ایثار علمی داوران: ستونهای ناپیدای اعتبار علمی
نقش داوران در نظام علمی نشر مجلات علمی و کتابهای دانشگاهی، نقشی حیاتی اما اغلب نادیده گرفته شده است. فرایند داوری علمی، فعالیتی داوطلبانه، بدون پاداش مالی و در عین حال نیازمند صرف زمان، دقت تخصصی و تعهد علمی است. ایثار علمی داوران در این است که آنان دانش، تجربه، وقت و عمرگرانمایۀ خود را در خدمت ارتقای کیفیت آثار پژوهشی دیگران قرار میدهند، بیآنکه نامی از ایشان در متن نهایی مقالات یا کتب درج شود. این تلاش فروتنانه و بدون چشمداشت، نه تنها تضمینکنندۀ اعتبار و کیفیت مجلات علمی و کتابهای دانشگاهی است، بلکه یکی از ارکان بنیادین پویایی و پیشرفت دانش در جوامع دانشگاهی و پژوهشی بشمار میرود. از این منظر، هر گزارش داوری را میتوان نمادی از «ایثار علمی»، تعهد به اخلاق دانشگاهی، و مشارکت مؤثر در چرخۀ تولید دانش دانست.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
نقش داوران در نظام علمی نشر مجلات علمی و کتابهای دانشگاهی، نقشی حیاتی اما اغلب نادیده گرفته شده است. فرایند داوری علمی، فعالیتی داوطلبانه، بدون پاداش مالی و در عین حال نیازمند صرف زمان، دقت تخصصی و تعهد علمی است. ایثار علمی داوران در این است که آنان دانش، تجربه، وقت و عمرگرانمایۀ خود را در خدمت ارتقای کیفیت آثار پژوهشی دیگران قرار میدهند، بیآنکه نامی از ایشان در متن نهایی مقالات یا کتب درج شود. این تلاش فروتنانه و بدون چشمداشت، نه تنها تضمینکنندۀ اعتبار و کیفیت مجلات علمی و کتابهای دانشگاهی است، بلکه یکی از ارکان بنیادین پویایی و پیشرفت دانش در جوامع دانشگاهی و پژوهشی بشمار میرود. از این منظر، هر گزارش داوری را میتوان نمادی از «ایثار علمی»، تعهد به اخلاق دانشگاهی، و مشارکت مؤثر در چرخۀ تولید دانش دانست.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍5👏2❤1
چالشهای مجلات علمی در دانشگاهها: آیا ورود دانشگاهها و استادان به حوزۀ راهاندازی مجلات جدید موجه است؟
بحث درباره ورود دانشگاهها، پژوهشگاهها و به ویژه استادان به راهاندازی مجلات علمی جدید، ابعاد مختلفی دارد. در ادامه به چالشهایی اشاره میکنم که چرا توصیه نمیشود دانشگاهها یا استادان به تنهایی یا بدون برنامهریزی دقیق وارد حوزه انتشار مجلات جدید شوند:
۱. عدم تخصص در نشر علمی
راهاندازی و مدیریت یک مجله علمی نیازمند دانش تخصصی در زمینه نشر علمی، داوری علمی، ویرایش حرفهای، نمایهسازی، رعایت اصول اخلاق نشر، مدل کسبوکار مجله، و درآمدسازی است. بسیاری از دانشگاهها یا استادان فاقد تجربۀ عملی در این حوزه هستند و این موضوع ممکن است به کاهش کیفیت مجله منجر شود.
۲. افزایش مجلات بیکیفیت یا کماهمیت
افزایش تعداد مجلات جدید، بدون توجه به تعدد مجلات قدیمی رقیب، کیفیت علمی، ساختار داوری و نمایهسازی، منجر به راهاندازی مجلاتی میشود که محتوای علمی قابلتوجهی ندارند. این امر نه تنها به اعتبار نهاد منتشرکننده آسیب میزند، بلکه فضای علم را نیز آلوده میکند.
۳. مشکلات نمایهسازی و اعتباربخشی
بسیاری از مجلات جدید به دلیل نداشتن کیفیت محتوایی و علمی لازم، و خارقالعاده (Extraordinary) نبودن، موفق به نمایه شدن در پایگاههای اطلاعاتی معتبر نمیشوند. در نتیجه، مقالات منتشرشده در آنها نیز در ارزیابیهای علمی و ارتقای حرفهای استادان، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی اعتبار و ارزش کمتری خواهند داشت.
۴. بار مالی و زمانی
اداره یک مجله علمی معتبر، نیازمند بودجه مناسب، تیم هیئت تحریریه متعهد و قوی، و زیرساختهای فنی و نرمافزاری است. بسیاری از دانشگاهها یا استادان این منابع را ندارند یا تأمین آنها برایشان دشوار است.
۵. تعارض منافع و نبود شفافیت
در مجلاتی که توسط گروه کوچکی از استادان بدون نظارت نهادهای علمی معتبر راهاندازی میشود، احتمال بروز تعارض منافع، داوریهای غیرشفاف یا حتی انتشار مقالات ضعیف از اعضای همان گروه بیشتر است.
پیشنهادها:
اگر دانشگاه یا گروهی از استادان محترم علاقهمند به راهاندازی یک مجله علمی هستند، بهتر است:
۱. ابتدا به ارتقای کیفیت مجلات موجود کمک کنند، و تجربه کسب کنند.
۲. با همکاری یک ناشر علمی معتبر یا یک نهاد دانشگاهی باتجربه این کار را انجام دهند.
۳. برای شروع، از پشتیبانی نهادهای ملی نشر علمی (مانند وزارتین علوم و بهداشت) بهره ببرند.
۴. تمرکز را بر تخصص، شفافیت، و استانداردهای بینالمللی نشر مجله بگذارند.
۵. استاد علاقهمند یا سردبیر بنیانگذار قبل از راهاندازی مجله جدید در چند مجله معتبر به عنوان سردبیر مهمان (Guest Editor) ایفای نقش نمایند (در خصوص مزایای سردبیر مهمان رجوع کنید به: https://www.elsevier.com/editor/role/guest).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
بحث درباره ورود دانشگاهها، پژوهشگاهها و به ویژه استادان به راهاندازی مجلات علمی جدید، ابعاد مختلفی دارد. در ادامه به چالشهایی اشاره میکنم که چرا توصیه نمیشود دانشگاهها یا استادان به تنهایی یا بدون برنامهریزی دقیق وارد حوزه انتشار مجلات جدید شوند:
۱. عدم تخصص در نشر علمی
راهاندازی و مدیریت یک مجله علمی نیازمند دانش تخصصی در زمینه نشر علمی، داوری علمی، ویرایش حرفهای، نمایهسازی، رعایت اصول اخلاق نشر، مدل کسبوکار مجله، و درآمدسازی است. بسیاری از دانشگاهها یا استادان فاقد تجربۀ عملی در این حوزه هستند و این موضوع ممکن است به کاهش کیفیت مجله منجر شود.
۲. افزایش مجلات بیکیفیت یا کماهمیت
افزایش تعداد مجلات جدید، بدون توجه به تعدد مجلات قدیمی رقیب، کیفیت علمی، ساختار داوری و نمایهسازی، منجر به راهاندازی مجلاتی میشود که محتوای علمی قابلتوجهی ندارند. این امر نه تنها به اعتبار نهاد منتشرکننده آسیب میزند، بلکه فضای علم را نیز آلوده میکند.
۳. مشکلات نمایهسازی و اعتباربخشی
بسیاری از مجلات جدید به دلیل نداشتن کیفیت محتوایی و علمی لازم، و خارقالعاده (Extraordinary) نبودن، موفق به نمایه شدن در پایگاههای اطلاعاتی معتبر نمیشوند. در نتیجه، مقالات منتشرشده در آنها نیز در ارزیابیهای علمی و ارتقای حرفهای استادان، پژوهشگران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی اعتبار و ارزش کمتری خواهند داشت.
۴. بار مالی و زمانی
اداره یک مجله علمی معتبر، نیازمند بودجه مناسب، تیم هیئت تحریریه متعهد و قوی، و زیرساختهای فنی و نرمافزاری است. بسیاری از دانشگاهها یا استادان این منابع را ندارند یا تأمین آنها برایشان دشوار است.
۵. تعارض منافع و نبود شفافیت
در مجلاتی که توسط گروه کوچکی از استادان بدون نظارت نهادهای علمی معتبر راهاندازی میشود، احتمال بروز تعارض منافع، داوریهای غیرشفاف یا حتی انتشار مقالات ضعیف از اعضای همان گروه بیشتر است.
پیشنهادها:
اگر دانشگاه یا گروهی از استادان محترم علاقهمند به راهاندازی یک مجله علمی هستند، بهتر است:
۱. ابتدا به ارتقای کیفیت مجلات موجود کمک کنند، و تجربه کسب کنند.
۲. با همکاری یک ناشر علمی معتبر یا یک نهاد دانشگاهی باتجربه این کار را انجام دهند.
۳. برای شروع، از پشتیبانی نهادهای ملی نشر علمی (مانند وزارتین علوم و بهداشت) بهره ببرند.
۴. تمرکز را بر تخصص، شفافیت، و استانداردهای بینالمللی نشر مجله بگذارند.
۵. استاد علاقهمند یا سردبیر بنیانگذار قبل از راهاندازی مجله جدید در چند مجله معتبر به عنوان سردبیر مهمان (Guest Editor) ایفای نقش نمایند (در خصوص مزایای سردبیر مهمان رجوع کنید به: https://www.elsevier.com/editor/role/guest).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3👍1
سلب اعتبار مقالات علمی
پیش از انتشار رسمی مقاله، امکان اصلاح، بازنگری، یا حتی حذف آن از وبگاه مجله وجود دارد. اما پس از انتشار، در صورتی که اصول اخلاق پژوهش رعایت نشده باشد—از جمله سرقت علمی، جعل یا دستکاری دادهها، ارسال همزمان مقاله به چند مجله، یا درج نام نویسندگان بدون رضایت آنان—مقاله باید سلب اعتبار (Retraction) شود. از اینرو، تأکید میشود که تمامی اصلاحات احتمالی، از جمله تغییر در ترتیب یا تعداد نویسندگان، باید پیش از ارسال مقاله به مجله انجام گیرد. پس از ارسال، تغییر در فهرست نویسندگان یا محتوای علمی مقاله صرفاً در موارد مستند، با ارائه دلایل موجه و موافقت کتبی تمامی نویسندگان امکانپذیر است. در صورت پذیرش مقاله، هرگونه خطا یا تخلف علمی که در ادامه شناسایی شود، مسئولیت آن بر عهده نویسنده مسئول خواهد بود و ممکن است منجر به سلب اعتبار مقاله و اطلاعرسانی رسمی به پایگاههای نمایهکننده و دانشگاه مربوطه شود.
قابل توجه دفتر مجلات
پیش از انتشار، تمامی مقالات بایستی بلافاصله پس از صفحهآرایی برای تأیید نهایی در اختیار نویسندگان قرار گیرد تا در صورت وجود هرگونه ملاحظه یا اصلاح، پیش از چاپ رسمی اعلام شود. پس از چاپ، مسئولیت هرگونه خطا یا مغایرت، به طور کامل متوجه نویسندگان است.
نمونهای از تخلف پژوهشی و لزوم سلب اعتبار مقاله
در یکی از موارد گزارش شده، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاهی، مقالهای را بر پایه پایاننامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان استخراج کرده است؛ اما بدون اطلاع و رضایت دانشجو، نام وی را به صورت صوری و نادرست در مقاله درج کرده است. نام واقعی دانشجو خانم «فرزانه ...» بوده، اما در مقاله نام آقای «فرزان ...» ثبت شده است. همچنین، استاد مذکور با ایجاد یک حساب جیمیل جعلی به نام دانشجو، تأیید نهایی مقاله از سوی وی را از طریق آن حساب انجام داده است.
در حال حاضر، دانشجو شکایت رسمی خود را ثبت کرده است. با توجه به نقض جدی اصول اخلاق در پژوهش، جعل هویت، نقض مالکیت فکری، و انتشار بدون رضایت صاحب اثر، این مقاله مشمول سلب اعتبار (Retraction) است. گزارش عملکرد وی هم بایستی به اطلاع گروه مربوطه و معاونت محترم پژوهشی دانشگاه .... رسانیده شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
پیش از انتشار رسمی مقاله، امکان اصلاح، بازنگری، یا حتی حذف آن از وبگاه مجله وجود دارد. اما پس از انتشار، در صورتی که اصول اخلاق پژوهش رعایت نشده باشد—از جمله سرقت علمی، جعل یا دستکاری دادهها، ارسال همزمان مقاله به چند مجله، یا درج نام نویسندگان بدون رضایت آنان—مقاله باید سلب اعتبار (Retraction) شود. از اینرو، تأکید میشود که تمامی اصلاحات احتمالی، از جمله تغییر در ترتیب یا تعداد نویسندگان، باید پیش از ارسال مقاله به مجله انجام گیرد. پس از ارسال، تغییر در فهرست نویسندگان یا محتوای علمی مقاله صرفاً در موارد مستند، با ارائه دلایل موجه و موافقت کتبی تمامی نویسندگان امکانپذیر است. در صورت پذیرش مقاله، هرگونه خطا یا تخلف علمی که در ادامه شناسایی شود، مسئولیت آن بر عهده نویسنده مسئول خواهد بود و ممکن است منجر به سلب اعتبار مقاله و اطلاعرسانی رسمی به پایگاههای نمایهکننده و دانشگاه مربوطه شود.
قابل توجه دفتر مجلات
پیش از انتشار، تمامی مقالات بایستی بلافاصله پس از صفحهآرایی برای تأیید نهایی در اختیار نویسندگان قرار گیرد تا در صورت وجود هرگونه ملاحظه یا اصلاح، پیش از چاپ رسمی اعلام شود. پس از چاپ، مسئولیت هرگونه خطا یا مغایرت، به طور کامل متوجه نویسندگان است.
نمونهای از تخلف پژوهشی و لزوم سلب اعتبار مقاله
در یکی از موارد گزارش شده، یکی از اعضای هیئت علمی دانشگاهی، مقالهای را بر پایه پایاننامه کارشناسی ارشد یکی از دانشجویان استخراج کرده است؛ اما بدون اطلاع و رضایت دانشجو، نام وی را به صورت صوری و نادرست در مقاله درج کرده است. نام واقعی دانشجو خانم «فرزانه ...» بوده، اما در مقاله نام آقای «فرزان ...» ثبت شده است. همچنین، استاد مذکور با ایجاد یک حساب جیمیل جعلی به نام دانشجو، تأیید نهایی مقاله از سوی وی را از طریق آن حساب انجام داده است.
در حال حاضر، دانشجو شکایت رسمی خود را ثبت کرده است. با توجه به نقض جدی اصول اخلاق در پژوهش، جعل هویت، نقض مالکیت فکری، و انتشار بدون رضایت صاحب اثر، این مقاله مشمول سلب اعتبار (Retraction) است. گزارش عملکرد وی هم بایستی به اطلاع گروه مربوطه و معاونت محترم پژوهشی دانشگاه .... رسانیده شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤7
ثبات در الگوی انتشار: یک ضرورت برای استحکام هویت علمی یک مجله
هر مجله علمی، مانند یک موجود زنده، دارای شخصیتی منحصربهفرد است که از طریق سیاستهای هیئت تحریریه، حوزه تخصصی، کیفیت مقالات، و همچنین الگوی انتشاری خود شکل میگیرد. این هویت مجله باید ثبات شخصیتی داشته باشد تا بتواند در درازمدت به عنوان یک مجله معتبر و قابل اعتماد در حوزه تخصصی خود شناخته شود.
یکی از مؤلفههای مهم در ایجاد این ثبات، ثبات کمّی در انتشار مقالات است. به عبارتی، تعداد مقالات منتشرشده در هر شماره از مجله باید در یک دامنه منظم و قابل پیشبینی قرار گیرد. به عنوان مثال، یک مجله فصلنامهای میتواند در هر شماره/فصل خود ۷ تا ۱۲ مقاله علمی منتشر کند. این تعداد نباید در شمارههای مختلف دچار نوسانهای زیاد باشد، چرا که این نوسانها میتواند بر پیوستگی علمی و اعتبار مجله تأثیر بگذارد. این امر از دو منظر اهمیت دارد:
۱، از دیدگاه خوانندگان و پژوهشگران، ثبات در الگوی انتشار به برنامهریزی بهتر آنها کمک میکند.
۲، از منظر پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی مانند Scopus و Web of Science، ثبات انتشار یکی از معیارهای ارزیابی معتبر بودن یک مجله محسوب میشود. این پایگاهها تمایل دارند مجلاتی را که دارای برنامه انتشار منظم و پیوستهای هستند، در پایگاه اطلاعاتی خود حفظ کنند، زیرا این موضوع نشانهای از مدیریت منسجم و حرفهای یک نشریه است.
بنابراین، ایجاد یک چرخه انتشار منظم و پایدار نه تنها به بهبود اعتبار علمی مجله کمک میکند، بلکه در ارتقای کیفیت و دسترسی بینالمللی آن نیز نقش مؤثری ایفا میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
هر مجله علمی، مانند یک موجود زنده، دارای شخصیتی منحصربهفرد است که از طریق سیاستهای هیئت تحریریه، حوزه تخصصی، کیفیت مقالات، و همچنین الگوی انتشاری خود شکل میگیرد. این هویت مجله باید ثبات شخصیتی داشته باشد تا بتواند در درازمدت به عنوان یک مجله معتبر و قابل اعتماد در حوزه تخصصی خود شناخته شود.
یکی از مؤلفههای مهم در ایجاد این ثبات، ثبات کمّی در انتشار مقالات است. به عبارتی، تعداد مقالات منتشرشده در هر شماره از مجله باید در یک دامنه منظم و قابل پیشبینی قرار گیرد. به عنوان مثال، یک مجله فصلنامهای میتواند در هر شماره/فصل خود ۷ تا ۱۲ مقاله علمی منتشر کند. این تعداد نباید در شمارههای مختلف دچار نوسانهای زیاد باشد، چرا که این نوسانها میتواند بر پیوستگی علمی و اعتبار مجله تأثیر بگذارد. این امر از دو منظر اهمیت دارد:
۱، از دیدگاه خوانندگان و پژوهشگران، ثبات در الگوی انتشار به برنامهریزی بهتر آنها کمک میکند.
۲، از منظر پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی مانند Scopus و Web of Science، ثبات انتشار یکی از معیارهای ارزیابی معتبر بودن یک مجله محسوب میشود. این پایگاهها تمایل دارند مجلاتی را که دارای برنامه انتشار منظم و پیوستهای هستند، در پایگاه اطلاعاتی خود حفظ کنند، زیرا این موضوع نشانهای از مدیریت منسجم و حرفهای یک نشریه است.
بنابراین، ایجاد یک چرخه انتشار منظم و پایدار نه تنها به بهبود اعتبار علمی مجله کمک میکند، بلکه در ارتقای کیفیت و دسترسی بینالمللی آن نیز نقش مؤثری ایفا میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤2
دواج و چالش مقالات فاقد متن کامل در قسمت در دست انتشار
بر اساس قوانین و مقررات پایگاه اطلاعاتی دواج، مقالاتی که در بخش «در دست انتشار» (Articles in Press) قرار میگیرند، باید به صورت متن کامل منتشر شده و دارای متن کامل (Full-text) باشند.
بنابراین، مقالاتی که تنها شامل عنوان، نام نویسندگان یا چکیده باشند و فاقد محتوای کامل مقاله باشند، از نظر دواج ناقص تلقی شده و قابل پذیرش نیستند. از اینرو، مجلات علمی که مایل به نمایهشدن در دواج هستند، موظفند اطمینان حاصل کنند که تمامی مقالات منتشرشده در وبگاه آنها، دارای متن کامل، دسترسی آزاد و قابل مشاهده برای عموم باشند. عدم رعایت این الزامات میتواند منجر به رد درخواست نمایهسازی یا حذف مجله از پایگاه دواج شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
بر اساس قوانین و مقررات پایگاه اطلاعاتی دواج، مقالاتی که در بخش «در دست انتشار» (Articles in Press) قرار میگیرند، باید به صورت متن کامل منتشر شده و دارای متن کامل (Full-text) باشند.
بنابراین، مقالاتی که تنها شامل عنوان، نام نویسندگان یا چکیده باشند و فاقد محتوای کامل مقاله باشند، از نظر دواج ناقص تلقی شده و قابل پذیرش نیستند. از اینرو، مجلات علمی که مایل به نمایهشدن در دواج هستند، موظفند اطمینان حاصل کنند که تمامی مقالات منتشرشده در وبگاه آنها، دارای متن کامل، دسترسی آزاد و قابل مشاهده برای عموم باشند. عدم رعایت این الزامات میتواند منجر به رد درخواست نمایهسازی یا حذف مجله از پایگاه دواج شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤2
انتشار ویژهنامه در قالب شمارههای معمول و منظم مجله
انتشار ویژهنامه در فصلنامهها و دوفصلنامهها به یک چالش جدی تبدیل شده است. تصمیمگیری بین اینکه ویژهنامه به عنوان یکی از شمارههای عادی و معمول فصل منتشر شود یا به عنوان شماره پنجم اضافه گردد، به عوامل مختلفی از جمله اهداف مجله، منابع مالی و نیروی انسانی و انتظارات مخاطبان بستگی دارد. در ادامه مزایا و معایب هر دو گزینه بررسی میشود و نمونه ذکر میگردد.
گزینه ۱: ویژهنامه به عنوان یکی از شمارههای معمول فصلنامه
به عنوان مثال، یکی از شمارههای فصل اول، دوم، سوم یا چهارم به ویژهنامه اختصاص یابد.
مزایا:
- برنامه انتشار منظم مجله (۴ شماره در سال) حفظ میشود که برای خوانندگان و پایگاههای اطلاعاتی نمایهکننده قابلپیشبینیتر است.
- فشار کاری اضافی بر سردبیر، دبیران، داوران و تیم صفحهآرایی و نشر وارد نمیکند.
- ویژهنامه از همان سطح داوری علمی و اهمیت شمارههای عادی برخوردار میشود.
معایب:
- فضای کمتری برای مقالات عادی و غیرویژه در آن فصل باقی میماند و ممکن است انتشار آنها به تأخیر بیفتد. این عیب در دوفصلنامهها چالشبرانگیزتر میشود؛ و تأخیر انتشار مقالات عادی بیشتر میشود.
- اگر ویژهنامه به صفحات یا زمان بیشتری برای دریافت مقاله و داوری و انتشار نیاز داشته باشد، انعطافپذیری کمتری وجود خواهد داشت.
گزینه ۲: ویژهنامه به عنوان شماره پنجم اضافی
یعنی علاوه بر ۴ شماره معمول سالانه، یک شماره جداگانه منتشر شود.
مزایا:
- محتوای معمول فصلها بدون تغییر باقی میماند و مقالات پژوهشی عادی تحتالشعاع قرار نمیگیرند.
- امکان تمرکز بیشتر بر موضوع ویژه بدون کاهش توجه به پژوهشهای استاندارد فراهم میشود.
- ممکن است تعداد دریافت مقاله افزایش یابد و تأثیر مجله در حوزۀ موضوعی ویژه بیشتر شود.
معایب:
- نیاز به تلاش بیشتر از سوی تیم هیئت تحریریه و داوران دارد.
- ممکن است در نمایهسازی یا آرشیو مجله (در صورت تعریف دقیق به عنوان «فصلنامه») چالش ایجاد کند. این مسئله برای پایگاههای اطلاعاتی چالشبرانگیز است.
- اگر به خوبی داوری و ویراستاری نشود، ممکن است از نظر داوری و اهمیت علمی در سطح پایینتری نسبت به شمارههای اصلی در نظر گرفته شود.
پیشنهاد نهایی:
۱. اگر مجلهای توانایی مدیریت حجم کار اضافی و داوری و صفحهآرایی را دارد و میخواهد هر دو نوع محتوا (عادی و ویژه) را به خوبی پوشش دهد، انتشار به عنوان شماره پنجم گزینه مناسبی است.
۲. اگر ثبات و نظم انتشار و مدیریت منابع اولویت بالاتری دارد، جایگزینی و تبدیل یکی از شمارههای معمول به ویژهنامه منطقیتر خواهد بود.
در نهایت، بهترین انتخاب به ظرفیت مجله، حجم مقالات دریافتی و اهداف استراتژیک آن بستگی دارد. در هر حالت، برای ویژهنامه بایستی یک نفر به عنوان سردبیر مهمان (Guest Editor) ایفای نقش کند وگرنه وب آف ساینس نمیپذیرد.
نمونه مجلات امرالد، ناشر انگلیسی با ۵۸ سال قدمت:
از چهار شماره سال ۲۰۲۴ مجله
Journal of Humanitarian Logistics and Supply Chain Management
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/browse-by-year/2024
شماره اولش ویژهنامهای است در خصوص
HEALTHCARE SUPPLY CHAINS IN AFRICA
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/14/1
شماره دوم آن هم ویژهنامهای تحت سردبیری مهمان دیگری است
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/14/2
Qualitative Research in Accounting & Management
این مجله در سال پنج شماره منتشر میکند و شماره سوم از دوره ۲۱ آن ویژهنامه است. یکی از شمارههای عادی مجله است
https://www.emerald.com/qram/issue/21/3
https://www.emerald.com/qram/issue/browse-by-year
Review of Accounting and Finance
این فصلنامه شماره یکم از دوره ۱۳ آن ویژهنامه است و یکی از شمارههای عادی مجله است
https://www.emerald.com/raf/issue/13/1
https://www.emerald.com/raf/issue/browse-by-year
اگر در گوگل عبارت زیر را در کنار آدرس دامنه وب هر ناشری که مورد نظر شماست، دهها نمونه پیدا خواهید کرد.
"Special Issue on" springer.com
انتخاب با دفتر مجله است. لطفاً با کمیسیون نشریات وزارتین هماهنگی بفرمایید. نظر بنده بر انتشار در قالب شماره عادی است؛ اما نظر کمیسیون نشریات وزارت عتف ممکن است با انتشار در قالب شماره اضافی باشد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
انتشار ویژهنامه در فصلنامهها و دوفصلنامهها به یک چالش جدی تبدیل شده است. تصمیمگیری بین اینکه ویژهنامه به عنوان یکی از شمارههای عادی و معمول فصل منتشر شود یا به عنوان شماره پنجم اضافه گردد، به عوامل مختلفی از جمله اهداف مجله، منابع مالی و نیروی انسانی و انتظارات مخاطبان بستگی دارد. در ادامه مزایا و معایب هر دو گزینه بررسی میشود و نمونه ذکر میگردد.
گزینه ۱: ویژهنامه به عنوان یکی از شمارههای معمول فصلنامه
به عنوان مثال، یکی از شمارههای فصل اول، دوم، سوم یا چهارم به ویژهنامه اختصاص یابد.
مزایا:
- برنامه انتشار منظم مجله (۴ شماره در سال) حفظ میشود که برای خوانندگان و پایگاههای اطلاعاتی نمایهکننده قابلپیشبینیتر است.
- فشار کاری اضافی بر سردبیر، دبیران، داوران و تیم صفحهآرایی و نشر وارد نمیکند.
- ویژهنامه از همان سطح داوری علمی و اهمیت شمارههای عادی برخوردار میشود.
معایب:
- فضای کمتری برای مقالات عادی و غیرویژه در آن فصل باقی میماند و ممکن است انتشار آنها به تأخیر بیفتد. این عیب در دوفصلنامهها چالشبرانگیزتر میشود؛ و تأخیر انتشار مقالات عادی بیشتر میشود.
- اگر ویژهنامه به صفحات یا زمان بیشتری برای دریافت مقاله و داوری و انتشار نیاز داشته باشد، انعطافپذیری کمتری وجود خواهد داشت.
گزینه ۲: ویژهنامه به عنوان شماره پنجم اضافی
یعنی علاوه بر ۴ شماره معمول سالانه، یک شماره جداگانه منتشر شود.
مزایا:
- محتوای معمول فصلها بدون تغییر باقی میماند و مقالات پژوهشی عادی تحتالشعاع قرار نمیگیرند.
- امکان تمرکز بیشتر بر موضوع ویژه بدون کاهش توجه به پژوهشهای استاندارد فراهم میشود.
- ممکن است تعداد دریافت مقاله افزایش یابد و تأثیر مجله در حوزۀ موضوعی ویژه بیشتر شود.
معایب:
- نیاز به تلاش بیشتر از سوی تیم هیئت تحریریه و داوران دارد.
- ممکن است در نمایهسازی یا آرشیو مجله (در صورت تعریف دقیق به عنوان «فصلنامه») چالش ایجاد کند. این مسئله برای پایگاههای اطلاعاتی چالشبرانگیز است.
- اگر به خوبی داوری و ویراستاری نشود، ممکن است از نظر داوری و اهمیت علمی در سطح پایینتری نسبت به شمارههای اصلی در نظر گرفته شود.
پیشنهاد نهایی:
۱. اگر مجلهای توانایی مدیریت حجم کار اضافی و داوری و صفحهآرایی را دارد و میخواهد هر دو نوع محتوا (عادی و ویژه) را به خوبی پوشش دهد، انتشار به عنوان شماره پنجم گزینه مناسبی است.
۲. اگر ثبات و نظم انتشار و مدیریت منابع اولویت بالاتری دارد، جایگزینی و تبدیل یکی از شمارههای معمول به ویژهنامه منطقیتر خواهد بود.
در نهایت، بهترین انتخاب به ظرفیت مجله، حجم مقالات دریافتی و اهداف استراتژیک آن بستگی دارد. در هر حالت، برای ویژهنامه بایستی یک نفر به عنوان سردبیر مهمان (Guest Editor) ایفای نقش کند وگرنه وب آف ساینس نمیپذیرد.
نمونه مجلات امرالد، ناشر انگلیسی با ۵۸ سال قدمت:
از چهار شماره سال ۲۰۲۴ مجله
Journal of Humanitarian Logistics and Supply Chain Management
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/browse-by-year/2024
شماره اولش ویژهنامهای است در خصوص
HEALTHCARE SUPPLY CHAINS IN AFRICA
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/14/1
شماره دوم آن هم ویژهنامهای تحت سردبیری مهمان دیگری است
https://www.emerald.com/jhlscm/issue/14/2
Qualitative Research in Accounting & Management
این مجله در سال پنج شماره منتشر میکند و شماره سوم از دوره ۲۱ آن ویژهنامه است. یکی از شمارههای عادی مجله است
https://www.emerald.com/qram/issue/21/3
https://www.emerald.com/qram/issue/browse-by-year
Review of Accounting and Finance
این فصلنامه شماره یکم از دوره ۱۳ آن ویژهنامه است و یکی از شمارههای عادی مجله است
https://www.emerald.com/raf/issue/13/1
https://www.emerald.com/raf/issue/browse-by-year
اگر در گوگل عبارت زیر را در کنار آدرس دامنه وب هر ناشری که مورد نظر شماست، دهها نمونه پیدا خواهید کرد.
"Special Issue on" springer.com
انتخاب با دفتر مجله است. لطفاً با کمیسیون نشریات وزارتین هماهنگی بفرمایید. نظر بنده بر انتشار در قالب شماره عادی است؛ اما نظر کمیسیون نشریات وزارت عتف ممکن است با انتشار در قالب شماره اضافی باشد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤1
یادداشت سردبیر و ضرورت چکیدهنویسی: توجیه علمی و عملی
یادداشت سردبیر (Editorial Note) به عنوان متنی که دیدگاه سردبیر، یا سردبیر مهمان یا یکی از اعضای هیئت تحریریه را دربارۀ شمارۀ جاری یا موضوعات کلیدی مجله یا مفاهیم روز منعکس میکند، نقش مهمی در ارتباط با خوانندگان، افزایش شفافیت، و هدایت بحثهای علمی ایفا میکند. افزودن چکیدۀ مختصر به این یادداشت، اگرچه در برخی مجلات نادیده گرفته میشود، اما از چند منظر علمی، فنی، و کاربردی ضروری است.
۱. بهبود قابلیت بازیابی و نمایهسازی
- پایگاه اطلاعاتی استنادی اسکوپوس و موتورهای جستجوی علمی (مانند گوگل اسکالر و سمانتیک اسکالر) معمولاً محتوای چکیده را برای نمایهسازی و رتبهبندی کلیدواژگان تحلیل میکنند.
- بدون چکیده، احتمال نادیده گرفته شدن یادداشت سردبیر در جستجوها افزایش مییابد، زیرا متون بدون چکیده اغلب به عنوان محتوای «کمارزش» یا غیرتخصصی طبقهبندی میشوند. بیست سال تجربه سردبیری نگارنده نشان داده است که اگر یادداشت/سخن سردبیر، چکیده داشته باشد، بخش آمادهسازی اسکوپوس هم آن چکیده را در رکورد مربوطه وارد میکند.
- مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مدارک علمی دارای چکیدۀ ساختاریافته و اطلاعاتی، نرخ استناد بالاتری دارند. این اصل به یادداشتهای سردبیر نیز تعمیم مییابد.
۲. تسهیل دسترسی و تصمیمگیری خوانندگان
- خوانندگان معمولاً با محدودیت زمانی مواجه هستند و پیش از مطالعۀ کامل متن، به ارزیابی سریع محتوا نیاز دارند.
- چکیده به آنها کمک میکند تا به سرعت تشخیص دهند آیا یادداشت سردبیر مرتبط با حوزۀ پژوهشی آنهاست یا خیر.
- در غیر این صورت، ممکن است از مطالعۀ متن صرفنظر کنند، حتی اگر محتوای ارزشمندی ارائه شده باشد.
۳. افزایش تعامل و اثرگذاری مجله
- یادداشتهای سردبیر بدون چکیده، معمولاً در پلتفرمهای اشتراک علمی (مانند آکادمیا و ریسرچگیت) نیز کمتر دیده میشوند، زیرا کاربران ترجیح میدهند که ابتدا خلاصهای از محتوا را مشاهده کنند.
- از نظر علم اطلاعات و ارتباطات، متونی که چکیده دارند، احتمال بیشتری دارد که در شبکههای اجتماعی علمی بهاشتراک گذاشته شوند و بنابراین، تأثیر اجتماعی و استنادی گستردهتری خواهند داشت.
۴. انطباق با استانداردهای نشر بینالمللی
- بسیاری از دستورالعملهای ناشران معتبر توصیه میکنند که تمام انواع مدارک و محتوای مجله، از جمله یادداشت سردبیر، دارای چکیده باشند تا یکپارچگی ساختاری مجله حفظ شود.
- مجلاتی که چکیده را حذف میکنند، ممکن است در پایگاههای استنادی با مشکل مواجه شوند، زیرا این پایگاهها اغلب از الگوریتمهایی استفاده میکنند که چکیده را به عنوان بخشی از فرایند ارزیابی کیفیت محتوا در نظر میگیرند.
جمعبندی و پیشنهاد
اگرچه برخی مجلات به دلایل سنتی یا محدودیتهای فضای نشر، از درج چکیده در یادداشت سردبیر خودداری میکنند، از منظر علم اطلاعات و ارتباطات، افزودن چکیدۀ مختصر (حدود 150 تا 250 کلمهای) منطبق با اصول بازیابی اطلاعات، دسترسپذیری، و افزایش اثرگذاری محتوا را تضمین میکند. پیشنهاد میشود مجلاتی که این کار را انجام نمیدهند، بازنگری در سیاستهای خود را مدنظر قرار دهند تا از مزایای بهبود رؤیتپذیری، نمایانی، نمایهسازی، و استنادپذیری بهرهمند شوند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
یادداشت سردبیر (Editorial Note) به عنوان متنی که دیدگاه سردبیر، یا سردبیر مهمان یا یکی از اعضای هیئت تحریریه را دربارۀ شمارۀ جاری یا موضوعات کلیدی مجله یا مفاهیم روز منعکس میکند، نقش مهمی در ارتباط با خوانندگان، افزایش شفافیت، و هدایت بحثهای علمی ایفا میکند. افزودن چکیدۀ مختصر به این یادداشت، اگرچه در برخی مجلات نادیده گرفته میشود، اما از چند منظر علمی، فنی، و کاربردی ضروری است.
۱. بهبود قابلیت بازیابی و نمایهسازی
- پایگاه اطلاعاتی استنادی اسکوپوس و موتورهای جستجوی علمی (مانند گوگل اسکالر و سمانتیک اسکالر) معمولاً محتوای چکیده را برای نمایهسازی و رتبهبندی کلیدواژگان تحلیل میکنند.
- بدون چکیده، احتمال نادیده گرفته شدن یادداشت سردبیر در جستجوها افزایش مییابد، زیرا متون بدون چکیده اغلب به عنوان محتوای «کمارزش» یا غیرتخصصی طبقهبندی میشوند. بیست سال تجربه سردبیری نگارنده نشان داده است که اگر یادداشت/سخن سردبیر، چکیده داشته باشد، بخش آمادهسازی اسکوپوس هم آن چکیده را در رکورد مربوطه وارد میکند.
- مطالعات علمسنجی نشان دادهاند که مقالات و مدارک علمی دارای چکیدۀ ساختاریافته و اطلاعاتی، نرخ استناد بالاتری دارند. این اصل به یادداشتهای سردبیر نیز تعمیم مییابد.
۲. تسهیل دسترسی و تصمیمگیری خوانندگان
- خوانندگان معمولاً با محدودیت زمانی مواجه هستند و پیش از مطالعۀ کامل متن، به ارزیابی سریع محتوا نیاز دارند.
- چکیده به آنها کمک میکند تا به سرعت تشخیص دهند آیا یادداشت سردبیر مرتبط با حوزۀ پژوهشی آنهاست یا خیر.
- در غیر این صورت، ممکن است از مطالعۀ متن صرفنظر کنند، حتی اگر محتوای ارزشمندی ارائه شده باشد.
۳. افزایش تعامل و اثرگذاری مجله
- یادداشتهای سردبیر بدون چکیده، معمولاً در پلتفرمهای اشتراک علمی (مانند آکادمیا و ریسرچگیت) نیز کمتر دیده میشوند، زیرا کاربران ترجیح میدهند که ابتدا خلاصهای از محتوا را مشاهده کنند.
- از نظر علم اطلاعات و ارتباطات، متونی که چکیده دارند، احتمال بیشتری دارد که در شبکههای اجتماعی علمی بهاشتراک گذاشته شوند و بنابراین، تأثیر اجتماعی و استنادی گستردهتری خواهند داشت.
۴. انطباق با استانداردهای نشر بینالمللی
- بسیاری از دستورالعملهای ناشران معتبر توصیه میکنند که تمام انواع مدارک و محتوای مجله، از جمله یادداشت سردبیر، دارای چکیده باشند تا یکپارچگی ساختاری مجله حفظ شود.
- مجلاتی که چکیده را حذف میکنند، ممکن است در پایگاههای استنادی با مشکل مواجه شوند، زیرا این پایگاهها اغلب از الگوریتمهایی استفاده میکنند که چکیده را به عنوان بخشی از فرایند ارزیابی کیفیت محتوا در نظر میگیرند.
جمعبندی و پیشنهاد
اگرچه برخی مجلات به دلایل سنتی یا محدودیتهای فضای نشر، از درج چکیده در یادداشت سردبیر خودداری میکنند، از منظر علم اطلاعات و ارتباطات، افزودن چکیدۀ مختصر (حدود 150 تا 250 کلمهای) منطبق با اصول بازیابی اطلاعات، دسترسپذیری، و افزایش اثرگذاری محتوا را تضمین میکند. پیشنهاد میشود مجلاتی که این کار را انجام نمیدهند، بازنگری در سیاستهای خود را مدنظر قرار دهند تا از مزایای بهبود رؤیتپذیری، نمایانی، نمایهسازی، و استنادپذیری بهرهمند شوند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3👍1
ضریب استنادات و اچ ایندکس اعضای هیئت تحریریه مجلات علوم دینی و مذهبی
در مقایسه با حوزههای علوم طبیعی، مهندسی و علوم پزشکی، آثار و مقالات منتشرشده در حوزههای علوم دینی و فلسفه اسلامی معمولاً از میزان استناد کمتری برخوردار هستند. این تفاوت ناشی از ویژگیهای معرفتشناختی، روششناسی خاص این حوزهها، محدود بودن جامعۀ خوانندگان و ارجاعدهندگان و همچنین چرخۀ کندتر تولید و انتشار دانش در علوم انسانی به ویژه علوم دینی است. در نتیجه، اعضای محترم هیئت تحریریه مجلات علمی در این حوزهها نیز در مقایسه با همتایان خود در سایر حوزهها دارای شاخصهای استنادی پایینتری از جمله اچ-ایندکس هستند. با توجه به این واقعیت و با در نظر گرفتن معیارهای کمی و کیفی پایگاههای نمایهسازی بینالمللی مانند اسکوپوس، توصیه میشود که تا پیش از ثبت درخواست نمایهسازی در اسکوپوس، از درج شاخص اچ-ایندکس در صفحه معرفی اعضای هیئت تحریریه مجلات تخصصی علوم دینی و فلسفه اسلامی خودداری شود. این اقدام میتواند به ارائه تصویری متعادلتر و متناسب با ماهیت علمی این حوزهها در فرایند ارزیابیهای بینالمللی مثل دواج کمک نماید.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در مقایسه با حوزههای علوم طبیعی، مهندسی و علوم پزشکی، آثار و مقالات منتشرشده در حوزههای علوم دینی و فلسفه اسلامی معمولاً از میزان استناد کمتری برخوردار هستند. این تفاوت ناشی از ویژگیهای معرفتشناختی، روششناسی خاص این حوزهها، محدود بودن جامعۀ خوانندگان و ارجاعدهندگان و همچنین چرخۀ کندتر تولید و انتشار دانش در علوم انسانی به ویژه علوم دینی است. در نتیجه، اعضای محترم هیئت تحریریه مجلات علمی در این حوزهها نیز در مقایسه با همتایان خود در سایر حوزهها دارای شاخصهای استنادی پایینتری از جمله اچ-ایندکس هستند. با توجه به این واقعیت و با در نظر گرفتن معیارهای کمی و کیفی پایگاههای نمایهسازی بینالمللی مانند اسکوپوس، توصیه میشود که تا پیش از ثبت درخواست نمایهسازی در اسکوپوس، از درج شاخص اچ-ایندکس در صفحه معرفی اعضای هیئت تحریریه مجلات تخصصی علوم دینی و فلسفه اسلامی خودداری شود. این اقدام میتواند به ارائه تصویری متعادلتر و متناسب با ماهیت علمی این حوزهها در فرایند ارزیابیهای بینالمللی مثل دواج کمک نماید.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👏1
پرهیز از استفاده از علائم آوانگاری بینالمللی در نام نویسندگان و اعضای هیئت تحریریه
برخی مجلات تخصصی در حوزه علوم دینی و مذهبی در هنگام درج نام اعضای هیئت تحریریه در وبگاه مجلات یا در مقالات، اقدام به استفاده از علائم آوانگاری بینالمللی (مانند آکسانها و حروف دارای علامت دیاکریتیک) مینمایند. هرچند این شیوه ممکن است از نظر زبانشناختی دقیقتر تلقی شود، اما از منظر استانداردهای نمایهسازی بینالمللی و قواعد انتشار علمی، به ویژه در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی، توصیه میشود که نام نویسندگان و اعضای هیئت تحریریه به شکل ساده و مطابق با نگارش رسمی و گذرنامهای آنها (Passport Name) درج گردد. استفاده از اشکال پیچیده و آوانگاریشده ممکن است منجر به بروز خطا در نمایهسازی، تجزیه و پراکندگی استنادات، و نیز ایجاد چندگانگی در شناسایی افراد در سامانههای علمسنجی گردد. برای مثال:
نگارش به صورت آوانگاریشده:
Rūḥ Allāh Saʻīdī Fāḍil
نگارش به صورت ساده و استاندارد بینالمللی:
Ruhollah Saeedi Fazel
فرم دوم (سادهسازیشده) همخوانی بیشتری با استانداردهای پایگاههای اطلاعاتی علمی و گذرنامهای داشته، قابلیت جستجو، بازیابی و ارجاعدهی بهتری را فراهم میسازد. بنابراین، توصیه میشود در فرایند آمادهسازی اطلاعات اعضای هیئت تحریریه، از درج نامها به شکل ساده و بدون علائم آوانگاری استفاده شود.
توجه: به سؤالات علمی مدیران و کارشناسان محترم مجلات به صورت عمومی پاسخ داده میشود تا در سطح ملی منجر به نوعی همخوانی و انطباق شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
برخی مجلات تخصصی در حوزه علوم دینی و مذهبی در هنگام درج نام اعضای هیئت تحریریه در وبگاه مجلات یا در مقالات، اقدام به استفاده از علائم آوانگاری بینالمللی (مانند آکسانها و حروف دارای علامت دیاکریتیک) مینمایند. هرچند این شیوه ممکن است از نظر زبانشناختی دقیقتر تلقی شود، اما از منظر استانداردهای نمایهسازی بینالمللی و قواعد انتشار علمی، به ویژه در پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی، توصیه میشود که نام نویسندگان و اعضای هیئت تحریریه به شکل ساده و مطابق با نگارش رسمی و گذرنامهای آنها (Passport Name) درج گردد. استفاده از اشکال پیچیده و آوانگاریشده ممکن است منجر به بروز خطا در نمایهسازی، تجزیه و پراکندگی استنادات، و نیز ایجاد چندگانگی در شناسایی افراد در سامانههای علمسنجی گردد. برای مثال:
نگارش به صورت آوانگاریشده:
Rūḥ Allāh Saʻīdī Fāḍil
نگارش به صورت ساده و استاندارد بینالمللی:
Ruhollah Saeedi Fazel
فرم دوم (سادهسازیشده) همخوانی بیشتری با استانداردهای پایگاههای اطلاعاتی علمی و گذرنامهای داشته، قابلیت جستجو، بازیابی و ارجاعدهی بهتری را فراهم میسازد. بنابراین، توصیه میشود در فرایند آمادهسازی اطلاعات اعضای هیئت تحریریه، از درج نامها به شکل ساده و بدون علائم آوانگاری استفاده شود.
توجه: به سؤالات علمی مدیران و کارشناسان محترم مجلات به صورت عمومی پاسخ داده میشود تا در سطح ملی منجر به نوعی همخوانی و انطباق شود.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤2
نقش مجلات علمی در تقویت دیپلماسی علمی بینالمللی ایران
دیپلماسی علمی، به عنوان بخشی از «قدرت نرم» و «سرمایه نرم» کشورها، بر استفاده از ظرفیتهای علمی و فناورانه برای ایجاد و توسعۀ روابط بینالمللی استوار است. در این چارچوب، مجلات علمی ملی نقشی چندبُعدی و راهبردی ایفا میکنند که میتوان آن را در چند محور اصلی تبیین کرد:
۱. بستر تبادل دانش و شکلدهی به شبکههای علمی فراملی
مجلات علمی ایرانی که بر اساس سیاست دسترسی آزاد منتشر میشوند و در پایگاههای معتبر بینالمللی نمایه میشوند، بستر مؤثری برای انتشار یافتههای پژوهشی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران داخلی و خارجی فراهم میسازند. این فرایند به ایجاد و گسترش شبکههای علمی فراملی میانجامد که حتی در شرایط محدودیتهای سیاسی یا اقتصادی، کانالی پایدار برای تعاملات علمی باقی میمانند.
۲. ارتقای اعتبار و برند علمی کشور در سطح بینالمللی
کیفیت محتوای منتشرشده، استمرار انتشار، و نظام دقیق داوری همترازخوانی، از جمله عواملی هستند که به تقویت سرمایۀ نمادین و جایگاه علمی کشور در نظام علم جهانی کمک میکنند. بر اساس نظریۀ «قدرت نرم» (جوزف نای) چنین اعتبار علمی میتواند در ادراک و نگرش سایر کشورها نسبت به توانمندیهای علمی، فرهنگی و فناورانۀ ایران اثرگذاری مستقیم داشته باشد.
۳. تسهیل همکاریهای پژوهشی و فناوری بینالمللی
مشارکت نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه از کشورهای مختلف، بستر شکلگیری پروژههای مشترک تحقیقاتی، کنسرسیومهای علمی و شبکههای نوآوری بینالمللی را فراهم میسازد. این تعاملات، مجلات علمی را به کانونهای فعال دیپلماسی علمی بدل میکند که فراتر از تبادل مقالات، به تبادل ظرفیتهای فناورانه و راهبردی منجر میشوند.
۴. ایجاد کانالهای ارتباطی غیررسمی در شرایط تنش سیاسی
در قالب دیپلماسی ثانویه (Track II Diplomacy)، ارتباطات علمی شکلگرفته از طریق مجلات، میتواند در مواقعی که روابط رسمی سیاسی محدود یا قطع شده است، به عنوان کانالی غیررسمی برای گفتگو، اعتمادسازی و تعامل سازنده میان نخبگان علمی دو یا چند کشور عمل کند.
۵. انتقال و بومیسازی استانداردها و ارزشهای علمی
پایبندی به اصول اخلاق پژوهش، شفافیت دادهها، و معیارهای بینالمللی داوری، به تدریج موجب همگرایی علمی با جامعۀ علمی جهانی میشود. این فرایند نه تنها سطح کیفیت علمی کشور را ارتقا میدهد، بلکه زبان و چارچوب مشترکی برای همکاریهای آینده ایجاد میکند.
۶. معرفی توانمندیها و ظرفیتهای علمی کشور به جامعۀ جهانی
مجلات علمی ایرانی میتوانند ویترینی معتبر برای معرفی دستاوردهای پژوهشی، فناوریهای بومی و حوزههای دارای مزیت نسبی ایران در سطح بینالمللی باشند. این امر، علاوه بر تقویت هویت علمی کشور، میتواند زمینۀ جذب سرمایهگذاری، تبادل فناوری و انتقال دانش را فراهم آورد.
جمعبندی و پیشنهاد سیاستی
مجلات علمی، به عنوان زیرساختهای کلیدی نظام علم و فناوری، نقشی فراتر از انتشار نتایج پژوهش ایفا میکنند و میتوانند در قالب راهبردی از «دیپلماسی علمی فعال»، به ابزاری مؤثر برای ارتقای جایگاه بینالمللی ایران، توسعۀ همکاریهای علمی، و تقویت «سرمایه نرم» کشور تبدیل شوند. برنامهریزی هدفمند برای ارتقای کیفیت این مجلات، نمایهسازی گسترده در پایگاههای بینالمللی، تقویت حمایت مالی و زیرساختی از مجلات علمی ملی، گسترش همکاریهای بینالمللی اعضای هیئت تحریریه و داوران، ایجاد و حمایت از سامانههای جامع مدیریت مجلات علمی، تقویت آموزش و توانمندسازی در حوزۀ اخلاق پژوهش و استانداردهای بینالمللی، و ایجاد پیوند ساختاری با مراکز علمی جهان، از الزامات بهرهگیری حداکثری از این ظرفیتهاست.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
دیپلماسی علمی، به عنوان بخشی از «قدرت نرم» و «سرمایه نرم» کشورها، بر استفاده از ظرفیتهای علمی و فناورانه برای ایجاد و توسعۀ روابط بینالمللی استوار است. در این چارچوب، مجلات علمی ملی نقشی چندبُعدی و راهبردی ایفا میکنند که میتوان آن را در چند محور اصلی تبیین کرد:
۱. بستر تبادل دانش و شکلدهی به شبکههای علمی فراملی
مجلات علمی ایرانی که بر اساس سیاست دسترسی آزاد منتشر میشوند و در پایگاههای معتبر بینالمللی نمایه میشوند، بستر مؤثری برای انتشار یافتههای پژوهشی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران داخلی و خارجی فراهم میسازند. این فرایند به ایجاد و گسترش شبکههای علمی فراملی میانجامد که حتی در شرایط محدودیتهای سیاسی یا اقتصادی، کانالی پایدار برای تعاملات علمی باقی میمانند.
۲. ارتقای اعتبار و برند علمی کشور در سطح بینالمللی
کیفیت محتوای منتشرشده، استمرار انتشار، و نظام دقیق داوری همترازخوانی، از جمله عواملی هستند که به تقویت سرمایۀ نمادین و جایگاه علمی کشور در نظام علم جهانی کمک میکنند. بر اساس نظریۀ «قدرت نرم» (جوزف نای) چنین اعتبار علمی میتواند در ادراک و نگرش سایر کشورها نسبت به توانمندیهای علمی، فرهنگی و فناورانۀ ایران اثرگذاری مستقیم داشته باشد.
۳. تسهیل همکاریهای پژوهشی و فناوری بینالمللی
مشارکت نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه از کشورهای مختلف، بستر شکلگیری پروژههای مشترک تحقیقاتی، کنسرسیومهای علمی و شبکههای نوآوری بینالمللی را فراهم میسازد. این تعاملات، مجلات علمی را به کانونهای فعال دیپلماسی علمی بدل میکند که فراتر از تبادل مقالات، به تبادل ظرفیتهای فناورانه و راهبردی منجر میشوند.
۴. ایجاد کانالهای ارتباطی غیررسمی در شرایط تنش سیاسی
در قالب دیپلماسی ثانویه (Track II Diplomacy)، ارتباطات علمی شکلگرفته از طریق مجلات، میتواند در مواقعی که روابط رسمی سیاسی محدود یا قطع شده است، به عنوان کانالی غیررسمی برای گفتگو، اعتمادسازی و تعامل سازنده میان نخبگان علمی دو یا چند کشور عمل کند.
۵. انتقال و بومیسازی استانداردها و ارزشهای علمی
پایبندی به اصول اخلاق پژوهش، شفافیت دادهها، و معیارهای بینالمللی داوری، به تدریج موجب همگرایی علمی با جامعۀ علمی جهانی میشود. این فرایند نه تنها سطح کیفیت علمی کشور را ارتقا میدهد، بلکه زبان و چارچوب مشترکی برای همکاریهای آینده ایجاد میکند.
۶. معرفی توانمندیها و ظرفیتهای علمی کشور به جامعۀ جهانی
مجلات علمی ایرانی میتوانند ویترینی معتبر برای معرفی دستاوردهای پژوهشی، فناوریهای بومی و حوزههای دارای مزیت نسبی ایران در سطح بینالمللی باشند. این امر، علاوه بر تقویت هویت علمی کشور، میتواند زمینۀ جذب سرمایهگذاری، تبادل فناوری و انتقال دانش را فراهم آورد.
جمعبندی و پیشنهاد سیاستی
مجلات علمی، به عنوان زیرساختهای کلیدی نظام علم و فناوری، نقشی فراتر از انتشار نتایج پژوهش ایفا میکنند و میتوانند در قالب راهبردی از «دیپلماسی علمی فعال»، به ابزاری مؤثر برای ارتقای جایگاه بینالمللی ایران، توسعۀ همکاریهای علمی، و تقویت «سرمایه نرم» کشور تبدیل شوند. برنامهریزی هدفمند برای ارتقای کیفیت این مجلات، نمایهسازی گسترده در پایگاههای بینالمللی، تقویت حمایت مالی و زیرساختی از مجلات علمی ملی، گسترش همکاریهای بینالمللی اعضای هیئت تحریریه و داوران، ایجاد و حمایت از سامانههای جامع مدیریت مجلات علمی، تقویت آموزش و توانمندسازی در حوزۀ اخلاق پژوهش و استانداردهای بینالمللی، و ایجاد پیوند ساختاری با مراکز علمی جهان، از الزامات بهرهگیری حداکثری از این ظرفیتهاست.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
مقالات مستخرج از پایاننامه: چالشها و ملاحظات علمی و اخلاقی
در این نوشتار برخی چالشها و ملاحظات علمی و اخلاقی در خصوص مقالات مستخرج از پایاننامه مطرح میشود. استخراج مقاله علمی از پایاننامه تحصیلات تکمیلی یکی از رایجترین روشهای بهرهبرداری از یافتههای پژوهشی دانشجویان است که به ارتقای کیفیت مجلات علمی و گسترش دانش تخصصی کمک شایانی میکند. با این حال، این فرایند با چالشهای متعددی همراه است که عمدتاً در حوزههای علمی، اخلاقی و مأخذنویسی قرار میگیرند.
۱. همخوانی یا تفاوت عنوان مقاله و پایاننامه
عنوان مقاله مستخرج از پایاننامه الزاماً نباید کاملاً منطبق با عنوان پایاننامه باشد. از نظر علمی، عنوان مقاله باید متناسب با محتوای همان بخش یا بُعد خاصی از پژوهش که در مقاله گزارش میشود، انتخاب گردد. در بسیاری از موارد، پایاننامه یا رساله دامنۀ گستردهتری دارد، در حالیکه مقاله بر بخشی از یافتهها یا رویکردها تمرکز میکند. از اینرو، عنوان مقاله میتواند کوتاهتر، دقیقتر، و با تمرکز بر مسئله اصلی آن یا روش تحقیق استفاده شده (برای مثال، فراترکیب، مرور نظاممند، مرور دامنه، و ...) نوشته باشد. با این حال، ارتباط موضوعی میان عنوان مقاله و پایاننامه باید بهگونهای باشد که پیوند علمی آنها برای خوانندگان و داوران روشن باشد.
۲. ارجاع به پایاننامه در مقالات مستخرج
حتی اگر در بخش یادداشتها، پانویس صفحه اول مقاله یا در بخش سپاسگزاری تصریح شود که این مقاله «مستخرج از پایاننامه/رساله» است، همچنان توصیه اکید میشود که به پایاننامه با نام دانشجو در جای جای متن (برای مثال، در مقدمه و روش پژوهش، و همچنین در جدولها، نمودارها و شکلها) و در فهرست منابع ارجاع داده شود. این ارجاع سه کارکرد مهم دارد:
- حفظ شفافیت و امانت علمی در ذکر منبع اصلی دادهها و ایدهها؛
- ایجاد پیوند مستند بین محصول علمی (مقاله) و منبع مادر (پایاننامه)، به ویژه برای استفاده پژوهشگران دیگر؛ و
– پرهیز از اتهام خودسرقتادبی به دانشجو و تیم پژوهشی.
ارجاع به پایاننامه در چنین مواردی از نظر اخلاق نشر، یکی از شیوههای استاندارد جلوگیری از شبهه خودسرقت ادبی یا پنهانسازی منبع مادر بشمار میآید.
۳. ارجاع معکوس در رساله به مقاله
در شرایطی که مقاله قبل از دفاع و انتشار رسمی پایاننامه چاپ شود (که معمولاً در حوزههای پژوهشی با امکان انتشار سریعتر رخ میدهد)، ضروری است که در متن پایاننامه، در بخشهای مرتبط (مانند فصل نتایج یا مرور ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش) به مقاله منتشرشده ارجاع داده شود. این کار چند مزیت دارد:
- اعلام اولویت انتشار و تثبیت حق تقدم علمی نویسنده؛
- یکپارچهسازی مستندات علمی پایاننامه با تولیدات جانبی آن؛ و
- اطلاعرسانی به داوران و ارزیابان دربارۀ آن بخش از کار که قبلاً در یک منبع معتبر داوری و منتشر شده است.
نتیجهگیری
در چارچوب اخلاق پژوهش و استانداردهای بینالمللی نشر، رابطۀ میان مقاله و پایاننامه باید بر اساس شفافیت کامل، مستندسازی دقیق، و پرهیز از ابهام تنظیم شود. تفاوت یا شباهت عنوان نباید موجب گمراهی مخاطبان شود و نظام ارجاع باید دوطرفه باشد؛ به این معنا که مقاله به پایاننامه، و پایاننامه به مقاله (در صورت انتشار پیشین) اشاره کند. این رویه، علاوه بر رعایت اصول علمی، اعتبار پژوهشگر را در جامعه علمی افزایش میدهد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در این نوشتار برخی چالشها و ملاحظات علمی و اخلاقی در خصوص مقالات مستخرج از پایاننامه مطرح میشود. استخراج مقاله علمی از پایاننامه تحصیلات تکمیلی یکی از رایجترین روشهای بهرهبرداری از یافتههای پژوهشی دانشجویان است که به ارتقای کیفیت مجلات علمی و گسترش دانش تخصصی کمک شایانی میکند. با این حال، این فرایند با چالشهای متعددی همراه است که عمدتاً در حوزههای علمی، اخلاقی و مأخذنویسی قرار میگیرند.
۱. همخوانی یا تفاوت عنوان مقاله و پایاننامه
عنوان مقاله مستخرج از پایاننامه الزاماً نباید کاملاً منطبق با عنوان پایاننامه باشد. از نظر علمی، عنوان مقاله باید متناسب با محتوای همان بخش یا بُعد خاصی از پژوهش که در مقاله گزارش میشود، انتخاب گردد. در بسیاری از موارد، پایاننامه یا رساله دامنۀ گستردهتری دارد، در حالیکه مقاله بر بخشی از یافتهها یا رویکردها تمرکز میکند. از اینرو، عنوان مقاله میتواند کوتاهتر، دقیقتر، و با تمرکز بر مسئله اصلی آن یا روش تحقیق استفاده شده (برای مثال، فراترکیب، مرور نظاممند، مرور دامنه، و ...) نوشته باشد. با این حال، ارتباط موضوعی میان عنوان مقاله و پایاننامه باید بهگونهای باشد که پیوند علمی آنها برای خوانندگان و داوران روشن باشد.
۲. ارجاع به پایاننامه در مقالات مستخرج
حتی اگر در بخش یادداشتها، پانویس صفحه اول مقاله یا در بخش سپاسگزاری تصریح شود که این مقاله «مستخرج از پایاننامه/رساله» است، همچنان توصیه اکید میشود که به پایاننامه با نام دانشجو در جای جای متن (برای مثال، در مقدمه و روش پژوهش، و همچنین در جدولها، نمودارها و شکلها) و در فهرست منابع ارجاع داده شود. این ارجاع سه کارکرد مهم دارد:
- حفظ شفافیت و امانت علمی در ذکر منبع اصلی دادهها و ایدهها؛
- ایجاد پیوند مستند بین محصول علمی (مقاله) و منبع مادر (پایاننامه)، به ویژه برای استفاده پژوهشگران دیگر؛ و
– پرهیز از اتهام خودسرقتادبی به دانشجو و تیم پژوهشی.
ارجاع به پایاننامه در چنین مواردی از نظر اخلاق نشر، یکی از شیوههای استاندارد جلوگیری از شبهه خودسرقت ادبی یا پنهانسازی منبع مادر بشمار میآید.
۳. ارجاع معکوس در رساله به مقاله
در شرایطی که مقاله قبل از دفاع و انتشار رسمی پایاننامه چاپ شود (که معمولاً در حوزههای پژوهشی با امکان انتشار سریعتر رخ میدهد)، ضروری است که در متن پایاننامه، در بخشهای مرتبط (مانند فصل نتایج یا مرور ادبیات پژوهش و پیشینه پژوهش) به مقاله منتشرشده ارجاع داده شود. این کار چند مزیت دارد:
- اعلام اولویت انتشار و تثبیت حق تقدم علمی نویسنده؛
- یکپارچهسازی مستندات علمی پایاننامه با تولیدات جانبی آن؛ و
- اطلاعرسانی به داوران و ارزیابان دربارۀ آن بخش از کار که قبلاً در یک منبع معتبر داوری و منتشر شده است.
نتیجهگیری
در چارچوب اخلاق پژوهش و استانداردهای بینالمللی نشر، رابطۀ میان مقاله و پایاننامه باید بر اساس شفافیت کامل، مستندسازی دقیق، و پرهیز از ابهام تنظیم شود. تفاوت یا شباهت عنوان نباید موجب گمراهی مخاطبان شود و نظام ارجاع باید دوطرفه باشد؛ به این معنا که مقاله به پایاننامه، و پایاننامه به مقاله (در صورت انتشار پیشین) اشاره کند. این رویه، علاوه بر رعایت اصول علمی، اعتبار پژوهشگر را در جامعه علمی افزایش میدهد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤4
راهنمای انتشار انجمن روانشناسی آمریکا، قاعدۀ ۹.۴۲ «آثار مذهبی و کلاسیک» در خصوص استناد به قرآن چنین مینویسید:
Publication Manual of the American Psychological Association
9.42 Religious and Classical Works
Religious works (e.g., Bible, Qur’an, Torah, Bhagavad Gita), classical works (e.g., ancient Greek and Roman works), and classical literature (e.g., by Shakespeare) are all cited like books (see Section 10.2). Religious works (see Chapter 10, Example 35) are usually treated as having no author (see Section 9.12). However, an annotated version of a religious work would be treated as having an editor.
The year of original publication of a religious work may be unknown or in dispute and is not included in the reference in those cases. However, versions of religious works such as the Bible may be republished; these republished dates are included in the reference (see Section 9.41 and Chapter 10, Example 35).
For translated religious and classical works, include the translator’s name in the reference (see Section 9.39 and Chapter 10, Example 28).
The Qur’an (M. A. S. Abdel Haleem, Trans.). (2004). Oxford University Press.
Parenthetical citations: (The Qur’an, 2004).
Narrative citations: The Qur’an ……………..… (2004).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
Publication Manual of the American Psychological Association
9.42 Religious and Classical Works
Religious works (e.g., Bible, Qur’an, Torah, Bhagavad Gita), classical works (e.g., ancient Greek and Roman works), and classical literature (e.g., by Shakespeare) are all cited like books (see Section 10.2). Religious works (see Chapter 10, Example 35) are usually treated as having no author (see Section 9.12). However, an annotated version of a religious work would be treated as having an editor.
The year of original publication of a religious work may be unknown or in dispute and is not included in the reference in those cases. However, versions of religious works such as the Bible may be republished; these republished dates are included in the reference (see Section 9.41 and Chapter 10, Example 35).
For translated religious and classical works, include the translator’s name in the reference (see Section 9.39 and Chapter 10, Example 28).
The Qur’an (M. A. S. Abdel Haleem, Trans.). (2004). Oxford University Press.
Parenthetical citations: (The Qur’an, 2004).
Narrative citations: The Qur’an ……………..… (2004).
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
چالشها و راهکارهای استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی
استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی، یک موضوع هم علمی و هم فرهنگی است؛ و در عین حال با چالشهای زبانشناختی، استانداردسازی و مستندسازی مواجه است که در اینجا برخی از آنها مطرح میشود و نیاز به همفکری متخصصان حوزۀ علوم اسلامی و متخصصان علم اطلاعات، کتابداری و مستندسازی دارد.
یک. شیوههای نوشتاری و تنوع رسمالخط
در متون انگلیسی و سایر زبانهای غربی، نام قرآن مجید به صورتهای مختلف زیر دیده میشود:
Quran
Qurān
Qurʾān
Qurʾan
Qur’an
Qur’ān
al-Quran
al-Qur’ān
al-Qur’an
توجه: شیوهای که در متون انگلیسی بیشتر رؤیت میشود، بدین شکل Quran است. این شیوه نگارش رایج در زبان انگلیسی روزمره، ساده است؛ اما از نظر زبانشناختی دقیق نیست. صورت دیگر Qurʾān دقیقترین شیوۀ آوانویسی دانشگاهی (با استفاده از ʾ برای همزه و ā برای آ/الفِ بلند) است. این شیوه مطابق با قواعد آوانویسی ALA-LC یا IJMES در آثار علمی به کار میرود.
علت این تنوع:
- نبود یک استاندارد واحد برای آوانویسی واژگان عربی؛
- استفاده از نظامهای مختلف نویسهگردانی/حرفنویسی یا حرفنگاری (Transliteration systems) مانند ALA-LC، ISO 233، وDMG.
- تفاوت در درج یا حذف «الـ» (حرف تعریف عربی)؛ .
- اختلاف در استفاده از علائم همزه (ʾ) و مدّه(ā) یا آپوستروف (’).
دو. چالشهای استناد علمی
الف. نبود استاندارد یکسان در پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی مثل اسکوپوس، و وب آو ساینس، هر کدام ممکن است اشکال نوشتاری مختلف را شناسایی کنند. برای نمونه، اسکوپوس امکان شناسایی همه شیوههای استناد به قرآن صرفاً با یک جستجوی ساده (Quran) را دارد.
ب. ترجمه یا نقل مستقیم
برخی مجلات فقط به نقل مستقیم متن عربی همراه با ترجمه معتبر اجازه میدهند. مشکل اینجاست که ترجمههای انگلیسی متعددی وجود دارد، و انتخاب هرکدام ممکن است برداشت متفاوتی ایجاد کند.
ج. شیوه مأخذنویسی
برخی مجلات، قرآن را مانند کتاب معمولی در منابع میآورند؛ اما برخی دیگر آن را اثر مقدس میدانند و در فهرست منابع ذکر نمیکنند و فقط در متن مقاله اشاره میکنند. نبود توافق واحد در شیوهنامههای مأخذنویسی بینالمللی (مانند: ونکوور، هاروارد، ای.پی.ای، و ...) یا سبکهای خاص باعث سردرگمی نویسندگان و پژوهشگران میشود.
د. حساسیت فرهنگی ، علمی و تفسیری
برداشت از آیات قرآن ممکن است نیاز به «تفسیر» داشته باشد که جنبۀ مذهبی دارد و در محیط دانشگاهی بینالمللی باید با احتیاط بیان شود تا از سوءبرداشت علمی جلوگیری شود. در رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، یا علوم اجتماعی و روانشناسی، استفادۀ نادرست یا خارج از زمینه و بافت میتواند انتقادهای علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.
هـ. زبان و فونت
درج متن عربی در مقالات انگلیسی ممکن است مشکل قالببندی و ناسازگاری با سیستمهای مدیریت مجلات خارجی ایجاد کند. استفاده از فونتهای Unicode و جهت نوشتاری Right-to-Left Mark: RLM باید با نرمافزار انتشار مجله سازگار باشد.
پیشنهادهایی برای رفع چالشها
۱. هماهنگی با راهنمای نویسندگان مجله دربارۀ نحوۀ ارجاع به آثار مقدس؛
۲. استفاده از شکل نوشتاری پُرکاربرد در ادبیات انگلیسی Quran یا Qurān که هم رایج و هم علمی است.
۳. پرهیز از تفسیر شخصی قرآن، مگر با استناد به منابع تفسیری معتبر؛
۴. انتخاب یک استاندارد آوانویسی مشخص و پایبندی به آن در کل مقاله؛
۵. در صورت استفاده از ترجمه، ذکر دقیق مترجم و سال انتشار؛ و
۶. ذکر متن عربی کوتاه آیه همراه با ترجمه معتبر برای جلوگیری از تحریف معنا.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
استناد به قرآن کریم در مقالات علمی بینالمللی، یک موضوع هم علمی و هم فرهنگی است؛ و در عین حال با چالشهای زبانشناختی، استانداردسازی و مستندسازی مواجه است که در اینجا برخی از آنها مطرح میشود و نیاز به همفکری متخصصان حوزۀ علوم اسلامی و متخصصان علم اطلاعات، کتابداری و مستندسازی دارد.
یک. شیوههای نوشتاری و تنوع رسمالخط
در متون انگلیسی و سایر زبانهای غربی، نام قرآن مجید به صورتهای مختلف زیر دیده میشود:
Quran
Qurān
Qurʾān
Qurʾan
Qur’an
Qur’ān
al-Quran
al-Qur’ān
al-Qur’an
توجه: شیوهای که در متون انگلیسی بیشتر رؤیت میشود، بدین شکل Quran است. این شیوه نگارش رایج در زبان انگلیسی روزمره، ساده است؛ اما از نظر زبانشناختی دقیق نیست. صورت دیگر Qurʾān دقیقترین شیوۀ آوانویسی دانشگاهی (با استفاده از ʾ برای همزه و ā برای آ/الفِ بلند) است. این شیوه مطابق با قواعد آوانویسی ALA-LC یا IJMES در آثار علمی به کار میرود.
علت این تنوع:
- نبود یک استاندارد واحد برای آوانویسی واژگان عربی؛
- استفاده از نظامهای مختلف نویسهگردانی/حرفنویسی یا حرفنگاری (Transliteration systems) مانند ALA-LC، ISO 233، وDMG.
- تفاوت در درج یا حذف «الـ» (حرف تعریف عربی)؛ .
- اختلاف در استفاده از علائم همزه (ʾ) و مدّه(ā) یا آپوستروف (’).
دو. چالشهای استناد علمی
الف. نبود استاندارد یکسان در پایگاههای اطلاعاتی
پایگاههای اطلاعاتی مثل اسکوپوس، و وب آو ساینس، هر کدام ممکن است اشکال نوشتاری مختلف را شناسایی کنند. برای نمونه، اسکوپوس امکان شناسایی همه شیوههای استناد به قرآن صرفاً با یک جستجوی ساده (Quran) را دارد.
ب. ترجمه یا نقل مستقیم
برخی مجلات فقط به نقل مستقیم متن عربی همراه با ترجمه معتبر اجازه میدهند. مشکل اینجاست که ترجمههای انگلیسی متعددی وجود دارد، و انتخاب هرکدام ممکن است برداشت متفاوتی ایجاد کند.
ج. شیوه مأخذنویسی
برخی مجلات، قرآن را مانند کتاب معمولی در منابع میآورند؛ اما برخی دیگر آن را اثر مقدس میدانند و در فهرست منابع ذکر نمیکنند و فقط در متن مقاله اشاره میکنند. نبود توافق واحد در شیوهنامههای مأخذنویسی بینالمللی (مانند: ونکوور، هاروارد، ای.پی.ای، و ...) یا سبکهای خاص باعث سردرگمی نویسندگان و پژوهشگران میشود.
د. حساسیت فرهنگی ، علمی و تفسیری
برداشت از آیات قرآن ممکن است نیاز به «تفسیر» داشته باشد که جنبۀ مذهبی دارد و در محیط دانشگاهی بینالمللی باید با احتیاط بیان شود تا از سوءبرداشت علمی جلوگیری شود. در رشتههایی مانند پزشکی، حقوق، یا علوم اجتماعی و روانشناسی، استفادۀ نادرست یا خارج از زمینه و بافت میتواند انتقادهای علمی یا فرهنگی به دنبال داشته باشد.
هـ. زبان و فونت
درج متن عربی در مقالات انگلیسی ممکن است مشکل قالببندی و ناسازگاری با سیستمهای مدیریت مجلات خارجی ایجاد کند. استفاده از فونتهای Unicode و جهت نوشتاری Right-to-Left Mark: RLM باید با نرمافزار انتشار مجله سازگار باشد.
پیشنهادهایی برای رفع چالشها
۱. هماهنگی با راهنمای نویسندگان مجله دربارۀ نحوۀ ارجاع به آثار مقدس؛
۲. استفاده از شکل نوشتاری پُرکاربرد در ادبیات انگلیسی Quran یا Qurān که هم رایج و هم علمی است.
۳. پرهیز از تفسیر شخصی قرآن، مگر با استناد به منابع تفسیری معتبر؛
۴. انتخاب یک استاندارد آوانویسی مشخص و پایبندی به آن در کل مقاله؛
۵. در صورت استفاده از ترجمه، ذکر دقیق مترجم و سال انتشار؛ و
۶. ذکر متن عربی کوتاه آیه همراه با ترجمه معتبر برای جلوگیری از تحریف معنا.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
هشدار درباره تخلفات پژوهشی در برخی مقالات ارسالی از نیجریه
در طی سالهای اخیر، تجربه دریافت و ارزیابی مقالات متعدد از نویسندگان برخی دانشگاهها و مراکز علمی در نیجریه نشان داده است که مواردی از تخلفات پژوهشی به طور قابلتوجهی مشاهده میشود. این تخلفات شامل کپیبرداری و تکرار بخشهایی از مقالات دیگران (سرقت ادبی)، دادهسازی یا بازاستفاده از دادههای پژوهشی مقالات دیگر (Data Fabrication / Data Duplication) طوری جلوه داده میشود که دادهها و روششناسی تحقیق هم درست است)، ارسال همزمان یک مقاله به چندین مجله (Simultaneous Submission)، و در برخی موارد سرقت ادبی آشکار (تکرار برخی جملات و پاراگرافهای یک مقاله مرتبط بدون ذکر منبع) بوده است.
با توجه به تکرار این موارد، به سردبیران و مدیران اجرایی مجلات علمی انگلیسیزبان ایرانی به طور جدی توصیه میشود که در بررسی مقالات ارسالی از کشور نیجریه، دقت و نظارت بیشتری اعمال نمایند. استفاده از نرمافزارهای مشابهتیاب، جستجوی ساده عنوان و بخشهایی از مقاله در گوگل، درخواست دادههای خام پژوهش، و بررسی سوابق انتشار نویسندگان میتواند در پیشگیری از انتشار مقالات غیراستاندارد و صیانت از سلامت علمی و اعتبار پژوهشی مجلات کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در طی سالهای اخیر، تجربه دریافت و ارزیابی مقالات متعدد از نویسندگان برخی دانشگاهها و مراکز علمی در نیجریه نشان داده است که مواردی از تخلفات پژوهشی به طور قابلتوجهی مشاهده میشود. این تخلفات شامل کپیبرداری و تکرار بخشهایی از مقالات دیگران (سرقت ادبی)، دادهسازی یا بازاستفاده از دادههای پژوهشی مقالات دیگر (Data Fabrication / Data Duplication) طوری جلوه داده میشود که دادهها و روششناسی تحقیق هم درست است)، ارسال همزمان یک مقاله به چندین مجله (Simultaneous Submission)، و در برخی موارد سرقت ادبی آشکار (تکرار برخی جملات و پاراگرافهای یک مقاله مرتبط بدون ذکر منبع) بوده است.
با توجه به تکرار این موارد، به سردبیران و مدیران اجرایی مجلات علمی انگلیسیزبان ایرانی به طور جدی توصیه میشود که در بررسی مقالات ارسالی از کشور نیجریه، دقت و نظارت بیشتری اعمال نمایند. استفاده از نرمافزارهای مشابهتیاب، جستجوی ساده عنوان و بخشهایی از مقاله در گوگل، درخواست دادههای خام پژوهش، و بررسی سوابق انتشار نویسندگان میتواند در پیشگیری از انتشار مقالات غیراستاندارد و صیانت از سلامت علمی و اعتبار پژوهشی مجلات کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤1👍1
ضرورت تهیۀ فهرست داوران و همترازخوانان برای مجلات علمی
تهیه و ارائه فهرستی جامع و یکدست از داوران علمی یکی از الزامات اساسی در فرایند ارزیابی مجلات علمی است. وجود یک فهرست بهروز و مرتب از اسامی داوران، علاوه بر افزایش شفافیت و اعتبار مجله، نشاندهندۀ پایبندی آن به اصول اخلاق نشر و استانداردهای بینالمللی در فرایند داوری و همترازخوانی (Peer Review) است. این فهرست باید شامل اسامی داورانی باشد که واجد شرایط علمی، تخصصی و حرفهای در حوزۀ موضوعی مجله هستند و در عین حال، از استقلال لازم در ارزیابی مقالات برخوردارند. بدیهی است که اعضای هیئت تحریریهای که در مجله مقاله منتشر کردهاند، نباید در این فهرست درج شوند تا از هرگونه شائبۀ تعارض منافع جلوگیری شود. به همین دلیل توصیه میشود فهرست پیشنهادی ترکیبی باشد از:
- برخی از اعضای هیئت تحریریه (به جز سردبیر و مدیرمسئول) که تاکنون مقالهای در مجله منتشر نکردهاند. اگر اعضای هیئت تحریریه جزو داوران باشند، باید در بخش اخلاق پژوهش توضیح داده شود که چنانچه مقالهای از سوی یکی از اعضای هیئت تحریریه دریافت شود، چگونه آن را داوری خواهیم کرد.
- پژوهشگران برجسته و شناخته شده در حوزههای موضوعی مجله؛ و
- استادان و متخصصانی از مؤسسات علمی و دانشگاههای معتبر داخلی و خارجی.
در سامانۀ سیناوب، امکان اضافه کردن خودکار اسامی داوران وجود دارد؛ به شرطی که پشت صحنه اطلاعات داوران به طور کامل وارد شود. در سامانۀ یکتاوب و سامانۀ مدیریت مجله باز (OJS)، فهرست داوران باید در قالب یک جدول استاندارد در فایل وُرد تهیه شود و در نهایت، در صفحۀ داوران کپی و درج شود. فهرست داوران بایستی حداقل شامل پنجاه نفر باشد تا در صورت درخواست نهادهای نظارتی یا پایگاههای نمایهسازی بینالمللی (مانند دواج)، امکان بارگذاری و ارائه آن وجود داشته باشد.
ساختار جدول پیشنهادی در فایل وُرد به زبان انگلیسی
________________________
Reviewer Name | Affiliation
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
✅ نکات:
- ستون اول: نام خانوادگی، سپس کاما، سپس نام؛ و با رعایت ترتیب نظام الفبایی؛ و
- ستون دوم: اطلاعات کامل وابستگی سازمانی (گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر، کشور؛ رایانامه: ...) به همراه رایانامه رسمی و معتبر (درج مرتبه علمی لازم نیست).
میتوان به شکل زیر بدون درج جدول هم آورد:
Reviewers List
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
تهیه و ارائه فهرستی جامع و یکدست از داوران علمی یکی از الزامات اساسی در فرایند ارزیابی مجلات علمی است. وجود یک فهرست بهروز و مرتب از اسامی داوران، علاوه بر افزایش شفافیت و اعتبار مجله، نشاندهندۀ پایبندی آن به اصول اخلاق نشر و استانداردهای بینالمللی در فرایند داوری و همترازخوانی (Peer Review) است. این فهرست باید شامل اسامی داورانی باشد که واجد شرایط علمی، تخصصی و حرفهای در حوزۀ موضوعی مجله هستند و در عین حال، از استقلال لازم در ارزیابی مقالات برخوردارند. بدیهی است که اعضای هیئت تحریریهای که در مجله مقاله منتشر کردهاند، نباید در این فهرست درج شوند تا از هرگونه شائبۀ تعارض منافع جلوگیری شود. به همین دلیل توصیه میشود فهرست پیشنهادی ترکیبی باشد از:
- برخی از اعضای هیئت تحریریه (به جز سردبیر و مدیرمسئول) که تاکنون مقالهای در مجله منتشر نکردهاند. اگر اعضای هیئت تحریریه جزو داوران باشند، باید در بخش اخلاق پژوهش توضیح داده شود که چنانچه مقالهای از سوی یکی از اعضای هیئت تحریریه دریافت شود، چگونه آن را داوری خواهیم کرد.
- پژوهشگران برجسته و شناخته شده در حوزههای موضوعی مجله؛ و
- استادان و متخصصانی از مؤسسات علمی و دانشگاههای معتبر داخلی و خارجی.
در سامانۀ سیناوب، امکان اضافه کردن خودکار اسامی داوران وجود دارد؛ به شرطی که پشت صحنه اطلاعات داوران به طور کامل وارد شود. در سامانۀ یکتاوب و سامانۀ مدیریت مجله باز (OJS)، فهرست داوران باید در قالب یک جدول استاندارد در فایل وُرد تهیه شود و در نهایت، در صفحۀ داوران کپی و درج شود. فهرست داوران بایستی حداقل شامل پنجاه نفر باشد تا در صورت درخواست نهادهای نظارتی یا پایگاههای نمایهسازی بینالمللی (مانند دواج)، امکان بارگذاری و ارائه آن وجود داشته باشد.
ساختار جدول پیشنهادی در فایل وُرد به زبان انگلیسی
________________________
Reviewer Name | Affiliation
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
✅ نکات:
- ستون اول: نام خانوادگی، سپس کاما، سپس نام؛ و با رعایت ترتیب نظام الفبایی؛ و
- ستون دوم: اطلاعات کامل وابستگی سازمانی (گروه، دانشکده، دانشگاه، شهر، کشور؛ رایانامه: ...) به همراه رایانامه رسمی و معتبر (درج مرتبه علمی لازم نیست).
میتوان به شکل زیر بدون درج جدول هم آورد:
Reviewers List
Family, Name | Department, Faculty, University, City, Country. Email: example@university.ac.ir
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
❤3
ایجاد توقع و انتظار در خوانندگان و داوران مجلات
ایجاد توقعات و انتظارات در دیگران یعنی اینکه سردبیر مجلهای طوری سخن میگوید یا طوری عمل میکند که در ذهن خوانندگان، پژوهشگران و داوران پیشبینی، امید یا پیشداوری نسبت به آیندۀ مجله شکل بگیرد. به بیان ساده، وقتی ما نشانههایی (کلامی یا غیرکلامی) به خوانندگان و افراد میدهیم، آنها بر اساس این نشانهها انتظار وقوع یک رویداد، واکنش یا نتیجۀ خاص را پیدا میکنند. این پدیده در روانشناسی میتواند با نظریۀ توقع/انتظار (Expectancy theory) و به ویژه «پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) تبیین شود:
۱. پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) اشاره به مواردی است که رخ دادن قضیهای نه نتیجۀ روند طبیعی امور، بلکه نتیجۀ انتظارات قبلی فرد و اقدامات او برای جلوگیری از محقق شدن قضیه است. مثلاً تلقین موضوعی به خود یا دیگران باعث تغییر ناخودآگاه رفتار فرد و در نتیجه، محقق شدن آن موضوع در آینده شود، که به آن با عنوان «تأثیر انتظارات/توقعات» یاد میشود. طبق این نظریه، وقتی در ذهن فرد یا گروهی انتظاری نسبت به ما (مجله ما) شکل میگیرد، همان انتظار میتواند بر رفتار آنها اثر بگذارد، و در نهایت، ما هم ناخودآگاه رفتاری میکنیم که همان انتظار را محقق میسازد. مثال، اگر معلمی/مدرسی از ابتدا انتظار داشته باشد که دانشآموزی/دانشجویی باهوش است؛ رفتار حمایتی و مثبتتری با او خواهد داشت. دانشآموز هم با انگیزۀ بیشتر تلاش میکند و در نهایت، واقعاً عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
۲. نظریۀ انتظار-ارزش (Expectancy-Value Theory) میگوید انسانها بر اساس توقعات و انتظارات خود از موفقیت و ارزشی که برای نتیجه قائل هستند، رفتار میکنند. ایجاد انتظار در دیگران میتواند انگیزش آنها را بالا ببرد یا برعکس، مانع تلاششان شود.
پس، «ایجاد توقع و انتظار در دیگران» نه فقط یک تعامل اجتماعی ساده است، بلکه در روانشناسی یک سازوکار قوی محسوب میشود که میتواند مسیر رفتار، انگیزش و حتی هویت افراد را تغییر دهد.
در نقش سردبیر یک مجله، «ایجاد توقعات و انتظارات در خوانندگان» یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت علمی و هیئت تحریریه است. برای مثال، فرض کنید شما در آغاز سال نشر، برای اعضای هیئت تحریریه، داوران و نویسندگان پیام یا سرمقالهای منتشر میکنید، و مینویسید: «این مجله در سال جاری تلاش دارد سطح مقالات منتشرشده را از نظر روششناسی و داوری ارتقاء بدهد و تنها مقالاتی پذیرش خواهند شد که دارای نوآوری علمی و روششناسی باشند».
این جمله، انتظارات را در ذهن داوران و نویسندگان ایجاد میکند:
- نویسندگان قبل از ارسال مقاله، بیشتر به کیفیت روششناسی و نوآوری کارشان توجه میکنند.
- داوران هم سختگیرتر میشوند و دقیقتر بررسی میکنند.
در عمل، حتی اگر شما به عنوان سردبیر به صراحت معیارها را تغییر نداده باشید، همین «ایجاد توقع و انتظار» باعث تغییر رفتار طرف مقابل (نویسندگان و داوران) میشود. تبیین مثال بالا با نظریۀ روانشناسی به شکل زیر خواهد بود.
این مثال به خوبی با پیشگویی خودبرآورنده همخوانی دارد. چون شما انتظار کیفیت بالاتر را اعلام کردهاید، داوران و نویسندگان رفتارشان را متناسب با آن تغییر میدهند. در نهایت، سطح علمی مقالات هم بالاتر میرود، و آنچه در ابتدا فقط «توقع و انتظار» بود، به واقعیت تبدیل میشود.
نتیجهگیری
شما در مقام سردبیر، دبیر یا مدیر مسئول مجله، هر بار که خطمشی، چشمانداز یا سیاست جدیدی را اعلام میکنید، در حقیقت دارید «توقع و انتظار» ایجاد میکنید؛ و همین ایجاد توقع و انتظار میتواند کیفیت کل مجله را بالا یا پایین ببرد. حتی ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و به جای تشویق، موجب نگرانی و هراس نویسندگان شود؛ در نتیجه، تعداد کمتری از نویسندگان و پژوهشگران تمایل به ارسال مقاله برای شما داشته باشند. عدم «مدیریت صحیح انتظارات» میتواند منجر به شکاف ادراکی میان آنچه وعده داده شده و آنچه در عمل محقق میشود گردد، که این امر اعتماد و مشارکت داوران و نویسندگان را تضعیف میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
ایجاد توقعات و انتظارات در دیگران یعنی اینکه سردبیر مجلهای طوری سخن میگوید یا طوری عمل میکند که در ذهن خوانندگان، پژوهشگران و داوران پیشبینی، امید یا پیشداوری نسبت به آیندۀ مجله شکل بگیرد. به بیان ساده، وقتی ما نشانههایی (کلامی یا غیرکلامی) به خوانندگان و افراد میدهیم، آنها بر اساس این نشانهها انتظار وقوع یک رویداد، واکنش یا نتیجۀ خاص را پیدا میکنند. این پدیده در روانشناسی میتواند با نظریۀ توقع/انتظار (Expectancy theory) و به ویژه «پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) تبیین شود:
۱. پیشگویی خودبرآورنده (Self-fulfilling prophecy) اشاره به مواردی است که رخ دادن قضیهای نه نتیجۀ روند طبیعی امور، بلکه نتیجۀ انتظارات قبلی فرد و اقدامات او برای جلوگیری از محقق شدن قضیه است. مثلاً تلقین موضوعی به خود یا دیگران باعث تغییر ناخودآگاه رفتار فرد و در نتیجه، محقق شدن آن موضوع در آینده شود، که به آن با عنوان «تأثیر انتظارات/توقعات» یاد میشود. طبق این نظریه، وقتی در ذهن فرد یا گروهی انتظاری نسبت به ما (مجله ما) شکل میگیرد، همان انتظار میتواند بر رفتار آنها اثر بگذارد، و در نهایت، ما هم ناخودآگاه رفتاری میکنیم که همان انتظار را محقق میسازد. مثال، اگر معلمی/مدرسی از ابتدا انتظار داشته باشد که دانشآموزی/دانشجویی باهوش است؛ رفتار حمایتی و مثبتتری با او خواهد داشت. دانشآموز هم با انگیزۀ بیشتر تلاش میکند و در نهایت، واقعاً عملکرد بهتری از خود نشان میدهد.
۲. نظریۀ انتظار-ارزش (Expectancy-Value Theory) میگوید انسانها بر اساس توقعات و انتظارات خود از موفقیت و ارزشی که برای نتیجه قائل هستند، رفتار میکنند. ایجاد انتظار در دیگران میتواند انگیزش آنها را بالا ببرد یا برعکس، مانع تلاششان شود.
پس، «ایجاد توقع و انتظار در دیگران» نه فقط یک تعامل اجتماعی ساده است، بلکه در روانشناسی یک سازوکار قوی محسوب میشود که میتواند مسیر رفتار، انگیزش و حتی هویت افراد را تغییر دهد.
در نقش سردبیر یک مجله، «ایجاد توقعات و انتظارات در خوانندگان» یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت علمی و هیئت تحریریه است. برای مثال، فرض کنید شما در آغاز سال نشر، برای اعضای هیئت تحریریه، داوران و نویسندگان پیام یا سرمقالهای منتشر میکنید، و مینویسید: «این مجله در سال جاری تلاش دارد سطح مقالات منتشرشده را از نظر روششناسی و داوری ارتقاء بدهد و تنها مقالاتی پذیرش خواهند شد که دارای نوآوری علمی و روششناسی باشند».
این جمله، انتظارات را در ذهن داوران و نویسندگان ایجاد میکند:
- نویسندگان قبل از ارسال مقاله، بیشتر به کیفیت روششناسی و نوآوری کارشان توجه میکنند.
- داوران هم سختگیرتر میشوند و دقیقتر بررسی میکنند.
در عمل، حتی اگر شما به عنوان سردبیر به صراحت معیارها را تغییر نداده باشید، همین «ایجاد توقع و انتظار» باعث تغییر رفتار طرف مقابل (نویسندگان و داوران) میشود. تبیین مثال بالا با نظریۀ روانشناسی به شکل زیر خواهد بود.
این مثال به خوبی با پیشگویی خودبرآورنده همخوانی دارد. چون شما انتظار کیفیت بالاتر را اعلام کردهاید، داوران و نویسندگان رفتارشان را متناسب با آن تغییر میدهند. در نهایت، سطح علمی مقالات هم بالاتر میرود، و آنچه در ابتدا فقط «توقع و انتظار» بود، به واقعیت تبدیل میشود.
نتیجهگیری
شما در مقام سردبیر، دبیر یا مدیر مسئول مجله، هر بار که خطمشی، چشمانداز یا سیاست جدیدی را اعلام میکنید، در حقیقت دارید «توقع و انتظار» ایجاد میکنید؛ و همین ایجاد توقع و انتظار میتواند کیفیت کل مجله را بالا یا پایین ببرد. حتی ممکن است نتیجۀ معکوس داشته باشد و به جای تشویق، موجب نگرانی و هراس نویسندگان شود؛ در نتیجه، تعداد کمتری از نویسندگان و پژوهشگران تمایل به ارسال مقاله برای شما داشته باشند. عدم «مدیریت صحیح انتظارات» میتواند منجر به شکاف ادراکی میان آنچه وعده داده شده و آنچه در عمل محقق میشود گردد، که این امر اعتماد و مشارکت داوران و نویسندگان را تضعیف میکند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍7
ضرورت استفاده از تاریخ میلادی به جای تاریخ شمسی در متن انگلیسی و در چکیدههای انگلیسی مقالات فارسی
در نگارش و انتشار مقالۀ علمی، به ویژه هنگام اشاره به بازههای زمانی انجام پژوهش در بخش روش پژوهش در چکیدۀ انگلیسیِ مقالۀ فارسی و در ترجمۀ منابع و مآخذ فارسی به انگلیسی، دقت در تبدیل تاریخ شمسی به تاریخ میلادی از اهمیت زیادی برخوردار است. با وجود این، در برخی از مجلات ایرانی مشاهده میشود که تاریخ و سال شمسی در متن مقالات انگلیسی، در چکیدههای انگلیسیِ مقالاتِ فارسی و در ترجمۀ منابع فارسی به انگلیسی به کار گرفته میشود. این امر، هرچند در سطح ملی و بومی قابلفهم است؛ اما با معیارها و استانداردهای بینالمللی نشر علمی سازگاری ندارد.
استفاده از تاریخ شمسی در بافت و متن انگلیسی (اعم از عنوان، چکیده، متن مقاله، و منابع) نه تنها برای خوانندگان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد ابهام میکند، بلکه روند همگرایی و استانداردسازی مقالات علمی کشور را نیز با چالش مواجه میسازد. از این منظر، به کارگیری تاریخ میلادی در متن انگلیسی یک ضرورت علمی و حرفهای است که بایستی به طور جدی از سوی نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه مورد توجه قرار گیرد.
بیتوجهی به این مسئله میتواند نشانهای از ضعف در آشنایی نویسندگان با اصول نگارش علمی، نقص در فرایند داوری و همترازخوانی مجله، فقدان ویرایش علمی-تخصصی، و نیز کمتوجهی در کنترل نهایی مقالات از سوی سردبیر تلقی شود. از اینرو، لازم است مجلات علمی کشور با تدوین و اجرای دقیق دستورالعملهای نگارشی، استفاده از تاریخ میلادی را در متن انگلیسی الزامی سازند تا بدینوسیله کیفیت، انسجام و اعتبار بینالمللی مقالات علمی ارتقاء یابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
در نگارش و انتشار مقالۀ علمی، به ویژه هنگام اشاره به بازههای زمانی انجام پژوهش در بخش روش پژوهش در چکیدۀ انگلیسیِ مقالۀ فارسی و در ترجمۀ منابع و مآخذ فارسی به انگلیسی، دقت در تبدیل تاریخ شمسی به تاریخ میلادی از اهمیت زیادی برخوردار است. با وجود این، در برخی از مجلات ایرانی مشاهده میشود که تاریخ و سال شمسی در متن مقالات انگلیسی، در چکیدههای انگلیسیِ مقالاتِ فارسی و در ترجمۀ منابع فارسی به انگلیسی به کار گرفته میشود. این امر، هرچند در سطح ملی و بومی قابلفهم است؛ اما با معیارها و استانداردهای بینالمللی نشر علمی سازگاری ندارد.
استفاده از تاریخ شمسی در بافت و متن انگلیسی (اعم از عنوان، چکیده، متن مقاله، و منابع) نه تنها برای خوانندگان و پژوهشگران بینالمللی ایجاد ابهام میکند، بلکه روند همگرایی و استانداردسازی مقالات علمی کشور را نیز با چالش مواجه میسازد. از این منظر، به کارگیری تاریخ میلادی در متن انگلیسی یک ضرورت علمی و حرفهای است که بایستی به طور جدی از سوی نویسندگان، داوران و اعضای هیئت تحریریه مورد توجه قرار گیرد.
بیتوجهی به این مسئله میتواند نشانهای از ضعف در آشنایی نویسندگان با اصول نگارش علمی، نقص در فرایند داوری و همترازخوانی مجله، فقدان ویرایش علمی-تخصصی، و نیز کمتوجهی در کنترل نهایی مقالات از سوی سردبیر تلقی شود. از اینرو، لازم است مجلات علمی کشور با تدوین و اجرای دقیق دستورالعملهای نگارشی، استفاده از تاریخ میلادی را در متن انگلیسی الزامی سازند تا بدینوسیله کیفیت، انسجام و اعتبار بینالمللی مقالات علمی ارتقاء یابد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
اگریس (AGRIS): علوم کشاورزی، محیطزیست و جغرافیای طبیعی
پایگاه اطلاعاتی اگریس وابسته به فائو، یکی از مهمترین پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی در حوزههای موضوعی: علوم کشاورزی، دامداری، دامپروری، محیطزیست، جغرافیای طبیعی، جنگلداری، شیلات، توسعه روستایی، زیستشناسی، تغذیه، امنیت غذایی، سیستمهای غذایی، تولید دام، منابع طبیعی و موضوعات مرتبط، بشمار میآید. این پایگاه با هدف ارتقای دسترسی آزاد به دانش علمی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران و مؤسسات علمی در سطح جهانی ایجاد شده است.
در همین راستا، مجلات علمی فعال در حوزههای یاد شده در صورت تمایل به نمایهسازی در پایگاه اگریس، میتوانند از همکاری و حمایت تیم نمایهسازی ما بهرهمند شوند. هماهنگی و رایزنیهای لازم با نمایندگان رسمی پایگاه اگریس-فائو به منظور تسهیل فرایند نمایهسازی و افزایش نمایانی بینالمللی نشریات انجام خواهد شد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
پایگاه اطلاعاتی اگریس وابسته به فائو، یکی از مهمترین پایگاههای اطلاعاتی بینالمللی در حوزههای موضوعی: علوم کشاورزی، دامداری، دامپروری، محیطزیست، جغرافیای طبیعی، جنگلداری، شیلات، توسعه روستایی، زیستشناسی، تغذیه، امنیت غذایی، سیستمهای غذایی، تولید دام، منابع طبیعی و موضوعات مرتبط، بشمار میآید. این پایگاه با هدف ارتقای دسترسی آزاد به دانش علمی و تبادل اطلاعات میان پژوهشگران و مؤسسات علمی در سطح جهانی ایجاد شده است.
در همین راستا، مجلات علمی فعال در حوزههای یاد شده در صورت تمایل به نمایهسازی در پایگاه اگریس، میتوانند از همکاری و حمایت تیم نمایهسازی ما بهرهمند شوند. هماهنگی و رایزنیهای لازم با نمایندگان رسمی پایگاه اگریس-فائو به منظور تسهیل فرایند نمایهسازی و افزایش نمایانی بینالمللی نشریات انجام خواهد شد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍1
انتشار مقاله و کتاب ستون فقرات دانش علمی
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
یک پژوهش، هرچقدر که دقیق، و روششناسی آن محکم و نوآورانه باشد، بدون انتشار یافتههای آن، ابتر، ناتمام و نافرجام میماند. اگرچه فرایند پرسشگری، آزمون فرضیه، گردآوری دادهها، تحلیل و تفسیر یافتهها، هستۀ اصلی فعالیتهای علمی و دانشگاهی را تشکیل میدهند؛ اما این تلاشها تنها زمانی هدف شناختی و اجتماعی خود را به دست میآورند که به صورت نظاممند مستندسازی، تحت بررسی و داوری همتایان و همترازخوانی قرار گیرند و به جامعۀ علمی گستردهتر و در صورت لزوم، به عموم مردم انتشار و ترویج یابند. انتشار مقاله و کتاب به عنوان سازوکار اصلی عمل میکند که از طریق آن یافتههای فردی در قالب بدنۀ جمعی دانش ادغام میشوند و مشاهدات فردی به بینش قابل تکرار و تعمیم در جامعه تبدیل میشوند.
پژوهشهایی که تنها در قالب پایاننامههای منتشر نشده، گزارشهای داخل سازمانی، طرحهای پژوهشی منتشر نشده یا پروندههای شخصی باقی میمانند، نمیتوانند تحت داوری و نقد علمی قرار گیرند و نیز نمیتوانند توسط پژوهشگران دیگر تکرار، فراتحلیل یا فراترکیب نظری شوند. در نتیجه، چنین کارهایی نمیتوانند به طور معناداری به پیشرفت علم کمک کنند؛ خطر تکرار بیفایدۀ تلاشهای علمی را افزایش میدهند؛ و حتی ممکن است منجر به از دست رفتن «دادههای پژوهشی» ارزشمند به دلیل تغییر نیروی کار سازمانی یا امحاء آرشیوی شوند. علاوه بر این، در دورانی که علم باز، «تکرارپذیری» و «صداقت پژوهشی» به عنوان اصول اساسی علم مطرح هستند؛ عدم انتشار، «مسئولیتپذیری» و «شفافیت» (دو ستون اصلی دانش قابلاعتماد) را زیر سؤال میبرد. انتشار نتایج علمی در قالب مقالۀ پژوهشی در مجلات علمی معتبر، نه تنها اعتبار یافتهها را تأیید میکند، بلکه همکاری علمیپژوهشی، جذب استناد و پیشرفت تجمعی حوزههای مختلف را نیز تسهیل مینماید.
انتشار مقاله و کتاب تنها یک فرمالیسم علمی، یک مرحلۀ اداری نهایی، یا معیاری برای ارزیابی عملکرد پژوهشی پژوهشگر نیست؛ بلکه سازوکاری ضروری است که از طریق آن دانش از یک بینش شخصی به یک دستاورد عمومی تبدیل میشود. بدون آن، حتی دقیقترین و قویترین پژوهشها ابتر، بینتیجه و بیاثر باقی میمانند. بنابراین، در ساختار علم، انتشار مقاله و کتاب نه یک نقطۀ پایانی، بلکه زیرساخت اساسی است که تمامی نظام تولید دانش را پویا و پایدار نگه میدارد.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍1
تحلیل جایگاه SID و ISC در ارتقای مرجعیت علمی ایران
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
ایران دارای دو پایگاه اطلاعاتی استنادی است: پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) و پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC). هر دو پایگاه در سال ۱۳۸۳ راهاندازی شدند و نقش کلیدی در نمایهسازی و استناددهی علمی کشور ایفا میکنند. بررسی ساده در موتورهای جستجوی علمی نشان میدهد که پایگاه SID از نظر نمایهسازی در سطح بینالمللی عملکرد قابلتوجهی داشته است. به عنوان نمونه، با دستور جستجوی
site:sid.ir
در گوگل اسکالر، بیش از ۹۰۰ هزار مقاله نمایه شده مشاهده میشود و در موتور جستجوی گوگل نیز بیش از یکونیم میلیون مقاله از این پایگاه نمایه شده است. این آمار نشان میدهد که SID در زمینۀ ارتقای مرجعیت علمی ایران و افزایش میزان رؤیتپذیری و استنادات بینالمللی مجلات و مقالات ایرانی نقش چشمگیری ایفا میکند. با توجه به این موفقیت، در صورت حمایت مالی و راهبردی از این پایگاه، میتوان انتظار داشت که جایگاه علمی ایران در سطح جهانی بیش از پیش تقویت شود.
در مقابل، پایگاه ISC با وجود اهمیت اسمی و جایگاه منطقهای خود، تاکنون در زمینۀ نمایهسازی بینالمللی موفقیت چشمگیری نداشته است. بررسیها نشان میدهد که گوگل اسکالر تنها مقالات منتشرشده در مجله International Journal of Information Science and Management، یعنی مجله وابسته به پایگاه مذکور، را نمایهسازی میکند. به عبارت دیگر، محتوای مقالات و مجلات ایرانی و جهان اسلام نمایه شده در ISC در موتورهای جستجو مانند گوگل اسکالر و گوگل قابل بازیابی نیست. این وضعیت، مقایسهای روشن میان دو پایگاه را نشان میدهد: SID توانسته است به صورت عملی جایگاه خود را در نظام استنادی بینالمللی تثبیت کند؛ در حالیکه ISC نیازمند بازنگری جدی در سیاستها، زیرساختها و تعاملات بینالمللی خود است. از اینرو، قضاوت دربارۀ میزان اثربخشی و اولویتدهی به این پایگاهها برعهده سردبیران، مدیران و کارشناسان مجلات علمی کشور است که باید با نگاه نقادانه و آیندهنگر تصمیمگیری کنند.
به طور کلی، تجربه نشان داده است که SID میتواند به عنوان اولویت نخست در فرایند نمایهسازی مجلات علمی ایران مدنظر قرار گیرد و حمایت همهجانبه از آن میتواند به ارتقای مرجعیت علمی و افزایش تأثیرگذاری بینالمللی پژوهشهای ایرانی کمک کند.
علیرضا نوروزی
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍2
نامه سرگشاده به معاون محترم پژوهشی وزارت عتف و ریاست محترم مرکز منطقهای اطلاعرسانی علوم و فناوری شیراز
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
با سلام و احترام،
به اطلاع میرساند که مجلۀ «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»، نشریه علمی پژوهشی مورد تأیید وزارت عتف است. هدف مجله این است که بهترین و برجستهترین مقالات را در علم اطلاعات و دانششناسی به چاپ برساند. این مجله با پشتیبانی علمی استادان بزرگوار این حوزه تا امروز سعی داشته است نقشی هرچند کوچک؛ اما تأثیرگذار در محافل عملی بازی کند. این مجله برای اولینبار در سال ۱۳۴۵ به همت دکتر ایرج افشار چاپ شد. بر این اساس، قدیمیترین مجله در حوزۀ علم اطلاعات و دانششناسی (کتابداری و اطلاعرسانی) در ایران است.
مجله کتابداری دانشگاه تهران تاکنون چندین بار از پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) وابسته به مؤسسه استنادی و پایش علم و فناوری جهان اسلام حذف شده است. به نظر میرسد روالی غیرعلمی و غیرقابل قبول در این زمینه وجود دارد؛ بهگونهای که هر سال سردبیر ناچار است طی نامهای به این مؤسسه درخواست نمایهسازی مجدد و تجدیدنظر در تصمیم حذف مجله را ارائه کند. چنین رویهای با استانداردهای بینالمللی نمایهسازی علمی سازگار نیست و اعتماد جامعۀ علمی را خدشهدار میسازد.
برای مقایسه، میتوان به تجربه مجله بینالمللی Webology اشاره کرد. در سال ۲۰۰۴ این مجله را راهاندازی کردم و به مدت شانزده سال مدیریت آن را برعهده داشتم؛ در این مدت مجله در پایگاه اسکوپوس نمایهسازی شد. در سال ۲۰۲۰ امتیاز آن واگذار شد و یک سال بعد، به دلیل تغییر سیاستهای ناشر جدید و انتشار بیش از ۸۰۰ مقاله در سال، از پایگاه اسکوپوس کنار گذاشته شد. با این حال، حتی امروز نیز هر پژوهشگری که به پایگاه اسکوپوس یا Scimago Journal Rank مراجعه کند، میتواند شاخصهای استنادی و سوابق علمی این مجله را مشاهده نماید:
Scopus Source ID: https://www.scopus.com/sourceid/4400151723
Scimago Journal Rank Profile: https://www.scimagojr.com/journalsearch.php?q=4400151723&tip=sid&clean=0
این مقایسه نشان میدهد که حتی در صورت خروج یک مجله از نظام نمایهسازی معتبر جهانی، شفافیت، تداوم دادهها و دسترسی به شاخصهای استنادی همچنان حفظ میشود. در مقابل، در ISC شاهد رویکردی سلیقهای و غیرشفاف هستیم. متأسفانه، گاهی یک کارشناس به سادگی و بدون ارزیابی علمی دقیق و بدون اخطار قبلی، مجلهای با چندین دهه سابقه را تنها با فشردن یک دکمه از پایگاه و از نظام ارزیابی حذف میکند. چنین رویکردی نه تنها با جایگاه و مأموریت پایگاهی که نام «جهان اسلام» را یدک میکشد سازگار نیست، بلکه به اعتبار مجلات علمی کشور نیز آسیب میزند.
تداوم این رویه غیرعلمی میتواند پیامدهای جدی برای نظام نشریات علمی ایران و جهان اسلام داشته باشد. ضروری است که تصمیمگیریهای مربوط به نمایهسازی در ISC بر مبنای معیارهای علمی، شفاف، پایدار و مطابق با استانداردهای بینالمللی صورت گیرد. تنها در این صورت است که میتوان به ارتقای اعتبار و اثربخشی علمی مجلات در سطح ملی و بینالمللی امید داشت.
با احترام،
علیرضا نوروزی
استاد دانشگاه تهران
سردبیر مجله «تحقیقات کتابداری و اطلاعرسانی دانشگاهی»
مشاور نمایهسازی مجلات علمی
تلفن: ۰۹۹۰۶۰۶۳۴۹۱
🆔 @journalindexing
👍4