در سال 1890 آمریکا با رکود بزرگی مواجه شد. شرکت ها یکی پس از دیگری ورشکست و کارکنان دسته دسته از کار بیکار می شدند. یکی از تاجران نیز هتلش را از دست داد و تنها چیزی که برایش باقی ماند، اندکی پول و وقت فراوان بود. وی تصمیم گرفت #کتابی بنویسد و به مردم انگیزه بدهد که حتی در دشواری ها نیز به تلاش خود ادامه دهند.
نام او "#اریسون_سوت_ماردِن" بود. او اتاق کوچکی روی یک اصطبل اجاره کرد و به مدت یکسال شبانه روز مشغول نوشتن شد. کتاب او با عنوان "#حرکت_رو_به_جلو" به صدها نفری اشاره داشت که علیرغم تمام ناملایمات به تلاش خود ادامه داده و به موفقیت رسیده اند.
سرانجام کار کتاب به پایان رسید. صبح روز بعد، صفحه آخر کتاب را نوشت و خسته و گرسنه به رستورانی رفت تا غذا بخورد. وقتی غذا می خورد، اصطبل آتش گرفت و اتاق او هم به کلی سوخت و کتاب نیز به خاکستر تبدیل شد. 5500 صفحه دست نویس او ناگهان از بین رفت.
او ابتدا به شدت دچار ناامیدی شد، اما بعد فکر کرد که کتابش درباره پشتکار بوده است. پس بار دیگر قلم به دست گرفت و نوشتن را شروع کرد. یک سال دیگر را نیز صرف نوشتن کتاب کرد و وقتی کتاب تکمیل شد، آن را به ناشر های مختلف داد.
اما در سال سوم بحران اقتصادی، کسی به کتاب های الهام بخش اعتقادی نداشت. اریسون رد شدن کتاب را پذیرفت و منتظر ماند تا شرایط بهتر شود. سپس به شیکاگو رفت و شغل دیگری پیدا کرد.
یک روز موضوع کتاب را با دوستانش در میان گذاشت. دوستش ناشری را می شناخت. ناشر کتاب را خواند و بسیار هیجان زده شد و به این نتیجه رسید که این کتاب دقیقا همان چیزی است که مردم به آن احتیاج دارند. کتاب "حرکت رو به جلو " منتشر شد و در ردیف #پرفروش ترین کتاب های آن زمان قرار گرفت. این کتاب منبع الهامی برای هزاران نفر بود.
بسیاری از بازرگانان و سیاستمداران معتقدند این کتاب، آمریکا را به قرن بیستم رساند و تاثیر فراوانی بر افکار مردم داشت. اشخاصی مانند #هنری_فورد، #توماس_ادیسون، #هاروی_فایرستون و #جی_پی_مورگان از این کتاب بهره های فراوانی گرفتند.
اوریسون در کتاب خود می نویسد: "دو چیز لازمه #موفقیت است: یکی دست به کار شدن و دیگری ادامه دادن. " او در کتابش نوشته است : "برای کسی که به قدرتش واقف باشد، شکستی در کار نیست. برای کسی که تلاش می کند، شکست بی معناست. برای مردمی که در پی هر بار زمین خوردن برمی خیزند، شکست مفهومی ندارد. آدم موفق کسی است که وقتی همه دست از تلاش بر می دارند، او به تلاش خود ادامه می دهد."
برگرفته از کتاب قدرت برنامه ریزی
برایان تریسی
❄️ @leanstrategy
نام او "#اریسون_سوت_ماردِن" بود. او اتاق کوچکی روی یک اصطبل اجاره کرد و به مدت یکسال شبانه روز مشغول نوشتن شد. کتاب او با عنوان "#حرکت_رو_به_جلو" به صدها نفری اشاره داشت که علیرغم تمام ناملایمات به تلاش خود ادامه داده و به موفقیت رسیده اند.
سرانجام کار کتاب به پایان رسید. صبح روز بعد، صفحه آخر کتاب را نوشت و خسته و گرسنه به رستورانی رفت تا غذا بخورد. وقتی غذا می خورد، اصطبل آتش گرفت و اتاق او هم به کلی سوخت و کتاب نیز به خاکستر تبدیل شد. 5500 صفحه دست نویس او ناگهان از بین رفت.
او ابتدا به شدت دچار ناامیدی شد، اما بعد فکر کرد که کتابش درباره پشتکار بوده است. پس بار دیگر قلم به دست گرفت و نوشتن را شروع کرد. یک سال دیگر را نیز صرف نوشتن کتاب کرد و وقتی کتاب تکمیل شد، آن را به ناشر های مختلف داد.
اما در سال سوم بحران اقتصادی، کسی به کتاب های الهام بخش اعتقادی نداشت. اریسون رد شدن کتاب را پذیرفت و منتظر ماند تا شرایط بهتر شود. سپس به شیکاگو رفت و شغل دیگری پیدا کرد.
یک روز موضوع کتاب را با دوستانش در میان گذاشت. دوستش ناشری را می شناخت. ناشر کتاب را خواند و بسیار هیجان زده شد و به این نتیجه رسید که این کتاب دقیقا همان چیزی است که مردم به آن احتیاج دارند. کتاب "حرکت رو به جلو " منتشر شد و در ردیف #پرفروش ترین کتاب های آن زمان قرار گرفت. این کتاب منبع الهامی برای هزاران نفر بود.
بسیاری از بازرگانان و سیاستمداران معتقدند این کتاب، آمریکا را به قرن بیستم رساند و تاثیر فراوانی بر افکار مردم داشت. اشخاصی مانند #هنری_فورد، #توماس_ادیسون، #هاروی_فایرستون و #جی_پی_مورگان از این کتاب بهره های فراوانی گرفتند.
اوریسون در کتاب خود می نویسد: "دو چیز لازمه #موفقیت است: یکی دست به کار شدن و دیگری ادامه دادن. " او در کتابش نوشته است : "برای کسی که به قدرتش واقف باشد، شکستی در کار نیست. برای کسی که تلاش می کند، شکست بی معناست. برای مردمی که در پی هر بار زمین خوردن برمی خیزند، شکست مفهومی ندارد. آدم موفق کسی است که وقتی همه دست از تلاش بر می دارند، او به تلاش خود ادامه می دهد."
برگرفته از کتاب قدرت برنامه ریزی
برایان تریسی
❄️ @leanstrategy
👆👆👆👆👆👆👆👆👆
سلام و عرض ادب
خدمت همه دوستان گرامی
امروز دوره آموزشی BP با همراهی
همه عزیزان در دانشگاه معین برگزار شد . محتوای آموزشی برای عزیزان شرکت کننده ارسال شد . دوره پیشرفته BP برای ۱۶ ساعت
پیش بینی شده و با توجه به ویژگی های منحصر به فرد ، توقعات مدیران و متقاضیان آموزش مدیریت فردی و رهبری بر خود را به خوبی برآورده میکند . متقاضیان میتوانند با آی دی ادمین برای ثبت نام در تماس باشند .
با آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان
تلفن گروه آموزشی خرد گستران :
۷۷۹۳۱۶۷۶
موبایل :
۰۹۳۰۵۴۵۳۲۶۵
❄️ @leanstrategy
سلام و عرض ادب
خدمت همه دوستان گرامی
امروز دوره آموزشی BP با همراهی
همه عزیزان در دانشگاه معین برگزار شد . محتوای آموزشی برای عزیزان شرکت کننده ارسال شد . دوره پیشرفته BP برای ۱۶ ساعت
پیش بینی شده و با توجه به ویژگی های منحصر به فرد ، توقعات مدیران و متقاضیان آموزش مدیریت فردی و رهبری بر خود را به خوبی برآورده میکند . متقاضیان میتوانند با آی دی ادمین برای ثبت نام در تماس باشند .
با آرزوی موفقیت برای همه شما عزیزان
تلفن گروه آموزشی خرد گستران :
۷۷۹۳۱۶۷۶
موبایل :
۰۹۳۰۵۴۵۳۲۶۵
❄️ @leanstrategy
یک شرکت عالی چگونه شرکتی است؟
"جيم كالينز"
برای عالی بودن باید به سه دستاورد رسیده باشید.
اول برتری در دستاوردها؛
دوم تمایز در تاثیر؛
سوم وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
اگر شما یک تیم ورزشی باشید و جام قهرمانی را ازآن خود نکنید شما عالی نیستید.
شما باید راهی برای پیروز شدن در بازی که انتخاب کرده اید بیابید. نتایج قابل قبول به درد شما نمی خورد.
خوب بودن کافی نیست شما باید عالی باشید.
تمایز در تاثیر: اگر قرار باشد شما بعنوان یک شرکت یا سازمان یا یک موسسه نباشید چه کسی دلش برایتان تنگ خواهد شد؟
باید به گونه ای باشید که هیچ سازمانی نتواند جای خالی شما را پر کند.
عالی بودن به این معنا است که اگر روزی نباشید جای خالی شما به وضوح مشخص باشد.
بزرگ بودن به معنی عالی بودن نیست و عالی بودن به معنی بزرگ بودن نیست.
رستوران های محلی مارولیس بزرگ نیستند اما تصور کنید اگر این رستوران ها نباشند چه اتفاقی خواهد افتاد، چه چیزی می تواند جای آن ها را پر کند؟
وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
سازمان های عالی نسل های مختلفی از رهبران و مهندسان عالی دارند که با رفتن آنها شرکت افول نمی کند.
اگر عملکرد عالی سازمان وابسته به افراد باشد. سازمان شما عالی نیست.
مطالب بالا خلاصه سخنرانی کالینز در مورد معنای عالی بودن و ویژگی های آن است.
❄️ @leanstrategy
"جيم كالينز"
برای عالی بودن باید به سه دستاورد رسیده باشید.
اول برتری در دستاوردها؛
دوم تمایز در تاثیر؛
سوم وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
اگر شما یک تیم ورزشی باشید و جام قهرمانی را ازآن خود نکنید شما عالی نیستید.
شما باید راهی برای پیروز شدن در بازی که انتخاب کرده اید بیابید. نتایج قابل قبول به درد شما نمی خورد.
خوب بودن کافی نیست شما باید عالی باشید.
تمایز در تاثیر: اگر قرار باشد شما بعنوان یک شرکت یا سازمان یا یک موسسه نباشید چه کسی دلش برایتان تنگ خواهد شد؟
باید به گونه ای باشید که هیچ سازمانی نتواند جای خالی شما را پر کند.
عالی بودن به این معنا است که اگر روزی نباشید جای خالی شما به وضوح مشخص باشد.
بزرگ بودن به معنی عالی بودن نیست و عالی بودن به معنی بزرگ بودن نیست.
رستوران های محلی مارولیس بزرگ نیستند اما تصور کنید اگر این رستوران ها نباشند چه اتفاقی خواهد افتاد، چه چیزی می تواند جای آن ها را پر کند؟
وابسته نبودن موفقیت شرکت به افراد.
سازمان های عالی نسل های مختلفی از رهبران و مهندسان عالی دارند که با رفتن آنها شرکت افول نمی کند.
اگر عملکرد عالی سازمان وابسته به افراد باشد. سازمان شما عالی نیست.
مطالب بالا خلاصه سخنرانی کالینز در مورد معنای عالی بودن و ویژگی های آن است.
❄️ @leanstrategy
تایم باکسینگ یا بهعبارتدیگر، تعیین محدودهی زمانی مشخص برای وظایف یا کارها
زمانی که همهی کارهای مهم و ضروری خود را به تقویمی که با دیگران به اشتراک گذاشتید وارد میکنید، همکاران شما قادرند که آنها را ببینند. بنابراین نهتنها شما برنامهی کاری خود را به شیوهای پیش میبرید که با برنامهی سایرین هماهنگی داشته باشد، بلکه دیگران نیز بهراحتی بررسی میکنند که آیا کار شما، با وظایف آنها سازگار است یا خیر.
یادآوری: در حال حاضر برخی از شرکتهای بزرگ و مطرح جهان مانند مایکروسافت و گوگل، از تقویمهای کاری مشترک (با گزینههای حفظ حریم خصوصی) استفاده میکنند.
منبع:مدیریت رفتار سازمانی
❄️ @leanstrategy
زمانی که همهی کارهای مهم و ضروری خود را به تقویمی که با دیگران به اشتراک گذاشتید وارد میکنید، همکاران شما قادرند که آنها را ببینند. بنابراین نهتنها شما برنامهی کاری خود را به شیوهای پیش میبرید که با برنامهی سایرین هماهنگی داشته باشد، بلکه دیگران نیز بهراحتی بررسی میکنند که آیا کار شما، با وظایف آنها سازگار است یا خیر.
یادآوری: در حال حاضر برخی از شرکتهای بزرگ و مطرح جهان مانند مایکروسافت و گوگل، از تقویمهای کاری مشترک (با گزینههای حفظ حریم خصوصی) استفاده میکنند.
منبع:مدیریت رفتار سازمانی
❄️ @leanstrategy
🖊رویکردهای نوین مدیریت استراتژیک- استراتژی ماهی قرمز بنفش🖊
@iran_strategy
📌طول ماهی قرمزهایی به صورت معمول کمتر از 10 سانتیمتر است در حالیکه طول ماهی قرمزها در شرایط مناسب به بیش از 45 سانتیمتر می رسد.
📌پنج برابر بزگتر؟؟؟ تصور کنید در حالیکه در خیابان راه می روید با فردی 9 متری مواجه شوید، چه قدر شوکه خواهید شد؟ چگونه ممکن است یک نفر قدش بیش از 5 برابر قد یک انسان معمول باشد؟
✅استن فیلپز از عاشقان ماهی است. وقتی وی اولین بار با این حقیقت مواجه شد با خود پرسید چگونه ممکن است اندازه یک ماهی را 5 برابر اندازه نرمال کنیم؟
📌هرچه استن بیشتر و بیشتر در مورد این مورد جستجو می کرد بیشتر و بیشتر به شباهت میان بزرگ کردن اندازه یک ماهی و توسعه کسب و کار پی می برد.
✅این پرسش و علاقه استن در نهایت منجر به انتشار مجموعه کتاب ها و دیدگاه هایی شد که امروزه با عنوان استراتژی ماهی قرمز بنقش شناخته می شود.
✅وی پنج راهکار پیشنهاد می دهد که براساس آن بتوانید همانند یک ماهی قرمزکسب و کار خود را توسعه دهد.
@iran_strategy
📍اندازه تنگ= تنگ بزگتر می تواند ماهی بزگتر را در خود بپروراند. به همین ترتیب هرچه بازار بزگتری برای خود انتخاب کنید، میتوانید رشد بیشتری داشته باشید.
📍رقبا= ماهی بیشتر در یک تنگ مساوی است با ماهی های کوچکتر. هرچه رقبا بیشتر باشند رشد و کسب و کار شما دشوارتر خواهد بود.
📍کیفیت آب= ماهی قرمز در آب کثیف رشد نمی کند. به همین ترتیب کسب و کارها نیز در اقتصاد غیرشفاف رشد نمی کنند.
📍120 روز اول زندگی= کیفیت نگهداشت از ماهی در 120 روز اول زندگی تا حدود زیادی اندازه نهایی آن را مشخص می کند. روزهای اول شروع کسب و کار نیز تا حدود زیادی می تواند بر آینده شرکت تاثیر گذار باشد.
📍اصلاح ژنتیک= ماهی های که اصلاح ژنی شده باشند پتانسیل بیشتری برای رشد دارند. اصلاح ژنتیک در کسب و کار به معنی خلق تمایز استراتژیک با رقبا می باشد.
✅هرکدام از عوامل فوق تفسیر طولانی دارند. استن فیلپز در حوزه های مختلف مانند مشتری و فروش و ... قوانین ماهی قرمز بنفش خود را بسط داده و توضیحات جالبی ارائه می دهد.
📌از لحاظ سبک شناسی این متدلوژی در جایی مابین استراتژی رقابتی پورتر و استراتژی اقیانوس آبی قرار می گیرد.
منبع : ايران استراتژي
❄️ @leanstrategy
@iran_strategy
📌طول ماهی قرمزهایی به صورت معمول کمتر از 10 سانتیمتر است در حالیکه طول ماهی قرمزها در شرایط مناسب به بیش از 45 سانتیمتر می رسد.
📌پنج برابر بزگتر؟؟؟ تصور کنید در حالیکه در خیابان راه می روید با فردی 9 متری مواجه شوید، چه قدر شوکه خواهید شد؟ چگونه ممکن است یک نفر قدش بیش از 5 برابر قد یک انسان معمول باشد؟
✅استن فیلپز از عاشقان ماهی است. وقتی وی اولین بار با این حقیقت مواجه شد با خود پرسید چگونه ممکن است اندازه یک ماهی را 5 برابر اندازه نرمال کنیم؟
📌هرچه استن بیشتر و بیشتر در مورد این مورد جستجو می کرد بیشتر و بیشتر به شباهت میان بزرگ کردن اندازه یک ماهی و توسعه کسب و کار پی می برد.
✅این پرسش و علاقه استن در نهایت منجر به انتشار مجموعه کتاب ها و دیدگاه هایی شد که امروزه با عنوان استراتژی ماهی قرمز بنقش شناخته می شود.
✅وی پنج راهکار پیشنهاد می دهد که براساس آن بتوانید همانند یک ماهی قرمزکسب و کار خود را توسعه دهد.
@iran_strategy
📍اندازه تنگ= تنگ بزگتر می تواند ماهی بزگتر را در خود بپروراند. به همین ترتیب هرچه بازار بزگتری برای خود انتخاب کنید، میتوانید رشد بیشتری داشته باشید.
📍رقبا= ماهی بیشتر در یک تنگ مساوی است با ماهی های کوچکتر. هرچه رقبا بیشتر باشند رشد و کسب و کار شما دشوارتر خواهد بود.
📍کیفیت آب= ماهی قرمز در آب کثیف رشد نمی کند. به همین ترتیب کسب و کارها نیز در اقتصاد غیرشفاف رشد نمی کنند.
📍120 روز اول زندگی= کیفیت نگهداشت از ماهی در 120 روز اول زندگی تا حدود زیادی اندازه نهایی آن را مشخص می کند. روزهای اول شروع کسب و کار نیز تا حدود زیادی می تواند بر آینده شرکت تاثیر گذار باشد.
📍اصلاح ژنتیک= ماهی های که اصلاح ژنی شده باشند پتانسیل بیشتری برای رشد دارند. اصلاح ژنتیک در کسب و کار به معنی خلق تمایز استراتژیک با رقبا می باشد.
✅هرکدام از عوامل فوق تفسیر طولانی دارند. استن فیلپز در حوزه های مختلف مانند مشتری و فروش و ... قوانین ماهی قرمز بنفش خود را بسط داده و توضیحات جالبی ارائه می دهد.
📌از لحاظ سبک شناسی این متدلوژی در جایی مابین استراتژی رقابتی پورتر و استراتژی اقیانوس آبی قرار می گیرد.
منبع : ايران استراتژي
❄️ @leanstrategy
﷽
🍃🕊
معجزه ها درونی هستند
به درون خویش سفر کن
تاجادوی زندگی خود را خلق کنی
درونت قلمرویی از آرامش هست
که میتواند همه نیکبختی هایی
که خواهان آنهایی خلق کند
🍃🕊
❄️ @leanstrategy
🍃🕊
معجزه ها درونی هستند
به درون خویش سفر کن
تاجادوی زندگی خود را خلق کنی
درونت قلمرویی از آرامش هست
که میتواند همه نیکبختی هایی
که خواهان آنهایی خلق کند
🍃🕊
❄️ @leanstrategy
✅ با کسانی باش که تو را زیاد کنند!
⚪️ استاد علی صفایی حائری
اگر انسان فهمید که باید #رشد کند، در نتیجه با کسانی مینشیند که یا به آنها رشد بدهد و یا از آنها رشد بگیرد. به یکی از دوستانم گفتم: با کسانی باش که تو را زیاد کنند و گفتم: هرکس جز حق از تو میکاهد و گفتم: ببین که هنگامی که با فلانشخص یا بهماننفر مینشینی او چه چیزی را در تو بزرگ میکند؛ خودش را و یا خودت را و یا دنیا را یا خدا را...
❄️ @leanstrategy
⚪️ استاد علی صفایی حائری
اگر انسان فهمید که باید #رشد کند، در نتیجه با کسانی مینشیند که یا به آنها رشد بدهد و یا از آنها رشد بگیرد. به یکی از دوستانم گفتم: با کسانی باش که تو را زیاد کنند و گفتم: هرکس جز حق از تو میکاهد و گفتم: ببین که هنگامی که با فلانشخص یا بهماننفر مینشینی او چه چیزی را در تو بزرگ میکند؛ خودش را و یا خودت را و یا دنیا را یا خدا را...
❄️ @leanstrategy
ممکن است توانایی شما را به اوج برساند، اما این سرشت و شخصیت است که شما را در اوج نگه می دارد.
مدیریت رفتار سازمانی👌🏻
❄️ @leanstrategy
مدیریت رفتار سازمانی👌🏻
❄️ @leanstrategy
✔️اضطراب در سخنرانی
بیشتر افراد قبل از اینکه سخنرانی را شروع کنند کمی دچار اضطراب و تنشهای عصبی میشوند. وقتی کنترل مناسبی بر این نوع از اضطراب نداشته باشید، شما را در مورد موضوعی که میخوهید مطرح کنید نامطمئن کرده و اثرات منفی روی سخنرانی خواهد داشت. خلاص شدن از شر این اضطرابها احتمالاً کار سختی خواهد بود. شما با شناخت و آگاهی نسبت به اضطرابتان میتوانید در جهت کاهش آن گام برداشته و برای تمرین و ارائه سخنرانیتان آماده شوید.
❄️ @leanstrategy
بیشتر افراد قبل از اینکه سخنرانی را شروع کنند کمی دچار اضطراب و تنشهای عصبی میشوند. وقتی کنترل مناسبی بر این نوع از اضطراب نداشته باشید، شما را در مورد موضوعی که میخوهید مطرح کنید نامطمئن کرده و اثرات منفی روی سخنرانی خواهد داشت. خلاص شدن از شر این اضطرابها احتمالاً کار سختی خواهد بود. شما با شناخت و آگاهی نسبت به اضطرابتان میتوانید در جهت کاهش آن گام برداشته و برای تمرین و ارائه سخنرانیتان آماده شوید.
❄️ @leanstrategy
تحقیقات نشان میدهد انسانها نمیتوانند همزمان چندین کار را با هم پیش ببرند و در چندکارگی موفق باشند.
بنابراین، ذهن ما سراغ task switching میرود و میخواهد به سرعت از یک کار به کار دیگر سوییچ کند. باز کردن تعداد زیادی برگه در مرورگر و کامپیوتر، پیادهسازی دیجیتالی این ذهنیت است که غالبا هم بینتیجه است چون تغییر تمرکز از یک کار یا برگه به کار و برگه دیگری همراه با از دست دادن زمان است.
❄️ @leanstrategy
بنابراین، ذهن ما سراغ task switching میرود و میخواهد به سرعت از یک کار به کار دیگر سوییچ کند. باز کردن تعداد زیادی برگه در مرورگر و کامپیوتر، پیادهسازی دیجیتالی این ذهنیت است که غالبا هم بینتیجه است چون تغییر تمرکز از یک کار یا برگه به کار و برگه دیگری همراه با از دست دادن زمان است.
❄️ @leanstrategy
۳۵ شعار برتر تبلیغاتی از برندهای مدرن
ما در دوره ای زندگی می کنیم که برندهای کوچک و بزرگ از شعارهای تبلیغاتی برای پابرجایی برند خود استفاده می کنند. شعار تبلیغاتی هسته ی اصلی و زیر بنای برند می باشد. شعارهای بسیاری، از شرکت های مختلف شنیده می شود؛ اما بهترین شعارهای تبلیغاتی آن هایی هستند که به هسته اصلی برند اشاره دارند. در این مقاله برترین شعارهای تبلیغاتی را جمع آوری کردیم.
به نظر شما برترین شعار تبلیغاتی چگونه ارزیابی می گردد؟
چه چیزی شعار تبلیغاتی را خوب، متوسط و حتی ضعیف نشان می دهد؟
برترین شعارهای تبلیغاتی به درستی به بیان اینکه آن برند چیست؟
و چگونه می تواند در بازه زمانی کوتاهی به ذهن مشتری بنشیند گفته می شود.
در ادامه به معرفی شعارهای برتر تبلیغاتی از برندهای مدرن می پردازیم:
۱- فولکس واگن: کوچک فکر کنید.
۲- پورشه: جایگزینی نیست
۳- آستون مارتین: قدرت، زیبایی و روح.
۴- وال مارت: پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.
۵- ریبوک: من همانی هستم که هستم.
۶- نایک: فقط انجامش بده!
۷- آدیداس: غیر ممکن وجود نداره.
۸- مارک اند اسپنسر: حق همیشه و کاملاً با مشتری است.
۹- تری ام: نوآوری
۱۰- آی بی ام: راه حلی برای سیاره هوشمند.
۱۱- سونی: باورش کن.
۱۲- آی مکس: بزرگ فکر کن.
۱۳- دوپونت: معجزه دانش.
۱۴- انرگایزر: به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده …
۱۵- پلی استیشن: در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای ما بازی کنید.
۱۶- بلاگر: دکمه انتشار را فشار دهید.
۱۷- کانن: آن چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید.
۱۸- نیکون: در قلب تصویر
۱۹- کداک: لحظاتت را به اشتراک بذار، زندگی ات را به اشتراک بذار.
۲۰- فدکس: وقتی که هیچ فردایی نیست.
۲۱- دیزنی لند: شادترین نقطه ی روی زمین
۲۲- فورچن: برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.
۲۳- مک دونالد: من عاشقشم!
۲۴- کوکاکولا: درب قوطی را باز کن تا سرحال شی.
۲۵- ام اند ام: در دهانتان آب می شود، نه در دستانتان.
۲۶- آژاکس: قوی تر از کثیفی.
۲۷- المپوس: دید شما آینده ی شماست.
۲۸- کلوین کالین: بین عشق و دیوانگی، وسواس است.
۲۹- ودافون: بیشتر از اکنون باشید.
۳۰- تگ هیور: موفقیت، یک بازی ذهنی است.
۳۱- لیوایز: کیفیت هرگز از مد نمی افتد.
۳۲- صلیب سرخ: بزرگترین تراژدی بی تفاوتی است.
۳۳- یلو پیج: به انگشتانتان اجازه بدهید، راه بروند
۳۴- کی. اف. سی: غذای عالی
۳۵- نوکیا: ارتباط دادن مردم
مترجم: حامد فردوس آرا
❄️ @leanstrategy
ما در دوره ای زندگی می کنیم که برندهای کوچک و بزرگ از شعارهای تبلیغاتی برای پابرجایی برند خود استفاده می کنند. شعار تبلیغاتی هسته ی اصلی و زیر بنای برند می باشد. شعارهای بسیاری، از شرکت های مختلف شنیده می شود؛ اما بهترین شعارهای تبلیغاتی آن هایی هستند که به هسته اصلی برند اشاره دارند. در این مقاله برترین شعارهای تبلیغاتی را جمع آوری کردیم.
به نظر شما برترین شعار تبلیغاتی چگونه ارزیابی می گردد؟
چه چیزی شعار تبلیغاتی را خوب، متوسط و حتی ضعیف نشان می دهد؟
برترین شعارهای تبلیغاتی به درستی به بیان اینکه آن برند چیست؟
و چگونه می تواند در بازه زمانی کوتاهی به ذهن مشتری بنشیند گفته می شود.
در ادامه به معرفی شعارهای برتر تبلیغاتی از برندهای مدرن می پردازیم:
۱- فولکس واگن: کوچک فکر کنید.
۲- پورشه: جایگزینی نیست
۳- آستون مارتین: قدرت، زیبایی و روح.
۴- وال مارت: پول بیشتری ذخیره کنید، زندگی بهتری داشته باشید.
۵- ریبوک: من همانی هستم که هستم.
۶- نایک: فقط انجامش بده!
۷- آدیداس: غیر ممکن وجود نداره.
۸- مارک اند اسپنسر: حق همیشه و کاملاً با مشتری است.
۹- تری ام: نوآوری
۱۰- آی بی ام: راه حلی برای سیاره هوشمند.
۱۱- سونی: باورش کن.
۱۲- آی مکس: بزرگ فکر کن.
۱۳- دوپونت: معجزه دانش.
۱۴- انرگایزر: به مسیرت ادامه بده، ادامه بده، ادامه بده …
۱۵- پلی استیشن: در دنیای خود زندگی کنید، در دنیای ما بازی کنید.
۱۶- بلاگر: دکمه انتشار را فشار دهید.
۱۷- کانن: آن چیزی که ما اعتقاد داریم را ببینید.
۱۸- نیکون: در قلب تصویر
۱۹- کداک: لحظاتت را به اشتراک بذار، زندگی ات را به اشتراک بذار.
۲۰- فدکس: وقتی که هیچ فردایی نیست.
۲۱- دیزنی لند: شادترین نقطه ی روی زمین
۲۲- فورچن: برای افرادی که تغییر را رقم خواهند زد.
۲۳- مک دونالد: من عاشقشم!
۲۴- کوکاکولا: درب قوطی را باز کن تا سرحال شی.
۲۵- ام اند ام: در دهانتان آب می شود، نه در دستانتان.
۲۶- آژاکس: قوی تر از کثیفی.
۲۷- المپوس: دید شما آینده ی شماست.
۲۸- کلوین کالین: بین عشق و دیوانگی، وسواس است.
۲۹- ودافون: بیشتر از اکنون باشید.
۳۰- تگ هیور: موفقیت، یک بازی ذهنی است.
۳۱- لیوایز: کیفیت هرگز از مد نمی افتد.
۳۲- صلیب سرخ: بزرگترین تراژدی بی تفاوتی است.
۳۳- یلو پیج: به انگشتانتان اجازه بدهید، راه بروند
۳۴- کی. اف. سی: غذای عالی
۳۵- نوکیا: ارتباط دادن مردم
مترجم: حامد فردوس آرا
❄️ @leanstrategy
رهبران بزرگ از چه طریق و چگونه در جریان مسائل سازمانی قرار میگیرند؟
راز وعدههای صادق
گزاره اول:
تحلیل درست مبتنی بر اشراف کامل برسازمان وپیرامون آن
طبعا کسی میتواند وعدهی صادق و راست بدهد که جدا از خصلتهای فردی ، هم بر امکانات و تواناییهای مجموعهی تحت امرش اشراف داشته باشد و هم از توانمندی و وضعیت رقیبش اطلاع کافی.
گزاره دوم:
تحلیل درست، مبتنی بر اطلاعات دقیق و کافی است.
راست گفتهاند که تحلیل درست، "خبر آینده" است.
یک تحلیل درست با "جمعآوری اطلاعات" و "پردازش دقیق" آنها از آینده خبر میدهد.
چنین امری محقق نمیشود مگر آنکه تحلیلگر، از اخبار درست و آگاهی کافی برخوردار باشد.
گزاره سوم:
تحلیل درست، مبتنی بر گزارشهای میدانی و عینی است.
به دو گزارهی فوق، باید این گزاره را هم اضافه کرد که برای رسیدن به تحلیل درست، باید در میدان بود و از نزدیک، مشکلات را لمس کرد.
یک رهبر بزرگ اجازه نمیدهد فاصله و رابطهاش باکارکنان ومشتریان کم بشود.
❄️ @leanstrategy
راز وعدههای صادق
گزاره اول:
تحلیل درست مبتنی بر اشراف کامل برسازمان وپیرامون آن
طبعا کسی میتواند وعدهی صادق و راست بدهد که جدا از خصلتهای فردی ، هم بر امکانات و تواناییهای مجموعهی تحت امرش اشراف داشته باشد و هم از توانمندی و وضعیت رقیبش اطلاع کافی.
گزاره دوم:
تحلیل درست، مبتنی بر اطلاعات دقیق و کافی است.
راست گفتهاند که تحلیل درست، "خبر آینده" است.
یک تحلیل درست با "جمعآوری اطلاعات" و "پردازش دقیق" آنها از آینده خبر میدهد.
چنین امری محقق نمیشود مگر آنکه تحلیلگر، از اخبار درست و آگاهی کافی برخوردار باشد.
گزاره سوم:
تحلیل درست، مبتنی بر گزارشهای میدانی و عینی است.
به دو گزارهی فوق، باید این گزاره را هم اضافه کرد که برای رسیدن به تحلیل درست، باید در میدان بود و از نزدیک، مشکلات را لمس کرد.
یک رهبر بزرگ اجازه نمیدهد فاصله و رابطهاش باکارکنان ومشتریان کم بشود.
❄️ @leanstrategy
مردم به ندرت به موفقيت دست مى يابند، مگر آنكه از كارى كه مى كنند لذت ببرند.
ديل_كارنگى
❄️ @leanstrategy
ديل_كارنگى
❄️ @leanstrategy
⭕️ جوجه اردک زشت درون خود را تبدیل به یک قوی زیبا کنید.
☑️ همه قصۀ جوجه اردک زشت، نوشتۀ هانس کریستین اندرسن را خواندهایم که قُوی زیبایی بود که به نظر زشت می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🔘 به نظر میرسد که داستان زندگی خیلی از ماها شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قویی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند. آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست.
🔵 دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند...
🔴 حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند.
💡دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند.
🔚 دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند ، بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند..
❄️ @leanstrategy
☑️ همه قصۀ جوجه اردک زشت، نوشتۀ هانس کریستین اندرسن را خواندهایم که قُوی زیبایی بود که به نظر زشت می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🔘 به نظر میرسد که داستان زندگی خیلی از ماها شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قویی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند. آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست.
🔵 دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند...
🔴 حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند.
💡دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند.
🔚 دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند ، بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند..
❄️ @leanstrategy
"شکست" از نظر رابرت کیوساکی :
در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده
اند برنده باشند.
منبع:هنرمدیریت
❄️ @leanstrategy
در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده
اند برنده باشند.
منبع:هنرمدیریت
❄️ @leanstrategy
پنجاه سال پیش، سال ۲۰۱۸ چه شکلی به نظر میرسید؟
سال ۱۹۶۸ جمعی از متخصصان تراز اول رشتههای مختلف دور هم جمع شدند تا تصویری از ۵۰سال آیندۀ جهان ارائه کنند. حاصل کار آنها در قالب کتابی به نام «به سوی سال ۲۰۱۸» به انتشار رسید. امروز که آن کتاب را مرور کنیم، هم برایمان تعجببرانگیز خواهد بود و هم ملالآور. چرا اینقدر خوشبین بودیم؟ چرا با آنکه میدانستیم تغییرات اقلیمی در راه است، فکر میکردیم با دو سه اختراع حل و فصلش میکنیم؟ یا چطور حواسمان به دنیای ترسناک رایانهای نبود؟
دو نکته دربارۀ به سوی سال ۲۰۱۸ صدق میکند. اول آنکه بیشتر دستگاههای مورد انتظار ابداع شدهاند. دوم، بیشترِ این دستگاهها عواقبی بسیار متفاوت با پیشبینیهای ۱۹۶۸ با خود به همراه داشتهاند.
کارلوس آر. دکارلو، مدیر تحقیقات اتوماسیون در آی. بی. ام، در این کتاب پیشبینی کرد که در ۲۰۱۸، «بیشتر کارهای بشر را دستگاهها انجام میدهند اما انسان را وامیدارند منطقیتر بیندیشد». نیمی از گفتههای دکارلو همواره درست بوده است. او به خوبی رایانههای مینیاتوری را پیشبینی میکرد، اما به غلط ظهور زبانی جهانی را پیشبینی کرده بود («احتمالاً شکلی از انگلیسی تعدیل و گسترده شده»).
جِی. آر. پیرس، از آزمایشگاههای بل، که از آیندۀ ارتباطات گزارش میداد، گفته بود که ارتباط چهرهبهچهره از فاصلههای بسیار دور همه جا میسر خواهد بود: «قابلیتهای انتقال تصاویر و متون و دستکاری از راه دور رایانهها و دیگر دستگاهها به مرور به قابلیت انتقال صدای انسان افزوده خواهند شد و در نهایت به جهانشمولی ارتباطات میانجامد.» درست است!
ناظران تیزبین در ۱۹۶۸ هم نگران گرم شدن اقیانوسها و تغییر آب و هوا بودند اما توماس اف. مالون، مقالهنویس علوم جوی در "به سوی سال ۲۰۱۸"، مجذوب فناوریهای نوینی بود که به دانشمندان امکان میدادند کنترل آب و هوا و اقلیم زمین را در دست بگیرند.
به گمان او، «تا سال ۲۰۱۸، احتمال موفقیت تعدیل گستردۀ اقلیم احتمالاً بالاتر از ۵۰ درصد میبود».
مالون با تأمل به خوانندگان خود اطمینان میداد که اگرچه دمای جهان تا ۲۰۱۸ رو به افزایش خواهد بود، «احتمال کمی وجود دارد که این تغییرات تحملناپذیر باشند».
تنها پیشگوی واقعی، فیلیپ ام. هوزرِ جمعیتشناس بود. او محاسبه کرده بود که تا ۲۰۱۸ جمعیت جهان به ۹.۷ میلیارد میرسد (دو میلیارد بالاتر تخمین زده بود)، با بیشترین شیب رشد در آسیا و امریکای لاتین و کمترین رشد در اروپا.
همچنین، فاصلۀ میان ثروتمندان و فقرا افزایش خواهد یافت. هوزر در پایان گفته بود: «نظر به وضعیت فعلی، تنها افراد خوشبینی که انتظار کارهایی خارقالعاده از دانش را دارند، میتوانند با آرامش به آینده بنگرند».
اما بزرگترین پیشگویی که در به سوی سال ۲۰۱۸ کمک کرد، "ایتییل دو سولا پول" بود که به تحقیق در حوزۀ شبکههای اجتماعی و شبیهسازی رایانهای علاقه داشت. او نوشت: "تا ۲۰۱۸ ذخیرهسازی اطلاعات در بانکهای رایانهای ارزانتر از ذخیرهسازی آن روی کاغذ خواهد بود. پرداخت مالیات، اسناد بیمارستانی، متون درسی، صورت حسابهای بانکی، اسناد شغلی و غیره روی رایانههایی ذخیره میشوند که میتوانند در شبکهای گسترده و بینالمللی با هم مرتبط باشند. میتوانید هر اطلاعاتی را دربارۀ هر کسی به دست آورید، بدون اینکه مجبور باشید از سر میز خود بلند شوید."
و این مشکل ۱۹۶۸ بود. افراد به کار خود ادامه دادند و چیزهایی را ساختند، بیآنکه نگران عواقب آنها باشند و فکر میکردند تا ۲۰۱۸ حتماً به پاسخ تمام این پرسشها خواهند رسید. و اکنون پیش به سوی ۲۰۱۹!
منبع: NewYorker
سایت ترجمان
❄️ @leanstrategy
سال ۱۹۶۸ جمعی از متخصصان تراز اول رشتههای مختلف دور هم جمع شدند تا تصویری از ۵۰سال آیندۀ جهان ارائه کنند. حاصل کار آنها در قالب کتابی به نام «به سوی سال ۲۰۱۸» به انتشار رسید. امروز که آن کتاب را مرور کنیم، هم برایمان تعجببرانگیز خواهد بود و هم ملالآور. چرا اینقدر خوشبین بودیم؟ چرا با آنکه میدانستیم تغییرات اقلیمی در راه است، فکر میکردیم با دو سه اختراع حل و فصلش میکنیم؟ یا چطور حواسمان به دنیای ترسناک رایانهای نبود؟
دو نکته دربارۀ به سوی سال ۲۰۱۸ صدق میکند. اول آنکه بیشتر دستگاههای مورد انتظار ابداع شدهاند. دوم، بیشترِ این دستگاهها عواقبی بسیار متفاوت با پیشبینیهای ۱۹۶۸ با خود به همراه داشتهاند.
کارلوس آر. دکارلو، مدیر تحقیقات اتوماسیون در آی. بی. ام، در این کتاب پیشبینی کرد که در ۲۰۱۸، «بیشتر کارهای بشر را دستگاهها انجام میدهند اما انسان را وامیدارند منطقیتر بیندیشد». نیمی از گفتههای دکارلو همواره درست بوده است. او به خوبی رایانههای مینیاتوری را پیشبینی میکرد، اما به غلط ظهور زبانی جهانی را پیشبینی کرده بود («احتمالاً شکلی از انگلیسی تعدیل و گسترده شده»).
جِی. آر. پیرس، از آزمایشگاههای بل، که از آیندۀ ارتباطات گزارش میداد، گفته بود که ارتباط چهرهبهچهره از فاصلههای بسیار دور همه جا میسر خواهد بود: «قابلیتهای انتقال تصاویر و متون و دستکاری از راه دور رایانهها و دیگر دستگاهها به مرور به قابلیت انتقال صدای انسان افزوده خواهند شد و در نهایت به جهانشمولی ارتباطات میانجامد.» درست است!
ناظران تیزبین در ۱۹۶۸ هم نگران گرم شدن اقیانوسها و تغییر آب و هوا بودند اما توماس اف. مالون، مقالهنویس علوم جوی در "به سوی سال ۲۰۱۸"، مجذوب فناوریهای نوینی بود که به دانشمندان امکان میدادند کنترل آب و هوا و اقلیم زمین را در دست بگیرند.
به گمان او، «تا سال ۲۰۱۸، احتمال موفقیت تعدیل گستردۀ اقلیم احتمالاً بالاتر از ۵۰ درصد میبود».
مالون با تأمل به خوانندگان خود اطمینان میداد که اگرچه دمای جهان تا ۲۰۱۸ رو به افزایش خواهد بود، «احتمال کمی وجود دارد که این تغییرات تحملناپذیر باشند».
تنها پیشگوی واقعی، فیلیپ ام. هوزرِ جمعیتشناس بود. او محاسبه کرده بود که تا ۲۰۱۸ جمعیت جهان به ۹.۷ میلیارد میرسد (دو میلیارد بالاتر تخمین زده بود)، با بیشترین شیب رشد در آسیا و امریکای لاتین و کمترین رشد در اروپا.
همچنین، فاصلۀ میان ثروتمندان و فقرا افزایش خواهد یافت. هوزر در پایان گفته بود: «نظر به وضعیت فعلی، تنها افراد خوشبینی که انتظار کارهایی خارقالعاده از دانش را دارند، میتوانند با آرامش به آینده بنگرند».
اما بزرگترین پیشگویی که در به سوی سال ۲۰۱۸ کمک کرد، "ایتییل دو سولا پول" بود که به تحقیق در حوزۀ شبکههای اجتماعی و شبیهسازی رایانهای علاقه داشت. او نوشت: "تا ۲۰۱۸ ذخیرهسازی اطلاعات در بانکهای رایانهای ارزانتر از ذخیرهسازی آن روی کاغذ خواهد بود. پرداخت مالیات، اسناد بیمارستانی، متون درسی، صورت حسابهای بانکی، اسناد شغلی و غیره روی رایانههایی ذخیره میشوند که میتوانند در شبکهای گسترده و بینالمللی با هم مرتبط باشند. میتوانید هر اطلاعاتی را دربارۀ هر کسی به دست آورید، بدون اینکه مجبور باشید از سر میز خود بلند شوید."
و این مشکل ۱۹۶۸ بود. افراد به کار خود ادامه دادند و چیزهایی را ساختند، بیآنکه نگران عواقب آنها باشند و فکر میکردند تا ۲۰۱۸ حتماً به پاسخ تمام این پرسشها خواهند رسید. و اکنون پیش به سوی ۲۰۱۹!
منبع: NewYorker
سایت ترجمان
❄️ @leanstrategy