انتشار مقاله و کتاب ستون فقرات دانش علمی
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍1
تحلیل جایگاه SID و ISC در ارتقای مرجعیت علمی ایران
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
نامه سرگشاده به معاون محترم پژوهشی وزارت عتف و ریاست محترم مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍4
چرایی حذف مجله کتابداری دانشگاه تهران از نظام ارزیابی پایگاه استنادی جهان اسلام
چندی پیش، یادداشتی انتقادی–مقایسهای در خصوص عملکرد دو پایگاه اطلاعاتی کشور، یعنی «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)» و «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)» نوشتم که هدف آن بررسی سهم واقعی آنها در ارتقای مرجعیت علمی ایران و شناسایی نقاط قوت و ضعفشان بود. در این یادداشت، ضمن تأکید بر اهمیت وجود چنین زیرساختهایی، به برخی کاستیها همچون موازیکاری، عدم شفافیت در معیارهای ارزیابی و چالشهای نمایهسازی اشاره شد.
انتشار این نقد، متأسفانه با واکنش منفی برخی مدیران مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز مواجه گردید و در پی آن، مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی» دانشگاه تهران دوباره از نظام ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهـــــــــــان اســــــــــــــلام حذف شد (مجلهای که قالب (تمپلت) آن توسط بسیاری از مجلات فارسی و عربی جهان اسلام استفاده میشود)؛ تنها جایی که میتوانستند به بنده ضربه بزنند همین بود. چنین اقدامی بیش از هر چیز نشاندهندۀ ضعف فرهنگ نقدپذیری و ضرورت بازاندیشی در مدیریت علمی کشور است. نقد علمی باید بهمنزلۀ فرصتی برای اصلاح و بهبود در نظر گرفته شود، نه زمینهای برای حذف و کنار گذاشتن مجلات یا استادان و پژوهشگران.
سالها پیش بر ضرورت تجمیع پایگاههای اطلاعاتی کشور و حذف سازمانها و مراکز اطلاعرسانی موازی مانند مرکز منطقهای اطلاعرسانی شیراز و ادغام آن در ایرانداک تأکید داشتم. اگر این مسیر به طور جدی دنبال میشد، امروز شاهد بخشی از مشکلات کنونی نبودیم. بر همین اساس، در درخواستی خطاب به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و معاونت پژوهشی وزارت عتف، بار دیگر بر اهمیت یکپارچهسازی پایگاههای اطلاعاتی کشور و پرهیز از موازیکاری تأکید خواهم کرد.
گامهای آتی این تلاش، نه در جهت تقابل، بلکه با هدف همافزایی، رفع موازیکاریها و ارتقای کارآمدی پایگاههای اطلاعاتی ایران در عصر هوش مصنوعی خواهد بود. تقویت نظامهای اطلاعاتی پژوهشی و بهبود کیفیت نمایهسازی، پیششرطی کلیدی برای ارتقای مرجعیت علمی ایران در سطح بینالمللی است.
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
چندی پیش، یادداشتی انتقادی–مقایسهای در خصوص عملکرد دو پایگاه اطلاعاتی کشور، یعنی «مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID)» و «پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC)» نوشتم که هدف آن بررسی سهم واقعی آنها در ارتقای مرجعیت علمی ایران و شناسایی نقاط قوت و ضعفشان بود. در این یادداشت، ضمن تأکید بر اهمیت وجود چنین زیرساختهایی، به برخی کاستیها همچون موازیکاری، عدم شفافیت در معیارهای ارزیابی و چالشهای نمایهسازی اشاره شد.
انتشار این نقد، متأسفانه با واکنش منفی برخی مدیران مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز مواجه گردید و در پی آن، مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی» دانشگاه تهران دوباره از نظام ارزیابی پایگاه استنادی علوم جهـــــــــــان اســــــــــــــلام حذف شد (مجلهای که قالب (تمپلت) آن توسط بسیاری از مجلات فارسی و عربی جهان اسلام استفاده میشود)؛ تنها جایی که میتوانستند به بنده ضربه بزنند همین بود. چنین اقدامی بیش از هر چیز نشاندهندۀ ضعف فرهنگ نقدپذیری و ضرورت بازاندیشی در مدیریت علمی کشور است. نقد علمی باید بهمنزلۀ فرصتی برای اصلاح و بهبود در نظر گرفته شود، نه زمینهای برای حذف و کنار گذاشتن مجلات یا استادان و پژوهشگران.
سالها پیش بر ضرورت تجمیع پایگاههای اطلاعاتی کشور و حذف سازمانها و مراکز اطلاعرسانی موازی مانند مرکز منطقهای اطلاعرسانی شیراز و ادغام آن در ایرانداک تأکید داشتم. اگر این مسیر به طور جدی دنبال میشد، امروز شاهد بخشی از مشکلات کنونی نبودیم. بر همین اساس، در درخواستی خطاب به معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری و معاونت پژوهشی وزارت عتف، بار دیگر بر اهمیت یکپارچهسازی پایگاههای اطلاعاتی کشور و پرهیز از موازیکاری تأکید خواهم کرد.
گامهای آتی این تلاش، نه در جهت تقابل، بلکه با هدف همافزایی، رفع موازیکاریها و ارتقای کارآمدی پایگاههای اطلاعاتی ایران در عصر هوش مصنوعی خواهد بود. تقویت نظامهای اطلاعاتی پژوهشی و بهبود کیفیت نمایهسازی، پیششرطی کلیدی برای ارتقای مرجعیت علمی ایران در سطح بینالمللی است.
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍3❤1
با سلام و احترام،
به اطلاع کلیه اعضای محترم هیئت علمی، پژوهشگران، دانشجویان و کارشناسان مجلات علمی میرساند:
به مناسبت هفته جهانی داوری همتا (Peer Review Week)، سه کارگاه تخصصی با هدف بازاندیشی و ارتقای فرآیند داوری در عصر فناوریهای نوین، برگزار میگردد.
جزئیات کارگاهها:
۱. کارگاه اول: هوش مصنوعی و آینده نشر مجلات علمی: استانداردها، نمایهسازی، و فرآیند داوری
مخاطبان: اعضای هیئت تحریریه، سردبیران و کارشناسان مجلات علمی
زمان: شنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهنده: جناب آقای دکتر علیرضا نوروزی
۲. کارگاه دوم: فراتر از قضاوت انسانی: رویکردهای تحولآفرین به داوری همتا در عصر هوش مصنوعی
مخاطبان: اساتید، اعضای محترم هیئت علمی و داوران مجلات
زمان: دوشنبه، ۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: سرکار خانم دکتر معصومه استاجی و جناب آقای دکتر مهدی علیپور حافظی
۳. کارگاه سوم: واکاوی مراحل داوری مقالات علمی: روشها، چالشها، و مزیتهای داوری مبتنی بر هوش مصنوعی و تخصص انسانی
مخاطبان: دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران جوان
زمان: یکشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: جناب آقای دکتر فرهاد غیاثوند و سرکار خانم دکتر هانیه سیری
از کلیه همکاران، پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند دعوت میشود با حضور خود در این رویداد، بر غنای آن بیفزایند.
آدرس: اتوبان چمران، پل مدیریت، علامه جنوبی، نبش حقطلب، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه ۳ سالن شهید مطهری
به اطلاع کلیه اعضای محترم هیئت علمی، پژوهشگران، دانشجویان و کارشناسان مجلات علمی میرساند:
به مناسبت هفته جهانی داوری همتا (Peer Review Week)، سه کارگاه تخصصی با هدف بازاندیشی و ارتقای فرآیند داوری در عصر فناوریهای نوین، برگزار میگردد.
جزئیات کارگاهها:
۱. کارگاه اول: هوش مصنوعی و آینده نشر مجلات علمی: استانداردها، نمایهسازی، و فرآیند داوری
مخاطبان: اعضای هیئت تحریریه، سردبیران و کارشناسان مجلات علمی
زمان: شنبه، ۲۹ شهریور ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهنده: جناب آقای دکتر علیرضا نوروزی
۲. کارگاه دوم: فراتر از قضاوت انسانی: رویکردهای تحولآفرین به داوری همتا در عصر هوش مصنوعی
مخاطبان: اساتید، اعضای محترم هیئت علمی و داوران مجلات
زمان: دوشنبه، ۷ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: سرکار خانم دکتر معصومه استاجی و جناب آقای دکتر مهدی علیپور حافظی
۳. کارگاه سوم: واکاوی مراحل داوری مقالات علمی: روشها، چالشها، و مزیتهای داوری مبتنی بر هوش مصنوعی و تخصص انسانی
مخاطبان: دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران جوان
زمان: یکشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ تا ۱۳
ارائهدهندگان: جناب آقای دکتر فرهاد غیاثوند و سرکار خانم دکتر هانیه سیری
از کلیه همکاران، پژوهشگران و دانشجویان علاقهمند دعوت میشود با حضور خود در این رویداد، بر غنای آن بیفزایند.
آدرس: اتوبان چمران، پل مدیریت، علامه جنوبی، نبش حقطلب، دانشکده ادبیات فارسی و زبانهای خارجی، طبقه ۳ سالن شهید مطهری
ضرورت ترویج علم در حوزه علوم پزشکی از طریق شبکههای اجتماعی
اگر کلیدواژهایی مانند Medicine، Medical، Biomedical و مشتقات آنها را در شبکههای اجتماعی علمی همچون آکادمیا، ریسرچگیت، توییتر/ایکس، و سایر بسترهای اجتماعی جستجو نمایید، مشاهده خواهید کرد که چه بسیارند دانشگاهها، دانشکدهها، مجلات، نویسندگان و پژوهشگران حوزۀ علوم پزشکی که در این شبکهها فعال هستند. آنها به طور گسترده از ظرفیت این بسترها برای ترویج علم، تبلیغ و برندسازی فردی و سازمانی، بازاریابی پژوهش، افزایش رؤیتپذیری مقالات و مجلات، تأثیرگذاری اجتماعی، و انتقال دانش استفاده میکنند.
در جهان امروز، تحقیقات پزشکی اگر صرفاً در قالب مقالات علمی در پایگاههای اطلاعاتی محدود منتشر شوند، احتمالاً به دست مخاطبان اصلی خود ــ شامل پزشکان، سیاستگذاران، بیماران، نهادهای تصمیمساز و حتی رسانههای عمومی ــ نخواهند رسید. شبکههای اجتماعی این خلأ ارتباطی را پُر کردهاند و امکان گسترش دامنۀ نفوذ دانش پزشکی را فراهم میآورند. این بسترها علاوه بر ارتقای ضریب نشر و دامنۀ نفوذ علمی و افزایش استنادات علمی، زمینهساز تعاملات بینرشتهای، تبادل تجربیات پژوهشی، و ارتقای تأثیر اجتماعی علوم پزشکی نیز هستند.
علاوهبراین، در بسیاری از کشورها، دانشگاهها، انجمنهای علمی و مجلات معتبر پزشکی با طراحی و اجرای استراتژیهای ارتباطی در شبکههای اجتماعی، اهداف متنوعی همچون اطلاعرسانی پژوهشهای نوین، بازاریابی علمی، برندسازی سازمانی، و آموزش عمومی سلامت را دنبال میکنند. این روند نشان میدهد که استفاده از شبکههای اجتماعی صرفاً یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به یک الزام راهبردی در عرصۀ ترویج علم و دیپلماسی علمی تبدیل شده است. به بیان دیگر، بهرهگیری از ظرفیت شبکههای اجتماعی نه تنها به تقویت جایگاه علمی و حرفهای پژوهشگران علوم پزشکی کمک میکند، بلکه با تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی برای عموم مردم، به تحقق یکی از رسالتهای بنیادین علوم پزشکی یعنی ارتقای سلامت عمومی و عدالت در دسترسی به دانش سلامت یاری میرساند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
اگر کلیدواژهایی مانند Medicine، Medical، Biomedical و مشتقات آنها را در شبکههای اجتماعی علمی همچون آکادمیا، ریسرچگیت، توییتر/ایکس، و سایر بسترهای اجتماعی جستجو نمایید، مشاهده خواهید کرد که چه بسیارند دانشگاهها، دانشکدهها، مجلات، نویسندگان و پژوهشگران حوزۀ علوم پزشکی که در این شبکهها فعال هستند. آنها به طور گسترده از ظرفیت این بسترها برای ترویج علم، تبلیغ و برندسازی فردی و سازمانی، بازاریابی پژوهش، افزایش رؤیتپذیری مقالات و مجلات، تأثیرگذاری اجتماعی، و انتقال دانش استفاده میکنند.
در جهان امروز، تحقیقات پزشکی اگر صرفاً در قالب مقالات علمی در پایگاههای اطلاعاتی محدود منتشر شوند، احتمالاً به دست مخاطبان اصلی خود ــ شامل پزشکان، سیاستگذاران، بیماران، نهادهای تصمیمساز و حتی رسانههای عمومی ــ نخواهند رسید. شبکههای اجتماعی این خلأ ارتباطی را پُر کردهاند و امکان گسترش دامنۀ نفوذ دانش پزشکی را فراهم میآورند. این بسترها علاوه بر ارتقای ضریب نشر و دامنۀ نفوذ علمی و افزایش استنادات علمی، زمینهساز تعاملات بینرشتهای، تبادل تجربیات پژوهشی، و ارتقای تأثیر اجتماعی علوم پزشکی نیز هستند.
علاوهبراین، در بسیاری از کشورها، دانشگاهها، انجمنهای علمی و مجلات معتبر پزشکی با طراحی و اجرای استراتژیهای ارتباطی در شبکههای اجتماعی، اهداف متنوعی همچون اطلاعرسانی پژوهشهای نوین، بازاریابی علمی، برندسازی سازمانی، و آموزش عمومی سلامت را دنبال میکنند. این روند نشان میدهد که استفاده از شبکههای اجتماعی صرفاً یک انتخاب اختیاری نیست، بلکه به یک الزام راهبردی در عرصۀ ترویج علم و دیپلماسی علمی تبدیل شده است. به بیان دیگر، بهرهگیری از ظرفیت شبکههای اجتماعی نه تنها به تقویت جایگاه علمی و حرفهای پژوهشگران علوم پزشکی کمک میکند، بلکه با تسهیل دسترسی به اطلاعات علمی برای عموم مردم، به تحقق یکی از رسالتهای بنیادین علوم پزشکی یعنی ارتقای سلامت عمومی و عدالت در دسترسی به دانش سلامت یاری میرساند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش
نویسندگان بایستی در صورت استفاده از هوش مصنوعی، اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش را تکمیل نمایند.
تمپلت/قالب مقالات مجله تحقیقات کتابداری دانشگاه تهران، جهت الگوبرداری و بهرهبرداری توسط مجلاتی که رؤیای نمایهسازی توسط پایگاههای بینالمللی مانند دواج، ابسکو، اگریس، کبی، اسکوپوس و ... دارند تقدیم می گردد. نسخه جدید روی وبگاه مجله قرار دارد. متأسفانه امکان ارسال به تلگرام نیست.
https://jlib.ut.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
نویسندگان بایستی در صورت استفاده از هوش مصنوعی، اعلامیه هوش مصنوعی مولد و فناوریهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند نگارش را تکمیل نمایند.
تمپلت/قالب مقالات مجله تحقیقات کتابداری دانشگاه تهران، جهت الگوبرداری و بهرهبرداری توسط مجلاتی که رؤیای نمایهسازی توسط پایگاههای بینالمللی مانند دواج، ابسکو، اگریس، کبی، اسکوپوس و ... دارند تقدیم می گردد. نسخه جدید روی وبگاه مجله قرار دارد. متأسفانه امکان ارسال به تلگرام نیست.
https://jlib.ut.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
jlib.ut.ac.ir
تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی
تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی، مجله تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگا
نامگذاری مجلات علمی: پرهیز از حشو کلمات مترادف
در نامگذاری مجلات علمی، گاهی از واژههایی مانند «پژوهشهای ...»، «تحقیقات ...» یا «مطالعات ...» استفاده میشود تا حوزۀ کاری مجله مشخص شود. با این حال، ترکیب «پژوهشهای مطالعات ...» یا «پژوهشهای نوین در مطالعات ...» در یک عنوان، از نظر علمی و نگارشی کمی طولانی، تکراری و مبهم به نظر میرسد. دلایل آن به شرح زیر قابل تبیین است.
یک. همپوشانی معنایی
«پژوهش»، و «مطالعه» از نظر مفهومی نزدیک هستند. وقتی هر دو را پشتسرهم بیاوریم (مانند: «پژوهشهای مطالعات اسلامی ...»)، این احساس ایجاد میشود که نوعی تکرار یا زیادهگویی رخ داده است.
دو. استانداردسازی نام مجلات
در عرف جهانی و حتی در بسیاری از مجلات معتبر ایرانی، معمولاً یا «پژوهشهای ...» به کار میرود یا «مطالعات ...»، نه هر دو با هم. نمونۀ عناوین مجلات دارای حشو:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی
پژوهشهای نوین در مطالعات علوم انسانی اسلامی
پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر
پژوهشهای نوین در مطالعات تاریخ اسلام و ایران
مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران
مجله مطالعات ...
نشریه مطالعات ...
پژوهشنامه مطالعات …
سه. ساده و روان بودن عنوان و برندسازی
عنوان مجله باید واضح، ساده، روان و خوشآوا باشد تا در ذهن بماند و قابلیت به یادسپاری داشته باشد. ترکیب دو واژۀ سنگین پشتسرهم (پژوهشهای مطالعات ...)، به ویژه برای نمایهسازی بینالمللی، ممکن است مشکلساز شود. علاوهبراین، برخی مجلات در معرفی خود درج میکنند: «مجله پژوهشهای مطالعات ... ».
تأثیر عنوان بر جذب استناد و برندسازی
هرچه طول کلمات عنوان مجله کوتاهتر باشد، شانس استناد و برندسازی مجله بیشتر است. این موضوع پشتوانههای علمی و عملی متعددی دارد و آن را به لحاظ علمی میتوان به شکل زیر تبیین کرد.
۱. اقتصاد زبانی و شناختی
از دیدگاه روانشناسی زبان و مطالعات شناختی، عنوان کوتاهتر:
- سریعتر در ذهن پردازش میشود (کاهش بار شناختی برای مخاطب)،
- راحتتر به خاطر سپرده میشود (اثر حافظۀ کوتاهمدت و حافظۀ کاری)،
- کمتر دچار تحریف عنوان یا فراموشی در نقل و ارجاع میشود.
در نتیجه، عنوان کوتاه به ماندگاری ذهنی و هویت برند مجله (ماندگاری برند مجله در ذهن مشتری) کمک میکند.
۲. استانداردهای نمایهسازی و پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی برای سهولت جستجو و بازیابی، توصیه میکنند که عناوین مجلات حوزۀ موضوعی را بدون ابهام بازنمایی کنند. کوتاه، واضح و منحصربهفرد باشند، و از تکرار واژهها پرهیز شود. در نتیجه، عنوان طولانی یا چندواژهایِ پیچیده ممکن است باعث کاهش قابلیت کشفپذیری در پایگاههای اطلاعاتی و موتورهای جستجو شود.
۳. برندسازی علمی
از منظر بازاریابی و برندسازی علمی (Academic Branding):
- برند مجله باید ساده، و قابل درک باشد.
- عنوانهای کوتاه و موجز به سرعت در ذهن جا میافتند و هویت مجله را متمایز میکنند (برای مثال: Nature، Science، Cell)
- عنوانهای طولانی و تکراری به راحتی در میان انبوه مجلات ملی و بینالمللی گم میشوند.
۴. تأثیر استنادی
مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مجلات با عناوین کوتاهتر و واضحتر بیشتر مورد توجه و استناد قرار میگیرند. دلیلش این است که پژوهشگران در هنگام نگارش مقاله، تمایل دارند از عناوینی استفاده کنند که به سادگی در ارجاعدهی و نوشتن در متن و مآخذ قابل استفاده باشند. یک عنوان کوتاه احتمال مشاهدهپذیری و رؤیتپذیری در کلیدواژههای جستجو را نیز افزایش میدهد.
۵. اعتبار و رسمیت
عنوان کوتاهتر به مخاطب حس انسجام، حرفهای بودن و استاندارد علمی میدهد؛ در حالی که عنوان طولانی ممکن است غیررسمی یا غیرحرفهای تلقی شوند.
نتیجهگیری
از دیدگاه شناختی، روانشناسی، نمایهسازی، بازاریابی مجلات، برندسازی علمی، و علمسنجی، هرچه عنوان مجله کوتاهتر، واضحتر و غیرتکراریتر باشد، شانس استناد، رؤیتپذیری و برندسازی آن به طور چشمگیری افزایش مییابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در نامگذاری مجلات علمی، گاهی از واژههایی مانند «پژوهشهای ...»، «تحقیقات ...» یا «مطالعات ...» استفاده میشود تا حوزۀ کاری مجله مشخص شود. با این حال، ترکیب «پژوهشهای مطالعات ...» یا «پژوهشهای نوین در مطالعات ...» در یک عنوان، از نظر علمی و نگارشی کمی طولانی، تکراری و مبهم به نظر میرسد. دلایل آن به شرح زیر قابل تبیین است.
یک. همپوشانی معنایی
«پژوهش»، و «مطالعه» از نظر مفهومی نزدیک هستند. وقتی هر دو را پشتسرهم بیاوریم (مانند: «پژوهشهای مطالعات اسلامی ...»)، این احساس ایجاد میشود که نوعی تکرار یا زیادهگویی رخ داده است.
دو. استانداردسازی نام مجلات
در عرف جهانی و حتی در بسیاری از مجلات معتبر ایرانی، معمولاً یا «پژوهشهای ...» به کار میرود یا «مطالعات ...»، نه هر دو با هم. نمونۀ عناوین مجلات دارای حشو:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی
پژوهشهای نوین در مطالعات علوم انسانی اسلامی
پژوهشهای مطالعات اسلامی معاصر
پژوهشهای نوین در مطالعات تاریخ اسلام و ایران
مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران
مجله مطالعات ...
نشریه مطالعات ...
پژوهشنامه مطالعات …
سه. ساده و روان بودن عنوان و برندسازی
عنوان مجله باید واضح، ساده، روان و خوشآوا باشد تا در ذهن بماند و قابلیت به یادسپاری داشته باشد. ترکیب دو واژۀ سنگین پشتسرهم (پژوهشهای مطالعات ...)، به ویژه برای نمایهسازی بینالمللی، ممکن است مشکلساز شود. علاوهبراین، برخی مجلات در معرفی خود درج میکنند: «مجله پژوهشهای مطالعات ... ».
تأثیر عنوان بر جذب استناد و برندسازی
هرچه طول کلمات عنوان مجله کوتاهتر باشد، شانس استناد و برندسازی مجله بیشتر است. این موضوع پشتوانههای علمی و عملی متعددی دارد و آن را به لحاظ علمی میتوان به شکل زیر تبیین کرد.
۱. اقتصاد زبانی و شناختی
از دیدگاه روانشناسی زبان و مطالعات شناختی، عنوان کوتاهتر:
- سریعتر در ذهن پردازش میشود (کاهش بار شناختی برای مخاطب)،
- راحتتر به خاطر سپرده میشود (اثر حافظۀ کوتاهمدت و حافظۀ کاری)،
- کمتر دچار تحریف عنوان یا فراموشی در نقل و ارجاع میشود.
در نتیجه، عنوان کوتاه به ماندگاری ذهنی و هویت برند مجله (ماندگاری برند مجله در ذهن مشتری) کمک میکند.
۲. استانداردهای نمایهسازی و پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی برای سهولت جستجو و بازیابی، توصیه میکنند که عناوین مجلات حوزۀ موضوعی را بدون ابهام بازنمایی کنند. کوتاه، واضح و منحصربهفرد باشند، و از تکرار واژهها پرهیز شود. در نتیجه، عنوان طولانی یا چندواژهایِ پیچیده ممکن است باعث کاهش قابلیت کشفپذیری در پایگاههای اطلاعاتی و موتورهای جستجو شود.
۳. برندسازی علمی
از منظر بازاریابی و برندسازی علمی (Academic Branding):
- برند مجله باید ساده، و قابل درک باشد.
- عنوانهای کوتاه و موجز به سرعت در ذهن جا میافتند و هویت مجله را متمایز میکنند (برای مثال: Nature، Science، Cell)
- عنوانهای طولانی و تکراری به راحتی در میان انبوه مجلات ملی و بینالمللی گم میشوند.
۴. تأثیر استنادی
مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مجلات با عناوین کوتاهتر و واضحتر بیشتر مورد توجه و استناد قرار میگیرند. دلیلش این است که پژوهشگران در هنگام نگارش مقاله، تمایل دارند از عناوینی استفاده کنند که به سادگی در ارجاعدهی و نوشتن در متن و مآخذ قابل استفاده باشند. یک عنوان کوتاه احتمال مشاهدهپذیری و رؤیتپذیری در کلیدواژههای جستجو را نیز افزایش میدهد.
۵. اعتبار و رسمیت
عنوان کوتاهتر به مخاطب حس انسجام، حرفهای بودن و استاندارد علمی میدهد؛ در حالی که عنوان طولانی ممکن است غیررسمی یا غیرحرفهای تلقی شوند.
نتیجهگیری
از دیدگاه شناختی، روانشناسی، نمایهسازی، بازاریابی مجلات، برندسازی علمی، و علمسنجی، هرچه عنوان مجله کوتاهتر، واضحتر و غیرتکراریتر باشد، شانس استناد، رؤیتپذیری و برندسازی آن به طور چشمگیری افزایش مییابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍3
پیامدهای منابع و مآخذ نامرتبط در ارزیابی پژوهشی و سلب اعتبار مقالات
در پایگاه استنادی اسکوپوس بیش از ۱۵۰۰ مقاله وجود دارد که به دلیل درج منابع و مآخذ نامرتبط سلب اعتبار شدهاند یا به عبارتی، بازپسگیری (Retraction) شدهاند. بازپسگیری یک مقاله فرایندی رسمی در نشر علمی است که در آن ناشر، نویسنده، یا سردبیر یک مجله، مقالهای را پس از انتشار به دلایلی از جمله خطاهای علمی، مشکلات اخلاقی، یا مواردی چون سرقت علمی یا مآخذ نامرتبط از چرخۀ نشر خارج میکند.
گاهی دلیل بازپسگیری یک مقاله، استفاده از منابعی است که ارتباط علمی و موضوعی با محتوای مقاله نداشتهاند. مآخذ نامرتبط میتواند اعتبار علمی مقاله را خدشهدار کند؛ زیرا خوانندگان را در مسیرهای پژوهشی نادرست هدایت میکند و همچنین شاخصهای استنادی مجلات یا پژوهشگران دیگر را به شکل غیرواقعی تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، تیم «یکپارچگی پژوهش و اخلاق نشر» (Research Integrity and Publication Ethics) الزویر مالک اسکوپوس گاهی پس از شناسایی این مسئله، تصمیم به بازپسگیری مقالات و سلب اعتبار آنها میگیرند. چنین اقداماتی بخشی از سازوکارهای علمی برای حفظ شفافیت، اعتماد و اعتبار در نظام نشر بینالمللی است.
منابع و مآخذ نامرتبط
مآخذ نامرتبط (Irrelevant References) نه تنها کیفیت و اعتبار یک مقاله را زیر سؤال میبرد، بلکه پیامدهای گستردهتری بر نظام ارزیابی پژوهش نیز دارد:
۱. تحریف شاخصهای استنادی پژوهشگران و مجلات
استناد به منابعی که ارتباط علمی با موضوع تحقیق ندارند، میتواند به شکل مصنوعی تعداد استنادات (Citations) را افزایش دهد. این امر به ویژه در شاخصهایی مانند h-index نویسندگان یا ضریب تأثیرگذاری مجلات (Impact Factor) مجلات تأثیر میگذارد و تصویری نادرست از تأثیرگذاری پژوهشی ارائه میدهد.
۲. تضعیف اعتبار رتبهبندی مجلات و پایگاههای استنادی
پایگاههایی نظیر Web of Science و Scopus برای ارزیابی کیفیت مجلات از دادههای استنادی استفاده میکنند. وجود مآخذ و استنادات نامرتبط باعث میشود که رتبهبندیها و شاخصها غیرواقعی شده و دقت این نظامهای ارزیابی زیر سؤال برود.
۳. ایجاد سوگیری در مرور ادبیات پژوهش
وقتی پژوهشگری به منابع و مآخذ نامرتبط استناد میکند، مسیر پژوهشی بعدی پژوهشگران دیگر نیز ممکن است دچار انحراف شود. این موضوع میتواند موجب شکلگیری بدفهمیهای علمی و اتلاف منابع پژوهشی گردد.
۴. خطرات اخلاقی و علمی
در برخی موارد، مآخذ و استنادهای نامرتبط ناشی از رفتارهای غیراخلاقی مانند تبانی میان نویسندگان، داوران و سردبیران برای افزایش شاخصهای استنادی مجلات یا به اصطلاح دستکاری استنادی (Citation Manipulation) است. این پدیده به شدت از سوی ناشران بینالمللی مانند الزویر، اسپرینگر، امرالد، و وایلی پیگیری میشود و میتواند منجر به بازپسگیری مقاله یا حتی تعلیق مجله از پایگاههای اطلاعاتی معتبر شود.
در نتیجه، پیامدهایی چون بازپسگیری مقالات، تذکر یا حتی تعلیق مجلات از نمایهسازی در پایگاه اسکوپوس را میتوان از تبعات مستقیم چنین رویههایی دانست. از اینرو، مآخذ و استنادات نامرتبط نه تنها اعتبار نویسندگان و مقالات، بلکه اعتماد جامعۀ علمی به شاخصهای کمّی علمسنجی و نظام ارزیابی علم را نیز به شدت تضعیف میکنند. به همین دلیل، ناشران معتبر جهانی و دانشگاههای معتبر داخلی سختگیری ویژهای بر روی این موضوع دارند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در پایگاه استنادی اسکوپوس بیش از ۱۵۰۰ مقاله وجود دارد که به دلیل درج منابع و مآخذ نامرتبط سلب اعتبار شدهاند یا به عبارتی، بازپسگیری (Retraction) شدهاند. بازپسگیری یک مقاله فرایندی رسمی در نشر علمی است که در آن ناشر، نویسنده، یا سردبیر یک مجله، مقالهای را پس از انتشار به دلایلی از جمله خطاهای علمی، مشکلات اخلاقی، یا مواردی چون سرقت علمی یا مآخذ نامرتبط از چرخۀ نشر خارج میکند.
گاهی دلیل بازپسگیری یک مقاله، استفاده از منابعی است که ارتباط علمی و موضوعی با محتوای مقاله نداشتهاند. مآخذ نامرتبط میتواند اعتبار علمی مقاله را خدشهدار کند؛ زیرا خوانندگان را در مسیرهای پژوهشی نادرست هدایت میکند و همچنین شاخصهای استنادی مجلات یا پژوهشگران دیگر را به شکل غیرواقعی تحت تأثیر قرار میدهد.
به همین دلیل، تیم «یکپارچگی پژوهش و اخلاق نشر» (Research Integrity and Publication Ethics) الزویر مالک اسکوپوس گاهی پس از شناسایی این مسئله، تصمیم به بازپسگیری مقالات و سلب اعتبار آنها میگیرند. چنین اقداماتی بخشی از سازوکارهای علمی برای حفظ شفافیت، اعتماد و اعتبار در نظام نشر بینالمللی است.
منابع و مآخذ نامرتبط
مآخذ نامرتبط (Irrelevant References) نه تنها کیفیت و اعتبار یک مقاله را زیر سؤال میبرد، بلکه پیامدهای گستردهتری بر نظام ارزیابی پژوهش نیز دارد:
۱. تحریف شاخصهای استنادی پژوهشگران و مجلات
استناد به منابعی که ارتباط علمی با موضوع تحقیق ندارند، میتواند به شکل مصنوعی تعداد استنادات (Citations) را افزایش دهد. این امر به ویژه در شاخصهایی مانند h-index نویسندگان یا ضریب تأثیرگذاری مجلات (Impact Factor) مجلات تأثیر میگذارد و تصویری نادرست از تأثیرگذاری پژوهشی ارائه میدهد.
۲. تضعیف اعتبار رتبهبندی مجلات و پایگاههای استنادی
پایگاههایی نظیر Web of Science و Scopus برای ارزیابی کیفیت مجلات از دادههای استنادی استفاده میکنند. وجود مآخذ و استنادات نامرتبط باعث میشود که رتبهبندیها و شاخصها غیرواقعی شده و دقت این نظامهای ارزیابی زیر سؤال برود.
۳. ایجاد سوگیری در مرور ادبیات پژوهش
وقتی پژوهشگری به منابع و مآخذ نامرتبط استناد میکند، مسیر پژوهشی بعدی پژوهشگران دیگر نیز ممکن است دچار انحراف شود. این موضوع میتواند موجب شکلگیری بدفهمیهای علمی و اتلاف منابع پژوهشی گردد.
۴. خطرات اخلاقی و علمی
در برخی موارد، مآخذ و استنادهای نامرتبط ناشی از رفتارهای غیراخلاقی مانند تبانی میان نویسندگان، داوران و سردبیران برای افزایش شاخصهای استنادی مجلات یا به اصطلاح دستکاری استنادی (Citation Manipulation) است. این پدیده به شدت از سوی ناشران بینالمللی مانند الزویر، اسپرینگر، امرالد، و وایلی پیگیری میشود و میتواند منجر به بازپسگیری مقاله یا حتی تعلیق مجله از پایگاههای اطلاعاتی معتبر شود.
در نتیجه، پیامدهایی چون بازپسگیری مقالات، تذکر یا حتی تعلیق مجلات از نمایهسازی در پایگاه اسکوپوس را میتوان از تبعات مستقیم چنین رویههایی دانست. از اینرو، مآخذ و استنادات نامرتبط نه تنها اعتبار نویسندگان و مقالات، بلکه اعتماد جامعۀ علمی به شاخصهای کمّی علمسنجی و نظام ارزیابی علم را نیز به شدت تضعیف میکنند. به همین دلیل، ناشران معتبر جهانی و دانشگاههای معتبر داخلی سختگیری ویژهای بر روی این موضوع دارند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤4
آکادمیا: دسترسی به دانش علمی از طریق پادکستهای هوش مصنوعی
آکادمیا (Academia.edu)، یکی از بزرگترین شبکههای اجتماعی علمی جهان با بیش از ۲۹۵ میلیون کاربر، اخیراً گامی انقلابی در جهت ترویج علم، تأثیرگذاری اجتماعی علم و دموکراتیکسازی دسترسی به دانش علمی برداشته است. این شبکه اجتماعی با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، برای هر مقالۀ موجود در مخزن خود، یک پادکست خلاصهشده پنجدقیقهای تولید میکند. این ویژگی نوین، نه تنها موانع زمانی و شناختیِ دسترسی به محتوای پژوهشی را کاهش میدهد، بلکه تحولی عمیق در نحوۀ مصرف، انتشار و تأثیرگذاری دانش علمی ایجاد میکند.
مزایای پادکست شدن مقالات علمی:
۱. افزایش دسترسیپذیری و جذابیت محتوای علمی
بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و حتی عموم علاقهمندان، به دلیل محدودیتهای زمانی یا سبک زندگی پُرمشغله، تمایلی به خواندن متن کامل مقالات علمی ندارند. پادکستهای خلاصه، این موانع را با ارائۀ محتوایی شنیداری، قابلدرک و فشرده از میان برمیدارند. این رویکرد، مخاطبان گستردهتری را، از جمله افرادی که در حین انجام امور روزمره هستند، به سوی دانش علمی سوق میدهد.
۲. تقویت ضریب تأثیرگذاری استنادی
وقتی یک مقاله به صورت شنیداری و در قالبی جذاب در اختیار جامعۀ علمی قرار میگیرد، احتمال آشنایی سریعتر سایر پژوهشگران با آن افزایش مییابد. این آشنایی سریع، منجر به استنادهای بیشتر میشود. مطالعات نشان دادهاند که قابلیت کشفپذیری یکی از عوامل کلیدی در افزایش استناد است؛ و پادکستها به عنوان یک ابزار کشفپذیری هوشمند، نقشی کلیدی در این فرایند ایفا میکنند.
۳. تسریع چرخۀ پژوهش و همکاریهای بینرشتهای
پژوهشگران با گوش دادن به خلاصههای صوتی مقالات، میتوانند در کمترین زمان ممکن، با آخرین یافتههای حوزههای مرتبط، حتی خارج از تخصص اصلی خود، آشنا شوند. این امر، زمینهساز همکاریهای بینرشتهای و نوآوریهای ترکیبی میشود که در دهههای اخیر به عنوان یکی از موتورهای پیشرفت علم شناخته شدهاند.
۴. افزایش تأثیرگذاری اجتماعی علم
علم تنها زمانی میتواند جامعه را تغییر دهد که از دیوارهای دانشگاهها و ناشران فراتر رود. پادکستهای علمی، با زبانی سادهتر و قالبی روزمره، دانش تخصصی را به عموم مردم منتقل میکنند. این امر، آگاهی عمومی را افزایش داده، تصمیمگیریهای آگاهانهتری در سطح فردی و سیاستی را ممکن میسازد و در نهایت، ارزش اجتماعی پژوهش را چند برابر میکند.
۵. حمایت از تنوع شیوههای یادگیری
افراد سبکهای یادگیری متفاوتی دارند. برخی بصری، برخی کلامی و برخی شنیداری هستند. پادکستهای علمی، به ویژه برای یادگیرندگان شنیداری، فرصتی ایدهآل برای درک مفاهیم پیچیده فراهم میکنند. این تنوع در ارائه محتوا، عدالت شناختی (Cognitive Justice) را در دسترسی به دانش تقویت میکند.
جمعبندی
تولید خودکار پادکستهای پنجدقیقهای برای مقالات علمی توسط آکادمیا، تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بلکه تحولی فرهنگی و معرفتشناختی در نظام دانشآفرینی پساهوش مصنوعی است. این ابتکار، با ترکیب هوش مصنوعی و رسانههای صوتی، مرزهای دانش را گسترش داده و آن را از انحصار خوانندگان تخصصی، به ابزاری زنده و در دسترس برای عموم تبدیل میکند. در عصری که «سرعت» و «دسترسی آزاد»، دو محور اصلی گردش دانش هستند، چنین ابتکاراتی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری به نظر میرسند.
برای کشف این ویژگی و دسترسی به میلیونها مقاله و پادکست علمی، میتوانید از طریق وبگاه آکادمیا مراجعه فرمایید: https://www.academia.edu
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
آکادمیا (Academia.edu)، یکی از بزرگترین شبکههای اجتماعی علمی جهان با بیش از ۲۹۵ میلیون کاربر، اخیراً گامی انقلابی در جهت ترویج علم، تأثیرگذاری اجتماعی علم و دموکراتیکسازی دسترسی به دانش علمی برداشته است. این شبکه اجتماعی با بهرهگیری از فناوریهای پیشرفته هوش مصنوعی، برای هر مقالۀ موجود در مخزن خود، یک پادکست خلاصهشده پنجدقیقهای تولید میکند. این ویژگی نوین، نه تنها موانع زمانی و شناختیِ دسترسی به محتوای پژوهشی را کاهش میدهد، بلکه تحولی عمیق در نحوۀ مصرف، انتشار و تأثیرگذاری دانش علمی ایجاد میکند.
مزایای پادکست شدن مقالات علمی:
۱. افزایش دسترسیپذیری و جذابیت محتوای علمی
بسیاری از پژوهشگران، دانشجویان و حتی عموم علاقهمندان، به دلیل محدودیتهای زمانی یا سبک زندگی پُرمشغله، تمایلی به خواندن متن کامل مقالات علمی ندارند. پادکستهای خلاصه، این موانع را با ارائۀ محتوایی شنیداری، قابلدرک و فشرده از میان برمیدارند. این رویکرد، مخاطبان گستردهتری را، از جمله افرادی که در حین انجام امور روزمره هستند، به سوی دانش علمی سوق میدهد.
۲. تقویت ضریب تأثیرگذاری استنادی
وقتی یک مقاله به صورت شنیداری و در قالبی جذاب در اختیار جامعۀ علمی قرار میگیرد، احتمال آشنایی سریعتر سایر پژوهشگران با آن افزایش مییابد. این آشنایی سریع، منجر به استنادهای بیشتر میشود. مطالعات نشان دادهاند که قابلیت کشفپذیری یکی از عوامل کلیدی در افزایش استناد است؛ و پادکستها به عنوان یک ابزار کشفپذیری هوشمند، نقشی کلیدی در این فرایند ایفا میکنند.
۳. تسریع چرخۀ پژوهش و همکاریهای بینرشتهای
پژوهشگران با گوش دادن به خلاصههای صوتی مقالات، میتوانند در کمترین زمان ممکن، با آخرین یافتههای حوزههای مرتبط، حتی خارج از تخصص اصلی خود، آشنا شوند. این امر، زمینهساز همکاریهای بینرشتهای و نوآوریهای ترکیبی میشود که در دهههای اخیر به عنوان یکی از موتورهای پیشرفت علم شناخته شدهاند.
۴. افزایش تأثیرگذاری اجتماعی علم
علم تنها زمانی میتواند جامعه را تغییر دهد که از دیوارهای دانشگاهها و ناشران فراتر رود. پادکستهای علمی، با زبانی سادهتر و قالبی روزمره، دانش تخصصی را به عموم مردم منتقل میکنند. این امر، آگاهی عمومی را افزایش داده، تصمیمگیریهای آگاهانهتری در سطح فردی و سیاستی را ممکن میسازد و در نهایت، ارزش اجتماعی پژوهش را چند برابر میکند.
۵. حمایت از تنوع شیوههای یادگیری
افراد سبکهای یادگیری متفاوتی دارند. برخی بصری، برخی کلامی و برخی شنیداری هستند. پادکستهای علمی، به ویژه برای یادگیرندگان شنیداری، فرصتی ایدهآل برای درک مفاهیم پیچیده فراهم میکنند. این تنوع در ارائه محتوا، عدالت شناختی (Cognitive Justice) را در دسترسی به دانش تقویت میکند.
جمعبندی
تولید خودکار پادکستهای پنجدقیقهای برای مقالات علمی توسط آکادمیا، تنها یک ویژگی فنی نیست؛ بلکه تحولی فرهنگی و معرفتشناختی در نظام دانشآفرینی پساهوش مصنوعی است. این ابتکار، با ترکیب هوش مصنوعی و رسانههای صوتی، مرزهای دانش را گسترش داده و آن را از انحصار خوانندگان تخصصی، به ابزاری زنده و در دسترس برای عموم تبدیل میکند. در عصری که «سرعت» و «دسترسی آزاد»، دو محور اصلی گردش دانش هستند، چنین ابتکاراتی نه تنها مطلوب، بلکه ضروری به نظر میرسند.
برای کشف این ویژگی و دسترسی به میلیونها مقاله و پادکست علمی، میتوانید از طریق وبگاه آکادمیا مراجعه فرمایید: https://www.academia.edu
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
www.academia.edu
Academia.edu - Find Research Papers, Topics, Researchers
Academia.edu is the platform to share, find, and explore 50 Million research papers. Join us to accelerate your research needs & academic interests.
👍3
تغییر زبان انتشار مجله مستلزم اخذ شماره شاپای جدید
تغییر زبان انتشار یک مجله، از منظر استانداردهای بینالمللی شناسایی مجلات، به منزله تغییر اساسی در ماهیت و هویت محتوایی آن مجله محسوب میشود. بنابراین، مجلهای که زبان انتشار خود را تغییر میدهد (برای مثال از فارسی به انگلیسی یا برعکس)، موظف است پس از انتشار نخستین شماره با زبان جدید، برای دریافت شماره شاپای جدید اقدام نماید. این الزام بدان دلیل است که شماره شاپا به عنوان شناسه یکتا و دائمی برای یک عنوان مجله در یک قالب و زبان مشخص اختصاص مییابد. تغییر زبان، موجب ایجاد نسخهای مستقل از همان مجله میشود که باید در نظامهای شناسایی و نمایهسازی بینالمللی (نظیر پرتال شاپا، اسکوپوس، دواج و غیره) به صورت جداگانه ثبت گردد تا از بروز ابهام در ارجاعدهی، نمایهسازی، و ارزیابیهای علمی جلوگیری شود. بنابراین، ناشر مجله باید ضمن انتشار اطلاعیه رسمی در وبگاه و در صفحه "درباره مجله"، زمان دقیق تغییر زبان را اعلام کرده و شماره جدید شاپا به همراه فراپیوند به پرتال شاپا را درج نماید. این اقدام نه تنها الزامی از نظر فنی و کتابشناختی است، بلکه از منظر شفافیت علمی، استمرار اعتبار نشریه و تطابق با معیارهای نمایههای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
در ضمن، مجلاتی که شماره شاپای موقت دارند بایستی آن را دائمی کنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تغییر زبان انتشار یک مجله، از منظر استانداردهای بینالمللی شناسایی مجلات، به منزله تغییر اساسی در ماهیت و هویت محتوایی آن مجله محسوب میشود. بنابراین، مجلهای که زبان انتشار خود را تغییر میدهد (برای مثال از فارسی به انگلیسی یا برعکس)، موظف است پس از انتشار نخستین شماره با زبان جدید، برای دریافت شماره شاپای جدید اقدام نماید. این الزام بدان دلیل است که شماره شاپا به عنوان شناسه یکتا و دائمی برای یک عنوان مجله در یک قالب و زبان مشخص اختصاص مییابد. تغییر زبان، موجب ایجاد نسخهای مستقل از همان مجله میشود که باید در نظامهای شناسایی و نمایهسازی بینالمللی (نظیر پرتال شاپا، اسکوپوس، دواج و غیره) به صورت جداگانه ثبت گردد تا از بروز ابهام در ارجاعدهی، نمایهسازی، و ارزیابیهای علمی جلوگیری شود. بنابراین، ناشر مجله باید ضمن انتشار اطلاعیه رسمی در وبگاه و در صفحه "درباره مجله"، زمان دقیق تغییر زبان را اعلام کرده و شماره جدید شاپا به همراه فراپیوند به پرتال شاپا را درج نماید. این اقدام نه تنها الزامی از نظر فنی و کتابشناختی است، بلکه از منظر شفافیت علمی، استمرار اعتبار نشریه و تطابق با معیارهای نمایههای بینالمللی نیز اهمیت دارد.
در ضمن، مجلاتی که شماره شاپای موقت دارند بایستی آن را دائمی کنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
تعداد اندک مقالات منتشرشده در مجلات ایرانی به خاطر افزایش تعداد مجلات
تعداد اندک مقالات منتشرشده در یک مجله علمی اعم از اینکه به زبان فارسی یا انگلیسی، مانند میانگین ۲۴ یا ۲۸ مقاله در سال، معمولاً نشاندهندۀ محدودیتهای جدی در ظرفیت تولید علم، ضعف جذب مقالات باکیفیت، یا محدودیت دامنۀ موضوعی آن مجله است. از دیدگاه پایگاههای استنادی مانند اسکوپوس، این کمبود مقالۀ علمی میتواند به عنوان شاخصی از عدم پایداری ساختاری و ثبات انتشار، ضعف در شبکهسازی علمی، یا محدودیت در دسترسی به جامعۀ پژوهشگران گسترده تفسیر شود. علاوهبراین، انتشار مقالات به زبان فارسی، هرچند از اهمیت فرهنگی و ملی برخوردار است، میتواند مانع از دستیابی به مخاطبان جهانی و کاهش تأثیرگذاری بینالمللی مجله شود. در این راستا، گسترش حوزۀ موضوعی مجله، جذب مشارکتهای بینالمللی، تشویق انتشار به زبان انگلیسی در قالب ویژهنامه تحت سردبیری مهمان خارجی، یا ادغام با مجلات مشابه میتواند راهکارهایی کارآمد برای ارتقای کمی و کیفی مجله و در نهایت، دستیابی به استانداردهای بینالمللی نمایهسازی باشد.
دیروز مجلهای فارسی که دامنۀ موضوعی آن خاص است توسط اسکوپوس به دلایل زیر رد شده است:
• The journal publishes an average of 24 articles per year. Scopus is reluctant to index journals which such a low number of publications per year, as this is insufficient proof of viability. An increase in the number of publications is therefore needed before the journal can be indexed in Scopus.
• It may be difficult to achieve the aims above for a journal published by a university, especially given that articles are published in a local language. One strategy to improve the quality and quantity of the journal would be to broaden the scope, and/or merge with other local journals.
ترجمه ایرادات:
• این مجله به طور میانگین سالانه ۲۴ مقاله منتشر میکند. اسکوپوس تمایلی به نمایهسازی مجلاتی که چنین تعداد پایینی از مقالات را در سال منتشر میکنند ندارد؛ زیرا این میزان انتشار شواهد کافی برای اثبات تداوم و پایداری مجله محسوب نمیشود. بنابراین، برای نمایهسازی مجله در اسکوپوس، افزایش تعداد مقالات منتشرشده ضروری است.
• دستیابی به اهداف فوق برای یک مجله دانشگاهی، به ویژه زمانی که مقالات به زبان فارسی منتشر میشوند، ممکن است دشوار باشد. یکی از راهبردهای مؤثر برای بهبود کیفیت و کمّیت مجله، گسترش حوزۀ موضوعی آن و/یا ادغام با سایر مجلات فارسی است.
چالش ساختاری در نظام مجلات علمی ایران: قابل توجه معاونان محترم پژوهشی کشور
ایراد دومی که اسکوپوس مطرح کرده، به چالشی ساختاری در نظام مجلات علمی ایران اشاره دارد: فقدان ناشران تجاری بزرگ و بینالمللی در حوزۀ مجلات کشور. برخلاف کشورهای پیشرو که ناشرانی چون الزویر، اشپرینگر، و امرالد با سرمایهگذاری گسترده، زیرساختهای لازم برای تولید، نشر و گسترش مجلات علمی را فراهم میکنند، ایران فاقد چنین بازیگران کلیدی در حوزۀ مجلات علمی است. در این شرایط، بار اصلی راهاندازی و مدیریت مجلات علمی بر دوش معاونت پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است؛ امری که اغلب منجر به پراکندگی منابع، عدم استانداردسازی فرایندهای داوری و نشر و نمایهسازی مجلات، و کاهش رقابتپذیری بینالمللی این مجلات میشود. این وضعیت، مسئولیت نهادهای سیاستگذار ملی، از جمله وزارتین عتف و بهداشت، و کمیسیونهای نشریات کشور را در طراحی و اجرای سیاستهای هدفمند برای تقویت زیستبوم مجلات علمی کشور، دوچندان میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تعداد اندک مقالات منتشرشده در یک مجله علمی اعم از اینکه به زبان فارسی یا انگلیسی، مانند میانگین ۲۴ یا ۲۸ مقاله در سال، معمولاً نشاندهندۀ محدودیتهای جدی در ظرفیت تولید علم، ضعف جذب مقالات باکیفیت، یا محدودیت دامنۀ موضوعی آن مجله است. از دیدگاه پایگاههای استنادی مانند اسکوپوس، این کمبود مقالۀ علمی میتواند به عنوان شاخصی از عدم پایداری ساختاری و ثبات انتشار، ضعف در شبکهسازی علمی، یا محدودیت در دسترسی به جامعۀ پژوهشگران گسترده تفسیر شود. علاوهبراین، انتشار مقالات به زبان فارسی، هرچند از اهمیت فرهنگی و ملی برخوردار است، میتواند مانع از دستیابی به مخاطبان جهانی و کاهش تأثیرگذاری بینالمللی مجله شود. در این راستا، گسترش حوزۀ موضوعی مجله، جذب مشارکتهای بینالمللی، تشویق انتشار به زبان انگلیسی در قالب ویژهنامه تحت سردبیری مهمان خارجی، یا ادغام با مجلات مشابه میتواند راهکارهایی کارآمد برای ارتقای کمی و کیفی مجله و در نهایت، دستیابی به استانداردهای بینالمللی نمایهسازی باشد.
دیروز مجلهای فارسی که دامنۀ موضوعی آن خاص است توسط اسکوپوس به دلایل زیر رد شده است:
• The journal publishes an average of 24 articles per year. Scopus is reluctant to index journals which such a low number of publications per year, as this is insufficient proof of viability. An increase in the number of publications is therefore needed before the journal can be indexed in Scopus.
• It may be difficult to achieve the aims above for a journal published by a university, especially given that articles are published in a local language. One strategy to improve the quality and quantity of the journal would be to broaden the scope, and/or merge with other local journals.
ترجمه ایرادات:
• این مجله به طور میانگین سالانه ۲۴ مقاله منتشر میکند. اسکوپوس تمایلی به نمایهسازی مجلاتی که چنین تعداد پایینی از مقالات را در سال منتشر میکنند ندارد؛ زیرا این میزان انتشار شواهد کافی برای اثبات تداوم و پایداری مجله محسوب نمیشود. بنابراین، برای نمایهسازی مجله در اسکوپوس، افزایش تعداد مقالات منتشرشده ضروری است.
• دستیابی به اهداف فوق برای یک مجله دانشگاهی، به ویژه زمانی که مقالات به زبان فارسی منتشر میشوند، ممکن است دشوار باشد. یکی از راهبردهای مؤثر برای بهبود کیفیت و کمّیت مجله، گسترش حوزۀ موضوعی آن و/یا ادغام با سایر مجلات فارسی است.
چالش ساختاری در نظام مجلات علمی ایران: قابل توجه معاونان محترم پژوهشی کشور
ایراد دومی که اسکوپوس مطرح کرده، به چالشی ساختاری در نظام مجلات علمی ایران اشاره دارد: فقدان ناشران تجاری بزرگ و بینالمللی در حوزۀ مجلات کشور. برخلاف کشورهای پیشرو که ناشرانی چون الزویر، اشپرینگر، و امرالد با سرمایهگذاری گسترده، زیرساختهای لازم برای تولید، نشر و گسترش مجلات علمی را فراهم میکنند، ایران فاقد چنین بازیگران کلیدی در حوزۀ مجلات علمی است. در این شرایط، بار اصلی راهاندازی و مدیریت مجلات علمی بر دوش معاونت پژوهشی دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی قرار گرفته است؛ امری که اغلب منجر به پراکندگی منابع، عدم استانداردسازی فرایندهای داوری و نشر و نمایهسازی مجلات، و کاهش رقابتپذیری بینالمللی این مجلات میشود. این وضعیت، مسئولیت نهادهای سیاستگذار ملی، از جمله وزارتین عتف و بهداشت، و کمیسیونهای نشریات کشور را در طراحی و اجرای سیاستهای هدفمند برای تقویت زیستبوم مجلات علمی کشور، دوچندان میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
🙏6👏1
شناساگر اشیای دیجیتالی: بررسی شناساگر DOR و DOI
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) یک نظام شناساگر داخلی و درونسازمانی به نام «شناساگر دیجیتال اشیاء» (Digital Object Recognizer: DOR) برای مقالات مجلات ایرانی ارائه میکند. این شناساگر تنها در محدودۀ داخلی پایگاه مذکور کاربرد دارد و هیچ اعتبار یا کارکردی در سطح بینالمللی یا حتی در سایر پایگاههای اطلاعاتی ملی ندارد. به عبارت دیگر، DOR یک شناساگر بسته و غیرقابل استفاده خارج از محیط خاص خود محسوب میشود.
پایگاه مذکور ادعا میکند که DOR یک کد منحصربهفرد برای هر شیء دیجیتالی است که «همانند اثر انگشت» آن شیء عمل میکند و امکان ارجاع سریعتر و دقیقتر به محتوا را فراهم میآورد. همچنین این مرکز مدعی است که با بهکارگیری DOR، محدودیتهای مرتبط با شناساگر اشیای دیجیتالی بینالمللی (DOI) برای کاربران ایرانی مرتفع خواهد شد.
با این حال، چند نکتۀ اساسی در تناقض با این ادعاها وجود دارد. نخست آنکه DOR هیچگونه کارکرد بینالمللی ندارد و حتی در سطح ملی نیز توسط تمام پایگاههای اطلاعاتی داخلی پذیرفته نشده است. دوم اینکه، برخلاف ادعای «رفع محدودیتهای DOI»، شناساگر DOR خود هزینهبر است و مجلات برای دریافت آن ملزم به پرداخت هزینهای مشابه هزینۀ DOI هستند. در چنین شرایطی، توجیه اقتصادی و کاربردی این هزینه در غیاب هرگونه سودمندی بینسازمانی یا بینالمللی، از اعتبار علمی و منطقی برخوردار نیست.
در مقابل، شناساگر DOI تنها در صورتی در شبکههای علمی جهانی (مانند ریسرچگیت، آکادمیا، گوگل اسکالر، و پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی) به درستی عمل میکند که توسط سازمانهای معتبر بینالمللی مانند Crossref تخصیص یابد. حتی شناساگرهای DOI که از طریق سازمانهای جایگزین مانند mEDRA به مجلات ایرانی اختصاص مییابند، اغلب از کارایی لازم در سطح جهانی برخوردار نیستند؛ هرچند در شرایط تحریمهای بینالمللی، داشتن چنین شناساگری همچنان بهتر از عدم داشتن هرگونه شناساگر است.
در همین راستا، باید اشاره کرد که برخی سازمانهای بینالمللی، بدون دریافت هزینه، شناساگرهای استاندارد و کارآمدی را در اختیار جامعۀ علمی قرار میدهند. به عنوان مثال، چکیدهنامۀ شیمی آمریکا (Chemical Abstracts Service) برای تمامی مجلات نمایه شده، کد شناسایی CODEN را به صورت رایگان اختصاص میدهد که باز کاربرد درون پایگاهی دارد. همچنین، سامانۀ ORCID به صورت رایگان یک شناساگر منحصربهفرد و پایدار برای هر پژوهشگر فراهم میکند که در اکثر بسترهای علمی جهانی پذیرفته شده است.
در مجموع، مجلات ایرانی که از شناساگر DOI معتبر (به ویژه از طریق کراسرف) بهره میبرند، هیچ توجیۀ علمی یا فنی برای استفادۀ همزمان یا جایگزین از شناساگر DOR وجود ندارد. اتخاذ چنین شناساگرهای داخلی بدون پشتوانۀ بینالمللی، نه تنها هزینههای اضافی را بر سیستم نشر مجلات علمی تحمیل میکند، بلکه ممکن است به جای تسهیل، باعث ایجاد سردرگمی و تکثیر غیرضروری شناساگرها در فضای علمی شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) یک نظام شناساگر داخلی و درونسازمانی به نام «شناساگر دیجیتال اشیاء» (Digital Object Recognizer: DOR) برای مقالات مجلات ایرانی ارائه میکند. این شناساگر تنها در محدودۀ داخلی پایگاه مذکور کاربرد دارد و هیچ اعتبار یا کارکردی در سطح بینالمللی یا حتی در سایر پایگاههای اطلاعاتی ملی ندارد. به عبارت دیگر، DOR یک شناساگر بسته و غیرقابل استفاده خارج از محیط خاص خود محسوب میشود.
پایگاه مذکور ادعا میکند که DOR یک کد منحصربهفرد برای هر شیء دیجیتالی است که «همانند اثر انگشت» آن شیء عمل میکند و امکان ارجاع سریعتر و دقیقتر به محتوا را فراهم میآورد. همچنین این مرکز مدعی است که با بهکارگیری DOR، محدودیتهای مرتبط با شناساگر اشیای دیجیتالی بینالمللی (DOI) برای کاربران ایرانی مرتفع خواهد شد.
با این حال، چند نکتۀ اساسی در تناقض با این ادعاها وجود دارد. نخست آنکه DOR هیچگونه کارکرد بینالمللی ندارد و حتی در سطح ملی نیز توسط تمام پایگاههای اطلاعاتی داخلی پذیرفته نشده است. دوم اینکه، برخلاف ادعای «رفع محدودیتهای DOI»، شناساگر DOR خود هزینهبر است و مجلات برای دریافت آن ملزم به پرداخت هزینهای مشابه هزینۀ DOI هستند. در چنین شرایطی، توجیه اقتصادی و کاربردی این هزینه در غیاب هرگونه سودمندی بینسازمانی یا بینالمللی، از اعتبار علمی و منطقی برخوردار نیست.
در مقابل، شناساگر DOI تنها در صورتی در شبکههای علمی جهانی (مانند ریسرچگیت، آکادمیا، گوگل اسکالر، و پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی) به درستی عمل میکند که توسط سازمانهای معتبر بینالمللی مانند Crossref تخصیص یابد. حتی شناساگرهای DOI که از طریق سازمانهای جایگزین مانند mEDRA به مجلات ایرانی اختصاص مییابند، اغلب از کارایی لازم در سطح جهانی برخوردار نیستند؛ هرچند در شرایط تحریمهای بینالمللی، داشتن چنین شناساگری همچنان بهتر از عدم داشتن هرگونه شناساگر است.
در همین راستا، باید اشاره کرد که برخی سازمانهای بینالمللی، بدون دریافت هزینه، شناساگرهای استاندارد و کارآمدی را در اختیار جامعۀ علمی قرار میدهند. به عنوان مثال، چکیدهنامۀ شیمی آمریکا (Chemical Abstracts Service) برای تمامی مجلات نمایه شده، کد شناسایی CODEN را به صورت رایگان اختصاص میدهد که باز کاربرد درون پایگاهی دارد. همچنین، سامانۀ ORCID به صورت رایگان یک شناساگر منحصربهفرد و پایدار برای هر پژوهشگر فراهم میکند که در اکثر بسترهای علمی جهانی پذیرفته شده است.
در مجموع، مجلات ایرانی که از شناساگر DOI معتبر (به ویژه از طریق کراسرف) بهره میبرند، هیچ توجیۀ علمی یا فنی برای استفادۀ همزمان یا جایگزین از شناساگر DOR وجود ندارد. اتخاذ چنین شناساگرهای داخلی بدون پشتوانۀ بینالمللی، نه تنها هزینههای اضافی را بر سیستم نشر مجلات علمی تحمیل میکند، بلکه ممکن است به جای تسهیل، باعث ایجاد سردرگمی و تکثیر غیرضروری شناساگرها در فضای علمی شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👏5
لزوم تهیه فهرست داوران برای مجلات علمی: خواسته دواج
به منظور تقویت فرايند داوري و ارتقای استانداردهای علمی مجلات، بایستی فهرستی جامع از داوران متخصص در حوزۀ موضوعی مجله تهيه شود. در اين راستا، پيشنهاد میشود که صفحۀ فارسی و انگليسی فهرست داوران مجلۀ «راهبردهای نوآورانه توسعه کسبوکارها» به عنوان الگویی نمونه مورد بررسي قرار گيرد:
https://jibds.khatam.ac.ir/reviewer?_action=info
لطفاً جدولی دو ستونی در نرمافزار وورد تهیه بفرمایید که دارای ساختار زیر باشد:
ستون اول: نام خانوادگی، کاما، نام (به صورت «نام خانوادگی، نام») به گونهای که امکان مرتبسازی الفبایی در محیط وورد فراهم باشد.
ستون دوم: وابستگی سازمانی بدون ذکر عنوان و مرتبه علمی (مانند استاد، دانشیار، استادیار، دانشجوی دکتری و غیره)، شامل: نام گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر و کشور.
توجه: مجلات فارسیزبان به دو جدول به دو زبان فارسی و انگلیسی نیاز دارند. فهرست مذکور باید حداقل شامل ۵۰ تا ۱۰۰ نفر باشد و شامل نویسندگان مقالات منتشرشده در سال جاری یا اعضای هیئت تحریریه نباشد. با این حال، امکان استفاده از نامهای نویسندگان سالهای قبل (بهاستثنای سال جاری) برای گسترش فهرست داوران وجود دارد، به شرطی که صلاحیت آنها برای داوری تأیید شده باشد.
از همکاری و پیشنهادهای ارزشمند شما در جهت تقویت نظام داوری علمی مجلات ایرانی استقبال میشود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
به منظور تقویت فرايند داوري و ارتقای استانداردهای علمی مجلات، بایستی فهرستی جامع از داوران متخصص در حوزۀ موضوعی مجله تهيه شود. در اين راستا، پيشنهاد میشود که صفحۀ فارسی و انگليسی فهرست داوران مجلۀ «راهبردهای نوآورانه توسعه کسبوکارها» به عنوان الگویی نمونه مورد بررسي قرار گيرد:
https://jibds.khatam.ac.ir/reviewer?_action=info
لطفاً جدولی دو ستونی در نرمافزار وورد تهیه بفرمایید که دارای ساختار زیر باشد:
ستون اول: نام خانوادگی، کاما، نام (به صورت «نام خانوادگی، نام») به گونهای که امکان مرتبسازی الفبایی در محیط وورد فراهم باشد.
ستون دوم: وابستگی سازمانی بدون ذکر عنوان و مرتبه علمی (مانند استاد، دانشیار، استادیار، دانشجوی دکتری و غیره)، شامل: نام گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر و کشور.
توجه: مجلات فارسیزبان به دو جدول به دو زبان فارسی و انگلیسی نیاز دارند. فهرست مذکور باید حداقل شامل ۵۰ تا ۱۰۰ نفر باشد و شامل نویسندگان مقالات منتشرشده در سال جاری یا اعضای هیئت تحریریه نباشد. با این حال، امکان استفاده از نامهای نویسندگان سالهای قبل (بهاستثنای سال جاری) برای گسترش فهرست داوران وجود دارد، به شرطی که صلاحیت آنها برای داوری تأیید شده باشد.
از همکاری و پیشنهادهای ارزشمند شما در جهت تقویت نظام داوری علمی مجلات ایرانی استقبال میشود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
🙏4
کمبود داور: راهکارهای عملی و تشویقی
مسئلۀ کمبود داور در مجلات علمی یک چالش جهانی و ملی فزاینده است که ریشه در افزایش چشمگیر حجم مقالات پژوهشی، کمبود وقت متخصصان و انگیزههای مؤثر برای مشارکت در فرایند داوری، و محدودیتهای ساختاری در بسیاری از جوامع علمی دارد. با این حال، این چالش را میتوان از طریق بهکارگیری راهکارهای خلاقانه، نظاممند و پایدار، هم در سطح فردی و هم در سطح نهادی، کاهش داد. در ادامه، راهکارهایی برای جبران کمبود داور در مجلات علمی پیشنهاد میشود.
۱. آموزش داوری و توانمندسازی پژوهشگران جوان از طریق کارگاهها و وبینارها: با آموزش اصول داوری علمی به دانشجویان دکتری و پژوهشگران جوان، نسل جدیدی از داوران متخصص و متعهد پرورش داده میشود. وبینارها و دورههای آموزشی برخط و رایگان برای آشنایی دانشجویان دکتری و پژوهشگران جوان با فرایند داوری راهاندازی شود؛ و داوران تازهکار به عنوان «داور همکار» در کنار داوران مجرب برای یادگیری عملی معرفی شوند.
۲. ارائۀ گواهینامه و تصدیق داوری معتبر: مجلات میتوانند به داوران فعال، گواهیهای دیجیتالی (مثلاً با استاندارد ORCID یا Publons) صادر کنند که در رزومههای علمی و لینکدین قابل استناد باشد.
۳. ایجاد جدولی ساده یا پایگاه دادۀ از داوران بالقوه: با جمعآوری اطلاعات پژوهشگران جوان، متخصصان موضوعی و فارغالتحصیلان دکتری در یک سامانۀ یکپارچه، سردبیران به راحتی میتوانند داور مناسب را انتخاب کنند.
۴. کاهش بار داوری با استانداردسازی: الزام نویسندگان به رعایت دقیق راهنمای نویسندگان مجله به منظور جلوگیری از خستگی و فرسودگی داوران فعال؛ استفاده از سیاهۀ وارسی استاندارد قبل از ارسال مقاله؛ و تولید نرمافزارهای شناسایی خودکار اشکالات ساختاری مقاله.
۵. تشویق داوری و همترازخوانی توسط خود نویسندگان: از نویسندگان خواسته شود در ازای بررسی مقالۀ خود، یک یا دو مقالۀ دیگر را داوری کنند (البته با نظارت سردبیر و دبیر علمی بر کیفیت داوری). همچنین، اگر نویسندهای جزو داوران قبلی مجله است، مقاله او در اولویت داوری و انتشار قرار گیرد.
۶. تشویق داوری از طریق تخصیص اعتبار علمی (مثل امتیاز به عنوان فعالیت پژوهشی): داوری را در ارزشیابیهای دانشگاهی، درخواستهای بودجه و ارتقای علمی به عنوان یک فعالیت رسمی شناخته و امتیاز دهند تا انگیزۀ دانشگاهیان افزایش یابد؛ ماننداعطای گواهی داوری معتبر و امتیاز ویژه در ارتقای دانشگاهی برای داوران فعال؛ و ارائه تخفیف در هزینۀ انتشار مقاله یا عضویت در انجمنهای علمی به ازای هر داوری.
۷. پرداخت حقالزحمه به داوران (در صورت امکان مالی): حتی مبالغ نمادین یا فراهم کردن امکان انتشار رایگان مقاله میتواند به عنوان قدردانی، تعهد داوران را تقویت کند. برای مثال، هر داوری که دو سه سال فعالیت داوری خیلی خوبی داشته باشد را عضو هیئت تحریریه مجله قرار دهید.
۸. شفافسازی فرایند داوری و کاهش زمان بررسی: با تعیین مهلتهای واقعبینانه و ارائۀ سیستمهای کاربرپسند، فشار روانی داوران کاهش یافته و تمایل آنها به همکاری افزایش مییابد.
۹. قدردانی عمومی از داوران: انتشار سالانه فهرست داوران برتر و اهدای جوایز نمادین؛ و درج نام داوران در صفحه داوران مجله به عنوان حامیان علمی.
۱۰. انعطافپذیری در روشهای داوری: ارائۀ گزینههای مختلف مانند «داوری سریع» فقط روی بخشهای کلیدی مقاله؛ و پذیرش گزارشهای داوری صوتی به جای متنی برای سهولت کار (در صورت استفاده از نظام همترازخوانی داور-آشکار).
۱۱. ایجاد شبکههای همکاری بین مجلات برای اشتراکگذاری داوران: مجلات با حوزههای مشترک میتوانند از یک پایگاه داوری استفاده کنند و از بار اضافی روی داوران جلوگیری نمایند.
۱۲. همکاری با انجمنهای علمی برای معرفی داوران متخصص: اعضای هیئت تحریریه و انجمنهای تخصصی میتوانند فهرستی از اعضای فعال و صلاحیتدار را در اختیار مجلات قرار دهند و اعتماد به داوری را افزایش دهند.
مسئلۀ کمبود داور در مجلات علمی یک چالش جهانی و ملی فزاینده است که ریشه در افزایش چشمگیر حجم مقالات پژوهشی، کمبود وقت متخصصان و انگیزههای مؤثر برای مشارکت در فرایند داوری، و محدودیتهای ساختاری در بسیاری از جوامع علمی دارد. با این حال، این چالش را میتوان از طریق بهکارگیری راهکارهای خلاقانه، نظاممند و پایدار، هم در سطح فردی و هم در سطح نهادی، کاهش داد. در ادامه، راهکارهایی برای جبران کمبود داور در مجلات علمی پیشنهاد میشود.
۱. آموزش داوری و توانمندسازی پژوهشگران جوان از طریق کارگاهها و وبینارها: با آموزش اصول داوری علمی به دانشجویان دکتری و پژوهشگران جوان، نسل جدیدی از داوران متخصص و متعهد پرورش داده میشود. وبینارها و دورههای آموزشی برخط و رایگان برای آشنایی دانشجویان دکتری و پژوهشگران جوان با فرایند داوری راهاندازی شود؛ و داوران تازهکار به عنوان «داور همکار» در کنار داوران مجرب برای یادگیری عملی معرفی شوند.
۲. ارائۀ گواهینامه و تصدیق داوری معتبر: مجلات میتوانند به داوران فعال، گواهیهای دیجیتالی (مثلاً با استاندارد ORCID یا Publons) صادر کنند که در رزومههای علمی و لینکدین قابل استناد باشد.
۳. ایجاد جدولی ساده یا پایگاه دادۀ از داوران بالقوه: با جمعآوری اطلاعات پژوهشگران جوان، متخصصان موضوعی و فارغالتحصیلان دکتری در یک سامانۀ یکپارچه، سردبیران به راحتی میتوانند داور مناسب را انتخاب کنند.
۴. کاهش بار داوری با استانداردسازی: الزام نویسندگان به رعایت دقیق راهنمای نویسندگان مجله به منظور جلوگیری از خستگی و فرسودگی داوران فعال؛ استفاده از سیاهۀ وارسی استاندارد قبل از ارسال مقاله؛ و تولید نرمافزارهای شناسایی خودکار اشکالات ساختاری مقاله.
۵. تشویق داوری و همترازخوانی توسط خود نویسندگان: از نویسندگان خواسته شود در ازای بررسی مقالۀ خود، یک یا دو مقالۀ دیگر را داوری کنند (البته با نظارت سردبیر و دبیر علمی بر کیفیت داوری). همچنین، اگر نویسندهای جزو داوران قبلی مجله است، مقاله او در اولویت داوری و انتشار قرار گیرد.
۶. تشویق داوری از طریق تخصیص اعتبار علمی (مثل امتیاز به عنوان فعالیت پژوهشی): داوری را در ارزشیابیهای دانشگاهی، درخواستهای بودجه و ارتقای علمی به عنوان یک فعالیت رسمی شناخته و امتیاز دهند تا انگیزۀ دانشگاهیان افزایش یابد؛ ماننداعطای گواهی داوری معتبر و امتیاز ویژه در ارتقای دانشگاهی برای داوران فعال؛ و ارائه تخفیف در هزینۀ انتشار مقاله یا عضویت در انجمنهای علمی به ازای هر داوری.
۷. پرداخت حقالزحمه به داوران (در صورت امکان مالی): حتی مبالغ نمادین یا فراهم کردن امکان انتشار رایگان مقاله میتواند به عنوان قدردانی، تعهد داوران را تقویت کند. برای مثال، هر داوری که دو سه سال فعالیت داوری خیلی خوبی داشته باشد را عضو هیئت تحریریه مجله قرار دهید.
۸. شفافسازی فرایند داوری و کاهش زمان بررسی: با تعیین مهلتهای واقعبینانه و ارائۀ سیستمهای کاربرپسند، فشار روانی داوران کاهش یافته و تمایل آنها به همکاری افزایش مییابد.
۹. قدردانی عمومی از داوران: انتشار سالانه فهرست داوران برتر و اهدای جوایز نمادین؛ و درج نام داوران در صفحه داوران مجله به عنوان حامیان علمی.
۱۰. انعطافپذیری در روشهای داوری: ارائۀ گزینههای مختلف مانند «داوری سریع» فقط روی بخشهای کلیدی مقاله؛ و پذیرش گزارشهای داوری صوتی به جای متنی برای سهولت کار (در صورت استفاده از نظام همترازخوانی داور-آشکار).
۱۱. ایجاد شبکههای همکاری بین مجلات برای اشتراکگذاری داوران: مجلات با حوزههای مشترک میتوانند از یک پایگاه داوری استفاده کنند و از بار اضافی روی داوران جلوگیری نمایند.
۱۲. همکاری با انجمنهای علمی برای معرفی داوران متخصص: اعضای هیئت تحریریه و انجمنهای تخصصی میتوانند فهرستی از اعضای فعال و صلاحیتدار را در اختیار مجلات قرار دهند و اعتماد به داوری را افزایش دهند.
❤3
۱۳. استفاده از هوش مصنوعی برای پیشانتخاب داوران و بهینهسازی فرایند داوری: سیستمهای هوش مصنوعی میتوانند با تحلیل موضوع مقاله و پروفایل پژوهشگران، لیستی از داوران مناسب پیشنهاد دهند و بار مشغله اداری سردبیر را کاهش دهند. از هوش مصنوعی برای غربالگری اولیۀ مقالات و کاهش حجم کار داوران استفاده شود؛ و با طراحی فرمهای داوری کوتاه و ساختاریافته به جای گزارشهای نوشتاری طولانی در وقت داوران انسانی صرفهجویی کنید.
۱۴. توسعه همکاریهای داوری ملی و بینالمللی: ایجاد شبکههای اشتراک داور بین مجلات همموضوع و همخانواده در سطح ملی و جهانی؛ و جذب داوران از کشورهای در حال توسعه با ایجاد پلتفرمهای چندزبانه.
۱۵. اجرای سیستم مشارکتی و داوری باز: اجرای مدل «داوری مشارکتی» و «داوری باز» که در آن هویت داوران آشکار شده و اعتبار اجتماعی دریافت میکنند (هرچند فرهنگ ایرانی نظام داوری باز را به راحتی نمیپذیرد؛ اما اگر داوری بیطرفانه باشد انتشار نظرات داور منعی ندارد)؛ و ایجاد امکان «داوری جمعی» که چندین متخصص به صورت مشترک یک مقاله را داوری میکنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
۱۴. توسعه همکاریهای داوری ملی و بینالمللی: ایجاد شبکههای اشتراک داور بین مجلات همموضوع و همخانواده در سطح ملی و جهانی؛ و جذب داوران از کشورهای در حال توسعه با ایجاد پلتفرمهای چندزبانه.
۱۵. اجرای سیستم مشارکتی و داوری باز: اجرای مدل «داوری مشارکتی» و «داوری باز» که در آن هویت داوران آشکار شده و اعتبار اجتماعی دریافت میکنند (هرچند فرهنگ ایرانی نظام داوری باز را به راحتی نمیپذیرد؛ اما اگر داوری بیطرفانه باشد انتشار نظرات داور منعی ندارد)؛ و ایجاد امکان «داوری جمعی» که چندین متخصص به صورت مشترک یک مقاله را داوری میکنند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤5
مدیر مسئول: مسئول حقوقی، اجرایی، و سیاستگذاری کلان مجله
جایگاه مدیر مسئول مجلات علمی در نظام نشر علمی ایران از نظر قانونی، اخلاقی و مدیریتی بسیار مهم و تعیینکننده است. در ادامه جایگاه و نقش مدیر مسئول در مدیریت امور حقوقی مجلات تبیین میشود.
تعریف و جایگاه رسمی
بر اساس آییننامهها و مقررات وزارتین عتف و بهداشت، مدیر مسئول شخصی است که از نظر حقوقی و سازمانی مالکیت، مدیریت کلان و پاسخگویی نهایی مجله را بر عهده دارد.
در مجلات دانشگاهی معمولاً مدیر مسئول، رئیس دانشگاه، رئیس دانشکده، معاون پژوهشی، یا فردی با حکم رسمی دانشگاه یا مؤسسه آموزشی/پژوهشی است.
نقشها و وظایف اصلی مدیر مسئول
۱. مسئولیت حقوقی و اداری مجله
- مدیر مسئول از دید قانون مطبوعات، شخص پاسخگو در برابر هرگونه محتوای منتشرشده است.
- وی باید اطمینان حاصل کند که همه مطالب منتشرشده با قوانین کشور، اصول نشر علمی، و اخلاق پژوهش سازگار هستند.
۲. نظارت کلان بر سیاستهای مجله
- تعیین خطمشی، اهداف، و حوزه موضوعی مجله.
- تصویب ساختار هیئت تحریریه، تعیین سردبیر و سیاستهای داوری.
- حمایت از رشد علمی، نمایهسازی بینالمللی و ارتقای رتبه مجله.
۳. نماینده حقوقی در برابر نهادهای نظارتی
- مدیر مسئول طرف مکاتبه رسمی با نهادهایی مانند وزارت علوم، کمیسیون نشریات علمی کشور، و سایر پایگاههای اطلاعاتی است.
- مجوز انتشار، تغییر شاپا و ارزیابیهای سالانه از طریق وی انجام میشود.
۴. نقش مدیریتی و پشتیبانی
- تأمین منابع مالی و زیرساختهای انسانی و فنی (مانند پرداخت حقالزحمه داوری، ویرایش، صفحهآرایی، انتشار).
- مدیریت ارتباط بین سردبیر، نویسندگان، داوران و نهاد مادر (دانشگاه یا انجمن علمی).
۵. نقش اخلاقی و نظارتی
- تضمین رعایت اصول اخلاق نشر، پیشگیری از سرقت علمی، جعل داده، و تضاد منافع.
- در صورت بروز تخلف و بداخلاقی پژوهشی، مسئول رسیدگی و پاسخ به مراجع ذیصلاح است.
تفکیک نقش با سردبیر
اگرچه گاهی در برخی مجلات این دو نقش در یک نفر ادغام میشود؛ اما به طور اصولی سردبیر مسئول علمی و محتوایی است (کیفیت علمی مقالات، نظارت بر فرایند داوری، پذیرش و رد مقالات)؛ و مدیر مسئول مسئول حقوقی، اجرایی، و سیاستگذاری کلان است.
در ساختار حرفهای و سلسلهمراتبی، سردبیر به مدیر مسئول گزارش میدهد.
جایگاه در نظام اعتبارسنجی مجلات
در ارزیابیهای رسمی (کمیسیون نشریات علمی، پایگاههای اطلاعاتی داخلی و غیره):
- هویت و جایگاه علمی مدیر مسئول یکی از شاخصهای اعتبار مجله است.
- تداوم مسئولیت و ثبات مدیریتی در ارتقای رتبه مجله مؤثر است.
- در سطح بینالمللی بهتر است زمان درخواست اسکوپوس مدیر مسئول حتما مرتبط با حوزه موضوعی مجله باشد یا حذف شود.
جمعبندی
مدیر مسئول، ستون حقوقی و مدیریتی مجله علمی است که با نگاه راهبردی، اخلاقی و سازمانی ضامن پایداری و اعتبار نشریه است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
جایگاه مدیر مسئول مجلات علمی در نظام نشر علمی ایران از نظر قانونی، اخلاقی و مدیریتی بسیار مهم و تعیینکننده است. در ادامه جایگاه و نقش مدیر مسئول در مدیریت امور حقوقی مجلات تبیین میشود.
تعریف و جایگاه رسمی
بر اساس آییننامهها و مقررات وزارتین عتف و بهداشت، مدیر مسئول شخصی است که از نظر حقوقی و سازمانی مالکیت، مدیریت کلان و پاسخگویی نهایی مجله را بر عهده دارد.
در مجلات دانشگاهی معمولاً مدیر مسئول، رئیس دانشگاه، رئیس دانشکده، معاون پژوهشی، یا فردی با حکم رسمی دانشگاه یا مؤسسه آموزشی/پژوهشی است.
نقشها و وظایف اصلی مدیر مسئول
۱. مسئولیت حقوقی و اداری مجله
- مدیر مسئول از دید قانون مطبوعات، شخص پاسخگو در برابر هرگونه محتوای منتشرشده است.
- وی باید اطمینان حاصل کند که همه مطالب منتشرشده با قوانین کشور، اصول نشر علمی، و اخلاق پژوهش سازگار هستند.
۲. نظارت کلان بر سیاستهای مجله
- تعیین خطمشی، اهداف، و حوزه موضوعی مجله.
- تصویب ساختار هیئت تحریریه، تعیین سردبیر و سیاستهای داوری.
- حمایت از رشد علمی، نمایهسازی بینالمللی و ارتقای رتبه مجله.
۳. نماینده حقوقی در برابر نهادهای نظارتی
- مدیر مسئول طرف مکاتبه رسمی با نهادهایی مانند وزارت علوم، کمیسیون نشریات علمی کشور، و سایر پایگاههای اطلاعاتی است.
- مجوز انتشار، تغییر شاپا و ارزیابیهای سالانه از طریق وی انجام میشود.
۴. نقش مدیریتی و پشتیبانی
- تأمین منابع مالی و زیرساختهای انسانی و فنی (مانند پرداخت حقالزحمه داوری، ویرایش، صفحهآرایی، انتشار).
- مدیریت ارتباط بین سردبیر، نویسندگان، داوران و نهاد مادر (دانشگاه یا انجمن علمی).
۵. نقش اخلاقی و نظارتی
- تضمین رعایت اصول اخلاق نشر، پیشگیری از سرقت علمی، جعل داده، و تضاد منافع.
- در صورت بروز تخلف و بداخلاقی پژوهشی، مسئول رسیدگی و پاسخ به مراجع ذیصلاح است.
تفکیک نقش با سردبیر
اگرچه گاهی در برخی مجلات این دو نقش در یک نفر ادغام میشود؛ اما به طور اصولی سردبیر مسئول علمی و محتوایی است (کیفیت علمی مقالات، نظارت بر فرایند داوری، پذیرش و رد مقالات)؛ و مدیر مسئول مسئول حقوقی، اجرایی، و سیاستگذاری کلان است.
در ساختار حرفهای و سلسلهمراتبی، سردبیر به مدیر مسئول گزارش میدهد.
جایگاه در نظام اعتبارسنجی مجلات
در ارزیابیهای رسمی (کمیسیون نشریات علمی، پایگاههای اطلاعاتی داخلی و غیره):
- هویت و جایگاه علمی مدیر مسئول یکی از شاخصهای اعتبار مجله است.
- تداوم مسئولیت و ثبات مدیریتی در ارتقای رتبه مجله مؤثر است.
- در سطح بینالمللی بهتر است زمان درخواست اسکوپوس مدیر مسئول حتما مرتبط با حوزه موضوعی مجله باشد یا حذف شود.
جمعبندی
مدیر مسئول، ستون حقوقی و مدیریتی مجله علمی است که با نگاه راهبردی، اخلاقی و سازمانی ضامن پایداری و اعتبار نشریه است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3
سخن سردبیر به مثابه گفتمان راهبردی: فرصتی برای تبیین خطمشی فکری مجله
سخن سردبیر (Editorial Note) به عنوان بخشی کلیدی از ساختار یک مجلۀ علمی، نقشی چندبُعدی در هدایت گفتگوی علمی و تبیین جهتگیریهای فکری شمارۀ جاری مجله ایفا میکند. این بخش نه تنها فضای مفهومی و موضوعی مقالات منتشر شده را تبیین میکند؛ بلکه میتواند به عنوان پلی میان پژوهشهای تخصصی و چالشهای گستردهتر رشته یا جامعۀ علمی عمل کند. سخن سردبیر فرصتی فراهم میکند تا سردبیر، با استناد به تحولات اخیر در حوزۀ تخصصی، شکافهای پژوهشی، یا ضرورتهای روششناختی رشته را با زمینههای عمیقتر مباحث مواجه سازد. از اینرو، سخن سردبیر از یک مقدمۀ تشریفاتی، به مثابه یک گفتمان راهبردی در خدمت تقویت گفتمان علمی و ارتقای کیفیت فکری مجله عمل میکند.
سردبیر، در چارچوب سخن سردبیر، نباید تنها به نقش میانجیگری میان مقالات و خواننده بسنده کند؛ بلکه باید از این فضای نوشتاری به عنوان فرصتی استراتژیک برای بیان دیدگاههای علمی، فلسفی و روششناختی خود بهره ببرد. چنین رویکردی نه تنها شفافیت فکری سردبیر را افزایش میدهد؛ بلکه زمینهساز گفتگویی پویا و انتقادی در میان جامعۀ علمی میشود. سردبیر با تبیین مواضع شخصی در قبال مسائل کلیدی رشته، چه دربارۀ مبانی معرفتشناختی، چه در مورد جهتگیریهای اخلاقی یا سیاستهای پژوهشی، میتواند همراستا با اصول علمی و دانشگاهی، الهامبخش جهتگیریهای نوین در پژوهش باشد و به گونهای ضمنی، هویت فکری مجله را تقویت کند.
سخن سردبیر، به ویژه در راستای همخوانی با معیارهای نمایههای بینالمللی مانند اسکوپوس، اهمیت قابلتوجهی دارد؛ و نشاندهندۀ شفافیت فکری، هدایت راهبردی و تعهد مجله به گفتگوی علمی پویاست؛ ویژگی که ارزیابان و نمایندگان پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی به عنوان شاخصهای جدیت علمی مجله و سردبیر ارزیابی میکنند. انتشار منظم و محتواییِ سخن سردبیر، هویت فکری مجله را تقویت کرده و نشان میدهد که مجله صرفاً مخزنی برای انتشار مقاله نیست؛ بلکه فضایی فعال برای شکلدهی به گفتمان رشته است.
علاوه بر این، سخن سردبیر میتواند به مثابه شاخصی از مدیریت حرفهای محتوا در فرایندهای ارزیابی نمایههای بینالمللی مورد توجه قرار گیرد و به تقویت اعتبار جهانی مجله بینجامد؛ همچنین، انتشارِ آگاهانه و مفهوممحورِ سخن سردبیر، گواهی بر این است که سردبیر نه تنها یک عنوان رسمی یا نقشی صوری نیست، بلکه به عنوان رهبر فکری و استراتژیست علمی، در جهتدهی به گفتمان علمی و هویت معرفتی مجله نقشآفرینی میکند.
پیشنهاد
به سردبیران پیشنهاد میشود که در هر شماره، سخن سردبیری تدوین کنند که فراتر از یک مقدمۀ تشریفاتی، به عنوان بیانیهای راهبردی و تأملگرانه، خطمشی فکری، چارچوب مفهومی و اولویتهای پژوهشی مجله را بازتاب بدهند؛ چنین رویکردی نه تنها به تقویت هویت علمی و شفافیت فکری مجله کمک میکند، بلکه در فرایندهای ارزیابی نمایههای بینالمللی نیز به عنوان شاخصی از مدیریت حرفهای محتوای مجله مورد توجه قرار میگیرد.
موضوع سخن سردبیر معمولاً توسط خود سردبیر تعیین میشود. سردبیر به عنوان مسئول اصلی محتوای مجله، بر اساس اهداف علمی، رویدادهای جاری، نیازهای حوزۀ تخصصی مجله یا گاهی بر اساس محتوای شمارۀ جاری (مثلاً مقالات ویژهنامه یا موضوعهای خاص) موضوع سخن سردبیر را انتخاب میکند. در برخی مجلات، به ویژه آنهایی که هیئت تحریریه فعال دارند، ممکن است این موضوع با مشورت یا پیشنهاد اعضای هیئت تحریریه یا حتی سیاستگذاران مجله (مانند انجمنهای علمی، ناشر یا مدیر مسئول) نیز شکل بگیرد؛ اما در نهایت تصمیم نهایی با سردبیر است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
سخن سردبیر (Editorial Note) به عنوان بخشی کلیدی از ساختار یک مجلۀ علمی، نقشی چندبُعدی در هدایت گفتگوی علمی و تبیین جهتگیریهای فکری شمارۀ جاری مجله ایفا میکند. این بخش نه تنها فضای مفهومی و موضوعی مقالات منتشر شده را تبیین میکند؛ بلکه میتواند به عنوان پلی میان پژوهشهای تخصصی و چالشهای گستردهتر رشته یا جامعۀ علمی عمل کند. سخن سردبیر فرصتی فراهم میکند تا سردبیر، با استناد به تحولات اخیر در حوزۀ تخصصی، شکافهای پژوهشی، یا ضرورتهای روششناختی رشته را با زمینههای عمیقتر مباحث مواجه سازد. از اینرو، سخن سردبیر از یک مقدمۀ تشریفاتی، به مثابه یک گفتمان راهبردی در خدمت تقویت گفتمان علمی و ارتقای کیفیت فکری مجله عمل میکند.
سردبیر، در چارچوب سخن سردبیر، نباید تنها به نقش میانجیگری میان مقالات و خواننده بسنده کند؛ بلکه باید از این فضای نوشتاری به عنوان فرصتی استراتژیک برای بیان دیدگاههای علمی، فلسفی و روششناختی خود بهره ببرد. چنین رویکردی نه تنها شفافیت فکری سردبیر را افزایش میدهد؛ بلکه زمینهساز گفتگویی پویا و انتقادی در میان جامعۀ علمی میشود. سردبیر با تبیین مواضع شخصی در قبال مسائل کلیدی رشته، چه دربارۀ مبانی معرفتشناختی، چه در مورد جهتگیریهای اخلاقی یا سیاستهای پژوهشی، میتواند همراستا با اصول علمی و دانشگاهی، الهامبخش جهتگیریهای نوین در پژوهش باشد و به گونهای ضمنی، هویت فکری مجله را تقویت کند.
سخن سردبیر، به ویژه در راستای همخوانی با معیارهای نمایههای بینالمللی مانند اسکوپوس، اهمیت قابلتوجهی دارد؛ و نشاندهندۀ شفافیت فکری، هدایت راهبردی و تعهد مجله به گفتگوی علمی پویاست؛ ویژگی که ارزیابان و نمایندگان پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی به عنوان شاخصهای جدیت علمی مجله و سردبیر ارزیابی میکنند. انتشار منظم و محتواییِ سخن سردبیر، هویت فکری مجله را تقویت کرده و نشان میدهد که مجله صرفاً مخزنی برای انتشار مقاله نیست؛ بلکه فضایی فعال برای شکلدهی به گفتمان رشته است.
علاوه بر این، سخن سردبیر میتواند به مثابه شاخصی از مدیریت حرفهای محتوا در فرایندهای ارزیابی نمایههای بینالمللی مورد توجه قرار گیرد و به تقویت اعتبار جهانی مجله بینجامد؛ همچنین، انتشارِ آگاهانه و مفهوممحورِ سخن سردبیر، گواهی بر این است که سردبیر نه تنها یک عنوان رسمی یا نقشی صوری نیست، بلکه به عنوان رهبر فکری و استراتژیست علمی، در جهتدهی به گفتمان علمی و هویت معرفتی مجله نقشآفرینی میکند.
پیشنهاد
به سردبیران پیشنهاد میشود که در هر شماره، سخن سردبیری تدوین کنند که فراتر از یک مقدمۀ تشریفاتی، به عنوان بیانیهای راهبردی و تأملگرانه، خطمشی فکری، چارچوب مفهومی و اولویتهای پژوهشی مجله را بازتاب بدهند؛ چنین رویکردی نه تنها به تقویت هویت علمی و شفافیت فکری مجله کمک میکند، بلکه در فرایندهای ارزیابی نمایههای بینالمللی نیز به عنوان شاخصی از مدیریت حرفهای محتوای مجله مورد توجه قرار میگیرد.
موضوع سخن سردبیر معمولاً توسط خود سردبیر تعیین میشود. سردبیر به عنوان مسئول اصلی محتوای مجله، بر اساس اهداف علمی، رویدادهای جاری، نیازهای حوزۀ تخصصی مجله یا گاهی بر اساس محتوای شمارۀ جاری (مثلاً مقالات ویژهنامه یا موضوعهای خاص) موضوع سخن سردبیر را انتخاب میکند. در برخی مجلات، به ویژه آنهایی که هیئت تحریریه فعال دارند، ممکن است این موضوع با مشورت یا پیشنهاد اعضای هیئت تحریریه یا حتی سیاستگذاران مجله (مانند انجمنهای علمی، ناشر یا مدیر مسئول) نیز شکل بگیرد؛ اما در نهایت تصمیم نهایی با سردبیر است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤5👏1
خاطرات یک سردبیر: مسئولیت اخلاقی در برابر علم و جامعۀ پژوهشی
در طول دو دهه فعالیت به عنوان سردبیر چندین مجلۀ علمی، تجربههایی عمیق و گاه چالشبرانگیز در حوزۀ اخلاق حرفهای و مدیریت فرایند داوری علمی کسب کردم. یکی از چالشهای پیچیدهای که به طور مکرر با آن روبهرو بودم، تصمیمگیری برای رد مقالاتی بود که با وجود ادعای علمی بودن، از معیارهای کیفی، روششناختی یا اخلاقی پذیرش در مجله فاصله داشتند. این تصمیمات، حتی زمانی که بر اساس معیارهای شفاف، مستند و مبتنی بر سیاستهای ویراستاری مجله اتخاذ میشد، گاهی با واکنشهای هیجانی، غیرحرفهای و حتی دشمنوار همراه بود.
در موارد متعددی، مقالاتی از سوی دوستان، همکاران یا افراد شناختهشده در سطح ملی و بینالمللی ارسال شد که یا از نظر موضوعی با حوزۀ تخصصی مجله همخوانی نداشتند، یا نشانههایی از سرقت ادبی، عدم اصالت، یا نقض اصول اخلاق پژوهش در آنها مشهود بود. رد چنین آثاری، هرچند بر اساس موازین علمی و اخلاقی صورت میگرفت؛ اما گاه به عنوان یک «برخورد شخصی» تفسیر میشد. در پی آن، نویسندگان، با وجود توضیحات شفاف و مستند، در بسیاری از موارد به جای بازنگری در مقالۀ خود، به سرعت به وضعیتی واکنشی و احساسی روی آوردند و رابطۀ حرفهای را به دشمنی تبدیل کردند.
با این حال، همواره سعی کردم در این مسیر، وفادار به سه اصل بنیادین بمانم: وفاداری به خداوند به مثابه منشأ عدالت، وفاداری به قانون به مثابه چارچوب نهادینهشدۀ عقل جمعی، و وفاداری به انسانیت به مثابۀ ارزشی فراتر از هر تضاد حرفهای. از اینرو، هرگز در پاسخ به آن واکنشها، خود را درگیر روابط دشمنی یا رفتارهای غیراخلاقی نکردم. سردبیری صرفاً یک نقش اجرایی نیست؛ بلکه یک مأموریت اخلاقی و فکری است که مسئولیت حفظ سلامت اکوسیستم علمی را بر عهده دارد. این مأموریت، گاه به قیمت از دست دادن دوستان و روابط اجتماعی همراه است؛ اما در مقابل، سهمی جدی در تقویت اعتبار و اعتمادپذیری دانش تولیدشده دارد.
پینوشت: اصطلاح «خاطرات یک سردبیر» از عنوان کتاب «خاطرات یک مترجم» اثر محمد قاضی، الهام گرفته است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در طول دو دهه فعالیت به عنوان سردبیر چندین مجلۀ علمی، تجربههایی عمیق و گاه چالشبرانگیز در حوزۀ اخلاق حرفهای و مدیریت فرایند داوری علمی کسب کردم. یکی از چالشهای پیچیدهای که به طور مکرر با آن روبهرو بودم، تصمیمگیری برای رد مقالاتی بود که با وجود ادعای علمی بودن، از معیارهای کیفی، روششناختی یا اخلاقی پذیرش در مجله فاصله داشتند. این تصمیمات، حتی زمانی که بر اساس معیارهای شفاف، مستند و مبتنی بر سیاستهای ویراستاری مجله اتخاذ میشد، گاهی با واکنشهای هیجانی، غیرحرفهای و حتی دشمنوار همراه بود.
در موارد متعددی، مقالاتی از سوی دوستان، همکاران یا افراد شناختهشده در سطح ملی و بینالمللی ارسال شد که یا از نظر موضوعی با حوزۀ تخصصی مجله همخوانی نداشتند، یا نشانههایی از سرقت ادبی، عدم اصالت، یا نقض اصول اخلاق پژوهش در آنها مشهود بود. رد چنین آثاری، هرچند بر اساس موازین علمی و اخلاقی صورت میگرفت؛ اما گاه به عنوان یک «برخورد شخصی» تفسیر میشد. در پی آن، نویسندگان، با وجود توضیحات شفاف و مستند، در بسیاری از موارد به جای بازنگری در مقالۀ خود، به سرعت به وضعیتی واکنشی و احساسی روی آوردند و رابطۀ حرفهای را به دشمنی تبدیل کردند.
با این حال، همواره سعی کردم در این مسیر، وفادار به سه اصل بنیادین بمانم: وفاداری به خداوند به مثابه منشأ عدالت، وفاداری به قانون به مثابه چارچوب نهادینهشدۀ عقل جمعی، و وفاداری به انسانیت به مثابۀ ارزشی فراتر از هر تضاد حرفهای. از اینرو، هرگز در پاسخ به آن واکنشها، خود را درگیر روابط دشمنی یا رفتارهای غیراخلاقی نکردم. سردبیری صرفاً یک نقش اجرایی نیست؛ بلکه یک مأموریت اخلاقی و فکری است که مسئولیت حفظ سلامت اکوسیستم علمی را بر عهده دارد. این مأموریت، گاه به قیمت از دست دادن دوستان و روابط اجتماعی همراه است؛ اما در مقابل، سهمی جدی در تقویت اعتبار و اعتمادپذیری دانش تولیدشده دارد.
پینوشت: اصطلاح «خاطرات یک سردبیر» از عنوان کتاب «خاطرات یک مترجم» اثر محمد قاضی، الهام گرفته است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤5
عنوان موازی یا عنوان موازی اصلی
Parallel Title / Parallel noscript proper
«عنوان موازی اصلی»، همان عنوان اصلی است که به زبان و/یا خط دیگری ارائه شده باشد. عنوان موازی اصلی شامل موارد زیر است:
- عنوان جایگزینی که به زبان و/یا خط دیگری بیان شده باشد، به عنوان بخشی از عنوان موازی اصلی در نظر گرفته میشود.
- عنوان اصلی اثر (کتاب، مجله و ...) به زبانی متفاوت از زبان عنوان اصلی که به عنوان معادل آن ارائه شده باشد.
«عنوان موازی»، عبارت است از عنوان اصلی به گویش، زبان و/یا خط دیگر؛ یا عنوانی به گویش، زبان و/یا خط دیگر که به عنوان معادل عنوان اصلی ارائه شده باشد؛ یا تکرار عنوان اصلی همراه با سایر اطلاعات عنوانی به گویش، زبان و/یا خط دیگر است. هرچند که عنوان موازی معمولاً ترجمۀ یکبهیک عنوان اصلی است، اما لزومی ندارد که همواره چنین باشد.
اهمیت و ضرورت عنوان موازی برای مجلات غیرانگلیسیزبان
در عصر جهانیشدن علم و افزایش تعاملات بینالمللی در حوزههای پژوهشی، عنوان موازی نقشی کلیدی در دسترسیپذیری، شناسایی و نمایه شدن مجلات غیرانگلیسیزبان ایفا میکند. برای مجلات علمی که به زبانهای فارسی، عربی یا غیرانگلیسی منتشر میشوند، ارائۀ عنوان موازی به زبان انگلیسی لازم و ضروری است که از جنبههای متعددی قابل تبیین است:
۱. تقویت ارتباط علمی بینفرهنگی
عنوان موازی به پژوهشگران بینالمللی این امکان را میدهد تا بدون آشنایی کامل با زبان اصلی اثر، موضوع و حوزۀ پژوهش مجله یا کتاب را درک کنند و در صورت نیاز، با استفاده از ابزارهای ترجمه، هوش مصنوعی یا همکاری با متخصصان، به متن کامل دسترسی یابند.
۲. افزایش رؤیتپذیری و دسترسی بینالمللی
بسیاری از پایگاههای اطلاعاتی معتبر جهانی (مانند: ابسکو، اگریس، کبی، و اسکوپوس) برای نمایهسازی مجله، نیازمند وجود عنوانی موازی به زبان انگلیسی هستند. عنوان موازی به زبان انگلیسی، امکان شناسایی، جستجو و بازیابی آثار علمی غیرانگلیسیزبان را در سطح جهانی فراهم میآورد.
۳. هماهنگی با استانداردهای بینالمللی کتابشناختی
استانداردهای کتابداری و فهرستنویسی بینالمللی (مانند: ISBD و AACR2/RDA) به صراحت، ارائۀ عنوان موازی را در مواردی که اثر به چند زبان یا خط منتشر میشود، الزامی یا توصیهشده میدانند. رعایت این استانداردها، امکان یکپارچهسازی اطلاعات کتابشناختی در سطح جهانی را فراهم میکند.
۴. حفظ هویت فرهنگی و زبانی همراه با گشودن دروازۀ ملل
ارائۀ عنوان به زبان مادری یا محلی، ضمن حفظ هویت فرهنگی و علمی جامعۀ زبان اصلی، با افزودن عنوان موازی به زبان بینالمللی علم یعنی انگلیسی، دروازهای برای گفتگوی علمی و تمدنی با جهان گشوده میشود. این رویکرد دوگانه، تعادلی هوشمندانه بین جهانیشمولی و بومیگرایی (ملیگرایی) ایجاد میکند.
۵. تسهیل در فرایندهای استناد و سنجش و ارزیابی علمی
در سیستمهای سنجش و ارزیابی علمی مبتنی بر استنادات، امکان استناد به آثار غیرانگلیسیزبان تنها زمانی افزایش مییابد که این آثار به راحتی قابلفهم و قابل شناسایی باشند. عنوان موازی، شناسایی این آثار را تسهیل کرده و احتمال استناد بینالمللی به آنها را افزایش میدهد.
جمعبندی
عنوان موازی نهتنها یک الزام فنی یا کتابشناختی نیست، بلکه ابزاری استراتژیک برای گسترش افقهای ارتباط علمی، افزایش تأثیرپذیری کتابها، مقالهها، و مجلههای غیرانگلیسیزبان و ادغام آنها در گفتمان جهانی علم محسوب میشود. برای مجلات علمی غیرانگلیسیزبان، بهکارگیری دقیق و استاندارد عنوان موازی، گامی اساسی در جهت ارتقای جایگاه بینالمللی و تحقق عدالت زبانی در تولید و انتشار دانش است.
منبع: در تدوین این نوشتار از قوانین فهرستنویسی انگلوامریکن، و استاندارد بینالمللی کتابنامهنویسی (ISBD) الهام گرفته شده است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
Parallel Title / Parallel noscript proper
«عنوان موازی اصلی»، همان عنوان اصلی است که به زبان و/یا خط دیگری ارائه شده باشد. عنوان موازی اصلی شامل موارد زیر است:
- عنوان جایگزینی که به زبان و/یا خط دیگری بیان شده باشد، به عنوان بخشی از عنوان موازی اصلی در نظر گرفته میشود.
- عنوان اصلی اثر (کتاب، مجله و ...) به زبانی متفاوت از زبان عنوان اصلی که به عنوان معادل آن ارائه شده باشد.
«عنوان موازی»، عبارت است از عنوان اصلی به گویش، زبان و/یا خط دیگر؛ یا عنوانی به گویش، زبان و/یا خط دیگر که به عنوان معادل عنوان اصلی ارائه شده باشد؛ یا تکرار عنوان اصلی همراه با سایر اطلاعات عنوانی به گویش، زبان و/یا خط دیگر است. هرچند که عنوان موازی معمولاً ترجمۀ یکبهیک عنوان اصلی است، اما لزومی ندارد که همواره چنین باشد.
اهمیت و ضرورت عنوان موازی برای مجلات غیرانگلیسیزبان
در عصر جهانیشدن علم و افزایش تعاملات بینالمللی در حوزههای پژوهشی، عنوان موازی نقشی کلیدی در دسترسیپذیری، شناسایی و نمایه شدن مجلات غیرانگلیسیزبان ایفا میکند. برای مجلات علمی که به زبانهای فارسی، عربی یا غیرانگلیسی منتشر میشوند، ارائۀ عنوان موازی به زبان انگلیسی لازم و ضروری است که از جنبههای متعددی قابل تبیین است:
۱. تقویت ارتباط علمی بینفرهنگی
عنوان موازی به پژوهشگران بینالمللی این امکان را میدهد تا بدون آشنایی کامل با زبان اصلی اثر، موضوع و حوزۀ پژوهش مجله یا کتاب را درک کنند و در صورت نیاز، با استفاده از ابزارهای ترجمه، هوش مصنوعی یا همکاری با متخصصان، به متن کامل دسترسی یابند.
۲. افزایش رؤیتپذیری و دسترسی بینالمللی
بسیاری از پایگاههای اطلاعاتی معتبر جهانی (مانند: ابسکو، اگریس، کبی، و اسکوپوس) برای نمایهسازی مجله، نیازمند وجود عنوانی موازی به زبان انگلیسی هستند. عنوان موازی به زبان انگلیسی، امکان شناسایی، جستجو و بازیابی آثار علمی غیرانگلیسیزبان را در سطح جهانی فراهم میآورد.
۳. هماهنگی با استانداردهای بینالمللی کتابشناختی
استانداردهای کتابداری و فهرستنویسی بینالمللی (مانند: ISBD و AACR2/RDA) به صراحت، ارائۀ عنوان موازی را در مواردی که اثر به چند زبان یا خط منتشر میشود، الزامی یا توصیهشده میدانند. رعایت این استانداردها، امکان یکپارچهسازی اطلاعات کتابشناختی در سطح جهانی را فراهم میکند.
۴. حفظ هویت فرهنگی و زبانی همراه با گشودن دروازۀ ملل
ارائۀ عنوان به زبان مادری یا محلی، ضمن حفظ هویت فرهنگی و علمی جامعۀ زبان اصلی، با افزودن عنوان موازی به زبان بینالمللی علم یعنی انگلیسی، دروازهای برای گفتگوی علمی و تمدنی با جهان گشوده میشود. این رویکرد دوگانه، تعادلی هوشمندانه بین جهانیشمولی و بومیگرایی (ملیگرایی) ایجاد میکند.
۵. تسهیل در فرایندهای استناد و سنجش و ارزیابی علمی
در سیستمهای سنجش و ارزیابی علمی مبتنی بر استنادات، امکان استناد به آثار غیرانگلیسیزبان تنها زمانی افزایش مییابد که این آثار به راحتی قابلفهم و قابل شناسایی باشند. عنوان موازی، شناسایی این آثار را تسهیل کرده و احتمال استناد بینالمللی به آنها را افزایش میدهد.
جمعبندی
عنوان موازی نهتنها یک الزام فنی یا کتابشناختی نیست، بلکه ابزاری استراتژیک برای گسترش افقهای ارتباط علمی، افزایش تأثیرپذیری کتابها، مقالهها، و مجلههای غیرانگلیسیزبان و ادغام آنها در گفتمان جهانی علم محسوب میشود. برای مجلات علمی غیرانگلیسیزبان، بهکارگیری دقیق و استاندارد عنوان موازی، گامی اساسی در جهت ارتقای جایگاه بینالمللی و تحقق عدالت زبانی در تولید و انتشار دانش است.
منبع: در تدوین این نوشتار از قوانین فهرستنویسی انگلوامریکن، و استاندارد بینالمللی کتابنامهنویسی (ISBD) الهام گرفته شده است.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3