Unknown – Telegram
Unknown
1.09K subscribers
385 photos
61 videos
758 links
•دارای تکه ای از وجود یک نویسنده
•علاقه مند به جزئیات چهره ها
•برای ملاقات من، بیا آنجا که آسمان دریا را بغل می‌کند
•با اسم اِستاش کپی کنید.
Download Telegram
🌙🫂
در واقع من فریاد می‌زنم اما کسی صدایم را نمی‌شنود. به چشمانم نگاه کن! کلمات از دهانم بیرون نمی‌آیند، چشمانم حرف می‌زنند.
دیمیتری.
آفتاب می‌شود🖤
ولی این حق ما نبود🥀
زن بودنم نعمتی بود از جانب تو
نعمتی که بندگانت آن‌را برایم تبدیل به زخمی عمیق کردند؛ در قلبم، در ذهنم، در روحم... تا به قول خودشان به تو نزدیک تر شوند! تا با امر به معروفشان بیشتر در دلت جا باز کنند!
چه طنز تلخی است این امر ها و معروف های ساختگی...
چه طنز تلخ نامتعادلیست وقتی میگویند تو زن هستی پس باید...
چه طنز تلخ نامتعارفی است که زور اسلام ساختگی شان فقط به من و همجنس هایم میرسد!
این اسلام ساختگی که می‌گویند از جانب توست چیست خداجان؟
این دینِ مرد سالارِ زن ستیز...
که سال هاست این چنان بی رحمانه اشک من و دختران سرزمینم را بر گونه هایمان جاری ساخته است؟
این معروف چیست که اینگونه فکر تحقیر شدن ها و جنس دوم بودنمان را در سرمان تمدید میکند؟
این چه اسلامی است که طعم گس و تلخ نعمتت را در گلویمان تازه میکند؟...
چرا به آنها نمیگویی راه انداختن اشک هر دختر؛ خود بزرگترین منکری است که باید  بندگانت را از آن نهی کرد؟...
اصلا چرا پیامبر تازه ای از راه نمیرسد که خودش از جنس من باشد؟!
چرا هیچ پیامبر درد کشیده ی دل شکسته ای از راه نمیرسد که زن باشد؟!
سارا جلالی فر
Age Farda Bi Man Shoroo Shod [Prod. Saeed Dehghan]
Ben
1 Oct ...اگه فردا بی من شروع شد
|Unknown|
مامان
امشب برامون دعا بخون...
هیچکس.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجا برم آخه اینجا خونمه...
کاش می‌شد آدم هیچی یادش نَمونه رضا...
تنگه ابوقریب
دختر بودن وجود یا عدم یک بکارت نیست، بلکه یک‌ حیثیت مقدس و‌ زیباست،
که کل بشریت باید از آن نگهداری و مراقبت کند
در غیر اینصورت آن تمدن به قهقهرا می‌رود و در نهایت معدوم‌ می‌شود.
دیمیتری.
غمگینم
چونان پیرزنی
که آخرین سربازی که از جنگ برمی‌گردد
پسرش نیست...
مایاکوفسکی
برای ما که کسی شعر نخواهد گفت،
خوشا به حال توئی ‌که مخاطب شعری.
علی‌سیدصالحی
به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی. بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند، زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد.
آرتور شوپنهاور
زندگی،
برایم درد بود
درد،
برایم ندیدن چشم هایت بود
ندیدن چشم هایت،
برایم مرگ بود
و مرگ،
برایم چاره بود.
دیمیتری‌.
‏غریبگی نکن
نکن غریبگی پسرم!
این‌جا خاورمیانه است
و هر کجای خاک را بکَنی
دوستی، عزیزی، برادری
بیرون می‌زند.
گروس عبدالملکیان
هِله...
جان می‌کَنَم ولی می‌جنگم
با خود
با زندگی.
|unknown|
Unknown
<unknown>‌ – که چقدر دوستت دارم.
در چمن ها قدم بزنم
در علفزار ها قدم بزنم
جای پایَت آنجا بماند
از انگشت های پایَت دانه بکارم
سبز شود
درخت شوی
بلند بالا
که سایه سارش اندازه‌ی همه‌ی قاره هاست
شکوفه بزنی
میوه بشوی
گوش هایت بشود گیلاس
تا آن را میانِ لاله های گوشَت بیاندازم
لب هایت بشود سیب
تا بچشم طعم شیرین لب هایت
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
چشم هایت بشود آلبالو
بچینم
مربایش کنم
و هر صبح و هر صبح و هر صبح
با چای شیرین
طعم شیرینِ چشم هایت را بچشم
باز میوه بدهی
باز شکوفه کنی
و من شکوفه ها را قبل از میوه ها بچینم
شکوفه ها را بگذارم لای چهارقدِ مادرم
بویش بپیچد زیرِ درخت انارِ خانه مادر بزرگ
به یاد اهالی خانه بیاندازم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که لب هایت سیب
گوش هایت گیلاس
چشم هایت آلبالو.
شب و رنج، آسمان و زمین را پُر کرد.
هرچه پارو کردم، رنج و نکبتِ نشسته بر بام نریخت.
نشد.
ساعتم به خواب رفت و برای همیشه شب ماند و لشکرِ نشدن ها.
شاید خدا هم به خواب رفت.
دیمیتری.