در بازه زمانی که نادلا تحصیلات خود را در یک مدرسه دولتی سطح متوسط در حیدرآباد پشت سر گذاشت تا زمانی که فعالیت خود بهعنوان مدیرعامل مایکروسافت را در واشنگتن آغاز کرد، نکات ارزشمند زیادی در زندگی این متخصص هندی حوزه تکنولوژی بهچشم میخورد. این در حالی است که نادلا بر خلاف بسیاری از رقبای خود، فارغ التحصیلی از هیچ موسسه آموزشی معتبر و اصیلی را در کارنامه خود نمیبیند. ساتیا تحصیل در رشته مهندسی را در دانشگاه Manipal پشتسر گذاشت و در ادامه نیز در دانشکده علوم رایانه دانشگاه Wisconsin مدارک مرتبط با تحصیلات تکمیلی را اخذ کرد. پس از این، او فعالیت حرفهای خود را در شرکت نرمافزاری معتبر Sun Microsystems آغاز کرد و تا پیش از پیوستن به مایکروسافت در سال 1992 میلادی، در همین شرکت مشغول به فعالیت بود. بیش از دو دهه فعالیت در شرکت مایکروسافت، حضور در مدارج سطح بالا مانند مدیریت ارشد گروه تحقیق و توسعه بخش سرویسهای آنلاین، مدیریت ارشد بخش تجاری مایکروسافت و ریاست بخش ابزارها و سرورهای ردموندیها را برای او به همراه داشت. با بهدست گرفتن سکان هدایت بخش سرور و ابزارهای مایکروسافت، درآمدهای این شرکت در پرتوی حضور نادلا، در بخش سرویسهای ابری از 6/ 16 میلیارد دلار به 3/ 20 میلیارد دلار افزایش یافت. از جمله تلاشهای قابل توجه ساتیا نادلا میتوان به تغییر ساختار از تمرکز صرف روی محصولات آفیس و در نهایت، معطوف کردن توجه مدیران مایکروسافت به توسعه سرویسها و راهکارهای ابری و همراه اشاره کرد.
@leanstrategy
@leanstrategy
همیشه عاقبت اندیش باش تا از خطا دور شوی کسانی که به عاقبت کارشان فکر نمی کنند اعمالشان خیلی زیبا برایشان جلوه میکند
@leanstrategy
@leanstrategy
هرچه را كه شديداً به آن وابسته اي پيدا كن،همان را رها كن و خود را آزاد كن خدا مقام بالايي به تو مي دهد و بهتر از آن را به تو مي بخشد.
(ارتباط با خدا)
@leanstrategy
(ارتباط با خدا)
@leanstrategy
به خودت ایمان داشته باش در مقابل سختی ها مقاوم باش ایمان و صبر کلید خوشبختی است
@leanstrategy
@leanstrategy
استعدادهايت را بشناس هدفت را مشخص كن براي رسيدن به هدفت تلاش كن همه كاءنات راهنماي تو خواهند شد
@leanstrategy
@leanstrategy
اگر به سمت چند نقطه حرکت کنی انرژی و توانت تحلیل می رود پس به یک سو تمرکز کن و در یک جهت حرکت کن
@leanstrategy
@leanstrategy
اگر می بینید در زندگیتان هیچ اتفاقی نمی افتدو هیچ موفقیتی ندارید دلیلش این است که هیچ نخواسته اید.
@leanstrategy
@leanstrategy
هر اتفاق بدی در زندگی شما، دستاورد خودتان است مراقب کارهایتان باشید.
@leanstrategy
@leanstrategy
اصل پیتر نقض شد
«رونالد هوسی میسی» فردی عادی بود که در رشته کسبوکار تحصیل کرد و مغازه کوچکی راه انداخته بود که موفق نشد. مغازه دیگری باز کرد و باز هم موفق نشد. 6 مرتبه این اتفاق افتاد و هر بار موفقیتآمیز نبود. طبق نظر شرکتهای اجراکننده اصل پیتر، او باید پس از اولین شکست کار را متوقف میکرد چون عدم صلاحیت خود را در خردهفروشی، تجارت و کارآفرینی نشان داده بود. با این حال هفتمین تلاش او توام با موفقیت بود و او مرد ثروتمندی شد. 150 سال بعد، هنوز فروشگاههای میسی وجود دارد و فروش سالانه در 800 مغازه 30 میلیارد دلار درآمد داشته است. برای فردی با 6 شکست و رسیدن به سطح عدم صلاحیت قبل از موفقیت خود، آمار بدی نیست. سیاستمداران اغلب مثالهای خوبی از نقض اصل پیتر هستند. رئیسجمهور آمریکا، « آبراهام لینکلن» بهرغم موفقیتهای بسیارش سهم بیشتری از شکست و ناکامی داشت. او در تجارت شکست خورد و حتی یک بار به خاطر مشکلاتی که برایش به وجود آمده بود به ایالت «ایلی نویز» فرار کرد. اما مجددا به تجارت پرداخت و ورشکسته شد و بعد هم بارها در مبارزات انتخاباتیاش برای ورود به کنگره آمریکا شکست خورد. او نتوانست وارد مجلس سنا شود و دو سال بعد در مبارزات کاندیداتوری ریاستجمهوری هم شکست خورد. اما سرانجام در 1860، او شانزدهمین رئیسجمهوری آمریکا شد بدون اینکه حتی مخالفانش هم او را فاقد صلاحیت بدانند.
@leanstrategy
«رونالد هوسی میسی» فردی عادی بود که در رشته کسبوکار تحصیل کرد و مغازه کوچکی راه انداخته بود که موفق نشد. مغازه دیگری باز کرد و باز هم موفق نشد. 6 مرتبه این اتفاق افتاد و هر بار موفقیتآمیز نبود. طبق نظر شرکتهای اجراکننده اصل پیتر، او باید پس از اولین شکست کار را متوقف میکرد چون عدم صلاحیت خود را در خردهفروشی، تجارت و کارآفرینی نشان داده بود. با این حال هفتمین تلاش او توام با موفقیت بود و او مرد ثروتمندی شد. 150 سال بعد، هنوز فروشگاههای میسی وجود دارد و فروش سالانه در 800 مغازه 30 میلیارد دلار درآمد داشته است. برای فردی با 6 شکست و رسیدن به سطح عدم صلاحیت قبل از موفقیت خود، آمار بدی نیست. سیاستمداران اغلب مثالهای خوبی از نقض اصل پیتر هستند. رئیسجمهور آمریکا، « آبراهام لینکلن» بهرغم موفقیتهای بسیارش سهم بیشتری از شکست و ناکامی داشت. او در تجارت شکست خورد و حتی یک بار به خاطر مشکلاتی که برایش به وجود آمده بود به ایالت «ایلی نویز» فرار کرد. اما مجددا به تجارت پرداخت و ورشکسته شد و بعد هم بارها در مبارزات انتخاباتیاش برای ورود به کنگره آمریکا شکست خورد. او نتوانست وارد مجلس سنا شود و دو سال بعد در مبارزات کاندیداتوری ریاستجمهوری هم شکست خورد. اما سرانجام در 1860، او شانزدهمین رئیسجمهوری آمریکا شد بدون اینکه حتی مخالفانش هم او را فاقد صلاحیت بدانند.
@leanstrategy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@leanstrategy اين كليپ كوتاه مسير زندگي خيلي انسانها را عوض كرده است ....