This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✍🏻
فوتبال ، شبیهِ زندگی و بیزنس است . از فرهنگِ جامعه ، فرهنگِ تیم درست می شود . اعضایِ تیم لیاقتشان همان کوچ هست که بالایِ سرشان هست . هم دلی ، معنا پیدا می کند . رقابت هم ، خیانت هم ، هماهنگی و اصالت هم . خلقِ آینده در تک تکِ اعضایِ تیم و در خودِ تیم جاری است . وحدت در عینِ کثرت و کثرت در عینِ وحدت . مدیریتِ استراتژیک ، مدیریتِ منبعِ انسانی ، مدیریتِ انگیزش و رفتارِ سازمانی ، به حدِ اعلای آن در فوتبال وجود دارد . ابتدایش دقّت ، وسطش همیّت و انتهایش شناختِ قدرِ فرصت می خواهد ، در زندگی و بیزنس هم باید مثلِ فوتبال تا آخرین ثانیه جنگنده و قوی باشی ...
در زندگی و بیزنس هم مثلِ فوتبال سخنرانی و برنامه ریزی ، کافی نیست ، باید برنامه را اجرا کنی ... در فوتبال تا دلت بخواهد تئوریسین و نظریه پرداز و تحلیل گر هست ، ولی " مسی " و "اِمباپه" کم پیدا می شود .
فوتبال ، شبیهِ زندگی و بیزنس است . از فرهنگِ جامعه ، فرهنگِ تیم درست می شود . اعضایِ تیم لیاقتشان همان کوچ هست که بالایِ سرشان هست . هم دلی ، معنا پیدا می کند . رقابت هم ، خیانت هم ، هماهنگی و اصالت هم . خلقِ آینده در تک تکِ اعضایِ تیم و در خودِ تیم جاری است . وحدت در عینِ کثرت و کثرت در عینِ وحدت . مدیریتِ استراتژیک ، مدیریتِ منبعِ انسانی ، مدیریتِ انگیزش و رفتارِ سازمانی ، به حدِ اعلای آن در فوتبال وجود دارد . ابتدایش دقّت ، وسطش همیّت و انتهایش شناختِ قدرِ فرصت می خواهد ، در زندگی و بیزنس هم باید مثلِ فوتبال تا آخرین ثانیه جنگنده و قوی باشی ...
در زندگی و بیزنس هم مثلِ فوتبال سخنرانی و برنامه ریزی ، کافی نیست ، باید برنامه را اجرا کنی ... در فوتبال تا دلت بخواهد تئوریسین و نظریه پرداز و تحلیل گر هست ، ولی " مسی " و "اِمباپه" کم پیدا می شود .
❤4
✍🏻
📕
همراهان عزیز
گروه خرد گستران تعداد محدودی از عزیزانِ همراه را تا روز ۴ دی ماه با ۲ میلیون تومان اعتبار در دوره های زیر ثبت نام میکند :
راهبری خویشتن ( خودشناسی)
کاریزما
مدیریت بهره وری زمان
در صورت تمایل به استفاده از این اعتبار لطفا به ادمین این کانال و یا به آی دی زیر پیام دهید .
@danialtabatabaei
📕
همراهان عزیز
گروه خرد گستران تعداد محدودی از عزیزانِ همراه را تا روز ۴ دی ماه با ۲ میلیون تومان اعتبار در دوره های زیر ثبت نام میکند :
راهبری خویشتن ( خودشناسی)
کاریزما
مدیریت بهره وری زمان
در صورت تمایل به استفاده از این اعتبار لطفا به ادمین این کانال و یا به آی دی زیر پیام دهید .
@danialtabatabaei
❤2
در جریان سرقت از بانکی در زیمباوه، سارق بانک خطاب به حاضرین در بانک فریاد کشید: "بی حرکت! صاحب این پولها، دولته، اما صاحب جان شما خودتون هستید."
همه به آرومی کف بانک دراز کشیدند. به این میگن: "تغییر دادن تصور ذهنی افراد". طرز تفکر این آدم ها، دیکه مثل سابق نمیشه!
وقتی یکی از خانم های حاضر در بانک، به طرز اغواگرانه ای خودشو روی میز ولو میکنه، سارق سرش داد میزنه: "شعور داشته باش! این یک سرقته، نه تجاوز!
به این میگن: "حرفه ای بودن" . یعنی همه ی حواست به کاری که بخاطرش تعلیم دیدی باشه!
وقتی که سارقا برمیگردن خونه شون، یک سارق کم سن و سال تر که رشته تحصیلیش مدیریت بازرگانی بوده، به سارقی که دیگه سنی ازش گذشته بوده و شش کلاس هم بیشتر سواد نداشته، میگه: "داداش بیا پولها رو بشماریم ببینیم چقدر گیرمون آمده".
سارق سن بالا قبول نمی کنه و بهش میگه: "تو واقعا خیلی...خلی. میدونی شمردن این همه پول چقدر زمان میبره؟ یه خورده زرده بکش، توی اخبار تلویزیون امشب میگن چقدر پول از بانک به سرقت رفته!"
به این میگن: "تجربه" که ارزشش از "کاغذ پاره" های دانشگاه هم (!) بیشتره!
بعد از فرار سارق ها، مدیر بانک به معاونش میگه: "سریع زنگ بزن پلیس." معاونش میگه: "عجله نکن رییس! بزار یک ده میلیون دلار هم از صندوق واسه خودمون بر داریم بزاریم تنگ اون هفتاد میلیون دلاری که تا حالا خورد خورد اختلاس کردیم!"
به این میگن: "موج سواری"، تغییر دادن یه موقعیت شخمی به نفع خودت!
مدیر بانک با خودش میگه: "چقدر خوب میشد اگه هر ماه یه همچین سرقتی میشد!" به این میگن: "بی خیالی طی کردن"! درک اینکه ارزش دم رو غنیمت دونستن از شغلت بیشتره!
فرداش توی اخبار تلویزیون اعلام می کنن که صد میلیون دلار از بانک به سرقت رفته. سارق های بخت برگشته سراسیمه میرن و سریع پولها رو میشمرن و می بینن که عجب! بیست میلیون دلارپول بیشتر نیست. شاکی میشن و میگن: "ما جون مون رو واس خاطر بیست میلیون دلار نا قابل به خطر انداختیم، اونوقت اون مدیر بانک ... هشتاد میلیون دلار رو مثل آب خوردن بالا کشید. حقیقتا اگه ادامه تحصیل می دادیم، صرفش بیشتر بود تا اینکه سارق بانک بشیم!"
به این میگن: "علم بهتر است از ثروت!"
جناب مدیر بانک حسابی محظوظ و مشعوف شده بود، چون ضرر سنگینی که بانکش در بازار سهام کرده بود، بعد از جریان سرقت از بانک جبران می شد.
به این میگن "حسن استفاده از فرصت ها". اینکه به خودت جرات ریسک کردن بدی.
حالا شما به من بگید که دزدهای واقعی کیا بودن!
همه به آرومی کف بانک دراز کشیدند. به این میگن: "تغییر دادن تصور ذهنی افراد". طرز تفکر این آدم ها، دیکه مثل سابق نمیشه!
وقتی یکی از خانم های حاضر در بانک، به طرز اغواگرانه ای خودشو روی میز ولو میکنه، سارق سرش داد میزنه: "شعور داشته باش! این یک سرقته، نه تجاوز!
به این میگن: "حرفه ای بودن" . یعنی همه ی حواست به کاری که بخاطرش تعلیم دیدی باشه!
وقتی که سارقا برمیگردن خونه شون، یک سارق کم سن و سال تر که رشته تحصیلیش مدیریت بازرگانی بوده، به سارقی که دیگه سنی ازش گذشته بوده و شش کلاس هم بیشتر سواد نداشته، میگه: "داداش بیا پولها رو بشماریم ببینیم چقدر گیرمون آمده".
سارق سن بالا قبول نمی کنه و بهش میگه: "تو واقعا خیلی...خلی. میدونی شمردن این همه پول چقدر زمان میبره؟ یه خورده زرده بکش، توی اخبار تلویزیون امشب میگن چقدر پول از بانک به سرقت رفته!"
به این میگن: "تجربه" که ارزشش از "کاغذ پاره" های دانشگاه هم (!) بیشتره!
بعد از فرار سارق ها، مدیر بانک به معاونش میگه: "سریع زنگ بزن پلیس." معاونش میگه: "عجله نکن رییس! بزار یک ده میلیون دلار هم از صندوق واسه خودمون بر داریم بزاریم تنگ اون هفتاد میلیون دلاری که تا حالا خورد خورد اختلاس کردیم!"
به این میگن: "موج سواری"، تغییر دادن یه موقعیت شخمی به نفع خودت!
مدیر بانک با خودش میگه: "چقدر خوب میشد اگه هر ماه یه همچین سرقتی میشد!" به این میگن: "بی خیالی طی کردن"! درک اینکه ارزش دم رو غنیمت دونستن از شغلت بیشتره!
فرداش توی اخبار تلویزیون اعلام می کنن که صد میلیون دلار از بانک به سرقت رفته. سارق های بخت برگشته سراسیمه میرن و سریع پولها رو میشمرن و می بینن که عجب! بیست میلیون دلارپول بیشتر نیست. شاکی میشن و میگن: "ما جون مون رو واس خاطر بیست میلیون دلار نا قابل به خطر انداختیم، اونوقت اون مدیر بانک ... هشتاد میلیون دلار رو مثل آب خوردن بالا کشید. حقیقتا اگه ادامه تحصیل می دادیم، صرفش بیشتر بود تا اینکه سارق بانک بشیم!"
به این میگن: "علم بهتر است از ثروت!"
جناب مدیر بانک حسابی محظوظ و مشعوف شده بود، چون ضرر سنگینی که بانکش در بازار سهام کرده بود، بعد از جریان سرقت از بانک جبران می شد.
به این میگن "حسن استفاده از فرصت ها". اینکه به خودت جرات ریسک کردن بدی.
حالا شما به من بگید که دزدهای واقعی کیا بودن!
❤8
✍🏻
۵ مهارتِ مهم تا ۲۰۲۵:
تفکّرِ تحلیلی و نوآوری
یادگیریِ فعال
حلِّ مسأله یِ پیچیده
راهبری و تأثیرگذاری
تاب آوری
۵ مهارتِ مهم تا ۲۰۲۵:
تفکّرِ تحلیلی و نوآوری
یادگیریِ فعال
حلِّ مسأله یِ پیچیده
راهبری و تأثیرگذاری
تاب آوری
❤5
✍️ عمان؛ چگونه سوئیس خاورمیانه شد!؟
🖊 وقتیکه تصمیم عاقلانه ای برای جوانان گرفته میشود.
چه شد که کشوری کوچک در حد عمان شده «سوئیس خاورمیانه» و ایران و آمریکا برای صلح و مسائل پیچیده سیاسی و هسته ای، به میانجی گری «سلطان قابوس» پادشاه آن و «کدخدای خاورمیانه» پناه می برند؟
يوسف بن علوی يكی از سه رهبر چريکهای جبهۀ ظفار در عمان بود كه وقتی شاه قابوس با کمک محمد رضا شاه پهلوی به ظفار لشكر كشيد و جنبش ظفار را محاصره كرد دستگير شدند.
رهبران ظفار، حكم اعدام گرفتند و هر سه نفر حكم را پذيرفتند و به پشيمانی روی نياوردند.
شاه قابوس که تازه شاه شده بود خواست تا هر سه جوان چریک را ببیند، از آنها سوْال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
قابوس سه راه را پیش پایشان گذاشت
🔰۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور ولی تا آخر عمر تمام مخارج زندگی در هر جای جهان مهمان پادشاه
🔰۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
🔰۳- دست از این چریک بازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را بگیرید دستتان و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند.
اولی همین یوسف بن علوی بود، یک دانشجوی علوم سیاسی که در لندن تحصیل کرده و به عمان بازگشته بود، او حالا سالهاست وزیر امورخارجه عمان و چهرهای قابل احترام در جهان است که بارها بین دستگاه حاکمه آمریکا و جمهوری اسلامی میانجیگری کرده.
دومی (عبدالله بن صلاصه) تحصیلکرده اقتصاد در لندن بود که در ٣٠ سال گذشته برنامهریزی اقتصادی و سیستم بانکی عمان را مدیریت میکند و طبق برنامۀ دولت عمان، اقتصاد اين کشور را تا سال ۲۰۲۰ به اقتصادی کاملا غیر نفتی بدل میکند که درآمد صنایع دیگر جایگزین نفت خواهد داد.
سومی هم (علی بن المسعود) وزیر پیشین آموزش و پرورش عمان بود که سیستم آموزش را نوسازی کرد به گونهای که هزینۀ تحصیل از دوران ابتدایی تا دانشگاه کاملا رایگان است. همچنین آموزش زبان انگلیسی از همان مقطع ابتدایی در مدارس عمان آغاز میشود و نسل جدید این کشور زبان انگلیسی را همانقدر روان صحبت میکند که زبان مادریاشان را.
سلطان قابوس با مدارا و دوراندیشی تهدید را به فرصت تبدیل کرد تا این سه چریک چپگرا عمان را به کشوری مدرن تبدیل کنند که آن را سوئیس خاورمیانه میدانند...
.
🖊 وقتیکه تصمیم عاقلانه ای برای جوانان گرفته میشود.
چه شد که کشوری کوچک در حد عمان شده «سوئیس خاورمیانه» و ایران و آمریکا برای صلح و مسائل پیچیده سیاسی و هسته ای، به میانجی گری «سلطان قابوس» پادشاه آن و «کدخدای خاورمیانه» پناه می برند؟
يوسف بن علوی يكی از سه رهبر چريکهای جبهۀ ظفار در عمان بود كه وقتی شاه قابوس با کمک محمد رضا شاه پهلوی به ظفار لشكر كشيد و جنبش ظفار را محاصره كرد دستگير شدند.
رهبران ظفار، حكم اعدام گرفتند و هر سه نفر حكم را پذيرفتند و به پشيمانی روی نياوردند.
شاه قابوس که تازه شاه شده بود خواست تا هر سه جوان چریک را ببیند، از آنها سوْال کرد: مگر شما عمانی نیستید، پس چرا راه جنگ را انتخاب کردهاید؟
گفتند: ما میخواهیم از یک زندگی بدوی و بیابانی به کشوری مدرن با قوانینی مدنی تبدیل شویم.
قابوس سه راه را پیش پایشان گذاشت
🔰۱- خروج از عمان و انصراف از شهروندی این کشور ولی تا آخر عمر تمام مخارج زندگی در هر جای جهان مهمان پادشاه
🔰۲- تخفیف حکم اعدام به زندان ابد در عمان
🔰۳- دست از این چریک بازی بردارید و هر کدام یک قسمت از همین مملکت را بگیرید دستتان و آن را همان طور که گفتید بسازید.
هر سه نفر راه سوم را انتخاب کردند.
اولی همین یوسف بن علوی بود، یک دانشجوی علوم سیاسی که در لندن تحصیل کرده و به عمان بازگشته بود، او حالا سالهاست وزیر امورخارجه عمان و چهرهای قابل احترام در جهان است که بارها بین دستگاه حاکمه آمریکا و جمهوری اسلامی میانجیگری کرده.
دومی (عبدالله بن صلاصه) تحصیلکرده اقتصاد در لندن بود که در ٣٠ سال گذشته برنامهریزی اقتصادی و سیستم بانکی عمان را مدیریت میکند و طبق برنامۀ دولت عمان، اقتصاد اين کشور را تا سال ۲۰۲۰ به اقتصادی کاملا غیر نفتی بدل میکند که درآمد صنایع دیگر جایگزین نفت خواهد داد.
سومی هم (علی بن المسعود) وزیر پیشین آموزش و پرورش عمان بود که سیستم آموزش را نوسازی کرد به گونهای که هزینۀ تحصیل از دوران ابتدایی تا دانشگاه کاملا رایگان است. همچنین آموزش زبان انگلیسی از همان مقطع ابتدایی در مدارس عمان آغاز میشود و نسل جدید این کشور زبان انگلیسی را همانقدر روان صحبت میکند که زبان مادریاشان را.
سلطان قابوس با مدارا و دوراندیشی تهدید را به فرصت تبدیل کرد تا این سه چریک چپگرا عمان را به کشوری مدرن تبدیل کنند که آن را سوئیس خاورمیانه میدانند...
.
❤6
🔴 این ۷ شرکت بسیار معروف، کارشان را از ساختن این وسایل پیش پا افتاده شروع کردند!
🔸بسیاری از برندها قبل از اینکه موفق شوند، محصولی شاخص بسازند و تبدیل به برند معروفی بشوند، چیزهای سادهای تولید کردهاند و بارها آزمون و خطا کردهاند.
🔸با مطالعه فهرست این برندها میتوان به نتیجه خوبی رسید. اگر کار و حرفه و شرکتی داریم که موفق نیست یا روند بسیار «معمولی» دارد، اصلا اجباری نیست که همان روند را ادامه دهیم. گاهی خلاقیت و زمینههای نو بیمقدمه به سراغ ما میآیند و گاهی هم باید فرصتهای طلایی و نیاز مردم را بسنجیم و کشف کنیم و چیزی نو به آنها بدهیم.
1️⃣ شرکت لگو: اسباب بازیهای چوبی که با نخی روی زمین کشیده میشدند.
قبل از شروع خلاقیت بنیانگذار لگو، اوله کرک کریستیانسن، یعنی ساخت حجمهایی با واحد بلوکی یا همان لگو، شرکت او اسباببازیهای سادهای میساخت.
او با استفاده از تکههای چوبی، حیوانات چوبی کوچک، از جمله اردکهای چوبی میتراشید.
2️⃣ سونی: پلوپز برقی
اولین محصول تولید شده توسط بنیانگذار سونی، ماسارو ایبوکا، هدف بسیار سادهای داشت. او می خواست به کارکنانش کمک کند تا برنجی را که به عنوان هدیه دریافت کرده بودند، سریع و آسان بپزند.
پلوپز سونی اساساً یک سطل با الکترودهایی در پایین بود. اینها قرار بود آب را گرم کنند و برنجی پف دار و خوش طعم ایجاد کنند.
3️⃣ سامسونگ: ماهی خشک شده
حیات سامسونگ از دهه ۱۹۳۰ به عنوان یک شرکت بازرگانی با فروش مواد غذایی از جمله ماهی خشک و نودل آغاز شد. این شرکت در ابتدا بیش از ۴۰ کارمند داشت و تا بعد از پایان جنگ موفقیتی نداشت.
سامسونگ در دهه ۱۹۷۰، اولین گام های خود را برای تبدیل شدن به غول الکترونیکی امروز با صادرات تلویزیون شروع کرد.
4️⃣ نوکیا: خمیر کاغذ و رول دستمال توالت
نوکیا یک شرکت چندملیتی است که در طول تاریخش هر چیزی ساختهِ حتی ماسکهای تنفسی، لاستیک خودرو و رادیو.
اما تولید ابتدایی این شرکت چیز متفاوتی بود! در دهه ۱۸۶۰، بنیانگذار شرکت، فردریک ایدستام، کار شرکت را با راهاندازی یک کارخانه خمیر کاغذ که عمدتاً رول های کاغذ توالت میساخت، شروع کرد.
5️⃣ تویوتا: ماشین بافندگی اتوماتیک
ماشین های بافندگی که تویوتا در روزهای اولیه خود میساخت، پیشرفتهترین دستگاه های موجود بودند.
6️⃣ شرکت هوور: افسار و یراق اسب!
هوور مارکی معتبر در زمینه جاروبرقی است. اما شروع کار شرکت هوور هم متفاوت بود و این شرکت در ابتدا افسار و یراق اسب میساخت.
اما وقتی که پسر عموی همسر موسس شرکت هوور، نمونه اولیه «وسیله مکش برقی» را به او نشان داد، هوور بلافاصله پتانسیل چنین وسیلهای را حس کرد.
7️⃣ شرکت اپل: جعبه آبی
اولین محصول استیو جابز و استیو وزنیاک “جعبه آبی” بود. از این دستگاه برای برقراری تماس تلفنی از راه دور بدون هزینه استفاده میشد. البته آنها خیلی زود تولید رایانههای اپل را شروع کردند.
اگرچه این زوج به زودی به سمت یک مدل تجاری پایدارتر حرکت کردند (تولید رایانههای اپل که امروزه میشناسیم)، استیو جابز گفته است که بدون آن جعبههای آبی «اپل وجود نداشت».
منبع:
✍کانال دانشگاه مدیریت
🔸بسیاری از برندها قبل از اینکه موفق شوند، محصولی شاخص بسازند و تبدیل به برند معروفی بشوند، چیزهای سادهای تولید کردهاند و بارها آزمون و خطا کردهاند.
🔸با مطالعه فهرست این برندها میتوان به نتیجه خوبی رسید. اگر کار و حرفه و شرکتی داریم که موفق نیست یا روند بسیار «معمولی» دارد، اصلا اجباری نیست که همان روند را ادامه دهیم. گاهی خلاقیت و زمینههای نو بیمقدمه به سراغ ما میآیند و گاهی هم باید فرصتهای طلایی و نیاز مردم را بسنجیم و کشف کنیم و چیزی نو به آنها بدهیم.
1️⃣ شرکت لگو: اسباب بازیهای چوبی که با نخی روی زمین کشیده میشدند.
قبل از شروع خلاقیت بنیانگذار لگو، اوله کرک کریستیانسن، یعنی ساخت حجمهایی با واحد بلوکی یا همان لگو، شرکت او اسباببازیهای سادهای میساخت.
او با استفاده از تکههای چوبی، حیوانات چوبی کوچک، از جمله اردکهای چوبی میتراشید.
2️⃣ سونی: پلوپز برقی
اولین محصول تولید شده توسط بنیانگذار سونی، ماسارو ایبوکا، هدف بسیار سادهای داشت. او می خواست به کارکنانش کمک کند تا برنجی را که به عنوان هدیه دریافت کرده بودند، سریع و آسان بپزند.
پلوپز سونی اساساً یک سطل با الکترودهایی در پایین بود. اینها قرار بود آب را گرم کنند و برنجی پف دار و خوش طعم ایجاد کنند.
3️⃣ سامسونگ: ماهی خشک شده
حیات سامسونگ از دهه ۱۹۳۰ به عنوان یک شرکت بازرگانی با فروش مواد غذایی از جمله ماهی خشک و نودل آغاز شد. این شرکت در ابتدا بیش از ۴۰ کارمند داشت و تا بعد از پایان جنگ موفقیتی نداشت.
سامسونگ در دهه ۱۹۷۰، اولین گام های خود را برای تبدیل شدن به غول الکترونیکی امروز با صادرات تلویزیون شروع کرد.
4️⃣ نوکیا: خمیر کاغذ و رول دستمال توالت
نوکیا یک شرکت چندملیتی است که در طول تاریخش هر چیزی ساختهِ حتی ماسکهای تنفسی، لاستیک خودرو و رادیو.
اما تولید ابتدایی این شرکت چیز متفاوتی بود! در دهه ۱۸۶۰، بنیانگذار شرکت، فردریک ایدستام، کار شرکت را با راهاندازی یک کارخانه خمیر کاغذ که عمدتاً رول های کاغذ توالت میساخت، شروع کرد.
5️⃣ تویوتا: ماشین بافندگی اتوماتیک
ماشین های بافندگی که تویوتا در روزهای اولیه خود میساخت، پیشرفتهترین دستگاه های موجود بودند.
6️⃣ شرکت هوور: افسار و یراق اسب!
هوور مارکی معتبر در زمینه جاروبرقی است. اما شروع کار شرکت هوور هم متفاوت بود و این شرکت در ابتدا افسار و یراق اسب میساخت.
اما وقتی که پسر عموی همسر موسس شرکت هوور، نمونه اولیه «وسیله مکش برقی» را به او نشان داد، هوور بلافاصله پتانسیل چنین وسیلهای را حس کرد.
7️⃣ شرکت اپل: جعبه آبی
اولین محصول استیو جابز و استیو وزنیاک “جعبه آبی” بود. از این دستگاه برای برقراری تماس تلفنی از راه دور بدون هزینه استفاده میشد. البته آنها خیلی زود تولید رایانههای اپل را شروع کردند.
اگرچه این زوج به زودی به سمت یک مدل تجاری پایدارتر حرکت کردند (تولید رایانههای اپل که امروزه میشناسیم)، استیو جابز گفته است که بدون آن جعبههای آبی «اپل وجود نداشت».
منبع:
✍کانال دانشگاه مدیریت
❤3
❤3
چگونه می توانیم از احساسات خود در مذاکره به نفع خود استفاده کنیم ؟
📑
این مقاله را در لینک زیر بخوانید 👇🏽
https://b2n.ir/b20689
@leanstrategy
📑
این مقاله را در لینک زیر بخوانید 👇🏽
https://b2n.ir/b20689
@leanstrategy
❤5