💎کریمانه💎 – Telegram
💎کریمانه💎
68 subscribers
705 photos
31 videos
17 files
517 links
بیان دیدگاه های قرآنی، اخلاقی و ...
Download Telegram
جمعه ساعت ۵ قرار بود که دوباره بازار بریم. با این که سپرده بودم ولی ساعت ۵:۱۰ بیدار شدم دیدم هیچکس نیست. بیرون هتل دیدم ۳ نفر دیگه جا موندند. یک ون ما را رسوند. این فروشگاه‌های بزرگ برای اینکه مشتری برود به راننده ها کرایه می‌دهند که مشتری‌ها را مجانی ببرند. فروشگاه هجره الدولی که بسیار بزرگ بود و تقریبا خارج از شهر و جنس‌ها هم بسیار نسبت به داخل شهر گران. یک دوری زدم و چیزی نخریدم.
بعد از اذان گوشی به افق مدینه که یک ربعی با اذان حرم فرق می کند به مسجد رفتم. بعد از نماز مغرب و عشا با حاج شیخ احمد رئیسی همدیگر را دیدیم. یک آشنای پاکستانی دارند که فروشنده پارچه جات است و چون دارد به پاکستان برمی‌گردد جنس‌ها را با قیمت مناسب می دهد. چند قواره پارچه چادری برداشتم.
مدیر کاروان اعلام کرده است چمدانها را آماده کنیم که فردا هر ساعتی اعلام شد بفرستیم فرودگاه. چمدانها را پشت در اتاق می گذاریم، عوامل هتل پایین برده و بار کامیون می کنند برای بردن به فرودگاه.
ساعت ۳ برای نماز به مسجد رفتم. در صحن قدیمی که با چادرهای متحرک سقف زدند نماز خواندم. بلافاصله بعد از نماز آنجا و قسمتهای اطراف را برای ورود خانمها تخلیه می کنند. به گوشه جنوب شرقی مسجد رفتم و زیارت جامعه کبیره را به نیت چهار امام مدفون در بقیع خواندم و یک جز قرآن نیز همچنین. گنبدهای متحرک مسجد را کنار زده بودند و آسمان از داخل مسجد پیدا بود.
بعد به. بقیع رفتم اما امروز تمام مسیر را نرفتم، از کوچه ای که تقریبا کنار قبر ام البنین می گذرد برگشتم. حال خوبی پیدا شد.
اتاق ۴۱۲ هتل نقاط ثلاثه امین
شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴
۲ محرم ۱۴۴۷
ساعت ۶:۵۷
@karimaane
ساعت حدود ۱۰ به جنوب غربی مسجد رفتم. جایی که مسجد غُمامه هست. گویا در زمان پیامبر و حتی قبل از اینکه پیامبر به مدینه هجرت کند در این قسمت زمینی بوده است که محل بارانداز شترهای کاروان‌هایی بوده است که به مدینه می‌آمدند و به آن منُاخه میی گفتند. در زمان پیامبر نماز عید قربان و عید فطر همم در همین جا خوانده می شده است. علت این که به این مسجد غمامه گفته شده است. دو روایت وجود دارد. یکی. اینکه وقتی پیامبر ددر هوای گرم نماز عید می خوانده ابری بر سر نمازگزاران سایه انداخته و دیگر این‌که پیامبر در این جا نماز باران خوانده و هنوز مردم متفرق نشده‌اند ابرهای زیاد پدید آمده است. محلی که الان مسجد غمامه است آخرین محلی است که رسول خدا نماز عید خوانده است.
کمی آن طرف‌تر مسجدی با ننام ابوبکر وجود دارد که از غمامه کوچکتر است و محلی که ابوبکر در دوران خلافت نماز می خوانده است.
کمی پایین تر و به مسجد نبوی نزدیکتر مسجد نسبتا بزرگتری با نام حضرت علی وجود دارد. گفته شده پیامبر ششمین نماز عید را در آیین محل اقامه فرموده و حضرت علی نیز در دوران خلافت به تأسی از رسول خدا در اینجا نماز می خوانده است. بعدا عمر بن عبدالعزیز این مسجد را ساخته است.
امروز در مسجد علی ع یک پاکستانی که برای زیارت و نماز آمده بود دیدم. با خوشحالی زائد الوصفی نام علی را می برد. دقیق متوجه نشدم چه می‌گوید ولی نام حضرت را با خوشحالی زیادی می برد. من هم وقتی دستش در دستم بود جمله الحمدلله الذی جعلنا من المتسکین بولایه علی بن ابی طالب و الائمه المعصومین را خواندم. عربی بلد نبود ولی لذت می برد. خواستم با هم عکس بگیریم. وقتی پرسیدم کجایی هستی و گفت پاکستانی و او نیز متقابلا همین سوال را از من پرسید و گفتم ایرانی مثل کسی که دوست قدیمی را پیدا کرده باشد چنان مرا به آغوش کشید که جالب بود. بعد هم با حرکات بدن و دست و جملاتی به زبان خودش گفت ایران اسرائیل را درب و داغون کرده است.
نکته قابل ذکر همین ابراز احساسات کسانی است که متوجه می‌شوند ایرانی هستیم. از این که شاخ اسرائیل و آمریکا در ااین جنگ شکسته شد خوشحال هستند. پاکستانی‌ها و یمنی‌ها بیشتر ولی ااین احساس حتی در فروشنده‌های سعودی نیز دیده می‌شود.
البته در این چند روز چندین نفر پرسیده اند ترکی؟ یعنی از ترکیه هستم و گفته ام نه ایرانی.
حدود ساعت ۱۱ به مسجد آمدم. قسمت کنار روضه. نماز ظهر و عصر. را آنجا خواندم. بعد از نماز آقایی که کنار من نشسته بود دست داد و پرسید کجایی هستی گفتم ایرانی و متقابلا من این سوال را پرسیدم. از چهره اش معلوم بود که می خواست صحبت کند ولی زود مشخص شد که نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم. چقدر خوب است انسان به چند زبان تسلط داشته باشد.
ناهار آبگوشت و کوبیده بود. غذای خوبی بود ولی به دفعه قبلی در مکه نمی رسید.
اتاق ۴۱۲
هتل نقاط ثلاثه امین
شنبه ۷ تیر ۱۴۰۴
۲ محرم ۱۴۴۷
راستی امروز دوستی از استان قزوین در واتساپ پرسید آیا اینجا هم اثری از محرم هست که پاسخ دادم اصلا. جز این که تک و توک ایرانی. مشکی پوشیده اند.
بد نیست به مناسبت محرم یادی کنم از حاجیه خانم الهه نیک عزم که شعری در این باره سروده است:
شور وغوغایی به پا در نینوا شیون کنان
در زمین انس وملک در آسمان بر سر زنان
هر طرف رو آوری از مرد وزن پیر وجوان
ناله ی جانسوزشان لرزان کند کون ومکان
این همه آوای غم بینی که اندر این عزاست
از برای زاده ی زهرا شهید کربلاست
زیر سم اسبها شد پاره پاره پیکرش
از جفا شمر لعین از تن جدا کرده سرش
یک طرف عباس سرو قد ومه جبین
هر دوست او بریده هست بر روی زمین
بار الها حق احمد خاتم‌ پیغمبران
کن‌قبول از آل احمد این همه قربانیان
@karimaane
ساعت ۶.۵ بعد از ظهر با حاج شیخ احمد رئیسی هماهنگ کردیم رفتیم حرم. کاروان آنها هماهنگی و انسجام خود را به خوبی حفظ کرده است‌. جایی را در مسجد قرار گذاشته‌اند و همه آنجا جمع می شوند. نکته جالب که من تا حالا ندیده بودم بعد از نماز معرب با فاصله حدود یک ربع نماز عشا را به صورت جماعت می خوانند. روحانی اولشان حاج آقای احمدی که از تفت یزد است و بسیاری از بچه های فرخی در چادرملو را هم می‌شناخت و متولد ۱۳۵۴ است و موها و محاسنش از من هم سفیدتر است بسیار فعال و اکتیو است.
بعد از نماز و خداحافظی با حرم به اتفاق حاج آقا رئیسی به همان مغازه‌های پارچه‌فروشی پاکستانی ها رفتیم و پول‌های ریال خود را به دلار تبدیل کردم. انصافشان خوب است. هر ۱۰۰ دلار، ۳۷۵ ریال و ۱۰۰ یورو را ۴۲۰ ریال حساب کردند. یکی از چادرها کناره دو طرفش خراب بود با یک چادر دیگر عوض کرد و اولی را هم نگرفت.
از ظهر چمدانها را آماده کرده و داخل راهرو گذاشتیم. مدیر کاروان اعلام کرده است که از ساعت ۸ همه هتل‌ها باشند ساعت ۱۲ هم حرکت به سمت فرودگاه. ساعت ۱:۴۵ بود که مجتبی اتاقها را زد و گفت پایین برویم. وسط شب بعضی افراد اتوبوس‌ها را جابجا سوار شدند با اینکه از شاهرود شماره اتوبوس هر کسی معلوم بود. بنده خدایی سوار اتوبوس ما که شماره ۳ بود شده و منتظر خانمش بود، بعد از یک ربع ده دقیقه‌ای مشخص شد که اتوبوس را اشتباه سوار شده است. اتوبوس ساعت ۲.۵ برای رفتن به فرودگاه حرکت کرد.
در مسیر حاج عبدالله خاطره اولین بار حج آمدن خود در سال ۱۳۹۰ را که ۱۵ کیلومتر پیاده از فرودگاه تا هتل رفته است تعریف کرد.
ساعت ۳:۱۵ به فرودگاه رسیدیم. نماز را همان سالن اول خواندیم. ساعت ۵ سوار هواپیما شدیم. با حاج یوسف سجادی کنار هم نشستیم.
ساعت ۱۰.۵ فرودگاه مشهد نشستیم. یعنی تقریبا ۴ ساعت در هوا بودیم.
حدود ساعت ۱ بعد از ظهر اتوبوس وی آی پی از فرودگاه به سمت شاهرود حرکت کرد.
@karimaane
Forwarded from Reza
🌷خیر مقدم زائر محترم بیت الله الحرام
جناب اقای دکتر آخوندی عزیز
حجکم مقبول و سعیکم مشکور