راهنمای انتشار انجمن روانشناسی آمریکا، قاعدۀ ۹.۴۲ «آثار مذهبی و کلاسیک» در خصوص استناد به قرآن چنین مینویسید:
Publication Manual of the American Psychological Association
9.42 Religious and Classical Works
Religious works (e.g., Bible, Qur’an, Torah, Bhagavad Gita), classical works (e.g., ancient Greek and Roman works), and classical literature (e.g., by Shakespeare) are all cited like books (see Section 10.2). Religious works (see Chapter 10, Example 35) are usually treated as having no author (see Section 9.12). However, an annotated version of a religious work would be treated as having an editor.
The year of original publication of a religious work may be unknown or in dispute and is not included in the reference in those cases. However, versions of religious works such as the Bible may be republished; these republished dates are included in the reference (see Section 9.41 and Chapter 10, Example 35).
For translated religious and classical works, include the translator’s name in the reference (see Section 9.39 and Chapter 10, Example 28).
The Qur’an (M. A. S. Abdel Haleem, Trans.). (2004). Oxford University Press.
Parenthetical citations: (The Qur’an, 2004).
Narrative citations: The Qur’an ……………..… (2004).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
Publication Manual of the American Psychological Association
9.42 Religious and Classical Works
Religious works (e.g., Bible, Qur’an, Torah, Bhagavad Gita), classical works (e.g., ancient Greek and Roman works), and classical literature (e.g., by Shakespeare) are all cited like books (see Section 10.2). Religious works (see Chapter 10, Example 35) are usually treated as having no author (see Section 9.12). However, an annotated version of a religious work would be treated as having an editor.
The year of original publication of a religious work may be unknown or in dispute and is not included in the reference in those cases. However, versions of religious works such as the Bible may be republished; these republished dates are included in the reference (see Section 9.41 and Chapter 10, Example 35).
For translated religious and classical works, include the translator’s name in the reference (see Section 9.39 and Chapter 10, Example 28).
The Qur’an (M. A. S. Abdel Haleem, Trans.). (2004). Oxford University Press.
Parenthetical citations: (The Qur’an, 2004).
Narrative citations: The Qur’an ……………..… (2004).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
چالشها و راهکارهای استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی
استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی، یک موضوع هم علمی و هم فرهنگی است؛ و در عین حال با چالشهای زبانشناختی، استانداردسازی و مستندسازی مواجه است که در اینجا برخی از آنها مطرح میشود و نیاز به همفکری متخصصان حوزۀ علوم اسلامی و متخصصان علم اطلاعات، کتابداری و مستندسازی دارد.
یک. شیوههای نوشتاری و تنوع رسمالخط
در متون انگلیسی و سایر زبانهای غربی، نام قرآن مجید به صورتهای مختلف زیر دیده میشود:
Quran
Qurān
Qurʾān
Qurʾan
Qur’an
Qur’ān
al-Quran
al-Qur’ān
al-Qur’an
توجه: شیوهای که در متون انگلیسی بیشتر رؤیت میشود، بدین شکل Quran است. این شیوه نگارش رایج در زبان انگلیسی روزمره، ساده است؛ اما از نظر زبانشناختی دقیق نیست. صورت دیگر Qurʾān دقیقترین شیوۀ آوانویسی دانشگاهی (با استفاده از ʾ برای همزه و ā برای آ/الفِ بلند) است. این شیوه مطابق با قواعد آوانویسی ALA-LC یا IJMES در آثار علمی به کار میرود.
علت این تنوع:
- نبود یک استاندارد واحد برای آوانویسی واژگان عربی؛
- استفاده از نظامهای مختلف نویسهگردانی/حرفنویسی یا حرفنگاری (Transliteration systems) مانند ALA-LC، ISO 233، وDMG.
- تفاوت در درج یا حذف «الـ» (حرف تعریف عربی)؛ .
- اختلاف در استفاده از علائم همزه (ʾ) و مدّه(ā) یا آپوستروف (’).
دو. چالشهای استناد علمی
الف. نبود استاندارد یکسان در پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی مثل اسکوپوس، و وب آو ساینس، هر کدام ممکن است اشکال نوشتاری مختلف را شناسایی کنند. برای نمونه، اسکوپوس امکان شناسایی همه شیوههای استناد به قرآن صرفاً با یک جستجوی ساده (Quran) را دارد.
ب. ترجمه یا نقل مستقیم
برخی مجلات فقط به نقل مستقیم متن عربی همراه با ترجمه معتبر اجازه میدهند. مشکل اینجاست که ترجمههای انگلیسی متعددی وجود دارد، و انتخاب هرکدام ممکن است برداشت متفاوتی ایجاد کند.
ج. شیوه مأخذنویسی
برخی مجلات، قرآن را مانند کتاب معمولی در منابع میآورند؛ اما برخی دیگر آن را اثر مقدس میدانند و در فهرست منابع ذکر نمیکنند و فقط در متن مقاله اشاره میکنند. نبود توافق واحد در شیوهنامههای مأخذنویسی بینالمللی (مانند: ونکوور، هاروارد، ای.پی.ای، و ...) یا سبکهای خاص باعث سردرگمی نویسندگان و پژوهشگران میشود.
د. حساسیت فرهنگی ، علمی و تفسیری
برداشت از آیات قرآن ممکن است نیاز به «تفسیر» داشته باشد که جنبۀ مذهبی دارد و در محیط دانشگاهی بینالمللی باید با احتیاط بیان شود تا از سوءبرداشت علمی جلوگیری شود. در رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، یا علوم اجتماعی و روانشناسی، استفادۀ نادرست یا خارج از زمینه و بافت میتواند انتقادهای علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.
هـ. زبان و فونت
درج متن عربی در مقالات انگلیسی ممکن است مشکل قالببندی و ناسازگاری با سیستمهای مدیریت مجلات خارجی ایجاد کند. استفاده از فونتهای Unicode و جهت نوشتاری Right-to-Left Mark: RLM باید با نرمافزار انتشار مجله سازگار باشد.
پیشنهادهایی برای رفع چالشها
۱. هماهنگی با راهنمای نویسندگان مجله دربارۀ نحوۀ ارجاع به آثار مقدس؛
۲. استفاده از شکل نوشتاری پُرکاربرد در ادبیات انگلیسی Quran یا Qurān که هم رایج و هم علمی است.
۳. پرهیز از تفسیر شخصی قرآن، مگر با استناد به منابع تفسیری معتبر؛
۴. انتخاب یک استاندارد آوانویسی مشخص و پایبندی به آن در کل مقاله؛
۵. در صورت استفاده از ترجمه، ذکر دقیق مترجم و سال انتشار؛ و
۶. ذکر متن عربی کوتاه آیه همراه با ترجمه معتبر برای جلوگیری از تحریف معنا.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی، یک موضوع هم علمی و هم فرهنگی است؛ و در عین حال با چالشهای زبانشناختی، استانداردسازی و مستندسازی مواجه است که در اینجا برخی از آنها مطرح میشود و نیاز به همفکری متخصصان حوزۀ علوم اسلامی و متخصصان علم اطلاعات، کتابداری و مستندسازی دارد.
یک. شیوههای نوشتاری و تنوع رسمالخط
در متون انگلیسی و سایر زبانهای غربی، نام قرآن مجید به صورتهای مختلف زیر دیده میشود:
Quran
Qurān
Qurʾān
Qurʾan
Qur’an
Qur’ān
al-Quran
al-Qur’ān
al-Qur’an
توجه: شیوهای که در متون انگلیسی بیشتر رؤیت میشود، بدین شکل Quran است. این شیوه نگارش رایج در زبان انگلیسی روزمره، ساده است؛ اما از نظر زبانشناختی دقیق نیست. صورت دیگر Qurʾān دقیقترین شیوۀ آوانویسی دانشگاهی (با استفاده از ʾ برای همزه و ā برای آ/الفِ بلند) است. این شیوه مطابق با قواعد آوانویسی ALA-LC یا IJMES در آثار علمی به کار میرود.
علت این تنوع:
- نبود یک استاندارد واحد برای آوانویسی واژگان عربی؛
- استفاده از نظامهای مختلف نویسهگردانی/حرفنویسی یا حرفنگاری (Transliteration systems) مانند ALA-LC، ISO 233، وDMG.
- تفاوت در درج یا حذف «الـ» (حرف تعریف عربی)؛ .
- اختلاف در استفاده از علائم همزه (ʾ) و مدّه(ā) یا آپوستروف (’).
دو. چالشهای استناد علمی
الف. نبود استاندارد یکسان در پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی مثل اسکوپوس، و وب آو ساینس، هر کدام ممکن است اشکال نوشتاری مختلف را شناسایی کنند. برای نمونه، اسکوپوس امکان شناسایی همه شیوههای استناد به قرآن صرفاً با یک جستجوی ساده (Quran) را دارد.
ب. ترجمه یا نقل مستقیم
برخی مجلات فقط به نقل مستقیم متن عربی همراه با ترجمه معتبر اجازه میدهند. مشکل اینجاست که ترجمههای انگلیسی متعددی وجود دارد، و انتخاب هرکدام ممکن است برداشت متفاوتی ایجاد کند.
ج. شیوه مأخذنویسی
برخی مجلات، قرآن را مانند کتاب معمولی در منابع میآورند؛ اما برخی دیگر آن را اثر مقدس میدانند و در فهرست منابع ذکر نمیکنند و فقط در متن مقاله اشاره میکنند. نبود توافق واحد در شیوهنامههای مأخذنویسی بینالمللی (مانند: ونکوور، هاروارد، ای.پی.ای، و ...) یا سبکهای خاص باعث سردرگمی نویسندگان و پژوهشگران میشود.
د. حساسیت فرهنگی ، علمی و تفسیری
برداشت از آیات قرآن ممکن است نیاز به «تفسیر» داشته باشد که جنبۀ مذهبی دارد و در محیط دانشگاهی بینالمللی باید با احتیاط بیان شود تا از سوءبرداشت علمی جلوگیری شود. در رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، یا علوم اجتماعی و روانشناسی، استفادۀ نادرست یا خارج از زمینه و بافت میتواند انتقادهای علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.
هـ. زبان و فونت
درج متن عربی در مقالات انگلیسی ممکن است مشکل قالببندی و ناسازگاری با سیستمهای مدیریت مجلات خارجی ایجاد کند. استفاده از فونتهای Unicode و جهت نوشتاری Right-to-Left Mark: RLM باید با نرمافزار انتشار مجله سازگار باشد.
پیشنهادهایی برای رفع چالشها
۱. هماهنگی با راهنمای نویسندگان مجله دربارۀ نحوۀ ارجاع به آثار مقدس؛
۲. استفاده از شکل نوشتاری پُرکاربرد در ادبیات انگلیسی Quran یا Qurān که هم رایج و هم علمی است.
۳. پرهیز از تفسیر شخصی قرآن، مگر با استناد به منابع تفسیری معتبر؛
۴. انتخاب یک استاندارد آوانویسی مشخص و پایبندی به آن در کل مقاله؛
۵. در صورت استفاده از ترجمه، ذکر دقیق مترجم و سال انتشار؛ و
۶. ذکر متن عربی کوتاه آیه همراه با ترجمه معتبر برای جلوگیری از تحریف معنا.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
هشدار درباره تخلفات پژوهشی در برخی مقالات ارسالی از نیجریه
در طی سالهای اخیر، تجربه دریافت و ارزیابی مقالات متعدد از نویسندگان برخی دانشگاهها و مراکز علمی در نیجریه نشان داده است که مواردی از تخلفات پژوهشی به طور قابلتوجهی مشاهده میشود. این تخلفات شامل کپیبرداری و تکرار بخشهایی از مقالات دیگران (سرقت ادبی)، دادهسازی یا بازاستفاده از دادههای پژوهشی مقالات دیگر (Data Fabrication / Data Duplication) طوری جلوه داده میشود که دادهها و روششناسی تحقیق هم درست است)، ارسال همزمان یک مقاله به چندین مجله (Simultaneous Submission)، و در برخی موارد سرقت ادبی آشکار (تکرار برخی جملات و پاراگرافهای یک مقاله مرتبط بدون ذکر منبع) بوده است.
با توجه به تکرار این موارد، به سردبیران و مدیران اجرایی مجلات علمی انگلیسیزبان ایرانی به طور جدی توصیه میشود که در بررسی مقالات ارسالی از کشور نیجریه، دقت و نظارت بیشتری اعمال نمایند. استفاده از نرمافزارهای مشابهتیاب، جستجوی ساده عنوان و بخشهایی از مقاله در گوگل، درخواست دادههای خام پژوهش، و بررسی سوابق انتشار نویسندگان میتواند در پیشگیری از انتشار مقالات غیراستاندارد و صیانت از سلامت علمی و اعتبار پژوهشی مجلات کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در طی سالهای اخیر، تجربه دریافت و ارزیابی مقالات متعدد از نویسندگان برخی دانشگاهها و مراکز علمی در نیجریه نشان داده است که مواردی از تخلفات پژوهشی به طور قابلتوجهی مشاهده میشود. این تخلفات شامل کپیبرداری و تکرار بخشهایی از مقالات دیگران (سرقت ادبی)، دادهسازی یا بازاستفاده از دادههای پژوهشی مقالات دیگر (Data Fabrication / Data Duplication) طوری جلوه داده میشود که دادهها و روششناسی تحقیق هم درست است)، ارسال همزمان یک مقاله به چندین مجله (Simultaneous Submission)، و در برخی موارد سرقت ادبی آشکار (تکرار برخی جملات و پاراگرافهای یک مقاله مرتبط بدون ذکر منبع) بوده است.
با توجه به تکرار این موارد، به سردبیران و مدیران اجرایی مجلات علمی انگلیسیزبان ایرانی به طور جدی توصیه میشود که در بررسی مقالات ارسالی از کشور نیجریه، دقت و نظارت بیشتری اعمال نمایند. استفاده از نرمافزارهای مشابهتیاب، جستجوی ساده عنوان و بخشهایی از مقاله در گوگل، درخواست دادههای خام پژوهش، و بررسی سوابق انتشار نویسندگان میتواند در پیشگیری از انتشار مقالات غیراستاندارد و صیانت از سلامت علمی و اعتبار پژوهشی مجلات کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤1👍1
ضرورت تهیۀ فهرست داوران و همترازخوانان برای مجلات علمی
تهیه و ارائه فهرستی جامع و یکدست از داوران علمی یکی از الزامات اساسی در فرایند ارزیابی مجلات علمی است. وجود یک فهرست بهروز و مرتب از اسامی داوران، علاوه بر افزایش شفافیت و اعتبار مجله، نشاندهندۀ پایبندی آن به اصول اخلاق نشر و استانداردهای بینالمللی در فرایند داوری و همترازخوانی (Peer Review) است. این فهرست باید شامل اسامی داورانی باشد که واجد شرایط علمی، تخصصی و حرفهای در حوزۀ موضوعی مجله هستند و در عین حال، از استقلال لازم در ارزیابی مقالات برخوردارند. بدیهی است که اعضای هیئت تحریریهای که در مجله مقاله منتشر کردهاند، نباید در این فهرست درج شوند تا از هرگونه شائبۀ تعارض منافع جلوگیری شود. به همین دلیل توصیه میشود فهرست پیشنهادی ترکیبی باشد از:
- برخی از اعضای هیئت تحریریه (به جز سردبیر و مدیرمسئول) که تاکنون مقالهای در مجله منتشر نکردهاند. اگر اعضای هیئت تحریریه جزو داوران باشند، باید در بخش اخلاق پژوهش توضیح داده شود که چنانچه مقالهای از سوی یکی از اعضای هیئت تحریریه دریافت شود، چگونه آن را داوری خواهیم کرد.
- پژوهشگران برجسته و شناخته شده در حوزههای موضوعی مجله؛ و
- استادان و متخصصانی از مؤسسات علمی و دانشگاههای معتبر داخلی و خارجی.
در سامانۀ سیناوب، امکان اضافه کردن خودکار اسامی داوران وجود دارد؛ به شرطی که پشت صحنه اطلاعات داوران به طور کامل وارد شود. در سامانۀ یکتاوب و سامانۀ مدیریت مجله باز (OJS)، فهرست داوران باید در قالب یک جدول استاندارد در فایل وُرد تهیه شود و در نهایت، در صفحۀ داوران کپی و درج شود. فهرست داوران بایستی حداقل شامل پنجاه نفر باشد تا در صورت درخواست نهادهای نظارتی یا پایگاههای نمایهسازی بینالمللی (مانند دواج)، امکان بارگذاری و ارائه آن وجود داشته باشد.
ساختار جدول پیشنهادی در فایل وُرد به زبان انگلیسی
________________________
Reviewer Name | Affiliation
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
✅ نکات:
- ستون اول: نام خانوادگی، سپس کاما، سپس نام؛ و با رعایت ترتیب نظام الفبایی؛ و
- ستون دوم: اطلاعات کامل وابستگی سازمانی (گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر، کشور؛ رایانامه: ...) به همراه رایانامه رسمی و معتبر (درج مرتبه علمی لازم نیست).
میتوان به شکل زیر بدون درج جدول هم آورد:
Reviewers List
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تهیه و ارائه فهرستی جامع و یکدست از داوران علمی یکی از الزامات اساسی در فرایند ارزیابی مجلات علمی است. وجود یک فهرست بهروز و مرتب از اسامی داوران، علاوه بر افزایش شفافیت و اعتبار مجله، نشاندهندۀ پایبندی آن به اصول اخلاق نشر و استانداردهای بینالمللی در فرایند داوری و همترازخوانی (Peer Review) است. این فهرست باید شامل اسامی داورانی باشد که واجد شرایط علمی، تخصصی و حرفهای در حوزۀ موضوعی مجله هستند و در عین حال، از استقلال لازم در ارزیابی مقالات برخوردارند. بدیهی است که اعضای هیئت تحریریهای که در مجله مقاله منتشر کردهاند، نباید در این فهرست درج شوند تا از هرگونه شائبۀ تعارض منافع جلوگیری شود. به همین دلیل توصیه میشود فهرست پیشنهادی ترکیبی باشد از:
- برخی از اعضای هیئت تحریریه (به جز سردبیر و مدیرمسئول) که تاکنون مقالهای در مجله منتشر نکردهاند. اگر اعضای هیئت تحریریه جزو داوران باشند، باید در بخش اخلاق پژوهش توضیح داده شود که چنانچه مقالهای از سوی یکی از اعضای هیئت تحریریه دریافت شود، چگونه آن را داوری خواهیم کرد.
- پژوهشگران برجسته و شناخته شده در حوزههای موضوعی مجله؛ و
- استادان و متخصصانی از مؤسسات علمی و دانشگاههای معتبر داخلی و خارجی.
در سامانۀ سیناوب، امکان اضافه کردن خودکار اسامی داوران وجود دارد؛ به شرطی که پشت صحنه اطلاعات داوران به طور کامل وارد شود. در سامانۀ یکتاوب و سامانۀ مدیریت مجله باز (OJS)، فهرست داوران باید در قالب یک جدول استاندارد در فایل وُرد تهیه شود و در نهایت، در صفحۀ داوران کپی و درج شود. فهرست داوران بایستی حداقل شامل پنجاه نفر باشد تا در صورت درخواست نهادهای نظارتی یا پایگاههای نمایهسازی بینالمللی (مانند دواج)، امکان بارگذاری و ارائه آن وجود داشته باشد.
ساختار جدول پیشنهادی در فایل وُرد به زبان انگلیسی
________________________
Reviewer Name | Affiliation
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
✅ نکات:
- ستون اول: نام خانوادگی، سپس کاما، سپس نام؛ و با رعایت ترتیب نظام الفبایی؛ و
- ستون دوم: اطلاعات کامل وابستگی سازمانی (گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر، کشور؛ رایانامه: ...) به همراه رایانامه رسمی و معتبر (درج مرتبه علمی لازم نیست).
میتوان به شکل زیر بدون درج جدول هم آورد:
Reviewers List
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3
ایجاد توقع و انتظار در خوانندگان و داوران مجلات
ایجاد توقعات و انتظارات در دیگران یعنی اینکه سردبیر مجلهای طوری سخن میگوید یا طوری عمل میکند که در ذهن خوانندگان، پژوهشگران و داوران پیشبینی، امید یا پیشداوری نسبت به آیندۀ مجله شکل بگیرد. به بیان ساده، وقتی ما نشانههایی (کلامی یا غیرکلامی) به خوانندگان و افراد میدهیم، آنها بر اساس این نشانهها انتظار وقوع یک رویداد، واکنش یا نتیجۀ خاص را پیدا میکنند. این پدیده در روانشناسی میتواند با نظریۀ توقع/انتظار (Expectancy theory) و به ویژه «پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) تبیین شود:
۱. پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) اشاره به مواردی است که رخ دادن قضیهای نه نتیجۀ روند طبیعی امور، بلکه نتیجۀ انتظارات قبلی فرد و اقدامات او برای جلوگیری از محقق شدن قضیه است. مثلاً تلقین موضوعی به خود یا دیگران باعث تغییر ناخودآگاه رفتار فرد و در نتیجه، محقق شدن آن موضوع در آینده شود، که به آن با عنوان «تأثیر انتظارات/توقعات» یاد میشود. طبق این نظریه، وقتی در ذهن فرد یا گروهی انتظاری نسبت به ما (مجله ما) شکل میگیرد، همان انتظار میتواند بر رفتار آنها اثر بگذارد، و در نهایت، ما هم ناخودآگاه رفتاری میکنیم که همان انتظار را محقق میسازد. مثال، اگر معلمی/مدرسی از ابتدا انتظار داشته باشد که دانشآموزی/دانشجویی باهوش است؛ رفتار حمایتی و مثبتتری با او خواهد داشت. دانشآموز هم با انگیزۀ بیشتر تلاش میکند و در نهایت، واقعاً عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
۲. نظریۀ انتظار-ارزش (Expectancy-Value Theory) میگوید انسانها بر اساس توقعات و انتظارات خود از موفقیت و ارزشی که برای نتیجه قائل هستند، رفتار میکنند. ایجاد انتظار در دیگران میتواند انگیزش آنها را بالا ببرد یا برعکس، مانع تلاششان شود.
پس، «ایجاد توقع و انتظار در دیگران» نه فقط یک تعامل اجتماعی ساده است، بلکه در روانشناسی یک سازوکار قوی محسوب میشود که میتواند مسیر رفتار، انگیزش و حتی هویت افراد را تغییر دهد.
در نقش سردبیر یک مجله، «ایجاد توقعات و انتظارات در خوانندگان» یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت علمی و هیئت تحریریه است. برای مثال، فرض کنید شما در آغاز سال نشر، برای اعضای هیئت تحریریه، داوران و نویسندگان پیام یا سرمقالهای منتشر میکنید، و مینویسید: «این مجله در سال جاری تلاش دارد سطح مقالات منتشرشده را از نظر روششناسی و داوری ارتقاء بدهد و تنها مقالاتی پذیرش خواهند شد که دارای نوآوری علمی و روششناسی باشند».
این جمله، انتظارات را در ذهن داوران و نویسندگان ایجاد میکند:
- نویسندگان قبل از ارسال مقاله، بیشتر به کیفیت روششناسی و نوآوری کارشان توجه میکنند.
- داوران هم سختگیرتر میشوند و دقیقتر بررسی میکنند.
در عمل، حتی اگر شما به عنوان سردبیر به صراحت معیارها را تغییر نداده باشید، همین «ایجاد توقع و انتظار» باعث تغییر رفتار طرف مقابل (نویسندگان و داوران) میشود. تبیین مثال بالا با نظریۀ روانشناسی به شکل زیر خواهد بود.
این مثال به خوبی با پیشگویی خودبرآورنده همخوانی دارد. چون شما انتظار کیفیت بالاتر را اعلام کردهاید، داوران و نویسندگان رفتارشان را متناسب با آن تغییر میدهند. در نهایت، سطح علمی مقالات هم بالاتر میرود، و آنچه در ابتدا فقط «توقع و انتظار» بود، به واقعیت تبدیل میشود.
نتیجهگیری
شما در مقام سردبیر، دبیر یا مدیر مسئول مجله، هر بار که خطمشی، چشمانداز یا سیاست جدیدی را اعلام میکنید، در حقیقت دارید «توقع و انتظار» ایجاد میکنید؛ و همین ایجاد توقع و انتظار میتواند کیفیت کل مجله را بالا یا پایین ببرد. حتی ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و به جای تشویق، موجب نگرانی و هراس نویسندگان شود؛ در نتیجه، تعداد کمتری از نویسندگان و پژوهشگران تمایل به ارسال مقاله برای شما داشته باشند. عدم «مدیریت صحیح انتظارات» میتواند منجر به شکاف ادراکی میان آنچه وعده داده شده و آنچه در عمل محقق میشود گردد، که این امر اعتماد و مشارکت داوران و نویسندگان را تضعیف میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
ایجاد توقعات و انتظارات در دیگران یعنی اینکه سردبیر مجلهای طوری سخن میگوید یا طوری عمل میکند که در ذهن خوانندگان، پژوهشگران و داوران پیشبینی، امید یا پیشداوری نسبت به آیندۀ مجله شکل بگیرد. به بیان ساده، وقتی ما نشانههایی (کلامی یا غیرکلامی) به خوانندگان و افراد میدهیم، آنها بر اساس این نشانهها انتظار وقوع یک رویداد، واکنش یا نتیجۀ خاص را پیدا میکنند. این پدیده در روانشناسی میتواند با نظریۀ توقع/انتظار (Expectancy theory) و به ویژه «پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) تبیین شود:
۱. پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) اشاره به مواردی است که رخ دادن قضیهای نه نتیجۀ روند طبیعی امور، بلکه نتیجۀ انتظارات قبلی فرد و اقدامات او برای جلوگیری از محقق شدن قضیه است. مثلاً تلقین موضوعی به خود یا دیگران باعث تغییر ناخودآگاه رفتار فرد و در نتیجه، محقق شدن آن موضوع در آینده شود، که به آن با عنوان «تأثیر انتظارات/توقعات» یاد میشود. طبق این نظریه، وقتی در ذهن فرد یا گروهی انتظاری نسبت به ما (مجله ما) شکل میگیرد، همان انتظار میتواند بر رفتار آنها اثر بگذارد، و در نهایت، ما هم ناخودآگاه رفتاری میکنیم که همان انتظار را محقق میسازد. مثال، اگر معلمی/مدرسی از ابتدا انتظار داشته باشد که دانشآموزی/دانشجویی باهوش است؛ رفتار حمایتی و مثبتتری با او خواهد داشت. دانشآموز هم با انگیزۀ بیشتر تلاش میکند و در نهایت، واقعاً عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
۲. نظریۀ انتظار-ارزش (Expectancy-Value Theory) میگوید انسانها بر اساس توقعات و انتظارات خود از موفقیت و ارزشی که برای نتیجه قائل هستند، رفتار میکنند. ایجاد انتظار در دیگران میتواند انگیزش آنها را بالا ببرد یا برعکس، مانع تلاششان شود.
پس، «ایجاد توقع و انتظار در دیگران» نه فقط یک تعامل اجتماعی ساده است، بلکه در روانشناسی یک سازوکار قوی محسوب میشود که میتواند مسیر رفتار، انگیزش و حتی هویت افراد را تغییر دهد.
در نقش سردبیر یک مجله، «ایجاد توقعات و انتظارات در خوانندگان» یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت علمی و هیئت تحریریه است. برای مثال، فرض کنید شما در آغاز سال نشر، برای اعضای هیئت تحریریه، داوران و نویسندگان پیام یا سرمقالهای منتشر میکنید، و مینویسید: «این مجله در سال جاری تلاش دارد سطح مقالات منتشرشده را از نظر روششناسی و داوری ارتقاء بدهد و تنها مقالاتی پذیرش خواهند شد که دارای نوآوری علمی و روششناسی باشند».
این جمله، انتظارات را در ذهن داوران و نویسندگان ایجاد میکند:
- نویسندگان قبل از ارسال مقاله، بیشتر به کیفیت روششناسی و نوآوری کارشان توجه میکنند.
- داوران هم سختگیرتر میشوند و دقیقتر بررسی میکنند.
در عمل، حتی اگر شما به عنوان سردبیر به صراحت معیارها را تغییر نداده باشید، همین «ایجاد توقع و انتظار» باعث تغییر رفتار طرف مقابل (نویسندگان و داوران) میشود. تبیین مثال بالا با نظریۀ روانشناسی به شکل زیر خواهد بود.
این مثال به خوبی با پیشگویی خودبرآورنده همخوانی دارد. چون شما انتظار کیفیت بالاتر را اعلام کردهاید، داوران و نویسندگان رفتارشان را متناسب با آن تغییر میدهند. در نهایت، سطح علمی مقالات هم بالاتر میرود، و آنچه در ابتدا فقط «توقع و انتظار» بود، به واقعیت تبدیل میشود.
نتیجهگیری
شما در مقام سردبیر، دبیر یا مدیر مسئول مجله، هر بار که خطمشی، چشمانداز یا سیاست جدیدی را اعلام میکنید، در حقیقت دارید «توقع و انتظار» ایجاد میکنید؛ و همین ایجاد توقع و انتظار میتواند کیفیت کل مجله را بالا یا پایین ببرد. حتی ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و به جای تشویق، موجب نگرانی و هراس نویسندگان شود؛ در نتیجه، تعداد کمتری از نویسندگان و پژوهشگران تمایل به ارسال مقاله برای شما داشته باشند. عدم «مدیریت صحیح انتظارات» میتواند منجر به شکاف ادراکی میان آنچه وعده داده شده و آنچه در عمل محقق میشود گردد، که این امر اعتماد و مشارکت داوران و نویسندگان را تضعیف میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍7
ضرورت استفاده از تاریخ میلادی به جای تاریخ شمسی در متن انگلیسی و در چکیدههای انگلیسی مقالات فارسی
در نگارش و انتشار مقالۀ علمی، به ویژه هنگام اشاره به بازههای زمانی انجام پژوهش در بخش روش پژوهش در چکیدۀ انگلیسیِ مقالۀ فارسی و در ترجمۀ منابع و مآخذ فارسی به انگلیسی، دقت در تبدیل تاریخ شمسی به تاریخ میلادی از اهمیت زیادی برخوردار است. با وجود این، در برخی از مجلات ایرانی مشاهده میشود که تاریخ و سال شمسی در متن مقالات انگلیسی، در چکیدههای انگلیسیِ مقالاتِ فارسی و در ترجمۀ منابع فارسی به انگلیسی به کار گرفته میشود. این امر، هرچند در سطح ملی و بومی قابلفهم است؛ اما با معیارها و استانداردهای بینالمللی نشر علمی سازگاری ندارد.
استفاده از تاریخ شمسی در بافت و متن انگلیسی (اعم از عنوان، چکیده، متن مقاله، و منابع) نه تنها برای خوانندگان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد ابهام میکند، بلکه روند همگرایی و استانداردسازی مقالات علمی کشور را نیز با چالش مواجه میسازد. از این منظر، به کارگیری تاریخ میلادی در متن انگلیسی یک ضرورت علمی و حرفهای است که بایستی به طور جدی از سوی نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه مورد توجه قرار گیرد.
بیتوجهی به این مسئله میتواند نشانهای از ضعف در آشنایی نویسندگان با اصول نگارش علمی، نقص در فرایند داوری و همترازخوانی مجله، فقدان ویرایش علمی-تخصصی، و نیز کمتوجهی در کنترل نهایی مقالات از سوی سردبیر تلقی شود. از اینرو، لازم است مجلات علمی کشور با تدوین و اجرای دقیق دستورالعملهای نگارشی، استفاده از تاریخ میلادی را در متن انگلیسی الزامی سازند تا بدینوسیله کیفیت، انسجام و اعتبار بینالمللی مقالات علمی ارتقاء یابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در نگارش و انتشار مقالۀ علمی، به ویژه هنگام اشاره به بازههای زمانی انجام پژوهش در بخش روش پژوهش در چکیدۀ انگلیسیِ مقالۀ فارسی و در ترجمۀ منابع و مآخذ فارسی به انگلیسی، دقت در تبدیل تاریخ شمسی به تاریخ میلادی از اهمیت زیادی برخوردار است. با وجود این، در برخی از مجلات ایرانی مشاهده میشود که تاریخ و سال شمسی در متن مقالات انگلیسی، در چکیدههای انگلیسیِ مقالاتِ فارسی و در ترجمۀ منابع فارسی به انگلیسی به کار گرفته میشود. این امر، هرچند در سطح ملی و بومی قابلفهم است؛ اما با معیارها و استانداردهای بینالمللی نشر علمی سازگاری ندارد.
استفاده از تاریخ شمسی در بافت و متن انگلیسی (اعم از عنوان، چکیده، متن مقاله، و منابع) نه تنها برای خوانندگان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد ابهام میکند، بلکه روند همگرایی و استانداردسازی مقالات علمی کشور را نیز با چالش مواجه میسازد. از این منظر، به کارگیری تاریخ میلادی در متن انگلیسی یک ضرورت علمی و حرفهای است که بایستی به طور جدی از سوی نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه مورد توجه قرار گیرد.
بیتوجهی به این مسئله میتواند نشانهای از ضعف در آشنایی نویسندگان با اصول نگارش علمی، نقص در فرایند داوری و همترازخوانی مجله، فقدان ویرایش علمی-تخصصی، و نیز کمتوجهی در کنترل نهایی مقالات از سوی سردبیر تلقی شود. از اینرو، لازم است مجلات علمی کشور با تدوین و اجرای دقیق دستورالعملهای نگارشی، استفاده از تاریخ میلادی را در متن انگلیسی الزامی سازند تا بدینوسیله کیفیت، انسجام و اعتبار بینالمللی مقالات علمی ارتقاء یابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
اگریس (AGRIS): علوم کشاورزی، محیطزیست و جغرافیای طبیعی
پایگاه اطلاعاتی اگریس وابسته به فائو، یکی از مهمترین پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی در حوزههای موضوعی: علوم کشاورزی، دامداری، دامپروری، محیطزیست، جغرافیای طبیعی، جنگلداری، شیلات، توسعه روستایی، زیستشناسی، تغذیه، امنیت غذایی، سیستمهای غذایی، تولید دام، منابع طبیعی و موضوعات مرتبط، بشمار میآید. این پایگاه با هدف ارتقای دسترسی آزاد به دانش علمی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران و مؤسسات علمی در سطح جهانی ایجاد شده است.
در همین راستا، مجلات علمی فعال در حوزههای یاد شده در صورت تمایل به نمایهسازی در پایگاه اگریس، میتوانند از همکاری و حمایت تیم نمایهسازی ما بهرهمند شوند. هماهنگی و رایزنیهای لازم با نمایندگان رسمی پایگاه اگریس-فائو به منظور تسهیل فرایند نمایهسازی و افزایش نمایانی بینالمللی نشریات انجام خواهد شد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
پایگاه اطلاعاتی اگریس وابسته به فائو، یکی از مهمترین پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی در حوزههای موضوعی: علوم کشاورزی، دامداری، دامپروری، محیطزیست، جغرافیای طبیعی، جنگلداری، شیلات، توسعه روستایی، زیستشناسی، تغذیه، امنیت غذایی، سیستمهای غذایی، تولید دام، منابع طبیعی و موضوعات مرتبط، بشمار میآید. این پایگاه با هدف ارتقای دسترسی آزاد به دانش علمی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران و مؤسسات علمی در سطح جهانی ایجاد شده است.
در همین راستا، مجلات علمی فعال در حوزههای یاد شده در صورت تمایل به نمایهسازی در پایگاه اگریس، میتوانند از همکاری و حمایت تیم نمایهسازی ما بهرهمند شوند. هماهنگی و رایزنیهای لازم با نمایندگان رسمی پایگاه اگریس-فائو به منظور تسهیل فرایند نمایهسازی و افزایش نمایانی بینالمللی نشریات انجام خواهد شد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍1
انتشار مقاله و کتاب ستون فقرات دانش علمی
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍1
تحلیل جایگاه SID و ISC در ارتقای مرجعیت علمی ایران
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
نامه سرگشاده به معاون محترم پژوهشی وزارت عتف و ریاست محترم مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍4
چرایی حذف مجله کتابداری دانشگاه تهران از نظام ارزیابی پایگاه استنادی جهان اسلام
چندی پیش، یادداشتی انتقادی–مقایسهای در خصوص عملکرد دو پایگاه اطلاعاتی کشور، یعنی «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)» و «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)» نوشتم که هدف آن بررسی سهم واقعی آنها در ارتقای مرجعیت علمی ایران و شناسایی نقاط قوت و ضعفشان بود. در این یادداشت، ضمن تأکید بر اهمیت وجود چنین زیرساختهایی، به برخی کاستیها همچون موازیکاری، عدم شفافیت در معیارهای ارزیابی و چالشهای نمایهسازی اشاره شد.
انتشار این نقد، متأسفانه با واکنش منفی برخی مدیران مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز مواجه گردید و در پی آن، مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی» دانشگاه تهران دوباره از نظام ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهـــــــــــان اســــــــــــــلام حذف شد (مجلهای که قالب (تمپلت) آن توسط بسیاری از مجلات فارسی و عربی جهان اسلام استفاده میشود)؛ تنها جایی که میتوانستند به بنده ضربه بزنند همین بود. چنین اقدامی بیش از هر چیز نشاندهندۀ ضعف فرهنگ نقدپذیری و ضرورت بازاندیشی در مدیریت علمی کشور است. نقد علمی باید بهمنزلۀ فرصتی برای اصلاح و بهبود در نظر گرفته شود، نه زمینهای برای حذف و کنار گذاشتن مجلات یا استادان و پژوهشگران.
سالها پیش بر ضرورت تجمیع پایگاههای اطلاعاتی کشور و حذف سازمانها و مراکز اطلاعرسانی موازی مانند مرکز منطقهای اطلاعرسانی شیراز و ادغام آن در ایرانداک تأکید داشتم. اگر این مسیر به طور جدی دنبال میشد، امروز شاهد بخشی از مشکلات کنونی نبودیم. بر همین اساس، در درخواستی خطاب به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و معاونت پژوهشی وزارت عتف، بار دیگر بر اهمیت یکپارچهسازی پایگاههای اطلاعاتی کشور و پرهیز از موازیکاری تأکید خواهم کرد.
گامهای آتی این تلاش، نه در جهت تقابل، بلکه با هدف همافزایی، رفع موازیکاریها و ارتقای کارآمدی پایگاههای اطلاعاتی ایران در عصر هوش مصنوعی خواهد بود. تقویت نظامهای اطلاعاتی پژوهشی و بهبود کیفیت نمایهسازی، پیششرطی کلیدی برای ارتقای مرجعیت علمی ایران در سطح بینالمللی است.
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
چندی پیش، یادداشتی انتقادی–مقایسهای در خصوص عملکرد دو پایگاه اطلاعاتی کشور، یعنی «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)» و «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)» نوشتم که هدف آن بررسی سهم واقعی آنها در ارتقای مرجعیت علمی ایران و شناسایی نقاط قوت و ضعفشان بود. در این یادداشت، ضمن تأکید بر اهمیت وجود چنین زیرساختهایی، به برخی کاستیها همچون موازیکاری، عدم شفافیت در معیارهای ارزیابی و چالشهای نمایهسازی اشاره شد.
انتشار این نقد، متأسفانه با واکنش منفی برخی مدیران مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز مواجه گردید و در پی آن، مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی» دانشگاه تهران دوباره از نظام ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهـــــــــــان اســــــــــــــلام حذف شد (مجلهای که قالب (تمپلت) آن توسط بسیاری از مجلات فارسی و عربی جهان اسلام استفاده میشود)؛ تنها جایی که میتوانستند به بنده ضربه بزنند همین بود. چنین اقدامی بیش از هر چیز نشاندهندۀ ضعف فرهنگ نقدپذیری و ضرورت بازاندیشی در مدیریت علمی کشور است. نقد علمی باید بهمنزلۀ فرصتی برای اصلاح و بهبود در نظر گرفته شود، نه زمینهای برای حذف و کنار گذاشتن مجلات یا استادان و پژوهشگران.
سالها پیش بر ضرورت تجمیع پایگاههای اطلاعاتی کشور و حذف سازمانها و مراکز اطلاعرسانی موازی مانند مرکز منطقهای اطلاعرسانی شیراز و ادغام آن در ایرانداک تأکید داشتم. اگر این مسیر به طور جدی دنبال میشد، امروز شاهد بخشی از مشکلات کنونی نبودیم. بر همین اساس، در درخواستی خطاب به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و معاونت پژوهشی وزارت عتف، بار دیگر بر اهمیت یکپارچهسازی پایگاههای اطلاعاتی کشور و پرهیز از موازیکاری تأکید خواهم کرد.
گامهای آتی این تلاش، نه در جهت تقابل، بلکه با هدف همافزایی، رفع موازیکاریها و ارتقای کارآمدی پایگاههای اطلاعاتی ایران در عصر هوش مصنوعی خواهد بود. تقویت نظامهای اطلاعاتی پژوهشی و بهبود کیفیت نمایهسازی، پیششرطی کلیدی برای ارتقای مرجعیت علمی ایران در سطح بینالمللی است.
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍3❤1
با سلام و احترام،
به اطلاع کلیه اعضای محترم هیئت علمی، پژوهشگران، دانشجویان و کارشناسان مجلات علمی میرساند:
به مناسبت هفته جهانی داوری همتا (Peer Review Week)، سه کارگاه تخصصی با هدف بازاندیشی و ارتقای فرآیند داوری در عصر فناوریهای نوین، برگزار میگردد.
جزئیات کارگاهها:
۱. کارگاه اول: هوش مصنوعی و آینده نشر مجلات علمی: استانداردها، نمایهسازی، و فرآیند داوری
مخاطبان: اعضای هیئت تحریریه، سردبیران و کارشناسان مجلات علمی
زمان: شنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهنده: جناب آقای دکتر علیرضا نوروزی
۲. کارگاه دوم: فراتر از قضاوت انسانی: رویکردهای تحولآفرین به داوری همتا در عصر هوش مصنوعی
مخاطبان: اساتید، اعضای محترم هیئت علمی و داوران مجلات
زمان: دوشنبه، ۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: سرکار خانم دکتر معصومه استاجی و جناب آقای دکتر مهدی علیپور حافظی
۳. کارگاه سوم: واکاوی مراحل داوری مقالات علمی: روشها، چالشها، و مزیتهای داوری مبتنی بر هوش مصنوعی و تخصص انسانی
مخاطبان: دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران جوان
زمان: یکشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: جناب آقای دکتر فرهاد غیاثوند و سرکار خانم دکتر هانیه سیری
از کلیه همکاران، پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند دعوت میشود با حضور خود در این رویداد، بر غنای آن بیفزایند.
آدرس: اتوبان چمران، پل مدیریت، علامه جنوبی، نبش حقطلب، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه ۳ سالن شهید مطهری
به اطلاع کلیه اعضای محترم هیئت علمی، پژوهشگران، دانشجویان و کارشناسان مجلات علمی میرساند:
به مناسبت هفته جهانی داوری همتا (Peer Review Week)، سه کارگاه تخصصی با هدف بازاندیشی و ارتقای فرآیند داوری در عصر فناوریهای نوین، برگزار میگردد.
جزئیات کارگاهها:
۱. کارگاه اول: هوش مصنوعی و آینده نشر مجلات علمی: استانداردها، نمایهسازی، و فرآیند داوری
مخاطبان: اعضای هیئت تحریریه، سردبیران و کارشناسان مجلات علمی
زمان: شنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهنده: جناب آقای دکتر علیرضا نوروزی
۲. کارگاه دوم: فراتر از قضاوت انسانی: رویکردهای تحولآفرین به داوری همتا در عصر هوش مصنوعی
مخاطبان: اساتید، اعضای محترم هیئت علمی و داوران مجلات
زمان: دوشنبه، ۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: سرکار خانم دکتر معصومه استاجی و جناب آقای دکتر مهدی علیپور حافظی
۳. کارگاه سوم: واکاوی مراحل داوری مقالات علمی: روشها، چالشها، و مزیتهای داوری مبتنی بر هوش مصنوعی و تخصص انسانی
مخاطبان: دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران جوان
زمان: یکشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: جناب آقای دکتر فرهاد غیاثوند و سرکار خانم دکتر هانیه سیری
از کلیه همکاران، پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند دعوت میشود با حضور خود در این رویداد، بر غنای آن بیفزایند.
آدرس: اتوبان چمران، پل مدیریت، علامه جنوبی، نبش حقطلب، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه ۳ سالن شهید مطهری
ضرورت ترویج علم در حوزه علوم پزشکی از طریق شبکههای اجتماعی
اگر کلیدواژهایی مانند Medicine، Medical، Biomedical و مشتقات آنها را در شبکههای اجتماعی علمی همچون آکادمیا، ریسرچگیت، توییتر/ایکس، و سایر بسترهای اجتماعی جستجو نمایید، مشاهده خواهید کرد که چه بسیارند دانشگاهها، دانشکدهها، مجلات، نویسندگان و پژوهشگران حوزۀ علوم پزشکی که در این شبکهها فعال هستند. آنها به طور گسترده از ظرفیت این بسترها برای ترویج علم، تبلیغ و برندسازی فردی و سازمانی، بازاریابی پژوهش، افزایش رؤیتپذیری مقالات و مجلات، تأثیرگذاری اجتماعی، و انتقال دانش استفاده میکنند.
در جهان امروز، تحقیقات پزشکی اگر صرفاً در قالب مقالات علمی در پایگاههای اطلاعاتی محدود منتشر شوند، احتمالاً به دست مخاطبان اصلی خود ــ شامل پزشکان، سیاستگذاران، بیماران، نهادهای تصمیمساز و حتی رسانههای عمومی ــ نخواهند رسید. شبکههای اجتماعی این خلأ ارتباطی را پُر کردهاند و امکان گسترش دامنۀ نفوذ دانش پزشکی را فراهم میآورند. این بسترها علاوه بر ارتقای ضریب نشر و دامنۀ نفوذ علمی و افزایش استنادات علمی، زمینهساز تعاملات بینرشتهای، تبادل تجربیات پژوهشی، و ارتقای تأثیر اجتماعی علوم پزشکی نیز هستند.
علاوهبراین، در بسیاری از کشورها، دانشگاهها، انجمنهای علمی و مجلات معتبر پزشکی با طراحی و اجرای استراتژیهای ارتباطی در شبکههای اجتماعی، اهداف متنوعی همچون اطلاعرسانی پژوهشهای نوین، بازاریابی علمی، برندسازی سازمانی، و آموزش عمومی سلامت را دنبال میکنند. این روند نشان میدهد که استفاده از شبکههای اجتماعی صرفاً یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به یک الزام راهبردی در عرصۀ ترویج علم و دیپلماسی علمی تبدیل شده است. به بیان دیگر، بهرهگیری از ظرفیت شبکههای اجتماعی نه تنها به تقویت جایگاه علمی و حرفهای پژوهشگران علوم پزشکی کمک میکند، بلکه با تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی برای عموم مردم، به تحقق یکی از رسالتهای بنیادین علوم پزشکی یعنی ارتقای سلامت عمومی و عدالت در دسترسی به دانش سلامت یاری میرساند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
اگر کلیدواژهایی مانند Medicine، Medical، Biomedical و مشتقات آنها را در شبکههای اجتماعی علمی همچون آکادمیا، ریسرچگیت، توییتر/ایکس، و سایر بسترهای اجتماعی جستجو نمایید، مشاهده خواهید کرد که چه بسیارند دانشگاهها، دانشکدهها، مجلات، نویسندگان و پژوهشگران حوزۀ علوم پزشکی که در این شبکهها فعال هستند. آنها به طور گسترده از ظرفیت این بسترها برای ترویج علم، تبلیغ و برندسازی فردی و سازمانی، بازاریابی پژوهش، افزایش رؤیتپذیری مقالات و مجلات، تأثیرگذاری اجتماعی، و انتقال دانش استفاده میکنند.
در جهان امروز، تحقیقات پزشکی اگر صرفاً در قالب مقالات علمی در پایگاههای اطلاعاتی محدود منتشر شوند، احتمالاً به دست مخاطبان اصلی خود ــ شامل پزشکان، سیاستگذاران، بیماران، نهادهای تصمیمساز و حتی رسانههای عمومی ــ نخواهند رسید. شبکههای اجتماعی این خلأ ارتباطی را پُر کردهاند و امکان گسترش دامنۀ نفوذ دانش پزشکی را فراهم میآورند. این بسترها علاوه بر ارتقای ضریب نشر و دامنۀ نفوذ علمی و افزایش استنادات علمی، زمینهساز تعاملات بینرشتهای، تبادل تجربیات پژوهشی، و ارتقای تأثیر اجتماعی علوم پزشکی نیز هستند.
علاوهبراین، در بسیاری از کشورها، دانشگاهها، انجمنهای علمی و مجلات معتبر پزشکی با طراحی و اجرای استراتژیهای ارتباطی در شبکههای اجتماعی، اهداف متنوعی همچون اطلاعرسانی پژوهشهای نوین، بازاریابی علمی، برندسازی سازمانی، و آموزش عمومی سلامت را دنبال میکنند. این روند نشان میدهد که استفاده از شبکههای اجتماعی صرفاً یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به یک الزام راهبردی در عرصۀ ترویج علم و دیپلماسی علمی تبدیل شده است. به بیان دیگر، بهرهگیری از ظرفیت شبکههای اجتماعی نه تنها به تقویت جایگاه علمی و حرفهای پژوهشگران علوم پزشکی کمک میکند، بلکه با تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی برای عموم مردم، به تحقق یکی از رسالتهای بنیادین علوم پزشکی یعنی ارتقای سلامت عمومی و عدالت در دسترسی به دانش سلامت یاری میرساند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش
نویسندگان بایستی در صورت استفاده از هوش مصنوعی، اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش را تکمیل نمایند.
تمپلت/قالب مقالات مجله تحقیقات کتابداری دانشگاه تهران، جهت الگوبرداری و بهرهبرداری توسط مجلاتی که رؤیای نمایهسازی توسط پایگاههای بینالمللی مانند دواج، ابسکو، اگریس، کبی، اسکوپوس و ... دارند تقدیم می گردد. نسخه جدید روی وبگاه مجله قرار دارد. متأسفانه امکان ارسال به تلگرام نیست.
https://jlib.ut.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
نویسندگان بایستی در صورت استفاده از هوش مصنوعی، اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش را تکمیل نمایند.
تمپلت/قالب مقالات مجله تحقیقات کتابداری دانشگاه تهران، جهت الگوبرداری و بهرهبرداری توسط مجلاتی که رؤیای نمایهسازی توسط پایگاههای بینالمللی مانند دواج، ابسکو، اگریس، کبی، اسکوپوس و ... دارند تقدیم می گردد. نسخه جدید روی وبگاه مجله قرار دارد. متأسفانه امکان ارسال به تلگرام نیست.
https://jlib.ut.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
jlib.ut.ac.ir
تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی
تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی، مجله تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگا
نامگذاری مجلات علمی: پرهیز از حشو کلمات مترادف
در نامگذاری مجلات علمی، گاهی از واژههایی مانند «پژوهشهای ...»، «تحقیقات ...» یا «مطالعات ...» استفاده میشود تا حوزۀ کاری مجله مشخص شود. با این حال، ترکیب «پژوهشهای مطالعات ...» یا «پژوهشهای نوین در مطالعات ...» در یک عنوان، از نظر علمی و نگارشی کمی طولانی، تکراری و مبهم به نظر میرسد. دلایل آن به شرح زیر قابل تبیین است.
یک. همپوشانی معنایی
«پژوهش»، و «مطالعه» از نظر مفهومی نزدیک هستند. وقتی هر دو را پشتسرهم بیاوریم (مانند: «پژوهشهای مطالعات اسلامی ...»)، این احساس ایجاد میشود که نوعی تکرار یا زیادهگویی رخ داده است.
دو. استانداردسازی نام مجلات
در عرف جهانی و حتی در بسیاری از مجلات معتبر ایرانی، معمولاً یا «پژوهشهای ...» به کار میرود یا «مطالعات ...»، نه هر دو با هم. نمونۀ عناوین مجلات دارای حشو:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی
پژوهشهای نوین در مطالعات علوم انسانی اسلامی
پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر
پژوهشهای نوین در مطالعات تاریخ اسلام و ایران
مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران
مجله مطالعات ...
نشریه مطالعات ...
پژوهشنامه مطالعات …
سه. ساده و روان بودن عنوان و برندسازی
عنوان مجله باید واضح، ساده، روان و خوشآوا باشد تا در ذهن بماند و قابلیت به یادسپاری داشته باشد. ترکیب دو واژۀ سنگین پشتسرهم (پژوهشهای مطالعات ...)، به ویژه برای نمایهسازی بینالمللی، ممکن است مشکلساز شود. علاوهبراین، برخی مجلات در معرفی خود درج میکنند: «مجله پژوهشهای مطالعات ... ».
تأثیر عنوان بر جذب استناد و برندسازی
هرچه طول کلمات عنوان مجله کوتاهتر باشد، شانس استناد و برندسازی مجله بیشتر است. این موضوع پشتوانههای علمی و عملی متعددی دارد و آن را به لحاظ علمی میتوان به شکل زیر تبیین کرد.
۱. اقتصاد زبانی و شناختی
از دیدگاه روانشناسی زبان و مطالعات شناختی، عنوان کوتاهتر:
- سریعتر در ذهن پردازش میشود (کاهش بار شناختی برای مخاطب)،
- راحتتر به خاطر سپرده میشود (اثر حافظۀ کوتاهمدت و حافظۀ کاری)،
- کمتر دچار تحریف عنوان یا فراموشی در نقل و ارجاع میشود.
در نتیجه، عنوان کوتاه به ماندگاری ذهنی و هویت برند مجله (ماندگاری برند مجله در ذهن مشتری) کمک میکند.
۲. استانداردهای نمایهسازی و پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی برای سهولت جستجو و بازیابی، توصیه میکنند که عناوین مجلات حوزۀ موضوعی را بدون ابهام بازنمایی کنند. کوتاه، واضح و منحصربهفرد باشند، و از تکرار واژهها پرهیز شود. در نتیجه، عنوان طولانی یا چندواژهایِ پیچیده ممکن است باعث کاهش قابلیت کشفپذیری در پایگاههای اطلاعاتی و موتورهای جستجو شود.
۳. برندسازی علمی
از منظر بازاریابی و برندسازی علمی (Academic Branding):
- برند مجله باید ساده، و قابل درک باشد.
- عنوانهای کوتاه و موجز به سرعت در ذهن جا میافتند و هویت مجله را متمایز میکنند (برای مثال: Nature، Science، Cell)
- عنوانهای طولانی و تکراری به راحتی در میان انبوه مجلات ملی و بینالمللی گم میشوند.
۴. تأثیر استنادی
مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مجلات با عناوین کوتاهتر و واضحتر بیشتر مورد توجه و استناد قرار میگیرند. دلیلش این است که پژوهشگران در هنگام نگارش مقاله، تمایل دارند از عناوینی استفاده کنند که به سادگی در ارجاعدهی و نوشتن در متن و مآخذ قابل استفاده باشند. یک عنوان کوتاه احتمال مشاهدهپذیری و رؤیتپذیری در کلیدواژههای جستجو را نیز افزایش میدهد.
۵. اعتبار و رسمیت
عنوان کوتاهتر به مخاطب حس انسجام، حرفهای بودن و استاندارد علمی میدهد؛ در حالی که عنوان طولانی ممکن است غیررسمی یا غیرحرفهای تلقی شوند.
نتیجهگیری
از دیدگاه شناختی، روانشناسی، نمایهسازی، بازاریابی مجلات، برندسازی علمی، و علمسنجی، هرچه عنوان مجله کوتاهتر، واضحتر و غیرتکراریتر باشد، شانس استناد، رؤیتپذیری و برندسازی آن به طور چشمگیری افزایش مییابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در نامگذاری مجلات علمی، گاهی از واژههایی مانند «پژوهشهای ...»، «تحقیقات ...» یا «مطالعات ...» استفاده میشود تا حوزۀ کاری مجله مشخص شود. با این حال، ترکیب «پژوهشهای مطالعات ...» یا «پژوهشهای نوین در مطالعات ...» در یک عنوان، از نظر علمی و نگارشی کمی طولانی، تکراری و مبهم به نظر میرسد. دلایل آن به شرح زیر قابل تبیین است.
یک. همپوشانی معنایی
«پژوهش»، و «مطالعه» از نظر مفهومی نزدیک هستند. وقتی هر دو را پشتسرهم بیاوریم (مانند: «پژوهشهای مطالعات اسلامی ...»)، این احساس ایجاد میشود که نوعی تکرار یا زیادهگویی رخ داده است.
دو. استانداردسازی نام مجلات
در عرف جهانی و حتی در بسیاری از مجلات معتبر ایرانی، معمولاً یا «پژوهشهای ...» به کار میرود یا «مطالعات ...»، نه هر دو با هم. نمونۀ عناوین مجلات دارای حشو:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی
پژوهشهای نوین در مطالعات علوم انسانی اسلامی
پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر
پژوهشهای نوین در مطالعات تاریخ اسلام و ایران
مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران
مجله مطالعات ...
نشریه مطالعات ...
پژوهشنامه مطالعات …
سه. ساده و روان بودن عنوان و برندسازی
عنوان مجله باید واضح، ساده، روان و خوشآوا باشد تا در ذهن بماند و قابلیت به یادسپاری داشته باشد. ترکیب دو واژۀ سنگین پشتسرهم (پژوهشهای مطالعات ...)، به ویژه برای نمایهسازی بینالمللی، ممکن است مشکلساز شود. علاوهبراین، برخی مجلات در معرفی خود درج میکنند: «مجله پژوهشهای مطالعات ... ».
تأثیر عنوان بر جذب استناد و برندسازی
هرچه طول کلمات عنوان مجله کوتاهتر باشد، شانس استناد و برندسازی مجله بیشتر است. این موضوع پشتوانههای علمی و عملی متعددی دارد و آن را به لحاظ علمی میتوان به شکل زیر تبیین کرد.
۱. اقتصاد زبانی و شناختی
از دیدگاه روانشناسی زبان و مطالعات شناختی، عنوان کوتاهتر:
- سریعتر در ذهن پردازش میشود (کاهش بار شناختی برای مخاطب)،
- راحتتر به خاطر سپرده میشود (اثر حافظۀ کوتاهمدت و حافظۀ کاری)،
- کمتر دچار تحریف عنوان یا فراموشی در نقل و ارجاع میشود.
در نتیجه، عنوان کوتاه به ماندگاری ذهنی و هویت برند مجله (ماندگاری برند مجله در ذهن مشتری) کمک میکند.
۲. استانداردهای نمایهسازی و پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی برای سهولت جستجو و بازیابی، توصیه میکنند که عناوین مجلات حوزۀ موضوعی را بدون ابهام بازنمایی کنند. کوتاه، واضح و منحصربهفرد باشند، و از تکرار واژهها پرهیز شود. در نتیجه، عنوان طولانی یا چندواژهایِ پیچیده ممکن است باعث کاهش قابلیت کشفپذیری در پایگاههای اطلاعاتی و موتورهای جستجو شود.
۳. برندسازی علمی
از منظر بازاریابی و برندسازی علمی (Academic Branding):
- برند مجله باید ساده، و قابل درک باشد.
- عنوانهای کوتاه و موجز به سرعت در ذهن جا میافتند و هویت مجله را متمایز میکنند (برای مثال: Nature، Science، Cell)
- عنوانهای طولانی و تکراری به راحتی در میان انبوه مجلات ملی و بینالمللی گم میشوند.
۴. تأثیر استنادی
مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مجلات با عناوین کوتاهتر و واضحتر بیشتر مورد توجه و استناد قرار میگیرند. دلیلش این است که پژوهشگران در هنگام نگارش مقاله، تمایل دارند از عناوینی استفاده کنند که به سادگی در ارجاعدهی و نوشتن در متن و مآخذ قابل استفاده باشند. یک عنوان کوتاه احتمال مشاهدهپذیری و رؤیتپذیری در کلیدواژههای جستجو را نیز افزایش میدهد.
۵. اعتبار و رسمیت
عنوان کوتاهتر به مخاطب حس انسجام، حرفهای بودن و استاندارد علمی میدهد؛ در حالی که عنوان طولانی ممکن است غیررسمی یا غیرحرفهای تلقی شوند.
نتیجهگیری
از دیدگاه شناختی، روانشناسی، نمایهسازی، بازاریابی مجلات، برندسازی علمی، و علمسنجی، هرچه عنوان مجله کوتاهتر، واضحتر و غیرتکراریتر باشد، شانس استناد، رؤیتپذیری و برندسازی آن به طور چشمگیری افزایش مییابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍3
پیامدهای منابع و مآخذ نامرتبط در ارزیابی پژوهشی و سلب اعتبار مقالات
در پایگاه استنادی اسکوپوس بیش از ۱۵۰۰ مقاله وجود دارد که به دلیل درج منابع و مآخذ نامرتبط سلب اعتبار شدهاند یا به عبارتی، بازپسگیری (Retraction) شدهاند. بازپسگیری یک مقاله فرایندی رسمی در نشر علمی است که در آن ناشر، نویسنده، یا سردبیر یک مجله، مقالهای را پس از انتشار به دلایلی از جمله خطاهای علمی، مشکلات اخلاقی، یا مواردی چون سرقت علمی یا مآخذ نامرتبط از چرخۀ نشر خارج میکند.
گاهی دلیل بازپسگیری یک مقاله، استفاده از منابعی است که ارتباط علمی و موضوعی با محتوای مقاله نداشتهاند. مآخذ نامرتبط میتواند اعتبار علمی مقاله را خدشهدار کند؛ زیرا خوانندگان را در مسیرهای پژوهشی نادرست هدایت میکند و همچنین شاخصهای استنادی مجلات یا پژوهشگران دیگر را به شکل غیرواقعی تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، تیم «یکپارچگی پژوهش و اخلاق نشر» (Research Integrity and Publication Ethics) الزویر مالک اسکوپوس گاهی پس از شناسایی این مسئله، تصمیم به بازپسگیری مقالات و سلب اعتبار آنها میگیرند. چنین اقداماتی بخشی از سازوکارهای علمی برای حفظ شفافیت، اعتماد و اعتبار در نظام نشر بینالمللی است.
منابع و مآخذ نامرتبط
مآخذ نامرتبط (Irrelevant References) نه تنها کیفیت و اعتبار یک مقاله را زیر سؤال میبرد، بلکه پیامدهای گستردهتری بر نظام ارزیابی پژوهش نیز دارد:
۱. تحریف شاخصهای استنادی پژوهشگران و مجلات
استناد به منابعی که ارتباط علمی با موضوع تحقیق ندارند، میتواند به شکل مصنوعی تعداد استنادات (Citations) را افزایش دهد. این امر به ویژه در شاخصهایی مانند h-index نویسندگان یا ضریب تأثیرگذاری مجلات (Impact Factor) مجلات تأثیر میگذارد و تصویری نادرست از تأثیرگذاری پژوهشی ارائه میدهد.
۲. تضعیف اعتبار رتبهبندی مجلات و پایگاههای استنادی
پایگاههایی نظیر Web of Science و Scopus برای ارزیابی کیفیت مجلات از دادههای استنادی استفاده میکنند. وجود مآخذ و استنادات نامرتبط باعث میشود که رتبهبندیها و شاخصها غیرواقعی شده و دقت این نظامهای ارزیابی زیر سؤال برود.
۳. ایجاد سوگیری در مرور ادبیات پژوهش
وقتی پژوهشگری به منابع و مآخذ نامرتبط استناد میکند، مسیر پژوهشی بعدی پژوهشگران دیگر نیز ممکن است دچار انحراف شود. این موضوع میتواند موجب شکلگیری بدفهمیهای علمی و اتلاف منابع پژوهشی گردد.
۴. خطرات اخلاقی و علمی
در برخی موارد، مآخذ و استنادهای نامرتبط ناشی از رفتارهای غیراخلاقی مانند تبانی میان نویسندگان، داوران و سردبیران برای افزایش شاخصهای استنادی مجلات یا به اصطلاح دستکاری استنادی (Citation Manipulation) است. این پدیده به شدت از سوی ناشران بینالمللی مانند الزویر، اسپرینگر، امرالد، و وایلی پیگیری میشود و میتواند منجر به بازپسگیری مقاله یا حتی تعلیق مجله از پایگاههای اطلاعاتی معتبر شود.
در نتیجه، پیامدهایی چون بازپسگیری مقالات، تذکر یا حتی تعلیق مجلات از نمایهسازی در پایگاه اسکوپوس را میتوان از تبعات مستقیم چنین رویههایی دانست. از اینرو، مآخذ و استنادات نامرتبط نه تنها اعتبار نویسندگان و مقالات، بلکه اعتماد جامعۀ علمی به شاخصهای کمّی علمسنجی و نظام ارزیابی علم را نیز به شدت تضعیف میکنند. به همین دلیل، ناشران معتبر جهانی و دانشگاههای معتبر داخلی سختگیری ویژهای بر روی این موضوع دارند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در پایگاه استنادی اسکوپوس بیش از ۱۵۰۰ مقاله وجود دارد که به دلیل درج منابع و مآخذ نامرتبط سلب اعتبار شدهاند یا به عبارتی، بازپسگیری (Retraction) شدهاند. بازپسگیری یک مقاله فرایندی رسمی در نشر علمی است که در آن ناشر، نویسنده، یا سردبیر یک مجله، مقالهای را پس از انتشار به دلایلی از جمله خطاهای علمی، مشکلات اخلاقی، یا مواردی چون سرقت علمی یا مآخذ نامرتبط از چرخۀ نشر خارج میکند.
گاهی دلیل بازپسگیری یک مقاله، استفاده از منابعی است که ارتباط علمی و موضوعی با محتوای مقاله نداشتهاند. مآخذ نامرتبط میتواند اعتبار علمی مقاله را خدشهدار کند؛ زیرا خوانندگان را در مسیرهای پژوهشی نادرست هدایت میکند و همچنین شاخصهای استنادی مجلات یا پژوهشگران دیگر را به شکل غیرواقعی تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، تیم «یکپارچگی پژوهش و اخلاق نشر» (Research Integrity and Publication Ethics) الزویر مالک اسکوپوس گاهی پس از شناسایی این مسئله، تصمیم به بازپسگیری مقالات و سلب اعتبار آنها میگیرند. چنین اقداماتی بخشی از سازوکارهای علمی برای حفظ شفافیت، اعتماد و اعتبار در نظام نشر بینالمللی است.
منابع و مآخذ نامرتبط
مآخذ نامرتبط (Irrelevant References) نه تنها کیفیت و اعتبار یک مقاله را زیر سؤال میبرد، بلکه پیامدهای گستردهتری بر نظام ارزیابی پژوهش نیز دارد:
۱. تحریف شاخصهای استنادی پژوهشگران و مجلات
استناد به منابعی که ارتباط علمی با موضوع تحقیق ندارند، میتواند به شکل مصنوعی تعداد استنادات (Citations) را افزایش دهد. این امر به ویژه در شاخصهایی مانند h-index نویسندگان یا ضریب تأثیرگذاری مجلات (Impact Factor) مجلات تأثیر میگذارد و تصویری نادرست از تأثیرگذاری پژوهشی ارائه میدهد.
۲. تضعیف اعتبار رتبهبندی مجلات و پایگاههای استنادی
پایگاههایی نظیر Web of Science و Scopus برای ارزیابی کیفیت مجلات از دادههای استنادی استفاده میکنند. وجود مآخذ و استنادات نامرتبط باعث میشود که رتبهبندیها و شاخصها غیرواقعی شده و دقت این نظامهای ارزیابی زیر سؤال برود.
۳. ایجاد سوگیری در مرور ادبیات پژوهش
وقتی پژوهشگری به منابع و مآخذ نامرتبط استناد میکند، مسیر پژوهشی بعدی پژوهشگران دیگر نیز ممکن است دچار انحراف شود. این موضوع میتواند موجب شکلگیری بدفهمیهای علمی و اتلاف منابع پژوهشی گردد.
۴. خطرات اخلاقی و علمی
در برخی موارد، مآخذ و استنادهای نامرتبط ناشی از رفتارهای غیراخلاقی مانند تبانی میان نویسندگان، داوران و سردبیران برای افزایش شاخصهای استنادی مجلات یا به اصطلاح دستکاری استنادی (Citation Manipulation) است. این پدیده به شدت از سوی ناشران بینالمللی مانند الزویر، اسپرینگر، امرالد، و وایلی پیگیری میشود و میتواند منجر به بازپسگیری مقاله یا حتی تعلیق مجله از پایگاههای اطلاعاتی معتبر شود.
در نتیجه، پیامدهایی چون بازپسگیری مقالات، تذکر یا حتی تعلیق مجلات از نمایهسازی در پایگاه اسکوپوس را میتوان از تبعات مستقیم چنین رویههایی دانست. از اینرو، مآخذ و استنادات نامرتبط نه تنها اعتبار نویسندگان و مقالات، بلکه اعتماد جامعۀ علمی به شاخصهای کمّی علمسنجی و نظام ارزیابی علم را نیز به شدت تضعیف میکنند. به همین دلیل، ناشران معتبر جهانی و دانشگاههای معتبر داخلی سختگیری ویژهای بر روی این موضوع دارند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤4
آکادمیا: دسترسی به دانش علمی از طریق پادکستهای هوش مصنوعی
آکادمیا (Academia.edu)، یکی از بزرگترین شبکههای اجتماعی علمی جهان با بیش از ۲۹۵ میلیون کاربر، اخیراً گامی انقلابی در جهت ترویج علم، تأثیرگذاری اجتماعی علم و دموکراتیکسازی دسترسی به دانش علمی برداشته است. این شبکه اجتماعی با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، برای هر مقالۀ موجود در مخزن خود، یک پادکست خلاصهشده پنجدقیقهای تولید میکند. این ویژگی نوین، نه تنها موانع زمانی و شناختیِ دسترسی به محتوای پژوهشی را کاهش میدهد، بلکه تحولی عمیق در نحوۀ مصرف، انتشار و تأثیرگذاری دانش علمی ایجاد میکند.
مزایای پادکست شدن مقالات علمی:
۱. افزایش دسترسیپذیری و جذابیت محتوای علمی
بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و حتی عموم علاقهمندان، به دلیل محدودیتهای زمانی یا سبک زندگی پُرمشغله، تمایلی به خواندن متن کامل مقالات علمی ندارند. پادکستهای خلاصه، این موانع را با ارائۀ محتوایی شنیداری، قابلدرک و فشرده از میان برمیدارند. این رویکرد، مخاطبان گستردهتری را، از جمله افرادی که در حین انجام امور روزمره هستند، به سوی دانش علمی سوق میدهد.
۲. تقویت ضریب تأثیرگذاری استنادی
وقتی یک مقاله به صورت شنیداری و در قالبی جذاب در اختیار جامعۀ علمی قرار میگیرد، احتمال آشنایی سریعتر سایر پژوهشگران با آن افزایش مییابد. این آشنایی سریع، منجر به استنادهای بیشتر میشود. مطالعات نشان دادهاند که قابلیت کشفپذیری یکی از عوامل کلیدی در افزایش استناد است؛ و پادکستها به عنوان یک ابزار کشفپذیری هوشمند، نقشی کلیدی در این فرایند ایفا میکنند.
۳. تسریع چرخۀ پژوهش و همکاریهای بینرشتهای
پژوهشگران با گوش دادن به خلاصههای صوتی مقالات، میتوانند در کمترین زمان ممکن، با آخرین یافتههای حوزههای مرتبط، حتی خارج از تخصص اصلی خود، آشنا شوند. این امر، زمینهساز همکاریهای بینرشتهای و نوآوریهای ترکیبی میشود که در دهههای اخیر به عنوان یکی از موتورهای پیشرفت علم شناخته شدهاند.
۴. افزایش تأثیرگذاری اجتماعی علم
علم تنها زمانی میتواند جامعه را تغییر دهد که از دیوارهای دانشگاهها و ناشران فراتر رود. پادکستهای علمی، با زبانی سادهتر و قالبی روزمره، دانش تخصصی را به عموم مردم منتقل میکنند. این امر، آگاهی عمومی را افزایش داده، تصمیمگیریهای آگاهانهتری در سطح فردی و سیاستی را ممکن میسازد و در نهایت، ارزش اجتماعی پژوهش را چند برابر میکند.
۵. حمایت از تنوع شیوههای یادگیری
افراد سبکهای یادگیری متفاوتی دارند. برخی بصری، برخی کلامی و برخی شنیداری هستند. پادکستهای علمی، به ویژه برای یادگیرندگان شنیداری، فرصتی ایدهآل برای درک مفاهیم پیچیده فراهم میکنند. این تنوع در ارائه محتوا، عدالت شناختی (Cognitive Justice) را در دسترسی به دانش تقویت میکند.
جمعبندی
تولید خودکار پادکستهای پنجدقیقهای برای مقالات علمی توسط آکادمیا، تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بلکه تحولی فرهنگی و معرفتشناختی در نظام دانشآفرینی پساهوش مصنوعی است. این ابتکار، با ترکیب هوش مصنوعی و رسانههای صوتی، مرزهای دانش را گسترش داده و آن را از انحصار خوانندگان تخصصی، به ابزاری زنده و در دسترس برای عموم تبدیل میکند. در عصری که «سرعت» و «دسترسی آزاد»، دو محور اصلی گردش دانش هستند، چنین ابتکاراتی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری به نظر میرسند.
برای کشف این ویژگی و دسترسی به میلیونها مقاله و پادکست علمی، میتوانید از طریق وبگاه آکادمیا مراجعه فرمایید: https://www.academia.edu
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
آکادمیا (Academia.edu)، یکی از بزرگترین شبکههای اجتماعی علمی جهان با بیش از ۲۹۵ میلیون کاربر، اخیراً گامی انقلابی در جهت ترویج علم، تأثیرگذاری اجتماعی علم و دموکراتیکسازی دسترسی به دانش علمی برداشته است. این شبکه اجتماعی با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، برای هر مقالۀ موجود در مخزن خود، یک پادکست خلاصهشده پنجدقیقهای تولید میکند. این ویژگی نوین، نه تنها موانع زمانی و شناختیِ دسترسی به محتوای پژوهشی را کاهش میدهد، بلکه تحولی عمیق در نحوۀ مصرف، انتشار و تأثیرگذاری دانش علمی ایجاد میکند.
مزایای پادکست شدن مقالات علمی:
۱. افزایش دسترسیپذیری و جذابیت محتوای علمی
بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و حتی عموم علاقهمندان، به دلیل محدودیتهای زمانی یا سبک زندگی پُرمشغله، تمایلی به خواندن متن کامل مقالات علمی ندارند. پادکستهای خلاصه، این موانع را با ارائۀ محتوایی شنیداری، قابلدرک و فشرده از میان برمیدارند. این رویکرد، مخاطبان گستردهتری را، از جمله افرادی که در حین انجام امور روزمره هستند، به سوی دانش علمی سوق میدهد.
۲. تقویت ضریب تأثیرگذاری استنادی
وقتی یک مقاله به صورت شنیداری و در قالبی جذاب در اختیار جامعۀ علمی قرار میگیرد، احتمال آشنایی سریعتر سایر پژوهشگران با آن افزایش مییابد. این آشنایی سریع، منجر به استنادهای بیشتر میشود. مطالعات نشان دادهاند که قابلیت کشفپذیری یکی از عوامل کلیدی در افزایش استناد است؛ و پادکستها به عنوان یک ابزار کشفپذیری هوشمند، نقشی کلیدی در این فرایند ایفا میکنند.
۳. تسریع چرخۀ پژوهش و همکاریهای بینرشتهای
پژوهشگران با گوش دادن به خلاصههای صوتی مقالات، میتوانند در کمترین زمان ممکن، با آخرین یافتههای حوزههای مرتبط، حتی خارج از تخصص اصلی خود، آشنا شوند. این امر، زمینهساز همکاریهای بینرشتهای و نوآوریهای ترکیبی میشود که در دهههای اخیر به عنوان یکی از موتورهای پیشرفت علم شناخته شدهاند.
۴. افزایش تأثیرگذاری اجتماعی علم
علم تنها زمانی میتواند جامعه را تغییر دهد که از دیوارهای دانشگاهها و ناشران فراتر رود. پادکستهای علمی، با زبانی سادهتر و قالبی روزمره، دانش تخصصی را به عموم مردم منتقل میکنند. این امر، آگاهی عمومی را افزایش داده، تصمیمگیریهای آگاهانهتری در سطح فردی و سیاستی را ممکن میسازد و در نهایت، ارزش اجتماعی پژوهش را چند برابر میکند.
۵. حمایت از تنوع شیوههای یادگیری
افراد سبکهای یادگیری متفاوتی دارند. برخی بصری، برخی کلامی و برخی شنیداری هستند. پادکستهای علمی، به ویژه برای یادگیرندگان شنیداری، فرصتی ایدهآل برای درک مفاهیم پیچیده فراهم میکنند. این تنوع در ارائه محتوا، عدالت شناختی (Cognitive Justice) را در دسترسی به دانش تقویت میکند.
جمعبندی
تولید خودکار پادکستهای پنجدقیقهای برای مقالات علمی توسط آکادمیا، تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بلکه تحولی فرهنگی و معرفتشناختی در نظام دانشآفرینی پساهوش مصنوعی است. این ابتکار، با ترکیب هوش مصنوعی و رسانههای صوتی، مرزهای دانش را گسترش داده و آن را از انحصار خوانندگان تخصصی، به ابزاری زنده و در دسترس برای عموم تبدیل میکند. در عصری که «سرعت» و «دسترسی آزاد»، دو محور اصلی گردش دانش هستند، چنین ابتکاراتی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری به نظر میرسند.
برای کشف این ویژگی و دسترسی به میلیونها مقاله و پادکست علمی، میتوانید از طریق وبگاه آکادمیا مراجعه فرمایید: https://www.academia.edu
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
www.academia.edu
Academia.edu - Find Research Papers, Topics, Researchers
Academia.edu is the platform to share, find, and explore 50 Million research papers. Join us to accelerate your research needs & academic interests.
👍3
تغییر زبان انتشار مجله مستلزم اخذ شماره شاپای جدید
تغییر زبان انتشار یک مجله، از منظر استانداردهای بینالمللی شناسایی مجلات، به منزله تغییر اساسی در ماهیت و هویت محتوایی آن مجله محسوب میشود. بنابراین، مجلهای که زبان انتشار خود را تغییر میدهد (برای مثال از فارسی به انگلیسی یا برعکس)، موظف است پس از انتشار نخستین شماره با زبان جدید، برای دریافت شماره شاپای جدید اقدام نماید. این الزام بدان دلیل است که شماره شاپا به عنوان شناسه یکتا و دائمی برای یک عنوان مجله در یک قالب و زبان مشخص اختصاص مییابد. تغییر زبان، موجب ایجاد نسخهای مستقل از همان مجله میشود که باید در نظامهای شناسایی و نمایهسازی بینالمللی (نظیر پرتال شاپا، اسکوپوس، دواج و غیره) به صورت جداگانه ثبت گردد تا از بروز ابهام در ارجاعدهی، نمایهسازی، و ارزیابیهای علمی جلوگیری شود. بنابراین، ناشر مجله باید ضمن انتشار اطلاعیه رسمی در وبگاه و در صفحه "درباره مجله"، زمان دقیق تغییر زبان را اعلام کرده و شماره جدید شاپا به همراه فراپیوند به پرتال شاپا را درج نماید. این اقدام نه تنها الزامی از نظر فنی و کتابشناختی است، بلکه از منظر شفافیت علمی، استمرار اعتبار نشریه و تطابق با معیارهای نمایههای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
در ضمن، مجلاتی که شماره شاپای موقت دارند بایستی آن را دائمی کنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تغییر زبان انتشار یک مجله، از منظر استانداردهای بینالمللی شناسایی مجلات، به منزله تغییر اساسی در ماهیت و هویت محتوایی آن مجله محسوب میشود. بنابراین، مجلهای که زبان انتشار خود را تغییر میدهد (برای مثال از فارسی به انگلیسی یا برعکس)، موظف است پس از انتشار نخستین شماره با زبان جدید، برای دریافت شماره شاپای جدید اقدام نماید. این الزام بدان دلیل است که شماره شاپا به عنوان شناسه یکتا و دائمی برای یک عنوان مجله در یک قالب و زبان مشخص اختصاص مییابد. تغییر زبان، موجب ایجاد نسخهای مستقل از همان مجله میشود که باید در نظامهای شناسایی و نمایهسازی بینالمللی (نظیر پرتال شاپا، اسکوپوس، دواج و غیره) به صورت جداگانه ثبت گردد تا از بروز ابهام در ارجاعدهی، نمایهسازی، و ارزیابیهای علمی جلوگیری شود. بنابراین، ناشر مجله باید ضمن انتشار اطلاعیه رسمی در وبگاه و در صفحه "درباره مجله"، زمان دقیق تغییر زبان را اعلام کرده و شماره جدید شاپا به همراه فراپیوند به پرتال شاپا را درج نماید. این اقدام نه تنها الزامی از نظر فنی و کتابشناختی است، بلکه از منظر شفافیت علمی، استمرار اعتبار نشریه و تطابق با معیارهای نمایههای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
در ضمن، مجلاتی که شماره شاپای موقت دارند بایستی آن را دائمی کنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
تعداد اندک مقالات منتشرشده در مجلات ایرانی به خاطر افزایش تعداد مجلات
تعداد اندک مقالات منتشرشده در یک مجله علمی اعم از اینکه به زبان فارسی یا انگلیسی، مانند میانگین ۲۴ یا ۲۸ مقاله در سال، معمولاً نشاندهندۀ محدودیتهای جدی در ظرفیت تولید علم، ضعف جذب مقالات باکیفیت، یا محدودیت دامنۀ موضوعی آن مجله است. از دیدگاه پایگاههای استنادی مانند اسکوپوس، این کمبود مقالۀ علمی میتواند به عنوان شاخصی از عدم پایداری ساختاری و ثبات انتشار، ضعف در شبکهسازی علمی، یا محدودیت در دسترسی به جامعۀ پژوهشگران گسترده تفسیر شود. علاوهبراین، انتشار مقالات به زبان فارسی، هرچند از اهمیت فرهنگی و ملی برخوردار است، میتواند مانع از دستیابی به مخاطبان جهانی و کاهش تأثیرگذاری بینالمللی مجله شود. در این راستا، گسترش حوزۀ موضوعی مجله، جذب مشارکتهای بینالمللی، تشویق انتشار به زبان انگلیسی در قالب ویژهنامه تحت سردبیری مهمان خارجی، یا ادغام با مجلات مشابه میتواند راهکارهایی کارآمد برای ارتقای کمی و کیفی مجله و در نهایت، دستیابی به استانداردهای بینالمللی نمایهسازی باشد.
دیروز مجلهای فارسی که دامنۀ موضوعی آن خاص است توسط اسکوپوس به دلایل زیر رد شده است:
• The journal publishes an average of 24 articles per year. Scopus is reluctant to index journals which such a low number of publications per year, as this is insufficient proof of viability. An increase in the number of publications is therefore needed before the journal can be indexed in Scopus.
• It may be difficult to achieve the aims above for a journal published by a university, especially given that articles are published in a local language. One strategy to improve the quality and quantity of the journal would be to broaden the scope, and/or merge with other local journals.
ترجمه ایرادات:
• این مجله به طور میانگین سالانه ۲۴ مقاله منتشر میکند. اسکوپوس تمایلی به نمایهسازی مجلاتی که چنین تعداد پایینی از مقالات را در سال منتشر میکنند ندارد؛ زیرا این میزان انتشار شواهد کافی برای اثبات تداوم و پایداری مجله محسوب نمیشود. بنابراین، برای نمایهسازی مجله در اسکوپوس، افزایش تعداد مقالات منتشرشده ضروری است.
• دستیابی به اهداف فوق برای یک مجله دانشگاهی، به ویژه زمانی که مقالات به زبان فارسی منتشر میشوند، ممکن است دشوار باشد. یکی از راهبردهای مؤثر برای بهبود کیفیت و کمّیت مجله، گسترش حوزۀ موضوعی آن و/یا ادغام با سایر مجلات فارسی است.
چالش ساختاری در نظام مجلات علمی ایران: قابل توجه معاونان محترم پژوهشی کشور
ایراد دومی که اسکوپوس مطرح کرده، به چالشی ساختاری در نظام مجلات علمی ایران اشاره دارد: فقدان ناشران تجاری بزرگ و بینالمللی در حوزۀ مجلات کشور. برخلاف کشورهای پیشرو که ناشرانی چون الزویر، اشپرینگر، و امرالد با سرمایهگذاری گسترده، زیرساختهای لازم برای تولید، نشر و گسترش مجلات علمی را فراهم میکنند، ایران فاقد چنین بازیگران کلیدی در حوزۀ مجلات علمی است. در این شرایط، بار اصلی راهاندازی و مدیریت مجلات علمی بر دوش معاونت پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است؛ امری که اغلب منجر به پراکندگی منابع، عدم استانداردسازی فرایندهای داوری و نشر و نمایهسازی مجلات، و کاهش رقابتپذیری بینالمللی این مجلات میشود. این وضعیت، مسئولیت نهادهای سیاستگذار ملی، از جمله وزارتین عتف و بهداشت، و کمیسیونهای نشریات کشور را در طراحی و اجرای سیاستهای هدفمند برای تقویت زیستبوم مجلات علمی کشور، دوچندان میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تعداد اندک مقالات منتشرشده در یک مجله علمی اعم از اینکه به زبان فارسی یا انگلیسی، مانند میانگین ۲۴ یا ۲۸ مقاله در سال، معمولاً نشاندهندۀ محدودیتهای جدی در ظرفیت تولید علم، ضعف جذب مقالات باکیفیت، یا محدودیت دامنۀ موضوعی آن مجله است. از دیدگاه پایگاههای استنادی مانند اسکوپوس، این کمبود مقالۀ علمی میتواند به عنوان شاخصی از عدم پایداری ساختاری و ثبات انتشار، ضعف در شبکهسازی علمی، یا محدودیت در دسترسی به جامعۀ پژوهشگران گسترده تفسیر شود. علاوهبراین، انتشار مقالات به زبان فارسی، هرچند از اهمیت فرهنگی و ملی برخوردار است، میتواند مانع از دستیابی به مخاطبان جهانی و کاهش تأثیرگذاری بینالمللی مجله شود. در این راستا، گسترش حوزۀ موضوعی مجله، جذب مشارکتهای بینالمللی، تشویق انتشار به زبان انگلیسی در قالب ویژهنامه تحت سردبیری مهمان خارجی، یا ادغام با مجلات مشابه میتواند راهکارهایی کارآمد برای ارتقای کمی و کیفی مجله و در نهایت، دستیابی به استانداردهای بینالمللی نمایهسازی باشد.
دیروز مجلهای فارسی که دامنۀ موضوعی آن خاص است توسط اسکوپوس به دلایل زیر رد شده است:
• The journal publishes an average of 24 articles per year. Scopus is reluctant to index journals which such a low number of publications per year, as this is insufficient proof of viability. An increase in the number of publications is therefore needed before the journal can be indexed in Scopus.
• It may be difficult to achieve the aims above for a journal published by a university, especially given that articles are published in a local language. One strategy to improve the quality and quantity of the journal would be to broaden the scope, and/or merge with other local journals.
ترجمه ایرادات:
• این مجله به طور میانگین سالانه ۲۴ مقاله منتشر میکند. اسکوپوس تمایلی به نمایهسازی مجلاتی که چنین تعداد پایینی از مقالات را در سال منتشر میکنند ندارد؛ زیرا این میزان انتشار شواهد کافی برای اثبات تداوم و پایداری مجله محسوب نمیشود. بنابراین، برای نمایهسازی مجله در اسکوپوس، افزایش تعداد مقالات منتشرشده ضروری است.
• دستیابی به اهداف فوق برای یک مجله دانشگاهی، به ویژه زمانی که مقالات به زبان فارسی منتشر میشوند، ممکن است دشوار باشد. یکی از راهبردهای مؤثر برای بهبود کیفیت و کمّیت مجله، گسترش حوزۀ موضوعی آن و/یا ادغام با سایر مجلات فارسی است.
چالش ساختاری در نظام مجلات علمی ایران: قابل توجه معاونان محترم پژوهشی کشور
ایراد دومی که اسکوپوس مطرح کرده، به چالشی ساختاری در نظام مجلات علمی ایران اشاره دارد: فقدان ناشران تجاری بزرگ و بینالمللی در حوزۀ مجلات کشور. برخلاف کشورهای پیشرو که ناشرانی چون الزویر، اشپرینگر، و امرالد با سرمایهگذاری گسترده، زیرساختهای لازم برای تولید، نشر و گسترش مجلات علمی را فراهم میکنند، ایران فاقد چنین بازیگران کلیدی در حوزۀ مجلات علمی است. در این شرایط، بار اصلی راهاندازی و مدیریت مجلات علمی بر دوش معاونت پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است؛ امری که اغلب منجر به پراکندگی منابع، عدم استانداردسازی فرایندهای داوری و نشر و نمایهسازی مجلات، و کاهش رقابتپذیری بینالمللی این مجلات میشود. این وضعیت، مسئولیت نهادهای سیاستگذار ملی، از جمله وزارتین عتف و بهداشت، و کمیسیونهای نشریات کشور را در طراحی و اجرای سیاستهای هدفمند برای تقویت زیستبوم مجلات علمی کشور، دوچندان میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
🙏6👏1
شناساگر اشیای دیجیتالی: بررسی شناساگر DOR و DOI
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) یک نظام شناساگر داخلی و درونسازمانی به نام «شناساگر دیجیتال اشیاء» (Digital Object Recognizer: DOR) برای مقالات مجلات ایرانی ارائه میکند. این شناساگر تنها در محدودۀ داخلی پایگاه مذکور کاربرد دارد و هیچ اعتبار یا کارکردی در سطح بینالمللی یا حتی در سایر پایگاههای اطلاعاتی ملی ندارد. به عبارت دیگر، DOR یک شناساگر بسته و غیرقابل استفاده خارج از محیط خاص خود محسوب میشود.
پایگاه مذکور ادعا میکند که DOR یک کد منحصربهفرد برای هر شیء دیجیتالی است که «همانند اثر انگشت» آن شیء عمل میکند و امکان ارجاع سریعتر و دقیقتر به محتوا را فراهم میآورد. همچنین این مرکز مدعی است که با بهکارگیری DOR، محدودیتهای مرتبط با شناساگر اشیای دیجیتالی بینالمللی (DOI) برای کاربران ایرانی مرتفع خواهد شد.
با این حال، چند نکتۀ اساسی در تناقض با این ادعاها وجود دارد. نخست آنکه DOR هیچگونه کارکرد بینالمللی ندارد و حتی در سطح ملی نیز توسط تمام پایگاههای اطلاعاتی داخلی پذیرفته نشده است. دوم اینکه، برخلاف ادعای «رفع محدودیتهای DOI»، شناساگر DOR خود هزینهبر است و مجلات برای دریافت آن ملزم به پرداخت هزینهای مشابه هزینۀ DOI هستند. در چنین شرایطی، توجیه اقتصادی و کاربردی این هزینه در غیاب هرگونه سودمندی بینسازمانی یا بینالمللی، از اعتبار علمی و منطقی برخوردار نیست.
در مقابل، شناساگر DOI تنها در صورتی در شبکههای علمی جهانی (مانند ریسرچگیت، آکادمیا، گوگل اسکالر، و پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی) به درستی عمل میکند که توسط سازمانهای معتبر بینالمللی مانند Crossref تخصیص یابد. حتی شناساگرهای DOI که از طریق سازمانهای جایگزین مانند mEDRA به مجلات ایرانی اختصاص مییابند، اغلب از کارایی لازم در سطح جهانی برخوردار نیستند؛ هرچند در شرایط تحریمهای بینالمللی، داشتن چنین شناساگری همچنان بهتر از عدم داشتن هرگونه شناساگر است.
در همین راستا، باید اشاره کرد که برخی سازمانهای بینالمللی، بدون دریافت هزینه، شناساگرهای استاندارد و کارآمدی را در اختیار جامعۀ علمی قرار میدهند. به عنوان مثال، چکیدهنامۀ شیمی آمریکا (Chemical Abstracts Service) برای تمامی مجلات نمایه شده، کد شناسایی CODEN را به صورت رایگان اختصاص میدهد که باز کاربرد درون پایگاهی دارد. همچنین، سامانۀ ORCID به صورت رایگان یک شناساگر منحصربهفرد و پایدار برای هر پژوهشگر فراهم میکند که در اکثر بسترهای علمی جهانی پذیرفته شده است.
در مجموع، مجلات ایرانی که از شناساگر DOI معتبر (به ویژه از طریق کراسرف) بهره میبرند، هیچ توجیۀ علمی یا فنی برای استفادۀ همزمان یا جایگزین از شناساگر DOR وجود ندارد. اتخاذ چنین شناساگرهای داخلی بدون پشتوانۀ بینالمللی، نه تنها هزینههای اضافی را بر سیستم نشر مجلات علمی تحمیل میکند، بلکه ممکن است به جای تسهیل، باعث ایجاد سردرگمی و تکثیر غیرضروری شناساگرها در فضای علمی شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) یک نظام شناساگر داخلی و درونسازمانی به نام «شناساگر دیجیتال اشیاء» (Digital Object Recognizer: DOR) برای مقالات مجلات ایرانی ارائه میکند. این شناساگر تنها در محدودۀ داخلی پایگاه مذکور کاربرد دارد و هیچ اعتبار یا کارکردی در سطح بینالمللی یا حتی در سایر پایگاههای اطلاعاتی ملی ندارد. به عبارت دیگر، DOR یک شناساگر بسته و غیرقابل استفاده خارج از محیط خاص خود محسوب میشود.
پایگاه مذکور ادعا میکند که DOR یک کد منحصربهفرد برای هر شیء دیجیتالی است که «همانند اثر انگشت» آن شیء عمل میکند و امکان ارجاع سریعتر و دقیقتر به محتوا را فراهم میآورد. همچنین این مرکز مدعی است که با بهکارگیری DOR، محدودیتهای مرتبط با شناساگر اشیای دیجیتالی بینالمللی (DOI) برای کاربران ایرانی مرتفع خواهد شد.
با این حال، چند نکتۀ اساسی در تناقض با این ادعاها وجود دارد. نخست آنکه DOR هیچگونه کارکرد بینالمللی ندارد و حتی در سطح ملی نیز توسط تمام پایگاههای اطلاعاتی داخلی پذیرفته نشده است. دوم اینکه، برخلاف ادعای «رفع محدودیتهای DOI»، شناساگر DOR خود هزینهبر است و مجلات برای دریافت آن ملزم به پرداخت هزینهای مشابه هزینۀ DOI هستند. در چنین شرایطی، توجیه اقتصادی و کاربردی این هزینه در غیاب هرگونه سودمندی بینسازمانی یا بینالمللی، از اعتبار علمی و منطقی برخوردار نیست.
در مقابل، شناساگر DOI تنها در صورتی در شبکههای علمی جهانی (مانند ریسرچگیت، آکادمیا، گوگل اسکالر، و پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی) به درستی عمل میکند که توسط سازمانهای معتبر بینالمللی مانند Crossref تخصیص یابد. حتی شناساگرهای DOI که از طریق سازمانهای جایگزین مانند mEDRA به مجلات ایرانی اختصاص مییابند، اغلب از کارایی لازم در سطح جهانی برخوردار نیستند؛ هرچند در شرایط تحریمهای بینالمللی، داشتن چنین شناساگری همچنان بهتر از عدم داشتن هرگونه شناساگر است.
در همین راستا، باید اشاره کرد که برخی سازمانهای بینالمللی، بدون دریافت هزینه، شناساگرهای استاندارد و کارآمدی را در اختیار جامعۀ علمی قرار میدهند. به عنوان مثال، چکیدهنامۀ شیمی آمریکا (Chemical Abstracts Service) برای تمامی مجلات نمایه شده، کد شناسایی CODEN را به صورت رایگان اختصاص میدهد که باز کاربرد درون پایگاهی دارد. همچنین، سامانۀ ORCID به صورت رایگان یک شناساگر منحصربهفرد و پایدار برای هر پژوهشگر فراهم میکند که در اکثر بسترهای علمی جهانی پذیرفته شده است.
در مجموع، مجلات ایرانی که از شناساگر DOI معتبر (به ویژه از طریق کراسرف) بهره میبرند، هیچ توجیۀ علمی یا فنی برای استفادۀ همزمان یا جایگزین از شناساگر DOR وجود ندارد. اتخاذ چنین شناساگرهای داخلی بدون پشتوانۀ بینالمللی، نه تنها هزینههای اضافی را بر سیستم نشر مجلات علمی تحمیل میکند، بلکه ممکن است به جای تسهیل، باعث ایجاد سردرگمی و تکثیر غیرضروری شناساگرها در فضای علمی شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👏5