Kírkē ;
.
" سِرسی در اساطیر یونانی الهه جادو، دختر هلیوس و پرسه، یکی از اوکئانیدها(نگهبانان رود های زمینی) است "
🏺🌿🌙•
Eloquence '
.
" سِرسی در اساطیر یونانی الهه جادو، دختر هلیوس و پرسه، یکی از اوکئانیدها(نگهبانان رود های زمینی) است "
🏺🌿🌙•
Eloquence '
❤1
فصل سوم؛جستجو
.
.
گشت میزدم در کنار این جویبارها؛ پیشهام نگهبانی بود اما در سرشت من چیزی دیگر کاشته شده بود. او را که دیدم جریان زندگی مانند جریان این رود به تنش افتاد. که بود و چه بود و بهر چه آمده بود و چه را جستجو میکرد؟ سحر چشمانش از آن که بود که از دستان من برتری داشت؟ قدمی به سویاش برداشتم؛در میان تلاطم جوی به غلیان افتاد و مرا مسخ خود کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ خروشید و هر آنچه ناقص بود را کامل کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ رام شد و کمی نزدیکم شد. دستانم را به سمتش دراز کردم و دستانش را به سمتم دراز کردم. با اولین لمس او در برگ برگ خاطرات محو شد.
-
.
.
گشت میزدم در کنار این جویبارها؛ پیشهام نگهبانی بود اما در سرشت من چیزی دیگر کاشته شده بود. او را که دیدم جریان زندگی مانند جریان این رود به تنش افتاد. که بود و چه بود و بهر چه آمده بود و چه را جستجو میکرد؟ سحر چشمانش از آن که بود که از دستان من برتری داشت؟ قدمی به سویاش برداشتم؛در میان تلاطم جوی به غلیان افتاد و مرا مسخ خود کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ خروشید و هر آنچه ناقص بود را کامل کرد. قدمی به سویاش برداشتم؛ رام شد و کمی نزدیکم شد. دستانم را به سمتش دراز کردم و دستانش را به سمتم دراز کردم. با اولین لمس او در برگ برگ خاطرات محو شد.
-
❤1
Eos;
.
" آئوس در اساطیر یونانی، تجسم شخصیت سپیدهدم، که هر روز صبح از خانهٔ خود در لبهٔ رودهای اوکئانوس در آسمان طلوع میکرد و با اشعهٔ نور خود تاریکی را از شب پاک مینمود. "
🏺🌿🌙 •
دامبو- '
.
" آئوس در اساطیر یونانی، تجسم شخصیت سپیدهدم، که هر روز صبح از خانهٔ خود در لبهٔ رودهای اوکئانوس در آسمان طلوع میکرد و با اشعهٔ نور خود تاریکی را از شب پاک مینمود. "
🏺🌿🌙 •
دامبو- '
فصل چهارم؛رهایی
.
.
هرچقدر که در چنگال شب به زمین و زمان پناه ببری سرانجام به من میرسی؛ من که آغاز روشنایی ها هستم. من که خود در بند این تاریکی در تقلای نور قیام میکنم و به نور میپیوندم اما هیهات از این سرنوشت که در دستان تاریکی ها بود. باز هم انگشتان کشیده ام را در جستجوی رهایی به طاق این ریسمان و آسمان میکشم چرا که هر روز سرک کشیدن به امید دردی خوشایند است.
-
.
.
هرچقدر که در چنگال شب به زمین و زمان پناه ببری سرانجام به من میرسی؛ من که آغاز روشنایی ها هستم. من که خود در بند این تاریکی در تقلای نور قیام میکنم و به نور میپیوندم اما هیهات از این سرنوشت که در دستان تاریکی ها بود. باز هم انگشتان کشیده ام را در جستجوی رهایی به طاق این ریسمان و آسمان میکشم چرا که هر روز سرک کشیدن به امید دردی خوشایند است.
-
Hemra;
.
" همرا تجسم شخصیت روشنایی و روز، و عضو یکی از ایزدان نخستین یونانی است. او زادهٔ اربوس (تاریکی) و نوکس (شب) و خواهر و همسر آیتر به شمار میرود. از طرفی نوکس دختر خائوس (یکی از اولین مخلوقات) و خواهر اربوس بود "
🏺🌿🌙 •
اینجاشفقزرمیزند'
.
" همرا تجسم شخصیت روشنایی و روز، و عضو یکی از ایزدان نخستین یونانی است. او زادهٔ اربوس (تاریکی) و نوکس (شب) و خواهر و همسر آیتر به شمار میرود. از طرفی نوکس دختر خائوس (یکی از اولین مخلوقات) و خواهر اربوس بود "
🏺🌿🌙 •
اینجاشفقزرمیزند'
فصل پنجم؛درخشش
.
.
و من دیدم هرآنچه که از دید دیگران پیدا نبود و کشیدم هرآنچه بر بشری کشیده نشده بود. زاده تاریکی شب،توان درخشیدن دارد و من درخشانم همچون لمس دستان سپیده دم بر طاق آسمان. من آگاهم همچون ایزد ایزدان و در آخر میشوم ستون این آسمان که چون من در آن همتایی نیست و تو دوست من باری دیگر در بهر ستایش من چشمانت را بگشا که پایان شب سیه سپید است.
-
.
.
و من دیدم هرآنچه که از دید دیگران پیدا نبود و کشیدم هرآنچه بر بشری کشیده نشده بود. زاده تاریکی شب،توان درخشیدن دارد و من درخشانم همچون لمس دستان سپیده دم بر طاق آسمان. من آگاهم همچون ایزد ایزدان و در آخر میشوم ستون این آسمان که چون من در آن همتایی نیست و تو دوست من باری دیگر در بهر ستایش من چشمانت را بگشا که پایان شب سیه سپید است.
-