🔰از دبیرستان البرز تا دانشگاه تهران؛
زندگی و زمانه دکتر علیرضا یلدا
✍مرضیه نظرلو؛ پژوهشگر و نویسنده:
🔸علیرضا یلدا، فردی وارسته، بینیاز، قانع، آرام و عاشق بود و همیشه سعی داشت به شاگردانش عشق را آموزش دهد تا عاشقانه بیماران را مداوا کنند، به آنها یاد میداد، عاشق ایران و مردم باشند و قلب خودش نیز همواره برای مردم و نجات بیماران میتپید. در این یادداشت به مروز زندگی او پرداختهایم.
🔸دکتر یلدا تجربه ۸۵ سال زندگیاش را در یک جمله میدانست که باید شاد بود و لازمه شاد بودن نیز محبت کردن است.
🔸میگفت: «محبت کردن، انسانها را به هم نزدیک میکند و مادیات بین آنها فاصله میاندازد. با پول نمیتوان محبت و شادی خرید. پس بیدریغ محبت کنید. چه اشکالی دارد دکتر به بیمارانش با لبخند و روی گشاده، محبت کند؟ و تأثیر بی نظیرش را که از هزار قلم دارو برتر است ببیند؟ پزشکی که فقط به دنبال مهر زدن روی دفترچه بیمار است بدون اینکه کاری کرده باشد! میخواهد به کدام شادی در دنیا برسد!؟ من همیشه به دانشجوها تأکید می کنم که شیطان در کمین است و باید مراقب باشند که تحت تأثیر قرار نگیرید و بیمار را به شکل کیف پول نبینند. یک نفر صرفاً به خاطر سواد خوبش، استاد نمیشود. استاد خوب علاوه بر درس، آداب زندگی و معنای آن را به دانشجویان میآموزد. به شاگردانش یاد میدهد که موفقیت اصلی، موفقیت معنوی و روانی است، نه موفقیت اجتماعی که مترادف پولدار شدن است. منظورم این نیست که مادیات ارزش ندارد، ولی تمام زندگی مادیات نیست. من به این جوانها امیدوار هستم. باید خودمان را با خودمان مقایسه کنیم اما بینالمللی فکر کنیم و ملی عمل کنیم و امکانات و شرایطمان را بسنجیم. مدیر خوب کسی است که از امکانات موجود بهترین استفاده را میبرد. باید واقعاً کشورمان را دوست داشته باشیم و فقط حرفش را نزنیم.
ibna.ir/x6CNX
@ibna_official
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
زندگی و زمانه دکتر علیرضا یلدا
✍مرضیه نظرلو؛ پژوهشگر و نویسنده:
🔸علیرضا یلدا، فردی وارسته، بینیاز، قانع، آرام و عاشق بود و همیشه سعی داشت به شاگردانش عشق را آموزش دهد تا عاشقانه بیماران را مداوا کنند، به آنها یاد میداد، عاشق ایران و مردم باشند و قلب خودش نیز همواره برای مردم و نجات بیماران میتپید. در این یادداشت به مروز زندگی او پرداختهایم.
🔸دکتر یلدا تجربه ۸۵ سال زندگیاش را در یک جمله میدانست که باید شاد بود و لازمه شاد بودن نیز محبت کردن است.
🔸میگفت: «محبت کردن، انسانها را به هم نزدیک میکند و مادیات بین آنها فاصله میاندازد. با پول نمیتوان محبت و شادی خرید. پس بیدریغ محبت کنید. چه اشکالی دارد دکتر به بیمارانش با لبخند و روی گشاده، محبت کند؟ و تأثیر بی نظیرش را که از هزار قلم دارو برتر است ببیند؟ پزشکی که فقط به دنبال مهر زدن روی دفترچه بیمار است بدون اینکه کاری کرده باشد! میخواهد به کدام شادی در دنیا برسد!؟ من همیشه به دانشجوها تأکید می کنم که شیطان در کمین است و باید مراقب باشند که تحت تأثیر قرار نگیرید و بیمار را به شکل کیف پول نبینند. یک نفر صرفاً به خاطر سواد خوبش، استاد نمیشود. استاد خوب علاوه بر درس، آداب زندگی و معنای آن را به دانشجویان میآموزد. به شاگردانش یاد میدهد که موفقیت اصلی، موفقیت معنوی و روانی است، نه موفقیت اجتماعی که مترادف پولدار شدن است. منظورم این نیست که مادیات ارزش ندارد، ولی تمام زندگی مادیات نیست. من به این جوانها امیدوار هستم. باید خودمان را با خودمان مقایسه کنیم اما بینالمللی فکر کنیم و ملی عمل کنیم و امکانات و شرایطمان را بسنجیم. مدیر خوب کسی است که از امکانات موجود بهترین استفاده را میبرد. باید واقعاً کشورمان را دوست داشته باشیم و فقط حرفش را نزنیم.
ibna.ir/x6CNX
@ibna_official
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
ایبنا
زندگی و زمانه دکتر علیرضا یلدا
علیرضا یلدا، فردی وارسته، بینیاز، قانع، آرام و عاشق بود و همیشه سعی داشت به شاگردانش عشق را آموزش دهد تا عاشقانه بیماران را مداوا کنند، به آنها یاد میداد، عاشق ایران و مردم باشند و قلب خودش نیز همواره برای مردم و نجات بیماران میتپید. در این یادداشت به…
پروفسور جیمز واتسون ( ۶ آپریل ۱۹۲۸ میلادی - ۶ نوامبر ۲۰۲۵) ، برنده جایزه نویل فیزیولوژی یا پزشکی در سال ۱۹۶۲ میلادی و از بنیانگذاران ژنتیک نوین جهان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
اندوه برای از دست دادن انسانی دانشمند، اما با باورهایی نادرست و دانشی که میبایست مسئولیت انسانی و اجتماعی بیشتری به همراه آورد، اما نیاورد.
در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی، پروفسور جیمز واتسون (۶ آوریل ۱۹۲۸ میلادی - ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی)، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سپهر دانش ژنتیک جهان، از معماران ژنتیک نوین و برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی، در سن ۹۷ سالگی چشم از جهان فروبست.
همواره برای او احترام ویژهای قائل بودم؛ بهویژه آنکه بخشی از کار من در پژوهش و بالین پزشکی بر پایهی دستاوردهای او بنا شده است.
اما در سال ۲۰۰۷ میلادی، هنگامی که از دیدگاههای نژادپرستانه و عاری از پشتوانهی علمی او آگاه شدم، شگفتزده و متأسف شدم. نمیتوانستم آن را بپذیرم و میاندیشیدم که شاید سخنانش سوءتفاهمی بوده است. مگر میشود دانشمندی با چنان ژرفای علمی و با آنهمه دادهی واقعی پیرامون خود، اندیشههایی چنین تبعیضآمیز داشته باشد؟
مشتاقانه منتظر بودم گفتههایش را اصلاح کند؛ اما نهتنها چنین نکرد، بلکه بدون ارائهی هیچ دادهی علمی، آنها را تکرار نمود.
در آن سالها نامهای برایش نوشتم که در آن، ضمن حفظ احترام همیشگیام، چنین آورده بودم:
«استاد بزرگ، دانش همواره با خود مسئولیتی افزونتر میآورد؛ بهویژه مسئولیت اجتماعی و اخلاقی.»
پاسخی از او دریافت نکردم، هرچند دیگر آن سخنان را تکرار نکرد. بسیار آرزو میکردم که در سالهای پایانی عمرش، آن دیدگاههای نادرست را اصلاح کند و از اندیشههای نژادپرستانهاش پوزش بخواهد. اما افسوس که چنین نشد و احترام از دسترفتهاش بازنگشت.
او را برای دانش و نقش بنیادینش در پیشرفت علم ژنتیک میستایم، اما از باورهای اشتباهش اندوهگینم؛ باورهایی که مانع پیوند دانش او با مسئولیت انسانی، اجتماعی و اخلاقی شد و دانشی والا را به خوراکی برای نژادپرستان بدل ساخت.
روانشان برای دستاوردهای درخشان پزشکی شان شاد و یادشان گرامی
پروفسور علیرضا رنجبر
۷ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
در ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی، پروفسور جیمز واتسون (۶ آوریل ۱۹۲۸ میلادی - ۶ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی)، یکی از تأثیرگذارترین چهرههای سپهر دانش ژنتیک جهان، از معماران ژنتیک نوین و برنده جایزه نوبل فیزیولوژی یا پزشکی، در سن ۹۷ سالگی چشم از جهان فروبست.
همواره برای او احترام ویژهای قائل بودم؛ بهویژه آنکه بخشی از کار من در پژوهش و بالین پزشکی بر پایهی دستاوردهای او بنا شده است.
اما در سال ۲۰۰۷ میلادی، هنگامی که از دیدگاههای نژادپرستانه و عاری از پشتوانهی علمی او آگاه شدم، شگفتزده و متأسف شدم. نمیتوانستم آن را بپذیرم و میاندیشیدم که شاید سخنانش سوءتفاهمی بوده است. مگر میشود دانشمندی با چنان ژرفای علمی و با آنهمه دادهی واقعی پیرامون خود، اندیشههایی چنین تبعیضآمیز داشته باشد؟
مشتاقانه منتظر بودم گفتههایش را اصلاح کند؛ اما نهتنها چنین نکرد، بلکه بدون ارائهی هیچ دادهی علمی، آنها را تکرار نمود.
در آن سالها نامهای برایش نوشتم که در آن، ضمن حفظ احترام همیشگیام، چنین آورده بودم:
«استاد بزرگ، دانش همواره با خود مسئولیتی افزونتر میآورد؛ بهویژه مسئولیت اجتماعی و اخلاقی.»
پاسخی از او دریافت نکردم، هرچند دیگر آن سخنان را تکرار نکرد. بسیار آرزو میکردم که در سالهای پایانی عمرش، آن دیدگاههای نادرست را اصلاح کند و از اندیشههای نژادپرستانهاش پوزش بخواهد. اما افسوس که چنین نشد و احترام از دسترفتهاش بازنگشت.
او را برای دانش و نقش بنیادینش در پیشرفت علم ژنتیک میستایم، اما از باورهای اشتباهش اندوهگینم؛ باورهایی که مانع پیوند دانش او با مسئولیت انسانی، اجتماعی و اخلاقی شد و دانشی والا را به خوراکی برای نژادپرستان بدل ساخت.
روانشان برای دستاوردهای درخشان پزشکی شان شاد و یادشان گرامی
پروفسور علیرضا رنجبر
۷ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۲ نوامبر، روز جهانی آماس شش ( التهاب ریه، پنومونی)
در تاریخ ۱۲ نوامبر هر سال، روز جهانی آماس شش ( التهاب ریه، پنومونی) (World Pneumonia Day) برگزار میشود تا آگاهی عمومی نسبت به بیماری پنومونی افزایش یابد؛ بیماری که یکی از شایعترین اما دستکمگرفتهشده عفونتهای دستگاه تنفسی است.
این ابتکار جهانی با هدف یادآوری اهمیت پنومونی بهعنوان یکی از اصلیترین دلایل بیماری و مرگومیر در سراسر جهان، بهویژه در میان کودکان زیر پنج سال و افراد مسن، شکل گرفته است.
پنومونی بزرگترین علت مرگ ناشی از بیماریهای عفونی در میان کودکان و بزرگسالان در جهان به شمار میرود. هر سال حدود ۲٫۵ میلیون نفر در اثر پنومونی جان خود را از دست میدهند که از این میان بیش از ۸۰۰ هزار نفر را کودکان شامل میشوند. بیشتر این مرگها قابل پیشگیری هستند، در صورتی که افراد به روشهای مؤثر پیشگیری و درمان دسترسی داشته باشند.
با انکه پنومونی گاه تهدیدکنندهٔ زندگی است و میتواند هر کسی را مبتلا کند، اما افراد ضعیفتر و آسیبپذیرتر بیشتر در معرض خطر هستند.
از جمله عوامل خطر برای ابتلا به پنومونی میتوان به سوءتغذیه، آلودگی هوا، سیگار کشیدن، ابتلا به ویروس HIV، بیماریهای مزمن و ضعف سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.
مهمترین عوامل ایجادکنندهٔ پنومونی شامل باکتریها، ویروسها و قارچها هستند.
تتشخیص و درمان این بیماری به نوع عامل عفونت، سن و وضعیت سلامتی بیمار و همچنین امکانات درمانی موجود بستگی دارد.
سازمان جهانی بهداشت (WHO) هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، میزان مرگومیر ناشی از پنومونی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. برای رسیدن به این هدف، باید تلاشهای جهانی در زمینههای مختلفی چون افزایش تعداد واکسیناسیون، بهبود خدمات پزشکی و مبارزه با فقر انجام گیرد.
پروفسور عليرضا رنجبر
۱۲ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
در تاریخ ۱۲ نوامبر هر سال، روز جهانی آماس شش ( التهاب ریه، پنومونی) (World Pneumonia Day) برگزار میشود تا آگاهی عمومی نسبت به بیماری پنومونی افزایش یابد؛ بیماری که یکی از شایعترین اما دستکمگرفتهشده عفونتهای دستگاه تنفسی است.
این ابتکار جهانی با هدف یادآوری اهمیت پنومونی بهعنوان یکی از اصلیترین دلایل بیماری و مرگومیر در سراسر جهان، بهویژه در میان کودکان زیر پنج سال و افراد مسن، شکل گرفته است.
پنومونی بزرگترین علت مرگ ناشی از بیماریهای عفونی در میان کودکان و بزرگسالان در جهان به شمار میرود. هر سال حدود ۲٫۵ میلیون نفر در اثر پنومونی جان خود را از دست میدهند که از این میان بیش از ۸۰۰ هزار نفر را کودکان شامل میشوند. بیشتر این مرگها قابل پیشگیری هستند، در صورتی که افراد به روشهای مؤثر پیشگیری و درمان دسترسی داشته باشند.
با انکه پنومونی گاه تهدیدکنندهٔ زندگی است و میتواند هر کسی را مبتلا کند، اما افراد ضعیفتر و آسیبپذیرتر بیشتر در معرض خطر هستند.
از جمله عوامل خطر برای ابتلا به پنومونی میتوان به سوءتغذیه، آلودگی هوا، سیگار کشیدن، ابتلا به ویروس HIV، بیماریهای مزمن و ضعف سیستم ایمنی بدن اشاره کرد.
مهمترین عوامل ایجادکنندهٔ پنومونی شامل باکتریها، ویروسها و قارچها هستند.
تتشخیص و درمان این بیماری به نوع عامل عفونت، سن و وضعیت سلامتی بیمار و همچنین امکانات درمانی موجود بستگی دارد.
سازمان جهانی بهداشت (WHO) هدفگذاری کرده است که تا سال ۲۰۳۰ میلادی، میزان مرگومیر ناشی از پنومونی را تا ۳۰ درصد کاهش دهد. برای رسیدن به این هدف، باید تلاشهای جهانی در زمینههای مختلفی چون افزایش تعداد واکسیناسیون، بهبود خدمات پزشکی و مبارزه با فقر انجام گیرد.
پروفسور عليرضا رنجبر
۱۲ نوامبر ۲۰۲۵ میلادی
بن، آلمان
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۲ آذرماه ۱۳۰۹ خورشیدی زادروز بزرگمردی است که به دانش و انسانیت و میهن دوستی راستین معنا بخشید.
زادروز زنده یاد استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا و روز پزشکان متخصص بیماری های عفونی فرخنده باد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
زادروز زنده یاد استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا و روز پزشکان متخصص بیماری های عفونی فرخنده باد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۲ آذرماه ۱۳۰۹ خورشیدی زادروز بزرگمردی است که به دانش و انسانیت و میهن دوستی راستین معنا بخشید.
زادروز زنده یاد استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا و روز پزشکان متخصص بیماری های عفونی فرخنده باد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
زادروز زنده یاد استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا و روز پزشکان متخصص بیماری های عفونی فرخنده باد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زادروز انسان بزرگ و فرازمینی، پدر و بنیانگذار دانش نوین بیماری های عفونی ایران ، استاد مسلم دانش و اخلاق پزشکی و از چهره های همیشه ماندگار تاریخ معاصر پزشکی ایران، زندهیاد استاد استادان پروفسور علیرضا یلدا خجسته باد.
بدان امید که راهشان پر رهرو باشد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بدان امید که راهشان پر رهرو باشد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
سرولوژی و مکتب آلمان: نگاهی به زایش یک دانش، گذر از یک واژه و راهیابی آن به ادبیات دانش پزشکی
- پروفسور رضا فرید حسینی (استاد پیشکسوت و نمونه ایمونولوژی، ایمونوتراپی و آلرژی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران)
- پروفسور علیرضا رنجبر (استاد ممتاز ایمونولوژی و آلرژی و پزشکی مولکولی و بالینی کودکان، بُن، آلمان /عضو برگزیده و پیوسته انجمن جهانی پژوهش های علمی Sigma Xi )
- دکتر رضا جعفری (ایمونولوژیست، کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی)
در اواخر قرن نوزدهم، مجموعهای از کشفهای زیستی در اروپا پزشکی را دگرگون کرد و سرم، که پیشتر مادهای ناشناخته تلقی میشد، به ابزاری درمانی و تشخیصی بدل شد. استخراج آنتیتوکسینها، شناخت پادتنها و تلاش برای استفاده درمانی از سرم، مفهوم ایمنی اکتسابی را از فرضیهای نظری به یک واقعیت بالینی تبدیل کرد؛ اما تا پیش از دههٔ ۱۹۰۰ واژهٔ «سرولوژی» هنوز تثبیت نشده بود و دانشمندان برای قلمرویی که تازه خلق شده بود، زبان مشترکی نداشتند. واکنشهای آگلوتیناسیون و پرسیپیتاسیون، شناخت پادتنها و توصیف سازوکارهای ایمنی در سالهای ۱۸۹۰ توسعه یافتند، اما تبدیل این دستاوردهای پراکنده به یک رشتهٔ علمی مستقل، حاصل تلاش گروهی از پیشگامان بود که هر یک بخشی از این پازل را تکمیل کردند. در این میان امیل فن بیرینگ در فاصلهٔ ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۴ با بهکارگیری سرم ضدتوکسین برای درمان دیفتری، مفهوم «درمان فعال با سرم» را بنیان گذاشت و نخستین راهنمای علمی برای کاربرد درمانی سرم ارائه داد؛ دستاوردی که در نهایت نخستین جایزهٔ نوبل پزشکی در سال ۱۹۰۱ را برای او به همراه داشت و سرم را از یک مادهٔ مبهم به ابزار پزشکی بدل کرد. به موازات او، ژول بوردِه در سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ اصول پرسیپیتاسیون و آگلوتیناسیون را توصیف کرد و سازوکار کمپلمان را کشف نمود؛ او نهتنها واکنشهای سرولوژیک را توصیف کرد بلکه آنها را به نظریههای مولکولی ایمنی پیوند زد و سرولوژی را از علم مشاهده به علم تبیین تبدیل کرد؛ دستاوردی که در سال ۱۹۱۹ برای او نوبل به ارمغان آورد. در همین دوره، ماکس فون گروبر و هربرت درهام واکنش آگلوتیناسیون را فرمولبندی کردند و نخستین آزمون سرولوژیک استاندارد برای تشخیص حصبه ارائه دادند و نشان دادند که سرم میتواند رابطهٔ «پادتن-ویژگی» را به ابزار تشخیصی بیماریها تبدیل کند. کشف گروههای خونی توسط کارل لندشتاینر در سال ۱۹۰۰ و توسعهٔ مفهوم «آنتیژن – آنتیبادی» بُعد تازهای به سرولوژی بخشید؛ کشفی که بعدها کاربردهای گستردهای در انتقال خون، ژنتیک انسانی و پزشکی قانونی یافت و در سال ۱۹۳۰ جایزهٔ نوبل را برای او به همراه داشت. همزمان، پاول اولنهوت در سال ۱۹۰۱ آزمون رسوب اختصاصی برای تشخیص منشأ گونهای خون را ابداع کرد و نخستین کاربرد گستردهٔ سرولوژی در پزشکی قانونی را ممکن ساخت.
در این دوره، هنوز واژهٔ «سرولوژی» تثبیت نشده بود و اصطلاحاتی مانند Serodiagnosis و Serumtherapy رایجتر بودند؛ اما در اوایل قرن بیستم، نخستین کاربردهای مستند واژهٔ «سرولوژی» در متون آلمانی ظاهر شد. در دههٔ ۱۹۱۰ این اصطلاح بهسرعت در متون انگلیسی و فرانسوی رواج یافت. میان سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۵، موجی از کتابها و تکنگاریها تلاش کردند این حوزهٔ نوظهور را استانداردسازی کنند؛ از جمله آثار Baumgarten، Fraenkel & Bandler، Wassermann، Todd & Eyre و Noguchi که سرولوژی را از مجموعهای از تجربیات پراکنده به علمی با اصول و آموزش ساختاری تبدیل کردند.
در اوایل قرن بیستم، چندین اثر به زبان آلمانی منتشر شد که بهصورت کتابها یا گردآوری مقالات تخصصی، پایههای علمی و کاربردی سرولوژی را تثبیت کردند. این آثار، که اغلب تحت عناوینی مانند Fortschritte der Serologie («پیشرفتهای سرولوژی»، تألیف Hans Schmidt و منتشرشده توسط ناشر Steinkopff Verlag) یا Handbuch der Serumdiagnostik منتشر میشدند، شامل مرور تجربیات آزمایشگاهی، استانداردسازی واکنشهای پرسیپیتاسیون و آگلوتیناسیون و کاربرد سرمها در تشخیص و درمان بیماریها بودند. اگرچه این مجموعهها مجلات دورهای با شمارهگذاری منظم نبودند، نقش کلیدی در شکلدهی به سرولوژی بهعنوان یک علم مستقل ایفا کردند و به دانشمندان اجازه میداد یافتههای پراکنده را گردآوری و به شکل نظاممند ارائه کنند. این آثار همچنین بستر مناسبی برای ترویج روشهای تشخیصی و بالینی سرولوژیک در اروپا، بهویژه در مکتب علمی آلمانی فراهم آوردند.
(ادامه در پست پایین)
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
- پروفسور رضا فرید حسینی (استاد پیشکسوت و نمونه ایمونولوژی، ایمونوتراپی و آلرژی، عضو پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی ایران)
- پروفسور علیرضا رنجبر (استاد ممتاز ایمونولوژی و آلرژی و پزشکی مولکولی و بالینی کودکان، بُن، آلمان /عضو برگزیده و پیوسته انجمن جهانی پژوهش های علمی Sigma Xi )
- دکتر رضا جعفری (ایمونولوژیست، کمیته علمی انجمن ایمونولوژی و آلرژی)
در اواخر قرن نوزدهم، مجموعهای از کشفهای زیستی در اروپا پزشکی را دگرگون کرد و سرم، که پیشتر مادهای ناشناخته تلقی میشد، به ابزاری درمانی و تشخیصی بدل شد. استخراج آنتیتوکسینها، شناخت پادتنها و تلاش برای استفاده درمانی از سرم، مفهوم ایمنی اکتسابی را از فرضیهای نظری به یک واقعیت بالینی تبدیل کرد؛ اما تا پیش از دههٔ ۱۹۰۰ واژهٔ «سرولوژی» هنوز تثبیت نشده بود و دانشمندان برای قلمرویی که تازه خلق شده بود، زبان مشترکی نداشتند. واکنشهای آگلوتیناسیون و پرسیپیتاسیون، شناخت پادتنها و توصیف سازوکارهای ایمنی در سالهای ۱۸۹۰ توسعه یافتند، اما تبدیل این دستاوردهای پراکنده به یک رشتهٔ علمی مستقل، حاصل تلاش گروهی از پیشگامان بود که هر یک بخشی از این پازل را تکمیل کردند. در این میان امیل فن بیرینگ در فاصلهٔ ۱۸۹۳ تا ۱۸۹۴ با بهکارگیری سرم ضدتوکسین برای درمان دیفتری، مفهوم «درمان فعال با سرم» را بنیان گذاشت و نخستین راهنمای علمی برای کاربرد درمانی سرم ارائه داد؛ دستاوردی که در نهایت نخستین جایزهٔ نوبل پزشکی در سال ۱۹۰۱ را برای او به همراه داشت و سرم را از یک مادهٔ مبهم به ابزار پزشکی بدل کرد. به موازات او، ژول بوردِه در سالهای ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۱ اصول پرسیپیتاسیون و آگلوتیناسیون را توصیف کرد و سازوکار کمپلمان را کشف نمود؛ او نهتنها واکنشهای سرولوژیک را توصیف کرد بلکه آنها را به نظریههای مولکولی ایمنی پیوند زد و سرولوژی را از علم مشاهده به علم تبیین تبدیل کرد؛ دستاوردی که در سال ۱۹۱۹ برای او نوبل به ارمغان آورد. در همین دوره، ماکس فون گروبر و هربرت درهام واکنش آگلوتیناسیون را فرمولبندی کردند و نخستین آزمون سرولوژیک استاندارد برای تشخیص حصبه ارائه دادند و نشان دادند که سرم میتواند رابطهٔ «پادتن-ویژگی» را به ابزار تشخیصی بیماریها تبدیل کند. کشف گروههای خونی توسط کارل لندشتاینر در سال ۱۹۰۰ و توسعهٔ مفهوم «آنتیژن – آنتیبادی» بُعد تازهای به سرولوژی بخشید؛ کشفی که بعدها کاربردهای گستردهای در انتقال خون، ژنتیک انسانی و پزشکی قانونی یافت و در سال ۱۹۳۰ جایزهٔ نوبل را برای او به همراه داشت. همزمان، پاول اولنهوت در سال ۱۹۰۱ آزمون رسوب اختصاصی برای تشخیص منشأ گونهای خون را ابداع کرد و نخستین کاربرد گستردهٔ سرولوژی در پزشکی قانونی را ممکن ساخت.
در این دوره، هنوز واژهٔ «سرولوژی» تثبیت نشده بود و اصطلاحاتی مانند Serodiagnosis و Serumtherapy رایجتر بودند؛ اما در اوایل قرن بیستم، نخستین کاربردهای مستند واژهٔ «سرولوژی» در متون آلمانی ظاهر شد. در دههٔ ۱۹۱۰ این اصطلاح بهسرعت در متون انگلیسی و فرانسوی رواج یافت. میان سالهای ۱۸۹۴ تا ۱۹۱۵، موجی از کتابها و تکنگاریها تلاش کردند این حوزهٔ نوظهور را استانداردسازی کنند؛ از جمله آثار Baumgarten، Fraenkel & Bandler، Wassermann، Todd & Eyre و Noguchi که سرولوژی را از مجموعهای از تجربیات پراکنده به علمی با اصول و آموزش ساختاری تبدیل کردند.
در اوایل قرن بیستم، چندین اثر به زبان آلمانی منتشر شد که بهصورت کتابها یا گردآوری مقالات تخصصی، پایههای علمی و کاربردی سرولوژی را تثبیت کردند. این آثار، که اغلب تحت عناوینی مانند Fortschritte der Serologie («پیشرفتهای سرولوژی»، تألیف Hans Schmidt و منتشرشده توسط ناشر Steinkopff Verlag) یا Handbuch der Serumdiagnostik منتشر میشدند، شامل مرور تجربیات آزمایشگاهی، استانداردسازی واکنشهای پرسیپیتاسیون و آگلوتیناسیون و کاربرد سرمها در تشخیص و درمان بیماریها بودند. اگرچه این مجموعهها مجلات دورهای با شمارهگذاری منظم نبودند، نقش کلیدی در شکلدهی به سرولوژی بهعنوان یک علم مستقل ایفا کردند و به دانشمندان اجازه میداد یافتههای پراکنده را گردآوری و به شکل نظاممند ارائه کنند. این آثار همچنین بستر مناسبی برای ترویج روشهای تشخیصی و بالینی سرولوژیک در اروپا، بهویژه در مکتب علمی آلمانی فراهم آوردند.
(ادامه در پست پایین)
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
ادامه:
در این دوره، سرولوژی از دل دو نیاز همزمان زاده شد: نخست، نیاز به تبیین نظری واکنشهای ایمنی که توسط بیرینگ، بوردِه و لندشتاینر پیگیری شد؛ و دوم، نیاز به ابزار عملی برای حل مسائل پزشکی و قضایی که گروبر، درهام و اولنهوت آن را محقق کردند. همین همنشینی نظریه و کاربرد، سرولوژی را به علمی کمنظیر تبدیل کرد که هم دارای مدلهای مولکولی بود و هم در مدیریت بیماریهای عفونی، بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی، انتقال خون و پزشکی قانونی نقش آفرین شد.
در نیمهٔ قرن بیستم، سرولوژی کلاسیک در دل ایمونولوژی مولکولی ادغام شد و واکنشهای ماکروسکوپی جای خود را به توصیف مولکولی آنتیژنها، آنتیبادیها و سلولهای ایمنی داد؛ اما کاربردهای بالینی آن حفظ شد و هنوز بخش بنیادین فناوریهای تشخیصی است؛ از الایزا و وسترن بلات تا تستهای سریع ویروسی و آزمایشهای خودایمنی.
مسیر مکتب علمی آلمان در ایران:
تاریخ سرولوژی در ایران تقریباً همزمان با اروپا آغاز شد. حسن میردامادی، پزشک آموزشدیده در مکتب آلمانی (انستیتو رابرت کخ)، از نخستین متخصصانی بود که دانش سرولوژی تشخیصی را فراگرفت و پس از بازگشت به ایران، نخستین آزمایشگاههای تخصصی تشخیص سرولوژیک را بنیان نهاد، آموزش رسمی این رشته (برگزاری اولین دوره عالی سرمشناسی در دانشگاه تهران) را آغاز کرد و روشهایی مانند تشخیص سرولوژیک بروسلوز را برای اولینبار وارد کشور نمود. او معمار انتقال دانشی نوظهور به بستر سلامت ایران بود و سرولوژی را از قلب اروپا به نظام پزشکی ایران منتقل کرد. سرولوژی برخلاف بسیاری از علوم تکبُعدی از همنشینی نظریه و کاربرد شکل گرفت؛ پیشگامانی مانند بیرینگ، بوردِه، لندشتاینر و اولنهوت نهتنها سازوکارهای ایمنی را کشف کردند بلکه زبان، ابزار و هویت علمی مشترکی برای توضیح آن ساختند. نقطهٔ عطف سرنوشتساز نه صرفاً یک کشف بلکه پذیرش واژهای مشترک برای یک رشتهٔ جدید بود؛ و در امتداد آن، نقش افرادی مانند میردامادی روایت انتقال دانش از اروپا به ایران را ممکن کرد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۸ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ۹ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی
در این دوره، سرولوژی از دل دو نیاز همزمان زاده شد: نخست، نیاز به تبیین نظری واکنشهای ایمنی که توسط بیرینگ، بوردِه و لندشتاینر پیگیری شد؛ و دوم، نیاز به ابزار عملی برای حل مسائل پزشکی و قضایی که گروبر، درهام و اولنهوت آن را محقق کردند. همین همنشینی نظریه و کاربرد، سرولوژی را به علمی کمنظیر تبدیل کرد که هم دارای مدلهای مولکولی بود و هم در مدیریت بیماریهای عفونی، بهداشت عمومی، اپیدمیولوژی، انتقال خون و پزشکی قانونی نقش آفرین شد.
در نیمهٔ قرن بیستم، سرولوژی کلاسیک در دل ایمونولوژی مولکولی ادغام شد و واکنشهای ماکروسکوپی جای خود را به توصیف مولکولی آنتیژنها، آنتیبادیها و سلولهای ایمنی داد؛ اما کاربردهای بالینی آن حفظ شد و هنوز بخش بنیادین فناوریهای تشخیصی است؛ از الایزا و وسترن بلات تا تستهای سریع ویروسی و آزمایشهای خودایمنی.
مسیر مکتب علمی آلمان در ایران:
تاریخ سرولوژی در ایران تقریباً همزمان با اروپا آغاز شد. حسن میردامادی، پزشک آموزشدیده در مکتب آلمانی (انستیتو رابرت کخ)، از نخستین متخصصانی بود که دانش سرولوژی تشخیصی را فراگرفت و پس از بازگشت به ایران، نخستین آزمایشگاههای تخصصی تشخیص سرولوژیک را بنیان نهاد، آموزش رسمی این رشته (برگزاری اولین دوره عالی سرمشناسی در دانشگاه تهران) را آغاز کرد و روشهایی مانند تشخیص سرولوژیک بروسلوز را برای اولینبار وارد کشور نمود. او معمار انتقال دانشی نوظهور به بستر سلامت ایران بود و سرولوژی را از قلب اروپا به نظام پزشکی ایران منتقل کرد. سرولوژی برخلاف بسیاری از علوم تکبُعدی از همنشینی نظریه و کاربرد شکل گرفت؛ پیشگامانی مانند بیرینگ، بوردِه، لندشتاینر و اولنهوت نهتنها سازوکارهای ایمنی را کشف کردند بلکه زبان، ابزار و هویت علمی مشترکی برای توضیح آن ساختند. نقطهٔ عطف سرنوشتساز نه صرفاً یک کشف بلکه پذیرش واژهای مشترک برای یک رشتهٔ جدید بود؛ و در امتداد آن، نقش افرادی مانند میردامادی روایت انتقال دانش از اروپا به ایران را ممکن کرد.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۸ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ۹ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی
توضیحات تکمیلی از
دکتر کامبیز سلطانی نژاد، داروساز ، سم شناس و عضو هیئت علمی سازمان پزشکی قانونی ایران
در پیوند با مقاله کوتاه
"سرولوژی و مکتب آلمان: نگاهی به زایش یک دانش، گذر از یک واژه و راهیابی آن به ادبیات دانش پزشکی"
نگارش پروفسور رضا فرید حسینی، پروفسور علیرضا رنجبر و دکتر رضا جعفری
با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند جناب آقای پروفسور رنجبر
ضمن تشکر از ارسال مطالب ارزشمند علمی و تاریخی در رابطه با دانش سرولوژی، همانگونه که در متن نیز اشاره فرمودید کاربرد دانش سرولوژی در پزشکی قانونی بسیار مهم بوده و خوشبختانه تاسیس اولین آزمایشگاه سرولوژی قانونی Forensic Serology در کشور ما در سال های اواخر دهه ۴۰ شمسی توسط استادان و متخصصان پیشکسوت در سازمان پزشکی قانونی ( که در آن زمان به نام مرکز پزشکی قانونی تهران و زیر نظر وزارت دادگستری فعالیت داشت)، در ساختمان فعلی ستاد سازمان واقع در تهران انجام شد. در این آزمایشگاه از انواع روش های مرسوم سرولوژی مبتنی بر آگلوتیناسیون، هماگلوتیناسیون و پرسیپیتاسیون برای تشخیص بنیان خون، تعیین گروه های اصلی و فرعی خون، تشخیص ماهیت لکه ها ( semen، بزاق، خون) یافت شده بر روی البسه، آلات قتاله، صحنه جرم و جسد استفاده می شد و نقش مهمی را در انجام تحقیقات پزشکی قانونی داشت و به نوعی باعث تحول علمی در کشف جرم در ایران قلمداد گردید. قابل ذکر است همراه با تحول های جهانی و تاسیس و توسعه آزمایشگاه های ژنتیک قانونی در سازمان، امروزه بسیاری از این روش ها با آزمایش های ژنتیک مولکولی و آزمون تعیین هویت مولکولی جایگزین شده اند.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۸ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ۹ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی
دکتر کامبیز سلطانی نژاد، داروساز ، سم شناس و عضو هیئت علمی سازمان پزشکی قانونی ایران
در پیوند با مقاله کوتاه
"سرولوژی و مکتب آلمان: نگاهی به زایش یک دانش، گذر از یک واژه و راهیابی آن به ادبیات دانش پزشکی"
نگارش پروفسور رضا فرید حسینی، پروفسور علیرضا رنجبر و دکتر رضا جعفری
با سلام و احترام خدمت استاد ارجمند جناب آقای پروفسور رنجبر
ضمن تشکر از ارسال مطالب ارزشمند علمی و تاریخی در رابطه با دانش سرولوژی، همانگونه که در متن نیز اشاره فرمودید کاربرد دانش سرولوژی در پزشکی قانونی بسیار مهم بوده و خوشبختانه تاسیس اولین آزمایشگاه سرولوژی قانونی Forensic Serology در کشور ما در سال های اواخر دهه ۴۰ شمسی توسط استادان و متخصصان پیشکسوت در سازمان پزشکی قانونی ( که در آن زمان به نام مرکز پزشکی قانونی تهران و زیر نظر وزارت دادگستری فعالیت داشت)، در ساختمان فعلی ستاد سازمان واقع در تهران انجام شد. در این آزمایشگاه از انواع روش های مرسوم سرولوژی مبتنی بر آگلوتیناسیون، هماگلوتیناسیون و پرسیپیتاسیون برای تشخیص بنیان خون، تعیین گروه های اصلی و فرعی خون، تشخیص ماهیت لکه ها ( semen، بزاق، خون) یافت شده بر روی البسه، آلات قتاله، صحنه جرم و جسد استفاده می شد و نقش مهمی را در انجام تحقیقات پزشکی قانونی داشت و به نوعی باعث تحول علمی در کشف جرم در ایران قلمداد گردید. قابل ذکر است همراه با تحول های جهانی و تاسیس و توسعه آزمایشگاه های ژنتیک قانونی در سازمان، امروزه بسیاری از این روش ها با آزمایش های ژنتیک مولکولی و آزمون تعیین هویت مولکولی جایگزین شده اند.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
۱۸ آذرماه ۱۴۰۴ خورشیدی، ۹ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مراسم اعطای جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی در سوئد به سه دانشمند ایمونولوژیست
Mary Brunkow, Fred Ramsdell,
Shimon Sakaguchi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Mary Brunkow, Fred Ramsdell,
Shimon Sakaguchi
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سخنرانی پروفسور Mary Brunkow، از برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ در مراسم اعطای این جایزه به نمایندگی از خود و دو دیگر برندگان این جایزه ، پروفسور Fred Ramsdell و پروفسور Shimon Sakaguchi در تاریخ ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی در سوئد
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
پروفسور Mary Brunkow، از برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ در هنگام سخنرانی در مراسم اعطای این جایزه به نمایندگی از خود و دو دیگر برندگان این جایزه ، پروفسور Fred Ramsdell و پروفسور Shimon Sakaguchi در تاریخ ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ میلادی در سوئد
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
Professor Mary E. Brunkow’s
speech at the Nobel Prize banquet, 10 December 2025
Your Majesties,
Your Royal Highnesses,
Excellences,
Dear Laureates,
Ladies and gentlemen,
On behalf of Professors Shimon Sakaguchi and Fred Ramsdell, I would like to thank the Nobel Assembly at Karolinska Institute and the Nobel Foundation.
On October 6, while I was desperately trying to sleep through the 1:00am scam calls from Sweden, and Fred, high in the backcountry of Wyoming, was blissfully unaware of the worldwide excitement that was brewing, Shimon had the good sense to live in a time zone with more working hours that overlap those in Sweden – and he took that call in a timely fashion! We are deeply honored by this recognition of our discovery of the key driver of peripheral immune tolerance, which is required to maintain immune homeostasis.
My own career has taken various twists and turns since the small biotech company where Fred and I worked together closed its doors in early 2004. In the intervening years I have witnessed how, together with Shimon’s foundational work in the field, our discovery of the FOXP3 gene and its essential role in driving the development of regulatory T cells set in motion astonishing advances in our understanding of how the immune system both protects against foreign invaders and does NOT recognize and attack our own organs and tissues.
The past 20 years has seen remarkably innovative approaches to harnessing the power of the rare but mighty regulatory T cell. Today numerous clinical trials based on Treg cell activity are in various stages of progress to treat many of our most common and burdensome conditions, and the future for effective treatments and potentially cures, is now bright and hopeful.
Our story is typical, on the one hand, as one whose success depended on and expanded upon basic research advances over many decades. When Peter Medawar accepted the Nobel Prize in 1960 for first describing immune tolerance he said: if we today see further than our predecessors, it is only because we stand on their shoulders; and somewhat atypical in that the contributions from Fred and me came out of a small biotech operation. Although we were unable to pursue Treg cell biology ourselves within that same environment, we were able to publish our results, which were taken up by the scientific community in a way that I find both gratifying and humbling. Of course Shimon’s work that is being recognized was both preceded and followed by many other invaluable studies in the field. I want to highlight the powerful synergies between research efforts in academic labs and in the private sector. Each realm has its own unique strengths and the most significant advances in clinical applications come out of capitalizing and expanding upon those synergies.
Shimon, Fred and I gratefully acknowledge the many many research team members, collaborators, mentors, and funders who have supported us throughout our careers. We also couldn’t do what we did without the support of family and other colleagues. As a woman in science I especially want to acknowledge those role models who gave me the courage and incentive to persevere; my hope is that I in turn can be that role model for my own daughters, who are just now launching out into the world, as well as for other young women who are excited about science.
Thank you.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
speech at the Nobel Prize banquet, 10 December 2025
Your Majesties,
Your Royal Highnesses,
Excellences,
Dear Laureates,
Ladies and gentlemen,
On behalf of Professors Shimon Sakaguchi and Fred Ramsdell, I would like to thank the Nobel Assembly at Karolinska Institute and the Nobel Foundation.
On October 6, while I was desperately trying to sleep through the 1:00am scam calls from Sweden, and Fred, high in the backcountry of Wyoming, was blissfully unaware of the worldwide excitement that was brewing, Shimon had the good sense to live in a time zone with more working hours that overlap those in Sweden – and he took that call in a timely fashion! We are deeply honored by this recognition of our discovery of the key driver of peripheral immune tolerance, which is required to maintain immune homeostasis.
My own career has taken various twists and turns since the small biotech company where Fred and I worked together closed its doors in early 2004. In the intervening years I have witnessed how, together with Shimon’s foundational work in the field, our discovery of the FOXP3 gene and its essential role in driving the development of regulatory T cells set in motion astonishing advances in our understanding of how the immune system both protects against foreign invaders and does NOT recognize and attack our own organs and tissues.
The past 20 years has seen remarkably innovative approaches to harnessing the power of the rare but mighty regulatory T cell. Today numerous clinical trials based on Treg cell activity are in various stages of progress to treat many of our most common and burdensome conditions, and the future for effective treatments and potentially cures, is now bright and hopeful.
Our story is typical, on the one hand, as one whose success depended on and expanded upon basic research advances over many decades. When Peter Medawar accepted the Nobel Prize in 1960 for first describing immune tolerance he said: if we today see further than our predecessors, it is only because we stand on their shoulders; and somewhat atypical in that the contributions from Fred and me came out of a small biotech operation. Although we were unable to pursue Treg cell biology ourselves within that same environment, we were able to publish our results, which were taken up by the scientific community in a way that I find both gratifying and humbling. Of course Shimon’s work that is being recognized was both preceded and followed by many other invaluable studies in the field. I want to highlight the powerful synergies between research efforts in academic labs and in the private sector. Each realm has its own unique strengths and the most significant advances in clinical applications come out of capitalizing and expanding upon those synergies.
Shimon, Fred and I gratefully acknowledge the many many research team members, collaborators, mentors, and funders who have supported us throughout our careers. We also couldn’t do what we did without the support of family and other colleagues. As a woman in science I especially want to acknowledge those role models who gave me the courage and incentive to persevere; my hope is that I in turn can be that role model for my own daughters, who are just now launching out into the world, as well as for other young women who are excited about science.
Thank you.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
برگردان فارسی متن سخنرانی تاثیرگذار بانو پروفسور مری ای. برونکو، از برندگان جایزه نوبل پزشکی ۲۰۲۵ در هنگام مراسم اعطای این جایزه در تاریخ ۱۰دسامبر ۲۰۲۵ میلادی در سوئد
اعلیحضرتها،
والاحضرتها،
عالیجنابان،
برندگان محترم،
بانوان و آقایان،
از طرف پروفسور شیمون ساکاگوچی و پرفسور فرد رمزدل، مایلم از مجمع نوبل در انستیتوی کارولینسکا و بنیاد نوبل سپاسگزاری نمایم.
در ششم اکتبر، هنگامی که من در تلاش بودم تماسهای مشکوکِ ساعت یک بامداد از سوئد را نادیده بگیرم و بخوابم، و فرد در ارتفاعات دورافتادهٔ وایومینگ بیخبر از هیجان جهانیِ که در حال شکلگیری بود، شیمون خوشبختانه در منطقه زمانیای زندگی میکرد که ساعات کاریاش بیشتر با سوئد همپوشانی داشت — و او در زمان مناسب آن تماس را پاسخ داد!
ما از اینکه کارمان در کشف عامل کلیدیِ تحمل ایمنی محیطی — که برای حفظ تعادل دستگاه ایمنی ضروری است — مورد تقدیر قرار گرفته، عمیقاً مفتخر و سپاسگزاریم.
مسیر حرفهای من از زمانی که شرکت زیستفناوری کوچکی که من و فرد در آن کار میکردیم اوایل سال ۲۰۰۴ تعطیل شد، فراز و نشیبهای فراوانی داشته است. در این سالها شاهد بودهام که چگونه، در کنار کارهای بنیادی شیمون در این حوزه، کشف ما دربارهٔ ژن FOXP3 و نقش حیاتی آن در ایجاد سلولهای تنظیمی T، تحولی شگفتانگیز در فهم ما از این موضوع ایجاد کرد که سیستم ایمنی چگونه هم از ما در برابر عوامل بیگانه محافظت میکند و هم بهاشتباه به بافتها و اندامهای خود بدن حمله نمیکند.
بیست سال گذشته شاهد شکلگیری رویکردهای بسیار نوآورانهای برای بهرهگیری از قدرت سلولهای تنظیمی T — سلولهایی کمیاب اما قدرتمند — بوده است. امروزه کارآزماییهای بالینی متعددی بر پایه فعالسازی این سلولها برای درمان بسیاری از بیماریهای شایع و دشوار در جریان است، و آیندهٔ درمانهای مؤثر و حتی شاید درمانهای قطعی، اکنون روشن و امیدبخش است.
داستان ما از یک سو داستانی نسبتاً معمول است؛ داستان موفقیتی که بر پایه پیشرفتهای پژوهشی بنیادی طی دهههای متمادی شکل گرفت و آن را گسترش داد.
پیتر مدوار هنگام دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۶۰ بهخاطر نخستین توصیف تحمل ایمنی گفت:
«اگر ما امروز فراتر از پیشینیان خود میبینیم، تنها به این دلیل است که بر شانههای آنان ایستادهایم.»
اما از سوی دیگر، داستان ما کمی غیرمعمول است، زیرا نقشهای من و فرد از دل یک شرکت کوچک زیستفناوری بیرون آمد. هرچند نتوانستیم پژوهش درباره سلولهای T تنظیمی را در همان محیط ادامه دهیم، اما توانستیم نتایج خود را منتشر کنیم؛ نتایجی که جامعه علمی به گونهای آن را پذیرفت و توسعه داد که برای من هم افتخارآمیز و هم فروتنانه است. البته کار شیمون که امروز مورد تقدیر قرار میگیرد، چه پیش و چه پس از آن، در کنار مطالعات ارزشمند بسیار دیگری در این حوزه قرار دارد.
مایلم بر همافزایی نیرومند بین پژوهش در آزمایشگاههای دانشگاهی و بخش خصوصی تأکید کنم. هر یک از این دو عرصه نقاط قوت خاص خود را دارد و چشمگیرترین پیشرفتها در کاربردهای بالینی، زمانی حاصل میشود که این همافزاییها تقویت و گسترش یابند.
من، شیمون و فرد، از همه اعضای تیمهای پژوهشی، همکاران، راهنمایان و حامیان مالی که در طول مسیر حرفهای از ما حمایت کردهاند، صمیمانه سپاسگزاریم.
ما همچنین بدون حمایت خانوادهها و همکاران دیگر نمیتوانستیم به اینجا برسیم. بهعنوان زنی در عرصه علم، بهویژه میخواهم از الگوهایی یاد کنم که به من جرأت و انگیزه دادند تا ادامه دهم؛ امید من این است که بتوانم همین نقش را برای دخترانم — که اکنون در آغاز مسیر زندگی خود هستند — و نیز برای دختران جوان دیگری که مشتاق علماند، ایفا کنم.
سپاسگزارم.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
اعلیحضرتها،
والاحضرتها،
عالیجنابان،
برندگان محترم،
بانوان و آقایان،
از طرف پروفسور شیمون ساکاگوچی و پرفسور فرد رمزدل، مایلم از مجمع نوبل در انستیتوی کارولینسکا و بنیاد نوبل سپاسگزاری نمایم.
در ششم اکتبر، هنگامی که من در تلاش بودم تماسهای مشکوکِ ساعت یک بامداد از سوئد را نادیده بگیرم و بخوابم، و فرد در ارتفاعات دورافتادهٔ وایومینگ بیخبر از هیجان جهانیِ که در حال شکلگیری بود، شیمون خوشبختانه در منطقه زمانیای زندگی میکرد که ساعات کاریاش بیشتر با سوئد همپوشانی داشت — و او در زمان مناسب آن تماس را پاسخ داد!
ما از اینکه کارمان در کشف عامل کلیدیِ تحمل ایمنی محیطی — که برای حفظ تعادل دستگاه ایمنی ضروری است — مورد تقدیر قرار گرفته، عمیقاً مفتخر و سپاسگزاریم.
مسیر حرفهای من از زمانی که شرکت زیستفناوری کوچکی که من و فرد در آن کار میکردیم اوایل سال ۲۰۰۴ تعطیل شد، فراز و نشیبهای فراوانی داشته است. در این سالها شاهد بودهام که چگونه، در کنار کارهای بنیادی شیمون در این حوزه، کشف ما دربارهٔ ژن FOXP3 و نقش حیاتی آن در ایجاد سلولهای تنظیمی T، تحولی شگفتانگیز در فهم ما از این موضوع ایجاد کرد که سیستم ایمنی چگونه هم از ما در برابر عوامل بیگانه محافظت میکند و هم بهاشتباه به بافتها و اندامهای خود بدن حمله نمیکند.
بیست سال گذشته شاهد شکلگیری رویکردهای بسیار نوآورانهای برای بهرهگیری از قدرت سلولهای تنظیمی T — سلولهایی کمیاب اما قدرتمند — بوده است. امروزه کارآزماییهای بالینی متعددی بر پایه فعالسازی این سلولها برای درمان بسیاری از بیماریهای شایع و دشوار در جریان است، و آیندهٔ درمانهای مؤثر و حتی شاید درمانهای قطعی، اکنون روشن و امیدبخش است.
داستان ما از یک سو داستانی نسبتاً معمول است؛ داستان موفقیتی که بر پایه پیشرفتهای پژوهشی بنیادی طی دهههای متمادی شکل گرفت و آن را گسترش داد.
پیتر مدوار هنگام دریافت جایزه نوبل در سال ۱۹۶۰ بهخاطر نخستین توصیف تحمل ایمنی گفت:
«اگر ما امروز فراتر از پیشینیان خود میبینیم، تنها به این دلیل است که بر شانههای آنان ایستادهایم.»
اما از سوی دیگر، داستان ما کمی غیرمعمول است، زیرا نقشهای من و فرد از دل یک شرکت کوچک زیستفناوری بیرون آمد. هرچند نتوانستیم پژوهش درباره سلولهای T تنظیمی را در همان محیط ادامه دهیم، اما توانستیم نتایج خود را منتشر کنیم؛ نتایجی که جامعه علمی به گونهای آن را پذیرفت و توسعه داد که برای من هم افتخارآمیز و هم فروتنانه است. البته کار شیمون که امروز مورد تقدیر قرار میگیرد، چه پیش و چه پس از آن، در کنار مطالعات ارزشمند بسیار دیگری در این حوزه قرار دارد.
مایلم بر همافزایی نیرومند بین پژوهش در آزمایشگاههای دانشگاهی و بخش خصوصی تأکید کنم. هر یک از این دو عرصه نقاط قوت خاص خود را دارد و چشمگیرترین پیشرفتها در کاربردهای بالینی، زمانی حاصل میشود که این همافزاییها تقویت و گسترش یابند.
من، شیمون و فرد، از همه اعضای تیمهای پژوهشی، همکاران، راهنمایان و حامیان مالی که در طول مسیر حرفهای از ما حمایت کردهاند، صمیمانه سپاسگزاریم.
ما همچنین بدون حمایت خانوادهها و همکاران دیگر نمیتوانستیم به اینجا برسیم. بهعنوان زنی در عرصه علم، بهویژه میخواهم از الگوهایی یاد کنم که به من جرأت و انگیزه دادند تا ادامه دهم؛ امید من این است که بتوانم همین نقش را برای دخترانم — که اکنون در آغاز مسیر زندگی خود هستند — و نیز برای دختران جوان دیگری که مشتاق علماند، ایفا کنم.
سپاسگزارم.
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پیام پروفسور کاتالین کاریکو، برنده جایزه نوبل پزشکی در سال ۲۰۲۳ میلادی و نویسنده کتاب Breaking Through (رهگشایی) در پیوند با برگردان فارسی و انتشار آن در ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
انتشار ترجمه فارسی کتاب Breaking Through (رهگشایی) ، نوشته پروفسور کاتالین کاریکو، برنده جایزه نوبل پزشکی در سال ۲۰۲۳ میلادی در ایران
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf
بنیاد مکتب پروفسور یلدا:
@ipyaf