ا ⏰ MySQL چیست و چه تفاوتی با MariaDB دارد؟
⏺ پایگاه داده، قلب تپنده هر کسبوکاری است. امروزه با حجم عظیمی از دادهها مواجه هستیم و انتخاب یک پایگاه داده مناسب، نقش حیاتی در موفقیت هر سازمان ایفا میکند. دو رقیب اصلی در این عرصه، MySQL و MariaDB هستند. MySQL بهعنوان یکی از ...
🟢 متن کامل مقاله:
➡️ shabakeh-mag.com/node/21412
➖➖➖➖➖➖➖
🌐 @ShabakehMAG
🐍 @Python_0to100
🛡 @DENAIT
⏺ پایگاه داده، قلب تپنده هر کسبوکاری است. امروزه با حجم عظیمی از دادهها مواجه هستیم و انتخاب یک پایگاه داده مناسب، نقش حیاتی در موفقیت هر سازمان ایفا میکند. دو رقیب اصلی در این عرصه، MySQL و MariaDB هستند. MySQL بهعنوان یکی از ...
🟢 متن کامل مقاله:
➡️ shabakeh-mag.com/node/21412
➖➖➖➖➖➖➖
🌐 @ShabakehMAG
🐍 @Python_0to100
🛡 @DENAIT
👏5👍1
تفاوت سوییچهای معمولی با SAN Switch
اخیراً داشتم دربارهی سوییچهایی که توی شبکههای ذخیرهسازی استفاده میشن تحقیق میکردم، بخصوص اونایی که بهشون میگن SAN Switch. اولش فکر میکردم هر سوییچی که پورت فیبر نوری داشته باشه، میتونه یه SAN Switch باشه. مثلاً سوییچ Cisco 3850 که ۲۴ تا پورت فیبر داره، به نظرم میرسید که حتماً میتونه برای SAN هم مناسب باشه... ولی بعد که بیشتر وارد ماجرا شدم، فهمیدم موضوع خیلی عمیقتر از این حرفاست.
اصلاً SAN Switch چیه؟
در واقع SAN Switch، یه سوییچ تخصصیه که برای ساختن شبکههای ذخیرهسازی (Storage Area Network) طراحی شده. این سوییچها اغلب از پروتکل Fibre Channel (FC) استفاده میکنن، که یه پروتکل خیلی سریع، مطمئن و کمتأخیره برای انتقال
داده بین سرورها و ذخیرهسازها. یعنی SAN Switch فقط یه سوییچ با پورت فیبر نیست؛ یه سوییچه که باید از پایه برای مدیریت و مسیردهی Fibre Channel ساخته شده باشه.
تفاوتش با سوییچهای معمولی چیه؟
سوییچهای معمولی مثل همون Cisco 3850 که پورت فیبر هم دارن، توی لایهی شبکه (Ethernet و IP) کار میکنن، نه توی لایههای اختصاصی ذخیرهسازی. این یعنی حتی اگه ۲۴ تا پورت SFP داشته باشن، باز هم نمیتونن ترافیک Fibre Channel رو هندل کنن. اونا فقط پکتهای شبکه رو جابهجا میکنن، نه فریمهای FC رو.
اگر ساختار ذخیرهسازیمون به جای Fibre Channel، از iSCSI استفاده کنه (که بر بستر IP کار میکنه)، اون وقت میشه از سوییچهای گیگابیتی یا ۱۰ گیگ اترنت با کیفیت استفاده کرد؛ مثل همون 3850 یا مدلهای دیگه. ولی باز هم، حتی توی این حالت هم بهتره از سوییچهایی استفاده کنیم که برای ترافیک سنگین طراحی شدن و قابلیتهایی مثل Jumbo Frame، QoS و Buffer قوی دارن.
پس کی باید از SAN Switch واقعی استفاده کنیم؟
وقتی ساختار SAN ما بر پایهی Fibre Channel باشه، اون وقت دیگه باید از سوییچهایی مثل Cisco MDS یا Brocade استفاده کنیم. این سوییچها مخصوص همین کار ساخته شدن و نه تنها از FC پشتیبانی میکنن، بلکه قابلیتهای مثل zoning، fabric services، و حتی redundancy داخلی هم دارن.
اخیراً داشتم دربارهی سوییچهایی که توی شبکههای ذخیرهسازی استفاده میشن تحقیق میکردم، بخصوص اونایی که بهشون میگن SAN Switch. اولش فکر میکردم هر سوییچی که پورت فیبر نوری داشته باشه، میتونه یه SAN Switch باشه. مثلاً سوییچ Cisco 3850 که ۲۴ تا پورت فیبر داره، به نظرم میرسید که حتماً میتونه برای SAN هم مناسب باشه... ولی بعد که بیشتر وارد ماجرا شدم، فهمیدم موضوع خیلی عمیقتر از این حرفاست.
اصلاً SAN Switch چیه؟
در واقع SAN Switch، یه سوییچ تخصصیه که برای ساختن شبکههای ذخیرهسازی (Storage Area Network) طراحی شده. این سوییچها اغلب از پروتکل Fibre Channel (FC) استفاده میکنن، که یه پروتکل خیلی سریع، مطمئن و کمتأخیره برای انتقال
داده بین سرورها و ذخیرهسازها. یعنی SAN Switch فقط یه سوییچ با پورت فیبر نیست؛ یه سوییچه که باید از پایه برای مدیریت و مسیردهی Fibre Channel ساخته شده باشه.
تفاوتش با سوییچهای معمولی چیه؟
سوییچهای معمولی مثل همون Cisco 3850 که پورت فیبر هم دارن، توی لایهی شبکه (Ethernet و IP) کار میکنن، نه توی لایههای اختصاصی ذخیرهسازی. این یعنی حتی اگه ۲۴ تا پورت SFP داشته باشن، باز هم نمیتونن ترافیک Fibre Channel رو هندل کنن. اونا فقط پکتهای شبکه رو جابهجا میکنن، نه فریمهای FC رو.
اگر ساختار ذخیرهسازیمون به جای Fibre Channel، از iSCSI استفاده کنه (که بر بستر IP کار میکنه)، اون وقت میشه از سوییچهای گیگابیتی یا ۱۰ گیگ اترنت با کیفیت استفاده کرد؛ مثل همون 3850 یا مدلهای دیگه. ولی باز هم، حتی توی این حالت هم بهتره از سوییچهایی استفاده کنیم که برای ترافیک سنگین طراحی شدن و قابلیتهایی مثل Jumbo Frame، QoS و Buffer قوی دارن.
پس کی باید از SAN Switch واقعی استفاده کنیم؟
وقتی ساختار SAN ما بر پایهی Fibre Channel باشه، اون وقت دیگه باید از سوییچهایی مثل Cisco MDS یا Brocade استفاده کنیم. این سوییچها مخصوص همین کار ساخته شدن و نه تنها از FC پشتیبانی میکنن، بلکه قابلیتهای مثل zoning، fabric services، و حتی redundancy داخلی هم دارن.
👍11
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🤖یه کلیپ پشم ریزون از یه کارخونه تو چین که هیچ نیروی انسانی توش نیست و کاملا توسط رباتهای مجهز به هوشمصنوعی درحال کار کردن هستن! این جور کارخونه ها به شدت درحال افزایشن و بهشون "کارخانههای تاریک" میگن چون بخاطر نبودن نیروهای انسانی نیازی به روشنایی و لامپ ندارن!
@ChizNewz
@ChizNewz
🔥3
برای حل مشکل قطع شدن وایفای مودم TDLTE هنگام روشن کردن سیستم اوبونتو، مراحل زیر را بررسی کنید:
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
- بررسی درایورهای نصبشده:
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
- برای کارتهای Broadcom:
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
سپس از
- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
سپس:
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
- HTop (بررسی مصرف منابع):
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
### ۱. بررسی سختافزار و درایورها
- شناسایی کارت شبکه بیسیم:
lspci | grep -i wireless
lsusb | grep -i wireless
خروجی را برای مدل کارت شبکه بررسی کنید (مثلاً
Intel, Broadcom, Realtek).- بررسی درایورهای نصبشده:
lspci -v | grep -A10 -i network
مطمئن شوید درایور مناسب فعال است و خطایی گزارش نشده.
- بهروزرسانی درایورها:
- برای کارتهای Intel:
sudo apt install linux-firmware
- برای کارتهای Broadcom:
sudo apt install bcmwl-kernel-source
### ۲. بررسی تداخل با فیرمور (Firmware)
- فهرست فیرمورهای موجود:
dmesg | grep -i firmware
- اگر خطایی در بارگذاری فیرمور مشاهده شد، آن را دانلود و نصب کنید.
---
### ۳. تشخیص تداخل نرمافزاری
- غیرفعال کردن موقت NetworkManager:
sudo systemctl stop NetworkManager
sudo systemctl disable NetworkManager
سپس از
wicd یا systemd-networkd برای تست استفاده کنید.- بررسی تنظیمات DHCP/Static IP:
مطمئن شوید آدرس IP تکراری وجود ندارد یا تنظیمات دستی باعث конфликт نمیشود.
---
### ۴. بررسی لاگهای سیستم
- خطاهای مربوط به وایفای و شبکه:
journalctl -b -0 | grep -iE 'wlan|firmware|error|fail'
dmesg | grep -iE 'wlan|firmware|error'
---
### ۵. تست تداخل سختافزاری
- سیستم را در حالت Safe Mode یا با کرنل قدیمیتر بوت کنید:
sudo apt install linux-image-generic
sudo reboot
- از یک دیستروی لایو (مثل Ubuntu Live USB) استفاده کنید تا مطمئن شوید مشکل سختافزاری نیست.
---
### ۶. تنظیمات پیشرفته
- غیرفعال کردن Power Saving در وایفای:
فایل
/etc/NetworkManager/conf.d/default-wifi-powersave-on.conf را ویرایش کنید:[connection]
wifi.powersave = 2
سپس:
sudo systemctl restart NetworkManager
- تعویض کانال وایفای مودم:
از تنظیمات مودم، کانال وایفای را به ۱، ۶ یا ۱۱ تغییر دهید (برای کاهش تداخل).
---
### ۷. حل مشکل قطع شدن سایر دستگاهها
- بررسی ARP Spoofing یا حملات شبکه:
sudo arp-scan --localnet
- غیرفعال کردن IPv6:
در تنظیمات شبکه اوبونتو، IPv6 را غیرفعال کنید.
---
### ۸. نصب ابزارهای عیبیابی
- Wavemon (بررسی سیگنال وایفای):
sudo apt install wavemon
wavemon
- HTop (بررسی مصرف منابع):
sudo apt install htop
htop
---
اگر مشکل پس از این مراحل باقی ماند:
- گزارش باگ: اطلاعات خود را در [Launchpad](https://bugs.launchpad.net/ubuntu) ثبت کنید.
- استفاده از کرنل LTS: نسخه
linux-image-lowlatency یا linux-image-generic را نصب کنید.Launchpad
Bugs : Ubuntu
Ubuntu also includes a wide variety of software through its network of software repositories. Once your system is installed you can simply call up a list of all the existing tools out there and choose any of them for immediate installation over the internet.
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Miracle of Science 🫠
Researchers at the University of California, San Francisco, have successfully restored speech to a patient who had been unable to speak for 18 years—using a chip and artificial intelligence.
لینک لینکدین :
Masoumeh (Masi) Mousavi
Researchers at the University of California, San Francisco, have successfully restored speech to a patient who had been unable to speak for 18 years—using a chip and artificial intelligence.
لینک لینکدین :
Masoumeh (Masi) Mousavi
👏4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آرین سلیمی
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
اینقدر نوشت تا گرفت
👍7😁1
فعالسازی بوت از شبکه (PXE Boot) در مادربردهای ASUS
تو بعضی از سیستمها، مخصوصاً مادربردهای ASUS، گزینهی بوت از شبکه (که بهش PXE Boot هم میگن) بهصورت پیشفرض توی لیست Boot Priority نمیاد و لازمه دستی فعالش کنیم.
مراحل فعالسازی PXE Boot
۱. ورود به BIOS/UEFI
سیستم رو روشن کن و کلید Del یا F2 رو سریع بزن تا وارد محیط بایوس بشی.
۲. فعالسازی Network Stack یا PXE ROM
توی تبهای Advanced یا Onboard Devices Configuration دنبال گزینهای مثل موارد زیر بگرد و فعالش کن:
Intel PXE Option ROM
Onboard LAN Boot ROM
Network Stack
اگه سیستم UEFI داره، معمولاً این گزینهها داخل بخش Network Stack Configuration قرار دارن.
۳. فعالسازی گزینههای مرتبط با بوت از شبکه
وقتی Network Stack رو فعال کردی، میتونی تنظیمات زیر رو هم ببینی و اگه خواستی فعال کنی:
IPv4 PXE Support
IPv6 PXE Support
۴. ذخیره تنظیمات و ریستارت سیستم
با فشردن F10 تنظیمات رو ذخیره کن و سیستم رو ریستارت کن.
۵. بررسی Boot Priority
حالا توی لیست اولویت بوت باید گزینهای مثل PXE IPv4 Realtek یا Intel Boot Agent ظاهر بشه.
در اصل Network Stack دقیقاً چیه و چرا اینجاست؟
در واقع Network Stack یه اصطلاح برای فعالسازی مجموعهای از پروتکلهای شبکه توی سطح بایوسه؛ یعنی قبل از اینکه سیستمعامل بالا بیاد، بایوس بتونه از طریق شبکه ارتباط برقرار کنه. وقتی این گزینه غیرفعاله، بایوس اصلاً کارت شبکه رو به عنوان یک وسیلهی بوت نمیشناسه.
تو بعضی از سیستمها، مخصوصاً مادربردهای ASUS، گزینهی بوت از شبکه (که بهش PXE Boot هم میگن) بهصورت پیشفرض توی لیست Boot Priority نمیاد و لازمه دستی فعالش کنیم.
مراحل فعالسازی PXE Boot
۱. ورود به BIOS/UEFI
سیستم رو روشن کن و کلید Del یا F2 رو سریع بزن تا وارد محیط بایوس بشی.
۲. فعالسازی Network Stack یا PXE ROM
توی تبهای Advanced یا Onboard Devices Configuration دنبال گزینهای مثل موارد زیر بگرد و فعالش کن:
Intel PXE Option ROM
Onboard LAN Boot ROM
Network Stack
اگه سیستم UEFI داره، معمولاً این گزینهها داخل بخش Network Stack Configuration قرار دارن.
۳. فعالسازی گزینههای مرتبط با بوت از شبکه
وقتی Network Stack رو فعال کردی، میتونی تنظیمات زیر رو هم ببینی و اگه خواستی فعال کنی:
IPv4 PXE Support
IPv6 PXE Support
۴. ذخیره تنظیمات و ریستارت سیستم
با فشردن F10 تنظیمات رو ذخیره کن و سیستم رو ریستارت کن.
۵. بررسی Boot Priority
حالا توی لیست اولویت بوت باید گزینهای مثل PXE IPv4 Realtek یا Intel Boot Agent ظاهر بشه.
در اصل Network Stack دقیقاً چیه و چرا اینجاست؟
در واقع Network Stack یه اصطلاح برای فعالسازی مجموعهای از پروتکلهای شبکه توی سطح بایوسه؛ یعنی قبل از اینکه سیستمعامل بالا بیاد، بایوس بتونه از طریق شبکه ارتباط برقرار کنه. وقتی این گزینه غیرفعاله، بایوس اصلاً کارت شبکه رو به عنوان یک وسیلهی بوت نمیشناسه.
👍3
فایلسیستمهای مختلف محدودیتهای خاص خودشون رو برای اندازه فایل، حجم پارتیشن و تعداد فایل دارن.
مثلاً اگه شما یه فلش داری که با FAT32 فرمت شده، نمیتونی یه فایل بزرگتر از 4 گیگ روش بریزی، حتی اگه فضای خالی داشته باشه!!
توی FAT32، اندازهی فایلها با یه فیلد ۳۲ بیتی ذخیره میشه
عدد ۳۲ بیتی یعنی چی؟ یعنی حداکثر مقدارش میتونه باشه:
2³² = 4,294,967,296 بایت = دقیقاً 4 گیگابایت
یعنی وقتی بخوای یه فایل بزرگتر از این بریزی، سیستم نمیتونه توی جدول فایلها اون مقدار رو ذخیره کنه، چون بیشتر از اون عدد جا نمیگیره.
پس حتی اگه ۱۰۰ گیگ فضای خالی داشته باشی، باز نمیتونی یه فایل ۵ گیگی بریزی روش!
چون مشکل از فضای خالی نیست، مشکل از محدودیت طراحی فایلسیستم FAT32 هست.
مثلاً اگه شما یه فلش داری که با FAT32 فرمت شده، نمیتونی یه فایل بزرگتر از 4 گیگ روش بریزی، حتی اگه فضای خالی داشته باشه!!
توی FAT32، اندازهی فایلها با یه فیلد ۳۲ بیتی ذخیره میشه
عدد ۳۲ بیتی یعنی چی؟ یعنی حداکثر مقدارش میتونه باشه:
2³² = 4,294,967,296 بایت = دقیقاً 4 گیگابایت
یعنی وقتی بخوای یه فایل بزرگتر از این بریزی، سیستم نمیتونه توی جدول فایلها اون مقدار رو ذخیره کنه، چون بیشتر از اون عدد جا نمیگیره.
پس حتی اگه ۱۰۰ گیگ فضای خالی داشته باشی، باز نمیتونی یه فایل ۵ گیگی بریزی روش!
چون مشکل از فضای خالی نیست، مشکل از محدودیت طراحی فایلسیستم FAT32 هست.
👍7
تفاوت CPU با GPU چیه؟
مورد اول CPU (مخفف Central Processing Unit) مثل مغز اصلی کامپیوتره، وظیفهش انجام دادن کارهای مختلف و کلیه. مثلاً وقتی داری با یه برنامه کار میکنی، کلیک میکنی، چیزی تایپ میکنی یا فایل باز میکنی، CPU این کارها رو پردازش میکنه. CPU برای انجام چند تا کار مختلف به صورت سریع پشت سر هم خیلی خوبه.
مورد دوم GPU (مخفف Graphics Processing Unit) برای کارهای گرافیکی و تکراری طراحی شده. مثلاً برای بازیها، رندر کردن ویدیو، یا یادگیری ماشین (Machine Learning) عالیه چون میتونه هزاران کار مشابه رو همزمان انجام بده. یعنی برخلاف CPU که کارها رو یکییکی و خیلی سریع انجام میده، GPU کارها رو با تعداد بالا و به صورت موازی انجام میده.
کجا ازشون استفاده میشه؟
CPU:
اجرای سیستم عامل
اجرای برنامهها مثل مرورگر، آفیس، فایل منیجر
پردازشهای عمومی
GPU:
بازیهای گرافیکی
نرمافزارهای طراحی و تدوین ویدیو
رندر سهبعدی
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی
ماینینگ رمزارزها
مثالی از ChatGPT :
درواقع CPU مثل یه آدم باهوشه که همه کار بلده ولی فقط میتونه یه کارو خیلی سریع انجام بده.
اما GPU مثل یه ارتش از کارگرای ماهره که یه کار خاص رو همه با هم انجام میدن
مورد اول CPU (مخفف Central Processing Unit) مثل مغز اصلی کامپیوتره، وظیفهش انجام دادن کارهای مختلف و کلیه. مثلاً وقتی داری با یه برنامه کار میکنی، کلیک میکنی، چیزی تایپ میکنی یا فایل باز میکنی، CPU این کارها رو پردازش میکنه. CPU برای انجام چند تا کار مختلف به صورت سریع پشت سر هم خیلی خوبه.
مورد دوم GPU (مخفف Graphics Processing Unit) برای کارهای گرافیکی و تکراری طراحی شده. مثلاً برای بازیها، رندر کردن ویدیو، یا یادگیری ماشین (Machine Learning) عالیه چون میتونه هزاران کار مشابه رو همزمان انجام بده. یعنی برخلاف CPU که کارها رو یکییکی و خیلی سریع انجام میده، GPU کارها رو با تعداد بالا و به صورت موازی انجام میده.
کجا ازشون استفاده میشه؟
CPU:
اجرای سیستم عامل
اجرای برنامهها مثل مرورگر، آفیس، فایل منیجر
پردازشهای عمومی
GPU:
بازیهای گرافیکی
نرمافزارهای طراحی و تدوین ویدیو
رندر سهبعدی
یادگیری ماشین و هوش مصنوعی
ماینینگ رمزارزها
مثالی از ChatGPT :
درواقع CPU مثل یه آدم باهوشه که همه کار بلده ولی فقط میتونه یه کارو خیلی سریع انجام بده.
اما GPU مثل یه ارتش از کارگرای ماهره که یه کار خاص رو همه با هم انجام میدن
👏6👍2