زن بودنم نعمتی بود از جانب تو
نعمتی که بندگانت آنرا برایم تبدیل به زخمی عمیق کردند؛ در قلبم، در ذهنم، در روحم... تا به قول خودشان به تو نزدیک تر شوند! تا با امر به معروفشان بیشتر در دلت جا باز کنند!
چه طنز تلخی است این امر ها و معروف های ساختگی...
چه طنز تلخ نامتعادلیست وقتی میگویند تو زن هستی پس باید...
چه طنز تلخ نامتعارفی است که زور اسلام ساختگی شان فقط به من و همجنس هایم میرسد!
این اسلام ساختگی که میگویند از جانب توست چیست خداجان؟
این دینِ مرد سالارِ زن ستیز...
که سال هاست این چنان بی رحمانه اشک من و دختران سرزمینم را بر گونه هایمان جاری ساخته است؟
این معروف چیست که اینگونه فکر تحقیر شدن ها و جنس دوم بودنمان را در سرمان تمدید میکند؟
این چه اسلامی است که طعم گس و تلخ نعمتت را در گلویمان تازه میکند؟...
چرا به آنها نمیگویی راه انداختن اشک هر دختر؛ خود بزرگترین منکری است که باید بندگانت را از آن نهی کرد؟...
اصلا چرا پیامبر تازه ای از راه نمیرسد که خودش از جنس من باشد؟!
چرا هیچ پیامبر درد کشیده ی دل شکسته ای از راه نمیرسد که زن باشد؟!
سارا جلالی فر
نعمتی که بندگانت آنرا برایم تبدیل به زخمی عمیق کردند؛ در قلبم، در ذهنم، در روحم... تا به قول خودشان به تو نزدیک تر شوند! تا با امر به معروفشان بیشتر در دلت جا باز کنند!
چه طنز تلخی است این امر ها و معروف های ساختگی...
چه طنز تلخ نامتعادلیست وقتی میگویند تو زن هستی پس باید...
چه طنز تلخ نامتعارفی است که زور اسلام ساختگی شان فقط به من و همجنس هایم میرسد!
این اسلام ساختگی که میگویند از جانب توست چیست خداجان؟
این دینِ مرد سالارِ زن ستیز...
که سال هاست این چنان بی رحمانه اشک من و دختران سرزمینم را بر گونه هایمان جاری ساخته است؟
این معروف چیست که اینگونه فکر تحقیر شدن ها و جنس دوم بودنمان را در سرمان تمدید میکند؟
این چه اسلامی است که طعم گس و تلخ نعمتت را در گلویمان تازه میکند؟...
چرا به آنها نمیگویی راه انداختن اشک هر دختر؛ خود بزرگترین منکری است که باید بندگانت را از آن نهی کرد؟...
اصلا چرا پیامبر تازه ای از راه نمیرسد که خودش از جنس من باشد؟!
چرا هیچ پیامبر درد کشیده ی دل شکسته ای از راه نمیرسد که زن باشد؟!
سارا جلالی فر
Age Farda Bi Man Shoroo Shod [Prod. Saeed Dehghan]
Ben
1 Oct ...اگه فردا بی من شروع شد
|Unknown|
|Unknown|
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجا برم آخه اینجا خونمه...
به ندرت در هر صد نفر یک نفر ارزش آن را دارد که با او بحث کنی. بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند، زیرا هر کسی آزاد است که احمق باشد.
آرتور شوپنهاور
آرتور شوپنهاور
غریبگی نکن
نکن غریبگی پسرم!
اینجا خاورمیانه است
و هر کجای خاک را بکَنی
دوستی، عزیزی، برادری
بیرون میزند.
گروس عبدالملکیان
نکن غریبگی پسرم!
اینجا خاورمیانه است
و هر کجای خاک را بکَنی
دوستی، عزیزی، برادری
بیرون میزند.
گروس عبدالملکیان
Unknown
<unknown> – که چقدر دوستت دارم.
در چمن ها قدم بزنم
در علفزار ها قدم بزنم
جای پایَت آنجا بماند
از انگشت های پایَت دانه بکارم
سبز شود
درخت شوی
بلند بالا
که سایه سارش اندازهی همهی قاره هاست
شکوفه بزنی
میوه بشوی
گوش هایت بشود گیلاس
تا آن را میانِ لاله های گوشَت بیاندازم
لب هایت بشود سیب
تا بچشم طعم شیرین لب هایت
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
چشم هایت بشود آلبالو
بچینم
مربایش کنم
و هر صبح و هر صبح و هر صبح
با چای شیرین
طعم شیرینِ چشم هایت را بچشم
باز میوه بدهی
باز شکوفه کنی
و من شکوفه ها را قبل از میوه ها بچینم
شکوفه ها را بگذارم لای چهارقدِ مادرم
بویش بپیچد زیرِ درخت انارِ خانه مادر بزرگ
به یاد اهالی خانه بیاندازم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که لب هایت سیب
گوش هایت گیلاس
چشم هایت آلبالو.
در علفزار ها قدم بزنم
جای پایَت آنجا بماند
از انگشت های پایَت دانه بکارم
سبز شود
درخت شوی
بلند بالا
که سایه سارش اندازهی همهی قاره هاست
شکوفه بزنی
میوه بشوی
گوش هایت بشود گیلاس
تا آن را میانِ لاله های گوشَت بیاندازم
لب هایت بشود سیب
تا بچشم طعم شیرین لب هایت
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
که اَحلیٰ مِن اَلعَسَل
چشم هایت بشود آلبالو
بچینم
مربایش کنم
و هر صبح و هر صبح و هر صبح
با چای شیرین
طعم شیرینِ چشم هایت را بچشم
باز میوه بدهی
باز شکوفه کنی
و من شکوفه ها را قبل از میوه ها بچینم
شکوفه ها را بگذارم لای چهارقدِ مادرم
بویش بپیچد زیرِ درخت انارِ خانه مادر بزرگ
به یاد اهالی خانه بیاندازم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که چقدر دوستت دارم
که لب هایت سیب
گوش هایت گیلاس
چشم هایت آلبالو.