جلسه اول
پنج شنبه ۳ مرداد ۹۸
از پنجمين دوره آموزشي
مديريت ناب ، راهبري خويشتن و فروش
با جمعي از مديران
شركت هاي فعال در صنعت دندان پزشكي
و مكمل هاي ورزشي
مدرس : دكتر طباطبايي
🌞@leanstrategy
پنج شنبه ۳ مرداد ۹۸
از پنجمين دوره آموزشي
مديريت ناب ، راهبري خويشتن و فروش
با جمعي از مديران
شركت هاي فعال در صنعت دندان پزشكي
و مكمل هاي ورزشي
مدرس : دكتر طباطبايي
🌞@leanstrategy
⭕️ گردش مالي شركت "اسنپ" سالانه ٦٠٠ميليون دلار است!
(يعني بيش از ٧هزار ميليارد تومان!!)
از اين رقم حداقل ٩٠ميليون دلار سود اين شركت است.
به ياد روزهايي افتادم كه در اوايل كار اين تاكسي اينترنتي، جمعي از رانندگان تاكسي و آژانسهاي اتومبيل كرايه به نشانه اعتراض به اداره تاكسي راني رفته بودند كه جلوي فعاليت اين شركت گرفته شود.
در آن زمان به چه چيز فكر ميكردند،
آيا ميشود جلوي تكنولوژي را گرفت؟
امروز ثروتمندترين افراد جهان كساني هستند كه در حوزه ديجيتال و فناوري فعالند.
ثروتمندترين مرد جهان هم اكنون "جف بزوس" مالك آمازون است.
اگر كسب و كار شما بر بستر ديجيتال نباشد، آينده ي خوبي در انتظار شما نخواهد بود.
مهدي ميررفيع
🌞 @leanstrategy
(يعني بيش از ٧هزار ميليارد تومان!!)
از اين رقم حداقل ٩٠ميليون دلار سود اين شركت است.
به ياد روزهايي افتادم كه در اوايل كار اين تاكسي اينترنتي، جمعي از رانندگان تاكسي و آژانسهاي اتومبيل كرايه به نشانه اعتراض به اداره تاكسي راني رفته بودند كه جلوي فعاليت اين شركت گرفته شود.
در آن زمان به چه چيز فكر ميكردند،
آيا ميشود جلوي تكنولوژي را گرفت؟
امروز ثروتمندترين افراد جهان كساني هستند كه در حوزه ديجيتال و فناوري فعالند.
ثروتمندترين مرد جهان هم اكنون "جف بزوس" مالك آمازون است.
اگر كسب و كار شما بر بستر ديجيتال نباشد، آينده ي خوبي در انتظار شما نخواهد بود.
مهدي ميررفيع
🌞 @leanstrategy
💢 بیست ویژگی یک مدیر حرفه ای و موفق
1- مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها
2- تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل
3- قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
4- برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها
5- توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن
6- درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها
7- گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها
8- انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت
9- فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه
10- برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
12- داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
13- انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
14- میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
15- سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
16- بردباری و صبر در حل مشکلات
18- آرامش در برابر بحران
19- واقع بینی در برخورد با مسائل
20- رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها
🌞 @leanstrategy
1- مسئولیت پذیری در برابر کار ها ، فعاليتها و شكستها
2- تمايل براى بهبود انجام كارها و به کار گیری ابتکار عمل
3- قلمداد کردن کارها به عنوان سرگرمی لذت بخش نه به عنوان بارى بر دوش
4- برخورداری از توانايى كافى در زمان بندى مناسب براى انجام فعاليتها
5- توانايى انجام كارها در فشرده ترين زمان ممكن
6- درک و پذیرش منطقی شرايط و پشتکار فراوان برای انجام فعالیتها
7- گوش فرا دادن به صحبت ها و نظرات دیگران و احترام به آنها
8- انجام فعاليت به منظور دستيابى و تحقق موفقيت
9- فراگرفتن ابزارها و روشهاى تقويت حافظه
10- برخورداری از نیروی جسمانی و سلامت بدنی
12- داشتن آرزوهایی هدفمند و قابل دستیابی و به عبارتی نزدیک به حقایق
13- انعطاف پذیری در عین استواری و پایداری در رسیدن به اهداف
14- میانه روی وپرهیزاز افراط و تفریط
15- سیستم مدیریتی هدف گراو واقع گرا.
16- بردباری و صبر در حل مشکلات
18- آرامش در برابر بحران
19- واقع بینی در برخورد با مسائل
20- رعایت اصول و موازینی ( ارزش ) چون نظم ، ترتيب و احترام به زمان بندیها
🌞 @leanstrategy
نکات(اشتباهات در گویندگی)
پرهیز از اشتباهات رایج در فن بیان و گویندگی:
لازم نیست نتیجهگیری اخلاقی و تفاسیر شخصی را بازگو کنید.
وقتی داستانی را روایت میکنید، چه مربوط به خودتان باشد و چه مربوط به شخصی دیگر، لازم نیست که مرتبا نتیجهگیریهای اخلاقی و تفاسیر شخصی داشته باشید؛ کافی است سری به داستانهای دوران کودکی خود بزنید… همهی آنها حاوی پندها و نکات آموزش و اخلاقی بودند اما اکنون فقط چارچوب محتوای قصهها در خاطر شما مانده است.
تمرین کنید.
فرقی نمیکند که میخواهید دربارهی چه موضوعی و در چه قالبی صحبت کنید: مثلا شعری میخوانید یا داستانی را تعریف میکنید؛ در هر حال باید به اندازهی کافی تمرین داشته باشید، تمرین کردن در ظاهر بسیار مهم و بدیهی به نظر میآید ولی بیشتر افراد از انجام آن برای ارائهی سخنرانی و روایتی تأثیرگذار غافل میمانند.
الگوبرداری کنید.
شغل بعضی از افراد، داستانگویی حرفهای برای کتاب صوتی و… است.
سعی کنید به داستانگویی و شیوهی روایت آنها توجه کنید؛ به زبان بدن و حالات آنها دقت داشته باشید، نگاه کردن دقیق به آنها، شیوهی تغییر صدایشان درحین داستانگویی و روایت باعث میشود که الگوبرداری مثبتی داشته باشید و بتوانید از تجربهی آنها در جذب مخاطب کمک بگیرید.
هنر مدیریت
🌞 @leanstrategy
پرهیز از اشتباهات رایج در فن بیان و گویندگی:
لازم نیست نتیجهگیری اخلاقی و تفاسیر شخصی را بازگو کنید.
وقتی داستانی را روایت میکنید، چه مربوط به خودتان باشد و چه مربوط به شخصی دیگر، لازم نیست که مرتبا نتیجهگیریهای اخلاقی و تفاسیر شخصی داشته باشید؛ کافی است سری به داستانهای دوران کودکی خود بزنید… همهی آنها حاوی پندها و نکات آموزش و اخلاقی بودند اما اکنون فقط چارچوب محتوای قصهها در خاطر شما مانده است.
تمرین کنید.
فرقی نمیکند که میخواهید دربارهی چه موضوعی و در چه قالبی صحبت کنید: مثلا شعری میخوانید یا داستانی را تعریف میکنید؛ در هر حال باید به اندازهی کافی تمرین داشته باشید، تمرین کردن در ظاهر بسیار مهم و بدیهی به نظر میآید ولی بیشتر افراد از انجام آن برای ارائهی سخنرانی و روایتی تأثیرگذار غافل میمانند.
الگوبرداری کنید.
شغل بعضی از افراد، داستانگویی حرفهای برای کتاب صوتی و… است.
سعی کنید به داستانگویی و شیوهی روایت آنها توجه کنید؛ به زبان بدن و حالات آنها دقت داشته باشید، نگاه کردن دقیق به آنها، شیوهی تغییر صدایشان درحین داستانگویی و روایت باعث میشود که الگوبرداری مثبتی داشته باشید و بتوانید از تجربهی آنها در جذب مخاطب کمک بگیرید.
هنر مدیریت
🌞 @leanstrategy
سه دلیل درست نبودن ایده استخدام دوست و فامیل
زمانی که یک کسب و کار جدید را شروع می کنید، وسوسه انگیز است که یکی از دوستان و یا اعضای خانواده ی خودتان را استخدام کنید. احتمالا با خود فکر می کنید که در این صورت هم به آنها کمک کرده اید و هم اینکه کار کردن با کسی که می شناسید برای شما راحت تر خواهد بود، بنابراین احساس برنده بودن می کنید.
اما همیشه این طور نیست، زمانی که دوستان یا آشنایان وارد کارتان می شوند، اتفاقات بدی نیز به تبع آن می افتد.
البته اشتباه برداشت نکنید، استخدام کردن دوستان و آشنایان در کسب و کارهای کوچک می تواند خوب باشد. مخصوصا زمانی که تازه شروع به کار کرده اید و هزینه ی زیادی نمی توانید پرداخت کنید، این افراد به دلیل علاقه عاطفی و حس اعتمادی که میان شما برقرار است، بدون هیچ توقعی و گاهی رایگان و یا با دستمزد کم راضی هستند که برای شما کار
اما همه ما می دانیم این شرایط تا ابد این گونه نخواهد ماند. زمانی پیش می آید که کسب و کار شما نمی تواند درآمد زایی کند و حقوق کارکنان خود را بدهد و یا وقتی درآمد کسب و کار بهتر می شود، کارکنان حقوق بیشتری طلب می کنند. در هر صورت شرایط با گذشت زمان تغییر می کند.
حال می خواهیم ببینیم که آیا در مدت زمان طولانی، استخدام کردن دوست یا آشنا ایده ی خوبی است؟
نویسنده این مقاله،سه دلیل درست نبودن ایده استخدام دوست و فامیل را از تجربیات شخصی خودش است را بیان کرده و ما در ادامه به آن می پردازیم.
۱. انتظار در اختیار داشتن آزادی زیاد
زمانی که شما دوست یا فامیل را استخدام می کنید، از شما انتظار دارند که آزادی های بیشتر و شخصی تری نسبت به یک رئیس نا آشنا در اختیار آنها قرار دهید. مثلا زمان های بیکاری بیشتری داشته باشند، کارها را سروقت انجام ندهند، دیر بیایند، زود بروند...
البته نمی توان گفت که همیشه این اتفاقات رخ می دهد. شاید در موارد نادری افراد این نوع سوء استفاده های روابطی را نداشته باشند، اما خیلی بعید نیست که شما نیز با این چالش ها رو به رو شوید.
۲. دادن پیشنهاد هایی که شما نمی پذیرید
شما رئیس هستید، پس چگونگی چرخاندن کسب و کار با شماست. زمانی فرا می رسد که دوستان و آشنایانی که برایتان کار می کنند، شروع به دادن پیشنهاداتی می کنند که رد کردن آنها برای شما سخت است. بدیهی است که تنها به خاطر اینکه آنها دوستان و آشنایانتان هستند، دلیل نمی شود درخواست ها و پیشنهاداتشان را قبول کنید. اما رد کردن درخواست آنها بدون اینکه ناراحت شوند سخت است.
بنابراین برای درست پیش رفتن اوضاع، مجبور هستید با آنها مانند بقیه رفتار کنید، اگر نمی توانید، باید همکاری خود را با آنها قطع کنید.
۳. تهدیدات شما را جدی نمی گیرند
شما به عنوان مدیر، برای پیش برد کارهای اجرایی و رسیدن به زمان بندی، حتما گاهی لازم است که کارکنان خود را تهدید کنید، اما تا آنجایی که من دیده ام، دوستان و آشنایان به این گونه تهدیدات توجهی نمی کنند و تعهدات و موافقت نامه ها و مهلت های کاری برای آنها اهمیت چندانی ندارد.
یک کارمند درستی که از خانواده و یا دوستانتان نیست قطعا شما را مدیر می داند اما دوستان و یا آشنایان در وهله ی اول شما را دوست و سپس مدیر می دانند. اینجاست که نقش شما در منظر آنها رنگ باخته و اصطلاحاً "حنای شما برای آنها رنگی ندارد."
خلاصه
کار کردن با کسانی که از نظر شخصی به شما نزدیک هستند، سخت است. به خصوص کسانی که در شروع کار به شما کمک کردند تا کسب و کارتان رونق بگیرد، این افراد بعد از کسب درآمد بیشتر، توقعاتشان شروع می شود. در این حالت است که کشمکش ها و چالش هایی بوجود می آید، ادامه ی همکاری دشوار شده و بعضاً در دیگر بخش های کار و کارکنان دیگر نیز مشکلاتی ایجاد می شود.
منبع: businessknowhow
🌞 @leanstrategy
زمانی که یک کسب و کار جدید را شروع می کنید، وسوسه انگیز است که یکی از دوستان و یا اعضای خانواده ی خودتان را استخدام کنید. احتمالا با خود فکر می کنید که در این صورت هم به آنها کمک کرده اید و هم اینکه کار کردن با کسی که می شناسید برای شما راحت تر خواهد بود، بنابراین احساس برنده بودن می کنید.
اما همیشه این طور نیست، زمانی که دوستان یا آشنایان وارد کارتان می شوند، اتفاقات بدی نیز به تبع آن می افتد.
البته اشتباه برداشت نکنید، استخدام کردن دوستان و آشنایان در کسب و کارهای کوچک می تواند خوب باشد. مخصوصا زمانی که تازه شروع به کار کرده اید و هزینه ی زیادی نمی توانید پرداخت کنید، این افراد به دلیل علاقه عاطفی و حس اعتمادی که میان شما برقرار است، بدون هیچ توقعی و گاهی رایگان و یا با دستمزد کم راضی هستند که برای شما کار
اما همه ما می دانیم این شرایط تا ابد این گونه نخواهد ماند. زمانی پیش می آید که کسب و کار شما نمی تواند درآمد زایی کند و حقوق کارکنان خود را بدهد و یا وقتی درآمد کسب و کار بهتر می شود، کارکنان حقوق بیشتری طلب می کنند. در هر صورت شرایط با گذشت زمان تغییر می کند.
حال می خواهیم ببینیم که آیا در مدت زمان طولانی، استخدام کردن دوست یا آشنا ایده ی خوبی است؟
نویسنده این مقاله،سه دلیل درست نبودن ایده استخدام دوست و فامیل را از تجربیات شخصی خودش است را بیان کرده و ما در ادامه به آن می پردازیم.
۱. انتظار در اختیار داشتن آزادی زیاد
زمانی که شما دوست یا فامیل را استخدام می کنید، از شما انتظار دارند که آزادی های بیشتر و شخصی تری نسبت به یک رئیس نا آشنا در اختیار آنها قرار دهید. مثلا زمان های بیکاری بیشتری داشته باشند، کارها را سروقت انجام ندهند، دیر بیایند، زود بروند...
البته نمی توان گفت که همیشه این اتفاقات رخ می دهد. شاید در موارد نادری افراد این نوع سوء استفاده های روابطی را نداشته باشند، اما خیلی بعید نیست که شما نیز با این چالش ها رو به رو شوید.
۲. دادن پیشنهاد هایی که شما نمی پذیرید
شما رئیس هستید، پس چگونگی چرخاندن کسب و کار با شماست. زمانی فرا می رسد که دوستان و آشنایانی که برایتان کار می کنند، شروع به دادن پیشنهاداتی می کنند که رد کردن آنها برای شما سخت است. بدیهی است که تنها به خاطر اینکه آنها دوستان و آشنایانتان هستند، دلیل نمی شود درخواست ها و پیشنهاداتشان را قبول کنید. اما رد کردن درخواست آنها بدون اینکه ناراحت شوند سخت است.
بنابراین برای درست پیش رفتن اوضاع، مجبور هستید با آنها مانند بقیه رفتار کنید، اگر نمی توانید، باید همکاری خود را با آنها قطع کنید.
۳. تهدیدات شما را جدی نمی گیرند
شما به عنوان مدیر، برای پیش برد کارهای اجرایی و رسیدن به زمان بندی، حتما گاهی لازم است که کارکنان خود را تهدید کنید، اما تا آنجایی که من دیده ام، دوستان و آشنایان به این گونه تهدیدات توجهی نمی کنند و تعهدات و موافقت نامه ها و مهلت های کاری برای آنها اهمیت چندانی ندارد.
یک کارمند درستی که از خانواده و یا دوستانتان نیست قطعا شما را مدیر می داند اما دوستان و یا آشنایان در وهله ی اول شما را دوست و سپس مدیر می دانند. اینجاست که نقش شما در منظر آنها رنگ باخته و اصطلاحاً "حنای شما برای آنها رنگی ندارد."
خلاصه
کار کردن با کسانی که از نظر شخصی به شما نزدیک هستند، سخت است. به خصوص کسانی که در شروع کار به شما کمک کردند تا کسب و کارتان رونق بگیرد، این افراد بعد از کسب درآمد بیشتر، توقعاتشان شروع می شود. در این حالت است که کشمکش ها و چالش هایی بوجود می آید، ادامه ی همکاری دشوار شده و بعضاً در دیگر بخش های کار و کارکنان دیگر نیز مشکلاتی ایجاد می شود.
منبع: businessknowhow
🌞 @leanstrategy
دوره آموزشی
مدیریت ناب - اصول و فنون مذاکره و ارتباطات مؤثر
مدرس : دکتر طباطبایی (خالق مفهوم مذاکره ناب )
جهت اطلاعات بیشتر و ثبت نام
عدد ۹ را به سامانه ی ۵۰۰۰۲۲۱۱۵۰۳ ارسال کنید.
☎️ ۰۲۱-۷۷۹۳۱۶۷۶
🌞@leanstrategy
مدیریت ناب - اصول و فنون مذاکره و ارتباطات مؤثر
مدرس : دکتر طباطبایی (خالق مفهوم مذاکره ناب )
جهت اطلاعات بیشتر و ثبت نام
عدد ۹ را به سامانه ی ۵۰۰۰۲۲۱۱۵۰۳ ارسال کنید.
☎️ ۰۲۱-۷۷۹۳۱۶۷۶
🌞@leanstrategy
Forwarded from هنر مدیریت
🔅دوره آموزشی
اصول و فنون مذاکره و ارتباط مؤثر،
با دکتر طباطبایی خالق مفهوم مذاکره ناب،
🔵اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
ارسال عدد ۹ به سامانه ۵۰۰۰۲۲۱۱۵۰۳
تماس:
☎️۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
اصول و فنون مذاکره و ارتباط مؤثر،
با دکتر طباطبایی خالق مفهوم مذاکره ناب،
🔵اطلاعات بیشتر و ثبت نام:
ارسال عدد ۹ به سامانه ۵۰۰۰۲۲۱۱۵۰۳
تماس:
☎️۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
🔴نکات زبان بدن در مذاکره
اگر می خواهید به طرف مقابلتان نشان دهید که به صحبت هایش علاقه مندید، کمی به سمت آن فرد خم شوید. اگر می خواهید به دیگران نشان دهید که اعتماد به نفس دارید و از خودتان مطمئن هستید، کمی به عقب خم شوید. اما در این خم شدن ها اغراق نکنید. خم شدن بیش از اندازه به جلو شما را محتاج و نیازمند به طرف مقابل نشان می دهد و خم شدن بیش از اندازه به عقب باعث می شود فردی خودخواه و متکبر به نظر برسید.
🌞 @leanstrategy
اگر می خواهید به طرف مقابلتان نشان دهید که به صحبت هایش علاقه مندید، کمی به سمت آن فرد خم شوید. اگر می خواهید به دیگران نشان دهید که اعتماد به نفس دارید و از خودتان مطمئن هستید، کمی به عقب خم شوید. اما در این خم شدن ها اغراق نکنید. خم شدن بیش از اندازه به جلو شما را محتاج و نیازمند به طرف مقابل نشان می دهد و خم شدن بیش از اندازه به عقب باعث می شود فردی خودخواه و متکبر به نظر برسید.
🌞 @leanstrategy
آیا تا به حال به اجبار به دستشویی عمومی رفتهاید که بوی بد بدهد بهطوری که حالت خفه شدن به شما دست بدهد؟
دقت کردهاید که بعد از ۵ دقیقه، دیگر به آن شدت بوی بد را احساس نمیکنید ؟! و اگر تصادفا یک ساعت آنجا گیر بیافتید ممکن است بگویید : انگار اصلا بوی بدی نمیآید !
قانونی در اینجا داریم که صادق است: ما به محیطمان عادت میکنیم. اگر با آدمهای بدبخت نشست و برخواست کنید، کمکم به بدبختی عادت میکنید و فکر میکنید که این طبیعی است! اگر با آدمهای غرغرو همنشین باشید عیبجو و غرغرو میشوید و آن را طبیعی میدانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت میشوید اما در نهایت شما هم عادت میکنید به دیگران دروغ بگویید. و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت. اگر با آدمهای خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه میشوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است. تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین میکشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمیشوید.
🌞 @leanstrategy
دقت کردهاید که بعد از ۵ دقیقه، دیگر به آن شدت بوی بد را احساس نمیکنید ؟! و اگر تصادفا یک ساعت آنجا گیر بیافتید ممکن است بگویید : انگار اصلا بوی بدی نمیآید !
قانونی در اینجا داریم که صادق است: ما به محیطمان عادت میکنیم. اگر با آدمهای بدبخت نشست و برخواست کنید، کمکم به بدبختی عادت میکنید و فکر میکنید که این طبیعی است! اگر با آدمهای غرغرو همنشین باشید عیبجو و غرغرو میشوید و آن را طبیعی میدانید. اگر دوست شما دروغ بگوید، در ابتدا از دستش ناراحت میشوید اما در نهایت شما هم عادت میکنید به دیگران دروغ بگویید. و اگر مدت طولانی با چنین دوستانی باشید، به خودتان هم دروغ خواهید گفت. اگر با آدمهای خوشحال و پر انگیزه دمخور شوید شما هم خوشحال و پرانگیزه میشوید و این امر برایتان کاملا طبیعی است. تصمیم بگیرید به مجموعه افراد مثبت ملحق شوید وگرنه افراد منفی شما را پایین میکشند و اصلا متوجه چنین اتفاقی هم نمیشوید.
🌞 @leanstrategy
💢مشاوره گرفتن از دیگران را نوعی ضعف تلقی نکنید
به اعتراف آقای فورد، بزرگترین اشتباهی که وی در طول زندگی خود انجام داده است این بوده که بیش از حد به خود اعتقاد داشته و این امر باعث می شد تا نظرات دیگران چندان اهمیتی برای او نداشته باشد. همین امر نیز باعث شد تا با مرور زمان و عدم توجه به تغییرات این صنعت، فورد عنوان برترین برند خودروسازی را از دست داده و به مقام سوم، نزول پیدا کند. این امر در حالی است که افرادی نظیر پسر او، مکررا به وی نسبت به اقدامات سایر برندها و روند تحولی که در این عرصه در حال رخ دادن است، هشدارهایی را داده بودند. به همین خاطر وی عقیده دارد که در صورتی که خواهان موفقیتی طولانی مدت هستید، لازم است تا علی رغم اعتماد به خود، از بررسی نظرات دیگران نیز غافل نشوید، با این حال وی اهمیت دادن به گفته های همه افراد را نیز مفید ندانسته و به همین خاطر عنوان کرده است که تنها به صحبت افراد کلیدی و خبره گوش دهید. این امر به بهبود تصمیمات شما کمک بسیاری را خواهد کرد. درواقع نباید باور داشت که دیدگاه شما نسبت به مسائل، کاملا بی نقص است.
✏️ مجله مشاور مدیریت
🌞 @leanstrategy
به اعتراف آقای فورد، بزرگترین اشتباهی که وی در طول زندگی خود انجام داده است این بوده که بیش از حد به خود اعتقاد داشته و این امر باعث می شد تا نظرات دیگران چندان اهمیتی برای او نداشته باشد. همین امر نیز باعث شد تا با مرور زمان و عدم توجه به تغییرات این صنعت، فورد عنوان برترین برند خودروسازی را از دست داده و به مقام سوم، نزول پیدا کند. این امر در حالی است که افرادی نظیر پسر او، مکررا به وی نسبت به اقدامات سایر برندها و روند تحولی که در این عرصه در حال رخ دادن است، هشدارهایی را داده بودند. به همین خاطر وی عقیده دارد که در صورتی که خواهان موفقیتی طولانی مدت هستید، لازم است تا علی رغم اعتماد به خود، از بررسی نظرات دیگران نیز غافل نشوید، با این حال وی اهمیت دادن به گفته های همه افراد را نیز مفید ندانسته و به همین خاطر عنوان کرده است که تنها به صحبت افراد کلیدی و خبره گوش دهید. این امر به بهبود تصمیمات شما کمک بسیاری را خواهد کرد. درواقع نباید باور داشت که دیدگاه شما نسبت به مسائل، کاملا بی نقص است.
✏️ مجله مشاور مدیریت
🌞 @leanstrategy
چرا مدیران از واگذاری وظایف اجتناب میکنند؟
همه ما، حتی اگر حرفهای باشیم، گاهی به کمک دیگران نیاز داریم. درخواست کمک از دیگران کسر شأن نیست. فقط کافی است غرور خود را کنار بگذاریم و به استعدادهایی که دیگران دارند و ما نداریم، احترام بگذاریم. تنها در صورتی میتوانید خودتان و اعضای تیمتان را به سمت پیشرفت هدایت کنید که از دانش و مهارتهای تک تک آنها استفاده کرده باشید.
اگر شما همه کارها را به تنهایی بر عهده بگیرید، هر چقدر هم که تلاش کنید، میزان محدودی از کارها را انجام خواهید داد. به هر حال، شما انسان هستید و در طول روز، مدت زمان معینی را میتوانید کار کنید.
وقتی در کار خود مهارت دارید، دیگران از شما انتظار دارند که بیشتر با آنها همکاری کنید و این باعث میشود فشار کار و مشغله شما بیشتر شود و ناتوانی در انجام کوهی از درخواستها، موجب احساس اضطراب و نارضایتی در شما میشود و در نتیجه، دیگران از شما مایوس خواهند شد.
اما اگر یک فرصت کاری فوقالعاده به شما پیشنهاد شد (مثل یک پروژه)، میتوانید با شکستن این محدودیتها، موفقیت خود را تضمین کنید. یکی از بهترین راهها برای شکستن محدودیتها این است که انجام بخشی از کارها را به دیگران واگذار کنید. اگر در واگذاری وظایف مهارت داشته باشید، میتوانید در کمترین زمان، یک تیم موفق و قدرتمند تشکیل دهید.
برای آنکه واگذاری را یاد بگیریم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «چرا افراد از واگذاری وظایف فراریاند؟»
افراد از واگذاری وظایف دوری میکنند چون این کار زحمت دارد.
فرض کنید که میخواهید برای تبلیغ خدماتی که ایدهاش را خودتان داده بودید، بروشوری طراحی کنید. از آنجا که این ایده برای شماست و از کم و کیف آن خبر دارید، احتمالا ترجیح میدهید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید و میگویید: «این طور راحتترم.» اما بلافاصله این سوال پیش میآید که «آیا این بهترین راه برای استفاده بهینه از زمان است؟»
شاید انجام کارها به تنهایی، در ظاهر آسان به نظر برسد چون مجبور نیستید استراتژی خود را برای دیگران توضیح دهید. اما به این دو دلیل، بهتر است وظایف را تقسیم کنید:
اولا، از آنجا که شما مسوولیت هدایت پروژه را بر عهده دارید، اگر وظایف را تقسیم کنید، میتوانید مهارتهای خود را در جهت توسعه استراتژی به کار ببرید. اما اگر تمام مسوولیت را خودتان به تنهایی به دوش بکشید، نمیتوانید از زمان خود بهطور بهینه استفاده کنید.
ثانیا، وقتی دیگران را در انجام پروژه مشارکت میدهید، در واقع به رشد مهارتها و توانمندیهایشان کمک کردهاید. در نتیجه، اگر بعدها پروژه مشابهی پیش بیاید، میتوانید با اطمینان خاطر، آن را به اعضای تیمتان محول کنید، بدون اینکه مجبور باشید دائما در کارها دخالت کنید.
با واگذاری وظایف، میتوانید زمان و مهارتهایتان را گسترش دهید. از سوی دیگر، تقسیم وظایف به رشد و پیشرفت کارکنان کمک میکند تا از همه پتانسیلهای خود در سازمان استفاده کنند.
منبع: EmployeeConnect
🌞 @leanstrategy
همه ما، حتی اگر حرفهای باشیم، گاهی به کمک دیگران نیاز داریم. درخواست کمک از دیگران کسر شأن نیست. فقط کافی است غرور خود را کنار بگذاریم و به استعدادهایی که دیگران دارند و ما نداریم، احترام بگذاریم. تنها در صورتی میتوانید خودتان و اعضای تیمتان را به سمت پیشرفت هدایت کنید که از دانش و مهارتهای تک تک آنها استفاده کرده باشید.
اگر شما همه کارها را به تنهایی بر عهده بگیرید، هر چقدر هم که تلاش کنید، میزان محدودی از کارها را انجام خواهید داد. به هر حال، شما انسان هستید و در طول روز، مدت زمان معینی را میتوانید کار کنید.
وقتی در کار خود مهارت دارید، دیگران از شما انتظار دارند که بیشتر با آنها همکاری کنید و این باعث میشود فشار کار و مشغله شما بیشتر شود و ناتوانی در انجام کوهی از درخواستها، موجب احساس اضطراب و نارضایتی در شما میشود و در نتیجه، دیگران از شما مایوس خواهند شد.
اما اگر یک فرصت کاری فوقالعاده به شما پیشنهاد شد (مثل یک پروژه)، میتوانید با شکستن این محدودیتها، موفقیت خود را تضمین کنید. یکی از بهترین راهها برای شکستن محدودیتها این است که انجام بخشی از کارها را به دیگران واگذار کنید. اگر در واگذاری وظایف مهارت داشته باشید، میتوانید در کمترین زمان، یک تیم موفق و قدرتمند تشکیل دهید.
برای آنکه واگذاری را یاد بگیریم، ابتدا باید به این سوال پاسخ دهیم که «چرا افراد از واگذاری وظایف فراریاند؟»
افراد از واگذاری وظایف دوری میکنند چون این کار زحمت دارد.
فرض کنید که میخواهید برای تبلیغ خدماتی که ایدهاش را خودتان داده بودید، بروشوری طراحی کنید. از آنجا که این ایده برای شماست و از کم و کیف آن خبر دارید، احتمالا ترجیح میدهید همه کارها را خودتان به تنهایی انجام دهید و میگویید: «این طور راحتترم.» اما بلافاصله این سوال پیش میآید که «آیا این بهترین راه برای استفاده بهینه از زمان است؟»
شاید انجام کارها به تنهایی، در ظاهر آسان به نظر برسد چون مجبور نیستید استراتژی خود را برای دیگران توضیح دهید. اما به این دو دلیل، بهتر است وظایف را تقسیم کنید:
اولا، از آنجا که شما مسوولیت هدایت پروژه را بر عهده دارید، اگر وظایف را تقسیم کنید، میتوانید مهارتهای خود را در جهت توسعه استراتژی به کار ببرید. اما اگر تمام مسوولیت را خودتان به تنهایی به دوش بکشید، نمیتوانید از زمان خود بهطور بهینه استفاده کنید.
ثانیا، وقتی دیگران را در انجام پروژه مشارکت میدهید، در واقع به رشد مهارتها و توانمندیهایشان کمک کردهاید. در نتیجه، اگر بعدها پروژه مشابهی پیش بیاید، میتوانید با اطمینان خاطر، آن را به اعضای تیمتان محول کنید، بدون اینکه مجبور باشید دائما در کارها دخالت کنید.
با واگذاری وظایف، میتوانید زمان و مهارتهایتان را گسترش دهید. از سوی دیگر، تقسیم وظایف به رشد و پیشرفت کارکنان کمک میکند تا از همه پتانسیلهای خود در سازمان استفاده کنند.
منبع: EmployeeConnect
🌞 @leanstrategy
🔴خواندنی👌👇👇
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد، جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند
قضات، احکام خود را ميفروختند
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است
اما من به معلمان روى آوردم
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را مى سازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اين گونه بود که سنگاپور به کشورى متمدّن و قدرتمند تبديل شد!
#لى_کى_وان_يو
بنیان گذار سنگاپور جدید
🌞 @leanstrategy
در قرن گذشته، سنگاپور دچار فلاکت و بدبختى بود.
فقر، بيمارى، فساد، جرم و جنايت بيداد ميکرد.
مناصب دولتى به کسانى که بالاترين قيمت ها را پيشنهاد ميکردند فروخته ميشد.
پليس، دخترکان را براى روسپى گرى مى ربود و درآمد سارقان و خودفروشان را با آنان تقسيم ميکرد.
فرماندهان ارتش، زمين ها و برنج زارها را احتکار کرده بودند
قضات، احکام خود را ميفروختند
همه ميگفتند اصلاحات ناممکن است
اما من به معلمان روى آوردم
آنان در فلاکت بودند!
به آن ها بالاترين حقوق ها را پرداختم و به ايشان گفتم:
من موسسات دولتى را مى سازم و شما براى من انسان بسازيد.
و اين گونه بود که سنگاپور به کشورى متمدّن و قدرتمند تبديل شد!
#لى_کى_وان_يو
بنیان گذار سنگاپور جدید
🌞 @leanstrategy
روانشناسی رفتار مصرف کننده در دوران رکود
شیوه بخش بندی بازار که قبل از رکود اقتصادی به کار می رفت، ناکارآمد است. بیشتر شرکت ها باید دوباره به میان مردم رفته و با صحبت با مشتریان، نگرش بخش بندی را بازسازی کنند. ما شناسایی چهار گروه مصرف کننده در دوران رکود را انجام دادیم.
گروه اول گروهی هستند با نام
1. Slam on the brakes
(گروه متوقف شده)
این گروه، مصرف کنندگانی هستند که حقیقتا زندگیشان در اثر رکود ویران شده است. افرادی که بیکار شده اند و یا کسانی را میشناسند که شغل خود را از دست داده اند. و یا به علت فروپاشی قیمت ها، پول زیادی را از دست داده اند. به طور کلی این گروه در دوران رکود، هیچ کار خاصی به جز تهیه مایحتاج ضروری (غذا، نان، خمیردندان و...) انجام نمی دهند. آنها سایر خریدها را به تعویق می اندازند.
دومین گروه، گروهی هستند با نام
2. Pained but patient
(گروه آسیب دیده ی مقاوم)
آنها هم مشکلاتی دارند. آنها هم مثل دیگران ضرر مالی کرده اند. اما خوش بینی آنها در بلندمدت این است که در انتهای تونل نوری را مشاهده کنند. آنها بزرگترین بخش را تشکیل می دهند و در بلندمدت در اثر فشار اقتصادی به گروه اول ممکن است تبدیل شوند.
سومین گروه، گروهی هستند به نام
3. Live for today
(گروه برای امروز زندگی کن)
این گروه بیشتر شامل جوانان شهرنشین است. آنها پس انداز زیادی نداشته. بنابراین در دوره رکود، ضرر زیادی هم نکرده اند. آنها مجردند و همچنان به همان روش زندگی مال خود را ادامه داده و تا زمانی که بیکار نشوند، همچنان رفتار مصرفی خود را در واکنش به رکود، تعدیل نمی کنند. که در این صورت رفتارشان به صورت ناگهانی تغییر خواهد کرد.
گروه آخر را به این نام خطاب می کنیم
4. Comfortably well-off
(گروه آسوده خاطر)
افرادی هستند که به اندازه کافی پشت گرمی مالی دارند و در دوره رکود، از آن به عنوان جایگزین بهره مند می شوند. ممکن است آنقدر خوش شانس بوده اند که در زمان کم شدن ارزش پول در بازار، سرمایه گذاری کلان انجام نداده اند و در نتیجه رویه عادی زندگی خودشان را ادامه داده اند. ولی در عین حال، تظاهر به آسودگی نیز نمی کنند.
4 گروهی که مرور شدند، بسیار مهم هستند. بازاریاب ها را قادر می سازد تا درک بهتری داشته و بدانند که چگونه می توان در این دوره رکود، در مقابل مصرف کنندگان و روانشناسی آنها واکنش نشان دهند. صرفنظر از اینکه در کدام گروه قرار بگیرید، چهار طبقه کالایی در دوران رکود وجود دارد:
1.Essentials ضروریات
گروه دوم ( گروه آسیب دیده ی مقاوم) به این طبقه ی کالایی بیشتر توجه می کند. کالاهایی مانند مواد خوراکی، خمیر دندان و چیزهایی که مصرف آنها هیچگاه ترک نمی شوند را شامل می شود. همچنین به دنبال صرفه جویی در مصرف و مخارج هستند و ممکن است که به دنبال مصرف کالاهای ارزان تر بروند. بنابراین کالاهای برند ممکن است اینجا به کار نیاید.
2.Treats تغییر رفتاری
برای روشن شدن موضوع، بستنی معروف (هاگنداز) را در نظر بگیرید. گروه آسیب دیده ی مقاوم، تصمیم میگیرد خودش را به مصرف کمتر هاگنداز عادت دهد. بدین گونه که یا مقدار کمتری خرید کند و یا تعداد دفعات خرید را کاهش دهد.
3. Postponablesبه تعویق انداختنی ها
شامل کالاهای با دوام مانند خودرو و ماشین لباسشویی می شود. برای مثال، گروه آسیب دیده ی مقاوم ممکن است اینگونه فکر کند که درصورت خراب شدن ماشین لباسشویی، آیا بهتر است ماشین لباسشویی جدید بخرم و یا همین را تعمیر کنم. قبل از دوره رکود، مصرف کنندگان آسیب دیده ی مقاوم ممکن بود بگویند: من یک ماشین لباسشویی جدید میخرم. اما الان دنبال صرفه جویی بیشتر است.
4. Expendables کالاهای گران غیرضروری
برای مثال اگر تصور کنیم گروه آسیب دیده ی مقاوم 2 بار در سال با خانواده به مسافرت میروند، می توان انتظار داشت که یکی از آنها حذف شود و به عبارتی دیگر، آنها به عنوان یک خانواده، توان مالی و نیاز به دو مسافرت خانوادگی در یک سال را ندارند. بنابراین از یکی از آنها چشم پوشی می کنند.
پروفسور جان کوئلچ
استاد رشته مدیریت بازرگانی
مدرسه بازرگانی هاروارد
🌞 @leanstrategy
شیوه بخش بندی بازار که قبل از رکود اقتصادی به کار می رفت، ناکارآمد است. بیشتر شرکت ها باید دوباره به میان مردم رفته و با صحبت با مشتریان، نگرش بخش بندی را بازسازی کنند. ما شناسایی چهار گروه مصرف کننده در دوران رکود را انجام دادیم.
گروه اول گروهی هستند با نام
1. Slam on the brakes
(گروه متوقف شده)
این گروه، مصرف کنندگانی هستند که حقیقتا زندگیشان در اثر رکود ویران شده است. افرادی که بیکار شده اند و یا کسانی را میشناسند که شغل خود را از دست داده اند. و یا به علت فروپاشی قیمت ها، پول زیادی را از دست داده اند. به طور کلی این گروه در دوران رکود، هیچ کار خاصی به جز تهیه مایحتاج ضروری (غذا، نان، خمیردندان و...) انجام نمی دهند. آنها سایر خریدها را به تعویق می اندازند.
دومین گروه، گروهی هستند با نام
2. Pained but patient
(گروه آسیب دیده ی مقاوم)
آنها هم مشکلاتی دارند. آنها هم مثل دیگران ضرر مالی کرده اند. اما خوش بینی آنها در بلندمدت این است که در انتهای تونل نوری را مشاهده کنند. آنها بزرگترین بخش را تشکیل می دهند و در بلندمدت در اثر فشار اقتصادی به گروه اول ممکن است تبدیل شوند.
سومین گروه، گروهی هستند به نام
3. Live for today
(گروه برای امروز زندگی کن)
این گروه بیشتر شامل جوانان شهرنشین است. آنها پس انداز زیادی نداشته. بنابراین در دوره رکود، ضرر زیادی هم نکرده اند. آنها مجردند و همچنان به همان روش زندگی مال خود را ادامه داده و تا زمانی که بیکار نشوند، همچنان رفتار مصرفی خود را در واکنش به رکود، تعدیل نمی کنند. که در این صورت رفتارشان به صورت ناگهانی تغییر خواهد کرد.
گروه آخر را به این نام خطاب می کنیم
4. Comfortably well-off
(گروه آسوده خاطر)
افرادی هستند که به اندازه کافی پشت گرمی مالی دارند و در دوره رکود، از آن به عنوان جایگزین بهره مند می شوند. ممکن است آنقدر خوش شانس بوده اند که در زمان کم شدن ارزش پول در بازار، سرمایه گذاری کلان انجام نداده اند و در نتیجه رویه عادی زندگی خودشان را ادامه داده اند. ولی در عین حال، تظاهر به آسودگی نیز نمی کنند.
4 گروهی که مرور شدند، بسیار مهم هستند. بازاریاب ها را قادر می سازد تا درک بهتری داشته و بدانند که چگونه می توان در این دوره رکود، در مقابل مصرف کنندگان و روانشناسی آنها واکنش نشان دهند. صرفنظر از اینکه در کدام گروه قرار بگیرید، چهار طبقه کالایی در دوران رکود وجود دارد:
1.Essentials ضروریات
گروه دوم ( گروه آسیب دیده ی مقاوم) به این طبقه ی کالایی بیشتر توجه می کند. کالاهایی مانند مواد خوراکی، خمیر دندان و چیزهایی که مصرف آنها هیچگاه ترک نمی شوند را شامل می شود. همچنین به دنبال صرفه جویی در مصرف و مخارج هستند و ممکن است که به دنبال مصرف کالاهای ارزان تر بروند. بنابراین کالاهای برند ممکن است اینجا به کار نیاید.
2.Treats تغییر رفتاری
برای روشن شدن موضوع، بستنی معروف (هاگنداز) را در نظر بگیرید. گروه آسیب دیده ی مقاوم، تصمیم میگیرد خودش را به مصرف کمتر هاگنداز عادت دهد. بدین گونه که یا مقدار کمتری خرید کند و یا تعداد دفعات خرید را کاهش دهد.
3. Postponablesبه تعویق انداختنی ها
شامل کالاهای با دوام مانند خودرو و ماشین لباسشویی می شود. برای مثال، گروه آسیب دیده ی مقاوم ممکن است اینگونه فکر کند که درصورت خراب شدن ماشین لباسشویی، آیا بهتر است ماشین لباسشویی جدید بخرم و یا همین را تعمیر کنم. قبل از دوره رکود، مصرف کنندگان آسیب دیده ی مقاوم ممکن بود بگویند: من یک ماشین لباسشویی جدید میخرم. اما الان دنبال صرفه جویی بیشتر است.
4. Expendables کالاهای گران غیرضروری
برای مثال اگر تصور کنیم گروه آسیب دیده ی مقاوم 2 بار در سال با خانواده به مسافرت میروند، می توان انتظار داشت که یکی از آنها حذف شود و به عبارتی دیگر، آنها به عنوان یک خانواده، توان مالی و نیاز به دو مسافرت خانوادگی در یک سال را ندارند. بنابراین از یکی از آنها چشم پوشی می کنند.
پروفسور جان کوئلچ
استاد رشته مدیریت بازرگانی
مدرسه بازرگانی هاروارد
🌞 @leanstrategy
کیفیت فروش شما را ، کیفیت مذاکرات شما مشخص می کند.)
در مذاكرات بين افراد اعم از مذاكره خانوادگي، شغلي، تجاري
و سياسي گاهي اوقات با مذاكره كنندگاني مواجه مي شويم كه به دليل حرفه اي بودن از ترفندهايي استفاده مي كنند و با استفاده از اين ترفندها به صورت ناخودآگاه از شما امتياز مي گيرند، در اين نوشته با استفاده از ابزار مذاكره بهره ور جامع (Total Productive Negotiation)
تعدادي از اين ترفندها و راه هاي دفاعي براي آن ها را ذكر مي كنيم TPN). ابزاري است براي تحقق مذاكره ناب
١-درخت پر از برگ و بار منفي
٢-شبيه سازي
٣-آتشفشان طغيان گر
٤-پازل پر قطعه
و .....
«این مقاله به صورت کامل در سایت دکتر طباطبایی 👇🏽 www.mtabataba.ir
🌞@leanstrategy
در مذاكرات بين افراد اعم از مذاكره خانوادگي، شغلي، تجاري
و سياسي گاهي اوقات با مذاكره كنندگاني مواجه مي شويم كه به دليل حرفه اي بودن از ترفندهايي استفاده مي كنند و با استفاده از اين ترفندها به صورت ناخودآگاه از شما امتياز مي گيرند، در اين نوشته با استفاده از ابزار مذاكره بهره ور جامع (Total Productive Negotiation)
تعدادي از اين ترفندها و راه هاي دفاعي براي آن ها را ذكر مي كنيم TPN). ابزاري است براي تحقق مذاكره ناب
١-درخت پر از برگ و بار منفي
٢-شبيه سازي
٣-آتشفشان طغيان گر
٤-پازل پر قطعه
و .....
«این مقاله به صورت کامل در سایت دکتر طباطبایی 👇🏽 www.mtabataba.ir
🌞@leanstrategy