مرتضی کریمی‌نیا – Telegram
مرتضی کریمی‌نیا
3.19K subscribers
428 photos
17 videos
56 files
185 links
یادداشت‌های مرتضی کریمی‌نیا
Download Telegram
تصاویری از مسجد گنجعلیخان، کرمان با معماری سلطان محمد یزدی و خوشنویسی علیرضا عباسی از آغاز قرن یازدهم هجری
https://apollo.imgix.net/content/uploads/2018/07/cropD0004184-pag-40-41.jpg?auto=compress,format&crop=faces,entropy,edges&fit=crop&w=730&h=528

متن کامل قرآن روزبهان محمد طبعی شیرازی در کتابخانه چستربیتی به شماره Is 1555 با بالاترین کیفیت در لینک زیر:

https://viewer.cbl.ie/viewer/object/Is_1558/7/
تصاویر کامل با بهترین کیفیت از قرآن ابن بواب (مورخ 391 هجری) در کتابخانۀ چستربیتی به شمارۀ Is 1431 در لینک زیر:

https://viewer.cbl.ie/viewer/object/Is_1431/1/LOG_0000/

https://pictures.abebooks.com/FAKSIMILE/22893649849.jpg
قرآن وقفی علی بن حیدر جلالی.pdf
292.3 KB
قرآن نویسی در سده‌های نخست (1): قرآن وقفی علی بن حیدر جلالی، نوشتۀ مهدی صحراگرد ، مجلۀ آستان هنر، ش 22
مصحف ش Add. MS 7214 در کتابخانۀ بریتانیا با کتابت ابوالقاسم سعید بن ابراهیم بن علی بن ابراهیم بن صالح المذَهِّب (بن التلمیذ الجوهری) و تذهیب ابومنصور نافع بن عبدالله در سال 427 احتمالا در بغداد
مرتضی کریمی‌نیا
مصحف ش Add. MS 7214 در کتابخانۀ بریتانیا با کتابت ابوالقاسم سعید بن ابراهیم بن علی بن ابراهیم بن صالح المذَهِّب (بن التلمیذ الجوهری) و تذهیب ابومنصور نافع بن عبدالله در سال 427 احتمالا در بغداد
برگ پایانی همین نسخه حاوی انجامه و نام کاتب (مصحف ش Add. MS 7214 در کتابخانۀ بریتانیا با کتابت ابوالقاسم سعید بن ابراهیم بن علی بن ابراهیم بن صالح در سال 427)
شماره جدید «مجله انجمن بین المللی مطالعات قرآنی» (ش 2، 2017) با تأخیر و به تازگی منتشر شد.
عناوین مقالات و نویسندگانش از این قرار است:
Journal of the International Qur’anic Studies Association


1. Pregill, Michael E. "Remembrance: Andrew Rippin (1950-2016)." JIQSA 2 (2017): 3-6.
2. Esack, Farid. "Lot and His Offer: 2016 IQSA Presidential Address." JIQSA 2 (2017): 7-34.
3. Lowin, Shari L. "Response to Farid Esack’s 2016 Presidential Address." JIQSA 2 (2017): 35-46.
4. Stewart, Devin. "Cognate and Paronomastic Curse Retorts in the Qurʾān: Speech Genres and the Investigation of Qurʾānic Language." JIQSA 2 (2017): 47-88.
5. Ali, Kecia. "Destabilizing Gender, Reproducing Maternity: Mary in the Qurʾān." JIQSA 2 (2017): 89-110.
6. Lowry, Joseph E. "Law, Structure, and Meaning in Sūrat al-Baqarah." JIQSA2 (2017): 111-148.
7. Qureshi, Jawad Anwar. "Ring Composition in Sūrat Yūsuf (Q 12)." JIQSA 2 (2017): 149-168.
8. Pregill, Michael E. "Review Essay: Positivism, Revisionism, and Agnosticism in the Study of Late Antiquity and the Qurʾān." JIQSA 2 (2017): 169-199.

http://yon.ir/BcVeI
Channel name was changed to «یادداشت‌های مرتضی کریمی‌نیا»
http://mtif.ir/files/124.pdf

الکافی في التفسیر، اثر گمشدۀ السید الامام ضیاء الدین ابوالرضا راوندی (م حدود 571 ق)، و نسخۀ قرآن 4129 کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی

نسخۀ قرآن به شمارۀ 4129، مورَّخ 583 هجری در کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی (تهران)، درواقع حاوی یکی از تفاسیر مهم شیعی است که تاکنون ناشناخته باقی مانده است. در برخورد اولیه با این نسخه، ظاهر آن را متفاوت از سایر نسخه‌های قرآنی می‌یابیم، اما در حقیقت، این نسخه را باید اثری مرکب از متن قرآن، اختلاف قرائات عشرة، و تفسیر قرآن به شمار آورد، هرچند فهرست نویس کتابخانه، آن را در شمار قرآن‌ها ثبت کرده، و در معرفی‌اش به توصیفی ظاهری بسنده کرده است. از آنجا که این نسخه همواره در میان قرآن‌های کتابخانۀ مجلس جای گرفته، تاکنون کسی به اهمیت حواشی اطراف این نسخۀ قرآن که حاوی تفسیری بسیار مهم و مفقود از میراث شیعه در قرن ششم هجری است، توجه نکرده بود. در سال‌های اخیر کوشیده‌ام، با بازخوانی دقیق این حواشی، متنی مصحَّح و پژوهش شده از این تفسیر شیعی آماده کنم. بر این اساس، نوشتۀ حاضر به معرفی نسخه و کشف هویت مؤلف احتمالی آن یعنی ضیاءالدین ابوالرضا، سیّد فضل‌الله راوندی (زنده در 571 ق) می‌پردازد. از جمله ویژگی‌های منحصر به فرد این اثر آنکه در پایان آن، و در میان شماری از ملحقات علوم قرآنی، قدیم‌ترین نقد از سوی یک دانشمند شیعی در قرن ششم هجری بر روایت رسمی جمع قرآن به دست زید بن ثابت و در زمان ابوبکر آمده است.

https://kariminia.kateban.com/post/4536
1
قرآنی با ترجمۀ پارسی کهن، فراهم آمدۀ امیری ترک در 605 هجری:
اُلُغ قُتْلُغ جانداربک قُلچُق سلطانی

در کتابخانۀ آستان قدس رضوی، نسخه‌ای از قرآن یافتم که در سال 605 هجری قمری به فرمان امیری از سلجوقیان در خراسان فراهم آمده است. این قرآن در ده پاره تدوین یافته، اما تاکنون تنها هفت پارۀ آن را در کتابخانه یافته‌ام (شماره های 11296 تا 11302). این ترجمۀ فارسی به جهت تاریخ‌دار بودن، منبعی مهم در تاریخ زبان فارسی به شمار می‌آید، اما گویا هیچ یک از این هفت جزء قرآنی در تألیف کتاب فرهنگنامۀ قرآنی (زیر نظر دکتر جعفر یاحقی) و فرهنگنامۀ بزرگ قرآنی (زیر نظر دکتر علی رواقی) مورد توجه و فیش برداری نبوده است.

در هر صفحۀ این جزوات، متن قرآن با قلم ریحان در پنج سطر، همراه با ترجمه‌ای فارسی در میان سطور کتابت شده است. در پایان سه پاره از این قرآن‌ها، انجامه‌ای باقی مانده است که کاتب بدون ذکر نام خود، به تاریخ کتابت نسخه در رمضان سال 605 هجری، و نیز فردِ آمِر به کتابت اشاره می‌کند. این انجامۀ بسیار کهن می‌تواند حاوی اطلاعاتی مهم از تاریخ سلجوقیان و نیز تاریخ مناصب اداری در ایران قرن ششم هجری باشد. متن انجامه چنین است:

«تمام شد این مصحف بعون و توفیق | حق تعالی بجهت أمیر سپهسالار أجل کبیر موید | مظفر منصور غازی أسد الدولة والدین نصیر الإسلام | والمسلمین اختیار الملوک والسلاطین پهلوان الشرق | افتخار الأمراء اُلُغ قُتْلُغ جانداربک قُلچُق سلطانی | أعز الله أنصاره بتاریخ شهر الله المبارک رمضان سنة | خمس وستمائة»

تقریباً تمام این انجامه ذکر القاب و اوصاف سرمایه گذار و آمِر به کتابت این مصحف ده پاره است. با این همه، در تواریخ به دست آمده از قرون کهن، نام وی را نمی‌یابیم. نام این فرد در انجامه‌های این جزوات قرآنی، پس از ذکر القاب متعدد وبلند مرتبه چنین آمده است: «اُلُغ قُتْلُغ جانداربک قُلچُق سلطانی.» اجزای مختلف این نام، همگی بر ترک بودن وی و منصب نظامی وی در حکومت سلجوقیان اشاره دارد. «اُلُغ» یا اولوغ به معنای بزرگ و توانا در ترکی قدیم، از دیرباز به عنوان لقب و بخشی از نام‌ها به زبان فارسی راه یافته است. «قُتلُغ» نیز به معنای نیکبخت، شادمان و خوش یمن، از مادۀ قوت (= تأیید آسمانی و الهی، اقبال، بخت خوش، و سعادت) + پسوند نسبت و دارندگی «لوغ» است. درواقع «قُتْلُغ » نام اصلی این امیر سلجوقی است.
https://www.kateban.com/media/editor/5fc8831a0fb3e.jpg
https://kariminia.kateban.com/post/4676
ادامه در فرستۀ بعدی👈
قرآنی با ترجمۀ پارسی کهن، فراهم آمدۀ امیری ترک در 605 هجری:
اُلُغ قُتْلُغ جانداربک قُلچُق سلطانی (ادامۀ فرستۀ پیشین)

اما «جاندار» و «جاندار بک» به دارندۀ منصبی‌ نظامی‌ و مأمور حفظ‌ جان‌ امیران‌ و خلفا اطلاق می‌شده است. جاندار و نهاد وی‌ در دوره‌های‌ مختلف‌ گاه‌ معادل‌ بوده‌ است‌ با حَرَس‌، اسلحه‌دار، حاجب‌، دژخیم‌، پرده‌دار، همیشه‌ کشیک‌، کشیکچی‌ و بریگاد مرکزی‌. در اینجا برخی توضیحات مندرج در مقالۀ «جاندار» در دانشنامۀ جهان اسلام (جلد نهم، تهران، 1393) را ذکر می‌کنم: دربارۀ‌ این‌ عنوان‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. برخی‌ آن‌ را فارسی‌ و مرکّب‌ از دو جزء «جان‌» و «دار» دانسته‌ و عده‌ای‌ جان‌ را بر گرفته‌ از ریشۀ‌ اوستایی‌ و به‌ معنای‌ سلاح‌، و عده‌ای‌ دیگر به‌ معنای‌ روح‌ و زندگی‌ دانسته‌ و جاندار را سلاحدار یا محافظ‌ جان‌ معنی‌ کرده‌اند. نخستین‌ شواهد کاربرد واژۀ‌ جاندار به‌ سدۀ‌ پنجم‌ باز می‌گردد. بیهقی‌ از غلامی‌ شمشیردار در دیوان‌ با عنوان‌ جاندار یاد کرده‌ است‌ که‌ شاید بتوان‌ او را با سلاحدار مقایسه‌ کرد. خواجه‌ نظام‌الملک‌ نیز وجود جانداران‌ را برای‌ پادشاه‌ امری‌ ضروری‌ دانسته‌ است‌. عنوان‌ جاندار در عصر سلاجقۀ‌ بزرگ‌ به‌ نگهبانان‌ سلطنتی‌ اطلاق‌ می‌شد (دائرة المعارف اسلام‌، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ مادّه‌) و فرماندهان‌ آنان‌ گاه‌ چنان‌ اقتدار می‌یافتند که‌ در امور سیاسی‌ کشور و حتی‌ بر تخت‌ نشاندن‌ شاه‌ نیز نقش‌ داشتند و به‌ حکمرانی‌ بر ولایات‌ بزرگ‌ انتصاب‌ می‌یافتند. به‌ نوشتۀ‌ لمتون‌، در دورۀ‌ سلطان‌ سنجر (511 ـ552) فردی‌ به‌ نام‌ اینانْچ‌ بُلگا اُلُغ‌ جانداربک‌ به‌ شحنگی‌ ترکمنان‌ گرگان‌ منصوب‌ شد و از جمله‌ وظایف‌ او تقسیم‌ آب‌ و مراتع‌ میان‌ رهبران‌ ترکمن‌ بود.

برای متن کامل این فرمان نامه، مقالۀ زیر را از دیوید دوران‌ـ‌گوئِدی ببینید:
David Durand-Guédy, “The Türkmen–Saljūq relationship in twelfth-century Iran: new elements based on a contrastive analysis of three Inšā documents,” Eurasian Studies 9/i-ii (2011), pp. 11-66.

بنابراین، اُلُغ قُتلُغ، دارندۀ یکی از مناصب مهم نظامی یعنی «جاندار» بوده است. دو کلمۀ بعدی نشان می دهد که وی جاندار یا فرماندارِ کدام نقطه بوده است. اگر متن انجامه را درست خوانده باشم، بعد از کلمۀ جانداربک، نوشته شده است: «قُلچُق سلطانی». درواقع او محافظ یا جاندارِ «قُلچُق سلطانی» بوده است. قُلچُق یا قلجُق می‌تواند اشاره به یکی از نواحی اطراف شیروان کنونی باشد، و می‌تواند اشاره به فردی یا منصبی خاص باشد که اُلُغ قُتلُغ نگهبان و محافط او بوده است.

https://www.kateban.com/media/editor/5fc882e456793.jpg
https://kariminia.kateban.com/post/4676
👍1👏1
قرآن ابوالحسن زنگی بن محمد بن علی الجِشُمی یا نسخۀ ابونعیم بن حمزة البیهقی: بررسی قرآنی از قرن ششم در کتابخانۀ آستان قدس رضوی، و پارۀ جدا شده از آن در کتابخانۀ چستربیتی

نسخۀ قرآنی به شمارۀ Is1435 در کتابخانۀ چستربیتی (ایرلند)، به سبب یادداشتی که در انتهای آن آمده است، در میان نسخه پژوهان غربی به «قرآنِ ابونعیم بیهقی» شناخته می‌شود. کسانی که این نسخه یا تصاویر آن را بررسی کرده‌اند، گمان برده‌اند که ابونعیم بیهقی کاتب این نسخه در سال ۵۹۲ هجری بوده است. اما درواقع این نسخه یکی از هفت سُبْع از قرآنی ۷پاره است که سایر بخش‌های آن اکنون در کتابخانۀ آستان قدس رضوی در مشهد نگه‌داری می‌شود. تمام این اجزای هفتگانه را ابوالحسن زنگی [زنکی] بن محمد بن علی الجِشُمی در سال ۵۶۱ هجری بر حرم رضوی در مشهد مقدس وقف کرده بوده است. بررسی این نسخه‌ها نشان می‌دهد که ابونعیم بن حمزة البیهقی، دانشمند کمتر شناخته شدۀ شیعی، هنگام اقامت در مشهد رضوی، در محرم سال ۵۹۲ هجری، در انتهای یکی از این هفت جزء، یادداشتی کوتاه (دعای ختم قرآن به روایت امام علی علیه السلام) را نوشته، اما وی کاتب متن قرآن نبوده است. این قرآن افزون بر جایگاهش در شناخت تاریخ کتابت و تذهیب مصاحف دوران سلجوقی، اطلاعات مهمی از شیوۀ رسم کلمات قرآن، و نوع قرائت رایج در خراسان قرن ششم هجری را به ما ارائه می‌دهد.

بجز نسخۀ چستربیتی، چهار پارۀ دیگر این قرآن اکنون در کتابخانۀ آستان قدس رضوی باقی مانده است، اما از سرنوشت دو سُبْع دیگر آن اطلاعی نداریم. بررسی متنی این پنج سُبع قرآنی نشان می‌دهد که این قرآن در قرن ششم هجری در ایران، احتمالاً در بیهق یا حوالی آن، با رسم املایی ــ ونه رسم عثمانی ــ و بر اساس قرائت ابوعمرو (یکی از قراء سبعه) کتابت شده است. کتابت قرآن با رسم قیاسی و املایی و نیز کتابت قرآن بر اساس قرائت غیر عاصم و غیر حفص، هر دو از امور متداول در ایران و بسیاری مناطق دیگر در جهان اسلام بوده است. در این امر، میان شیعیان، اهل سنت، معتزله و سایر فرق و مذاهب اسلامی هیچ تفاوتی دیده نمی‌شود، خواه کاتب نسخه باشند یا واقف نسخه و یا همچون ابونعیم بیهقی خواننده نسخه.

دورترین احتمال دربارۀ سرگذشت این قرآن آن است که بگوییم اصل آن را ابونعیم بیهقی در میانۀ قرن ششم کتابت کرده بوده، سپس ابوالحسن زنگی جشمی آنها را در سال ۵۶۱ هجری وقف حرم امام رضا علیه السلام کرده، و پس از گذشت ۳۱ سال، مجدداً وقتی ابونعیم بیهقی در مشهد رضوی اقامت گزیده است، در پایان یکی از اجزای قرآن خود، یادداشتی کوتاه حاوی دعای ختم قرآن نوشته و نام خود را همراه با تاریخ محرّم ۵۹۲ هجری ثبت کرده است. این سناریو تنها یک مؤیّد دارد: دستخط ابونعیم بیهقی در پایان نسخۀ Is1435 در کتابخانۀ چستربیتی کمابیش مشابه با خط به‌کار رفته در کتابت متن قرآن است. در مقابل اما، قرائن و شواهد بر خلافش بسیارند. مهم‌ترینش یادداشت کوتاه ابونعیم راجع به انتساب این اجزای قرآنی به ابن‌مُقلة است. دور نیست که بگوییم سُبع هفتم این قرآن از همان زمان مفقود شده بوده و ابونعیم بیهقی هم نتوانسته است با مراجعه به انتهای سورۀ ناس، کاتب را شناسایی کند، و از این رو با حالتی نامطمئن حدس زده است که کاتب نسخه ابن‌مُقلة است.

از خاندان ابوالحسن زنگی جشمی، کسان دیگری هم در کار کتابت قرآن یا وقف نسخه‌های قرآنی بر مساجد شهرها و حرم امام رضا علیه السلام بوده‌اند. همچنین در میان وقف‌نامه‌ها و یادداشت‌های کاتبان شیعه و سنّی قرآن، طی سده‌های پنجم تا هفتم هجری در کتابخانۀ آستان قدس رضوی، دست‌کم به نام هشت تن با شهرت «بیهقی» یا «جشمی» برمی‌خوریم که یکی از مهم‌ترین آنها فاطمه‌ستی بنت الداعی للمؤمنین علی بن الحسن بن اسحق الجشمی است. بررسی مجموعۀ این مصاحف و پاره‌های قرآنی می‌تواند ما را در شناخت تحولات تاریخ کتابت قرآن، قرائات قرآن، و انواع هنرهای خوشنویسی و تذهیب در این دوران آشنا کند.

انتشار یافته در: مجلۀ آینه پژوهش، سال ۳۱، ش ۱/ شمارۀ پیاپی ۱۸۱، فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۹، ص ۱۷۵ــ۲۰۴.

https://www.kateban.com/media/post/5ef44d535f9c6.JPG

http://mtif.ir/files/125.pdf