نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
Forwarded from Deleted Account
فرصت هاي كسب و كار مثل اتوبوس هستند، هميشه يكي ديگر در راه است كه بيايد.
#ريچارد_برانسون

@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
موبد: بايد به سراسر ايران زمين پندنامه بفرستيم
زن: پندنامه بفرست اي موبد، اما اندكي نان نيز بر آن بيفزاي
ما مردمان از پند سير آمده ايم و بر نان گرسنه ايم

@Managementhints
مرگ يزدگرد١٣٥٨
#بهرام_بيضايي
حاکمی کشوری را اشغال کرد به وزیر خود گفت قوانینی تنظیم کن تا دمار از روزگار این ملت در بيارم !

فردای آن روز وزیر نزد حاکم آمد و قوانین را خواند…
۱. مالیات ۳ برابر فعلی
۲. حقوق ربع عرف بقیه کشورها
۳. حاکم صاحب جان و مال همه مردم است
۴. خنديدن ممنوع

حاکم گفت : بند چهارم چه معنی دارد ؟! وزیر : بند چهارم سوپاپ اطمینان است ، بعدا متوجه معنی آن خواهید شد
جارچیان قوانین را اعلام کردند ملت گفتند این که جان و مال ما از آن حاکم باشد توجیه دارد چون ایشان صاحب قدرت است ؛ ولی یعنی چه نتوانیم بخنديم !؟
مردم برای اینکه از امر حاکم نافرمانی کرده باشند در کوچه و پسکوچه میخنديدن ، جلسات شبانه خنده برگزار میکردند و هر گاه ميخنديدن احساس میکردند که کاری سیاسی انجام میدهند ! ماموران هم مدام در حال دستگیری انان بودند
روزی حاکم به وزیر گفت الان معنی سوپاپ اطمینانی که گفتی را میفهمم ! چون باعث شده که هیچکس به ۳ قانون اول توجهی نکند !

جاي بسي تأمل دارد.
@Managementhints
بدون صداقت ممكن نيست ، سايرين مديريت شما را به معناي واقعي بپذيرند.
براي اينكه يك رهبر واقعي و شايسته باشيد، صادق باشيد.
@Managementhints
#طنز
مسير پيشرفت بدون پول و پارتي

كوتاهه ولي در عوض ميتوني انتهاي راه رو از ابتدا ببيني!!😋
@Managenenthints
آب ولرم زلزله
✍️ دکتر محسن رنانی
@Managementhints
در چند روز اخیر با چند مشاهده مرتبط درباره زلزله روبه‌رو شدم که یکی از آنها را شرح می‌دهم و سعی می‌کنم شرح آنها را به تحلیل خودم آلوده نکنم.

دیشب به همراه همسرم با اتوبوس از اصفهان به تهران حرکت کردیم و ساعت ۵ صبح به تهران رسیدیم. برای صبحانه، منزل یکی از همکاران دعوت داشتیم. از اتوبوس که پیاده شدیم در ترمینال بیهقی از کسی شنیدیم که دیشب حدود ساعت یک صبح در تهران زلزله‌ای به بزرگی ۴.۲ ریشتر آمده است.

از ترمینال بیهقی اسنپ گرفتم تا به خانه میزبانمان عزیمت کنیم. در طول مسیر، راننده گفت: شنیدید که دیشب در تهران زلزله آمد؟ گفتیم بله. گفت‌ ما چون خواب بودیم و خانه‌مان هم شرق تهران است و از کانون زلزله دور بودیم متوجه نشدیم اما خواهرم چون خانه اش در حوالی میدان آزادی است زلزله را متوجه شده بود و بیدار شد و به ما زنگ زد و گفت از خانه بروید بیرون. پرسیدم: شما بعد از تلفن خواهرتان از خانه بیرون رفتید؟ گفت رفتیم بیرون اما چون دیدیم تعداد کسانی که بیرون ریخته‌اند خیلی زیاد نیست، ما هم برگشتیم به خانه. بعد راننده نکته مهمی را گفت.

گفت «به نظرم، نظر خدا از ما برگشته و تصمیم گرفته یک کار اساسی برامون انجام بده. غلط نکنم داره قضیه قورباغه پخته پیش میاد که اول توی آب ولرم بی‌حس می‌شه و بعد کم‌کم می‌پزه. حالا هی زلزله های کوچولو می‌یاد تا ما عادت کنیم و حساسیت‌مون کم بشه و وقتی زمین می‌لرزه تو خونه بنشینیم و بگیم خوب اینم به خیر گذشت و حتی مساله زلزله را به شوخی و مسخرگی بکشیم؛ مانند بقیه مشکلات، مثل آلودگی‌هوا یا ریزگردها یا بیکاری یا تورم یا ورشکستگی موسسات مالی که اولش هیاهویی می‌شود و بعد همه فراموششان می شود و می‌روند دنبال زندگی‌شان؛ زلزله هم دارد چنین وضعی پیدا می‌کند. بعد هم یک شب یک زلزله اساسی میاد و اساسی بِهِمون حال میده».

بگذارید جمع‌بندی نکنم. اما بیایید، همدلی، همفکری و همکاری را میان خودمان بالا ببریم. این تنها راهی است که برای عبور از مشکلات و بحران‌ها در جلوی پای جامعه ما قرار دارد. شاید جوانان یا نهادهای مدنی هر منطقه از شهر بتوانند از طریق تشکیل گروههای بحث و گفت‌وگو در فضای مجازی، برای مشکلاتی که پس از حوادثی مانند زلزله پیش می‌آید راهکارهایی عملی پیدا کنند و آنگاه در لحظات حساس و در زمان وقوع بحران، بتوانند در منطقه خود همیاری و همکاری اهالی منطقه را برای مدیریت بهتر بحران شکل دهند. و البته ای کاش خود «سازمان مدیریت بحران کشور» تشکیل «شبکه‌های مدیریت مدنی بحران» را تشویق می‌کرد.
@Managementhints
تنها انقلاب خطرناک، انقلاب گرسنگان است. من از شورشهایی که دلیل آن بی نانی باشد، بیش از نبرد با یک ارتش دویست هزار نفری بیم دارم

@Managementhints
#ناپلئون_بناپارت
عادت می‌کنیم...
@Managementhints
برای حل مشق‌های دوران مدرسه به خانه یکدیگر می‌رفتم. روزی خانه ما، روزی خانه جلال، روزی خانه صادق، روزی خانه محمود و...

در یک روز بارانی که آب تهران را برداشته بود به خانه یک از بچه‌ها رفتیم تا تمرین‌های ریاضی را حل کنیم. سقف خانه چکه می‌کرد. چک، چک، چک، چک. با اعصاب خرد به دوستم گفتم با این صدا چطور درس می‌خوانی، کارتن می‌بینی یا حتی می‌خوابی؟ گفت «عادت کرده‌ایم.»

حال و روز زندگی امروز مردم ایران هم مانند زندگی این دوست دوران مدرسه من است. ما دچار «عادت زدگی» شده‌ایم.

ما چندان علاقه نداریم مشکلات را حل کنیم بلکه تلاش می‌کنیم به آن عادت کنیم. سقف خانه هم‌کلاسی من با یک بازسازی کوچک و کم خرج درست می‌شدند ولی آنها تصمیم گرفتند به صدای آب عادت کنند.

در این زمینه تفاوتی میان مردم و حاکمان هم نیست. بی سواد و با سواد هم‌ندارد. عادت در ایران سنتی و روشنفکر هم نمی‌شناسد.

آلودگی هوا را ببیند. اینقدر راهکاری برای آن پیدا نکردیم که دیگر به آن عادت کرده‌ایم. همه می‌دانیم زمستان که می‌آید دیگر نباید منتظر برف باشیم. بلکه باید خود را برای هوایی پر از دود آماده کنیم. عادت کرده‌ایم به جای آدم برفی، آدم دودی بسازیم.

ما به گرانی عادت کرده‌ایم. روند عادی شدن گرانی در ایران هم روش مشخصی است. آن قدیم‌ها یکم غر می‌زدیم. الان در فضای مجازی جک و کمپین می‌سازیم و بعد عادت می‌کنیم.

اینقدر به گرانی عادت کرده‌ایم که هرچه قیمت یک کالا گران‌تر بشود ما آن را بیشتر می‌‎خریم که خدای ناکرده ضرر نکنیم.

ما حتی اینقدر عادت کرده‌ایم که به راحتی شعارهای همه نامزدهای انتخابات مختلف را باور می‌کنیم. عادت کرده‌ایم که باور کنیم. عادت کرده‌ایم نماینده‌ای بگوید برای یک شهر هزار نفری فرودگاه می‌سازد. عادت کرده‌ایم رییس جمهوری بگوید ابر مشکلات را برای همیشه از سر ایران دور خواهد کرد.

چون عادت به باور کرده‌ایم دیگر سوال نکنیم که آقا، خانم، چه بلایی سر آن شعارها آمد.

جدیدا به زلزله هم عادت کرده‌ایم. روزهای اول کمی ترس داشتیم اما حالا به جای اینکه راهکاری برای مقابله با زلزله پیدا کنیم تلاش می‌کنیم به آن عادت کنیم.

عادت می‌کنیم که وقتی زلزله آمد، برویم بیرون کمی جوک بخوانیم، تلگرام گردی کنیم و بعد به خانه برگردیم بخوابیم. گویی قرار نیست فکری به حال شهر و خانه‌های ناامن در برابر زلزله کنیم.

به زلزله همانطور که به تصادف‌های جاده‌ای عادت کرده‌ایم عادت می‌کنیم. سال‌هاست مردم جان خود را در جاده‌ها از دست می‌دهند اما ما به جای پیدا کردن راه حل سعی می‌کنیم به آن عادت کنیم.

زمانی شنیدن مرگ دانش آموزان در یک حادثه رانندگی برایمان تلخ بود اما حالا اینقدر این خبر را شنیده‌ایم که دیگر به آن عادت کرده‌ایم.

پس باید به مشکلات بزرگ و کوچک بگوییم: « بیایید ما عادت می‌کنیم».
@Managementhints
ما به دیدگاه ها و اندیشه­ ها و استنباط ها خیلی اعتقاد نداریم و عموماَ شخصی را که مانند ما مسائل را تفسیر نمی­ کند با ناشایسته ­ترین الفاظ مورد خطاب قرار می ­دهیم. متفاوت بودن را حق انسانی شهروندان نمی ­دانیم. در ناخودآگاه تاریخی ما، تمایلی قوی به یکسان­ سازی افکار وجود دارد. به همین دلیل که جمعی فکر نمی­ کنیم و تفاوت را منشأ تحول نمی­ دانیم، تمایلی شدید به حذف داریم. چون مدارها را می ­بندیم، گردش اطلاعات و دیدگاه های مختلف را مسدود می­کنیم. در نهایت فرد اولویت پیدا می­ کند بر جمع و سیستم­ های اجتماعی. چون فردی تصمیم می­ گیریم بسیار اشتباه می­ کنیم در حالی که در اشتباهات جمعی، راه اصلاح سریع­ تر فراهم می ­شود. اشتباه جمع، مسئولیت جمع است. رعایت مصلحت عامه، نیاز به گفت و گو را ایجاد می­کند. در غیر اینصورت، در فضاهای محدود و محصور فردی، استنباط ها بدون بحث ­های جدی، مرتب به اشتباه می­ افتند. تصمیم­ گیری­ های منطقی در گروه های تخصصی و تشکل ­ها بهتر از تصمیم­ گیری­ های فردی است؛
ب: عنصر سیاسی که باعث می­ شود بسیار اشتباه کنیم: ما یک تجربه مهم سیاسی را پشت سر نگذاشته­ ایم و این زمینه ­ساز نوسانات فراوان و فراز و نشیب ­های متعدد تاریخی شده است: ما حکومتی که تنوع دیدگاه ها و طبقات را چه با پایه­ های حقوقی و چه از طریق گردش قدرت، نمایندگی کند ایجاد نکرده­ ایم. هر حکومتی به بخش ­هایی از جامعه توجه کرده و بخش ­هایی را به حاشیه رانده است. این وضعیت، نوعی تناقض، فردیت افراطی، گوشه­ گیری، بی ­تفاوتی، بیهودگی و مهاجرت ایجاد می­ کند. حتی از این بدتر، صنعت تملق و چاپلوسی و انطباق با شرایط و جریان­ های مسلط را فراهم می­ آورد. افراد توانا در بهترین شرایط، طارق عزیز یا منوچهر اقبال می ­شوند. این وضعیت کشور به خصوص در سالهای ۱۳۵۵-۱۳۴۸ بود. وقتی Public، مصلحت عامه، عامه مردم، کشور و آینده کشور مبنا نباشند، حکومت ها به صورت خودکار به سوی مدارهایِ بسته تصمیم­ گیری می ­روند و مرتب اشتباه می­ کنند چون گردش آزاد اطلاعات و اندیشه­ ها از میان می ­رود. اگر روبروی یک حاکمیت، مصلحت عامه باشد، به طور اتوماتیک نوعی دیگر تصمیم­ سازی می­ کند و بدین صورت قرارداد اجتماعی شکل می­ گیرد؛
پ: عنصر اقتصادی که باعث می­ شود بسیار اشتباه کنیم: چون اقتصاد کشور طی شش دهه پیش بر پایه صادرات نفت بوده، مجبور نبوده ­ایم که در اقتصاد بین ­الملل در پی مزیت نسبی خود باشیم، در چند صنعت مانند کره جنوبی سرمایه­ گذاری و تولید ثروت کنیم و از طریق سهم بازار در اقتصاد بین­ الملل به صورت ساختاری و اجباری، بیاموزیم، نوآوری کنیم و از همه مهم تر رقابت کنیم. کره جنوبی آنقدر زحمت کشید و نوآوری کرد و خود را اصلاح کرد تا در کنار ژاپن و آلمان، سهمِ بازارِ قابل احترامی در فروش اتوموبیل در سطح جهان کسب نمود. اقتصاد ما عمدتاً فروش نفت و واردات کالا و خدمات بوده است. این نظام اقتصادی نیست بلکه نوعی حسابداری است. چون به اقتصاد بین ­الملل قفل نشده­ ایم، مجبور به یادگیری و اصلاح و رقابت نبوده­ ایم. از این­رو، ساختار اقتصادی ما هم کمکی به تکامل روشی و فکری و مدیریتی نکرده است و تابع قیمت نفت و وضعیت تقاضای نفت در اقتصاد بین ­الملل بوده­ است. اگر در صنعت، بانکداری، کشاورزی، خدمات، هتل­داری، تحقیقات، مدیریت شهری، حمل و نقل و تولید با بنگاه های خارجی کار کنیم، هزاران پروژه مشترک داشته باشیم. سریع می­ آموزیم، بیشتر فکر می­ کنیم، از خود خلاقیت نشان می­ دهیم و کمتر اشتباه می­ کنیم.
کانون «اشتباه نکردن» به ساختاری برمی­گردد که در آن گردش اطلاعات، گردش فکر و گردش مجریان وجود داشته باشد. هدف از این گردش­ ها، یادگیری است. سیستم­ ها وقتی یادگیری را متوقف می­ کنند، خود نیز متوقف می­ شوند و اشتباهات بر روی هم جمع می­ شوند. ایجاد این سیستم یک تصمیم است. این تصمیم را ژاپن در سال ۱۸۶۹ گرفت؛ کره جنوبی در ۱۹۶۵؛ چین ۱۹۸۰؛ هند ۱۹۹۰ و ترکیه ۲۰۰۲٫ جلوگیری از اشتباه تابع اصلاح ساختارهای تصمیم ­سازی و تصمیم ­گیری است
@Managementhints
#دكترسريع_القلم
اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمی‌داشت و به محل کار می‌برد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى بود.
@Managementhints
ما صبح‌ها زود به کارخانه می‌رسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک می‌کرد.
در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند کارخانه اسکانیا با ماشین شخصى به سر کار می‌آمدند.

روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم : «آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک می‌کنى؟ در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟»
او در جواب گفت: «براى این که ما زود می‌رسیم و وقت براى پیاده‌رفتن داریم.
این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر می‌رسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیک‌تر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند.
مگه تو این طور فکر نمی‌کنی؟»

فرهنگ عامل اصلی در پیشرفت جوامع بشری است
@Managementhints
🔸There is nothing more dangerous than to build a society, with a large segment of people in that society, who feel that they have no stake in it; who feel that they have nothing to lose. People who have a stake in their society, protect that society, but when they don’t have it, they unconsciously want to destroy it
✔️هیچ چیز خطرناکتر از این نیست که جامعه ای بسازیم که در آن بیشتر مردم حس کنند که هیچ سهمی در آن ندارند. مردمی که حس میکنند سهمی در جامعه دارند از آن جامعه محافظت می کنند، ولی اگر چنین احساسی نداشته باشند، نا خودآگاه میخواهند که آن جامعه را نابود کنند.
@Managementhints
مارتین لوتر کینگ
🔰 امان از زخمی که دوست می زند...
@Managementhints
✍️ احسان محمدی

◀️ حلاج را که به دار آویختند، جماعتی فریب خورده یا زرگرفته و حق به ناحق فروخته، پای چوبه دار گرد آمده و به او سنگ می زدند و حلاج لب فرو بسته بود. نه سخنی به اعتراض می گفت و نه از درد فریادی می کشید.

در این میان شیخ شبلی نیز که از آن کوی می گذشت، تکه گِل کوچکی برداشته و به سوی او پرتاب کرد. منصور حلاج از ژرفای دل آه سردی کشید و به فریاد از درد نالید.

پرسیدند:
- از آن همه سنگ که بر پیکرت زدند گلایه ای نکردی، مگر تکه گِل شبلی چه سنگینی داشت که فریاد برآوردی؟

منصور در پاسخ گفت:
- از آن جماعت فریب خورده انتظاری نیست. چرا که مرا نمی شناسند و علت بر دار شدنم را نمی دانند، شبلی اما از ماجرا باخبر بود. از او انتظار دلجویی و حمایت داشتم، نه سنگ پرانی و ملامت!
@Managementhints
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خود باوري لزوما منجر به موفقيت نميشود، اما خود ناباوري مطمنا منجر به شكست مي شود.
@Managementhints
#آلبرت_بندورا

شما را با اين ويدئو تنها ميگذارم🙏🏻
سد نامرئی
✍️رضا نصرى
@Managementhints
افکار عمومی ایران بیش از حد از موقعیت خود در منطقه غافل است

ایران از شرق و غرب در محاصره بازیگران نامتعارف و شبهه‌نظامیان «غیردولتی» است. این وضعیتِ استثنایی ـ که برخی تعمداً در پی کمرنگ‌تری جلوه دادن آن هستند ـ صحنه سیاسی ایران را با بسیاری از کشورهای جهان، که دارای مرز مشترک با «دولت»‌های متعارف هستند، متفاوت می‌سازد. این وضعیت، صحنه‌ سیاسی ایران را حتی با دوران‌ گذشته ایران (مثلاً زمان انقلاب) نیز غیرقابل مقایسه می‌کند.

در واقع، همجواری با این بازیگران نامتعارف و غیر رسمیِ عصر جدید، که به هیچ قاعده و عُرف بین‌المللی پایبند نیستند، حقیقت تلخ و انکارناشدنی است که جامعه ایران باید بدان آگاه شود و کُنش‌های اجتماعی و سیاسی خود را متناسب با آن تنظیم کند.

به عبارت دیگر، بستر منطقه‌ای ایران در اوضاع کنونی این «متاع لوکس» را به هیچ جریان مُصلح و خیرخواه ایرانی نمی‌دهد که خارج از چارچوب‌های قانونی و شیوه‌های مدنی، یعنی مثلاً ‌‌‌‌از طریق ساختار‌شکنی و التهاب‌آفرینی‌های خشونت‌آمیز در کف خیابان‌ها، خواسته‌های خود را مطالبه کند.

ذکر این نکته «هراس‌آفرینی» نیست. کافی است نگاهی به نقشهُ ایران بیندازیم: پُشت مرزهای شرقی کشور، ‌ده‌ها گروه مسلح تروریستی متخاصم، از جمله القاعده، طالبان، جندالله،‌ جیش‌العدل، جیش محمد، شبکه حقانی، حرکت انصار، لشکر جهنگوی، اتحاد الجهادی الاسلامی و... با صدها هزار نیرو مستقر هستند.

در کنار آن‌ها و به مدد دلارهای عربستان سعودی، زنجیره‌ای از مدارس وهابی در «مناطق قبیله‌ای فدرآل پاکستان» و نواحی مرزی ایران تأسیس شده که سال‌هاست با هدف مشخص «شیعه کُشی» - هزاران کودک و نوجوان محروم این مناطق را شست وشوی مغزی می‌دهند، آلوده به تنفر و کینهٔ فرقه‌ای می‌کنند و برای «جهاد با رافضی‌‌ها» آماده می‌سازند.

پُشت مرزهای غربی کشور نیز ـ از شمال تا جنوب ـ صدها تشکُل‌ سیّال و سلول‌ تروریسیِ فعال و خفته وجود دارد؛ آن هم از داعش گرفته تا جبهه‌النصره، سازمان رجوی، پژاک و گروه‌های «الاحوازی» و جدایی‌طلب خوزستان، که هر یک با هدفِ استیلای ایدئولوژیک و فرقه‌ای، ورود به خاک کشور، ایجاد خلافت، ایجاد پایگاه جدید، دستیابی به منابع، اجرای پروژه‌های اعتقادی خود یا به ‌منظور تغییر نقشه سیاسی منطقه فعالیت می‌کنند یا در انتظار نشسته‌اند.

جامعهٔ ایران باید بجد از خود بپرسد به چه علت از دهه‌های گذشته تا کنون، این گروه‌های تروریسی موفق شده‌اند مناطق وسیعی از سرزمین‌های همجوار را تسخیر کنند و در آن‌جا مستقر شوند، اما پُشت دیوارهای مرزی ایران متوقف شده‌اند؟

به عنوان مثال، چرا گروه «طالبان» از شرق افغانستان تا انتهای «هرات» به سرعت بال می‌گستراند و به پاکستان و برخی مناطق آسیای مرکزی نیز نقب می‌زند، اما پُشت مرز خراسان معطل می‌ماند؟ چرا «جندالله» و گروه‌های هم‌مسلک‌ آن در ایالت بَلوچستان پاکستان جولان می‌دهند، اما از جذب نیرو و غصب زمین در سیستان ـ بلوچستانِ ایران عاجز می‌مانند؟ چرا داعش از شرق عراق تا قلب سوریه نفوذ می‌کند، اما قادر به نفوذ فیزیکی و ایدئولوژیک در ایران نمی‌شود؟

مقتدر است که توانسته - ولو با هزینه فراوان - یک «سد نامرئی»‌ در برابر نفوذ ایدئولوژیک این گروه‌ها و یک «سد نظامی»‌ در برابر نفوذ فیزیکی آن‌ها بنا سازد.

افکار عمومی ایران - که گاه بیش‌ از حد از حقایق منطقه و از موقعیت خود در آن غافل به نظر می‌رسد - باید به این امر واقف شود که تضعیف این «قدرت مرکزی» یعنی شکستنِ این سدها و جاری شدن سیل گروه‌های تکفیری در سراسر کشور.

این حقیقت انکارناپذیر این منطقه در عصر «بازیگران غیر دولتی» است‌ که غفلت از آن موجب تکرار تجربهُ افغانستان، عراق، سوریه، لیبی، چاد، مالی و برخی دیگر از کشورهایی که در شرایط مشابه ایران به سر می‌بردند خواهد شد‌، به ویژه اینکه قدرت‌های متخاصم منطقه - با محوریت عربستان سعودی و اسرائیل و با همراهی دولت ترامپ - این بار تمام منابع مالی و لوجستیکی خود را برای اطمینان حاصل کردن از فروپاشی شیرازه ایران به کار خواهند گرفت‌.

در نتیجه، افکار عمومی باید پذیرای این حقیقت باشد که در این منطقه و در بستر ژئوپولیتیک کنونی، جامعهٔ مدنی ایران فرصتِ هیجان‌زدگی و مبادرت به رفتارهای احساسی را ندارد.

این صحنه دیگر مجالِ «سعی و خطا»، پیروی از گروه‌های سطحی و فانتزیک و پیروی از دستورالعمل‌های التهاب‌آفرین از سوی افراد بی هویت و مراکز ناشناس، تخریب زیرساخت‌ها را نمی‌دهد.
@Managementhints
عرض درود و وقت بخير خدمت بزرگواران همراه بسيار ممنون خواهم شد، در نظرسنجي ذيل همراه باشيد. در خصوص اعتراضات و ناهنجاري هاي اخير، كدام يك از عوامل ذيل را موثر ميدانيد؟

عدم پاسخگويي مسئولين در سالهاي متمادي – 37
👍👍👍👍👍👍👍 57%

مشكلات اقتصادي – 16
👍👍👍 25%

تمامي گزينه ها – 11
👍👍 17%

نفوذ و دخالت عناصر بيگانه – 1
▫️ 2%

درگيري ها و افشاي مطالب بعضا صحيح و ناصحيح مسئولين عليه يا له يكديگر و تاثير رواني آن بر جامعه
▫️ 0%

👥 65 people voted so far.
مشكل اينجاست كه فكر ميكنيد، هنوز وقت داريد.
@Managementhints
ايمن ترين پيام رسانهاي محبوب در جهان
@Managementhints