دقایق زبانی
کدام گزینه بهترین شعار برای آگهینمای بالا است؟
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
دو شعار تبلیغی «اگر ترک نکنی، ترک میشوی» (پیشنهاد نگارنده) و «یه نخ امروزو بذار واسه فردا» (پیشنهاد کاربر stard) بیشترین رأی را بهطور مساوی کسب کردند. بهنظرم، نکتهٔ پراهمیت و متمایز پیشنهاد کاربر stard ارائه راهکار است. با تشکر ویژه از همراهانی که مشارکت کردند. 🌱
❤1👏1
دقایق زبانی
برای معادل frenemy، کدام گزینه را بیشتر میپسندید؟
«دشیار» (پیشنهاد زیبای استاد عبداللهزاده)، با اندکی اختلاف با «دشدوست»، بیشترین رأی را به خود اختصاص دادهاست. بااینحال، بشخصه «
» را بیشتر از همهٔ گزینهها میپسندم. دوسمن نمونهٔ کلاسیک آمیزهسازی است: بخش دوم واژهٔ نخست و بخش نخست واژهٔ دوم حذف شدهاست. بر این باورم که بیشتر فارسیزبانان با چنین آمیزهواژههایی میانهٔ خوبی ندارند، چراکه معمولاً دو یا چند برداشت از این آمیزهواژهها میتوان داشت. اما، در این جهان فشردهٔ ارتباطات، دیر یا زود مجبور به ساخت چنین واژههایی هستیم.
🌱
دوسمن
» را بیشتر از همهٔ گزینهها میپسندم. دوسمن نمونهٔ کلاسیک آمیزهسازی است: بخش دوم واژهٔ نخست و بخش نخست واژهٔ دوم حذف شدهاست. بر این باورم که بیشتر فارسیزبانان با چنین آمیزهواژههایی میانهٔ خوبی ندارند، چراکه معمولاً دو یا چند برداشت از این آمیزهواژهها میتوان داشت. اما، در این جهان فشردهٔ ارتباطات، دیر یا زود مجبور به ساخت چنین واژههایی هستیم.
🌱
👍1
دقایق زبانی
کدام جمله درست (یا دقیقتر) است؟
«هیبت» را در دو فرهنگ عربی-فارسی بررسی کردهام. چنین معنایی ندارد. در فرهنگهای فارسی نیز چنین معنایی دیده نشد. گمان میکنم یکی از پربسامدترین غلطهای رایج باشد.
🌱
🌱
دقایق زبانی
کدام گزینه را بیشتر میپسندید؟
گمان میکنم «بدموقع» گردهبرداری از a bad time است. شاید هم فقط بر اثر این گردهبرداری رواج بیشتری پیدا کردهاست.
🌱
🌱
دقایق زبانی
بهنام زبانآفرین در دنیای واقعی، وقتی آشنایی را پس از مدت طولانیای میبینیم، میگوییم «مشتاق دیدار!». 🔷 به نظرتان، در رایابستری مانند تلگرام، وقتی فرسته یا پیامی را پس از مدت طولانیای از طرف آشنایی میبینیم، چه باید بگوییم؟ مشتاق پیام/مشتاق پیامتان،…
در دنیای واقعی، وقتی آشنایی را پس از مدت طولانیای میبینیم، میگوییم «مشتاق دیدار!». بهنظرتان، در فجازی، وقتی پیام دوستی را پس از مدت طولانیای میبینیم، باید چه بنویسیم؟
Anonymous Poll
7%
۱) چشم انتظار خبری از شما دیده به صفحهٔ نمایشگر سفید شد!
7%
۲) چشممان به جمال اسمتان روشن شد!
9%
۳) خوشاگپ!
1%
۴) مشتاق اعلانتان!
22%
۵) مشتاق پیامتان!
7%
۶) مشتاق فرستهتان!
7%
۷) مشتاق کلام!
6%
۸) مشتاق گپ!
4%
۹) مشتاق نوشتارتان!
28%
۱۰) هیچکدام
بهنام زبانآفرین
در انگلیسی، «اصطلاح موش زبانت را خورده» را
اینگونه میگوییم:
Has the cat got your tongue?
آنها از «گربه» بهجای «موش» استفاده میکنند.
🔷 برای ریشهٔ این اصطلاح انگلیسی، سه روایت محتملِ تلخ دیده میشود:
Definition: Used to ask someone why he or she is not saying anything. (Source: Merriam-Webster)
Today, we use the phrase ‘cat got your tongue’ in a very lighthearted context. However, the theories behind where the idiom comes from are rather grim.
One speculation is the phrase originated from the Egyptian times. In those days, liars would be punished by having their tongues cut out and fed to the cats.
The idiom may also come from the Middle Ages. It was thought that if one ran into a witch, her black cat would steal his tongue, thus leaving him silent, unable to tell the story of seeing a witch.
The final theory is that it stems from when the English Navy used a special whip called the “Cat-o’-nine-tails” as punishment. The pain is said to have been so horrific that it left the wrongdoer silent for some time.
Such dark origins for a phrase that we use in our everyday life.
(www.bettidon.com گرفتهشده از وبگاه)
🔷 شاید اصطلاح فارسی نیز گردهبرداری از همین اصطلاح انگلیسی باشد و تغییر گربه به موش با توجه به مضمون خوشایند داستانهای کودکانه هوشمندانه انجام شده باشد.
#ریشهشناسی
در انگلیسی، «اصطلاح موش زبانت را خورده» را
اینگونه میگوییم:
Has the cat got your tongue?
آنها از «گربه» بهجای «موش» استفاده میکنند.
🔷 برای ریشهٔ این اصطلاح انگلیسی، سه روایت محتملِ تلخ دیده میشود:
Definition: Used to ask someone why he or she is not saying anything. (Source: Merriam-Webster)
Today, we use the phrase ‘cat got your tongue’ in a very lighthearted context. However, the theories behind where the idiom comes from are rather grim.
One speculation is the phrase originated from the Egyptian times. In those days, liars would be punished by having their tongues cut out and fed to the cats.
The idiom may also come from the Middle Ages. It was thought that if one ran into a witch, her black cat would steal his tongue, thus leaving him silent, unable to tell the story of seeing a witch.
The final theory is that it stems from when the English Navy used a special whip called the “Cat-o’-nine-tails” as punishment. The pain is said to have been so horrific that it left the wrongdoer silent for some time.
Such dark origins for a phrase that we use in our everyday life.
(www.bettidon.com گرفتهشده از وبگاه)
🔷 شاید اصطلاح فارسی نیز گردهبرداری از همین اصطلاح انگلیسی باشد و تغییر گربه به موش با توجه به مضمون خوشایند داستانهای کودکانه هوشمندانه انجام شده باشد.
#ریشهشناسی
برای ترجمهٔ جملهٔ زیر، کدام گزینه را بیشتر میپسندید؟
What is your dream house like? (dream house/home/job etc: something that seems perfect to someone; The Longman Dictionary)
What is your dream house like? (dream house/home/job etc: something that seems perfect to someone; The Longman Dictionary)
Anonymous Poll
33%
۱) «خانهٔ آرزوهایت» چگونه است؟
4%
۲) «خانهٔ آرمانیات» چگونه است؟
6%
۳) «خانهٔ ایدئالت» چگونه است؟
8%
۴) «خانهٔ دلخواهت» چگونه است؟
47%
۵) «خانهٔ رؤیاییات» چگونه است؟
2%
۶) هیچکدام
Forwarded from گزینگویهها (بهروز صفرزاده)
«ب» یا «پ»؛ مسئله این است
پهپاد را پهباد تلفظ میکنند.
تیوب را تیوپ تلفظ میکنند.
دوپلکس را دوبلکس تلفظ میکنند.
لپتاپ را لپتاب تلفظ میکنند.
#تلفظ
پهپاد را پهباد تلفظ میکنند.
تیوب را تیوپ تلفظ میکنند.
دوپلکس را دوبلکس تلفظ میکنند.
لپتاپ را لپتاب تلفظ میکنند.
#تلفظ
👍4❤3
بهنام زبانآفرین
چند وقت پیش، در گروه دکتر پاژین، در فعالیت واژهگمانی (= افزودن واژههایی که جای خالیشان در زبان دیده میشود)، نوواژههای زیر را پیشنهاد کردم:
بدشادی (به قیاس بدمستی): حالت کسی که هنگام شادی حرکتهای نامعقولی دارد.
بهرهٔ شادی (اصطلاح؛ به قیاس بهرهٔ هوشی): میزان بهره گرفتن از شادی در زندگی براساس آزمونی استاندارد.
دوسمنشاد (به قیاس دشمنشاد): دوسمن معادل frenemy است.
شادمردگی: اسم مربوط به مکانی که در آن انگار خاک مرده پاشیدهاند و مردم رنگ شادی را نمیبینند.
شادنفَس (خوشنفس): کسی که گفتارش شادیآور است.
شادینشناس: صفت کسی که قدر شادیهای زندگی را ندارد و آنها را نمیبیند.
شادیخواری (به قیاس غمخواری): ویژگی شاد شدن با شادی دیگران.
شادیخوری (به قیاس مردهخوری): فعالیت کسی که برای خوردن غذا به جشنهای مختلف، بدون داشتن کارت دعوت، میرود.
شادیربا: هر عاملی که موجب از بین رفتن شادی شود، مانند افسوس برای گذشته یا اضطراب برای آینده.
شادینویس (در مقابل ترحیمنویس): کسی که برای مراسم شاد جملههای زیبا و انگیزشی مینویسد.
خودشادپندار: کسی که بهاشتباه گمان میکند شاد است.
رایاشادی (و رایاشاد): شادی حاصل از تعاملهای فجازی.
#نوواژه #واژهگمانی
چند وقت پیش، در گروه دکتر پاژین، در فعالیت واژهگمانی (= افزودن واژههایی که جای خالیشان در زبان دیده میشود)، نوواژههای زیر را پیشنهاد کردم:
بدشادی (به قیاس بدمستی): حالت کسی که هنگام شادی حرکتهای نامعقولی دارد.
بهرهٔ شادی (اصطلاح؛ به قیاس بهرهٔ هوشی): میزان بهره گرفتن از شادی در زندگی براساس آزمونی استاندارد.
دوسمنشاد (به قیاس دشمنشاد): دوسمن معادل frenemy است.
شادمردگی: اسم مربوط به مکانی که در آن انگار خاک مرده پاشیدهاند و مردم رنگ شادی را نمیبینند.
شادنفَس (خوشنفس): کسی که گفتارش شادیآور است.
شادینشناس: صفت کسی که قدر شادیهای زندگی را ندارد و آنها را نمیبیند.
شادیخواری (به قیاس غمخواری): ویژگی شاد شدن با شادی دیگران.
شادیخوری (به قیاس مردهخوری): فعالیت کسی که برای خوردن غذا به جشنهای مختلف، بدون داشتن کارت دعوت، میرود.
شادیربا: هر عاملی که موجب از بین رفتن شادی شود، مانند افسوس برای گذشته یا اضطراب برای آینده.
شادینویس (در مقابل ترحیمنویس): کسی که برای مراسم شاد جملههای زیبا و انگیزشی مینویسد.
خودشادپندار: کسی که بهاشتباه گمان میکند شاد است.
رایاشادی (و رایاشاد): شادی حاصل از تعاملهای فجازی.
#نوواژه #واژهگمانی
دقایق زبانی
بهنام زبانآفرین بشخصه، با توجه به نکتههای ظریف زیر، «خاطرهانگیز» را معادل چندان درخوری برای نوستالژیک نمیدانم: ۱) خاطرهانگیز تقریباً همیشه معنای ضمنی مثبت دارد. این در حالی است که نوستالژیک طعم ملسِ دارد؛ ۲) خاطرهانگیز شدن تجربهای ممکن است فقط…
کدام گزینه/گزینهها را برای معادل نوستالژیک بیشتر میپسندید؟
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
(انتخاب بیش از یک گزینه ممکن است.)
Anonymous Poll
23%
۱) دریغیاد
19%
۲) دیرینیاد
4%
۳) رفتهآور
4%
۴) شدرفته
6%
۵) گذشتهآور
4%
۶) گذشتهبَر
31%
۷) یادافروز
19%
۸) یادافسا
6%
۹) یادسوخته
27%
۱۰) هیچکدام
بهنام خدای زبانآفرین
تاآنجاکه در وبگاه فرهنگستان میتوان رصد کرد، فرهنگستان هنوز معادلی برای «ددلاین» (deadline) تصویب نکردهاست.
🔷 شایان ذکر است که «سررسید» (due date) برابر دقیقی برای ددلاین نیست. در سررسید هرچه کار دیرتر انجام شود، بهتر است؛ اما در ددلاین هرچه کار زودتر انجام شود، بهتر است. پس از پایان ددلاین، یا امکان کار نیست یا جریمهاش بسیار سنگین است. این در حالی است که پس از پایان سررسید، کار معمولاً با پرداخت دیرکرد انجامشدنی است.
🔷 گفتنی است نزدیکترین برابر برای ددلاین «ضربالاجل» است که خوشاملا و همهپسند بهشمار نمیآید.
🔷 پیشنهاد زبانکاوان برای ددلاین بهقرار زیر است:
«روزبند» (شادروان دکتر حیدری ملایری)، «روزبست» (سرکار خانم مهناز) و «سرآیند» (دکتر پاژین).
🔷 پیشنهاد نگارنده بهترتیب زیر است:
پایانرَس، تهپایان، سرآمد، بُنپایان، سرپیمانه، تهانجام، پایانگشت، پایانرفت، تههنگام، تههنگامه، پایاندم، پایانشد و پایانآمد.
#ددلاین #ضربالاجل #نوواژه
#deadline
Telegram: https://news.1rj.ru/str/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
تاآنجاکه در وبگاه فرهنگستان میتوان رصد کرد، فرهنگستان هنوز معادلی برای «ددلاین» (deadline) تصویب نکردهاست.
🔷 شایان ذکر است که «سررسید» (due date) برابر دقیقی برای ددلاین نیست. در سررسید هرچه کار دیرتر انجام شود، بهتر است؛ اما در ددلاین هرچه کار زودتر انجام شود، بهتر است. پس از پایان ددلاین، یا امکان کار نیست یا جریمهاش بسیار سنگین است. این در حالی است که پس از پایان سررسید، کار معمولاً با پرداخت دیرکرد انجامشدنی است.
🔷 گفتنی است نزدیکترین برابر برای ددلاین «ضربالاجل» است که خوشاملا و همهپسند بهشمار نمیآید.
🔷 پیشنهاد زبانکاوان برای ددلاین بهقرار زیر است:
«روزبند» (شادروان دکتر حیدری ملایری)، «روزبست» (سرکار خانم مهناز) و «سرآیند» (دکتر پاژین).
🔷 پیشنهاد نگارنده بهترتیب زیر است:
پایانرَس، تهپایان، سرآمد، بُنپایان، سرپیمانه، تهانجام، پایانگشت، پایانرفت، تههنگام، تههنگامه، پایاندم، پایانشد و پایانآمد.
#ددلاین #ضربالاجل #نوواژه
#deadline
Telegram: https://news.1rj.ru/str/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
❤2
Forwarded from از روسی
چاقسلامتی فارسی
Когда по-персидски спрашивают о здоровье, то говорят: демаги шума чог есть? Это обыкновенный вопрос учтивости и приветствия, по точному словесному переводу значит: нос ваш толст ли? — как будто средоточие здоровья находится в носу. Сколько, однако же, я ни расспрашивал, но не мог добиться, почему здесь так выражаются.
Алексей Салтыков | «Путешествие в Персию. Письма кн. А.Д. Салтыкова»,
1849 год
Источник:
https://www.culture.ru/s/zapiski-puteshestvennika/iran/
در فارسی وقتی میخواهند حال و احوال کسی را بپرسند، میگویند: «دماغ شما چاق است؟» این یک سؤال معمولی و مؤدبانه برای سلامواحوالپرسی است و ترجمهٔ تحتاللفظی و دقیق آن این است: «آیا بینی شما چاق است؟» تو گویی بینی مرکز سلامتی است. هر چه از این و آن پرسوجو کردم، آخر دستگیرم نشد برای چه اینجا اینطور میگویند.
— آلکسی سالتیکوف، کنیاز و نقاش روس | «سفر به ایران، نامه به کنیاز آ.د. سالتیکوف» (۱۸۴۹)
مترجم: محمدمهدی یزدانی
پینوشت ۱:
دِماغ عربی، یا بهتلفظ فارسی دَماغ، در اصل بهمعنای «مغز سر» و مجازاً «سر» است و بهعقیدهٔ قُدما «محل روح نفسانی» بودهاست (دهخدا). نیز «چاقی» بهمعنای «تندرستی» است و «چاق بودن دماغ» کنایه است از سرحالی و تندرستی توأمان.
پینوشت ۲:
در روسی فعل поправиться هم بهمعنای «تندرست شدن و بازیابی سلامتی» است و هم «چاق شدن و افزایش وزن».
⭐️ @az_rusi
Когда по-персидски спрашивают о здоровье, то говорят: демаги шума чог есть? Это обыкновенный вопрос учтивости и приветствия, по точному словесному переводу значит: нос ваш толст ли? — как будто средоточие здоровья находится в носу. Сколько, однако же, я ни расспрашивал, но не мог добиться, почему здесь так выражаются.
Алексей Салтыков | «Путешествие в Персию. Письма кн. А.Д. Салтыкова»,
1849 год
Источник:
https://www.culture.ru/s/zapiski-puteshestvennika/iran/
در فارسی وقتی میخواهند حال و احوال کسی را بپرسند، میگویند: «دماغ شما چاق است؟» این یک سؤال معمولی و مؤدبانه برای سلامواحوالپرسی است و ترجمهٔ تحتاللفظی و دقیق آن این است: «آیا بینی شما چاق است؟» تو گویی بینی مرکز سلامتی است. هر چه از این و آن پرسوجو کردم، آخر دستگیرم نشد برای چه اینجا اینطور میگویند.
— آلکسی سالتیکوف، کنیاز و نقاش روس | «سفر به ایران، نامه به کنیاز آ.د. سالتیکوف» (۱۸۴۹)
مترجم: محمدمهدی یزدانی
پینوشت ۱:
دِماغ عربی، یا بهتلفظ فارسی دَماغ، در اصل بهمعنای «مغز سر» و مجازاً «سر» است و بهعقیدهٔ قُدما «محل روح نفسانی» بودهاست (دهخدا). نیز «چاقی» بهمعنای «تندرستی» است و «چاق بودن دماغ» کنایه است از سرحالی و تندرستی توأمان.
پینوشت ۲:
در روسی فعل поправиться هم بهمعنای «تندرست شدن و بازیابی سلامتی» است و هم «چاق شدن و افزایش وزن».
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
Forwarded from فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
¶↕️
ا🚩 🚩 🚩 🚩 🚩 🚩 🚩 🚩
#واژهیاد (یک)
یادآوریِ برخی از واژههای خوشآوای کانال که در طولِ پنج سالِ گذشته در این کانال نپاشته شدهاست:
(بر روی واژهٔ انگلیسی تلیک کنید و به درآیهٔ آن بروید:)
🔹 stimulus ژیوَک
🔸 federal جُداکام
🔹 hostel مانْسَرا
🔸 tap, faucet تَزاب، تَزان
🔹 proxy فرابان
🔸 fund توزه، توزان
🔹 mistake, error شِکَنْد
🔸 nuance مویَن
🔹 zorb شاتوپ
🔸 jenga بالاچین
🔹 seat belt جایبَند
🔸 helmet سَربان
🔹 clone هَمژِن
🔸 sibling هَمتَن
🔹 application کارآیه
🔸 fake ریوه، ریبا
🔹 traffic گذرنا
🔸 microwave پرتوپَز، تابشپَز
🔹 rumor راوه، راوِش
🔸 chignon تافَند، تافه
🔹 second تِکَن
🔸 power bank برقدانی ، برقدان
🔹 delivery نزدبَری
🔸 curette, curettage ساوَن
🔹 cravaté, necktie زیبَند
🔸 sheeple گوسپَل، گُسپَل
🔹 screen روتاب
🔸 screen saver روتاببان
🔹 stand پایَن
🔸 ocean آبْشَن
🔹 mannequin مانْتَن
🔸 region راسیک
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
╔═━─ ┅ ┅ ⑅ ┅ ┅ ─━═╗
💤 @JavidPajin 💤
╚═━─ ┅ ┅ ⑅ ┅ ┅ ─━═╝
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
ا
#واژهیاد (یک)
یادآوریِ برخی از واژههای خوشآوای کانال که در طولِ پنج سالِ گذشته در این کانال نپاشته شدهاست:
(بر روی واژهٔ انگلیسی تلیک کنید و به درآیهٔ آن بروید:)
🔹 stimulus ژیوَک
🔸 federal جُداکام
🔹 hostel مانْسَرا
🔸 tap, faucet تَزاب، تَزان
🔹 proxy فرابان
🔸 fund توزه، توزان
🔹 mistake, error شِکَنْد
🔸 nuance مویَن
🔹 zorb شاتوپ
🔸 jenga بالاچین
🔹 seat belt جایبَند
🔸 helmet سَربان
🔹 clone هَمژِن
🔸 sibling هَمتَن
🔹 application کارآیه
🔸 fake ریوه، ریبا
🔹 traffic گذرنا
🔸 microwave پرتوپَز، تابشپَز
🔹 rumor راوه، راوِش
🔸 chignon تافَند، تافه
🔹 second تِکَن
🔸 power bank برقدانی ، برقدان
🔹 delivery نزدبَری
🔸 curette, curettage ساوَن
🔹 cravaté, necktie زیبَند
🔸 sheeple گوسپَل، گُسپَل
🔹 screen روتاب
🔸 screen saver روتاببان
🔹 stand پایَن
🔸 ocean آبْشَن
🔹 mannequin مانْتَن
🔸 region راسیک
┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈
╔═━─ ┅ ┅ ⑅ ┅ ┅ ─━═╗
╚═━─ ┅ ┅ ⑅ ┅ ┅ ─━═╝
l فرهنگِ ریشهشناختیِ نوواژگانِ همگانی و دانشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
دقایق زبانی
بهنام خدای زبانآفرین جیمیجامپ (Jimmy Jump) اسم مستعار فردی بود که نخستین بار در سال ۲۰۰۴ با پریدن به زمین مسابقهٔ فوتبال در روال انجام آن اختلال بهوجود آورد و پس از آن نیز بارها این کار را انجام دادهاست. از آن زمان، به افرادی که این ناهنجاری را در مسابقههای…
درود.
بشخصه «میاندوان»، برابر پبشنهادی دکتر پاژین برای #جیمیجامپ، را نیز بسیار گویا و روان میدانم. 🌱
بشخصه «میاندوان»، برابر پبشنهادی دکتر پاژین برای #جیمیجامپ، را نیز بسیار گویا و روان میدانم. 🌱
Forwarded from مرتضی میگه
واحد شمارش قطار؟
(مثلا: روزانه ۲۵ [...] قطار از این ایستگاه تردد میکنند.)
(مثلا: روزانه ۲۵ [...] قطار از این ایستگاه تردد میکنند.)
Anonymous Quiz
19%
فروند
34%
رام
27%
عراده
19%
فقره
Forwarded from مرتضی میگه
واحد شمارش سرویس بهداشتی؟
(مثلا: در این مرکز خرید تعداد ۵ [...] سرویس بهداشتی وجود دارد.)
(مثلا: در این مرکز خرید تعداد ۵ [...] سرویس بهداشتی وجود دارد.)
Anonymous Quiz
18%
سنگ
21%
عدد
43%
چشمه
18%
درب
👍3
دقایق زبانی
کدام گزینه غلط املایی «ندارد»؟
پاسخ آزمونک املا (توضیح کاربر stard):
۱) اولویت
۲) ضیق وقت
(همریشه با مضیقه؛ ضیق وقت: تنگی زمان)
۳) حتیالامکان
(حتی: تا | حتیالامکان: تا جایی که میشود)
۴) فراغ بال
(فراغ: آسودگی | بال: واژهای عربیتبار به معنای دل؛ مجازاً اندیشه یا خاطر | فراغت بال: آسودگی خاطر)
۵) هذیان
۶) شکرگزاری
(گزاشتن: به جا آوردن | گذاشتن: قرار دادن)
۷) عجین
(همریشه با معجون؛ سرشته)
۸) آجِ لاستیک
(آج: هریک از بخشهای مجزای نقش رویه، با شکلهای هندسی مختلف، مانند دنده یا نوار، که با شیار از یکدیگر جدا شدهاند و درمجموع، نقش رویه را تشکیل میدهند؛ همریشه با آجیدن)
۹) تمامیت ارضی
(ارض: زمین، سرزمین)
۱۰) ـ✅ـ
#املا
آزمونک دوم
۱) اولویت
۲) ضیق وقت
(همریشه با مضیقه؛ ضیق وقت: تنگی زمان)
۳) حتیالامکان
(حتی: تا | حتیالامکان: تا جایی که میشود)
۴) فراغ بال
(فراغ: آسودگی | بال: واژهای عربیتبار به معنای دل؛ مجازاً اندیشه یا خاطر | فراغت بال: آسودگی خاطر)
۵) هذیان
۶) شکرگزاری
(گزاشتن: به جا آوردن | گذاشتن: قرار دادن)
۷) عجین
(همریشه با معجون؛ سرشته)
۸) آجِ لاستیک
(آج: هریک از بخشهای مجزای نقش رویه، با شکلهای هندسی مختلف، مانند دنده یا نوار، که با شیار از یکدیگر جدا شدهاند و درمجموع، نقش رویه را تشکیل میدهند؛ همریشه با آجیدن)
۹) تمامیت ارضی
(ارض: زمین، سرزمین)
۱۰) ـ✅ـ
#املا
آزمونک دوم
آیا در جملهٔ زیر خطایی دیده میشود؟
سوگندنامهٔ سقراط متنی است منسوب به سقراط، پزشک یونان باستان، که دانشآموختگان رشتهٔ پزشکی سوگند میخورند تا به آن وفادار باشند.
سوگندنامهٔ سقراط متنی است منسوب به سقراط، پزشک یونان باستان، که دانشآموختگان رشتهٔ پزشکی سوگند میخورند تا به آن وفادار باشند.
Anonymous Quiz
71%
۱) بله
29%
۲) خیر
دقایق زبانی
آیا در جملهٔ زیر خطایی دیده میشود؟
سوگندنامهٔ سقراط متنی است منسوب به سقراط، پزشک یونان باستان، که دانشآموختگان رشتهٔ پزشکی سوگند میخورند تا به آن وفادار باشند.
سوگندنامهٔ سقراط متنی است منسوب به سقراط، پزشک یونان باستان، که دانشآموختگان رشتهٔ پزشکی سوگند میخورند تا به آن وفادار باشند.
بقراط (Hippocrates) طبیب بود و سقراط (Socrates) فیلسوف.
👍2