Hidden Chat
چنلت فوقالعادس محوش شدم واقعا فوقالعادس
خوشحالیمو این پیام دوبرابر کرد :) ممنونم.
Forwarded from Hidden Chat
در پاسخ این پیام نوشت:
من هرجا حس خوب بگیرم
سعی میکنم یا حس خوب بدم
یا تشکر کنم
چون همین حس خوبم بعضی اوقات ادمو نجات میده
امروزم چنل شما خیلی تاثیر داشت تو حالم
با اینکه شاید بگید چیز خاصی نبوده.. و نیستو.. مگه چی داره..
چون خیلی شنیدم
ولی کلمات اگه در جملات درست استفاده بشن معجزه میکنن
جدا از ترکیب کلمات
شما خیلی شفاف احساسات رو
هویت هارو
اتفاق هارو
خیلی واضح توضیح دادید
خیلی وقت پیش جوین داده بودم
امروز یهویی نگاهم افتاد خیلی جذبش شدمو لذت بردم
لطفا بیشتر، تو هر راستایی ک هستید پر قدرت تر ادامه بدید
امیدوارم انگیزه های قشنگ ترو حس های قشنگ تری نسیبتون بشه
چون شما بخشنده هستید
حس میبخشید
آگاهی میبخشید
اطلاعات میبخشید
من هرجا حس خوب بگیرم
سعی میکنم یا حس خوب بدم
یا تشکر کنم
چون همین حس خوبم بعضی اوقات ادمو نجات میده
امروزم چنل شما خیلی تاثیر داشت تو حالم
با اینکه شاید بگید چیز خاصی نبوده.. و نیستو.. مگه چی داره..
چون خیلی شنیدم
ولی کلمات اگه در جملات درست استفاده بشن معجزه میکنن
جدا از ترکیب کلمات
شما خیلی شفاف احساسات رو
هویت هارو
اتفاق هارو
خیلی واضح توضیح دادید
خیلی وقت پیش جوین داده بودم
امروز یهویی نگاهم افتاد خیلی جذبش شدمو لذت بردم
لطفا بیشتر، تو هر راستایی ک هستید پر قدرت تر ادامه بدید
امیدوارم انگیزه های قشنگ ترو حس های قشنگ تری نسیبتون بشه
چون شما بخشنده هستید
حس میبخشید
آگاهی میبخشید
اطلاعات میبخشید
ازت ممنونم که بدون اینکه بهت گفته بشه وظیفه و مسئولیتت رو خودت انجام میدی و آدمای دورتو کلافه و مضطرب نمیکنی.
Forwarded from گلبو
۲۲-۲۳ سالم که بود معتقد بودم من اصلن حسود نیستم. ولی بزرگتر شدم دیدم هنوز موقعیتی که بهش حسادت کنم ندیدم وگرنه منم حسادت دارم. یاد گرفتم این حسادتی که گاهی پیش میآد رو به نقطه قوتم تبدیل کنم. وقتی تو به یه چیزی حسادت میکنی یعنی دوست داری بهش برسی و این بهترین نشونهست که بفهمی چی دوست داری… انگار که به این حسادته جهت میدی.
آشپزی که چاقو نداشت؛
حسادت، ستایشِ پرخاشگرانه است.
در واقع میتونم بگم حسادت چیزیه که هممون در مقاطع و سنین مختلف تجربه میکنیم و انگار طبیعیه؛ اما چیزی که بین آدمیزادا تفاوت ایجاد میکنه نحوه رفتار و واکنششون به اون حس حسادتس؛ بعضیا هم خودشونو هم بقیه رو به خاطر این حس به جهنم میکِشونن.
تو درموردش حرف نمیزنی اما من کم اشتها و کم حرف شدنتو، پریدنِ پلکتو، شبا تو خواب تکون خوردناتو، صبح با خستگی بیدار شدناتو و شونههای منقبضتو میبینم؛ من همه اینارو میبینم و متوجهش هستم.
بعضی چیزا به خودی خودشون اونقدرام اذیت کننده نیستن؛ در واقع شرمی که به خاطرشون تجربه میکنیمِ که مارو به لبه پرتگاه میرسونه.
از کسایی که در موردم اشتباه فکر میکنن ممنونم؛ باعث میشن مصممتر تو راهِ درستم ادامه بدم.
فکر میکنم «Empathy» بهترین چیزیه که میتونید تو ارتباطتتون با بقیه عرضه کنید.
آشپزی که چاقو نداشت؛
فکر میکنم «Empathy» بهترین چیزیه که میتونید تو ارتباطتتون با بقیه عرضه کنید.
بعضی روزها آدمها حتی دلشون نمیخواد دوست داشته بشن بلکه فقط و فقط میخوان کسی باشه که درکشون کنه.
یه چیز میخوام بگم شاید درست نباشه نمیدونم ولی فکر میکنم یکی از دلایل اینکه عمده خشونتها در جامعه توسط مردها اعمال میشه بابت اینه که جامعه تنها احساسی که از مرد میپذیره خشمه.
Forwarded from روزمرگیهای یک رواندرمانگر (Danial)
اونقدر محکم طنابو گرفتی و مشغول کشیدنی که یادت رفته خیلی ساده میتونی رهاش کنی و راحت شی.
روزمرگیهای یک رواندرمانگر
اونقدر محکم طنابو گرفتی و مشغول کشیدنی که یادت رفته خیلی ساده میتونی رهاش کنی و راحت شی.
خیلی وقتا نگهداشتن بیشتر از رها کردن انرژی میگیره؛ تو با سفت چسبیدنش بیشتر از اینکه احساس امنیت کنی، خستهتر میشی.
امروز که داشتم باهات حرف میزدم گفتم سعی دارم مغزمو تربیت کنم که یادبگیره به کجاها تعلق داره.