دقایق زبانی – Telegram
دقایق زبانی
577 subscribers
386 photos
5 videos
1 file
272 links
در این کانال، با نگاه از دریچهٔ زبان‌های دیگر، به نکته‌های ظریف زبان فارسی می‌پردازم
Ph.D. in TEFL (applied linguistics), English teacher, translator, editor, writer, copywriter

@A_parsazadeh
Download Telegram
دقایق زبانی
کیستان #نوواژه #کیستان
کیستان


آن کیست که بهترین نام را دارد و آشنایان و هوادارانش بی‌جهت مدام از او سپاسگزاری می‌کنند؟


پاسخ:
بهنام تشکر

#هوش_زبانی #کیستان #سطح_متوسط #طنز
😁7👍2🐳1
شبِ پایان چیرگی تاریکی بر روشنایی خجسته باد!



خداوند در دل من است، که در دل توست
به یاد او همه چیز، به یاد اوست
9👌1
Forwarded from پارسی‌شناسی | گویش‌ور (A. Parsazadeh)
آن تکه از الیاف که برای شستن ظروف استفاده می‌کنید را چگونه تلفظ می‌کنید؟
Anonymous Poll
46%
۱) اسکاج
54%
۲) اسکاچ
👍1
طبق نظر هوش مصنوعی، واژهٔ «کاسکو» احتمالاً ریشهٔ اسپانیایی دارد. در اسپانیایی، کاسکو به معنای کلاه ایمنی (helmet) است و به‌دلیل رنگِ پَر خاکستری متمایز این پرنده این نام را باید برایش گذاشته‌ باشند.


#ریشه‌شناسی #کاسکو
#etymology #casco
2👏1
تا آنجا که نگارنده می‌داند، هنوز برابر جاافتاده و درخوری برای copywriter وضع نشده‌است.

copywriter
a writer of advertising or publicity copy
(The Merriam-Webster Dictionary)

🔷 برای copywriter، پربسامدترین واژه همان «کپی‌رایتر» است و بعد از آن برابرهایی مانند «اثربخش‌نویس» و «تبلیغ‌نویس» به چشم می‌خورد.


🔷 همراهان زبان‌کاو، اگر پیشنهادی دارند، بفرمایند.

آگهی‌نگار و آگهی‌نگاری (واژه‌ای که استاد فرشید شهیدی استفاده می‌کنند.)
آگهی‌نویس و آگهی‌نویسی (کاربر stard)


🔷 عجالتاً نگارنده «آگهی‌نمانویس» را پیشنهاد می‌کند. به نظر نگارنده، آگهی‌نمانویس می‌تواند برابر اندیشیدنی‌‌ای باشد، چراکه کار برجستهٔ متخصص این حرفه نوشتن برای آگهی‌نما (=بیلبورد)‌ است. گفتنی است این برابر را می‌توان از نوع سرنمونه (prototype) به شمار آورد.

آگهی‌نمانویس: copywriter
آگهی‌نمانویسی: copywriting
👍1
Forwarded from پارسی‌شناسی | گویش‌ور (A. Parsazadeh)
آن بازی‌‌ای که با تاس بر روی صفحه‌ای با مربع‌های رنگی انجام می‌دهید را چگونه تلفظ می‌کنید؟
Anonymous Poll
6%
۱) منج
94%
۳) منچ
معین‌درنگِ ۱۲: تبلیغ تابلوی مونالیزا نیست


همگی از نرخ گزاف تبلیغات آگاهیم. بهای پخش یک تبلیغ چندثانیه‌ای در همین صداوسیمای تک‌افتادهٔ اقلیت‌زده سر به آسمان هفتم می‌ساید. قیمت نصب بیلبورد در فضای شهری هم گنج قارون می‌خواهد. حالا هرچه شهرش شهیرتر و فضای شهری‌اش شهری‌تر باشد، به‌تبع گنج قارونش هم پُروپیمان‌تر.

جدا از قیمت تبلیغات، در این عصر حواس‌پرتی و بی‌حوصلگی، قبای دقتِ‌نظر و حال‌وحوصلهٔ مخاطب هم آب رفته و از قامت توجه لازم برای درک کُنه تبلیغات به‌مراتب کوچک‌تر شده است. گذشت آن دوران که مردم تبلیغات صداوسیما را آن‌قدر با دقت می‌دیدند که تماماً حفظش می‌شدند و تک‌تک جملاتش را از بر می‌کردند.

با این اوصاف، تبلیغ باید در نهایتِ ایجاز و اختصار باشد و به حواشی نالازم و سناریوهای اضافه نپردازد. اما تبلیغ درعین‌حال باید «مؤثر» و «بفروش» هم باشد و شرط اولِ این دو خصلتْ «قابل‌فهم‌بودن» است. اگر مخاطب مضمون تبلیغ را نفهمد، طبعاً اثر هم نمی‌پذیرد و تبعاً کالا یا خدمتی هم نمی‌خرد.

من هم دورادور دستی بر آتش تبلیغات دارم و می‌دانم که تبلیغ‌نویسان چه جهد و ذوقی برای تولید تبلیغات خلاقانه به خرج می‌دهند؛ اما نباید از هول هلیم هنر و خلاقیت در دیگ وِیل تعقید و پیچیدگی افتاد. تبلیغ تابلوی مونالیزا نیست که از تماشاگرش انتظار دقت‌ورزی و باریک‌بینی و نکته‌گشایی داشته باشیم.

تبلیغ باید «بلیغ» باشد و بلیغ در این فقره یعنی زودیاب و نقطه‌زن و اثربخش؛ درست مثل اهرام ثلاثهٔ مصر که بارز و ساده و شگرف و البته به‌غایت اثرگذار است. جز این هرچه باشد، مصداق نقضِ‌غرض است و موجب اتلاف سرمایه.


معین پایدار، ۰۳ دی ۱۴۰۳
👍4
دقایق زبانی
به‌نام خدای زبان‌آفرین بی‌گمان درصد بالای وام‌واژه‌ها در هر زبان نوعی وابستگی فرهنگی را نشان می‌دهد. بااین‌حال، برخی از وام‌واژه‌ها می‌توانند نقش مثبتی برای هم‌بستگی‌ فرهنگ‌‌ها ایفا کنند. 🔷 به نظر نگارنده، یکی از وام‌واژه‌های این‌گونه «بابانوئل» است که،…
به‌نام خدای زبان‌آفرین

بی‌گمان درصد بالای وام‌واژه‌ها در هر زبان نوعی وابستگی فرهنگی را نشان می‌دهد. بااین‌حال، برخی از وام‌واژه‌ها می‌توانند نقش مثبتی برای هم‌بستگی‌ فرهنگ‌‌ها ایفا کنند.

🔷 به نظر نگارنده، یکی از وام‌واژه‌های این‌گونه «بابانوئل» است که، به‌احتمال زیاد، صورت فارسی‌شدهٔ «پاپانوئل» (Papa Noël) فرانسوی‌ست. در واقع، papa، واژهٔ کودکانهٔ فرانسوی، از papas یونانی به معنی «پدر» (father) گرفته شده‌است. Noël نیز در فرانسوی قدیم اسم خاص به معنی زادهٔ روز کریسمس بوده‌است.

🔷 نظر به اینکه به بابانوئل در فارسی تاجیکستانی بابای‌ برفی می‌گویند و در ترکی باکوییْ شاختابابا (= باباسرما)، آیا ما نیز باید برای این واژه برابری بومی برگزینیم؟ پاسخ غیرقطعی نگارنده خیر است، چراکه سود بابانوئل پرخاطره و خوش‌فرهنگ احتمالاً بیشتر از جایگزینش خواهد بود.

پ.ن.:
۱) گفتنی است Père Noël مترادف فرانسوی معمول‌تری برای Papa Noël است.

۲) معادل انگلیسی بابانوئل (Santa Claus (Am و (Father Christmas (Br است.

#بابا_نوئل

Telegram: https://news.1rj.ru/str/language_niceties
Instagram: https://instagram.com/language_niceties
A. Parsazadeh
👍8
childproof
adjective
1.  resistant to being opened, tampered with, or operated by a child
a childproof medicine bottle

2. made free of hazard for a child
a childproof home

3. made safe from damage by children
a childproof living room free of breakable objects

transitive verb
4. to make childproof
to childproof a home

(The Collins Dictionary)



🔷 برای معادل childproof، پیشنهاد همراهان زبان‌کاو به‌قرار زیر است:

«کودک‌دار
» و «کودک‌گیر» ( کاربر Nimana)،
«کودک‌بان» (کاربر Kayarash)،
«کوشیل» (کوچک + شیل؛ کاربر Asctan)،
«کودکبُد» (آقای فرحبُد)،
«ایمن-برای-کودک» (دکتر رفیعی).


🔷 پیشنهاد نگارنده به‌ترتیب زیر است:

کودک‌ایمن،
کودک‌آسوده.

#childproof
ˈquality ˌtime noun [uncountable]

the time that you spend giving someone your full attention, especially time that you spend with your children when you are not busy:

Do you spend enough quality time with your children?

🔷 گمان می‌کنم معادل «زمان ناب» بهتر از «زمان باکیفیت» باشد. بااین‌حال، زمان با کیفیت بسیار معمول‌ شده‌است.

🔷 پیشنهاد کاربر مهناز «زمان پربار» است. «سره‌زمان»، پیشنهاد کاربر Nimana است.


#ترجمه
#quality_time
spoiler countable noun
A spoiler is information about the plot of a TV series, film, or book that could spoil the enjoyment of someone who has not yet seen or read it.

Warning! This review contains spoilers.

(The Collins Dictionary)

🔷 برخی از معادل‌های اسپویلر در فجازی:

بی‌مزه‌کننده (در کانال احسان‌نامه
لودهنده، افشاساز، افشاگر؛
لوگر (کاربر Nimana).

🔷 برای معادل اسپویلر (spoiler)، پیشنهادم عجالتاً «بی‌مزه‌گر» است. پیش‌تر «تلخانه» (و تلخاندن = spoil) را پیشنهاد کرده بودم.


#اسپویلر
#spoiler
Forwarded from پارسی‌شناسی | گویش‌ور (A. Parsazadeh)
آن وسیله در ماشین که کنار پدال ترمز است را اغلب چگونه تلفظ می‌کنید؟
Anonymous Poll
50%
۱) کلاج
40%
۲) کلاچ
10%
۳) کلاژ
chat‧ty /ˈtʃæti/ adjective

1. liking to talk a lot in a friendly way:

He was in an unusually chatty mood.


2. a piece of writing that is chatty has a friendly informal style:

a chatty letter
(The Cambridge Dictionary)

🔷 گمان می‌کنم برای معنای نخست، معادل شسته‌رفته‌ای در فارسی ندارم. شاید «اهل گپ» اندیشیدنی باشد. گفتنی است معنای ضمنی chatty مثبت است و بدیهی است با معاد‌ل‌های موجود در واژه‌نامه‌ها مانند «وراج»، «پرحرف» یا «پرچانه» متفاوت است.


🔷 پیشنهادهای همراهان زبان‌کاو به‌قرار زیر است:

گپی (کاربر Asctan)،
چانه‌گرم (کاربر stard)،
پرگپ (کاربر Nimana)،
گپ‌دوست (کاربر void)،
گپ‌گرم (استاد شکرچی).


#ترجمه
#chatty
کیستان




آن کیست که نامش عالم را در تسخیر دارد و او را با جان‌سخت‌ترینِ کائنات می‌شناسند؟


پاسخ:
جهانگیر الماسی

#کیستان #هوش_زبانی #سطح_دشوار
👏1