لینک خرید اینترنتی کتاب فضایل ذهن همراه با تخفیف از سایت آثار برتر
https://atharebartar.com/category/books/philosophy-in-iran/fazayel-zehn/
@kargadanpub
https://atharebartar.com/category/books/philosophy-in-iran/fazayel-zehn/
@kargadanpub
آثار برتر
فضایل ذهن: تحقیقی در ماهیت فضیلت و مبانی اخلاقی معرفت | آثار برتر
نویسنده: لیندا زگزبسکی مترجم: امیر حسین خداپرست ناشر: کرگدن
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فضایل ذهن | کتاب سال | امیرحسین خداپرست | دریافت لوح و جایزه
@kargadanpub
@kargadanpub
🎊🎊🎊 کتاب مواجهه با داروین نوشته عادل زیادات با ترجمه امیرمحمد گمینی، نشر کرگدن، به عنوان اثر تقدیری در بخش علوم خالص، کلیات و تاریخ انتخاب شد. نشر کرگدن این موفقیت را به دکتر امیرمحمد گمینی مترجم کتاب تبریک میگوید.
http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271590
@kargadanpub
http://www.ibna.ir/fa/doc/naghli/271590
@kargadanpub
IBNA
کتاب سال برگزیدگان خود را شناخت
برگزیدگان سیوششمین دوره جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی و بیست و ششمین دوره جایزه جهانی کتاب سال جوایز خود را از دست رئیس جمهوری دریافت کردند.
Forwarded from خبرگزاری ایبنا
🔸خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)ـ نوشتههای اندکی به فارسی وجود دارند که معرفتشناسی فضیلت را، که یکی از نظریات متاخر در معرفتشناسی است، توضیح دهند. فضایل ذهن نخستین نوشته مهم در معرفتشناسی فضیلت است که تاکنون ترجمه و منتشر شده است. زگزبسکی روایتی خاص خود از معرفتشناسی فضیلت دارد و مفهوم کهن «فضیلت» را بازسازی کرده است تا در اخلاق و معرفتشناسی از آن استفاده کند. اهمیت و جریانسازی فضایل ذهن موجب شده که این کتاب در معرفتشناسی اثری کلاسیک شمرده شود که بهرغم گذر دو دهه از انتشار، همچنان واجد ارزشهای بسیار است.
🔹با امیرحسین خداپرست مترجم این کتاب که از زمان انتشارش در ایران نیز جزء آثاری بوده که دیده و نقد شده است، گفتوگویی داشتهایم که مشروح آن را میخوانید. 👇👇👇 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271553
🔹با امیرحسین خداپرست مترجم این کتاب که از زمان انتشارش در ایران نیز جزء آثاری بوده که دیده و نقد شده است، گفتوگویی داشتهایم که مشروح آن را میخوانید. 👇👇👇 http://www.ibna.ir/fa/doc/longint/271553
I am thrilled to learn that Amirhossein Khodaparast’s Persian translation of my book, Virtues of the Mind, has received a Book of the Year award in Iran. I wish I could be there to see the ceremony and talk with people about the reactions to the book at first hand. I am grateful to Mr. Khodaparast for his translation and I fervently hope that there will be more translations that bring philosophers together who share a vision of a virtuous life.
In the book I argue that intellectual virtues like open-mindedness, intellectual courage, intellectual fairness, and intellectual carefulness and thoroughness are good traits of character on a par with the traditional moral virtues. The way we govern our thinking is as important as the way we govern our acts for our own flourishing and the flourishing of the communities in which we live.
@kargadanpub
In the book I argue that intellectual virtues like open-mindedness, intellectual courage, intellectual fairness, and intellectual carefulness and thoroughness are good traits of character on a par with the traditional moral virtues. The way we govern our thinking is as important as the way we govern our acts for our own flourishing and the flourishing of the communities in which we live.
@kargadanpub
بسیار شادمانام که مطلع شدم ترجمهی فارسی امیرحسین خداپرست از کتابم، فضایل ذهن، در ایران برندهی جایزهی کتاب سال شده است. دوست داشتم در مراسم حاضر بودم و آن را میدیدم و خودم با افراد دربارهی واکنشها نسبت به این کتاب سخن میگفتم. از آقای خداپرست بابت ترجمهاش سپاسگزارم و مشتاقانه امیدوارم انتشار ترجمههای بیشتر موجب شود فیلسوفانی که تصوری مشترک از زندگی فضیلتمندانه دارند گرد هم آیند.
من در این کتاب استدلال میکنم که فضیلتهایی فکری مانند گشودگی ذهنی، شجاعت فکری، انصاف فکری و دقت و باریکاندیشی خصلتهای مَنشیِ خوبی نظیر فضیلتهای اخلاقیِ سنتیاند. شیوهی ما در تدبیر اندیشهمان برای شکوفایی خودمان و شکوفایی جوامعی که در آنها زندگی میکنیم همانقدر مهم است که شیوهمان در تدبیر اعمالمان مهم است.
@kargadanpub
من در این کتاب استدلال میکنم که فضیلتهایی فکری مانند گشودگی ذهنی، شجاعت فکری، انصاف فکری و دقت و باریکاندیشی خصلتهای مَنشیِ خوبی نظیر فضیلتهای اخلاقیِ سنتیاند. شیوهی ما در تدبیر اندیشهمان برای شکوفایی خودمان و شکوفایی جوامعی که در آنها زندگی میکنیم همانقدر مهم است که شیوهمان در تدبیر اعمالمان مهم است.
@kargadanpub
Forwarded from بهمن دارالشفایی
پیشنهاد نمایشنامه: فارم هال؛ پروژه اتمی آلمان در جنگ جهانی دوم
تلاش همزمان دانشمندان آلمانی باقیمانده در آلمان و دانشمندان آلمانی و ملیتهای دیگر جمعشده در امریکا برای استفادههای احتمالا نظامی از انرژی اتمی و هستهای در جریان جنگ جهانی دوم از ماجراهای جالب نیمه قرن بیستم است و قصههای زیادی از دلش درآمده است. «فارم هال» هم نمایشنامهایست بر اساس یکی از این ماجراهای واقعی: در پایان جنگ جهانی دوم، متفقین در یک پروژه هدفمند همه دانشمندان اتمی مشهور آلمان (از جمله هایزنبرگ و اتو هان) را یکییکی دستگیر میکنند و به خانهای ویلایی به نام فارم هال در انگلستان میبرند و چند ماهی آنجا نگهشان میدارند. در همین زمان است که امریکاییها بمبهای اتمی را روی هیروشیما و ناکازاکی میریزند و جهان، و نیز این دانشمندان آلمانی، تازه میفهمند که چه پروژه عظیمی در امریکا در جریان بوده. نمایشنامه فارم هال روایت این چند ماه اقامت این دانشمندان در فارم هال و بحثهایی است که بینشان درمیگیرد. بحثهایشان علمی تخصصی نیست و بیشتر درباره دوراهیهای سیاسی و اخلاقی همکاری دانشمندان با قدرت و استفادههایی است که از علم میشود.
شاپور اعتماد، مترجم کتاب، مقدمه خوبی برای کتاب نوشته و حواشی ماجرا را برای مایی که اطلاع دقیقی نداریم توضیح داده. ضمن اینکه به نوشته او این نمایشنامه اولین کتاب از مجموعهای است به نام «علم بر صحنه» که قرار است نمایشنامههایی با موضوعات مشابه باشند. آخر کتاب هم چند صفحهای از کتاب «جزء و کل» نوشته هایزنبرگ (به ترجمه شیوای حسین معصومی همدانی) آمده که درباره موضوعات کتاب حرف میزند و خواندنش برای من خیلی جالب بود.
کل کتاب با مقدمه و موخره ۱۲۰ صفحه است و ۱۵ هزار تومن. نشر کرگدن چاپش کرده که این روزها کتابهای خوبی بیرون میدهد و امیدوارم کارشان را به همین خوبی، و حتی بهتر از این، ادامه بدهند.
فضای کتاب شبیه نمایشنامه درخشان «کپنهاگ» نوشته مایکل فرین است و اگر آن را دوست داشتهاید پیشنهاد میکنم این را هم بخوانید (البته کپنهاگ واقعا بهتر است). کپنهاگ روایت یکی از دیدارهای مرموز تاریخ علم است. در دوران نازیها، هایزنبرگ که در آلمان زندگی میکرده مخفیانه به دیدار استادش نیلز بور در کپنهاگ میرود. هیچکدام آنها بعدا نگفتند که در آن دیدار چه بینشان گذشته، ولی مایکل فرین در این نمایشنامه آن دیدار و بحثهای بین این استاد و شاگرد را، که هر دو از بزرگترین دانشمندان زمان خود بودند، تخیل کرده است؛ بحثهایی عمدتا درباره مسئولیت دانشمند در قبال استفادههایی که از علمش میشود. کپنهاگ را هم اگر نخواندهاید حتما بخوانید. نشر نیلا با ترجمه حمید احیاء منتشرش کرده، ۱۲۰ صفحه است و ۱۱ هزار تومن.
فارم هال چند هفته پیش چاپ شده و قاعدتا در کتابفروشیها هست. کپنهاگ سالها پیش چاپ شده ولی آن هم قاعدتا هست. اما اگر بخواهید میتوانید به @bahmanbooks هم سفارششان بدهید.
https://news.1rj.ru/str/bahmanshafafiles/163
تلاش همزمان دانشمندان آلمانی باقیمانده در آلمان و دانشمندان آلمانی و ملیتهای دیگر جمعشده در امریکا برای استفادههای احتمالا نظامی از انرژی اتمی و هستهای در جریان جنگ جهانی دوم از ماجراهای جالب نیمه قرن بیستم است و قصههای زیادی از دلش درآمده است. «فارم هال» هم نمایشنامهایست بر اساس یکی از این ماجراهای واقعی: در پایان جنگ جهانی دوم، متفقین در یک پروژه هدفمند همه دانشمندان اتمی مشهور آلمان (از جمله هایزنبرگ و اتو هان) را یکییکی دستگیر میکنند و به خانهای ویلایی به نام فارم هال در انگلستان میبرند و چند ماهی آنجا نگهشان میدارند. در همین زمان است که امریکاییها بمبهای اتمی را روی هیروشیما و ناکازاکی میریزند و جهان، و نیز این دانشمندان آلمانی، تازه میفهمند که چه پروژه عظیمی در امریکا در جریان بوده. نمایشنامه فارم هال روایت این چند ماه اقامت این دانشمندان در فارم هال و بحثهایی است که بینشان درمیگیرد. بحثهایشان علمی تخصصی نیست و بیشتر درباره دوراهیهای سیاسی و اخلاقی همکاری دانشمندان با قدرت و استفادههایی است که از علم میشود.
شاپور اعتماد، مترجم کتاب، مقدمه خوبی برای کتاب نوشته و حواشی ماجرا را برای مایی که اطلاع دقیقی نداریم توضیح داده. ضمن اینکه به نوشته او این نمایشنامه اولین کتاب از مجموعهای است به نام «علم بر صحنه» که قرار است نمایشنامههایی با موضوعات مشابه باشند. آخر کتاب هم چند صفحهای از کتاب «جزء و کل» نوشته هایزنبرگ (به ترجمه شیوای حسین معصومی همدانی) آمده که درباره موضوعات کتاب حرف میزند و خواندنش برای من خیلی جالب بود.
کل کتاب با مقدمه و موخره ۱۲۰ صفحه است و ۱۵ هزار تومن. نشر کرگدن چاپش کرده که این روزها کتابهای خوبی بیرون میدهد و امیدوارم کارشان را به همین خوبی، و حتی بهتر از این، ادامه بدهند.
فضای کتاب شبیه نمایشنامه درخشان «کپنهاگ» نوشته مایکل فرین است و اگر آن را دوست داشتهاید پیشنهاد میکنم این را هم بخوانید (البته کپنهاگ واقعا بهتر است). کپنهاگ روایت یکی از دیدارهای مرموز تاریخ علم است. در دوران نازیها، هایزنبرگ که در آلمان زندگی میکرده مخفیانه به دیدار استادش نیلز بور در کپنهاگ میرود. هیچکدام آنها بعدا نگفتند که در آن دیدار چه بینشان گذشته، ولی مایکل فرین در این نمایشنامه آن دیدار و بحثهای بین این استاد و شاگرد را، که هر دو از بزرگترین دانشمندان زمان خود بودند، تخیل کرده است؛ بحثهایی عمدتا درباره مسئولیت دانشمند در قبال استفادههایی که از علمش میشود. کپنهاگ را هم اگر نخواندهاید حتما بخوانید. نشر نیلا با ترجمه حمید احیاء منتشرش کرده، ۱۲۰ صفحه است و ۱۱ هزار تومن.
فارم هال چند هفته پیش چاپ شده و قاعدتا در کتابفروشیها هست. کپنهاگ سالها پیش چاپ شده ولی آن هم قاعدتا هست. اما اگر بخواهید میتوانید به @bahmanbooks هم سفارششان بدهید.
https://news.1rj.ru/str/bahmanshafafiles/163
Telegram
فایلها
Forwarded from مرکز فرهنگی شهرکتاب
پیوندی میان ادبیات و معرفتشناسی
لیندا زگزبسکی، فیلسوف و معرفتشناس صاحبنام آمریکایی است که در سال ۱۹۷۹ از دانشگاه یوسیالای دکترای فلسفه گرفت. وی مدتی رئیس انجمن فیلسوفان کاتولیک و رئیس جامعهی فیلسوفان مسیحی بوده است. از جمله آثار او میتوان به دو راههی دشوار آزادی و علم پیشین، فضایل ذهن، معرفتشناسی فضیلت، فضیلت عقلی، چشماندازهایی از اخلاق و معرفتشناسی، نظریهی انگیزش الهی، فلسفهی دین درآمدی تاریخی، دربارهی معرفتشناسی و ذهنیت مطلق اشاره کرد. وی در موضوعات گوناگونی چون فلسفهی دین، معرفتشناسی، اخلاق فضیلت و مسائل مربوط به تقدیر و جبرباوری صاحب نظر است. کتاب فضایل ذهن او یکی از آثار ارزشمند فلسفی است که در سال ۱۳۹۶ به فارسی برگردانده شد. این اثر چه از حیث مباحثی که نویسنده مطرح کرده و چه از حیث ترجمهی فارسی، مورد توجه صاحبنظران و مخاطبان قرار گرفت و در سالجاری برگزیدهی جایزهی کتاب سال شد. متن انگلیسی فضایل ذهن، نخستین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد. پیش از انتشار این اثر، «معرفتشناسی فضیلت» از طریق نوشتههای برخی معرفتشناسان برجستهی معاصر، از جمله ارنست سوسا، به جامعهی فلسفی معرفی شده بود. با این حال انتشار این اثر نقطهی عطفی در تاریخ نه چندان بلند این نگرش معرفتشناختی شمرده میشود. به رغم گذر دو دهه از انتشار متن انگلیسی این کتاب، مطالب آن همچنان بدیع، چشمگیر و خلاقانه به نظر میآید و ذهن و حیات شناختیِ خواننده را به سوی آراستگی به فضیلتهای فکری و گسترش افق معرفتی فرامیخواند. نویسندهی کتاب لیندا زگزبسکی در یادداشتی بر ترجمهی فارسی مینویسد که امیدوارم انتشار این کتاب به زبان فارسی بر انگیزهی متفکران ایرانی برای بررسی فضیلتهای اخلاقی و فکری بیفزاید و به تبادل اندیشههای فیلسوفان آمریکایی و ایرانی در باب اخلاق فضیلت و معرفتشناسی فضیلت بینجامد. فرصتی فراهم شد تا با حضور دکتر امیرحسین خداپرست، مترجم کتاب، دکتر بابک عباسی و دکتر حسین شیخرضایی به ویژگیهای این اثر پرداخته شود که حاصل آن درلینک زیر و دراختیار شماست.
http://www.bookcity.org/detail/17527/root/speak
لیندا زگزبسکی، فیلسوف و معرفتشناس صاحبنام آمریکایی است که در سال ۱۹۷۹ از دانشگاه یوسیالای دکترای فلسفه گرفت. وی مدتی رئیس انجمن فیلسوفان کاتولیک و رئیس جامعهی فیلسوفان مسیحی بوده است. از جمله آثار او میتوان به دو راههی دشوار آزادی و علم پیشین، فضایل ذهن، معرفتشناسی فضیلت، فضیلت عقلی، چشماندازهایی از اخلاق و معرفتشناسی، نظریهی انگیزش الهی، فلسفهی دین درآمدی تاریخی، دربارهی معرفتشناسی و ذهنیت مطلق اشاره کرد. وی در موضوعات گوناگونی چون فلسفهی دین، معرفتشناسی، اخلاق فضیلت و مسائل مربوط به تقدیر و جبرباوری صاحب نظر است. کتاب فضایل ذهن او یکی از آثار ارزشمند فلسفی است که در سال ۱۳۹۶ به فارسی برگردانده شد. این اثر چه از حیث مباحثی که نویسنده مطرح کرده و چه از حیث ترجمهی فارسی، مورد توجه صاحبنظران و مخاطبان قرار گرفت و در سالجاری برگزیدهی جایزهی کتاب سال شد. متن انگلیسی فضایل ذهن، نخستین بار در سال ۱۹۹۶ منتشر شد. پیش از انتشار این اثر، «معرفتشناسی فضیلت» از طریق نوشتههای برخی معرفتشناسان برجستهی معاصر، از جمله ارنست سوسا، به جامعهی فلسفی معرفی شده بود. با این حال انتشار این اثر نقطهی عطفی در تاریخ نه چندان بلند این نگرش معرفتشناختی شمرده میشود. به رغم گذر دو دهه از انتشار متن انگلیسی این کتاب، مطالب آن همچنان بدیع، چشمگیر و خلاقانه به نظر میآید و ذهن و حیات شناختیِ خواننده را به سوی آراستگی به فضیلتهای فکری و گسترش افق معرفتی فرامیخواند. نویسندهی کتاب لیندا زگزبسکی در یادداشتی بر ترجمهی فارسی مینویسد که امیدوارم انتشار این کتاب به زبان فارسی بر انگیزهی متفکران ایرانی برای بررسی فضیلتهای اخلاقی و فکری بیفزاید و به تبادل اندیشههای فیلسوفان آمریکایی و ایرانی در باب اخلاق فضیلت و معرفتشناسی فضیلت بینجامد. فرصتی فراهم شد تا با حضور دکتر امیرحسین خداپرست، مترجم کتاب، دکتر بابک عباسی و دکتر حسین شیخرضایی به ویژگیهای این اثر پرداخته شود که حاصل آن درلینک زیر و دراختیار شماست.
http://www.bookcity.org/detail/17527/root/speak
معرفی و نقد کتاب "حق حیوان، خطای انسان" (تام ریگان، ترجمه بهنام خداپناه، نشر کرگدن) نوشته محسن زمانی در سایت معرفی و نقد کتاب وینش
https://vinesh.org/نقد-و-معرفی-کتاب-حق-حیوان،-خطای-انسان/
@kargadanpub
https://vinesh.org/نقد-و-معرفی-کتاب-حق-حیوان،-خطای-انسان/
@kargadanpub
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
پیاز خودآگاهی
خودآگاهی مانند پیاز است؛ چندین لایه دارد و هر چه بیشتر لایهها را پوست میکَنید بیشتر احتمال دارد اشکتان دربیاید.
فرض کنید اولین لایۀ پیاز خودآگاهی درک سادۀ احساسات و عواطف خودمان باشد: «در این مواقع احساس خوشحالی میکنم.» «این مرا ناراحت میکند.» «این به من امید میدهد.»
متأسفانه بسیاری از افراد حتی در سادهترین مراحل خودآگاهی هم با مشکل مواجه هستند. من این را خوب میدانم، زیرا خودم یکی از آنها هستم. من و همسرم گاهی اوقات چنین مکالمۀ بامزهای داریم:
او: چی شده؟
من: چیزی نیست.
او: نه چیزی هست، بگو.
من: خوبام. جدی میگویم.
او: مطمئنی؟ به نظر ناراحت میآیی.
من: (با خندهای عصبی) جداً؟ نه خوبام. باور کن.
(نیمساعت بعد...)
من: برای همین است که حالم خوب نیست. طرف جوری رفتار میکند انگار من وجود خارجی ندارم.
همۀ ما نقاط کور عاطفی داریم، که بیشترشان به عواطفی مربوطاند که از کودکی به ما یاد دادهاند که نامناسباند و نباید بروز دهیم. سالها زمان میبرَد تا این نقاط کور را در خودمان شناسایی کنیم و سپس احساسات درگیر را به شکلی مناسب بروز دهیم. اما این عمل مهم است و به زحمتش میارزد.
@eudemonia
خودآگاهی مانند پیاز است؛ چندین لایه دارد و هر چه بیشتر لایهها را پوست میکَنید بیشتر احتمال دارد اشکتان دربیاید.
فرض کنید اولین لایۀ پیاز خودآگاهی درک سادۀ احساسات و عواطف خودمان باشد: «در این مواقع احساس خوشحالی میکنم.» «این مرا ناراحت میکند.» «این به من امید میدهد.»
متأسفانه بسیاری از افراد حتی در سادهترین مراحل خودآگاهی هم با مشکل مواجه هستند. من این را خوب میدانم، زیرا خودم یکی از آنها هستم. من و همسرم گاهی اوقات چنین مکالمۀ بامزهای داریم:
او: چی شده؟
من: چیزی نیست.
او: نه چیزی هست، بگو.
من: خوبام. جدی میگویم.
او: مطمئنی؟ به نظر ناراحت میآیی.
من: (با خندهای عصبی) جداً؟ نه خوبام. باور کن.
(نیمساعت بعد...)
من: برای همین است که حالم خوب نیست. طرف جوری رفتار میکند انگار من وجود خارجی ندارم.
همۀ ما نقاط کور عاطفی داریم، که بیشترشان به عواطفی مربوطاند که از کودکی به ما یاد دادهاند که نامناسباند و نباید بروز دهیم. سالها زمان میبرَد تا این نقاط کور را در خودمان شناسایی کنیم و سپس احساسات درگیر را به شکلی مناسب بروز دهیم. اما این عمل مهم است و به زحمتش میارزد.
@eudemonia
Forwarded from آمیزش افقها (محمد هدایتی)
✅بیدادِ ظالمان شما نیز بگذرد
⭕️درباره کتاب «شکستن طلسم وحشت»
✔️«مهمان هایمان را بردیم به دهکده ساحلی به نام آمیلا نگرا، برای دیدن خانه پابلو نرودا. آنجا با چند بچه مدرسه ای حدوداً ده ساله گفتگوی جالبی داشتیم: در کمال شگفتی ما بچه ها نمی دانستند واژه «دیکتاتوری» یعنی چه. مگر می شود؟ در شیلی، در کشوری که برای چند دهه یک دیکتاتوری تمام عیار حکم رانده بود. بچه ها تحت تاثیر نظام آموزشیِ ایدئولوژیک، تصور و اساساً مفهومی از دیکتاتوری نداشتند. اما مسئله فقط سرکوب نظام حاکم نبود، والدین بچه ها هم نمی خواستند مغز بچه هایشان آغشته به «سیاست» شود. والدینی که خود قربانی همین دیکتاتوری بودند و عزیرانشان را گرفته بود. چرا؟ به خاطر ترس.
✔️آریل دورفمن در کتاب درخشان «شکستن طلسم وحشت» از خلال مواجهه با مورد پینوشه در شیلی، به مسئله دیکتاتوری در جهان معاصر هم می پردازد. صفحاتی از کتاب براستی تکان دهنده اند. گزارش صرفاً مختصری از شکنجه ها در شیلی، در سال های پس از کودتا علیه سالوادور آلنده. دهشتناک. از کشته شدن هزاران نفر که حتی مدفنشان معلوم نیست، از «ناپدیدشدگان».
✔️کتاب با خبری آغاز می شود که دورفمان و خیلی های دیگر در شیلی سال های رویایش را می پروراندند. دادگاهی در اسپانیا ژنرال پینوشه را به کشتار گسترده و نقض حقوق بشر متهم کرده و حالا پینوشه در حالیکه برای مداوا در انگلستان به سر می برد به دردسر افتاده است. آنجا در بازداشت خانگی است تا تکلیف مشخص شود. حالا پروسه طولانی و حتی خسته کننده ای آغاز می شود از دادگاهی ها، لابی ها، زیر و رو کردن بندهای حقوقی. پینوشه، پس از چندسال از چنگ قانون می گریزد، اما بالاخره نشان داده شد که او هم انسانی فراتر از قانون نیست، که در لحظاتی زنگ ها برای او هم به صدا درآمده اند. طلسم شکست و خیلی ها تازه ترس شان ریخت، که از آنچه بر آن ها رفته بود گفتند.
✔️دورفمان که خود تبعیدیِ نظام پینوشه است در تمام این سال ها در آرزوی چنین روزی بوده. اما حالا می ترسد« ترسی که اجازه نمی دهد از شکست دیکتاتوری ها در سراسر جهان معصومانه لذت ببرم». چگونه ترسی است این؟ اینکه کودتاچیان دوباره برخیزند، دوباره کشتار و شکنجه و تبعید؟ یا نه ترسی از جنس دیگر. از جنس خود دیکتاتوری و بلایی که از پسِ سال ها بر اذهان می آورد. ترسی که در تمام شیلی هست. دورفمان آنقدری صداقت دارد حتی به طرفداران پینوشه هم مجالی برای ترسیدن از طرف های مقابلشان را بدهد. بده. ترسی که نمی توان یک سره نادیده اش گرفت و بی بنیادش خواند.
✔️اما، این سال ها، سال های دیکتاتوری و کشتار، برای دورفمن و غالب مردم شیلی سال های در پستویی پنهان شدن و لرزیدن نبود. سال های مقاومت هم بود، حداقل از طریق حافظه، از طریق خاطره. در تمام این سال ها همه بازماندگانِ کسانی که به «ناپدیدشدگان» موسوم بودند چیزی را حفظ کردند، خاطره را و بازگویی اش را. خاطره کودتا، کشتارها و ناپدیدشدگان را. تا دم و دستگاه رسمی حکومت که در کار دستکاری حافظه اند کامیاب نشوند. آرزویی را هم حفظ کردند، اینکه روزی خود پینوشه، شخص او، «گناهکار» شناخته شود، اگر نه ،حداقل «مورد سوال» قرار گیرد.
✔️گذار از نظام پینوشه بالاخره روزی اتفاق می افتاد. اما چگونه؟ با ترس ها چه باید کرد. دورفمن با وجود این ترس ها خواهان نوعی قاطعیت است، و علیه تمام کسانی استدلال می کند که گذار شیلی به سوی دموکراسی را با نادیده گرفتن گذشته ممکن می دانند، «بگذارید گذشته آرام بمیرد». نه. این را اصلاح طلبانی می گویند در ظاهر با اهدافی نیک، اما نمی دانند با صرف پاک کردن گذشته نمی شود پیش رفت. گذشته را باید دائم فراخواند، نه همچون شبحی دست و پاگیر. برای اینکه واقعا بشود از طرحی نو سخن گفت باید با گذشته کلنجار رفت و عاملین کشتار را به پرسش گرفت. پرسش از کاروان های مرگ، اولین پرسش از هر برنامه گذار است.
کتاب دورفمان ما را وا می دارد به «پرسش از دیکتاتوری ها» دوباره فکر کنیم. به جنایت هایشان، به تکنیک های عجیب شکنجه و چرایی شان، به ناچیز شدن شان ارزش جان انسان، به حقوق ملی و بین المللی که از کنار این جنایات به راحتی می گذرد، به اینکه مبادا محاکمه دیکتاتور باعث شود دیکتاتورها در جاهای دیگر به خشونت شان شدت بخشند. و در نهایت به فرجام دیکتاتورها و سعادت تماشای سقوطشان. و البته رسوایی شان در تاریخ
✍️محمد هدایتی
http://uupload.ir/files/60pj_42347778._uy1000_ss1000_.jpg
https://news.1rj.ru/str/fusionofhorizons/518
⭕️درباره کتاب «شکستن طلسم وحشت»
✔️«مهمان هایمان را بردیم به دهکده ساحلی به نام آمیلا نگرا، برای دیدن خانه پابلو نرودا. آنجا با چند بچه مدرسه ای حدوداً ده ساله گفتگوی جالبی داشتیم: در کمال شگفتی ما بچه ها نمی دانستند واژه «دیکتاتوری» یعنی چه. مگر می شود؟ در شیلی، در کشوری که برای چند دهه یک دیکتاتوری تمام عیار حکم رانده بود. بچه ها تحت تاثیر نظام آموزشیِ ایدئولوژیک، تصور و اساساً مفهومی از دیکتاتوری نداشتند. اما مسئله فقط سرکوب نظام حاکم نبود، والدین بچه ها هم نمی خواستند مغز بچه هایشان آغشته به «سیاست» شود. والدینی که خود قربانی همین دیکتاتوری بودند و عزیرانشان را گرفته بود. چرا؟ به خاطر ترس.
✔️آریل دورفمن در کتاب درخشان «شکستن طلسم وحشت» از خلال مواجهه با مورد پینوشه در شیلی، به مسئله دیکتاتوری در جهان معاصر هم می پردازد. صفحاتی از کتاب براستی تکان دهنده اند. گزارش صرفاً مختصری از شکنجه ها در شیلی، در سال های پس از کودتا علیه سالوادور آلنده. دهشتناک. از کشته شدن هزاران نفر که حتی مدفنشان معلوم نیست، از «ناپدیدشدگان».
✔️کتاب با خبری آغاز می شود که دورفمان و خیلی های دیگر در شیلی سال های رویایش را می پروراندند. دادگاهی در اسپانیا ژنرال پینوشه را به کشتار گسترده و نقض حقوق بشر متهم کرده و حالا پینوشه در حالیکه برای مداوا در انگلستان به سر می برد به دردسر افتاده است. آنجا در بازداشت خانگی است تا تکلیف مشخص شود. حالا پروسه طولانی و حتی خسته کننده ای آغاز می شود از دادگاهی ها، لابی ها، زیر و رو کردن بندهای حقوقی. پینوشه، پس از چندسال از چنگ قانون می گریزد، اما بالاخره نشان داده شد که او هم انسانی فراتر از قانون نیست، که در لحظاتی زنگ ها برای او هم به صدا درآمده اند. طلسم شکست و خیلی ها تازه ترس شان ریخت، که از آنچه بر آن ها رفته بود گفتند.
✔️دورفمان که خود تبعیدیِ نظام پینوشه است در تمام این سال ها در آرزوی چنین روزی بوده. اما حالا می ترسد« ترسی که اجازه نمی دهد از شکست دیکتاتوری ها در سراسر جهان معصومانه لذت ببرم». چگونه ترسی است این؟ اینکه کودتاچیان دوباره برخیزند، دوباره کشتار و شکنجه و تبعید؟ یا نه ترسی از جنس دیگر. از جنس خود دیکتاتوری و بلایی که از پسِ سال ها بر اذهان می آورد. ترسی که در تمام شیلی هست. دورفمان آنقدری صداقت دارد حتی به طرفداران پینوشه هم مجالی برای ترسیدن از طرف های مقابلشان را بدهد. بده. ترسی که نمی توان یک سره نادیده اش گرفت و بی بنیادش خواند.
✔️اما، این سال ها، سال های دیکتاتوری و کشتار، برای دورفمن و غالب مردم شیلی سال های در پستویی پنهان شدن و لرزیدن نبود. سال های مقاومت هم بود، حداقل از طریق حافظه، از طریق خاطره. در تمام این سال ها همه بازماندگانِ کسانی که به «ناپدیدشدگان» موسوم بودند چیزی را حفظ کردند، خاطره را و بازگویی اش را. خاطره کودتا، کشتارها و ناپدیدشدگان را. تا دم و دستگاه رسمی حکومت که در کار دستکاری حافظه اند کامیاب نشوند. آرزویی را هم حفظ کردند، اینکه روزی خود پینوشه، شخص او، «گناهکار» شناخته شود، اگر نه ،حداقل «مورد سوال» قرار گیرد.
✔️گذار از نظام پینوشه بالاخره روزی اتفاق می افتاد. اما چگونه؟ با ترس ها چه باید کرد. دورفمن با وجود این ترس ها خواهان نوعی قاطعیت است، و علیه تمام کسانی استدلال می کند که گذار شیلی به سوی دموکراسی را با نادیده گرفتن گذشته ممکن می دانند، «بگذارید گذشته آرام بمیرد». نه. این را اصلاح طلبانی می گویند در ظاهر با اهدافی نیک، اما نمی دانند با صرف پاک کردن گذشته نمی شود پیش رفت. گذشته را باید دائم فراخواند، نه همچون شبحی دست و پاگیر. برای اینکه واقعا بشود از طرحی نو سخن گفت باید با گذشته کلنجار رفت و عاملین کشتار را به پرسش گرفت. پرسش از کاروان های مرگ، اولین پرسش از هر برنامه گذار است.
کتاب دورفمان ما را وا می دارد به «پرسش از دیکتاتوری ها» دوباره فکر کنیم. به جنایت هایشان، به تکنیک های عجیب شکنجه و چرایی شان، به ناچیز شدن شان ارزش جان انسان، به حقوق ملی و بین المللی که از کنار این جنایات به راحتی می گذرد، به اینکه مبادا محاکمه دیکتاتور باعث شود دیکتاتورها در جاهای دیگر به خشونت شان شدت بخشند. و در نهایت به فرجام دیکتاتورها و سعادت تماشای سقوطشان. و البته رسوایی شان در تاریخ
✍️محمد هدایتی
http://uupload.ir/files/60pj_42347778._uy1000_ss1000_.jpg
https://news.1rj.ru/str/fusionofhorizons/518
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
چاپ اول «هنر ظریف بیخیالی» در مدت سه هفته تمام شد.
این استقبال گسترده، آن هم در اوضاع بحرانزدۀ کنونی نشر، نشان از آن دارد که کتاب بر نیازها و مشکلات مبتلابه قشر تحصیلکرده و کتابخوان دست گذاشته است.
این کتاب با اتکا بر مبانی فلسفی و روانشناختی قدرتمندی نوشته شده است و امیدواریم بتواند کمک کند نقطۀ ثقل زندگی خود را بیابیم، «از عهد سست و سخنهای سخت خویش» بگذریم و برای خلق یک زندگی غنی و ارزشمند سبکبار شویم.
چاپ دوم هفتۀ بعد عرضه خواهد شد.
@eudemonia
این استقبال گسترده، آن هم در اوضاع بحرانزدۀ کنونی نشر، نشان از آن دارد که کتاب بر نیازها و مشکلات مبتلابه قشر تحصیلکرده و کتابخوان دست گذاشته است.
این کتاب با اتکا بر مبانی فلسفی و روانشناختی قدرتمندی نوشته شده است و امیدواریم بتواند کمک کند نقطۀ ثقل زندگی خود را بیابیم، «از عهد سست و سخنهای سخت خویش» بگذریم و برای خلق یک زندگی غنی و ارزشمند سبکبار شویم.
چاپ دوم هفتۀ بعد عرضه خواهد شد.
@eudemonia
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
#در_دست_ترجمه
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
@eudemonia
وقتی میفهمید از نظر عاطفی به بلوغ رسیدهاید که متوجه شوید بیشترِ رفتارهای بدِ دیگران واقعاً ناشی از ترس و اضطراب است ـ و نه آن چیزی که معمولاً تصورش آسانتر است، یعنی خباثت و بلاهت. در این صورت، شما کمتر حقبهجانب خواهید بود و دیگرْ دنیا را پر از هیولاها یا آدمهای ابله نخواهید دید. این کار باعث میشود که در ابتدا همه چیز برایتان کمتر سیاه و سفید بشود، اما در طول زمان، باعث میشود که همه چیز برایتان بهمراتب جالبتر از قبل شود.
«فضیلتهای اجتماعی»
#آلن_دوباتن و همکاران،
ترجمهٔ #یاسر_پوراسماعیل، #نشر_کرگدن
@eudemonia
علم بر صحنۀ نمایش
نگاهی به نمایشنامه فارم هال، نوشته محمدرضا اسمخانی، سایت فرهنگ امروز
https://bit.ly/2Ee06OG
نگاهی به نمایشنامه فارم هال، نوشته محمدرضا اسمخانی، سایت فرهنگ امروز
https://bit.ly/2Ee06OG
فرهنگ امروز
علم بر صحنۀ نمایش
ایدۀ جدایی «علم» از «جامعه-سیاست» پندار خامی است که باید از ذهن دانشمندان کنار گذاشته شود و باید آنها این را بهعنوان یک قاعده بپذیرند که هم تکوین و حفظ یک نظام علمی بهشدت وابسته به شرایط اجتماعی-فرهنگی موجود است و هم اینکه تحقق و موجودیت یافتن یک نظام…
Forwarded from فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
📝📝📝 «تراژدی یک دموکراسی متزلزل»
✍🏻نگاهی به کتاب «شکستن طلسم وحشت» به قلم #مریم_نورائینژاد
چکیده:
✅ در زمانهای که تقریبا همه امور انسانی و اجتماعی شکل جهانی به خود گرفته، حتی اگر از جهانیسازی متنفر هم باشیم باز هم هر روز با مصادیق آن برخورد داریم. در این شرایط، تکلیف امری مثل عدالت چیست؟ آیا میشود به عدالت هم نگاه جهانی داشت؟ آیا جهان امروز که بهواسطه ارتباطات و سرمایه هر روز مرزهایش کمرنگ و کمرنگتر میشوند؛ عدالت را هم جهانی میکند؟ آیا رسیدن به عقوبت برای مستبدان، بدون توجه به اینکه در چه کشوری مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند؛ یک پیروزی برای بشریت محسوب میشود؟
✅ برای اندیشیدن به پاسخ این سوالات بد نیست کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفتانگیز و پایانناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه نوشته آریل دورفمن استاد برجسته ادبیات شیلی را ورق بزنیم. روایتی تلخ و تکاندهنده که به قصد گزارش محاکمه پینوشه نوشته شده اما بهشکلی هنرمندانه، روایتی منحصربهفرد و جذاب از هفده سال دیکتاتوری، استبداد و آنچه بر مخالفان حکومت شیلی گذشته را به دست میدهد.
http://up.upinja.com/u1ls2.jpeg
✅ متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
tinyurl.com/y22nbsq5
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
✍🏻نگاهی به کتاب «شکستن طلسم وحشت» به قلم #مریم_نورائینژاد
چکیده:
✅ در زمانهای که تقریبا همه امور انسانی و اجتماعی شکل جهانی به خود گرفته، حتی اگر از جهانیسازی متنفر هم باشیم باز هم هر روز با مصادیق آن برخورد داریم. در این شرایط، تکلیف امری مثل عدالت چیست؟ آیا میشود به عدالت هم نگاه جهانی داشت؟ آیا جهان امروز که بهواسطه ارتباطات و سرمایه هر روز مرزهایش کمرنگ و کمرنگتر میشوند؛ عدالت را هم جهانی میکند؟ آیا رسیدن به عقوبت برای مستبدان، بدون توجه به اینکه در چه کشوری مرتکب جنایت علیه بشریت شدهاند؛ یک پیروزی برای بشریت محسوب میشود؟
✅ برای اندیشیدن به پاسخ این سوالات بد نیست کتاب شکستن طلسم وحشت؛ محاکمه شگفتانگیز و پایانناپذیر ژنرال آگوستو پینوشه نوشته آریل دورفمن استاد برجسته ادبیات شیلی را ورق بزنیم. روایتی تلخ و تکاندهنده که به قصد گزارش محاکمه پینوشه نوشته شده اما بهشکلی هنرمندانه، روایتی منحصربهفرد و جذاب از هفده سال دیکتاتوری، استبداد و آنچه بر مخالفان حکومت شیلی گذشته را به دست میدهد.
http://up.upinja.com/u1ls2.jpeg
✅ متن کامل این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
tinyurl.com/y22nbsq5
@mashghenowofficial
@MostafaTajzadeh
Forwarded from خوب زيستن|بابک عباسی
▪️آیین بودا میگوید ایدۀ «خود» یک برساختۀ ذهنی مندرآوردی است و شما باید این فکر را که اساساً «خودی» وجود دارد، رها کنید. این معیار ذهنی که با آن خود را تعریف میکنید، در واقع شما را به دام میاندازد و در نتیجه به نفع شماست که همهچیز را رها کنید. به عبارت دیگر آیین بودا شما را تشویق میکنید که بیخیال باشید.
▪️شاید این سخن سستی به نظر برسد، اما چنین رویکردی به زندگی منافع روانشناسانهای دارد. وقتی از گفتن داستانهایی دربارۀ خودمان، به خودمان، دست بکشیم، خودمان را آزاد میکنیم تا بتوانیم واقعاً عمل کنیم (و شکست بخوریم) و رشد کنیم.
▪️وقتی فردی پیش خودش میپذیرد: «شاید من در روابط عاطفی استعدادی ندارم.» آنگاه ناگهان آزاد میشود، که به اقدام و عمل روی بیاورد و به ازدواج ناموفقش خاتمه دهد. زیرا هیچ هویتی ندارد که بخواهد با ماندن در یک ازدواج مزخرف و فلاکتبار از آن محافظت کند و چیزی را به خودش ثابت کند.
▪️وقتی آن دانشجو با خودش میگوید: «شاید من آدم متمرّدی نیستم و فقط ترسیدهام»، آنگاه او آزاد خواهد بود تا دوباره بزرگ فکر کند. او دیگر واهمهای نخواهد داشت از اینکه رؤیاهای آکادمیکش را دنبال کند یا حتی شکست بخورد.
▪️من برای شما هم خبرهای خوب دارم و هم خبرهای بد: از مشکلاتی که شما دارید تعداد خیلی کمی هست که خاص یا منحصربهفرد باشد. به همین دلیل است که بیخیال شدن اینقدر رهاییبخش است.
▪️ترسی که مبنایش اطمینانی نامعقول است با خودش نوعی خودبینی میآورد. وقتی فرض کنید این هواپیمای شماست که قرار است سقوط کند، یا این ایدۀ کسبوکار شماست که دیگران به آن خواهند خندید، یا این شما هستید که دیگران مسخرهاش خواهند کرد، تلویحاً به خودتان میگویید: «من استثنا هستم. من با دیگران فرق دارم. من متفاوت و خاص هستم.»
▪️این خودشیفتگیِ محض است. احساس میکنید مشکلات شما سزاوار برخورد متفاوتی هستند. احساس میکنید حل مشکلات شما فرمول خاصی دارد که از قوانین جهان مادی پیروی نمیکند.
▪️توصیۀ من: خاص نباشید، منحصر بهفرد نباشید. معیارهایتان را به شیوهای آزاد و معمولی از نو تعریف کنید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان ستارهای در حال طلوع یا نابغهای کشفنشده نسنجید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان یک قربانی بدبخت یا بازندهای غمگین نسنجید. به جایش خودتان را بر مبنای هویتهای معمولی بسنجید: یک دانشجو، یک یار و همدم، یک دوست یا یک آفریننده.
▪️هویتی که برای خودتان انتخاب میکنید هر چه خاصتر و نامعمولتر باشد، تهدید بیشتری احساس خواهید کرد. به همین دلیل، خودتان را در سادهترین و معمولیترین شکل ممکن تعریف کنید.
@eudemonia
https://news.1rj.ru/str/kargadanpub/707
▪️شاید این سخن سستی به نظر برسد، اما چنین رویکردی به زندگی منافع روانشناسانهای دارد. وقتی از گفتن داستانهایی دربارۀ خودمان، به خودمان، دست بکشیم، خودمان را آزاد میکنیم تا بتوانیم واقعاً عمل کنیم (و شکست بخوریم) و رشد کنیم.
▪️وقتی فردی پیش خودش میپذیرد: «شاید من در روابط عاطفی استعدادی ندارم.» آنگاه ناگهان آزاد میشود، که به اقدام و عمل روی بیاورد و به ازدواج ناموفقش خاتمه دهد. زیرا هیچ هویتی ندارد که بخواهد با ماندن در یک ازدواج مزخرف و فلاکتبار از آن محافظت کند و چیزی را به خودش ثابت کند.
▪️وقتی آن دانشجو با خودش میگوید: «شاید من آدم متمرّدی نیستم و فقط ترسیدهام»، آنگاه او آزاد خواهد بود تا دوباره بزرگ فکر کند. او دیگر واهمهای نخواهد داشت از اینکه رؤیاهای آکادمیکش را دنبال کند یا حتی شکست بخورد.
▪️من برای شما هم خبرهای خوب دارم و هم خبرهای بد: از مشکلاتی که شما دارید تعداد خیلی کمی هست که خاص یا منحصربهفرد باشد. به همین دلیل است که بیخیال شدن اینقدر رهاییبخش است.
▪️ترسی که مبنایش اطمینانی نامعقول است با خودش نوعی خودبینی میآورد. وقتی فرض کنید این هواپیمای شماست که قرار است سقوط کند، یا این ایدۀ کسبوکار شماست که دیگران به آن خواهند خندید، یا این شما هستید که دیگران مسخرهاش خواهند کرد، تلویحاً به خودتان میگویید: «من استثنا هستم. من با دیگران فرق دارم. من متفاوت و خاص هستم.»
▪️این خودشیفتگیِ محض است. احساس میکنید مشکلات شما سزاوار برخورد متفاوتی هستند. احساس میکنید حل مشکلات شما فرمول خاصی دارد که از قوانین جهان مادی پیروی نمیکند.
▪️توصیۀ من: خاص نباشید، منحصر بهفرد نباشید. معیارهایتان را به شیوهای آزاد و معمولی از نو تعریف کنید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان ستارهای در حال طلوع یا نابغهای کشفنشده نسنجید. تصمیم بگیرید خودتان را به عنوان یک قربانی بدبخت یا بازندهای غمگین نسنجید. به جایش خودتان را بر مبنای هویتهای معمولی بسنجید: یک دانشجو، یک یار و همدم، یک دوست یا یک آفریننده.
▪️هویتی که برای خودتان انتخاب میکنید هر چه خاصتر و نامعمولتر باشد، تهدید بیشتری احساس خواهید کرد. به همین دلیل، خودتان را در سادهترین و معمولیترین شکل ممکن تعریف کنید.
@eudemonia
https://news.1rj.ru/str/kargadanpub/707
Telegram
نشر کرگدن
#چاپ_دوم
منتشر شد.
@kargadanpub
منتشر شد.
@kargadanpub