هرچه را كه شديداً به آن وابسته اي پيدا كن،همان را رها كن و خود را آزاد كن خدا مقام بالايي به تو مي دهد و بهتر از آن را به تو مي بخشد.
(ارتباط با خدا)
@leanstrategy
(ارتباط با خدا)
@leanstrategy
به خودت ایمان داشته باش در مقابل سختی ها مقاوم باش ایمان و صبر کلید خوشبختی است
@leanstrategy
@leanstrategy
استعدادهايت را بشناس هدفت را مشخص كن براي رسيدن به هدفت تلاش كن همه كاءنات راهنماي تو خواهند شد
@leanstrategy
@leanstrategy
اگر به سمت چند نقطه حرکت کنی انرژی و توانت تحلیل می رود پس به یک سو تمرکز کن و در یک جهت حرکت کن
@leanstrategy
@leanstrategy
اگر می بینید در زندگیتان هیچ اتفاقی نمی افتدو هیچ موفقیتی ندارید دلیلش این است که هیچ نخواسته اید.
@leanstrategy
@leanstrategy
هر اتفاق بدی در زندگی شما، دستاورد خودتان است مراقب کارهایتان باشید.
@leanstrategy
@leanstrategy
اصل پیتر نقض شد
«رونالد هوسی میسی» فردی عادی بود که در رشته کسبوکار تحصیل کرد و مغازه کوچکی راه انداخته بود که موفق نشد. مغازه دیگری باز کرد و باز هم موفق نشد. 6 مرتبه این اتفاق افتاد و هر بار موفقیتآمیز نبود. طبق نظر شرکتهای اجراکننده اصل پیتر، او باید پس از اولین شکست کار را متوقف میکرد چون عدم صلاحیت خود را در خردهفروشی، تجارت و کارآفرینی نشان داده بود. با این حال هفتمین تلاش او توام با موفقیت بود و او مرد ثروتمندی شد. 150 سال بعد، هنوز فروشگاههای میسی وجود دارد و فروش سالانه در 800 مغازه 30 میلیارد دلار درآمد داشته است. برای فردی با 6 شکست و رسیدن به سطح عدم صلاحیت قبل از موفقیت خود، آمار بدی نیست. سیاستمداران اغلب مثالهای خوبی از نقض اصل پیتر هستند. رئیسجمهور آمریکا، « آبراهام لینکلن» بهرغم موفقیتهای بسیارش سهم بیشتری از شکست و ناکامی داشت. او در تجارت شکست خورد و حتی یک بار به خاطر مشکلاتی که برایش به وجود آمده بود به ایالت «ایلی نویز» فرار کرد. اما مجددا به تجارت پرداخت و ورشکسته شد و بعد هم بارها در مبارزات انتخاباتیاش برای ورود به کنگره آمریکا شکست خورد. او نتوانست وارد مجلس سنا شود و دو سال بعد در مبارزات کاندیداتوری ریاستجمهوری هم شکست خورد. اما سرانجام در 1860، او شانزدهمین رئیسجمهوری آمریکا شد بدون اینکه حتی مخالفانش هم او را فاقد صلاحیت بدانند.
@leanstrategy
«رونالد هوسی میسی» فردی عادی بود که در رشته کسبوکار تحصیل کرد و مغازه کوچکی راه انداخته بود که موفق نشد. مغازه دیگری باز کرد و باز هم موفق نشد. 6 مرتبه این اتفاق افتاد و هر بار موفقیتآمیز نبود. طبق نظر شرکتهای اجراکننده اصل پیتر، او باید پس از اولین شکست کار را متوقف میکرد چون عدم صلاحیت خود را در خردهفروشی، تجارت و کارآفرینی نشان داده بود. با این حال هفتمین تلاش او توام با موفقیت بود و او مرد ثروتمندی شد. 150 سال بعد، هنوز فروشگاههای میسی وجود دارد و فروش سالانه در 800 مغازه 30 میلیارد دلار درآمد داشته است. برای فردی با 6 شکست و رسیدن به سطح عدم صلاحیت قبل از موفقیت خود، آمار بدی نیست. سیاستمداران اغلب مثالهای خوبی از نقض اصل پیتر هستند. رئیسجمهور آمریکا، « آبراهام لینکلن» بهرغم موفقیتهای بسیارش سهم بیشتری از شکست و ناکامی داشت. او در تجارت شکست خورد و حتی یک بار به خاطر مشکلاتی که برایش به وجود آمده بود به ایالت «ایلی نویز» فرار کرد. اما مجددا به تجارت پرداخت و ورشکسته شد و بعد هم بارها در مبارزات انتخاباتیاش برای ورود به کنگره آمریکا شکست خورد. او نتوانست وارد مجلس سنا شود و دو سال بعد در مبارزات کاندیداتوری ریاستجمهوری هم شکست خورد. اما سرانجام در 1860، او شانزدهمین رئیسجمهوری آمریکا شد بدون اینکه حتی مخالفانش هم او را فاقد صلاحیت بدانند.
@leanstrategy
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
@leanstrategy اين كليپ كوتاه مسير زندگي خيلي انسانها را عوض كرده است ....