امروز یک سیستم قدیمی به دستم رسید برای نصب ویندوز ، و نصب ویندوز روی این سیستم تبدیل شد به یک چالش آموزشی!!
من روی سیستم یک هارد SSD انداختم ، و موقع نصب ، ویندوز از یک مرحله ای به بعد کرش میکرد و گاهی Blue Screen میداد .
مشکل حل شد ، و موضوع و راه حل رو به صورت مقاله خدمتتون توضیح میدم شاید بدرد شما هم بخوره 😉
من روی سیستم یک هارد SSD انداختم ، و موقع نصب ، ویندوز از یک مرحله ای به بعد کرش میکرد و گاهی Blue Screen میداد .
مشکل حل شد ، و موضوع و راه حل رو به صورت مقاله خدمتتون توضیح میدم شاید بدرد شما هم بخوره 😉
👌5
همه چی زیر سره تنظیمات SATA بود ، نکته ی سخت افزاری مهمی وجود داشت که برای منی که علم سخت افزار خوبی ندارم بدردبخور بود!
وارد تنظبمات بایوس شدم ، به بخش تنظیمات SATA رفتم ، و اونو از روی حالت IDE به AHCI تعییر دادم و بوم💥 ، ویندوز با موفقیت نصب شد.
حالا چرا؟ توضیح میدم
چرا IDE برای SSD مناسب نیست؟
اگر قصد دارید روی سیستم قدیمی خودتون یک هارد SSD نصب کنید، احتمالاً با تنظیمات IDE و AHCI در بایوس مواجه شدهید. شاید این سوال براتون پیش بیاد که "آیا میتونم SSD را روی IDE اجرا کنم؟" یا "چرا باید AHCI را فعال کنم؟" در این مقاله به زبان ساده توضیح میدیم که چرا IDE گزینهی مناسبی برای SSD نیست و چه تنظیماتی را باید انجام بدیم.
سوال ، IDE چیست و چرا قدیمی شده؟
در واقع IDE (Integrated Drive Electronics) یک استاندارد قدیمی برای اتصال هارددیسک و درایوهای نوری بود که در دهه 90 و اوایل 2000 میلادی بهکار میرفت. این فناوری محدودیتهای زیادی داشت، از جمله:
✔️ سرعت پایین: نهایت سرعت IDE حدود 133MB/s بود، که برای HDDهای قدیمی کافی بود، اما برای SSDها بسیار کنده.
✔️ عدم پشتیبانی از قابلیتهای مدرن: ویژگیهایی مانند NCQ (بهینهسازی خواندن/نوشتن) و TRIM (پاکسازی بلوکهای خالی برای افزایش عمر SSD) فقط در حالت AHCI یا NVMe فعال هستند.
چرا SSD به AHCI نیاز دارد؟
در واقع AHCI (Advanced Host Controller Interface) یک فناوری جدیدتر برای مدیریت ارتباط بین هارد و مادربرده که جایگزین IDE شده. اگر قصد دارید از یک SSD SATA استفاده کنید، باید در بایوس، حالت SATA Mode را روی AHCI تنظیم کنید.
مزایای AHCI برای SSD:
✅ افزایش سرعت انتقال دادهها (پشتیبانی از سرعت بالای SATA)
✅ فعالسازی TRIM برای بهینهسازی عملکرد و عمر SSD
✅ پشتیبانی از NCQ برای مدیریت بهتر درخواستهای خواندن و نوشتن
اگر SSD خودتون رو در حالت IDE اجرا کنید، این قابلیتها غیرفعال خواهند شد و SSD شما با سرعت و عملکرد پایینتری کار میکنه!
چجوری AHCI را فعال کنیم؟
1️⃣ اگر هنوز ویندوز را نصب نکردین:
وارد BIOS بشید.
به بخش SATA Configuration برید.
حالت IDE را به AHCI تغییر بدید.
تغییرات را ذخیره کنید و از BIOS خارج بشید.
حالا ویندوز را نصب کنید.
2️⃣ اگر ویندوز قبلاً روی IDE نصب شده:
تغییر مستقیم به AHCI باعث کرش (Blue Screen) میشه.
برای حل این مشکل، قبل از تغییر در BIOS، باید یک تنظیم در رجیستری ویندوز انجام دهید.
سپس وارد BIOS شده و حالت AHCI را فعال کنید.
برو به این مسیر:
مقدار Start رو از 3 به 0 تغییر بده.
بعدش به این مسیر هم برو:
مقدار Start رو از 3 به 0 تغییر بده.
کامپیوتر رو ریاستارت کن.
وارد تنظبمات بایوس شدم ، به بخش تنظیمات SATA رفتم ، و اونو از روی حالت IDE به AHCI تعییر دادم و بوم💥 ، ویندوز با موفقیت نصب شد.
حالا چرا؟ توضیح میدم
چرا IDE برای SSD مناسب نیست؟
اگر قصد دارید روی سیستم قدیمی خودتون یک هارد SSD نصب کنید، احتمالاً با تنظیمات IDE و AHCI در بایوس مواجه شدهید. شاید این سوال براتون پیش بیاد که "آیا میتونم SSD را روی IDE اجرا کنم؟" یا "چرا باید AHCI را فعال کنم؟" در این مقاله به زبان ساده توضیح میدیم که چرا IDE گزینهی مناسبی برای SSD نیست و چه تنظیماتی را باید انجام بدیم.
سوال ، IDE چیست و چرا قدیمی شده؟
در واقع IDE (Integrated Drive Electronics) یک استاندارد قدیمی برای اتصال هارددیسک و درایوهای نوری بود که در دهه 90 و اوایل 2000 میلادی بهکار میرفت. این فناوری محدودیتهای زیادی داشت، از جمله:
✔️ سرعت پایین: نهایت سرعت IDE حدود 133MB/s بود، که برای HDDهای قدیمی کافی بود، اما برای SSDها بسیار کنده.
✔️ عدم پشتیبانی از قابلیتهای مدرن: ویژگیهایی مانند NCQ (بهینهسازی خواندن/نوشتن) و TRIM (پاکسازی بلوکهای خالی برای افزایش عمر SSD) فقط در حالت AHCI یا NVMe فعال هستند.
چرا SSD به AHCI نیاز دارد؟
در واقع AHCI (Advanced Host Controller Interface) یک فناوری جدیدتر برای مدیریت ارتباط بین هارد و مادربرده که جایگزین IDE شده. اگر قصد دارید از یک SSD SATA استفاده کنید، باید در بایوس، حالت SATA Mode را روی AHCI تنظیم کنید.
مزایای AHCI برای SSD:
✅ افزایش سرعت انتقال دادهها (پشتیبانی از سرعت بالای SATA)
✅ فعالسازی TRIM برای بهینهسازی عملکرد و عمر SSD
✅ پشتیبانی از NCQ برای مدیریت بهتر درخواستهای خواندن و نوشتن
اگر SSD خودتون رو در حالت IDE اجرا کنید، این قابلیتها غیرفعال خواهند شد و SSD شما با سرعت و عملکرد پایینتری کار میکنه!
چجوری AHCI را فعال کنیم؟
1️⃣ اگر هنوز ویندوز را نصب نکردین:
وارد BIOS بشید.
به بخش SATA Configuration برید.
حالت IDE را به AHCI تغییر بدید.
تغییرات را ذخیره کنید و از BIOS خارج بشید.
حالا ویندوز را نصب کنید.
2️⃣ اگر ویندوز قبلاً روی IDE نصب شده:
تغییر مستقیم به AHCI باعث کرش (Blue Screen) میشه.
برای حل این مشکل، قبل از تغییر در BIOS، باید یک تنظیم در رجیستری ویندوز انجام دهید.
سپس وارد BIOS شده و حالت AHCI را فعال کنید.
برو به این مسیر:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SYSTEM\CurrentControlSet\Services\iaStorV
مقدار Start رو از 3 به 0 تغییر بده.
بعدش به این مسیر هم برو:
HKEY_LOCAL_MACHINE\SYSTEM\CurrentControlSet\Services\storahci
مقدار Start رو از 3 به 0 تغییر بده.
کامپیوتر رو ریاستارت کن.
👍13
Forwarded from codepedia
#کاربردی🌵
برنامه ریزی روش ایلان ماسک (تایم باکسینگ) :
این یه برنامه سه مرحله ایه که ایلان ماسک از اون برای برنامه ریزی روزانه استفاده میکنه.
- مرحله اول تخلیه ذهنی:
- همه کارهایی که باید امروز انجام بدی و بنویس با این کار نگرانی از بین میره و ذهنت متمرکز میشه.
- مرحله دوم اولویت ها:
سه تا از مهمترین کارها که حتما امروز باید انجام بشن از لیست مرحله اول انتخاب کن و به ترتیب اولویت بنویس.
- مرحله سوم تایم باکسینگ:
به ترتیب اولویت به هر کدوم از کارها یک باکس زمانی اختصاص بده :
مثلا اولویت اول رو در باکس زمانی 8 تا 10 صبح بنویس و به خودت قول بده حتما توی اون با کس زمانی انجامشون بدی به این ترتیب همه اولویت ها در باکس زمانی خودشون انجام میشن.
🆔 @code_pedia
برنامه ریزی روش ایلان ماسک (تایم باکسینگ) :
این یه برنامه سه مرحله ایه که ایلان ماسک از اون برای برنامه ریزی روزانه استفاده میکنه.
- مرحله اول تخلیه ذهنی:
- همه کارهایی که باید امروز انجام بدی و بنویس با این کار نگرانی از بین میره و ذهنت متمرکز میشه.
- مرحله دوم اولویت ها:
سه تا از مهمترین کارها که حتما امروز باید انجام بشن از لیست مرحله اول انتخاب کن و به ترتیب اولویت بنویس.
- مرحله سوم تایم باکسینگ:
به ترتیب اولویت به هر کدوم از کارها یک باکس زمانی اختصاص بده :
مثلا اولویت اول رو در باکس زمانی 8 تا 10 صبح بنویس و به خودت قول بده حتما توی اون با کس زمانی انجامشون بدی به این ترتیب همه اولویت ها در باکس زمانی خودشون انجام میشن.
🆔 @code_pedia
👏4
ا ⏰ MySQL چیست و چه تفاوتی با MariaDB دارد؟
⏺ پایگاه داده، قلب تپنده هر کسبوکاری است. امروزه با حجم عظیمی از دادهها مواجه هستیم و انتخاب یک پایگاه داده مناسب، نقش حیاتی در موفقیت هر سازمان ایفا میکند. دو رقیب اصلی در این عرصه، MySQL و MariaDB هستند. MySQL بهعنوان یکی از ...
🟢 متن کامل مقاله:
➡️ shabakeh-mag.com/node/21412
➖➖➖➖➖➖➖
🌐 @ShabakehMAG
🐍 @Python_0to100
🛡 @DENAIT
⏺ پایگاه داده، قلب تپنده هر کسبوکاری است. امروزه با حجم عظیمی از دادهها مواجه هستیم و انتخاب یک پایگاه داده مناسب، نقش حیاتی در موفقیت هر سازمان ایفا میکند. دو رقیب اصلی در این عرصه، MySQL و MariaDB هستند. MySQL بهعنوان یکی از ...
🟢 متن کامل مقاله:
➡️ shabakeh-mag.com/node/21412
➖➖➖➖➖➖➖
🌐 @ShabakehMAG
🐍 @Python_0to100
🛡 @DENAIT
👏5👍1
تفاوت سوییچهای معمولی با SAN Switch
اخیراً داشتم دربارهی سوییچهایی که توی شبکههای ذخیرهسازی استفاده میشن تحقیق میکردم، بخصوص اونایی که بهشون میگن SAN Switch. اولش فکر میکردم هر سوییچی که پورت فیبر نوری داشته باشه، میتونه یه SAN Switch باشه. مثلاً سوییچ Cisco 3850 که ۲۴ تا پورت فیبر داره، به نظرم میرسید که حتماً میتونه برای SAN هم مناسب باشه... ولی بعد که بیشتر وارد ماجرا شدم، فهمیدم موضوع خیلی عمیقتر از این حرفاست.
اصلاً SAN Switch چیه؟
در واقع SAN Switch، یه سوییچ تخصصیه که برای ساختن شبکههای ذخیرهسازی (Storage Area Network) طراحی شده. این سوییچها اغلب از پروتکل Fibre Channel (FC) استفاده میکنن، که یه پروتکل خیلی سریع، مطمئن و کمتأخیره برای انتقال
داده بین سرورها و ذخیرهسازها. یعنی SAN Switch فقط یه سوییچ با پورت فیبر نیست؛ یه سوییچه که باید از پایه برای مدیریت و مسیردهی Fibre Channel ساخته شده باشه.
تفاوتش با سوییچهای معمولی چیه؟
سوییچهای معمولی مثل همون Cisco 3850 که پورت فیبر هم دارن، توی لایهی شبکه (Ethernet و IP) کار میکنن، نه توی لایههای اختصاصی ذخیرهسازی. این یعنی حتی اگه ۲۴ تا پورت SFP داشته باشن، باز هم نمیتونن ترافیک Fibre Channel رو هندل کنن. اونا فقط پکتهای شبکه رو جابهجا میکنن، نه فریمهای FC رو.
اگر ساختار ذخیرهسازیمون به جای Fibre Channel، از iSCSI استفاده کنه (که بر بستر IP کار میکنه)، اون وقت میشه از سوییچهای گیگابیتی یا ۱۰ گیگ اترنت با کیفیت استفاده کرد؛ مثل همون 3850 یا مدلهای دیگه. ولی باز هم، حتی توی این حالت هم بهتره از سوییچهایی استفاده کنیم که برای ترافیک سنگین طراحی شدن و قابلیتهایی مثل Jumbo Frame، QoS و Buffer قوی دارن.
پس کی باید از SAN Switch واقعی استفاده کنیم؟
وقتی ساختار SAN ما بر پایهی Fibre Channel باشه، اون وقت دیگه باید از سوییچهایی مثل Cisco MDS یا Brocade استفاده کنیم. این سوییچها مخصوص همین کار ساخته شدن و نه تنها از FC پشتیبانی میکنن، بلکه قابلیتهای مثل zoning، fabric services، و حتی redundancy داخلی هم دارن.
اخیراً داشتم دربارهی سوییچهایی که توی شبکههای ذخیرهسازی استفاده میشن تحقیق میکردم، بخصوص اونایی که بهشون میگن SAN Switch. اولش فکر میکردم هر سوییچی که پورت فیبر نوری داشته باشه، میتونه یه SAN Switch باشه. مثلاً سوییچ Cisco 3850 که ۲۴ تا پورت فیبر داره، به نظرم میرسید که حتماً میتونه برای SAN هم مناسب باشه... ولی بعد که بیشتر وارد ماجرا شدم، فهمیدم موضوع خیلی عمیقتر از این حرفاست.
اصلاً SAN Switch چیه؟
در واقع SAN Switch، یه سوییچ تخصصیه که برای ساختن شبکههای ذخیرهسازی (Storage Area Network) طراحی شده. این سوییچها اغلب از پروتکل Fibre Channel (FC) استفاده میکنن، که یه پروتکل خیلی سریع، مطمئن و کمتأخیره برای انتقال
داده بین سرورها و ذخیرهسازها. یعنی SAN Switch فقط یه سوییچ با پورت فیبر نیست؛ یه سوییچه که باید از پایه برای مدیریت و مسیردهی Fibre Channel ساخته شده باشه.
تفاوتش با سوییچهای معمولی چیه؟
سوییچهای معمولی مثل همون Cisco 3850 که پورت فیبر هم دارن، توی لایهی شبکه (Ethernet و IP) کار میکنن، نه توی لایههای اختصاصی ذخیرهسازی. این یعنی حتی اگه ۲۴ تا پورت SFP داشته باشن، باز هم نمیتونن ترافیک Fibre Channel رو هندل کنن. اونا فقط پکتهای شبکه رو جابهجا میکنن، نه فریمهای FC رو.
اگر ساختار ذخیرهسازیمون به جای Fibre Channel، از iSCSI استفاده کنه (که بر بستر IP کار میکنه)، اون وقت میشه از سوییچهای گیگابیتی یا ۱۰ گیگ اترنت با کیفیت استفاده کرد؛ مثل همون 3850 یا مدلهای دیگه. ولی باز هم، حتی توی این حالت هم بهتره از سوییچهایی استفاده کنیم که برای ترافیک سنگین طراحی شدن و قابلیتهایی مثل Jumbo Frame، QoS و Buffer قوی دارن.
پس کی باید از SAN Switch واقعی استفاده کنیم؟
وقتی ساختار SAN ما بر پایهی Fibre Channel باشه، اون وقت دیگه باید از سوییچهایی مثل Cisco MDS یا Brocade استفاده کنیم. این سوییچها مخصوص همین کار ساخته شدن و نه تنها از FC پشتیبانی میکنن، بلکه قابلیتهای مثل zoning، fabric services، و حتی redundancy داخلی هم دارن.
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖یه کلیپ پشم ریزون از یه کارخونه تو چین که هیچ نیروی انسانی توش نیست و کاملا توسط رباتهای مجهز به هوشمصنوعی درحال کار کردن هستن! این جور کارخونه ها به شدت درحال افزایشن و بهشون "کارخانههای تاریک" میگن چون بخاطر نبودن نیروهای انسانی نیازی به روشنایی و لامپ ندارن!
@ChizNewz
@ChizNewz
🔥3
برای حل مشکل قطع شدن وایفای مودم TDLTE هنگام روشن کردن سیستم اوبونتو، مراحل زیر را بررسی کنید:
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
- بررسی درایورهای نصبشده:
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
- برای کارتهای Broadcom:
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
سپس از
- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
سپس:
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
- HTop (بررسی مصرف منابع):
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
lspci | grep -i wireless
lsusb | grep -i wireless
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
Intel, Broadcom, Realtek).- بررسی درایورهای نصبشده:
lspci -v | grep -A10 -i network
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
sudo apt install linux-firmware
- برای کارتهای Broadcom:
sudo apt install bcmwl-kernel-source
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
dmesg | grep -i firmware
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
sudo systemctl stop NetworkManager
sudo systemctl disable NetworkManager
سپس از
wicd یا systemd-networkd برای تست استفاده کنید.- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
journalctl -b -0 | grep -iE 'wlan|firmware|error|fail'
dmesg | grep -iE 'wlan|firmware|error'
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
sudo apt install linux-image-generic
sudo reboot
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
/etc/NetworkManager/conf.d/default-wifi-powersave-on.conf را ویرایش کنید:[connection]
wifi.powersave = 2
سپس:
sudo systemctl restart NetworkManager
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
sudo arp-scan --localnet
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
sudo apt install wavemon
wavemon
- HTop (بررسی مصرف منابع):
sudo apt install htop
htop
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
linux-image-lowlatency یا linux-image-generic را نصب کنید.Launchpad
Bugs : Ubuntu
Ubuntu also includes a wide variety of software through its network of software repositories. Once your system is installed you can simply call up a list of all the existing tools out there and choose any of them for immediate installation over the internet.
👍6