کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف – Telegram
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
787 subscribers
268 photos
30 videos
4 files
57 links
در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران
به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد

@KafFani :ارتباط با ادمین
Download Telegram
هنوز با همه دردم امیدِ درمان است
که آخری بُوَد آخر، شبانِ یلدا را
 
سعدی

حدود دوماه با خون دل تلاش کردیم یک یلدا به اندازه توانمون برگزار کنیم تا همه با هم و دست در دست هم به استقبال زمستون بریم.
اما فقط تونستیم کمکی هر چند کوچک در بخشی از جشن یلدا دانشکده مکانیک بکنیم.

بعضی وقت ها ابر و باد و مه و خورشید و فلک و آدم ها دست در دست هم میدن تا یک اتفاقی نیافته

ولی این قولو میتونیم توی این شب بدیم
که همچنان تلاش کنیم تا دل های تمام دانشجو ها رو مخصوصا دانشجوهای فنی رو بهم نزدیک تر کنیم.

🍉یلدا مبارک🍉

@kaf_ut
11🔥1
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
Photo
📜هفته هفتم، شب دوم📜

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم
در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
ـ از این عشق حذر كن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینۀ عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ – ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .
باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بُگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .
بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
10🔥2
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
Photo
کافه کتاب کاف برگزار می‌کند:

جلسه پنجم
📖خوانش و بررسی کتاب هفت جاویدان
🖋نویسنده: مرجان فولادوند
زمان برگزاری: سه‌شنبه  ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷
🏢مکان برگزاری: امیر آباد، سالن شورا (جلسات)، ساختمان مرکزی، طبقه دوم

در این محفل متن کتاب را در کنار یکدیگر مطالعه می‌کنیم و به نقد و بررسی آن می‌پردازیم. نظرات و دانسته‌های خودمان را ‌با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم و در کنار هم به سرزمین هفت جاویدان سفر می‌کنیم.

متن کتاب در جلسه خوانده خواهد شد و نیازی به پیش خوانی نیست.
نسخه فیزیکی و الکترونیک کتاب موجود می‌باشد.
دوستان میتوانند تنها شنونده باشند یا در مورد کتاب نظر دهند.
برای دوستانی که در جلسات قبل شرکت نداشتند مطالب آن جلسات بصورت خلاصه گفته خواهد شد.
کسب اطلاعات بیشتر:
@KafFani

@kaf_ut
7
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
📜هفته هفتم، شب دوم📜 بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه كه بودم در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید یادم آمد كه شبی باهم از…
📜هفته هفتم، شب سوم📜

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک،
شاخه‌های شسته، باران‌خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید،
برگ‌های سبز بید،
عطر نرگس، رقص باد،
نغمۀ شوق پرستوهای شاد،
خلوت گرم کبوترهای مست...
نرم‌نرمک می‌رسد اینک بهار،
خوش به‌‌حال روزگار!
خوش به‌حال چشمه‌ها و دشت‌ها،
خوش به‌‌حال دانه‌ها و سبزه‌ها،
خوش به‌حال غنچه‌های نیمه‌باز،
خوش به‌‌حال دختر میخک ـ که می‌خندد به ناز ـ
خوش به‌حال جام لبریز از شراب
خوش به‌‌حال آفتاب.
ای دل من، گرچه ـ در این روزگار ـ
جامۀ رنگین نمی‌پوشی به کام،
بادۀ رنگین نمی‌بینی به جام
نُقل و سبزه در میان سفره نیست،
جامت ـ از آن مَی که می‌باید تهی‌ست!
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشۀ غم را به سنگ؛
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ!
فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
8🔥2
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
📜هفته هفتم، شب سوم📜 بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک، شاخه‌های شسته، باران‌خورده، پاک آسمان آبی و ابر سپید، برگ‌های سبز بید، عطر نرگس، رقص باد، نغمۀ شوق پرستوهای شاد، خلوت گرم کبوترهای مست... نرم‌نرمک می‌رسد اینک بهار، خوش به‌‌حال روزگار! خوش به‌حال چشمه‌ها…
📜هفته هفتم، شب چهارم📜

به قلم می گويم:
ای همزاد، ای همراه
ای هم سرنوشت؛
نیک میدانی چه ها دیدم به دوران‌های زشت
شعرهايم را نوشتی، دست خوش
اشک‌هايم را كجا خواهی نوشت؟

فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
6🔥2
📜هفته هفتم، شب پنجم📜

کاش می دیدم چیست
آنچه از عمق تو تا عمق وجودم جاریست
آه وقتی که تو لبخند نگاهت را
می تابانی
بال مژگان بلندت را
می خوابانی
آه وقتی که تو چشمانت
آن جام لبالب از جان دارو را
سوی این تشنه ی جان سوخته می گردانی
موج موسیقی عشق
از دلم می گذرد
روح گلرنگ شراب
در تنم می گردد
دست ویران گر شوق
پر پرم میکند ای غنچه رنگین پر پر….
من، در آن لحظه كه چشم تو به من مي نگرد
برگ خشكيده ايمان را
در پنجه باد،
رقص شيطاني خواهش را، در آتش سبز!
نور پنهاني بخشش را، در چشمه مهر!
اهتزاز ابديت را مي بينم!!
بيش از اين، سوي نگاهت، نتوانم نگريست!
اهتزاز ابديت را يارای تماشايم نيست!
كاش می گفتی چيست
آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاريست؟!
فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
9🔥1
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
کافه کتاب کاف برگزار می‌کند: جلسه پنجم 📖خوانش و بررسی کتاب هفت جاویدان 🖋نویسنده: مرجان فولادوند زمان برگزاری: سه‌شنبه  ساعت ۱۵:۳۰ الی ۱۷ 🏢مکان برگزاری: امیر آباد، سالن شورا (جلسات)، ساختمان مرکزی، طبقه دوم در این محفل متن کتاب را در کنار یکدیگر مطالعه…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هفت جاویدان، داستان نوروز

نوروز فقط یک جشن نیست، بلکه هویت یک ملت است، روایتی که از هزاران سال پیش تا امروز ادامه داشته و در هفت جاویدان، این داستان زنده‌تر از  همیشه روایت شده است.
آیا می‌توان نوروز را از حافظه‌ی تاریخی یک ملت پاک کرد؟

صحبت‌های نویسنده در مورد الزام وجود داستانی برای نوروز، برای هفت جاویدان.

مجموعه سه جلدی هفت جاویدان
نویسنده: مرجان فولادوند

اگر به خواندن این کتاب علاقه‌مند هستید در کافه کتاب کاف منتظر حضور شما هستیم.
@kaf_ut
8
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
Photo
📜هفته هفتم، شب ششم📜

تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و
اشک من ترا بدرود خواهد گفت
نگاهت تلخ و افسرده است
دلت را خار خار ناامیدی سخت آزرده است
غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است
تو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی
تو با دست تهی با آن همه توفان بنیاد کن در افتادی
تو را کوچیدن از این خاک، دل بر کندن از جان است!
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است
تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران
تو را این خشک سالی های پی در پی
تو را از نیمه ره برگشتن یاران
تو را تزویر غمخواران
ز پا افکند
تو را هنگامه شوم شغالان
بانگ بی تعطیل زاغان
در ستوه آورد
تو با پیشانی پاک نجیب خویش
که از آن سوی گندم زار
طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است
تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت
تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت
که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است
تو با چشمان غمباری
که روزی چشمه جوشان شادی بود و
اینک حسرت و افسوس، بر آن
سایه افکنده ست خواهی رفت
و اشک من تو را بدرود خواهد گفت
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک، اگر آلوده یا پاکم
من اینجا تا نفس باقی است می مانم
من از اینجا چه می خواهم، نمی دانم
امید روشنائی گر چه در این تیرگی ها نیست
من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک، با دست تهی
گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه، چون خورشید
سرود فتح می خوانم
و میدانم
تو روزی باز خواهی گشت

فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
8🔥2🕊2
کمیته فیلم بازان کانون ادبی (کاف) برگزار میکند:
🗓به مناسب روز جهانی سینما
🎥اکران فیلم جدایی نادر از سیمین
🕑زمان:۱۳:۳۰ تا ۱۵:۳۰
📍مکان:امیرآباد، دانشکده مکانیک جدید، آمفی تئاتر مکانیک
🔎نقد این فیلم در روز یکشنبه در ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن شورا ساختمان مرکزی امیرآباد طبقه دوم برگزار میشود.

📣جهت اطلاع در صورت تغییر مکان اکران نشانی زیر را دنبال کنید.👇
@kaf_ut
@FilmbazanFani
🔥84
فیلم بازان فنی
کمیته فیلم بازان کانون ادبی (کاف) برگزار میکند: 🗓به مناسب روز جهانی سینما 🎥اکران فیلم جدایی نادر از سیمین 🕑زمان:۱۳:۳۰ تا ۱۵:۳۰ 📍مکان:امیرآباد، دانشکده مکانیک جدید، آمفی تئاتر مکانیک 🔎نقد این فیلم در روز یکشنبه در ساعت ۱۵ تا ۱۷ در سالن شورا ساختمان مرکزی امیرآباد…
🎬کمیته فیلم بازان فنی، زیر مجموعه ی کانون ادبی و هنری دانشجویان دانشکدگان فنی دانشگاه تهران(کاف) فعالیت خواهد کرد.

در تلاشیم در این کانال  با نظرسنجی های گوناگون بهترین و پرمخاطب ترین فیلم، انیمیشن، مستند، و... انتخاب و سپس اکران و نقد شود.
امیدواریم فضایی را ایجاد کنیم تا دانشجویان دانشگاه تهران، مخصوصا دانشکدگان فنی بتوانند ساعتی فارغ از درس، با  هنر هفتم بیشتر آشنا و بعد های دیگر فردی خود را گسترش دهند.

در صورتی که علاقه‌مندید در گسترش این کمیته همکاری کنید یا انتقادات و پیشنهادهایی برای بهبود فعالیت‌ها دارید، آیدی زیر
@KafFani
راه ارتباطی ما با شما است.
---------------------------------------------------------------------

همچنین در گپستان فیلم بازان می‌توانیم نوشته ها یا نظرات خودمان در مورد برنامه‌ها و فعالیت‌ها را به اشتراک بگذاریم، و فیلم‌های ایران و جهان را به یکدیگر معرفی کنیم و لذت‌ تماشا و گفت‌ و گو در مورد آن‌ها را با یکدیگر شریک بشویم.

@GapfilmfaniUT
11🔥1
🎬 کمیته فیلم‌بازان کانون ادبی کاف با افتخار برگزار می‌کند:

🗓به مناسبت روز جهانی سینما
🎥 نقد و بررسی فیلم «جدایی نادر از سیمین»
🕑 زمان: یکشنبه ۷ دی، ساعت ۱۵ تا ۱۷
📍 مکان: امیر آباد. ، دانشکده فنی، ساختمان مرکزی، طبقه دوم، سالن شورا (جلسات)

┄┅┅┅┅❅💠❅┅┅┅┅┄
با حضور:
کیمیا حسینی
🎭 بازیگر فیلم «جدایی نادر از سیمین»
🏆 عضو گروه برندگان زن خرس نقره‌ جشنواره فیلم برلین

🧠 در این نشست، موضوعاتی از جمله:
🔍 تحلیل و نقد فیلم
🎞 بررسی جایگاه و ابعاد سینما برای جوانان
مورد بحث و گفت‌وگو قرار خواهد گرفت.

✍️🏻لازم بذکر است که اکران این فیلم در روز شنبه در ساعت ۱۳:۳۰ الی ۱۵:۳۰ در امیر آباد ، آمفی تئاتر مکانیک جدید برگزار می شود .

📣جهت اطلاع در صورت تغییر مکان اکران نشانی های زیر را دنبال کنید.
@kaf_ut
@FilmbazanFani
9👎1
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
📜هفته هفتم، شب ششم📜 تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت نگاهت تلخ و افسرده است دلت را خار خار ناامیدی سخت آزرده است غم این نابسامانی همه توش و توانت را ز تن برده است تو با خون و عرق، این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی…
📜هفته هفتم، شب هفتم📜

گفت دانایی که: گرگی خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
لاجرم جاری است پیکاری سترگ
روز و شب، مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره ی این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
ای بسا انسان رنجور پریش
سخت پیچیده گلوی گرگ خویش
وی بسا زور آفرین مرد دلیر
هست در چنگال گرگ خود اسیر
هر که گرگش را در اندازد به خاک
رفته رفته می شود انسان پاک
و آنکه از گرگش خورد هردم شکست
گرچه انسان می نماید گرگ هست
و آن که با گرگش مدارا می کند
خلق و خوی گرگ پیدا می کند
در جوانی جان گرگت را بگیر!
وای اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیری، گر که باشی هم چو شیر
ناتوانی در مصاف گرگ پیر
مردمان گر یکدگر را می درند
گرگ هاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگ ها فرمانروایی می کنند
و آن ستمکاران که با هم محرم اند
گرگ هاشان آشنایان هم اند
گرگ ها همراه و انسان ها غریب
با که باید گفت این حال عجیب؟...

فریدون مشیری

#هفت_شب ، #فریدون_مشیری
شما هم شعری از فریدون مشیری را با ما به اشتراک بذارید.
@kaf_ut
9🔥4🤩1
کانون ادبی دانشجویان فنی_کاف
📜هفته هفتم، شب هفتم📜 گفت دانایی که: گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جاری است پیکاری سترگ روز و شب، مابین این انسان و گرگ زور بازو چاره ی این گرگ نیست صاحب اندیشه داند چاره چیست ای بسا انسان رنجور پریش سخت پیچیده گلوی گرگ خویش وی بسا زور آفرین…
📜 هفت شب هفت هفته هفت شاعر به پایان رسید📜

۴۹ شب، ۴۹ شعر را با هم خواندیم و مرور کردیم

هدف از این سلسله پست ها، آشنایی هر چند اندک با شاعران معروف ایران زمین بود.
امید داریم در آینده نزدیک بیشتر به تک تک شاعران این کهن مرز و بوم بپردازیم.

@kaf_ut
17💯1
دیروز ساعت ۹ صبح به وقت تهران، از در قدس دانشگاه تهران وارد شدم. مجسمه‌ی استاد شفیعی کدکنی و استاد عبدالحسین زرین کوب مانند همیشه لبخند و امید را به لب هایم آورد. ناگهان نگاهم به تاریخ درگذشت استاد زرین کوب افتاد و تاریخی که استاد کدکنی ندارد. افکار است گاهی به جایی می‌رود که نباید برود.
ولی شاید باید برود، ذهنمان باید به سمت مرگ اسطوره‌هایمان برود؛ باید سمت فوت بهترین عزیزانمان برود. کسانی که نام ایران و هنر را زنده نگه داشتند. حال که زنده هستند چکار می‌کنیم؟
سعی می‌کنیم مسیر آنها را ادامه دهیم؟ یا حداقل قبل از مرگ مسیر او را ادامه دهیم؟
کافیست یک نفر فوت کند تا همه بر سر خودشان بزنند و حسرت و
دریغ و دریغ و دریغ...

اگر کسی بپرسد ایران یعنی چه و این همه اقوام مختلف چرا همه ایرانی هستند؟
می‌گویم برو و "باشو غریبه کوچک" بیضایی را ببین‌...

وقتی خبر فوت بهرام بیضایی دیشب دقیقا بعد از این فکر شوم پخش شد، عهد کردم جای غصه خوردن، بخوانم، نوشته هایشان را،
و بازنشر بدهم.
ثمره یک عمرشان را

زندگی صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه‌ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد...
15🔥2😭1