان این نوشته میآورم:
«آبی که برآسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است»
روان بلندشان شاد، یادشان همیشه گرامی و نامشان در سپهر ادبیات ایران جاودان باد.
پروفسور علیرضا رنجبر
۱۹ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۰ اوت ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
«آبی که برآسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است»
انسان شریفی که او را بهسبب مهربانی و مهر ناگسستنیاش به انسانها و فرهنگ ایران دوست میداشتم و همچنان دوست میدارم.
سه سال پیش، در روز سهشنبه ۱۹ امرداد ۱۴۰۱ خورشیدی (۱۰ آگوست ۲۰۲۲ میلادی)، اندکی مانده به ساعت ۱۲ شب به وقت آلمان، یکی از نامآورترین چهرههای شعر و ادبیات معاصر ایران ـ که بسیاری او را پس از حافظ، بزرگترین غزلسرای ایران میدانند ـ در بیمارستان «سنت ماریان» شهر کلن چشم از جهان فروبست و به سفری جاودان رهسپار شد.
حدود سه هفته پیش از این سفر ابدی (یکشنبه دوم امرداد ۱۴۰۱، برابر با ۲۴ ژوئیه ۲۰۲۲)، به درخواست خود استاد سایه و همراه با برادر همسرم، مهندس امیر نایب ـ که او نیز از دوستداران صمیمی ایشان بود ـ به دیدارشان در منزلشان در شهر کلن رفتیم. پس از انجام بررسیها و اقدامات پزشکی، حالشان بهتر شد و خودشان خواستند که نزدشان بمانیم. با همان شور و اشتیاقی که همواره از ایشان به یاد داشتیم، ساعاتی با ما سخن گفتند و ما سراپا گوش و شیفته کلامشان بودیم. پرستارشان نیز شگفتزده بود که استاد برای نخستین بار پس از دوره بیماری، دوباره با نشاط و طولانی مدت سخن میگویند.
در سخنان فاخر و حکیمانهشان، عشق بیپایان به ایران و ایمان راستین به انسانیت موج میزد. شریف بودن را نه در قالب واژگان زیبا، که در کردار و رفتار خود به اثبات رسانده بودند؛ انسانی در نهایت دوستداشتنی با اندیشهای ژرف، قلبی پرمهر و وجودی نازنین.
سه روز پیش از رفتنشان، با وجود آنکه به عنوان پزشک میدانستم شوربختانه به پایان راه نزدیک شدهایم، اما دل و جانم نمیتوانست آنرا بپذیرد و همچنان در انتظار معجزهای بودم که او برای ما و فرهنگ ایران بماند.
روز ۱۸ امرداد ۱۴۰۱، همکارانم در بیمارستان به من گفتند که بهتر است که بر روی درمان پالیاتیو متمرکز شویم و دیگر ایشان را با اقدامات پزشکی حتی کم تهاجمی نیازاریم. با این حال، هر بار که با آنان تماس میگرفتم، منتظر شنیدن خبر یک معجزه پزشکی بودم.
سختتر از همه، این بود که نمیدانستم به خانواده گرانقدرشان و بهویژه بانو یلدا ابتهاج ـ که همواره با خرد، متانت و مهربانی در کنار پدر بودند ـ چه بگویم.
زمانی که استاد با آرامش، چشمان پرامید خود را برای همیشه بستند، اندکی پس از من بانو یلدا از این واقعه تلخ آگاه شدند؛ لحظاتی دشوار که بهراستی در کلام نمیگنجد.
همانگونه که خود خواسته بودند، با تلاشهای بیوقفه و خستگی ناپذیر فرزندان گرامیشان، بهویژه بانو یلدا ابتهاج و همراهی دوستدارانشان، پیکر استاد سایه به ایران ـ سرزمینی که در آن زاده شد و بدان عشق میورزید ـ منتقل شد و در شهر رشت، زادگاهشان، به خاک سپرده شد؛ جایی که جانشان نیز در آغوش مهر ایران آرام گرفت.
سال گذشته، در ۱۴۰۲ خورشیدی (۲۰۲۳ میلادی)، در چهارچوب یکصد و هفتمین همایش علمی و پزشکی آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان، مراسم باشکوهی با عنوان «یاد سایه» در شهر کلن و با حضور بانو یلدا ابتهاج و جمع بسیاری از استادان برجسته پزشکی آلمان و اعضای دانشمند و گرانقدر آکادمی برگزار شد.
شایان ذکر است که استاد سایه در سال ۲۰۱۳ میلادی، «نشان و لوح معتبر بینالمللی فرهنگ و ادبیات» آکادمی پزشکان و دندانپزشکان ایرانی در آلمان ـ نهادی علمی معتبر و شناختهشده در جامعه پزشکی آلمان و اروپا که توسط آکادمی علوم پزشکی آلمان به رسمیت شناخته شده است را دریافت نمودند و از همان سال، بهعنوان عضو افتخاری و بلندپایه این آکادمی پذیرفته شدند.
زندهیاد پروفسور یلدا نیز در کلاسهای درس خود، که آمیزهای از دانش پزشکی و حکمت با بهرهگیری از آموزههای بزرگان فلسفه، شعر و ادب بود، گاه به مناسبت موضوع و سخن از اشعار استاد سایه هم بهره میبردند.
این دو بیت سروده استاد سایه را که سرشار از اندیشه و اندرز است، هم استاد یلدا و هم استاد سایه برایم خواندند و بدین دلیل به یاد این دو بزرگان بی تکرار، آن را در زیر و پایان این نوشته میآورم:
«آبی که برآسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود که پیوسته روان است»
روان بلندشان شاد، یادشان همیشه گرامی و نامشان در سپهر ادبیات ایران جاودان باد.
پروفسور علیرضا رنجبر
۱۹ امرداد ۱۴۰۴ خورشیدی – ۱۰ اوت ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنانی برای آموختن در راه داشتن جامعه انسانی
فرازهایی از سخنان پند آمیز ، فاخر و ماندگار علامه اندیشمند، زنده یاد پروفسور علیرضا یلدا که در آن خرد و انساندوستی و میهن دوستی موج میزند.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
فرازهایی از سخنان پند آمیز ، فاخر و ماندگار علامه اندیشمند، زنده یاد پروفسور علیرضا یلدا که در آن خرد و انساندوستی و میهن دوستی موج میزند.
کانال بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf