«به مادر بگو برایم، گاهی، گریه کند. من این جا پوسیدهام و کسی نمیداند. چهل سال است.»
عباس نعلبندیان.
عباس نعلبندیان.
باید تنهایی را بیشتر تمرین کنم. باید یاد بگیرم آدمها مختارند به رفتن، نماندن، دوست نداشتن، طرد کردن، جدا شدن، نادیده گرفتن، دوری کردن. باید باز هم به خودم باز گردم و خودم و ارزشهایم را چند باره مرور کنم. که چرا مینویسم. چرا میدوم. چرا با آدمها حرف میزنم. چرا دلتنگ و یا ملول و یا متنفر و یا خشمگین میشوم. باید بدانم این احساسات از کجا میآیند و به کجا میروند و چه میتوانم برایشان بکنم. باید بازهم یادآوری کنم که چه کسانی در سختیها ماندند و چه کسانی پشت کردند و رفتند و نگاه نکردند که چه بلایی قرار است به سرم بیاید. باید حد و مرزها را دقیق تر معلوم کنم. من دیگر برای مواجهه با خیل عظیم این احساسات ناشناخته، زیادی خستهام.
متنهاییبرایهیچ
متنهاییبرایهیچ
بهش گفتم این با عشق فرق داره.
من عاشقت نیستم. من معتقدم به تو.
که آدم توی این دنیا باید لااقل به یک چیزی معتقد باشه.
یک تعلق، دست آویز، امید.
تو مثل احیای بعد از مرگی. که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد.
بشه دوباره شروع کرد.
گفتم تو حتی خیالت؛ حتی تصور حضورت توی این دنیا هم معجزه میکنه.
یک آدم بهم نشون بده که ایمان نیاره به معجزه.
من ایمان دارم به تو!
ناشناس
من عاشقت نیستم. من معتقدم به تو.
که آدم توی این دنیا باید لااقل به یک چیزی معتقد باشه.
یک تعلق، دست آویز، امید.
تو مثل احیای بعد از مرگی. که بعدِ هر تموم شدن با فکر کردن بهت بشه ایستاد.
بشه دوباره شروع کرد.
گفتم تو حتی خیالت؛ حتی تصور حضورت توی این دنیا هم معجزه میکنه.
یک آدم بهم نشون بده که ایمان نیاره به معجزه.
من ایمان دارم به تو!
ناشناس
بزرگترین هراس یک زن،
نادیده گرفته شدن است!
این موجودات ظریف به گونه ای
خلق شده اند که اگر دشمنشان نیز
نسبت به آن ها بی اعتنایی کند،
رنج خواهند کشید...
گابریلگارسیامارکز
نادیده گرفته شدن است!
این موجودات ظریف به گونه ای
خلق شده اند که اگر دشمنشان نیز
نسبت به آن ها بی اعتنایی کند،
رنج خواهند کشید...
گابریلگارسیامارکز
زن بودنم نعمتی بود از جانب تو
نعمتی که بندگانت آنرا برایم تبدیل به زخمی عمیق کردند؛ در قلبم، در ذهنم، در روحم... تا به قول خودشان به تو نزدیک تر شوند! تا با امر به معروفشان بیشتر در دلت جا باز کنند!
چه طنز تلخی است این امر ها و معروف های ساختگی...
چه طنز تلخ نامتعادلیست وقتی میگویند تو زن هستی پس باید...
چه طنز تلخ نامتعارفی است که زور اسلام ساختگی شان فقط به من و همجنس هایم میرسد!
این اسلام ساختگی که میگویند از جانب توست چیست خداجان؟
این دینِ مرد سالارِ زن ستیز...
که سال هاست این چنان بی رحمانه اشک من و دختران سرزمینم را بر گونه هایمان جاری ساخته است؟
این معروف چیست که اینگونه فکر تحقیر شدن ها و جنس دوم بودنمان را در سرمان تمدید میکند؟
این چه اسلامی است که طعم گس و تلخ نعمتت را در گلویمان تازه میکند؟...
چرا به آنها نمیگویی راه انداختن اشک هر دختر؛ خود بزرگترین منکری است که باید بندگانت را از آن نهی کرد؟...
اصلا چرا پیامبر تازه ای از راه نمیرسد که خودش از جنس من باشد؟!
چرا هیچ پیامبر درد کشیده ی دل شکسته ای از راه نمیرسد که زن باشد؟!
سارا جلالی فر
نعمتی که بندگانت آنرا برایم تبدیل به زخمی عمیق کردند؛ در قلبم، در ذهنم، در روحم... تا به قول خودشان به تو نزدیک تر شوند! تا با امر به معروفشان بیشتر در دلت جا باز کنند!
چه طنز تلخی است این امر ها و معروف های ساختگی...
چه طنز تلخ نامتعادلیست وقتی میگویند تو زن هستی پس باید...
چه طنز تلخ نامتعارفی است که زور اسلام ساختگی شان فقط به من و همجنس هایم میرسد!
این اسلام ساختگی که میگویند از جانب توست چیست خداجان؟
این دینِ مرد سالارِ زن ستیز...
که سال هاست این چنان بی رحمانه اشک من و دختران سرزمینم را بر گونه هایمان جاری ساخته است؟
این معروف چیست که اینگونه فکر تحقیر شدن ها و جنس دوم بودنمان را در سرمان تمدید میکند؟
این چه اسلامی است که طعم گس و تلخ نعمتت را در گلویمان تازه میکند؟...
چرا به آنها نمیگویی راه انداختن اشک هر دختر؛ خود بزرگترین منکری است که باید بندگانت را از آن نهی کرد؟...
اصلا چرا پیامبر تازه ای از راه نمیرسد که خودش از جنس من باشد؟!
چرا هیچ پیامبر درد کشیده ی دل شکسته ای از راه نمیرسد که زن باشد؟!
سارا جلالی فر
Age Farda Bi Man Shoroo Shod [Prod. Saeed Dehghan]
Ben
1 Oct ...اگه فردا بی من شروع شد
|Unknown|
|Unknown|
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کجا برم آخه اینجا خونمه...