رهبران بزرگ از چه طریق و چگونه در جریان مسائل سازمانی قرار میگیرند؟
راز وعدههای صادق
گزاره اول:
تحلیل درست مبتنی بر اشراف کامل برسازمان وپیرامون آن
طبعا کسی میتواند وعدهی صادق و راست بدهد که جدا از خصلتهای فردی ، هم بر امکانات و تواناییهای مجموعهی تحت امرش اشراف داشته باشد و هم از توانمندی و وضعیت رقیبش اطلاع کافی.
گزاره دوم:
تحلیل درست، مبتنی بر اطلاعات دقیق و کافی است.
راست گفتهاند که تحلیل درست، "خبر آینده" است.
یک تحلیل درست با "جمعآوری اطلاعات" و "پردازش دقیق" آنها از آینده خبر میدهد.
چنین امری محقق نمیشود مگر آنکه تحلیلگر، از اخبار درست و آگاهی کافی برخوردار باشد.
گزاره سوم:
تحلیل درست، مبتنی بر گزارشهای میدانی و عینی است.
به دو گزارهی فوق، باید این گزاره را هم اضافه کرد که برای رسیدن به تحلیل درست، باید در میدان بود و از نزدیک، مشکلات را لمس کرد.
یک رهبر بزرگ اجازه نمیدهد فاصله و رابطهاش باکارکنان ومشتریان کم بشود.
❄️ @leanstrategy
راز وعدههای صادق
گزاره اول:
تحلیل درست مبتنی بر اشراف کامل برسازمان وپیرامون آن
طبعا کسی میتواند وعدهی صادق و راست بدهد که جدا از خصلتهای فردی ، هم بر امکانات و تواناییهای مجموعهی تحت امرش اشراف داشته باشد و هم از توانمندی و وضعیت رقیبش اطلاع کافی.
گزاره دوم:
تحلیل درست، مبتنی بر اطلاعات دقیق و کافی است.
راست گفتهاند که تحلیل درست، "خبر آینده" است.
یک تحلیل درست با "جمعآوری اطلاعات" و "پردازش دقیق" آنها از آینده خبر میدهد.
چنین امری محقق نمیشود مگر آنکه تحلیلگر، از اخبار درست و آگاهی کافی برخوردار باشد.
گزاره سوم:
تحلیل درست، مبتنی بر گزارشهای میدانی و عینی است.
به دو گزارهی فوق، باید این گزاره را هم اضافه کرد که برای رسیدن به تحلیل درست، باید در میدان بود و از نزدیک، مشکلات را لمس کرد.
یک رهبر بزرگ اجازه نمیدهد فاصله و رابطهاش باکارکنان ومشتریان کم بشود.
❄️ @leanstrategy
مردم به ندرت به موفقيت دست مى يابند، مگر آنكه از كارى كه مى كنند لذت ببرند.
ديل_كارنگى
❄️ @leanstrategy
ديل_كارنگى
❄️ @leanstrategy
⭕️ جوجه اردک زشت درون خود را تبدیل به یک قوی زیبا کنید.
☑️ همه قصۀ جوجه اردک زشت، نوشتۀ هانس کریستین اندرسن را خواندهایم که قُوی زیبایی بود که به نظر زشت می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🔘 به نظر میرسد که داستان زندگی خیلی از ماها شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قویی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند. آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست.
🔵 دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند...
🔴 حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند.
💡دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند.
🔚 دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند ، بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند..
❄️ @leanstrategy
☑️ همه قصۀ جوجه اردک زشت، نوشتۀ هانس کریستین اندرسن را خواندهایم که قُوی زیبایی بود که به نظر زشت می آمد برای آنکه از بد حادثه قاطی یک دسته اردک شده بود. بر خلاف آنچه به نظر می رسید او زیبا بود ولی تنها در پایان داستان این را می فهمد، آن هم وقتی که دیگر جوجه نیست (بلوغ) و در دریاچه ای شنا می کند و مردم او را با انگشت به هم نشان می دهند و او برای اولین بار در انعکاس آب زیبایی اش را در می یابد.
🔘 به نظر میرسد که داستان زندگی خیلی از ماها شبیه آن جوجه اردک زشت است و درون هرکدام از ما قویی زیبای منحصر به فردی است که در تقابل با جامعه ای خشن فردیتش را از دست می دهد و قاطی اردک ها به فراموش سپرده می شود. او بارها و بارها زمین می خورد، له می شود و تحقیر می شود و مردم او را با انگشت نشان می دهند و ریشخندش می کنند. آنها از او انتظار دارند که شکل اردکی باشد که نیست. دردناک تر آن که خودش هم تصویر خود را در آب ندیده است و نمی داند کیست.
🔵 دنیا پر است از جوجه اردک های زشتی که هرگز نمی فهمند که اردک نبوده اند: کارمند های معمولی ای که می توانستند کارگردان موفقی باشند، کارگرانی که می توانستند کارشناس باشند، مدیران ناخوشنودی که باید نقاش یا شاعر می شدند، زنان و شوهرانی که در نارضایتی در کنار هم پیر می شوند و هرگز نمی فهمند...
🔴 حسابدارانی که از ریاضیات متنفرند و می توانستند طراح لباس باشند، زن های خانه داری که می توانستند خلبان هواپیما باشند.
💡دنیا پر است از کسانی که قهرمان زندگی خود نبوده اند، نشده اند، نتوانسته اند، نفهمیده اند و به هر دلیلی آن چیزی که باید باشند نشده اند.
🔚 دنیا پر است از جوجه اردک هایی که عمری را در ناخشنودی و تکرار زندگی می کنند ، بدون آنکه تصویر واقعی خود را ببینند..
❄️ @leanstrategy
"شکست" از نظر رابرت کیوساکی :
در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده
اند برنده باشند.
منبع:هنرمدیریت
❄️ @leanstrategy
در زندگی شخصی خودم متوجه شده ام که پیروزی ، همیشه به دنبال یک باخت می آید. پیش از اینکه کاملا دوچرخه سواری را یاد بگیرم ، بارها و بارها زمین خوردم . هرگز پولداری را ندیده ام که در زندگی مالی ، شکست نخورده باشد.
پس ، برای بیشتر مردم ، علت عدم برد مالی در زندگی ، این است که در نظرشان ، اندوه ناشی از ضرر مالی ، از شادی به پول رسیدن ، بزرگتر است .
همه مردم آرزوی پولدار شدن دارند ، لیکن از زیان مالی می ترسند . مانند کسانی که دوست دارند به بهشت بروند ولی از مردن می ترسند.
شکست ، برانگیزنده برندگان است .
این بزرگترین راز برندگان است . همان رازی که بازندگان از آن بی خبرند .
تفاوت زیادی بین ترسیدن از شکست و تنفر از آن وجود دارد . بسیاری از مردم ، به دلیل ترس شدیدشان از شکست، می بازند . به همین دلیل سعی در نباختن دارند . حال آنکه ، هیچگاه تلاش نکرده
اند برنده باشند.
منبع:هنرمدیریت
❄️ @leanstrategy
پنجاه سال پیش، سال ۲۰۱۸ چه شکلی به نظر میرسید؟
سال ۱۹۶۸ جمعی از متخصصان تراز اول رشتههای مختلف دور هم جمع شدند تا تصویری از ۵۰سال آیندۀ جهان ارائه کنند. حاصل کار آنها در قالب کتابی به نام «به سوی سال ۲۰۱۸» به انتشار رسید. امروز که آن کتاب را مرور کنیم، هم برایمان تعجببرانگیز خواهد بود و هم ملالآور. چرا اینقدر خوشبین بودیم؟ چرا با آنکه میدانستیم تغییرات اقلیمی در راه است، فکر میکردیم با دو سه اختراع حل و فصلش میکنیم؟ یا چطور حواسمان به دنیای ترسناک رایانهای نبود؟
دو نکته دربارۀ به سوی سال ۲۰۱۸ صدق میکند. اول آنکه بیشتر دستگاههای مورد انتظار ابداع شدهاند. دوم، بیشترِ این دستگاهها عواقبی بسیار متفاوت با پیشبینیهای ۱۹۶۸ با خود به همراه داشتهاند.
کارلوس آر. دکارلو، مدیر تحقیقات اتوماسیون در آی. بی. ام، در این کتاب پیشبینی کرد که در ۲۰۱۸، «بیشتر کارهای بشر را دستگاهها انجام میدهند اما انسان را وامیدارند منطقیتر بیندیشد». نیمی از گفتههای دکارلو همواره درست بوده است. او به خوبی رایانههای مینیاتوری را پیشبینی میکرد، اما به غلط ظهور زبانی جهانی را پیشبینی کرده بود («احتمالاً شکلی از انگلیسی تعدیل و گسترده شده»).
جِی. آر. پیرس، از آزمایشگاههای بل، که از آیندۀ ارتباطات گزارش میداد، گفته بود که ارتباط چهرهبهچهره از فاصلههای بسیار دور همه جا میسر خواهد بود: «قابلیتهای انتقال تصاویر و متون و دستکاری از راه دور رایانهها و دیگر دستگاهها به مرور به قابلیت انتقال صدای انسان افزوده خواهند شد و در نهایت به جهانشمولی ارتباطات میانجامد.» درست است!
ناظران تیزبین در ۱۹۶۸ هم نگران گرم شدن اقیانوسها و تغییر آب و هوا بودند اما توماس اف. مالون، مقالهنویس علوم جوی در "به سوی سال ۲۰۱۸"، مجذوب فناوریهای نوینی بود که به دانشمندان امکان میدادند کنترل آب و هوا و اقلیم زمین را در دست بگیرند.
به گمان او، «تا سال ۲۰۱۸، احتمال موفقیت تعدیل گستردۀ اقلیم احتمالاً بالاتر از ۵۰ درصد میبود».
مالون با تأمل به خوانندگان خود اطمینان میداد که اگرچه دمای جهان تا ۲۰۱۸ رو به افزایش خواهد بود، «احتمال کمی وجود دارد که این تغییرات تحملناپذیر باشند».
تنها پیشگوی واقعی، فیلیپ ام. هوزرِ جمعیتشناس بود. او محاسبه کرده بود که تا ۲۰۱۸ جمعیت جهان به ۹.۷ میلیارد میرسد (دو میلیارد بالاتر تخمین زده بود)، با بیشترین شیب رشد در آسیا و امریکای لاتین و کمترین رشد در اروپا.
همچنین، فاصلۀ میان ثروتمندان و فقرا افزایش خواهد یافت. هوزر در پایان گفته بود: «نظر به وضعیت فعلی، تنها افراد خوشبینی که انتظار کارهایی خارقالعاده از دانش را دارند، میتوانند با آرامش به آینده بنگرند».
اما بزرگترین پیشگویی که در به سوی سال ۲۰۱۸ کمک کرد، "ایتییل دو سولا پول" بود که به تحقیق در حوزۀ شبکههای اجتماعی و شبیهسازی رایانهای علاقه داشت. او نوشت: "تا ۲۰۱۸ ذخیرهسازی اطلاعات در بانکهای رایانهای ارزانتر از ذخیرهسازی آن روی کاغذ خواهد بود. پرداخت مالیات، اسناد بیمارستانی، متون درسی، صورت حسابهای بانکی، اسناد شغلی و غیره روی رایانههایی ذخیره میشوند که میتوانند در شبکهای گسترده و بینالمللی با هم مرتبط باشند. میتوانید هر اطلاعاتی را دربارۀ هر کسی به دست آورید، بدون اینکه مجبور باشید از سر میز خود بلند شوید."
و این مشکل ۱۹۶۸ بود. افراد به کار خود ادامه دادند و چیزهایی را ساختند، بیآنکه نگران عواقب آنها باشند و فکر میکردند تا ۲۰۱۸ حتماً به پاسخ تمام این پرسشها خواهند رسید. و اکنون پیش به سوی ۲۰۱۹!
منبع: NewYorker
سایت ترجمان
❄️ @leanstrategy
سال ۱۹۶۸ جمعی از متخصصان تراز اول رشتههای مختلف دور هم جمع شدند تا تصویری از ۵۰سال آیندۀ جهان ارائه کنند. حاصل کار آنها در قالب کتابی به نام «به سوی سال ۲۰۱۸» به انتشار رسید. امروز که آن کتاب را مرور کنیم، هم برایمان تعجببرانگیز خواهد بود و هم ملالآور. چرا اینقدر خوشبین بودیم؟ چرا با آنکه میدانستیم تغییرات اقلیمی در راه است، فکر میکردیم با دو سه اختراع حل و فصلش میکنیم؟ یا چطور حواسمان به دنیای ترسناک رایانهای نبود؟
دو نکته دربارۀ به سوی سال ۲۰۱۸ صدق میکند. اول آنکه بیشتر دستگاههای مورد انتظار ابداع شدهاند. دوم، بیشترِ این دستگاهها عواقبی بسیار متفاوت با پیشبینیهای ۱۹۶۸ با خود به همراه داشتهاند.
کارلوس آر. دکارلو، مدیر تحقیقات اتوماسیون در آی. بی. ام، در این کتاب پیشبینی کرد که در ۲۰۱۸، «بیشتر کارهای بشر را دستگاهها انجام میدهند اما انسان را وامیدارند منطقیتر بیندیشد». نیمی از گفتههای دکارلو همواره درست بوده است. او به خوبی رایانههای مینیاتوری را پیشبینی میکرد، اما به غلط ظهور زبانی جهانی را پیشبینی کرده بود («احتمالاً شکلی از انگلیسی تعدیل و گسترده شده»).
جِی. آر. پیرس، از آزمایشگاههای بل، که از آیندۀ ارتباطات گزارش میداد، گفته بود که ارتباط چهرهبهچهره از فاصلههای بسیار دور همه جا میسر خواهد بود: «قابلیتهای انتقال تصاویر و متون و دستکاری از راه دور رایانهها و دیگر دستگاهها به مرور به قابلیت انتقال صدای انسان افزوده خواهند شد و در نهایت به جهانشمولی ارتباطات میانجامد.» درست است!
ناظران تیزبین در ۱۹۶۸ هم نگران گرم شدن اقیانوسها و تغییر آب و هوا بودند اما توماس اف. مالون، مقالهنویس علوم جوی در "به سوی سال ۲۰۱۸"، مجذوب فناوریهای نوینی بود که به دانشمندان امکان میدادند کنترل آب و هوا و اقلیم زمین را در دست بگیرند.
به گمان او، «تا سال ۲۰۱۸، احتمال موفقیت تعدیل گستردۀ اقلیم احتمالاً بالاتر از ۵۰ درصد میبود».
مالون با تأمل به خوانندگان خود اطمینان میداد که اگرچه دمای جهان تا ۲۰۱۸ رو به افزایش خواهد بود، «احتمال کمی وجود دارد که این تغییرات تحملناپذیر باشند».
تنها پیشگوی واقعی، فیلیپ ام. هوزرِ جمعیتشناس بود. او محاسبه کرده بود که تا ۲۰۱۸ جمعیت جهان به ۹.۷ میلیارد میرسد (دو میلیارد بالاتر تخمین زده بود)، با بیشترین شیب رشد در آسیا و امریکای لاتین و کمترین رشد در اروپا.
همچنین، فاصلۀ میان ثروتمندان و فقرا افزایش خواهد یافت. هوزر در پایان گفته بود: «نظر به وضعیت فعلی، تنها افراد خوشبینی که انتظار کارهایی خارقالعاده از دانش را دارند، میتوانند با آرامش به آینده بنگرند».
اما بزرگترین پیشگویی که در به سوی سال ۲۰۱۸ کمک کرد، "ایتییل دو سولا پول" بود که به تحقیق در حوزۀ شبکههای اجتماعی و شبیهسازی رایانهای علاقه داشت. او نوشت: "تا ۲۰۱۸ ذخیرهسازی اطلاعات در بانکهای رایانهای ارزانتر از ذخیرهسازی آن روی کاغذ خواهد بود. پرداخت مالیات، اسناد بیمارستانی، متون درسی، صورت حسابهای بانکی، اسناد شغلی و غیره روی رایانههایی ذخیره میشوند که میتوانند در شبکهای گسترده و بینالمللی با هم مرتبط باشند. میتوانید هر اطلاعاتی را دربارۀ هر کسی به دست آورید، بدون اینکه مجبور باشید از سر میز خود بلند شوید."
و این مشکل ۱۹۶۸ بود. افراد به کار خود ادامه دادند و چیزهایی را ساختند، بیآنکه نگران عواقب آنها باشند و فکر میکردند تا ۲۰۱۸ حتماً به پاسخ تمام این پرسشها خواهند رسید. و اکنون پیش به سوی ۲۰۱۹!
منبع: NewYorker
سایت ترجمان
❄️ @leanstrategy
۱۰ مورد که وقت شما را هدر میدهد: ۱.انتظار برای تشویق شدن
۲.نگرانی از انچه مردم میگویند
۳.کمال گرایی
۴.ترس از شکست
۵.نداشتن اولویت برای انجام کارها ۶.تکرار اشتباهات گذشته
۷.شکایت کردن
۸.مقایسه کردن خودت
۹.سعی کردن برای پذیرفتن همه
۱۰.وباز شکایت و اعتراض کردن
❄️ @leanstrategy
۲.نگرانی از انچه مردم میگویند
۳.کمال گرایی
۴.ترس از شکست
۵.نداشتن اولویت برای انجام کارها ۶.تکرار اشتباهات گذشته
۷.شکایت کردن
۸.مقایسه کردن خودت
۹.سعی کردن برای پذیرفتن همه
۱۰.وباز شکایت و اعتراض کردن
❄️ @leanstrategy
چگونه عزت نفس بدست بیاوریم:۱.انجام کارهای سخت روزانه
۲.هنگامی که میگویی میخواهم کاری را انجام بدهم،ان را انجام بده حتی هنگامی که ان کار سخت باشه مثله جهنم
۳.احساسات خودت را کنترل کن ۴.هنگام سختی تسلیم نشو
۵.درخشش یک نور تمام ویژگی های مثبت شما را روشن میکند،شما باید برای دیدن انها در جستجوی چیزهای خوب باشید
❄️ @leanstrategy
۲.هنگامی که میگویی میخواهم کاری را انجام بدهم،ان را انجام بده حتی هنگامی که ان کار سخت باشه مثله جهنم
۳.احساسات خودت را کنترل کن ۴.هنگام سختی تسلیم نشو
۵.درخشش یک نور تمام ویژگی های مثبت شما را روشن میکند،شما باید برای دیدن انها در جستجوی چیزهای خوب باشید
❄️ @leanstrategy
گاهی اوقات باید:
برای دانستن به مراتب صدمه ببینی
برای رشد کردن به مراتب سقوط کنی
برای سود کردن به مراتب شکست بخوری
زیرا اکثر زندگی درس بزرگی است که توسط درد اموخته میشود...
❄️ @leanstrategy
برای دانستن به مراتب صدمه ببینی
برای رشد کردن به مراتب سقوط کنی
برای سود کردن به مراتب شکست بخوری
زیرا اکثر زندگی درس بزرگی است که توسط درد اموخته میشود...
❄️ @leanstrategy
تاثیرگذار باش بوسیله:
مهربانی
مورد اعتماد بودن
سخاوتمند بودن
فروتنی
درستی و صداقت
مربی خستگی ناپذیر بودن
پخش کردن خوش بینی
❄️ @leanstrategy
مهربانی
مورد اعتماد بودن
سخاوتمند بودن
فروتنی
درستی و صداقت
مربی خستگی ناپذیر بودن
پخش کردن خوش بینی
❄️ @leanstrategy
تاثیرگذار نباش بوسیله:
پول
عناوین شغلی
وابستگی ها یا اندازه شبکه ارتباطی
سالهای تجربه
ظاهر
تقلید کردن
کلمات و جملات بزرگ
❄️ @leanstrategy
پول
عناوین شغلی
وابستگی ها یا اندازه شبکه ارتباطی
سالهای تجربه
ظاهر
تقلید کردن
کلمات و جملات بزرگ
❄️ @leanstrategy
خلاصه 40کتاب مدیریت در ۴۰ جمله :
1-اجرا بزرگترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجاتیافته است.
۱۱- دنیا را دوگونه میتوان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
۱۲- میتوان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,اما بدون عشق به مردم نمیتوان آنها را مدیریت کرد.
۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست میشود.
۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدمهای خوب دست روی دست بگذارند.
۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتریان کنونی است.
۱۷- هر کس میتواند سررشته کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمیتوانید درون او را بشناسید.
۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموختهها, بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد.
۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آنهایی که در اطرافش گرد آمدهاند بنگریم.
۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
۲۲- بیشتر انسانها ترجیح میدهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلیها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح میدهند.
۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویینتن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرفکننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
۲۵- در طول تاریخ بیشتر کامیابی در دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
۲۶- در بیشتر موارد, کشورهای فقیر از نظر داراییها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمیتوان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
۲۷- آنهایی که از جای خود میجنبند, گاهی میبازند و آنهایی که نمیجنبند, همیشه میبازند.
۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند.
۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسانها زمانی به دست میآید که در شغل هم راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بیهمتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را میپذیرند, بلکه بر این تفاوتها سرمایهگذاری میکنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگآور.
۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچگاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; امت اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی میکنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکتهای احمقانهای که انجام دادهام پی میبرم.
۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
۴۰- اگر میخواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید
❄️ @leanstrategy
1-اجرا بزرگترین مساله مطرح نشده در مدیریت امروز است و نبود آن بزرگترین مانع موفقیت و بیشتر ناکامیهایی است که به اشتباه به گردن علل دیگر گذاشته میشود.
۲- شرکتهایی که برای کارهای درست وقف شدهاند و برای مسوولیتهای اجتماعی خود تعهدنامهای دارند که براساس آن کار کنند سودآورتر از آنهایی هستند که این کارها را نمیکنند.
۳-به جای پرداختن به برنامهء استراتژیک, به تفکر و ایدههای استراتژیک روی آورید.
۴-در بازاریابی نوین (بازاردانی)به جای داشتن سبد محصولات باید به داشتن سبد مشتریان توجه داشت.
۵- رمز برد و پیروزی روشن است: بکوشیم تا در یک زمینه دوبار بازنده نشویم.
۶- انسان در بازی گاهی میبرد و گاهی چیز یاد میگیرد.
۷- هنر بازاریابی امروز ,فروش یخچال به اسکیمو نیست, بلکه اسکیمو را به عنوان یک مشتری خشنود همواره در کنار داشتن است.
۸- مشتریان زبان گویایی دارند, اگر بیواسطه با آنها در ارتباط بوده و گوشی شنوا داشته باشیم میتوان از ایشان چیزهای زیادی یاد گرفت.
۹- مسیر ناهموار تحول باید بهکوشش خود مدیر پیموده شود, زیرا تحول چیزی نیست که مدیر فرمان دهد و دیگران اجرا کنند.
۱۰- به جای شغل, در پی مشتری باشید, اگر انسان بتواند محصولی عرضه کند که خواهان داشته باشد, از بیکاری نجاتیافته است.
۱۱- دنیا را دوگونه میتوان تغییر داد: با قلم(کاربست اندیشه) و با شمشیر (کاربست زور)
۱۲- میتوان مدیر مردم نبود ولی آنان را دوست داشت,اما بدون عشق به مردم نمیتوان آنها را مدیریت کرد.
۱۳- مدیریت یعنی هنر جلب پیروی داوطلبانهء دیگران.
۱۴- موفقیت اغلب باعث غرور شده و غرور باعث شکست میشود.
۱۵- برای پیروزی ابلیس, کافی است آدمهای خوب دست روی دست بگذارند.
۱۶- هزینهء به دست آوردن یک مشتری تازه, حداقل پنج برابر هزینه خشنود نگهداشتن مشتریان کنونی است.
۱۷- هر کس میتواند سررشته کار خویش را به دست گرفته و آن را به مسیر دلخواه ببرد.
۱۸- مدیریت هنر گوش دادن به دیگران است. چنانچه به سخنان کسی خوب گوش فراندهید, نمیتوانید درون او را بشناسید.
۱۹- توان یادگیری و به کار بستن با شتاب آموختهها, بزرگترین امتیاز رقابتی را در اختیار سازمان میگذارد.
۲۰- اولین روش برآورد هوش یک فرمانروا این است که به آنهایی که در اطرافش گرد آمدهاند بنگریم.
۲۱- اگر بتوانید همهء کارکنان یک سازمان را به سوی یک هدف مشترک بسیج کنید, در هر رشته و در هر بازار و در برابر هر رقیبی, در هر زمانی موفق خواهید شد.
۲۲- بیشتر انسانها ترجیح میدهند بمیرند اما فکر نکنند, خیلیها هم فکر کردن را بر مرگ ترجیح میدهند.
۲۳- مدیر عامل آگاه کسی است که به جای رویینتن شدن, به همکاران خود اعتماد کند.
۲۴- تمایز یک محصول باید در راستای ذهنیت مصرفکننده صورت گیرد, نه مخالف آن.
۲۵- در طول تاریخ بیشتر کامیابی در دستیابی به منابع طبیعی مانند زمین, طلا و نفت بوده است, اما اکنون ناگهان ورق برگشته و دانش به جای آن نشسته است.
۲۶- در بیشتر موارد, کشورهای فقیر از نظر داراییها ، ثروتمند اما از نظر سرمایه فقیرند, دارایی را نمیتوان تبدیل به سرمایه کرد مگر آن که قانون حاکم باشد.
۲۷- آنهایی که از جای خود میجنبند, گاهی میبازند و آنهایی که نمیجنبند, همیشه میبازند.
۲۸- اگر همه چیز مهم باشد, پس بدان که هیچ چیز مهم نیست.
۲۹- مدیران پیروزمند دنیای امروز, رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند.
۳۰- حداکثر شادی و خشنودی انسانها زمانی به دست میآید که در شغل هم راستا با شخصیت (هوشمندی)خود, به کار گمارده شوند.
۳۱- نقش مدیر این است که به درون فرد نفوذ کند و هوشمندی بیهمتای او را کشف کند و به عملکرد تبدیل نماید.
۳۲- مدیران برجسته نه تنها تفاوت کارکنان را میپذیرند, بلکه بر این تفاوتها سرمایهگذاری میکنند. شاگرد تنبل, احمق یا ضعیف وجود ندارد, تنها چیزی که وجود دارد معلم خوب یا ضعیف است.
۳۴- زندگی ارزشمندتر از آن است که تنها به امید فرارسیدن دوران بازنشستگی کار کنیم.
۳۵- نه پیروزی پایدار است و نه شکست مرگآور.
۳۶- به کارکنانتان بگویید هیچگاه اجازه ندهند قربانی واقع شوند; امت اگر چنین احساسی دارند بهتر است بروند جای دیگری کارکنند.
۳۷- صدای کردار, از صدای گفتار بلندتر است.
۳۸- هرگاه در بازی شطرنج در حال باختن هستم, به طور پیوسته از جای خود بلند شده و سعی میکنم صفحه را از پشت سر رقیبم نگاه کنم, آن گاه به حرکتهای احمقانهای که انجام دادهام پی میبرم.
۳۹- دانستن کافی نیست, باید اقدام کرد. خواستن کافی نیست, باید کاری کرد.
۴۰- اگر میخواهید دلیل خوب کار نکردن کارکنانتان را بدانید, کنار آینه بروید و دزدانه بدان نگاه کنید
❄️ @leanstrategy
به کارکنان خود اجازه دهید شغل های مختلف را امتحان کنند.
شرکت های فناوری مانند گوگل و فیسبوک به کارکنان اجازه می دهند شغل های مختلف را امتحان کنند و کارشناسان می گویند که این استراتژی می تواند مزایای زیادی را به همراه داشته باشد . در حوزه منابع انسانی ، این فرآیند به عنوان « internal mobility » یا « جابجایی داخلی» شناخته می شود.
جابجایی داخلی هم برای کارمند و هم برای سازمان سودمند است . جابجایی داخلی می تواند برای کارمندان با دادن چالشی جدید و هیجانانگیز به آن ها و احیا یک زندگی کاری کسل کننده سودمند باشد . به عقیده ی کارشناسان ، جابجایی داخلی روشی است که شرکت ها برای حفظ استعدادهای برتر خود به کار میگیرند.
هنر مدیریت
❄️ @leanstrategy
شرکت های فناوری مانند گوگل و فیسبوک به کارکنان اجازه می دهند شغل های مختلف را امتحان کنند و کارشناسان می گویند که این استراتژی می تواند مزایای زیادی را به همراه داشته باشد . در حوزه منابع انسانی ، این فرآیند به عنوان « internal mobility » یا « جابجایی داخلی» شناخته می شود.
جابجایی داخلی هم برای کارمند و هم برای سازمان سودمند است . جابجایی داخلی می تواند برای کارمندان با دادن چالشی جدید و هیجانانگیز به آن ها و احیا یک زندگی کاری کسل کننده سودمند باشد . به عقیده ی کارشناسان ، جابجایی داخلی روشی است که شرکت ها برای حفظ استعدادهای برتر خود به کار میگیرند.
هنر مدیریت
❄️ @leanstrategy
دوره آموزشی “ برنامه ریزی کسب و کار “ : این دوره متفاوت برای اولین بار در ایران با رویکرد عرفان مدیریت به نحوی طراحی شده که میتوان آن را دوره فشرده مدیریت نامید
❄️ @leanstrategy
❄️ @leanstrategy