چگونه ژیلت از یک فروشنده دورهگرد،
به میلیاردری بزرگ تبدیل شد
کینگ کمپ ژیلت، فروشندهای دورهگرد و مردی خیالباف بود. او به تمام شهرها سفر میکرد تا اجناسش را بفروشد، در حالی که رویای خلق جامعه آرمانی را در سر میپروراند که عاری از فقر، جرم، جنایت و جنگ باشد. همچنین آرزوی ابداع وسیله یا راهی را داشت تا او را به شهرت و ثروت برساند اما برای هیچیک از اختراعاتش، نتوانست پولی به دست آورد.
چیزی که زندگی ژیلت را عوض کرد، سر بطری نوشابه بود. مشتریان پس از یکبار مصرف، آن را دور میانداختند و جدیدش را میخریدند؛ این موضوع به شدت نظر ژیلت را جذب کرد. ژیلت سالها وقت صرف کرد تا فهرستی از کالاهای یکبار مصرف را تهیه کند.
یک روز صبح در سال 1895، تیغ ریشتراشی خود را برداشت تا صورتش را اصلاح کند. در آن دوران، تیغها لبه فولادی کلفتی داشتند که آنها را باید مرتب به چرم میکشیدند تا تیز بمانند. تیغ ژیلت آنقدر کند شده بود که به چرم کشیدنش نیز فایدهای نداشت، باید آن را پیش چاقو تیز کن میبرد تا تیزش کند.
اینجا بود که فکری به ذهنش رسید. ژیلت نخستین سالی که محصولش را به بازار عرضه کرد، 51 تیغ و کمتر از دویست لبه تیغ فروخت! سال بعد، نودهزار تیغ و 15 میلیون لبه تیغ فروخت! ژیلت تا آخر عمرش، بیش از بیست میلیون تیغ در سال فروخت...!
چرا لبه تیغی به نازکی کاغذ و آنقدر ارزان نسازیم تا بتوان پس از یکبار مصرف آن را دور انداخت؟ هشت سال طول کشید تا ژیلت به این فکر جامه عمل بپوشاند اما تیغ ژیلتی که در سال 1903 به بازار آمد برای همیشه ریشتراشی را عوض کرد. همچنین راه را برای فرهنگ یکبار مصرف امروزی باز کرد که در نوع خود یک تحول بود...
🍃 @leanstrategy
به میلیاردری بزرگ تبدیل شد
کینگ کمپ ژیلت، فروشندهای دورهگرد و مردی خیالباف بود. او به تمام شهرها سفر میکرد تا اجناسش را بفروشد، در حالی که رویای خلق جامعه آرمانی را در سر میپروراند که عاری از فقر، جرم، جنایت و جنگ باشد. همچنین آرزوی ابداع وسیله یا راهی را داشت تا او را به شهرت و ثروت برساند اما برای هیچیک از اختراعاتش، نتوانست پولی به دست آورد.
چیزی که زندگی ژیلت را عوض کرد، سر بطری نوشابه بود. مشتریان پس از یکبار مصرف، آن را دور میانداختند و جدیدش را میخریدند؛ این موضوع به شدت نظر ژیلت را جذب کرد. ژیلت سالها وقت صرف کرد تا فهرستی از کالاهای یکبار مصرف را تهیه کند.
یک روز صبح در سال 1895، تیغ ریشتراشی خود را برداشت تا صورتش را اصلاح کند. در آن دوران، تیغها لبه فولادی کلفتی داشتند که آنها را باید مرتب به چرم میکشیدند تا تیز بمانند. تیغ ژیلت آنقدر کند شده بود که به چرم کشیدنش نیز فایدهای نداشت، باید آن را پیش چاقو تیز کن میبرد تا تیزش کند.
اینجا بود که فکری به ذهنش رسید. ژیلت نخستین سالی که محصولش را به بازار عرضه کرد، 51 تیغ و کمتر از دویست لبه تیغ فروخت! سال بعد، نودهزار تیغ و 15 میلیون لبه تیغ فروخت! ژیلت تا آخر عمرش، بیش از بیست میلیون تیغ در سال فروخت...!
چرا لبه تیغی به نازکی کاغذ و آنقدر ارزان نسازیم تا بتوان پس از یکبار مصرف آن را دور انداخت؟ هشت سال طول کشید تا ژیلت به این فکر جامه عمل بپوشاند اما تیغ ژیلتی که در سال 1903 به بازار آمد برای همیشه ریشتراشی را عوض کرد. همچنین راه را برای فرهنگ یکبار مصرف امروزی باز کرد که در نوع خود یک تحول بود...
🍃 @leanstrategy
سه استراتژی موفقیت آمازون از زبان جف بزوس
1. استانداردها اکتسابی هستند.
بزوس معتقد است رسیدن به استانداردهای بالا اکتسابی هستند نه ذاتی. او می گوید: یک فرد جدید را وارد یک تیم قوی کنید. او سریعا خود را با استعدادهای بالای تیم منطبق خواهد کرد.
2. اهداف واضح و واقع گرایانه تعیین کنید.
اگر می خواهید در زمینه خاصی استانداردهای خود را ارتقا دهید، در ابتدا باید آن زمینه را بررسی کرده سپس اهداف واقعبینانه ای با توجه به مقدار کار یا زمانی که لازم است تا به آن سطح از کیفیت برسید، تعیین کنید.
3. با مشتریان خود در ارتباط نزدیک باشید.
زمانی که شما خدمت یا محصولی را به مشتری می فروشید، باید به یاد داشته باشید که هرگز ارتباط خود را با او قطع نخواهید کرد صرف نظر از اینکه چقدر در بیزینس خود موفق هستید.
بزوس می گوید او هنوز ایمیل هایی که مردم به آدرس ایمیل عمومی او می فرستند را می خواند و این راهی است برای اینکه بداند بر مشتریان آمازون چه می گذرد. او می گوید تمرکز بر اینکه مشتریان چه می گویند بسیار مهم تر از تمرکز بر عملکرد رقبا است.
🍃 @leanstrategy
1. استانداردها اکتسابی هستند.
بزوس معتقد است رسیدن به استانداردهای بالا اکتسابی هستند نه ذاتی. او می گوید: یک فرد جدید را وارد یک تیم قوی کنید. او سریعا خود را با استعدادهای بالای تیم منطبق خواهد کرد.
2. اهداف واضح و واقع گرایانه تعیین کنید.
اگر می خواهید در زمینه خاصی استانداردهای خود را ارتقا دهید، در ابتدا باید آن زمینه را بررسی کرده سپس اهداف واقعبینانه ای با توجه به مقدار کار یا زمانی که لازم است تا به آن سطح از کیفیت برسید، تعیین کنید.
3. با مشتریان خود در ارتباط نزدیک باشید.
زمانی که شما خدمت یا محصولی را به مشتری می فروشید، باید به یاد داشته باشید که هرگز ارتباط خود را با او قطع نخواهید کرد صرف نظر از اینکه چقدر در بیزینس خود موفق هستید.
بزوس می گوید او هنوز ایمیل هایی که مردم به آدرس ایمیل عمومی او می فرستند را می خواند و این راهی است برای اینکه بداند بر مشتریان آمازون چه می گذرد. او می گوید تمرکز بر اینکه مشتریان چه می گویند بسیار مهم تر از تمرکز بر عملکرد رقبا است.
🍃 @leanstrategy
نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت!
مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت میگذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار میافتد. برای مثال بهدلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن میافتد و کارمند جوان و بیتجربهای را انتخاب میکند.
با این حال نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمیآیند.
در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی میپردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب میشوند.
۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه میگیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت میدانند و ترجیح میدهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروههایی کنند که به آنها اعتماد داشته و میدانند که از عهده مدیریت کارها بر میآیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیمها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر بهمنظور تمرکز و یافتن راهحل برای مسائل مهم کمک میگیرد.
۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندیهای شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرفهایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت میدهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال میخواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداشهای کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتادهای اهمیت نمیدهند.
۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار میکنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالبتر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست میدهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سختتر از گذشته کار میکنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر میشوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک میکنند.
۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارتهای مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل میشود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت میگذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روشهایی را بهکار میبرند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده میکردند. به تاکتیکهایی که دارای انگیزه بوده فکر میکنند و تاکتیکهای دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیمگیری میکنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راههایی برای تقویت کارآیی خود هستند.
منبع: Forbes
🍃 @leanstrategy
مدیران اغلب اوقات پیش از داشتن هر گونه آمادگی، پا به دنیای پر رمز و راز مدیریت میگذارند. گاهی این اتفاق از روی اجبار میافتد. برای مثال بهدلیل ترک یکی از اعضای کلیدی و مهم از سازمان بلافاصله سازمان به فکر جایگزین کردن میافتد و کارمند جوان و بیتجربهای را انتخاب میکند.
با این حال نمیتوان مدیریت را در مدت کوتاهی آموخت، زیرا کیفیت مدیریت به میزان شناخت مدیران از خود و مدیریت بستگی دارد. متاسفانه، بسیاری از مدیران بیشتر دوست دارند مورد توجه قرار بگیرند تا اینکه سطح کیفیت مدیریت خود را ارتقا دهند و بیشتر به مدیریت تمایل دارند به جای اینکه به فکر بهبود کارهایی باشند که از پس انجام آن به خوبی بر نمیآیند.
در ادامه به بررسی چهار اشتباه متداولی میپردازیم که بسیاری از مدیران مرتکب میشوند.
۱. اکثر مدیران کنترل کردن را با اختیار دادن به دیگران اشتباه میگیرند. مدیریت از نظر بیشتر افراد به معنای دستور دادن به دیگران است. اما مدیران واقعی امر و نهی کردن به دیگران را فقط اتلاف وقت میدانند و ترجیح میدهند تا زمان خود را صرف تشکیل گروههایی کنند که به آنها اعتماد داشته و میدانند که از عهده مدیریت کارها بر میآیند.
یک مدیر موفق شخصی نیست که تمام افراد همیشه از او درخواست کمک کنند بلکه نسبت به تشکیل تیمها آگاهی و اطلاعات کافی دارد و از افراد توانا و با استعداد دیگر بهمنظور تمرکز و یافتن راهحل برای مسائل مهم کمک میگیرد.
۲. برای بسیاری از مدیران عنوان بیشتر از نیازمندیهای شغل دارای اهمیت است. بیشتر مدیران به عبارت "من مدیر هستم به همین دلیل باید به حرفهایم گوش دهید." تکیه کرده و پافشاری می کنند.
متاسفانه، اکثر مدیران بیشتر به سرپرست، معاون یا مدیرعامل شدن اهمیت میدهند و مسائل سطحی برایشان اهمیت بسیاری دارد برای مثال میخواهند نامشان روی در اتاق مدیریت دیده شود، منظره دفتر کارشان عالی باشد، نامشان در لیست اسامی پیشنهادهای کاری، نفر اول باشد و در ازای انجام کارها و وظایفی که به عهده دارند پاداشهای کلان دریافت کنند. اما مدیران حقیقی به چنین مسائل پیش پا افتادهای اهمیت نمیدهند.
۳. مدیران با اینکه نسبت به دیگران کمتر کار میکنند اما انتظاراتشان از هر فرد دیگری بیشتر است. جالب است افراد زمانی که فقط یک کارمند ساده هستند عاشق مقام مدیریت هستند و جالبتر اینکه به محض مدیر شدن ناگهان این احساس به آنها دست میدهد که باید کمتر از دیگران زحمت بکشند و ضمنا انتظار حقوق، تعطیلات بیشتر و همچنین رفتارهای متفاوتی را از سوی دیگران دارند.
اما مدیران واقعی به محض مدیر شدن سختتر از گذشته کار میکنند، به موقع و پیش از سایر کارمندان در محل کار حاضر میشوند و آخرین فردی هم هستند که آنجا را ترک میکنند.
۴. بیشتر مدیران رفتاری مشابه رفتار مدیران خود دارند. هیچ مدرسه عملی برای یادگیری نکات مدیریتی در دسترس نیست. کلاس خاصی هم در مقطع متوسطه، دبیرستان یا حتی دانشگاه برای آموزش مباحث مدیریتی وجود ندارد. بلکه مهارتهای مدیریتی از مدیری به مدیر دیگر منتقل میشود و بسیاری از افرادی که پا به عرصه مدیریت میگذارند رفتاری مانند مدیرانشان با دیگران دارند.
با این حال مدیران واقعی، اغلب روشهایی را بهکار میبرند که مدیرانشان برای مدیریت استفاده میکردند. به تاکتیکهایی که دارای انگیزه بوده فکر میکنند و تاکتیکهای دارای نقص را هم بررسی کرده سپس بر اساس تجارب خود، درباره چگونگی مدیریت اطرافیان تصمیمگیری میکنند.
آنها دائما به فکر افزایش مسوولیت پذیری در کارمندان و یافتن راههایی برای تقویت کارآیی خود هستند.
منبع: Forbes
🍃 @leanstrategy
برای ترفیع خواستن زمان مناسبی را انتخاب کنید و بازخورد دقیق بخواهید
🔸«تام»، بنیانگذار و مدیر ارشد آژانس کاریابی LaSalle که در شیکاگو واقع شده، طی سالها فعالیت کاری بارها درخواست ترفیع کرده و بارها ترفیع گرفته است.
او میگوید: «بزرگترین درسی که گرفتهام این است که هیچ کس دستتان را نخواهد گرفت. باید خودتان مسیر حرفهایتان را تعیین کنید.»
🔸سالها پیش، وقتی او فروشنده بود، تصمیم گرفت از مدیرش درخواست ارتقا کند. به موقع اقدام کرده بود. سال پرباری را پشت سر گذاشته بودند. او میگوید: «نه تنها به اهدافم رسیده بودم بلکه از آن فراتر رفته بودم، بسیار بیشتر از انتظاری که از من داشتند.» اما قبل از صحبت با مدیر، درباره جایگاه شغلی مورد نظرش، یعنی مدیر فروش بینالملل تحقیق کرد تا ببیند شامل چه چیزهایی میشود و مدیران فروش بینالملل چطور به اهدافشان میرسند.
🔸او درخواستش را کاملا صریح مطرح کرد. او میگوید: «به او گفتم که برای مسوولیت بیشتر آماده ام. از او پرسیدم که در چه جایگاهی هستم و در چه زمینههایی نیاز به بهبود دارم.» مدیرش پذیرفت که درباره درخواستش فکر کند.
🔸تام هم هر از گاهی پیگیری میکرد. «از مدیرم میپرسیدم که چطور میتوانم عملکردم را بهتر کنم. از او بازخورد میخواستم. همچنین به او پیشنهاد کمک دادم. هر فرصتی که پیش میآمد، برای کمک داوطلب میشدم.» سه ماه بعد، او جایگاه مورد نظرش را به دست آورد.
🔸او به کسانی که به دنبال پیشرفتند توصیه میکند: «چیزی را که میخواهید درخواست کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. اما یادتان نرود، به محض اینکه درخواست ارتقا دادید، برای انجام کارهای بیشتر آماده باشید.»
🍃 @leanstrategy
🔸«تام»، بنیانگذار و مدیر ارشد آژانس کاریابی LaSalle که در شیکاگو واقع شده، طی سالها فعالیت کاری بارها درخواست ترفیع کرده و بارها ترفیع گرفته است.
او میگوید: «بزرگترین درسی که گرفتهام این است که هیچ کس دستتان را نخواهد گرفت. باید خودتان مسیر حرفهایتان را تعیین کنید.»
🔸سالها پیش، وقتی او فروشنده بود، تصمیم گرفت از مدیرش درخواست ارتقا کند. به موقع اقدام کرده بود. سال پرباری را پشت سر گذاشته بودند. او میگوید: «نه تنها به اهدافم رسیده بودم بلکه از آن فراتر رفته بودم، بسیار بیشتر از انتظاری که از من داشتند.» اما قبل از صحبت با مدیر، درباره جایگاه شغلی مورد نظرش، یعنی مدیر فروش بینالملل تحقیق کرد تا ببیند شامل چه چیزهایی میشود و مدیران فروش بینالملل چطور به اهدافشان میرسند.
🔸او درخواستش را کاملا صریح مطرح کرد. او میگوید: «به او گفتم که برای مسوولیت بیشتر آماده ام. از او پرسیدم که در چه جایگاهی هستم و در چه زمینههایی نیاز به بهبود دارم.» مدیرش پذیرفت که درباره درخواستش فکر کند.
🔸تام هم هر از گاهی پیگیری میکرد. «از مدیرم میپرسیدم که چطور میتوانم عملکردم را بهتر کنم. از او بازخورد میخواستم. همچنین به او پیشنهاد کمک دادم. هر فرصتی که پیش میآمد، برای کمک داوطلب میشدم.» سه ماه بعد، او جایگاه مورد نظرش را به دست آورد.
🔸او به کسانی که به دنبال پیشرفتند توصیه میکند: «چیزی را که میخواهید درخواست کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. اما یادتان نرود، به محض اینکه درخواست ارتقا دادید، برای انجام کارهای بیشتر آماده باشید.»
🍃 @leanstrategy
به اين شركتها دقت كنيد:
شرکت Uber؛ بزرگترین شرکت اجاره تاکسی جهان، هیچ وسیله نقلیهای ندارد !
شرکت Facebook؛ معروفترین مالک رسانه جهان، هیچ محتوایی خلق نمیکند !
شرکت Alibaba؛ ارزشمندترین خردهفروشی جهان، هیچ انباری ندارد !
شرکت Airbnb؛ بزرگترین تهیهکننده منزل و محل اقامت، هیچ مسکنی برای اقامت ندارد !
مهم نیست که چقدر امکانات دارید؛ مهم این است که چه امکاناتی وجود دارد!
🍃 @leanstrategy
شرکت Uber؛ بزرگترین شرکت اجاره تاکسی جهان، هیچ وسیله نقلیهای ندارد !
شرکت Facebook؛ معروفترین مالک رسانه جهان، هیچ محتوایی خلق نمیکند !
شرکت Alibaba؛ ارزشمندترین خردهفروشی جهان، هیچ انباری ندارد !
شرکت Airbnb؛ بزرگترین تهیهکننده منزل و محل اقامت، هیچ مسکنی برای اقامت ندارد !
مهم نیست که چقدر امکانات دارید؛ مهم این است که چه امکاناتی وجود دارد!
🍃 @leanstrategy
مذاکره ناب
سلام و ضمن عرض تبریک مجدد سال نو مدیریت با استراتژی ناب دوره ای متفاوت برای کسانی که میخواهند: خودشان را بشناسند بر خودشان مدیریت کنند برای آینده خود برنامه درستی تدوین کنند اجرای موفق برنامه هایشان در محیط ایران را یاد بگیرند . 🍃 @leanstrategy
🔴🔴🔴🔴
با سلام و احترام
ضمن تشکر از استقبال همه شما عزیزان
ظرفیت دوره آموزشی مدیریت با استراتژی ناب(دکتر طباطبایی)
برای روزهای
۲ شنبه تکمیل شد
برای رزرو این دوره در
روزهای ۳ شنبه
میتوانید از
از امروز اقدام فرمایید
از طریق راه های ارتباطی درج شده در زیر بنر با ما در ارتباط باشید
🔴🔴🔴🔴
🍃 @leanstrategy
با سلام و احترام
ضمن تشکر از استقبال همه شما عزیزان
ظرفیت دوره آموزشی مدیریت با استراتژی ناب(دکتر طباطبایی)
برای روزهای
۲ شنبه تکمیل شد
برای رزرو این دوره در
روزهای ۳ شنبه
میتوانید از
از امروز اقدام فرمایید
از طریق راه های ارتباطی درج شده در زیر بنر با ما در ارتباط باشید
🔴🔴🔴🔴
🍃 @leanstrategy
اگر حس کردی کم میفهمی، بیسوادی و حرفی برای گفتن نداری؛ زور نزن، تلاش نکن که همه چیز را بفهمی، و از خودت ناامید نشو.
یک حوزۀ خیلی خاص، یک گوشۀ کوچک از دنیا را خیلی خوب و دقیق یاد بگیر. فهم عمیق یک حوزۀ خاص، اعتماد به نفسی به تو میدهد تا از دیگر نفهمیهایت حس بدی نداشته باشی.
🍃 @leanstrategy
یک حوزۀ خیلی خاص، یک گوشۀ کوچک از دنیا را خیلی خوب و دقیق یاد بگیر. فهم عمیق یک حوزۀ خاص، اعتماد به نفسی به تو میدهد تا از دیگر نفهمیهایت حس بدی نداشته باشی.
🍃 @leanstrategy
داستان یک تصمیم
وقتی صحبت از بنیانگذاران شرکت اپل می شود همه از استیو جابز و استیو وزنیاک نام می برند. اما در روزهای اول اپل نفر سومی هم وجود داشت.
او بعد از 12 روز سهامش را به ۸۰۰ دلار به استیو جابز فروخت.
او اکنون می توانست صاحب صدها میلیون دلار ثروت باشد اما تصمیمی که گرفت زندگی او را تغییر داد و اکنون به عنوان مهندسی بازنشسته روزگار می گذراند!!. نام او رونالد واین بود.
هرگز تسليم نشويد.
شايد تا موفقيت تنها يك اينچ باقي مانده باشد...
🍃 @leanstrategy
وقتی صحبت از بنیانگذاران شرکت اپل می شود همه از استیو جابز و استیو وزنیاک نام می برند. اما در روزهای اول اپل نفر سومی هم وجود داشت.
او بعد از 12 روز سهامش را به ۸۰۰ دلار به استیو جابز فروخت.
او اکنون می توانست صاحب صدها میلیون دلار ثروت باشد اما تصمیمی که گرفت زندگی او را تغییر داد و اکنون به عنوان مهندسی بازنشسته روزگار می گذراند!!. نام او رونالد واین بود.
هرگز تسليم نشويد.
شايد تا موفقيت تنها يك اينچ باقي مانده باشد...
🍃 @leanstrategy
مدیران و منتورها به چه کسانی دوست ندارند کمک کنند؟
همه چیز بر میگردد به نگرشی به نام "هدایت پذیری (Coachability)".
هدایت پذیری یعنی اینکه یک شخص چقدر قابلیت هدایت شدن توسط دیگران را دارد. هدایت پذیری، یک شایستگی است که بیشتر جنبه نگرشی دارد و شاید افراد بتوانند با روشهایی این نگرش را در خود تقویت کنند.
همه اینگونه نیستند که حرف بقیه را بپذیرند، برخی بخاطر داشتن غرور و خودخواهی، از اینکه حرف بقیه را بپذیرند حذر میکنند.
برای این افراد، کمک خواستن از سر خواهش، حرف کس دیگری را گوش کردن، اعتراف به ندانستن، و ازین قبیل غیر ممکن است. این قبیل افراد ادعا دارند همه چیز را بلدند و انجام خیلی از کارها "کاری نداره که!".
این قبیل افراد، در سازمان ممکن است بنا به مصالح روشنی، فقط مدیرعامل شرکت را قبول داشته باشند و برای مشورت خود را نیازمند وی نشان دهند. این افراد، حتی ممکن است انگیزه های بسیار بالایی برای موفقیت هم داشته باشند.
مدیران و منتورها، حتما علاقه ای برای رشد دادن و مشورت دادن به این چنین افرادی ندارند. مدیران و منتورها دوست دارند نیروهایی را Coach کنند که Coachable باشند.
افراد، مدیران، و یا موسسین استارتاپ که شایستگی هدایت پذیری ندارند، متاسفانه روزگار بسیار سخت و پرهزینه ای دارند؛ این افراد حتی اگر با مدیران بالاتر و منتورها هم صحبت کنند، باز مسیر خودشان را طی میکنند.
کمک کردن به این موسسین یا مدیران یا نیروها، نه تنها خوشایند نیست، بلکه، کار بسیار سختیست و گاهی ارزش وقت گذاشتن ندارد.
آیا شما شایستگی هدایت پذیری (Coachability) را دارید؟ خودتان را در محیط کار هدایت پذیر میدانید؟
مهمترین نشانه یک شخص هدایت پذیر، داشتن تواضع است.
مهدی نیامنش
کانال آقای مدیرعامل
@CEO724Channel
🍃 @leanstrategy
همه چیز بر میگردد به نگرشی به نام "هدایت پذیری (Coachability)".
هدایت پذیری یعنی اینکه یک شخص چقدر قابلیت هدایت شدن توسط دیگران را دارد. هدایت پذیری، یک شایستگی است که بیشتر جنبه نگرشی دارد و شاید افراد بتوانند با روشهایی این نگرش را در خود تقویت کنند.
همه اینگونه نیستند که حرف بقیه را بپذیرند، برخی بخاطر داشتن غرور و خودخواهی، از اینکه حرف بقیه را بپذیرند حذر میکنند.
برای این افراد، کمک خواستن از سر خواهش، حرف کس دیگری را گوش کردن، اعتراف به ندانستن، و ازین قبیل غیر ممکن است. این قبیل افراد ادعا دارند همه چیز را بلدند و انجام خیلی از کارها "کاری نداره که!".
این قبیل افراد، در سازمان ممکن است بنا به مصالح روشنی، فقط مدیرعامل شرکت را قبول داشته باشند و برای مشورت خود را نیازمند وی نشان دهند. این افراد، حتی ممکن است انگیزه های بسیار بالایی برای موفقیت هم داشته باشند.
مدیران و منتورها، حتما علاقه ای برای رشد دادن و مشورت دادن به این چنین افرادی ندارند. مدیران و منتورها دوست دارند نیروهایی را Coach کنند که Coachable باشند.
افراد، مدیران، و یا موسسین استارتاپ که شایستگی هدایت پذیری ندارند، متاسفانه روزگار بسیار سخت و پرهزینه ای دارند؛ این افراد حتی اگر با مدیران بالاتر و منتورها هم صحبت کنند، باز مسیر خودشان را طی میکنند.
کمک کردن به این موسسین یا مدیران یا نیروها، نه تنها خوشایند نیست، بلکه، کار بسیار سختیست و گاهی ارزش وقت گذاشتن ندارد.
آیا شما شایستگی هدایت پذیری (Coachability) را دارید؟ خودتان را در محیط کار هدایت پذیر میدانید؟
مهمترین نشانه یک شخص هدایت پذیر، داشتن تواضع است.
مهدی نیامنش
کانال آقای مدیرعامل
@CEO724Channel
🍃 @leanstrategy
🔴 توسعه
✍داگلاس نورث
برنده نوبل اقتصاد مي گويد
اگر ميخواهيد بدانيد كشوري توسعه مي يابد يا نه ، اصلا سراغ فناوري ، كارخانه و ابزاري كه استفاده مي كنند نروید! اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد ويا كپي كرد !
براي ديدن توسعه برويد دبستانها و پيش دبستاني ها را ببينيدكه، آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند! مهم نيست چه چيزي آموزش مي دهند! ببينيد چگونه آموزش مي دهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور ، نظم پذير ، خطر پذير ، داراي روحيه گفتكو و تعامل ، داراي روحيه مشاركت جمعي و همكاري بار مي آورند. بدانيد كه اين انسانها در آينده شخصيت هايي خواهند شد كه جامعه را پيشرفت خواهند داد .
🍃 @leanstrategy
✍داگلاس نورث
برنده نوبل اقتصاد مي گويد
اگر ميخواهيد بدانيد كشوري توسعه مي يابد يا نه ، اصلا سراغ فناوري ، كارخانه و ابزاري كه استفاده مي كنند نروید! اينها را براحتي ميتوان خريد يا دزديد ويا كپي كرد !
براي ديدن توسعه برويد دبستانها و پيش دبستاني ها را ببينيدكه، آنجا چگونه بچه ها را آموزش ميدهند! مهم نيست چه چيزي آموزش مي دهند! ببينيد چگونه آموزش مي دهند. اگر كودكان شما را پرسشگر ، خلاق ، صبور ، نظم پذير ، خطر پذير ، داراي روحيه گفتكو و تعامل ، داراي روحيه مشاركت جمعي و همكاري بار مي آورند. بدانيد كه اين انسانها در آينده شخصيت هايي خواهند شد كه جامعه را پيشرفت خواهند داد .
🍃 @leanstrategy
💢چیزی که قدرت مطلق را به تعادل میرساند، پذیرفتن عیوب شخصی است. اگر از شخصیت بالغی برخوردار باشید، میتوانید به آینه نگاه کنید و ببینید که از دیگران بالاتر نیستید. مخصوصاً اگر در جایگاه رهبری قرار دارید، باید بپذیرید که شما هم دارای نقطهضعفهایی هستید و دائماً عیوب خود را مدنظر داشته باشید.
گاهی اوقات شما برای عبور از این مشکل، به کمک نیاز دارید. بهترین رهبران از دوستان نزدیک، مربیان و مشاورانی کمک میگیرند که جرئت بیان حقیقت در مورد عملکرد و قضاوت آنها را دارند. شما هم باید افراد مورد اعتمادی را درکنار خود داشته باشید که همیشه حقیقت را، هرچند تلخ و ناخوشایند، گوشزد کنند. بهعلاوه باید تیم اصلی خود را تشویق کنید که هرگاه با شما اختلافنظر داشتند، آن را متعهدانه اظهار کنند.
داشتن مربی یکی از نکات مهم در پیشرفت شخصی تلقی میشود،
مربی شما کیست؟
✏️منبع: زومیت
🍃 @leanstrategy
گاهی اوقات شما برای عبور از این مشکل، به کمک نیاز دارید. بهترین رهبران از دوستان نزدیک، مربیان و مشاورانی کمک میگیرند که جرئت بیان حقیقت در مورد عملکرد و قضاوت آنها را دارند. شما هم باید افراد مورد اعتمادی را درکنار خود داشته باشید که همیشه حقیقت را، هرچند تلخ و ناخوشایند، گوشزد کنند. بهعلاوه باید تیم اصلی خود را تشویق کنید که هرگاه با شما اختلافنظر داشتند، آن را متعهدانه اظهار کنند.
داشتن مربی یکی از نکات مهم در پیشرفت شخصی تلقی میشود،
مربی شما کیست؟
✏️منبع: زومیت
🍃 @leanstrategy
https://donya-e-eqtesad.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA-%D9%85%D8%B9%D8%AF%D9%86-3/3520714-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D8%AA%DA%98%DB%8C-%D9%86%D8%A7%D8%A8-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D9%85%D9%88%D8%B2%D8%B4-%D8%B5%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%B9-%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1
🍃 @leanstrategy
🍃 @leanstrategy
روزنامه دنیای اقتصاد
استراتژی ناب در آموزش صنایع کشور
تغییرات پرشتاب در دنیا و رقابت شدید سازمانها برای دستیابی به منابع و همچنین وضعیت حاکم بر کشور، نیاز به توجه جدی مدیران ارشد سازمانها به فرآیند جذب، آموزش و به کارگیری منابع انسانی را نشان میدهد. انتخاب و جذب نامتناسب افراد در مشاغل سازمانی، مساوی است…
جهت مشاوره با
دکتر طباطبایی
میتوانید با شماره زیر جهت هماهنگی تماس بگیرید و یا به ادمین پیام بدهید
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
🍃 @leanstrategy
دکتر طباطبایی
میتوانید با شماره زیر جهت هماهنگی تماس بگیرید و یا به ادمین پیام بدهید
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
🍃 @leanstrategy
پیش بهسوی رقابت
ست گادین
کتاب ها در کتابفروشی، بهتر از مغازهی قصابی فروش میروند. با اینکه هر کتابی در کتابفروشی با کتابهای زیادی محاصره شده و رقابت شدیدی در جریان است ولی همچنان کتابفروشی مناسبترین مکان برای نمایش، مقایسه و سرانجام، خرید و خواندهشدن کتاب است.
غرفههای نمایشگاهی تجاری هم وقتی موفقتر هستند که در مجاورت با یکدیگرند و برای خریدار، حق انتخاب فراهم میکنند.
ساختن غرفه نمایشگاهی مجزا از بقیه در سراسر شهر، شما را از سایر انتخابها برای خریدار جدا میکند ولی اثر کمی در تثبیت موقعیتتان دارد و احتمال اینکه شما را به انتخاب هوشمندانهای برای خریدار بدل کند، بالا نمیرود.
اگر من یکی از ۲۵ نفر کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده بودم، تور مناظرهی دلخواه خودم را سامان میدادم و از چهار یا پنج نفر کاندید دیگر دعوت میکردم تا هر شب مناظرهی داغی باهم داشته باشیم. تک تک کاندیداهای گروه شش نفرهی ما از این رقابت سود میبُرد و ما بقیهی رُقبا را براحتی پشت سر میگذاشتیم چون آنها برخلاف ما، تنها کار میکنند. بدانید که کسی مانع شما نخواهد شد، شروع کنید. به همین سادگی.
اگر من یک عکاس مراسم عروسی بودم یک دوجین از عکاسان شهر را جمع میکردم، سازمان میدادم و برای گروهمان بروشور و بازاریابی راه میانداختم...
شاید بخواهید از اینجور سازمان دادنها، شرکت در کنفرانسها یا ساختن غرفه نمایشگاهی در جایی که ببینید و دیده شوید، آنهم توسط کسانی که بدنبال حل مسالهاند و گوش شنوایی دارند، اجتناب کنید. اما امروزه که جریان اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در گردش است، فریبدادن مردم و تلاش برای متقاعدکردن آنها به اینکه حق انتخاب دیگری ندارند، تنها روایتگر ترس شماست نه چیز دیگر.
ترجمه از مصطفی منبری
منبع:هنر مدیریت
🍃 @leanstrategy
ست گادین
کتاب ها در کتابفروشی، بهتر از مغازهی قصابی فروش میروند. با اینکه هر کتابی در کتابفروشی با کتابهای زیادی محاصره شده و رقابت شدیدی در جریان است ولی همچنان کتابفروشی مناسبترین مکان برای نمایش، مقایسه و سرانجام، خرید و خواندهشدن کتاب است.
غرفههای نمایشگاهی تجاری هم وقتی موفقتر هستند که در مجاورت با یکدیگرند و برای خریدار، حق انتخاب فراهم میکنند.
ساختن غرفه نمایشگاهی مجزا از بقیه در سراسر شهر، شما را از سایر انتخابها برای خریدار جدا میکند ولی اثر کمی در تثبیت موقعیتتان دارد و احتمال اینکه شما را به انتخاب هوشمندانهای برای خریدار بدل کند، بالا نمیرود.
اگر من یکی از ۲۵ نفر کاندیدهای ریاست جمهوری ایالات متحده بودم، تور مناظرهی دلخواه خودم را سامان میدادم و از چهار یا پنج نفر کاندید دیگر دعوت میکردم تا هر شب مناظرهی داغی باهم داشته باشیم. تک تک کاندیداهای گروه شش نفرهی ما از این رقابت سود میبُرد و ما بقیهی رُقبا را براحتی پشت سر میگذاشتیم چون آنها برخلاف ما، تنها کار میکنند. بدانید که کسی مانع شما نخواهد شد، شروع کنید. به همین سادگی.
اگر من یک عکاس مراسم عروسی بودم یک دوجین از عکاسان شهر را جمع میکردم، سازمان میدادم و برای گروهمان بروشور و بازاریابی راه میانداختم...
شاید بخواهید از اینجور سازمان دادنها، شرکت در کنفرانسها یا ساختن غرفه نمایشگاهی در جایی که ببینید و دیده شوید، آنهم توسط کسانی که بدنبال حل مسالهاند و گوش شنوایی دارند، اجتناب کنید. اما امروزه که جریان اطلاعات، بیش از هر زمان دیگری آزادانه در گردش است، فریبدادن مردم و تلاش برای متقاعدکردن آنها به اینکه حق انتخاب دیگری ندارند، تنها روایتگر ترس شماست نه چیز دیگر.
ترجمه از مصطفی منبری
منبع:هنر مدیریت
🍃 @leanstrategy