آشپزی که چاقو نداشت؛
وفاداری کودک به والد آزارگر زخم نیست؛ ساز و کار بقا است.
هرچقدر کودکی فرد پرتنش تر باشد، وفاداری به منبع آسیب بیشتر خواهد بود. این موقعیت از روی عشق نه بلکه از نتایج اضطراب است.
یادمه بهش گفتم دوست دارم هر غذایی که میپزم دستورشو تو یه دفتری بنویسم که شاید یه روزی بتونم بدمشون دست نوه ام. اونقدر خوشش اومده بود از این ایده که منم باورم شده بود خیلی کار باحالیه.
آدمهایی که به رنجی عمیق گرفتارند آنگاه که شادند رنجشان فاش میشود؛ چنان به شادی میآویزند که گویی از سرِ حسد میخواهند در آغوشش بکشند و خفهاش کنند.
آلبر کامو-
آلبر کامو-
من از فریب دادن خودم میترسم؛ میترسم که به واقعیت آن طور نگاه کنم که خودم دلم میخواهد نه آن طور که واقعا هست.
پائولو کوئلیو-
پائولو کوئلیو-
آشپزی که چاقو نداشت؛
صرفا دونستن زخم هات و متوجهشون بودن باعث نمیشه التیام پیدا کنی.
اما ما نمیتوانیم به سادگی بنشینیم و تا ابد به زخمهایمان خیره شویم.
هاروکی موراکامی-
هاروکی موراکامی-
وقتی داشتم تمام عمر برای راضی نگه داشتن بقیه میدوییدم ماهیت و فردیت خودم رو به طور کامل از دست دادم. عدم پذیرش شخصیتم و امیالم از سمت بقیه باعث شد احترامی نسبت به خودم قائل نشم و هر وقت به آینه نگاه میکنم نفرت سرزنش سرخوردگی و ناامیدی ببینم. فکر اینکه من از عالم و آدم عقبم و باید بیشتر و سریع تر حرکت کنم روان من رو رنجور کرده و قلبم رو خالی و تنم رو خسته و حالا مجبورم به ازای تمام این از دست رفته ها چندین برابر انرژی صرف کنم تا بتونم خودم رو احیا کنم اینبار خیلی سخت تر و خیلی طاقت فرسا تر از اتفاقات دیگه زندگیم.
آشپزی که چاقو نداشت؛
وقتی داشتم تمام عمر برای راضی نگه داشتن بقیه میدوییدم ماهیت و فردیت خودم رو به طور کامل از دست دادم. عدم پذیرش شخصیتم و امیالم از سمت بقیه باعث شد احترامی نسبت به خودم قائل نشم و هر وقت به آینه نگاه میکنم نفرت سرزنش سرخوردگی و ناامیدی ببینم. فکر اینکه من…
از نظر عاطفی بسیار سرد، سخت، سنگ و پر از سرکوب هستم و شکافتن این کوه اونقدر ها هم که فکر میکنم آسون نبوده و نیست.
آشپزی که چاقو نداشت؛
از نظر عاطفی بسیار سرد، سخت، سنگ و پر از سرکوب هستم و شکافتن این کوه اونقدر ها هم که فکر میکنم آسون نبوده و نیست.
پروسه شفا و تغییر بسیار جان فرسا تر از تحمل شرایط کنونیه.
آشپزی که چاقو نداشت؛
وقتی داشتم تمام عمر برای راضی نگه داشتن بقیه میدوییدم ماهیت و فردیت خودم رو به طور کامل از دست دادم. عدم پذیرش شخصیتم و امیالم از سمت بقیه باعث شد احترامی نسبت به خودم قائل نشم و هر وقت به آینه نگاه میکنم نفرت سرزنش سرخوردگی و ناامیدی ببینم. فکر اینکه من…
مسیر رسیدن به احساس اصیل ارزشمندیِ خود به ناچار از سرزمین شرم میگذرد.
جوزف برگو-
جوزف برگو-
رها کردن چیزی به سبب اولویت دادن به رفاه و آسایش روانی هرگز اشتباه و مایه پشیمانی نیست.
آشپزی که چاقو نداشت؛
چون خانوادتن تضمین نمیشه کرد که بهترین آدمای زندگیت باشن.
چون دوستاتن تضمین نمیشه کرد که واقعی باشن.
از این کار کسایی که فقط یه چیزی میخرن که کادو داده باشن نگن طرف هیچی نخریده خوشم نمیاد؛ حتما لازم نیست مجلل یا گرون باشه اگر فکر شده باشه واقعا ارزشمنده.
واسه همین شدیدا مخالف تولدای فامیلی ام که بخوان توش کادو پاکت پول یا پارچ و ساعت(در قدیم) بیارن :/
اگر براتون قلبا اهمیتی نداره دعوتارو قبول نکنید باور کنید ما خیلی خوشحال تر میشیم.
واسه همین شدیدا مخالف تولدای فامیلی ام که بخوان توش کادو پاکت پول یا پارچ و ساعت(در قدیم) بیارن :/
اگر براتون قلبا اهمیتی نداره دعوتارو قبول نکنید باور کنید ما خیلی خوشحال تر میشیم.
آشپزی که چاقو نداشت؛
از این کار کسایی که فقط یه چیزی میخرن که کادو داده باشن نگن طرف هیچی نخریده خوشم نمیاد؛ حتما لازم نیست مجلل یا گرون باشه اگر فکر شده باشه واقعا ارزشمنده. واسه همین شدیدا مخالف تولدای فامیلی ام که بخوان توش کادو پاکت پول یا پارچ و ساعت(در قدیم) بیارن :/ اگر…
زندگی زیر سایه رودربایستی واقعا خیانت به زمان، انرژیمون و حتی پولمونه.
Forwarded from The Unspoken
خیلی شجاعید که اینطور از مسیرتون مینویسید و ابرازش میکنید 🩷
آشپزی که چاقو نداشت؛
فکر کنم در فرایند شفا و التیام علاقه و اشتیاقت به خیلی چیزا رو از دست میدی و جاشون رو چیزای دیگه پر میکنن.
در فرایند شفا معیارهای ارتباطی تو ناخودآگاه شروع به تغییر میکنن و گفت و گوها هیچوقت دیگه مثل قبل نمیتونن باشن؛ حتی ادبیاتت و کلماتی که به کار میبری هم عوض میشن چون موضوعاتی که در مرکز توجهت هستن متفاوت شدن.
آشپزی که چاقو نداشت؛
در فرایند شفا معیارهای ارتباطی تو ناخودآگاه شروع به تغییر میکنن و گفت و گوها هیچوقت دیگه مثل قبل نمیتونن باشن؛ حتی ادبیاتت و کلماتی که به کار میبری هم عوض میشن چون موضوعاتی که در مرکز توجهت هستن متفاوت شدن.
و شاید به همین خاطر فکر کنی بعضی معاشرت های که داشتی دیگه مثل قبل هیجان انگیز یا لذت بخش نیستن و فاصله پیدا کردید.