جلسهـ دوم از
پنجمين دوره آموزشي
مديريت ناب - راهبري خويشتن و فروش
با جمعي از مديران
شركت هاي فعال در صنعت دندان پزشكي
و مكمل هاي ورزشي
مدرس : دكتر طباطبايي
🌞@leanstrategy
پنجمين دوره آموزشي
مديريت ناب - راهبري خويشتن و فروش
با جمعي از مديران
شركت هاي فعال در صنعت دندان پزشكي
و مكمل هاي ورزشي
مدرس : دكتر طباطبايي
🌞@leanstrategy
مذاکره ناب
( عشق به حال خوب باعث حركت مي شود . ) دكتر طباطبايي 🌞@leanstrategy
🔅مراحل تبدیل یک آرزو به واقعیت:
✅ یک آرزو که براش تاریخ تعیین بشه، میشه هدف
✅ یک هدف که به مراحل کوچکتر تبدیل بشه، میشه برنامه
✅ یک برنامه که با عمل همراه بشه، میشه واقعیت!
🌞 @leanstrategy
✅ یک آرزو که براش تاریخ تعیین بشه، میشه هدف
✅ یک هدف که به مراحل کوچکتر تبدیل بشه، میشه برنامه
✅ یک برنامه که با عمل همراه بشه، میشه واقعیت!
🌞 @leanstrategy
دوره آموزشی « هوش فروش (SQ) »
دوره ای کاربردی و متفاوت
برای اولین بار در
گروه آموزشی خردگستران
مدرس : دکتر طباطبایی
جهت ثبت نام و اطلاعات بیشتر
با شماره ۷۷۹۳۱۶۷۶-۰۲۱ تماس بگیرید.
🌞 @leanstrategy
دوره ای کاربردی و متفاوت
برای اولین بار در
گروه آموزشی خردگستران
مدرس : دکتر طباطبایی
جهت ثبت نام و اطلاعات بیشتر
با شماره ۷۷۹۳۱۶۷۶-۰۲۱ تماس بگیرید.
🌞 @leanstrategy
نق می زنم، پس هستم!
آقای کرت لوین، بنیانگذار "روانشناسی اجتماعی" در دهه 1930، یک تئوری سه مرحله ای برای تغییر معرفی نمود که هنوز هم پس از سالها، رفرنس اصلی فعالیتهای مدیریت تحول در سازمانها می باشد :
خروج از انجماد
تغییر یا گذار
انجماد مجدد
"خروج از انجماد" گام بسیار مهمی است. لازمه تحول، تهوع است. اگر حال شما از وضع موجود به هم نخورد آماده تغییر نخواهی بود این مرحله احتمالا یکی از مهمترین مراحل برای درک تغییراتی است که در زندگی با آنها مواجه هستیم این مرحله درباره آماده شدن برای تغییر است، رسیدن به سطحی از درک که بدانیم تغییر لازم است و آمادگی برای حرکت از منطقه راحت کنونی به سمت شرایط بهتر. هرچه بیشتر احساس کنیم که تغییر ضروری است و فوریت بیشتری دارد، انگیزه بیشتری برای ایجاد تغییر داریم. درست است؟ بله ! اگر شما (مانند من) با مشکل تعویق در کارهایتان مواجه هستید، آنگاه تصدیق میکنید که هرچه موعد انجام کار نزدیک تر می شود، تلاش شما بیشتر می شود و تازه به طور جدی شروع به کار می کنید!
انتقادها، غر زدن ها و گاهی نق زدن هایی که این روزها میان مردم کوچه و بازار می شنویم و می توان آن را در انبوه پیامهایی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود نیز ملاحظه کرد را از این حیث می توان به فال نیک گرفت. غر زدن هایی از این دست که چرا عقب مانده ایم ؟ چرا مصرف گراییم ؟ چرا محیط زیست را تخریب می کنیم ؟ چرا کم کتاب می خوانیم ؟ چرا احتکار می کنیم؟ چرا در صف گوشت هستیم ولی وقتی کتاب گران می شود در صف خرید کتاب نیستیم و غیره. این ها می تواند بر اساس مدل کرت لوین، شواهد عینی مرحله خروج از انجماد باشد.
ولی این زمانی مفید است که بلافاصله گام دوم (گذار) شروع شود ایجاد تغییرات رفتاری که عمدتا باید از خودمان شروع شود. شاید مدت زمان زیادی است که در فاز اول (نق زدن، خروج از انجماد، حالت تهوع ) باقی مانده ایم؟ آیا منتظریم موجودات فضایی از کرات آسمانی برای بهبود به کمک بیایند ؟
نمی دانم چرا ایرانی ها، وقتی خودرو گران می شود در صف خرید می ایستند ؟! (پیام را در گروه مجازی فوروارد می کند. سپس با لبخندی تلخ، وارد وب سایت گروه خودروسازی برای پیش خرید پراید سومش می شود !! )
واقعا چرا با مصرف زیاد نایلون به طبعیت آسیب می رسانیم؟ آیا می دانید هزاران سال طول می کشد تا یک نایلون رها شده در طبیعت تجزیه شود؟ (پیام را فوروارد می کند و همزمان با وسواسی خاص، هر نان لواش را در یک نایلون جداگانه بسته بندی نموده و در فریزر قرار می دهد !!! )
ببینید در کشور اتریش، چگونه همه ماشین ها هنگام رسیدن به خروجی، از سمت راست حرکت می کنند. (موبایل به دست هنگام رانندگی این پیام را فوروارد می کند و از منتهی الیه سمت چپ، راهنما زده و وارد خروجی راست می شود)
آیا نق زدن های روزانه، ما را لزوما به وضع بهتری رهنمون می کند؟
درنگ می کنم،راستی نکند همین مطلبی که نوشتم نیز مصداقی از غر زدن و انتقاد،بدون تغییر و بهبود در رفتار شخصی من باشد؟!
منبع:هنر مدیریت
🌞 @leanstrategy
آقای کرت لوین، بنیانگذار "روانشناسی اجتماعی" در دهه 1930، یک تئوری سه مرحله ای برای تغییر معرفی نمود که هنوز هم پس از سالها، رفرنس اصلی فعالیتهای مدیریت تحول در سازمانها می باشد :
خروج از انجماد
تغییر یا گذار
انجماد مجدد
"خروج از انجماد" گام بسیار مهمی است. لازمه تحول، تهوع است. اگر حال شما از وضع موجود به هم نخورد آماده تغییر نخواهی بود این مرحله احتمالا یکی از مهمترین مراحل برای درک تغییراتی است که در زندگی با آنها مواجه هستیم این مرحله درباره آماده شدن برای تغییر است، رسیدن به سطحی از درک که بدانیم تغییر لازم است و آمادگی برای حرکت از منطقه راحت کنونی به سمت شرایط بهتر. هرچه بیشتر احساس کنیم که تغییر ضروری است و فوریت بیشتری دارد، انگیزه بیشتری برای ایجاد تغییر داریم. درست است؟ بله ! اگر شما (مانند من) با مشکل تعویق در کارهایتان مواجه هستید، آنگاه تصدیق میکنید که هرچه موعد انجام کار نزدیک تر می شود، تلاش شما بیشتر می شود و تازه به طور جدی شروع به کار می کنید!
انتقادها، غر زدن ها و گاهی نق زدن هایی که این روزها میان مردم کوچه و بازار می شنویم و می توان آن را در انبوه پیامهایی که در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود نیز ملاحظه کرد را از این حیث می توان به فال نیک گرفت. غر زدن هایی از این دست که چرا عقب مانده ایم ؟ چرا مصرف گراییم ؟ چرا محیط زیست را تخریب می کنیم ؟ چرا کم کتاب می خوانیم ؟ چرا احتکار می کنیم؟ چرا در صف گوشت هستیم ولی وقتی کتاب گران می شود در صف خرید کتاب نیستیم و غیره. این ها می تواند بر اساس مدل کرت لوین، شواهد عینی مرحله خروج از انجماد باشد.
ولی این زمانی مفید است که بلافاصله گام دوم (گذار) شروع شود ایجاد تغییرات رفتاری که عمدتا باید از خودمان شروع شود. شاید مدت زمان زیادی است که در فاز اول (نق زدن، خروج از انجماد، حالت تهوع ) باقی مانده ایم؟ آیا منتظریم موجودات فضایی از کرات آسمانی برای بهبود به کمک بیایند ؟
نمی دانم چرا ایرانی ها، وقتی خودرو گران می شود در صف خرید می ایستند ؟! (پیام را در گروه مجازی فوروارد می کند. سپس با لبخندی تلخ، وارد وب سایت گروه خودروسازی برای پیش خرید پراید سومش می شود !! )
واقعا چرا با مصرف زیاد نایلون به طبعیت آسیب می رسانیم؟ آیا می دانید هزاران سال طول می کشد تا یک نایلون رها شده در طبیعت تجزیه شود؟ (پیام را فوروارد می کند و همزمان با وسواسی خاص، هر نان لواش را در یک نایلون جداگانه بسته بندی نموده و در فریزر قرار می دهد !!! )
ببینید در کشور اتریش، چگونه همه ماشین ها هنگام رسیدن به خروجی، از سمت راست حرکت می کنند. (موبایل به دست هنگام رانندگی این پیام را فوروارد می کند و از منتهی الیه سمت چپ، راهنما زده و وارد خروجی راست می شود)
آیا نق زدن های روزانه، ما را لزوما به وضع بهتری رهنمون می کند؟
درنگ می کنم،راستی نکند همین مطلبی که نوشتم نیز مصداقی از غر زدن و انتقاد،بدون تغییر و بهبود در رفتار شخصی من باشد؟!
منبع:هنر مدیریت
🌞 @leanstrategy
روش lvy lee برای مدیریت زمان:
۱. در پایان هر روز ۶ کار مهم را که باید فردا انجام دهید را یادداشت کنید. بیش از ۶ کار را یادداشت نکنید.
۲. این ۶ کار را بر اساس اولویت مرتب کنید.
۳. فردا به محض رسیدن سر کار فقط روی کار اول تمرکز کنید و تا به اتمام نرسیدن کار اول سراغ کارهای بعدی نروید.
۴. باقی کارها را هم به همین صورت پیش ببرید. در انتهای روز هر کدام از کارها را که نتوانستید انجام دهید به لیست فردا منتقل کنید.
۵. هر روز این کار را تکرار کنید.
🌞 @leanstrategy
۱. در پایان هر روز ۶ کار مهم را که باید فردا انجام دهید را یادداشت کنید. بیش از ۶ کار را یادداشت نکنید.
۲. این ۶ کار را بر اساس اولویت مرتب کنید.
۳. فردا به محض رسیدن سر کار فقط روی کار اول تمرکز کنید و تا به اتمام نرسیدن کار اول سراغ کارهای بعدی نروید.
۴. باقی کارها را هم به همین صورت پیش ببرید. در انتهای روز هر کدام از کارها را که نتوانستید انجام دهید به لیست فردا منتقل کنید.
۵. هر روز این کار را تکرار کنید.
🌞 @leanstrategy
بهترین مدیر کسی است که قادر باشد افرادی مناسب برای اجرای کارهایش بیاید و به اندازهی کافی خوددار باشد تا در اجرای کارها توسط آن افراد دخالت نکند.
تئودور روزولت
🌞 @leanstrategy
تئودور روزولت
🌞 @leanstrategy
با نپریدن وسط صحبت دیگران نشان می دهید كه فرد مؤدبی هستید و طرف مقابل هم بهتر می تواند گفته های شما را بشنود و بفهمد
✔️ در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است
🌞 @leanstrategy
✔️ در ضمن راز سخنور خوب شدن، خوب گوش كردن است
🌞 @leanstrategy
ویژگیهای فرد تعلل کار
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
منبع:آکادمی مدیریت منابع انسانی
🌞 @leanstrategy
@management_simple
۱) کمال طلبی: ما تمایلی به شروع یا تمام کردن کارها نداریم، زیرا فکر میکنیم ممکن است به اهداف بلند خود به طور تمام و کمال دست نیابیم. بنابراین ممکن است توجیهاتی برای عملکرد ناقص خود پیدا کنیم تا دچار محکوم کردن خود نشویم. برای مثال من به این دلیل در امتحان نمره عالی نگرفتم که خیلی خوشگذرانی کردم. اگر واقعا درس خوانده بودم و باز نمره عالی نمیگرفتم آدم ناموفقی بودم.
۲) خیالبافی: ما به ابهام و عدم واقعیت، گرایش داریم. افکار بلند و واهی تبدیل به اهداف دستیافتنی نمیشوند. از خیالپردازی برای فرار از الگوی یکنواخت و در ظاهر غیر قابل تغییر زندگی خود استفاده میکنیم.
۳) نگرانی: میترسیم اوضاع بد شود و مشکلات ما را مستاصل کنند، بنابراین ریسک نمیکنیم یا دست به هیچ تغییری نمیزنیم و به توانایی خود در تصمیم یا تحمل ناراحتیها اعتمادی نداریم.
۴) بحران سازی: میگوییم تا ثانیههای آخر، نمیتوانیم اشتیاقی داشته باشیم و یا میگوییم فقط در ثانیههای آخرمی توانیم به بهترین نحو عمل کنیم و بدین ترتیب دوست داریم از خود شجاعت نشان دهیم.
منبع:آکادمی مدیریت منابع انسانی
🌞 @leanstrategy
@management_simple
پنج انسان سرشناسی که در ایام پیری مهم ترین کار را انجام دادند ...
تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.
جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.
سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت
🌞 @leanstrategy
تولستوی در 82 سالگی کتاب «من نمی توانم ساکت باشم» را نوشت.
جرج برناردشاو در 93 سالگی نمایشنامه «قصه های خارق العاده پند آموز» را نوشت.
پیکاسو در 90 سالگی بهترین نقاشی هایش را کشید.
چرچیل در 82 سالگی کتاب «تاریخ کشورهای انگلیسی زبان» را نوشت.
سامرست موام در 84 سالگی کتاب «دیدگاه ها» را نوشت
🌞 @leanstrategy
"ما نمی توانیم مشکلاتمان را با همان تفکری حل کنیم که با استفاده از آن، آنها را به وجود آوردیم."
دوره آموزشی راهبری خویشتن
آلبرت انیشتین
🌞 @leanstrategy
دوره آموزشی راهبری خویشتن
آلبرت انیشتین
🌞 @leanstrategy
پژوهش ها ثابت کرده اند که انسان در شب، بیشترین خلاقیت و در روز حداقل خلاقیتش را از خود نشان می دهد.
اگر ایده پرداز هستید یا کار هنری انجام می دهید بهتر است کارهایتان را به شب موکول کنید !
🌞 @leanstrategy
اگر ایده پرداز هستید یا کار هنری انجام می دهید بهتر است کارهایتان را به شب موکول کنید !
🌞 @leanstrategy
🔺جشنواره قربان تا غدیر🔺
گروه آموزشی خرد گستران
به مناسبت اعیاد مبارک قربان و غدیر مبلغ ۱.۵۰۰.۰۰۰ ریال اعتبار کلیه شرکت کنندگان در دوره های آموزشی دکتر طباطبایی را افزایش داد،
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام با شماره
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
تماس حاصل نمایید
🌞 @leanstrategy
گروه آموزشی خرد گستران
به مناسبت اعیاد مبارک قربان و غدیر مبلغ ۱.۵۰۰.۰۰۰ ریال اعتبار کلیه شرکت کنندگان در دوره های آموزشی دکتر طباطبایی را افزایش داد،
برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبت نام با شماره
۰۲۱۷۷۹۳۱۶۷۶
تماس حاصل نمایید
🌞 @leanstrategy
۶ نشانه اشخاص نامناسب برای مشورت
مشورت کردن با دیگران، چه دربارهی زندگی و چه دربارهی کسبوکار میتواند به تصمیم گیری درست و کاهش احتمال خطا کمک کند، اما بهشرط اینکه از شخص شایستهای مشورت بگیرید. گاهی افراد با اینکه نیتی جز یاری و همراهی ندارند، صرفا چون از همهی جوانب قضیه مطلع نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند. در اینجا ۶ نشانه در اختیار شما قرار میدهیم که دریابید شخص مناسبی را برای مشورت کردن انتخاب نکردهاید.
۱. مشورتدهنده فاقد صلاحیت است:
اگر مشورتدهنده شخصی تصادفی است و حتی زمینهی کاریاش با شما یکسان نیست، باید اعتبار مشورت دریافتی و مشورتدهنده را دوباره ارزیابی کنید. بهویژه دربارهی مشورت کسانی که به مصلحت و منافع طرف مقابل نمیاندیشند، باید بسیار محتاط بود. کسانی که حواسشان به شما هست و به شما و موفقیتتان اهمیت میدهند، بهترین افراد برای مشورت هستند.
۲. مشورت دریافتی با موقعیت شما جور نیست:
افراد معمولا براساس تجربیات خودشان مشورت میدهند که آن هم شاید با موقعیتی که مشورتگیرنده درگیر آن است مطابقت نداشته باشد.
۳. مشورتدهنده بدون اینکه گوش کند فقط حرف میزند:
اگر مشورتدهنده زیاد از «باید» استفاده میکند مراقب باشید. مشورتدادن خوب نیازمند اطلاع از شرایط طرف مقابل است و زمانی مشورتدهنده میتواند بهدرستی از شرایطتان مطلع شود که وقت بگذارد و سؤالاتی از شما بپرسد.
۴. مشورت صرفا حول محور نتیجهی نهایی میچرخد و نه فرایند تصمیم گیری:
دربارهی مشورتهایی که فقط بر خود تصمیم متمرکزند و درخصوص مراحل تصمیم گیری کمکی نمیکنند محتاطتر رفتار کنید، چراکه فرایند ارزیابی بهاندازهی جواب نهایی حائز اهمیت است.
۵. مشورتدهنده جهتگیری احساسی دارد:
غلیان احساسی زیاد میتواند نشانهی جهتگیری مشورتدهنده باشد. شاید او برنامهای در سر دارد که با برنامهی شما نمیخواند.
۶. مشورت دریافتی با حس درونیتان مغایر است
اگر ندای درونتان با مشورت دریافتی مخالف است، شاید بد نباشد که به حس درونیتان اعتماد کنید.
چگونه به مشاورهی غلط پاسخ بدهیم؟
اگر متوجه شدید که درحال دریافت مشورت درستی نیستید، باز هم میتوانید ادامهی صحبتهای طرف مقابل را بشنوید. اشکالی ندارد به مشورتی که لزوما کمککننده نیست گوش کنید. شاید مشورت کردن با طرف مقابل بهکارتان نیاید، اما حداقل میتوانید از خلال صحبتهایش به چیزی دربارهی خود آن شخص پی ببرید که بعدها بهدردتان بخورد یا حتی میتوانید در فکرتان، برای طرف مقابل استدلال مخالف بیاورید.
🌞 @leanstrategy
مشورت کردن با دیگران، چه دربارهی زندگی و چه دربارهی کسبوکار میتواند به تصمیم گیری درست و کاهش احتمال خطا کمک کند، اما بهشرط اینکه از شخص شایستهای مشورت بگیرید. گاهی افراد با اینکه نیتی جز یاری و همراهی ندارند، صرفا چون از همهی جوانب قضیه مطلع نیستند، ممکن است بدون هیچ تعمدی راهنمایی اشتباه بکنند. در اینجا ۶ نشانه در اختیار شما قرار میدهیم که دریابید شخص مناسبی را برای مشورت کردن انتخاب نکردهاید.
۱. مشورتدهنده فاقد صلاحیت است:
اگر مشورتدهنده شخصی تصادفی است و حتی زمینهی کاریاش با شما یکسان نیست، باید اعتبار مشورت دریافتی و مشورتدهنده را دوباره ارزیابی کنید. بهویژه دربارهی مشورت کسانی که به مصلحت و منافع طرف مقابل نمیاندیشند، باید بسیار محتاط بود. کسانی که حواسشان به شما هست و به شما و موفقیتتان اهمیت میدهند، بهترین افراد برای مشورت هستند.
۲. مشورت دریافتی با موقعیت شما جور نیست:
افراد معمولا براساس تجربیات خودشان مشورت میدهند که آن هم شاید با موقعیتی که مشورتگیرنده درگیر آن است مطابقت نداشته باشد.
۳. مشورتدهنده بدون اینکه گوش کند فقط حرف میزند:
اگر مشورتدهنده زیاد از «باید» استفاده میکند مراقب باشید. مشورتدادن خوب نیازمند اطلاع از شرایط طرف مقابل است و زمانی مشورتدهنده میتواند بهدرستی از شرایطتان مطلع شود که وقت بگذارد و سؤالاتی از شما بپرسد.
۴. مشورت صرفا حول محور نتیجهی نهایی میچرخد و نه فرایند تصمیم گیری:
دربارهی مشورتهایی که فقط بر خود تصمیم متمرکزند و درخصوص مراحل تصمیم گیری کمکی نمیکنند محتاطتر رفتار کنید، چراکه فرایند ارزیابی بهاندازهی جواب نهایی حائز اهمیت است.
۵. مشورتدهنده جهتگیری احساسی دارد:
غلیان احساسی زیاد میتواند نشانهی جهتگیری مشورتدهنده باشد. شاید او برنامهای در سر دارد که با برنامهی شما نمیخواند.
۶. مشورت دریافتی با حس درونیتان مغایر است
اگر ندای درونتان با مشورت دریافتی مخالف است، شاید بد نباشد که به حس درونیتان اعتماد کنید.
چگونه به مشاورهی غلط پاسخ بدهیم؟
اگر متوجه شدید که درحال دریافت مشورت درستی نیستید، باز هم میتوانید ادامهی صحبتهای طرف مقابل را بشنوید. اشکالی ندارد به مشورتی که لزوما کمککننده نیست گوش کنید. شاید مشورت کردن با طرف مقابل بهکارتان نیاید، اما حداقل میتوانید از خلال صحبتهایش به چیزی دربارهی خود آن شخص پی ببرید که بعدها بهدردتان بخورد یا حتی میتوانید در فکرتان، برای طرف مقابل استدلال مخالف بیاورید.
🌞 @leanstrategy
فردا
سمینار
"رفتار فاخر با مشتری "
در سازمان مدیریت صنعتی تبریز
( مدیران و فعالان صنعت بانکداری )
با سخنرانی و تدریس
دکتر طباطبایی
🌞 @leanstrategy
سمینار
"رفتار فاخر با مشتری "
در سازمان مدیریت صنعتی تبریز
( مدیران و فعالان صنعت بانکداری )
با سخنرانی و تدریس
دکتر طباطبایی
🌞 @leanstrategy
لذت کار
سالها پیش، ژان لیدلوف که با قبیله یکانا در جنگل های بارانی امریکای جنوبی زندگی کرده است از مشاهده کار ایتالیایی ها و سرخپوستان متوجه دیدگاه های متفاوت این دو گروه نسبت به کار شد؛
" اینجا جلوی چشمان من، دو گروه از افراد در حال انجام دادن کار یکسانی هستند. ایتالیاییها عصبی، اخمو و ناراحت بودند، با هرچیزی از کوره در می رفتند و یکریز فحش میدادند. اما سرخپوستان خوش میگذراندند. آنها به بدبار بودن قایق می خندیدند و اداهای مختلفی در می آوردند"
هیچ کس به سرخپوستها نگفته بود که آنچه آنها انجام میدادند اسمش "کار" است. در نتیجه، از انجام آن لذت می بردند. در زبان آنها کلمهای معادل کلمه "کار" وجود ندارد.
ژوزف کمبل میگوید کار واقعا زمانی شروع میشود که ما از انجام دادن آنچه لذت میبریم دست بکشیم.
📚 شنبههای شاد
🌞 @leanstrategy
سالها پیش، ژان لیدلوف که با قبیله یکانا در جنگل های بارانی امریکای جنوبی زندگی کرده است از مشاهده کار ایتالیایی ها و سرخپوستان متوجه دیدگاه های متفاوت این دو گروه نسبت به کار شد؛
" اینجا جلوی چشمان من، دو گروه از افراد در حال انجام دادن کار یکسانی هستند. ایتالیاییها عصبی، اخمو و ناراحت بودند، با هرچیزی از کوره در می رفتند و یکریز فحش میدادند. اما سرخپوستان خوش میگذراندند. آنها به بدبار بودن قایق می خندیدند و اداهای مختلفی در می آوردند"
هیچ کس به سرخپوستها نگفته بود که آنچه آنها انجام میدادند اسمش "کار" است. در نتیجه، از انجام آن لذت می بردند. در زبان آنها کلمهای معادل کلمه "کار" وجود ندارد.
ژوزف کمبل میگوید کار واقعا زمانی شروع میشود که ما از انجام دادن آنچه لذت میبریم دست بکشیم.
📚 شنبههای شاد
🌞 @leanstrategy