آرزوهایی برای روزی که آزاد باشیم
از آرزوی رنگ دفتر، تا انتخاب مسیر زندگی
وقتی بچه بودم، معنی آزادی برایم در انتخاب رنگ دفتر خلاصه میشد.
اما حالا آزادی برایم اینگونه است که مجبور نباشم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم.
برای من، تعریف آزادی در «قدرت انتخاب» خلاصه میشود؛
از تصمیمهای سادهٔ روزانه تا انتخابهای مهم و سرنوشتساز زندگی.
اینکه بتوانی مسیر خودت را آگاهانه، بدون اجبار و ترس، انتخاب کنی.
فکر میکنم بسیاری از رنجهای ما در این سالها از همینجا شروع شد:
ما اغلب نمیتوانستیم آنچه میخواستیم را انتخاب کنیم.
فقط میان چند گزینهٔ محدود و ازپیشتعیینشده سرگردان بودیم. انتخابهایی که بیشتر به «اجبار» شبیه بودند تا آزادی.
با اینکه دیدگاهها متفاوت است، اما شاید بتوان در یک نقطهٔ مشترک ایستاد:
احترام به آزادی یکدیگر.
نه فقط آزادی کسانی که مثل ما فکر میکنند، بلکه کسانی که فرق دارند،
اما حق زندگی دارند.
البته آزادی بدون مسئولیت، ماندگار نمیشود.
اگر آزادیِ من به آزادی تو آسیب بزند، آن دیگر آزادی نیست.
آزادیای که بخواهد انسانی و پایدار باشد، باید با مسئولیت، انصاف و همفهمی همراه باشد.
و حالا، چند آرزوی آزادی که من برای تو دارم:
◦ آرزو دارم دیگر در ذهنات پروندهٔ نیمهبازی به نام مهاجرت نداشته باشی که در روزهای بحران سراغش بروی.
◦ اگر هم روزی سراغ مهاجرت رفتی، با انتخاب باشد نه اجبار؛ و هزینهاش، آیندهات نباشد.
◦ دیگر برای کارهای روزمره، مجبور به استفاده از VPN نباشی.
◦ نام «ایران» را در فهرست کشورها ببینی و برای سادهترین سرویس اینترنتی، مجبور نباشی کشور دیگری را انتخاب کنی.
◦ بتوانی کاری را انجام دهی که برایت بامعنا و ارزشمند است.
◦ ضوابط بر روابط در نظام اداری پیشی بگیرد و امکاناتی که پیشتر فقط در اختیار گروهی خاص بود، برای همه فراهم شود.
◦ آزادی برای همه باشد، نه فقط برای کسانی که شبیه ما فکر میکنند؛ و فقط برای کسانی محدود شود که آزادی دیگران را نمیپذیرند.
تو چه تعریفی از آزادی داری؟
اگر بخواهی فقط یک آرزوی آزادی برای آیندهٔ ایران بنویسی، چه مینویسی؟
اینجا بنویس تا با هم صدای بلندتری بسازیم.
آیدین حبیبی
۲ تیر ۱۴۰۴
از آرزوی رنگ دفتر، تا انتخاب مسیر زندگی
وقتی بچه بودم، معنی آزادی برایم در انتخاب رنگ دفتر خلاصه میشد.
اما حالا آزادی برایم اینگونه است که مجبور نباشم بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنم.
برای من، تعریف آزادی در «قدرت انتخاب» خلاصه میشود؛
از تصمیمهای سادهٔ روزانه تا انتخابهای مهم و سرنوشتساز زندگی.
اینکه بتوانی مسیر خودت را آگاهانه، بدون اجبار و ترس، انتخاب کنی.
فکر میکنم بسیاری از رنجهای ما در این سالها از همینجا شروع شد:
ما اغلب نمیتوانستیم آنچه میخواستیم را انتخاب کنیم.
فقط میان چند گزینهٔ محدود و ازپیشتعیینشده سرگردان بودیم. انتخابهایی که بیشتر به «اجبار» شبیه بودند تا آزادی.
با اینکه دیدگاهها متفاوت است، اما شاید بتوان در یک نقطهٔ مشترک ایستاد:
احترام به آزادی یکدیگر.
نه فقط آزادی کسانی که مثل ما فکر میکنند، بلکه کسانی که فرق دارند،
اما حق زندگی دارند.
البته آزادی بدون مسئولیت، ماندگار نمیشود.
اگر آزادیِ من به آزادی تو آسیب بزند، آن دیگر آزادی نیست.
آزادیای که بخواهد انسانی و پایدار باشد، باید با مسئولیت، انصاف و همفهمی همراه باشد.
و حالا، چند آرزوی آزادی که من برای تو دارم:
◦ آرزو دارم دیگر در ذهنات پروندهٔ نیمهبازی به نام مهاجرت نداشته باشی که در روزهای بحران سراغش بروی.
◦ اگر هم روزی سراغ مهاجرت رفتی، با انتخاب باشد نه اجبار؛ و هزینهاش، آیندهات نباشد.
◦ دیگر برای کارهای روزمره، مجبور به استفاده از VPN نباشی.
◦ نام «ایران» را در فهرست کشورها ببینی و برای سادهترین سرویس اینترنتی، مجبور نباشی کشور دیگری را انتخاب کنی.
◦ بتوانی کاری را انجام دهی که برایت بامعنا و ارزشمند است.
◦ ضوابط بر روابط در نظام اداری پیشی بگیرد و امکاناتی که پیشتر فقط در اختیار گروهی خاص بود، برای همه فراهم شود.
◦ آزادی برای همه باشد، نه فقط برای کسانی که شبیه ما فکر میکنند؛ و فقط برای کسانی محدود شود که آزادی دیگران را نمیپذیرند.
تو چه تعریفی از آزادی داری؟
اگر بخواهی فقط یک آرزوی آزادی برای آیندهٔ ایران بنویسی، چه مینویسی؟
اینجا بنویس تا با هم صدای بلندتری بسازیم.
آیدین حبیبی
۲ تیر ۱۴۰۴
👍2