تفکر دلفینی
چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی،
برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم
برساند؟
به طور کلی، انسانها همانند موجودات دریایی به ۳طبقه
تقسیم ميشوند:
ماهیهای کپور، کوسهها و دلفینها.
@leanstrategy
دسته اول:
ماهیهای کپور: که همیشه ماهیهای قربانیاند؛
زیرا توسط دیگر ماهیها خورده میشوند.
برخی از انسانها نیز چنین هستند؛
آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این
یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است
قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم:
کوسه ماهیها:
با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم تو
باید بازنده باشی.
برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی
بالقوه است.
شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل با
انسانهای کوسه مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که
برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند.
دسته سوم:
دلفین ها: این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه
همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را
برگزیده اند .
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با
همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر
او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
درامریکا پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک
هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات
رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد
زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند.
دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی
وقفه به آنها حمله می کردند.
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و
هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون
فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند.
به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی
که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند
و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از
تشخیص های پربار است.
از کتاب راهبرد دلفینی
❄️ @leanstrategy
چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم که در ارتباطات اجتماعی،
برای همه اشخاص راضیکننده باشد و ما را به تفاهم
برساند؟
به طور کلی، انسانها همانند موجودات دریایی به ۳طبقه
تقسیم ميشوند:
ماهیهای کپور، کوسهها و دلفینها.
@leanstrategy
دسته اول:
ماهیهای کپور: که همیشه ماهیهای قربانیاند؛
زیرا توسط دیگر ماهیها خورده میشوند.
برخی از انسانها نیز چنین هستند؛
آنها کم و بیش و برحسب مورد، قربانی این یا آن چیز، این
یا آن مسئله، این یا آن شخص میشوند و حتی ممکن است
قربانی روابط غلط و تفکرات منفی خود شوند.
دسته دوم:
کوسه ماهیها:
با روش (برنده – بازنده). برای اینکه من برنده شوم تو
باید بازنده باشی.
برای کوسهماهی، هر نوع ماهی، دشمن و یک وعده غذایی
بالقوه است.
شاید ما نیز این نقش را بازی کرده باشیم یا حداقل با
انسانهای کوسه مسلک برخورد کرده باشیم مثل کارکنانی که
برای رسیدن به مقامهای بالا یکدیگر را میدرند.
دسته سوم:
دلفین ها: این پستانداران آبزی باهوش دارای روحیه
همکاری هستند و در ارتباطات خود شیوه برنده _ برنده را
برگزیده اند .
دلفین هیچ کمبودی ندارد و می خواهد که همه چیز را با
همگان تقسیم کند. اگر یک دلفین زخمی شود، 4 دلفین دیگر
او را همراهی می کنند تا خود را به گروه برساند.
درامریکا پژوهشگران 95 کوسه و 5 دلفین را به مدت یک
هفته در استخر بزرگ رها کرده و به مطالعه حالات
رفتاری آنها پرداختند.
ابتدا کوسه ها به یکدیگر حمله کردند و در این تهاجم تعداد
زیادی از آنها نابود شدند، سپس به دلفین ها حمله ور شدند.
دلفین ها فقط می خواستند با آنها بازی کنند ولی کوسه ها بی
وقفه به آنها حمله می کردند.
سرانجام دلفین ها به آرامی کوسه ها را محاصره کرده و
هنگامی که یکی از کوسه ها حمله می کرد آنها به ستون
فقرات پشت یا دنده هایش می کوبیدند و آنها را می شکستند.
به این ترتیب کوسه ها یکی بعد از دیگری کشته می شدند.
پس از یک هفته 95 کوسه مرده و 5 دلفین زنده در حالی
که با هم زندگی می کردند در استخر دیده شدند.
در دنیای کوسه ای، برای برنده شدن دیگران یا باید بمیرند
و یا ببازند.
اما در دنیای دلفینی، انعطاف وجود دارد و سر شار از
تشخیص های پربار است.
از کتاب راهبرد دلفینی
❄️ @leanstrategy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دستگاه بلیت فروشی مترو در "مسکو" از مسافران به جای هزینهی بلیت، انجام ۳۰ حرکت اسکات را میپذیرد و به آنها بلیت مجانی میدهد.
❄️ @leanstartegy
❄️ @leanstartegy
✔️فن بیان قدرتمند و توانایی برقرار ارتباط موثر را می توان از طریق آموزش و تمرین کسب کرد. هر چند مسلط شدن به این مهارت مهم چندان راحت به نظر نمی رسد و نیاز به پشتکار و تلاش دارد ولی آگاهی از منافع و مزایای فن بیان موثر می تواند انگیزه فراگیری این مهارت اساسی را در ما ایجاد کرده و نیرو محرکه ما باشد. همه ما خواهان این هستیم که به بهترین شکل ارتباط برقرار کنیم و دارای نفوذ کلام و قدرت بیان باشم پس لازمه آن این است که راههای تاثیرگذاری کلام و بیان را بیاموزیم و بکار ببندیم و از آثار و برکات آن بهره مند شویم.
کلام و بیانی که امام سجاد(ع) در وصف آثارش می فرمایند:
سخن زيبا مال و ثروت را زياد مي كند، روزي را افزايش مي دهد، مرگ را به تاخير مي اندازد، آدمي را محبوب مي سازد و او را وارد بهشت مي سازد.
❄️ @leanstrategy
کلام و بیانی که امام سجاد(ع) در وصف آثارش می فرمایند:
سخن زيبا مال و ثروت را زياد مي كند، روزي را افزايش مي دهد، مرگ را به تاخير مي اندازد، آدمي را محبوب مي سازد و او را وارد بهشت مي سازد.
❄️ @leanstrategy
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آبشار هم با تمام زیبایی
و اقتدارش برای رسیدن
به "مقصود" فرو میریزد!
گاهی باید درخود شکستن را
تجربه کرد، تا به دریا رسید!
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است
❄️ @leanstrategy
و اقتدارش برای رسیدن
به "مقصود" فرو میریزد!
گاهی باید درخود شکستن را
تجربه کرد، تا به دریا رسید!
افتادگی آموز اگر طالب فیضی
هرگز نخورد آب، زمینی که بلند است
❄️ @leanstrategy
❤1
🔅برند کوکاکولا خود صاحب 20 برند دیگر است که هر کدام از آنها بیش از یک میلیارد دلار درآمد دارند.
❄️ @leanstrategy
❄️ @leanstrategy
خانمهای گرامي که دنبال محصولات خونگی،سالم و بهداشتی هستند لطفا توجه فرمایید
دیگر دغدغه چیدمان میز و پذیرایی از میهمانها را نداشته باشید
همراه شما در برگزاری هرچه بهتر مراسم،میهمانیها،تولد و نامزدی،همایشات
قبول سفارشات غذاهای ایرانی تعداد بالا
برای مشاهده نمونه کارها لطفا از کانال زیر دیدن فرمایید و برای عضویت داخل کانال کلمه join را حتما انتخاب کنید الیاس عسگریان:
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAELEXqyblDqkEZWLgw
دیگر دغدغه چیدمان میز و پذیرایی از میهمانها را نداشته باشید
همراه شما در برگزاری هرچه بهتر مراسم،میهمانیها،تولد و نامزدی،همایشات
قبول سفارشات غذاهای ایرانی تعداد بالا
برای مشاهده نمونه کارها لطفا از کانال زیر دیدن فرمایید و برای عضویت داخل کانال کلمه join را حتما انتخاب کنید الیاس عسگریان:
https://news.1rj.ru/str/joinchat/AAAAAELEXqyblDqkEZWLgw
Telegram
🍳🍝🍲🍛🍗مطبخکده
Admin: @Elias65 راههای ارتباط 09029474235
اینستاگرام:
http://www.instagram.com/matbakhkadehe
اینستاگرام:
http://www.instagram.com/matbakhkadehe
تنها راه بردن رقابت این است که از تلاش برای جلو زدن از رقبا دست برداریم!
سعيد روشني
تنها راه بردن رقابت این است که از تلاش برای جلو زدن از رقبا دست برداریم. این جملهی عجیب – و در نگاه اول غیرمنطقی – سنگبنای استراتژی اقیانوس آبی است.
در دنیایی که کارآفرینی روزبهروز در آن پررنگتر و رقابت سنگینتر میشود، تلاش برای به دست آوردن سهم بازار موجود پیوسته در حال دشوارتر شدن است.
در چنین شرایطی که کمپانیهای مختلف به دنبال دزدیدن مشتری از یکدیگر با اضافه کردن ویژگیهای بیشتر به بستههایی که ارائه میدهند به ازای قیمت بالاتر و یا کاستن از ویژگیهای بستههایشان به هدف کاهش قیمت برای ایجاد جذابیت برای دایرهی بزرگتری از مشتریان هستند، برندگان واقعی کمپانیهایی هستند که برای پیشرفت به رقابت در بازارهای موجود بسنده نمیکنند و متوجهند که توسعه و حتی حفظ نفوذشان بر مشتریهای شناخته شدهی یک حوزهی خاص کاری نیست که برای همیشه میسر باشد.
کمپانیهایی که استراتژی اقیانوس آبی را پیش میگیرند، به دنبال کشف بازارهای جدید هستند. آنها به دنبال پیدا کردن نیازهایی هستند که مشتریانشان حتی هنوز از داشتنشان آگاه نیستند. با پاسخگویی به چنین نیازهایی و خلق ارزش نوآورانه با در نظر داشتن تودهی مشتریان دیده نشده، آنها به دنبال باز کردن دری به سوی خیل مشتریانی هستند که بر سر جلب نظر آنها رقابتی خونین میان شرکتهای بزرگ در جریان نیست.
نینتندو – نمونهای از خلق یک اقیانوس آبی
شرکتهایی که در تلاش هستند تا در بازارهای رقابتی زنده بمانند، غالباً استراتژیای که پیش میگیرند این است که مدام تلاش میکنند تا بر ویژگیها و قابلیتهای محصولشان بیافزایند.
در سالهای اولیهی دههی نخست 2000 مایکروسافت و سونی در رقابت شدید پیش از عرضهی کنسولهای بازیشان – پلیاستیشن 3 و اکسباکس 360 – بودند. در حالی که در پیشنمایشها هر یک در حال ربودن توجه از دیگری با معرفی فلان ویژگی جزئی و یا به رخ کشیدن برتری مختصر سختافزار کنسولشان بودند، نینتندو، یکی از قدیمیترین کمپانیهای تولید کنسولهای بازی، به جای ورود به این درگیری خونین که نتیجهای به جز له شدن زیر دست و پای این دو قطب نمیتوانست داشته باشد، تصمیم گرفت در ارزشی که کنسولهای بازی برای مشتریان میآفرینند نوآوری کند. نتیجهی این تلاش کنسولی بود به نام نینتندو وی. کنسولی که تمرکزش بر روی دریای مشتریانی بود که شاید تا پیش از آن میانهای با کنسولهای بازی نداشتند و احتمالاً پس از ورود دو کنسول رقیب به بازار نیز قرار نبود از مشتریان آنها باشند.
در حالی که تمام تمرکز دو بازیگر اصلی این صحنه بر روی جلب توجه نوجوانان و جوانان با قدرتنمایی سختافزاری و خرید انحصار بازیهایی بود که کانون توجه اصلی آن بازیها نیز همین قشر کاربرها بودند، نینتندو وی توجهش را به خانوادهها جلب کرد.
با اضافه کردن کنترلری که سبب تحرک میشد و اجازهی خلق بازیهایی ساده و عامهپسند را میداد، نینتندو وی توانست تبدیل به کنسولی شود که کل اعضای خانواده – نه فقط پسرهای جوان و نوجوان – از آن لذت ببرند.
همین تمرکز بر روی بازیهای عامهپسند و دوری از زرقوبرق اضافه سبب شد تا نینتندو وی از نظر سختافزاری بسیار سبکتر از دو رقیب خود باشد و به کمک همین خصیصه نیز نینتندو توانست کنسولش را در هنگام فروش با قیمتی پایینتر از دو رقیبش به بازار عرضه کند.
در هنگام عرضه وی به همراه یک بازی 250 دلار قیمت داشت، در صورتی قیمت سادهترین مدلهای پلیاستیشن 3 و اکسباکس 360، بدون هیچ بازیای، به ترتیب 500 و 300 دلار بود.
اگر کنجکاوید که بدانید سرنوشت این رقابت به کجا ختم شد...
تعداد پلیاستیشنهای فروخته شده (تا 2018): 84 میلیون دستگاه
تعداد اکسباکسهای فروخته شده (تا 2018): 84 میلیون دستگاه
تعداد ویهای فروخته شده (تا 2018): 101.5 میلیون دستگاه
امروزه نینتندو وی پنجمین کنسول پرفروش تاریخ است.
❄️ @leanstrategy
سعيد روشني
تنها راه بردن رقابت این است که از تلاش برای جلو زدن از رقبا دست برداریم. این جملهی عجیب – و در نگاه اول غیرمنطقی – سنگبنای استراتژی اقیانوس آبی است.
در دنیایی که کارآفرینی روزبهروز در آن پررنگتر و رقابت سنگینتر میشود، تلاش برای به دست آوردن سهم بازار موجود پیوسته در حال دشوارتر شدن است.
در چنین شرایطی که کمپانیهای مختلف به دنبال دزدیدن مشتری از یکدیگر با اضافه کردن ویژگیهای بیشتر به بستههایی که ارائه میدهند به ازای قیمت بالاتر و یا کاستن از ویژگیهای بستههایشان به هدف کاهش قیمت برای ایجاد جذابیت برای دایرهی بزرگتری از مشتریان هستند، برندگان واقعی کمپانیهایی هستند که برای پیشرفت به رقابت در بازارهای موجود بسنده نمیکنند و متوجهند که توسعه و حتی حفظ نفوذشان بر مشتریهای شناخته شدهی یک حوزهی خاص کاری نیست که برای همیشه میسر باشد.
کمپانیهایی که استراتژی اقیانوس آبی را پیش میگیرند، به دنبال کشف بازارهای جدید هستند. آنها به دنبال پیدا کردن نیازهایی هستند که مشتریانشان حتی هنوز از داشتنشان آگاه نیستند. با پاسخگویی به چنین نیازهایی و خلق ارزش نوآورانه با در نظر داشتن تودهی مشتریان دیده نشده، آنها به دنبال باز کردن دری به سوی خیل مشتریانی هستند که بر سر جلب نظر آنها رقابتی خونین میان شرکتهای بزرگ در جریان نیست.
نینتندو – نمونهای از خلق یک اقیانوس آبی
شرکتهایی که در تلاش هستند تا در بازارهای رقابتی زنده بمانند، غالباً استراتژیای که پیش میگیرند این است که مدام تلاش میکنند تا بر ویژگیها و قابلیتهای محصولشان بیافزایند.
در سالهای اولیهی دههی نخست 2000 مایکروسافت و سونی در رقابت شدید پیش از عرضهی کنسولهای بازیشان – پلیاستیشن 3 و اکسباکس 360 – بودند. در حالی که در پیشنمایشها هر یک در حال ربودن توجه از دیگری با معرفی فلان ویژگی جزئی و یا به رخ کشیدن برتری مختصر سختافزار کنسولشان بودند، نینتندو، یکی از قدیمیترین کمپانیهای تولید کنسولهای بازی، به جای ورود به این درگیری خونین که نتیجهای به جز له شدن زیر دست و پای این دو قطب نمیتوانست داشته باشد، تصمیم گرفت در ارزشی که کنسولهای بازی برای مشتریان میآفرینند نوآوری کند. نتیجهی این تلاش کنسولی بود به نام نینتندو وی. کنسولی که تمرکزش بر روی دریای مشتریانی بود که شاید تا پیش از آن میانهای با کنسولهای بازی نداشتند و احتمالاً پس از ورود دو کنسول رقیب به بازار نیز قرار نبود از مشتریان آنها باشند.
در حالی که تمام تمرکز دو بازیگر اصلی این صحنه بر روی جلب توجه نوجوانان و جوانان با قدرتنمایی سختافزاری و خرید انحصار بازیهایی بود که کانون توجه اصلی آن بازیها نیز همین قشر کاربرها بودند، نینتندو وی توجهش را به خانوادهها جلب کرد.
با اضافه کردن کنترلری که سبب تحرک میشد و اجازهی خلق بازیهایی ساده و عامهپسند را میداد، نینتندو وی توانست تبدیل به کنسولی شود که کل اعضای خانواده – نه فقط پسرهای جوان و نوجوان – از آن لذت ببرند.
همین تمرکز بر روی بازیهای عامهپسند و دوری از زرقوبرق اضافه سبب شد تا نینتندو وی از نظر سختافزاری بسیار سبکتر از دو رقیب خود باشد و به کمک همین خصیصه نیز نینتندو توانست کنسولش را در هنگام فروش با قیمتی پایینتر از دو رقیبش به بازار عرضه کند.
در هنگام عرضه وی به همراه یک بازی 250 دلار قیمت داشت، در صورتی قیمت سادهترین مدلهای پلیاستیشن 3 و اکسباکس 360، بدون هیچ بازیای، به ترتیب 500 و 300 دلار بود.
اگر کنجکاوید که بدانید سرنوشت این رقابت به کجا ختم شد...
تعداد پلیاستیشنهای فروخته شده (تا 2018): 84 میلیون دستگاه
تعداد اکسباکسهای فروخته شده (تا 2018): 84 میلیون دستگاه
تعداد ویهای فروخته شده (تا 2018): 101.5 میلیون دستگاه
امروزه نینتندو وی پنجمین کنسول پرفروش تاریخ است.
❄️ @leanstrategy
سلام مهندس!!
معني تحت اللفظي واژه مهندس يا engineer هم در زبان فارسي هم در زبان انگليسي به توصيف ضعيف و نارسايي مي انجامد،
برخلاف ظاهر اين كلمه.
"مهندس"كسي كه هندسه ميداند نيست!
مهندس يعني به كار بردن علوم و فنون به منظور طراحي يا توسعه ساختارها،دستگاه ها،
ماشين الات يا فرايندهاي توليد يا كار كردن با انها يا بكار بردن انها بصورت تنها يا در تركيب با وسايل ديگر و يا ساختن و بكار انداختن انها از طريق درك كامل ساختمان انها و يا به منظور پيش بيني كردن رفتار انها تحت شرايط و موقعيت هاي ويژه و معين.
❄️ @leanstrategy
هفت كار اصلي يك مهندس:
١_تحقيق (research)
كشف راه حل هاي ساده و سودمند
٢_طراحي (design)
بهره گيري از مدل هاي مهندسي،روش ها و نيازهاي كنوني
٣_توسعه (development)
اعمال دستاوردهاي تحقيقات موجود براي غلبه بر يك مشكل يا بهبود كمي و كيفي سيستم و ابزار
٤_ساخت (construction)
اماده سازي فضا و محيط توليد،رويه ساخت،كيفيت محصول،هزينه تمام شده
٥_توليد (production)
برنامه ريزي و زمان بندي كار، انتخاب و مشخص كردن ترتيب فرايندها،ابزارها،مواد اوليه، چيدمان،عناصر و اجزاي سيستم نهايي،ازمايش، بازرسي و عيب يابي محصول
٦_مديريت (management)
نطارت بر ابزارها و سيستم ها و پيش بيني وضعيت اينده و سازماندهي منابع مالي، انساني و اطلاعاتي موجود
٧_بكار انداختن (operation)
اشنايي با كنترل هاي مكانيكي،الكترونيكي يا
نرم افزازي ابزار و سيستم، تامين نيرو و جنبه هاي اقتصادي
❄️ @leanstrategy
معني تحت اللفظي واژه مهندس يا engineer هم در زبان فارسي هم در زبان انگليسي به توصيف ضعيف و نارسايي مي انجامد،
برخلاف ظاهر اين كلمه.
"مهندس"كسي كه هندسه ميداند نيست!
مهندس يعني به كار بردن علوم و فنون به منظور طراحي يا توسعه ساختارها،دستگاه ها،
ماشين الات يا فرايندهاي توليد يا كار كردن با انها يا بكار بردن انها بصورت تنها يا در تركيب با وسايل ديگر و يا ساختن و بكار انداختن انها از طريق درك كامل ساختمان انها و يا به منظور پيش بيني كردن رفتار انها تحت شرايط و موقعيت هاي ويژه و معين.
❄️ @leanstrategy
هفت كار اصلي يك مهندس:
١_تحقيق (research)
كشف راه حل هاي ساده و سودمند
٢_طراحي (design)
بهره گيري از مدل هاي مهندسي،روش ها و نيازهاي كنوني
٣_توسعه (development)
اعمال دستاوردهاي تحقيقات موجود براي غلبه بر يك مشكل يا بهبود كمي و كيفي سيستم و ابزار
٤_ساخت (construction)
اماده سازي فضا و محيط توليد،رويه ساخت،كيفيت محصول،هزينه تمام شده
٥_توليد (production)
برنامه ريزي و زمان بندي كار، انتخاب و مشخص كردن ترتيب فرايندها،ابزارها،مواد اوليه، چيدمان،عناصر و اجزاي سيستم نهايي،ازمايش، بازرسي و عيب يابي محصول
٦_مديريت (management)
نطارت بر ابزارها و سيستم ها و پيش بيني وضعيت اينده و سازماندهي منابع مالي، انساني و اطلاعاتي موجود
٧_بكار انداختن (operation)
اشنايي با كنترل هاي مكانيكي،الكترونيكي يا
نرم افزازي ابزار و سيستم، تامين نيرو و جنبه هاي اقتصادي
❄️ @leanstrategy
☘ اختلاف نظر قورباغه و کانگورو ☘
قورباغه به کانگورو گفت:
من می توانم بپرم و تو هم. پس اگر با هم ازدواج کنیم بچه مان می تواند از روی کوه ها یک فرسنگ بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
کانگورو گفت:
"عزیزم" چه فکر جالبی!
من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند
@leanstrategy
آخرش قورباغه گفت:
برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر
قورباغه دیگر چیزی نگفت. کانگورو هم جست زد و رفت. آنها هیچ وقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ پپرد. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
«پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود.»
آنچه ما را ویران می کند باورهای غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه ی دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
❄️ @leanstrategy
قورباغه به کانگورو گفت:
من می توانم بپرم و تو هم. پس اگر با هم ازدواج کنیم بچه مان می تواند از روی کوه ها یک فرسنگ بپرد، و ما می توانیم اسمش را «قورگورو» بگذاریم.
کانگورو گفت:
"عزیزم" چه فکر جالبی!
من با خوشحالی با تو ازدواج می کنم اما درباره ی قورگورو، بهتر است اسمش را بگذاریم «کانباغه».
هر دو بر سر «قورگورو» و «کانباغه» بحث کردند و بحث کردند
@leanstrategy
آخرش قورباغه گفت:
برای من نه «قورگورو» مهم است و نه «کانباغه». اصلا من دلم نمی خواهد با تو ازدواج کنم.
کانگورو گفت: بهتر
قورباغه دیگر چیزی نگفت. کانگورو هم جست زد و رفت. آنها هیچ وقت ازدواج نکردند، بچه ای هم نداشتند که بتواند از کوه ها بجهد و تا یک فرسنگ پپرد. چه بد، چه حیف که نتوانستند فقط سر یک اسم توافق کنند.
این قصه ی زیبا از شل سیلور استاین مفهوم جالبی دارد.
«پتانسیل موجود برای دستاوردهای بزرگ، قربانی اختلاف نظرهای کوچک می شود.»
آنچه ما را ویران می کند باورهای غلط و تعصباتی است که به خودمان اجازه ی دگربینی و دگرگونی آنها را نمی دهیم.
❄️ @leanstrategy