پیدا کردن نقطه ضعف های دیگران کمی هوش می خواهد ، اما سوء استفاده نکردن از آنها ، مقدار زیادی شعور!
@Managementhints
👤والت ویتمن
@Managementhints
👤والت ویتمن
🔸در 30 سالگی کارش را از دست داد
🔸در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
🔸در 34 سالگی مجددا ورشکست شد
🔸در 35 سالگی، عشق دوران کودکیش را از دست داد
🔸در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
🔸در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد.
🔸در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد.
🔸به 55سالگی که رسید باز نتوانست سناتور ایالت شود.
🔸در 58سالگی مجددا سناتور نشد.
🔸 در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد.
👈او نظام برده داری را در آمریکا از بین برد. نام او آبراهام لینکلن بود، جا نزد، هرگز جا نزد.
👌بازندگان آنهایی هستند که جا میزنند.
@Managementhints
🔸در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
🔸در 34 سالگی مجددا ورشکست شد
🔸در 35 سالگی، عشق دوران کودکیش را از دست داد
🔸در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
🔸در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد.
🔸در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد.
🔸به 55سالگی که رسید باز نتوانست سناتور ایالت شود.
🔸در 58سالگی مجددا سناتور نشد.
🔸 در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد.
👈او نظام برده داری را در آمریکا از بین برد. نام او آبراهام لینکلن بود، جا نزد، هرگز جا نزد.
👌بازندگان آنهایی هستند که جا میزنند.
@Managementhints
آنچه موجب رنجش آدمها از یکدیگر می شود، این است که
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان،به تمام وقایع دنیا از زاویه ی
دید ما نگاه کند !
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها، روابط شکل مناسب تری خواهند داشت.
📝گونتر گراس
@Managementhints
غالبا ما آدمها توقع داریم طرف مقابلمان،به تمام وقایع دنیا از زاویه ی
دید ما نگاه کند !
در صورتی که درون هر آدمی، دنیای متفاوتی وجود دارد که با پذیرش این تفاوت ها، روابط شکل مناسب تری خواهند داشت.
📝گونتر گراس
@Managementhints
پولدارها به بقیۀ آدمها «نگاه» نمیکنند
@Managementhints
دو تحقیق جدید نشان میدهد چهرۀ انسانها برای کسانی که پول بیشتری دارند، جذابیت کمتری دارند.
در درددلهای روزمره، به احتمال زیاد از دوست و آشنایی شنیدهایم که فلان شخص «از وقتی پولدار شده، دیگه ما را نمیشناسه». این نتیجهگیری که از اعماق حکمت عامیانه بیرون آمده است، چندان بیراه نیست. تحقیقات جدیدی که در حوزۀ روانشناسی انجام شدهاند، نشان میدهند چهرۀ دیگران، برای کسانی که خود را پولدار میدانند، در مقایسه با فقیرترها، جذابیت کمتری دارد. در واقع، توجه پولدارها به شکل نظاممند به دیگر انسانها و مشکلاتشان کمتر است.
اسکوئر — هرکس در فیسبوک شاهد بحثی احمقانه بوده باشد میداند که هرقدر جیبتان پر پولتر باشد احتمالاً کمتر میتوانید میزان رفاه خودتان را درک کنید. اما، براساس تحقیقی که بهتازگی در مجلۀ سایکولوژیکال ساینس۱ چاپ شده است، مشکلْ عمیقتر از این است، تاحدیکه میتوان گفت اصلاً افراد پولدار به دیگران یا مشکلاتشان توجهی نمیکنند.
روانشناسان دانشگاه نیویورکْ نظریۀ «اهمیت انگیزشیِ»۲ دیگر انسانها را بررسی کردهاند، نظریهای که میگوید ما به چیزهایی توجه میکنیم که برایمان ارزشمندتر به نظر بیایند. این ارزش نیز اغلب از دو راهِ تهدید و پاداش مشخص میشود.
برای انجام این تحقیق، شصتویک نفر در منطقهای از شهر منهتن، درحالیکه عینک گوگل زده بودند، راه رفتند. این شاید تنها باری بود که عینک گوگل حقیقتاً استفادۀ واقعی داشت! محققان از شرکتکنندگان خواستند طبقۀ اجتماعیشان را تعیین کنند. آنهایی که خودشان را پولدار میدانستند، در مقایسه با کسانی که خودشان را از طبقات اجتماعی پایینتری میدانستند، کمتر به دیگران نگاه میکردند. وقتی هم که شرکتکنندگان را به نگاهکردن به عکسهایی از «تصاویر خیابانی گوگل» ملزم کردند و نگاهکردنِ آنها به دیگران را تحلیل کردند، نتایج همچنان یکسان بود.
محققان دانشگاه نیویورکْ آزمایش جداگانهای انجام دادند تا تحلیل کنند که آیا میزان نگاهکردن شرکتکنندگانشان به دیگر انسانها آگاهانه بوده است یا غیرارادی؟
در این تحقیق، دو مجموعه عکس ششتایی، شامل یک چهره و پنج شیء بیجان، به شرکتکنندگان نشان میدادند که پنج عکسْ مشابه و یکی متفاوت بود. مجموعۀ یک و دو پیدرپی در فواصل زمانیِ ثابت روی صفحۀ نمایشگر میآمد تا آنکه شرکتکننده با فشردن یک دکمه مشخص کند که آیا تفاوتی بین دو مجموعه میبیند یا خیر. انسانهایی که خودشان را کمتر پولدار میدانستند در تشخیص تغییرِ چهرهها سریعتر از کسانی عمل میکردند که پولدار بودند. این بهاعتقاد محققان بهمعنای این است که صورتها «اهمیت انگیزشی» بیشتری برای کسانی دارد که پول کمتری دارند.
پس همانطور که میدانید، جهان افتضاح است.
پینوشتها:
* این مطلب در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۶ با عنوان Rich People Are Oblivious to Other People's Problems, According to a New Study در وبسایتاسکوئر منتشر شده است و وبسایت ترجمان در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان پولدارها به بقیۀ آدمها «نگاه» نمیکنند ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Psychological Science
[۲] motivational relevance
@Managementhints
@Managementhints
دو تحقیق جدید نشان میدهد چهرۀ انسانها برای کسانی که پول بیشتری دارند، جذابیت کمتری دارند.
در درددلهای روزمره، به احتمال زیاد از دوست و آشنایی شنیدهایم که فلان شخص «از وقتی پولدار شده، دیگه ما را نمیشناسه». این نتیجهگیری که از اعماق حکمت عامیانه بیرون آمده است، چندان بیراه نیست. تحقیقات جدیدی که در حوزۀ روانشناسی انجام شدهاند، نشان میدهند چهرۀ دیگران، برای کسانی که خود را پولدار میدانند، در مقایسه با فقیرترها، جذابیت کمتری دارد. در واقع، توجه پولدارها به شکل نظاممند به دیگر انسانها و مشکلاتشان کمتر است.
اسکوئر — هرکس در فیسبوک شاهد بحثی احمقانه بوده باشد میداند که هرقدر جیبتان پر پولتر باشد احتمالاً کمتر میتوانید میزان رفاه خودتان را درک کنید. اما، براساس تحقیقی که بهتازگی در مجلۀ سایکولوژیکال ساینس۱ چاپ شده است، مشکلْ عمیقتر از این است، تاحدیکه میتوان گفت اصلاً افراد پولدار به دیگران یا مشکلاتشان توجهی نمیکنند.
روانشناسان دانشگاه نیویورکْ نظریۀ «اهمیت انگیزشیِ»۲ دیگر انسانها را بررسی کردهاند، نظریهای که میگوید ما به چیزهایی توجه میکنیم که برایمان ارزشمندتر به نظر بیایند. این ارزش نیز اغلب از دو راهِ تهدید و پاداش مشخص میشود.
برای انجام این تحقیق، شصتویک نفر در منطقهای از شهر منهتن، درحالیکه عینک گوگل زده بودند، راه رفتند. این شاید تنها باری بود که عینک گوگل حقیقتاً استفادۀ واقعی داشت! محققان از شرکتکنندگان خواستند طبقۀ اجتماعیشان را تعیین کنند. آنهایی که خودشان را پولدار میدانستند، در مقایسه با کسانی که خودشان را از طبقات اجتماعی پایینتری میدانستند، کمتر به دیگران نگاه میکردند. وقتی هم که شرکتکنندگان را به نگاهکردن به عکسهایی از «تصاویر خیابانی گوگل» ملزم کردند و نگاهکردنِ آنها به دیگران را تحلیل کردند، نتایج همچنان یکسان بود.
محققان دانشگاه نیویورکْ آزمایش جداگانهای انجام دادند تا تحلیل کنند که آیا میزان نگاهکردن شرکتکنندگانشان به دیگر انسانها آگاهانه بوده است یا غیرارادی؟
در این تحقیق، دو مجموعه عکس ششتایی، شامل یک چهره و پنج شیء بیجان، به شرکتکنندگان نشان میدادند که پنج عکسْ مشابه و یکی متفاوت بود. مجموعۀ یک و دو پیدرپی در فواصل زمانیِ ثابت روی صفحۀ نمایشگر میآمد تا آنکه شرکتکننده با فشردن یک دکمه مشخص کند که آیا تفاوتی بین دو مجموعه میبیند یا خیر. انسانهایی که خودشان را کمتر پولدار میدانستند در تشخیص تغییرِ چهرهها سریعتر از کسانی عمل میکردند که پولدار بودند. این بهاعتقاد محققان بهمعنای این است که صورتها «اهمیت انگیزشی» بیشتری برای کسانی دارد که پول کمتری دارند.
پس همانطور که میدانید، جهان افتضاح است.
پینوشتها:
* این مطلب در تاریخ ۲۹ اکتبر ۲۰۱۶ با عنوان Rich People Are Oblivious to Other People's Problems, According to a New Study در وبسایتاسکوئر منتشر شده است و وبسایت ترجمان در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان پولدارها به بقیۀ آدمها «نگاه» نمیکنند ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Psychological Science
[۲] motivational relevance
@Managementhints
@Managementhints
الگو و پارادایم مدیریت دولتی نوین ( NPM )
مقدمه :
در تاريخ بشريت بندرت نهادي مهم را مي توان يافت كه به سرعت « مديريت » پا به عرصه وجود گذاشته باشد و يا چنين تاثير شگرفي را داشته باشد . در كمتر از 150 سال مديريت بافت اجتماعي و اقتصادي كشورهاي پيشرفته جهان را دگرگون ساخته است ، يك اقتصاد جهاني را بوجود آورده و قوانين جديدي را براي كشورها وضع نموده است كه همگي به طور يكسان و برابر در آن اقتصاد حضور مي يابند . خود مديريت نيز دگرگون شده است . مديران بندرت درك مي كنند كه آيا مديريت درست يا غلط را اعمال مي نمايند . در نتيجه آنها آمادگي چنداني براي مقابله با چالش هاي بزرگي كه اكنون با آن مواجه مي باشند را ندارند . در واقع مشكلات عمده اي كه مديران با آن رودررو هستند بواسطه فناوري و يا سياست نيست . منشاء اين مشكلات در خارج از مديريت و سازمان قرار ندارد . مشكلات و مسايل دقيقاً نتيجه نامطلوب اعمال مديريت خود آنان است . بايد پذيرفت كه وظيفه و نقش اساسي مديريت يعني ايجاد قابليت و آمادگي در كاركنان به منظور ارايه عملكرد مشترك از طريق اهداف مشترك ، ارزش هاي مشترك ، ساختار مناسب و آموزش و بهسازي مورد نياز آنان در انجام كار و نشان دادن واكنش مناسب در برابر تغيير ، يكسان باقي مي ماند . اما همين مفهوم و معني از اين وظيفه و نقش نيز تغيير كرده است ، لااقل به اين دليل كه عملكرد مديريت نيروي كار را از يك مجموعه افراد غير متخصص و ماهر به مجموعه اي از افراد بسيار تحصيل كرده و ماهر تبديل نموده است .
ظهور و پيدايش مديريت دولتي نوين
مديريت دولتي نوين يا مديريت گرايي راهكاري بود در جهت اصلاح الگوي اداره امور عمومي كه سعي دارد سازوكارهاي بخش خصوصي را در بخش دولتي پياده كند . پاليت ( Pollitt ) در سال 1994 جنبش مديريت دولتي نوين را به عنوان سيستم فكري ايدئولوژيك مطرح مي كند كه با ويژگي به كارگيري ايده هاي بخش خصوصي شناخته مي شود . ويرتانن (Virtanen ) در سال 1996 معتقد است مديريت دولتي نوين ريشه در تزويج دو جريان مختلف دارد: 11- اقتصاد بنياد گرايي نوين ، 2- مديريت گرايي مبتني بر بازار . ( هود ،1991 ) . ( هوپ ، 2002 ) پايه بنيادين شكل گيري مديريت دولتي نوين را در كاربرد بازار اقتصادي به عنوان مدلي براي روابط اداري و سياسي خلاصه مي كند . بطور كلي مديريت دولتي نوين از دو نظريه علم اقتصاد و مديريت بخش خصوصي ارتزاق مي كند . هر چند بين بخشهاي دولتي و خصوصي تفاوت هاي اساسي وجود دارد ، اما اين به معني آن نيست كه فنون و نظريه هاي بخش خصوصي در بخش دولتي كاربرد ندارد . تمركز بر نتيجه و توجه به برنامه ريزي استراتژيك در بخش دولتي از بخش خصوصي اقتباس شده است .
اصول و عناصر مديريت دولتي نوين
يكي از ويژگي هاي اين الگوي جديد مديريت ، خلق مفاهيم بازار ، شبه بازار و رقابت جويي در بخش دولتي است . به سخن ديگر ، اين تاكيد وجود دارد كه انحصارات دولتي بايد از طريق سازماندهي مجدد جاي خود را به بازارهاي رقابتي بدهند . ديگر ويژگي عمده مديريت دولتي نوين بر جامعه مدني است . اصول جديد مديريت در بخش دولتي مستلزم تعريف مجدد نقش ها ، مسئوليت ها و سطوح تعاملي بين خط مشي گذارها ، مديران و جامعه مدني به عنوان مشتري است .
شدلر ( Schedler ) و پرولر ( Proeller ) در سال 2002 در قالب يك طبقه بندي ، عناصر عمومي مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده اند :
بازسازي سازماني : تفويض اختيار و كاهش سلسله مراتبابزارهاي مديريتي : كارآفريني و كارآيياصلاح بودجه ريزي : نزديكي به بخش خصوصيمشاركت : درگير شدن شهروندانمشتري مداري و مديريت كيفيت : كسب مشروعيت در ارائه خدمات و باز مهندسيبازارگرايي و خصوصي سازي : تحديد بخش دولتي و ارتقاي كارآيي از طريق رقابت
سازمان توسعه و همكاري اقتصادي ( OECD ، 1995 ) عناصر مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده است :
تامين استقلال و انعطاف پذيريتضمين عملكرد ، كنترل و جوابگوييتامين خدمات مورد تقاضاي شهروندانبهبود مديريت منابع انسانيمطلوب سازي فن آوري اطلاعاتبهبود كيفيت مقرراتتحكيم وظايف راهبردي در حوزه مركزي
كشورهاي موفق در پياده سازي مديريت دولتي نوين
بطور كلي خاستگاه الگوي اداره امور عمومي اروپا است هر چند آمريكا در بسط و تكميل آن نقش عمده اي ايفا كرد . خاستگاه الگوي مديريت دولتي نوين نيز انگلستان است و كشورهاي زلاندنو ، استراليا ، سنگاپور در پياده سازي اصول مديريت دولتي نوين موفق عمل نمودند و در اين راه گامهاي خوبي برداشتند و تجربه موفق كشورهاي مزبور پيش روي ماست . البته ساير كشورهايي كه اقتصاد و دولت قوي داشتند در انتخاب اصول مديريت دولتي نوين دست به گزينش زدند . بانك جهاني و صندوق بين المللي پول همواره پذيرش اصول مديريت دولتي نوين را به كشورهاي در حال توسعه توصيه مي نمايد .
زلاندنو ( New Zealand ) : مديريت نوين دولتي در عمل
طرفدار
الگو و پارادایم مدیریت دولتی نوین ( NPM )
مقدمه :
در تاريخ بشريت بندرت نهادي مهم را مي توان يافت كه به سرعت « مديريت » پا به عرصه وجود گذاشته باشد و يا چنين تاثير شگرفي را داشته باشد . در كمتر از 150 سال مديريت بافت اجتماعي و اقتصادي كشورهاي پيشرفته جهان را دگرگون ساخته است ، يك اقتصاد جهاني را بوجود آورده و قوانين جديدي را براي كشورها وضع نموده است كه همگي به طور يكسان و برابر در آن اقتصاد حضور مي يابند . خود مديريت نيز دگرگون شده است . مديران بندرت درك مي كنند كه آيا مديريت درست يا غلط را اعمال مي نمايند . در نتيجه آنها آمادگي چنداني براي مقابله با چالش هاي بزرگي كه اكنون با آن مواجه مي باشند را ندارند . در واقع مشكلات عمده اي كه مديران با آن رودررو هستند بواسطه فناوري و يا سياست نيست . منشاء اين مشكلات در خارج از مديريت و سازمان قرار ندارد . مشكلات و مسايل دقيقاً نتيجه نامطلوب اعمال مديريت خود آنان است . بايد پذيرفت كه وظيفه و نقش اساسي مديريت يعني ايجاد قابليت و آمادگي در كاركنان به منظور ارايه عملكرد مشترك از طريق اهداف مشترك ، ارزش هاي مشترك ، ساختار مناسب و آموزش و بهسازي مورد نياز آنان در انجام كار و نشان دادن واكنش مناسب در برابر تغيير ، يكسان باقي مي ماند . اما همين مفهوم و معني از اين وظيفه و نقش نيز تغيير كرده است ، لااقل به اين دليل كه عملكرد مديريت نيروي كار را از يك مجموعه افراد غير متخصص و ماهر به مجموعه اي از افراد بسيار تحصيل كرده و ماهر تبديل نموده است .
ظهور و پيدايش مديريت دولتي نوين
مديريت دولتي نوين يا مديريت گرايي راهكاري بود در جهت اصلاح الگوي اداره امور عمومي كه سعي دارد سازوكارهاي بخش خصوصي را در بخش دولتي پياده كند . پاليت ( Pollitt ) در سال 1994 جنبش مديريت دولتي نوين را به عنوان سيستم فكري ايدئولوژيك مطرح مي كند كه با ويژگي به كارگيري ايده هاي بخش خصوصي شناخته مي شود . ويرتانن (Virtanen ) در سال 1996 معتقد است مديريت دولتي نوين ريشه در تزويج دو جريان مختلف دارد: 11- اقتصاد بنياد گرايي نوين ، 2- مديريت گرايي مبتني بر بازار . ( هود ،1991 ) . ( هوپ ، 2002 ) پايه بنيادين شكل گيري مديريت دولتي نوين را در كاربرد بازار اقتصادي به عنوان مدلي براي روابط اداري و سياسي خلاصه مي كند . بطور كلي مديريت دولتي نوين از دو نظريه علم اقتصاد و مديريت بخش خصوصي ارتزاق مي كند . هر چند بين بخشهاي دولتي و خصوصي تفاوت هاي اساسي وجود دارد ، اما اين به معني آن نيست كه فنون و نظريه هاي بخش خصوصي در بخش دولتي كاربرد ندارد . تمركز بر نتيجه و توجه به برنامه ريزي استراتژيك در بخش دولتي از بخش خصوصي اقتباس شده است .
اصول و عناصر مديريت دولتي نوين
يكي از ويژگي هاي اين الگوي جديد مديريت ، خلق مفاهيم بازار ، شبه بازار و رقابت جويي در بخش دولتي است . به سخن ديگر ، اين تاكيد وجود دارد كه انحصارات دولتي بايد از طريق سازماندهي مجدد جاي خود را به بازارهاي رقابتي بدهند . ديگر ويژگي عمده مديريت دولتي نوين بر جامعه مدني است . اصول جديد مديريت در بخش دولتي مستلزم تعريف مجدد نقش ها ، مسئوليت ها و سطوح تعاملي بين خط مشي گذارها ، مديران و جامعه مدني به عنوان مشتري است .
شدلر ( Schedler ) و پرولر ( Proeller ) در سال 2002 در قالب يك طبقه بندي ، عناصر عمومي مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده اند :
بازسازي سازماني : تفويض اختيار و كاهش سلسله مراتبابزارهاي مديريتي : كارآفريني و كارآيياصلاح بودجه ريزي : نزديكي به بخش خصوصيمشاركت : درگير شدن شهروندانمشتري مداري و مديريت كيفيت : كسب مشروعيت در ارائه خدمات و باز مهندسيبازارگرايي و خصوصي سازي : تحديد بخش دولتي و ارتقاي كارآيي از طريق رقابت
سازمان توسعه و همكاري اقتصادي ( OECD ، 1995 ) عناصر مديريت دولتي نوين را به شرح زير فهرست كرده است :
تامين استقلال و انعطاف پذيريتضمين عملكرد ، كنترل و جوابگوييتامين خدمات مورد تقاضاي شهروندانبهبود مديريت منابع انسانيمطلوب سازي فن آوري اطلاعاتبهبود كيفيت مقرراتتحكيم وظايف راهبردي در حوزه مركزي
كشورهاي موفق در پياده سازي مديريت دولتي نوين
بطور كلي خاستگاه الگوي اداره امور عمومي اروپا است هر چند آمريكا در بسط و تكميل آن نقش عمده اي ايفا كرد . خاستگاه الگوي مديريت دولتي نوين نيز انگلستان است و كشورهاي زلاندنو ، استراليا ، سنگاپور در پياده سازي اصول مديريت دولتي نوين موفق عمل نمودند و در اين راه گامهاي خوبي برداشتند و تجربه موفق كشورهاي مزبور پيش روي ماست . البته ساير كشورهايي كه اقتصاد و دولت قوي داشتند در انتخاب اصول مديريت دولتي نوين دست به گزينش زدند . بانك جهاني و صندوق بين المللي پول همواره پذيرش اصول مديريت دولتي نوين را به كشورهاي در حال توسعه توصيه مي نمايد .
زلاندنو ( New Zealand ) : مديريت نوين دولتي در عمل
طرفدار
ان مديريت نوين اغلب از كشور زلاندنو به عنوان يك نمونه از كشورهايي كه در اصلاح اداري خود اين روش را به كار بستند ، ياد مي كنند . الگوي زلاندنو در اواسط دهه 1990 شامل اين عناصر بود :
حفظ قدرت و مسئوليتهاي كليدي دولت در دولت مركزي و تفويض محدود به دولتهاي محلي ، با وجود توجه زياد به تفويض قدرت و اختيارات در دهه 1980 .تاكيد زياد بر استفاده از ابزارهاي انگيزشي براي ارتقاي عملكرد ، در هر دو سطح سازماني و فردي .استفاده زياد از قراردادهاي شفاف و معمولا مكتوب كه ماهيت عملكرد مورد نياز و الزامات عاملان و مسئولان را مشخص سازد .توسعه برنامه ريزي استراتژيك يكپارچه و نسبتاً پيچيده و نظامهاي عملكرد در سراسر خدمات دولتي .حذف روابط پاسخگويي دوگانه يا چندگانه در درون بخش دولتي تا حد امكان و اجتناب از كنترل هاي دمكراتيك خدمات دولتي كه مشتركاً توسط سطوح مركزي و محلي انجام مي شود .تفكيك نهادين وظايف تجاري و غير تجاري : جداسازي وظايف راهنمايي ، ارائه و تنظيمي و همچنين تفكيك نقش هاي مؤسسان ، خريداران و تامين كنندگان .نهايت عدم تمركز در زمينه تصميمات مرتبط با توليد و مسائل مديريتي ، بويژه با توجه به انتخاب و خريد دروندادها و مديريت منابع انساني .
بطور كلي داده هاي گردآوري شده مبين آن است كه كشورهاي تعقيب كننده اين الگو توانسته اند هزينه هاي دولتي را به ميزان زيادي كاهش دهند و خدمات عمومي را بهبود بخشند .
مدلهاي پياده سازي پارادايم مديريت دولتي نوين
در دنيا چهار مدل براي پياده سازي پارادايم مديريت دولتي نوين شناسايي شده است كه بر پايه تعميم اصول مديريت بخش خصوصي و علم اقتصاد به حوزه هاي اداره امور عمومي صورت گرفته است كه عبارتند از : 1- مدل كارآيي ، 2- مدل برتري جويي ، 3- مدل كوچك سازي ، 4- مدل خدمت گرايي .
درمدل كارآيي بر چند اصل تاكيد مي شود كه عبارتند از : كاربرد اصول مديريت بخش خصوصي در بخش دولتي ، كنترل هاي مالي و حرفه اي ، مديريت بر مبناي سلسله مراتب ، تاكيد بر خواسته هاي مصرف كنندگان ، مقررات زدايي، افزايش سرعت كار ، كاهش قدرت حرفه اي ، هدف گذاري روشن ، كنترل هاي عملكردي ، توانمند سازي مديران كارآفرين و بالاخره به كارگيري اشكال جديد حاكميت سازماني .
مدل برتري جويي نيز بر محوريت دانش ، يادگيري سازماني ، تشخيص فرهنگ به عنوان يك عامل چسبندگي ، تمركز گريزي ، قضاوت عملكرد بر مبناي نتايج ، برنامه ريزي فشرده آموزشي براي تربيت مديران استراتژيك ، تدوين استراتژي هاي ارتباطات و رهبري كاريزماتيك تاكيد دارد .
مدل كوچك سازي بر موارد زير تاكيد دارد : برون سپاري ، گسترش شبه بازار در بخش دولتي ، انتقال از مديريت بر مبناي سلسله مراتب به مديريت بر مبناي قرارداد ، تفكيك وظايف استراتژيك و وظايف عملياتي ، كاهش لايه هاي سازماني و تراكم زدايي سازماني ، حركت از مديريت دستوري به سمت سبك هاي جديد مديريت و جايگزيني خدمات متنوع و انعطاف پذيري با خدمات استاندارد .
مدل خدمت گرايي به طور عمده بر كيفيت خدمات و محصولات ارائه شده توسط بخش دولتي تاكيد دارد به گونه اي كه با جوابگويي به نيازها و انتظارات شهروندان و مشتريان بتوان رضايت آنها را جلب نمود .
نتيجه گيري
ادعاي مديريت دولتي نوين اين است كه اجراي اصول فوق هم در عرصه هاي مديريتي و هم در عرصه اقتصادي منجر به افزايش رقابت سازنده ، افزايش آزادي عمل و ايجاد فرصت هاي برابر مي شود .
اقدامات اخير به نوبه خود به كاهش فساد ، توسعه شفافيت ، تبعيض زدايي ، كاهش رانت خواري ، افزايش مشاركت بخش خصوصي ، افزايش اثر بخشي دولت ، افزايش مشروعيت و مقبوليت حكومت منجر مي شود . بطور كلي در طراحي هر نوع مدل مديريت دولتي نوين براي ايران بايد اصل ارزش گرايي را رعايت كنيم . دانش گرايي نيز بايد به عنوان يك اصل كلي ديگر در طراحي مدل بومي لحاظ شود . همچنين تجربيات موفق و ناموفق كشورهاي استفاده كننده از اين مدل ها را بايد به درستي مطالعه و ارزيابي و با وسواس آن ها را كاربردي و استفاده نمود .
گردآوری:حسن قاسمي شاد مدرس و محقق مديريت و كارآفريني
منابع و مآخذ
1)نظريه هاي نوين سازمان و مديريت : برگزيده آثار پيتر دراكر / ترجمه محسن قدمي ، مسعود نيازمند . تهران : پيام فردا ، 1385 .
2)اصول و مباني مديريت دولتي نوين : دكتر فرج ا… رهنورد و ساير اعضاء ميزگرد ، موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، نشست بيست و ششم – 13 بهمن ماه 1384 .
3)حكومت داري ، مديريت و توسعه ، چگونه دولت كارآمد داشته باشيم / نوشته مارك ترنر و ديويد هيوم ، ترجمه عباس منوريان . – تهران : موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، چاپ دوم ، 1384 .
4) معماري مديريت كلان كشور با رويكرد مديريت دولتي نوين ، دكتر غلامرضا معمارزاده و ساير اعضاء ميزگرد ، موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، نشست بيست و هفتم –27 بهمن 1384 .
حفظ قدرت و مسئوليتهاي كليدي دولت در دولت مركزي و تفويض محدود به دولتهاي محلي ، با وجود توجه زياد به تفويض قدرت و اختيارات در دهه 1980 .تاكيد زياد بر استفاده از ابزارهاي انگيزشي براي ارتقاي عملكرد ، در هر دو سطح سازماني و فردي .استفاده زياد از قراردادهاي شفاف و معمولا مكتوب كه ماهيت عملكرد مورد نياز و الزامات عاملان و مسئولان را مشخص سازد .توسعه برنامه ريزي استراتژيك يكپارچه و نسبتاً پيچيده و نظامهاي عملكرد در سراسر خدمات دولتي .حذف روابط پاسخگويي دوگانه يا چندگانه در درون بخش دولتي تا حد امكان و اجتناب از كنترل هاي دمكراتيك خدمات دولتي كه مشتركاً توسط سطوح مركزي و محلي انجام مي شود .تفكيك نهادين وظايف تجاري و غير تجاري : جداسازي وظايف راهنمايي ، ارائه و تنظيمي و همچنين تفكيك نقش هاي مؤسسان ، خريداران و تامين كنندگان .نهايت عدم تمركز در زمينه تصميمات مرتبط با توليد و مسائل مديريتي ، بويژه با توجه به انتخاب و خريد دروندادها و مديريت منابع انساني .
بطور كلي داده هاي گردآوري شده مبين آن است كه كشورهاي تعقيب كننده اين الگو توانسته اند هزينه هاي دولتي را به ميزان زيادي كاهش دهند و خدمات عمومي را بهبود بخشند .
مدلهاي پياده سازي پارادايم مديريت دولتي نوين
در دنيا چهار مدل براي پياده سازي پارادايم مديريت دولتي نوين شناسايي شده است كه بر پايه تعميم اصول مديريت بخش خصوصي و علم اقتصاد به حوزه هاي اداره امور عمومي صورت گرفته است كه عبارتند از : 1- مدل كارآيي ، 2- مدل برتري جويي ، 3- مدل كوچك سازي ، 4- مدل خدمت گرايي .
درمدل كارآيي بر چند اصل تاكيد مي شود كه عبارتند از : كاربرد اصول مديريت بخش خصوصي در بخش دولتي ، كنترل هاي مالي و حرفه اي ، مديريت بر مبناي سلسله مراتب ، تاكيد بر خواسته هاي مصرف كنندگان ، مقررات زدايي، افزايش سرعت كار ، كاهش قدرت حرفه اي ، هدف گذاري روشن ، كنترل هاي عملكردي ، توانمند سازي مديران كارآفرين و بالاخره به كارگيري اشكال جديد حاكميت سازماني .
مدل برتري جويي نيز بر محوريت دانش ، يادگيري سازماني ، تشخيص فرهنگ به عنوان يك عامل چسبندگي ، تمركز گريزي ، قضاوت عملكرد بر مبناي نتايج ، برنامه ريزي فشرده آموزشي براي تربيت مديران استراتژيك ، تدوين استراتژي هاي ارتباطات و رهبري كاريزماتيك تاكيد دارد .
مدل كوچك سازي بر موارد زير تاكيد دارد : برون سپاري ، گسترش شبه بازار در بخش دولتي ، انتقال از مديريت بر مبناي سلسله مراتب به مديريت بر مبناي قرارداد ، تفكيك وظايف استراتژيك و وظايف عملياتي ، كاهش لايه هاي سازماني و تراكم زدايي سازماني ، حركت از مديريت دستوري به سمت سبك هاي جديد مديريت و جايگزيني خدمات متنوع و انعطاف پذيري با خدمات استاندارد .
مدل خدمت گرايي به طور عمده بر كيفيت خدمات و محصولات ارائه شده توسط بخش دولتي تاكيد دارد به گونه اي كه با جوابگويي به نيازها و انتظارات شهروندان و مشتريان بتوان رضايت آنها را جلب نمود .
نتيجه گيري
ادعاي مديريت دولتي نوين اين است كه اجراي اصول فوق هم در عرصه هاي مديريتي و هم در عرصه اقتصادي منجر به افزايش رقابت سازنده ، افزايش آزادي عمل و ايجاد فرصت هاي برابر مي شود .
اقدامات اخير به نوبه خود به كاهش فساد ، توسعه شفافيت ، تبعيض زدايي ، كاهش رانت خواري ، افزايش مشاركت بخش خصوصي ، افزايش اثر بخشي دولت ، افزايش مشروعيت و مقبوليت حكومت منجر مي شود . بطور كلي در طراحي هر نوع مدل مديريت دولتي نوين براي ايران بايد اصل ارزش گرايي را رعايت كنيم . دانش گرايي نيز بايد به عنوان يك اصل كلي ديگر در طراحي مدل بومي لحاظ شود . همچنين تجربيات موفق و ناموفق كشورهاي استفاده كننده از اين مدل ها را بايد به درستي مطالعه و ارزيابي و با وسواس آن ها را كاربردي و استفاده نمود .
گردآوری:حسن قاسمي شاد مدرس و محقق مديريت و كارآفريني
منابع و مآخذ
1)نظريه هاي نوين سازمان و مديريت : برگزيده آثار پيتر دراكر / ترجمه محسن قدمي ، مسعود نيازمند . تهران : پيام فردا ، 1385 .
2)اصول و مباني مديريت دولتي نوين : دكتر فرج ا… رهنورد و ساير اعضاء ميزگرد ، موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، نشست بيست و ششم – 13 بهمن ماه 1384 .
3)حكومت داري ، مديريت و توسعه ، چگونه دولت كارآمد داشته باشيم / نوشته مارك ترنر و ديويد هيوم ، ترجمه عباس منوريان . – تهران : موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، چاپ دوم ، 1384 .
4) معماري مديريت كلان كشور با رويكرد مديريت دولتي نوين ، دكتر غلامرضا معمارزاده و ساير اعضاء ميزگرد ، موسسه عالي آموزش و پژوهش مديريت و برنامه ريزي ، نشست بيست و هفتم –27 بهمن 1384 .
@Managementhints
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﺪ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﮕﻮ " ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ " ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻲ.
☝
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﻮﻋﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺍﺳﺖ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﻮ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ.
☝
ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠﺐ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ. ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﻟﻄﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ، ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﯿﻨﻪ ﺍﺯ ﺣﯿﺎﺕ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ.
☝
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯽ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ: "ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ؟"
☝
ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻊ ﻋﯿﺎﻥ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ.
☝
ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﻭﺷﻬﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺨﺮ.
☝
ﺷﻐﻠﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺍﺕ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﺩ.
☝
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮ. ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ.
☝
ﭼﺘﺮﯼ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﺨﺮ. ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﮑﯽ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺷﮑﺮﯼ ﻧﺨﻮﺭ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﺍﺕ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ، ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ.
☝
ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﺍﻥ.
☝
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﮑﺎﺭ.
☝
ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺧﻮﺑﯽ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ.
☝
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮ.
☝
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
☝
ﺳﺎﻋﺘﺖ ﺭﺍ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻦ.
☝
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ.
☝
ﺷﯿﺮ ﮐﻢ ﭼﺮﺏ ﺑﻨﻮﺵ.
☝
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﺮﻭ. ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺧﺮﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ.
☝
ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺑﺎﺵ، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
☝
ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭد، بترس.
@Managementhints
ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻠﻔﻦ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﻫﺪ ﺗﻠﻔﻦ ﺭﺍ ﻗﻄﻊ ﮐﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻏﻢ ﺳﻨﮕﯿﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﻧﮕﻮ " ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﺣﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﯼ " ﭼﻮﻥ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻲ.
☝
ﯾﺎﺩﺕ ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﺩﻥ ﺁﻧﭽﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻧﻮﻋﯽ ﺷﺎﻧﺲ ﻭ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺍﺳﺖ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﻪ ﯾﮏ ﻣﺮﺩ ﻧﮕﻮ ﻣﻮﻫﺎﯾﺶ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﺍﺳﺖ. ﺧﻮﺩﺵ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺪ.
☝
ﺍﺯ ﺻﻤﯿﻢ ﻗﻠﺐ ﻋﺸﻖ ﺑﻮﺭﺯ. ﻣﻤﮑﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻤﯽ ﻟﻄﻤﻪ ﺑﺒﯿﻨﯽ، ﺍﻣﺎ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﺍﻩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺑﻬﯿﻨﻪ ﺍﺯ ﺣﯿﺎﺕ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ.
☝
ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﻣﻮﺿﻮﻋﯽ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺳﻮﺍﻟﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﻤﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺟﻮﺍﺑﺶ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﯽ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﻭ ﺑﮕﻮ: "ﺑﺮﺍﯼ ﭼﻪ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺑﺪﺍﻧﯿﺪ؟"
☝
ﻫﺮﮔﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺭﺍ ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﻣﻮﻗﻊ ﻋﯿﺎﻥ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻓﯿﻠﻢ ﻫﺎ ﻭ ﮐﺘﺎﺑﻬﺎﯼ ﺧﻮﺏ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ.
☝
ﺭﺍﺣﺘﯽ ﻭ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﮐﻬﻨﻪ ﻓﺮﻭﺷﻬﺎ ﻭﺳﯿﻠﻪ ﺑﺮﻗﯽ ﻧﺨﺮ.
☝
ﺷﻐﻠﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺭﻭﺣﺖ ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺣﺴﺎﺏ ﺑﺎﻧﮑﯽ ﺍﺕ ﻏﻨﯽ ﺳﺎﺯﺩ.
☝
ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺻﺖ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺑﮕﯿﺮ. ﺑﻪ ﺯﻭﺩﯼ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺩ.
☝
ﭼﺘﺮﯼ ﺑﺎ ﺭﻧﮓ ﺭﻭﺷﻦ ﺑﺨﺮ. ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻧﺶ ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﭼﺘﺮ ﻫﺎﯼ ﻣﺸﮑﯽ ﺁﺳﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﻏﻤﮕﯿﻦ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﺷﺎﺩﯼ ﻭ ﻧﺸﺎﻁ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺗﯿﺮﻩ ﺑﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺭﯼ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﺷﮑﺮﯼ ﻧﺨﻮﺭ.
☝
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺩﺭ ﻣﺤﻞ ﮐﺎﺭ ﺩﺭﻣﻮﺭﺩ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﺍﺕ ﺻﺤﺒﺖ ﻧﮑﻦ.
☝
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ، ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﺑﻪ ﺷﻬﺮﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻧﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻦ.
☝
ﺩﺭ ﺣﻤﺎﻡ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﺍﻥ.
☝
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪﺕ ﺩﺭﺧﺘﯽ ﺑﮑﺎﺭ.
☝
ﻃﻮﺭﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﮐﻪ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺖ ﺧﻮﺑﯽ، ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭﯼ ﺩﯾﺪﻧﺪ، ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺗﻮ ﺑﯿﻔﺘﻨﺪ.
☝
ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺑﮕﯿﺮ.
☝
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻧﮑﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺗﻼﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
☝
ﺳﺎﻋﺘﺖ ﺭﺍ ﭘﻨﺞ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺟﻠﻮﺗﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﮐﻦ.
☝
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺗﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﺷﻮﻧﺪ.
☝
ﺷﯿﺮ ﮐﻢ ﭼﺮﺏ ﺑﻨﻮﺵ.
☝
ﻫﺮﮔﺰ ﺩﺭ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻣﻮﺍﺩ ﻏﺬﺍﯾﯽ ﻧﺮﻭ. ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺑﺮ ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﺧﺮﯾﺪ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ.
☝
ﻓﺮﻭﺗﻦ ﺑﺎﺵ، ﭘﯿﺶ ﺍﺯ ﺁﻧﮑﻪ ﺗﻮ ﻪ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
☝
ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﻧﺪﺍﺭد، بترس.
@Managementhints
همه آدمها
ظرفیت بزرگ شدن را ندارند
اگر بزرگشان کنیم
گم می شوند و
دیگر نه شما را می بینند و
نه خودشان را
بیاییم به اندازه آدم ها
دست نزنیم...
👤 #سیمین_بهبهانی
@Managementhints
ظرفیت بزرگ شدن را ندارند
اگر بزرگشان کنیم
گم می شوند و
دیگر نه شما را می بینند و
نه خودشان را
بیاییم به اندازه آدم ها
دست نزنیم...
👤 #سیمین_بهبهانی
@Managementhints
سم، کارمند عادی یک شرکت کوچک است. روزی او به خاطر کارهای اضافه بسیار دیر به ایستگاه اتوبوس رسید.
او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقیقه بعد، اتوبوس آمد. این اتوبوس دو طبقه بود. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: آه می توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.
او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: بالا نرو، بسیار خطرناک است.
سم ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی گوید. نیمه شب بود و حتما پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود. سم قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم تر بود.
او روز بعد هم دیر به خانه برمی گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم در پایین پله ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جای پیدا کرد و نشست. شب سوم هم سوار همان اتوبوس شد، پیرمرد باز هم در اتوبوس بود. این بار سم چیزی نگفت و در انتهای اتوبوس نشست. همان موقع پسر دیگری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می رفت که پیرمرد به او گفت: پسرم بالا نرو، خطرناک است. پسر پرسید: چرا؟ پیرمرد گفت: مگر نمی بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد! پسر در حالی که بلند می خندید به طبقه بالا رفت و به راحتی دراز کشید و خوابید.
چقدر این داستان برایمان آشناست...؟ چقدر با این پیرمردها در کسب و کارمان روبرو هستیم...؟
@Managementhints
او که بسیار خسته بود به خودش گفت: تا اتوبوس بیاید، کمی بخوابم. بیست دقیقه بعد، اتوبوس آمد. این اتوبوس دو طبقه بود. سم وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست بسیار خوشحال شد و گفت: آه می توانم دراز بکشم و کمی بخوابم.
او سوار اتوبوس شد و در حالی است که به طبقه دوم می رفت، پیرمردی که کنار در اتوبوس نشسته بود به او گفت: بالا نرو، بسیار خطرناک است.
سم ایستاد. از قیاقه جدی پیرمرد دریافت که او دروغ نمی گوید. نیمه شب بود و حتما پیرمرد چیز خطرناکی دیده بود. سم قبول کرد و در انتهای اتوبوس جایی پیدا کرد. با این که جایش کمی ناراحت بود اما به نظرش امنیت از هر چیزی مهم تر بود.
او روز بعد هم دیر به خانه برمی گشت و سوار همان اتوبوس شد و از این که پیرمرد دیشبی همان جا نشسته بود متعجب شد. پیرمرد با دیدن او گفت: پسرم بالا نرو، بسیار خطرناک است. سم در پایین پله ها به بالا نگاه کرد، بسیار مخوف به نظر می رسید. دوباره در انتهای اتوبوس جای پیدا کرد و نشست. شب سوم هم سوار همان اتوبوس شد، پیرمرد باز هم در اتوبوس بود. این بار سم چیزی نگفت و در انتهای اتوبوس نشست. همان موقع پسر دیگری سوار اتوبوس شد و داشت به طبقه دوم می رفت که پیرمرد به او گفت: پسرم بالا نرو، خطرناک است. پسر پرسید: چرا؟ پیرمرد گفت: مگر نمی بینی؟ طبقه دوم راننده ندارد! پسر در حالی که بلند می خندید به طبقه بالا رفت و به راحتی دراز کشید و خوابید.
چقدر این داستان برایمان آشناست...؟ چقدر با این پیرمردها در کسب و کارمان روبرو هستیم...؟
@Managementhints
تلاش نكن به خوک آواز خواندن ياد دهی ؛ هم زمان خودت را هدر می دهی و هم خوک را اذیت می کنی .
مارک توین ( ١٨٣۵ - ١٩١٠ )
نویسنده و طنز پرداز آمریکایی
@Managementhints
مارک توین ( ١٨٣۵ - ١٩١٠ )
نویسنده و طنز پرداز آمریکایی
@Managementhints
برداشت نادان از چیزی که دانا مـی گوید
هـرگز نمی تواند درسـت باشـد
چـراکه نادان هر چـیزی را که ميشـنود
به چیزی که بـتـوانـد بـفـهــمـد تفسیر و ترجمه می کند!
@Managementhints
هـرگز نمی تواند درسـت باشـد
چـراکه نادان هر چـیزی را که ميشـنود
به چیزی که بـتـوانـد بـفـهــمـد تفسیر و ترجمه می کند!
@Managementhints
آدمها فکر می کنند اگر یک بار دیگر متولد شوند، جور دیگری زندگی می کنند،
شاد و خوشبخت
و کم اشتباه خواهند بود.
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد.
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدم ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را
مى ساختيم.
@Managementhints
انتوان_سن_اگزوپری
شاد و خوشبخت
و کم اشتباه خواهند بود.
فکر می کنند می توانند همه چیز را از نو بسازند، محکم و بی نقص!
اما حقیقت ندارد.
اگر ما جسارت طور دیگری زندگی کردن را داشتیم،
اگر قدرت تغییر کردن را داشتیم،
اگر آدم ساختن بودیم،
از همین جای زندگیمان به بعد را
مى ساختيم.
@Managementhints
انتوان_سن_اگزوپری
موفقیت همیشگی نیست!!
شکست هم کشنده نیست !!!
تنهــــا
یک چیز اهمیت دارد
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...
🖊وینستون چرچیل
@Managementhints
شکست هم کشنده نیست !!!
تنهــــا
یک چیز اهمیت دارد
و آن هم شهامت
ادامه دادن است...
🖊وینستون چرچیل
@Managementhints
🔸🔹سخنرانی ونه گات در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه MIT🔹🔸
اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه میكردم!!
آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب، توسط دانشمندان ثابت شده است در حالی كه سایر نصایح من، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی، جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.
اینك این نصایح را خدمتتان عرض می كنم:
🔸قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.
ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست، كه طراوت آن رو به اُفول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانیِ خودتان، نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
آن طور كه تصوّر می كردید، چاق نبودید.
همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما، احساس خوب داشته باشید.
🔸نگران آینده نباشید.
اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید كه نگرانی، همان اندازه مؤثّر است، كه جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئه ی جبر!
مشكلات اساسی زندگی شما، بی تردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نكرده اند.
🔸با دلِ دیگران بی رحم نباشید.
🔸عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه، طولانی است و سر انجام،
خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.
🔸ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید،
راهش را به من هم نشان بدهید!
🔸نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.
صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.
🔸اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بكنید، احساس گناه نكنید.
جالبترین افرادی را كه در زندگی ام شناخته ام، در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه كنند.
برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم كه می شناسم، هنوز نمیدانند!
🔸تا می توانید كلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید، كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.
🔸ممكن است ازدواج كنید، ممكن است نكنید.
ممكن است صاحب فرزند شوید، ممكن است نشوید.
ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.
احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان، رقصكی هم بكنید.
هرچه می كنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش كنید.
انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.
🔸دستورالعمل هایی كه به دستتان می رسد را تا ته بخوانید.
حتّی اگر از آنها پیروی نمی كنید.
🔸از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید.
تنها خاصیت آنها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید!
🔸با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند، و به گمان قوی، تنها كسانی هستند كه بیش از هر كس دیگر، در آینده، به شما خواهند رسید.
🔸به یاد داشته باشید كه دوستان می آیند و می روند، ولی آن تك و توك دوستان جان جانی، كه با شما می مانند را حفظ كنید.
🔸سفر كنید.
🔸برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمتها صعود می كنند،
سیاستمداران كلك میزنند،
شما هم پیر می شوید.
و آنگاه كه شدید، در تخیّلتان به یاد می آورید كه وقتی جوان بودید،
قیمتها مناسب بودند،
سیاستمداران شریف بودند،
و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتند.
🔸به بزرگترها احترام بگذارید.
🔸توقع نداشته باشید كه كس دیگری، نان آور شما باشد.
ممكن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متموّلی نصیب تان
شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی كنید كه كدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.
🔸خیلی با موهایتان ور نروید.
وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،
شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.
🔸نخ دندان به کار ببرید.
🔸در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.
هیچ کس نمی داند که آنان را،
کِی برای همیشه از دست خواهید داد.
🔸امّا اگر به این مسائل بی توجّه هستید، لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید!
@Managementhints
اگر میخواستم برای آینده ی شما فقط یك نصیحت بكنم، مالیدن كرم ضدّ آفتاب را توصیه میكردم!!
آثار مفید و دراز مدّتِ كرم ضدّ آفتاب، توسط دانشمندان ثابت شده است در حالی كه سایر نصایح من، هیچ پایه و اساس قابل اعتمادی، جز تجربه های پر پیچ و خمِ شخص بنده ندارند.
اینك این نصایح را خدمتتان عرض می كنم:
🔸قدرِ نیرو و زیبایی جوانی تان را بدانید.
ولی اگر هم ندانستید، مهم نیست!
روزی قدرِ نیرو و زیباییِ جوانی تان را خواهید دانست، كه طراوت آن رو به اُفول گذارد.
اما باور كنید تا بیست سال دیگر، به عكسهای جوانیِ خودتان، نگاه خواهید كرد و به یاد می آورید چه امكاناتی در اختیارتان بوده و چقدر فوق العاده بوده اید.
آن طور كه تصوّر می كردید، چاق نبودید.
همه چیز در بهترین شرایطش بوده تا شما، احساس خوب داشته باشید.
🔸نگران آینده نباشید.
اگر هم دلتان میخواهد نگران باشید، فقط این را بدانید كه نگرانی، همان اندازه مؤثّر است، كه جویدن آدامس بادكنكی در حلّ یك مسئه ی جبر!
مشكلات اساسی زندگی شما، بی تردید چیزهایی خواهند بود كه هرگز به مخیله ی نگرانتان هم خطور نكرده اند.
🔸با دلِ دیگران بی رحم نباشید.
🔸عمرتان را با حسادت تلف نكنید.
گاهی شما جلو هستید و گاهی عقب.
مسابقه، طولانی است و سر انجام،
خودتان هستید كه با خودتان مسابقه می دهید.
🔸ناسزاها را فراموش كنید.
اگر موفّق به انجام این كار شدید،
راهش را به من هم نشان بدهید!
🔸نامه های عاشقانه ی قدیمی را حفظ كنید.
صورت حسابهای بانكی و قبض ها و ... را دور بیاندازید.
🔸اگر نمی دانید می خواهید با زندگی تان چه بكنید، احساس گناه نكنید.
جالبترین افرادی را كه در زندگی ام شناخته ام، در 22 سالگی نمی دانستند می خواهند با زندگی شان چه كنند.
برخی از جالب ترین چهل ساله هایی هم كه می شناسم، هنوز نمیدانند!
🔸تا می توانید كلسیم بخورید.
با زانوهایتان مهربان باشید.
وقتی قدرت زانوهای خود را از دست دادید، كمبودشان را به شدّت حس خواهید كرد.
🔸ممكن است ازدواج كنید، ممكن است نكنید.
ممكن است صاحب فرزند شوید، ممكن است نشوید.
ممكن است در چهل سالگی طلاق بگیرید.
احتمال هم دارد كه در هشتاد و پنجمین سالگرد ازدواجتان، رقصكی هم بكنید.
هرچه می كنید، نه زیاد به خودتان بگیرید، نه زیاد خودتان را سرزنش كنید.
انتخاب های شما بر پایه ی 50 درصد بوده، همانطور كه مال همه بوده.
🔸دستورالعمل هایی كه به دستتان می رسد را تا ته بخوانید.
حتّی اگر از آنها پیروی نمی كنید.
🔸از خواندن مجلّات زیبایی پرهیز كنید.
تنها خاصیت آنها این است كه به شما بقبولانند كه زشتید!
🔸با خواهران و برادران خود مهربان باشید.
آنها بهترین رابط شما با گذشته هستند، و به گمان قوی، تنها كسانی هستند كه بیش از هر كس دیگر، در آینده، به شما خواهند رسید.
🔸به یاد داشته باشید كه دوستان می آیند و می روند، ولی آن تك و توك دوستان جان جانی، كه با شما می مانند را حفظ كنید.
🔸سفر كنید.
🔸برخی حقایقِ لاینفك را بپذیرید:
قیمتها صعود می كنند،
سیاستمداران كلك میزنند،
شما هم پیر می شوید.
و آنگاه كه شدید، در تخیّلتان به یاد می آورید كه وقتی جوان بودید،
قیمتها مناسب بودند،
سیاستمداران شریف بودند،
و بچّه ها به بزرگترهایشان احترام می گذاشتند.
🔸به بزرگترها احترام بگذارید.
🔸توقع نداشته باشید كه كس دیگری، نان آور شما باشد.
ممكن است حساب پس اندازی داشته باشید.
شاید هم همسر متموّلی نصیب تان
شده باشد.
ولی هیچگاه نمی توانید پیش بینی كنید كه كدام خالی میشود یا به شما جاخالی می دهد.
🔸خیلی با موهایتان ور نروید.
وگرنه وقتی چهل سالتان بشود،
شبیه موهای هشتاد ساله ها میشود.
🔸نخ دندان به کار ببرید.
🔸در شناخت پدر و مادرتان بکوشید.
هیچ کس نمی داند که آنان را،
کِی برای همیشه از دست خواهید داد.
🔸امّا اگر به این مسائل بی توجّه هستید، لااقل حرفم را در مورد كرم ضدّ آفتاب بپذیرید!
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
#قهرمان_زندگی
در کلاس هفتم باز شد.
معلم وارد شد و بچه ها آرام دفترهای انشایشان را روی میز گذاشتند.
همه دوست داشتند امروز اسمشان را معلم بگوید تا نوشته هایشان را در کلاس بخوانند.
موضوع انشا قهرمان زندگی بود.
اکثر بچه ها شخصیت های محبوب کارتونی ، سینمایی و بازی های رایانه ای را با چنان آب و تابی نوشته بودند که انگار سالهاست با آنها زندگی کرده اند.
معلم لیست را باز کرد.
نفس ها حبس شد.
+ علی اصغر کهربایی!
آرام از جایش بلند شد.
به سمت تخته حرکت کرد.
روبروی بچه ها ایستاد.
دفترش را باز کرد.
به نام بابا
دو سه روز از زمانی که خانم معلم گفتند قهرمان زندگی، گذشته بود و من به خیلی ها فکر کردم.
شب بود.
همه خواب بودند.
بابا کلید انداخت.
در باز شد.
مگر زیباتر از این سکانس در هیچ فیلمی یا داستانی، قهرمان وارد ماجرا میشود؟
همه ی قهرمان های زندگی ما پر سر و صدا و پر از زرق و برقند.
مگر میشود قهرمان با چنین شکوهی وارد شود؟
آرام وارد خانه شد.
حتی چراغ هم روشن نکرد تا نکند کسی بیدار شود.
آخر کارگردان را دق میدهی برای یک شات بسته از چشم های خسته ات...
آرامتر از قبل در اتاقم را باز کرد.
نزدیک تختم شد.
هوای اتاق بوی بهشت گرفت.
خودم را به خواب زدم.
پتو را انداخت رویم و صورتم را بوسید.
غرق شدم در آرامشی که وصفش فقط خدا می خواهد.
در را بست و رفت.
چه سکانسی عاشقانه تر از این؟
صبح زودتر بیدار شدم.
بابا سر میز صبحانه بود.
سلام کردم و کنارش نشستم.
صدابردار بوم صدا را نزدیکتر برد.
میخواست زیباترین صدای عالم را ضبط کند.
+ سلام پسرم...!
لبخند زد...
یقینا من اگر پیامبر می شدم معجزه ام لبخند پدرم بود و بس...
به دست هایش خیره شدم...
دوربین زوم شد روی چروک دست های بابا...
مثل هیچ کدام از قهرمان های داستانی نبود.
ولی چه لذتی داشت بوسیدن تک تک آن چروک های دست.
لعنت به نویسنده فیلمنامه که این قسمت را فراموش کرده بود.
به شانه هایش نگاه کردم.
دوربین از همان نما با من حرکت کرد.
شانه هایش مثل هیچ قهرمان داستانی پهن و بازوهایش بزرگ نبود.
ولی تمام درد ها و غصه ها را عظمتش قلع و قمع می کرد.
دوربین و من خیره شدیم به چشم هایش...
اسکورسیزی را میخواست این پلان.
بابا دستی کشید رو موهایم ..
پرواز فرشتگان در شالیزار...
احساس کردم وقتی بابا هست، همه چیز هست...
مادرم میخندد و خواهرم سرمست، انگار در بهشتند.
عجیب بود هیچ چیز خانه فرقی با قبل حضور بابا نداشت.
به خانه فقط یک بابا اضافه شده بود.
خوب قهرمان مگر غیر از این است؟
یک نفر با دست خالی و بهشت کردن دنیا...
کارگردان هنوز در چشم ها غرق بود و صدابردار له له میزد برای یک کلمه بیشتر...
بابا از سر میز بلند شد.
احساس کردم بال دارد.
لباس هایش را عوض کرد و آماده می شد برای سکانس نهایی...
نه برندهای معروف تنش بود و نه عطرش مدهوش کننده...
نه موهایش را ژل زده بود و نه صورتش را اصلاح...
کفش هایش را پا کرد.
در را باز کرد.
برگشت.
دوربین زوم شد به صورتش.
نگاهمان کرد.
+ خداحافظ...
مواظب خودتون باشید...
آیه نازل میکرد بابا...
هوا می ساخت...
در را بست...
دوربین مات و مبهوت قفل کرد روی در...
بابا رفت به جنگ زندگی...
بدون اسب، بدون زره، بدون کلاه خود فقط با همان دست های چروکیده ی زبر مثل پرش...
مادر برای قهرمان زندگی اش دعا می کرد...
خواهرم پول تو جیبی اش را می شمرد...
من مات قهرمانی بودم که هر قهرمانی آرزو داشت مثل او باشد...
راستی بابا بال هایت را جا گذاشته ای...
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
#پیشاپیش_روز_پدر_مبارک
#پدرم_قهرمان_تمام_زندگی_ام_دوستت_دارم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
#قهرمان_زندگی
در کلاس هفتم باز شد.
معلم وارد شد و بچه ها آرام دفترهای انشایشان را روی میز گذاشتند.
همه دوست داشتند امروز اسمشان را معلم بگوید تا نوشته هایشان را در کلاس بخوانند.
موضوع انشا قهرمان زندگی بود.
اکثر بچه ها شخصیت های محبوب کارتونی ، سینمایی و بازی های رایانه ای را با چنان آب و تابی نوشته بودند که انگار سالهاست با آنها زندگی کرده اند.
معلم لیست را باز کرد.
نفس ها حبس شد.
+ علی اصغر کهربایی!
آرام از جایش بلند شد.
به سمت تخته حرکت کرد.
روبروی بچه ها ایستاد.
دفترش را باز کرد.
به نام بابا
دو سه روز از زمانی که خانم معلم گفتند قهرمان زندگی، گذشته بود و من به خیلی ها فکر کردم.
شب بود.
همه خواب بودند.
بابا کلید انداخت.
در باز شد.
مگر زیباتر از این سکانس در هیچ فیلمی یا داستانی، قهرمان وارد ماجرا میشود؟
همه ی قهرمان های زندگی ما پر سر و صدا و پر از زرق و برقند.
مگر میشود قهرمان با چنین شکوهی وارد شود؟
آرام وارد خانه شد.
حتی چراغ هم روشن نکرد تا نکند کسی بیدار شود.
آخر کارگردان را دق میدهی برای یک شات بسته از چشم های خسته ات...
آرامتر از قبل در اتاقم را باز کرد.
نزدیک تختم شد.
هوای اتاق بوی بهشت گرفت.
خودم را به خواب زدم.
پتو را انداخت رویم و صورتم را بوسید.
غرق شدم در آرامشی که وصفش فقط خدا می خواهد.
در را بست و رفت.
چه سکانسی عاشقانه تر از این؟
صبح زودتر بیدار شدم.
بابا سر میز صبحانه بود.
سلام کردم و کنارش نشستم.
صدابردار بوم صدا را نزدیکتر برد.
میخواست زیباترین صدای عالم را ضبط کند.
+ سلام پسرم...!
لبخند زد...
یقینا من اگر پیامبر می شدم معجزه ام لبخند پدرم بود و بس...
به دست هایش خیره شدم...
دوربین زوم شد روی چروک دست های بابا...
مثل هیچ کدام از قهرمان های داستانی نبود.
ولی چه لذتی داشت بوسیدن تک تک آن چروک های دست.
لعنت به نویسنده فیلمنامه که این قسمت را فراموش کرده بود.
به شانه هایش نگاه کردم.
دوربین از همان نما با من حرکت کرد.
شانه هایش مثل هیچ قهرمان داستانی پهن و بازوهایش بزرگ نبود.
ولی تمام درد ها و غصه ها را عظمتش قلع و قمع می کرد.
دوربین و من خیره شدیم به چشم هایش...
اسکورسیزی را میخواست این پلان.
بابا دستی کشید رو موهایم ..
پرواز فرشتگان در شالیزار...
احساس کردم وقتی بابا هست، همه چیز هست...
مادرم میخندد و خواهرم سرمست، انگار در بهشتند.
عجیب بود هیچ چیز خانه فرقی با قبل حضور بابا نداشت.
به خانه فقط یک بابا اضافه شده بود.
خوب قهرمان مگر غیر از این است؟
یک نفر با دست خالی و بهشت کردن دنیا...
کارگردان هنوز در چشم ها غرق بود و صدابردار له له میزد برای یک کلمه بیشتر...
بابا از سر میز بلند شد.
احساس کردم بال دارد.
لباس هایش را عوض کرد و آماده می شد برای سکانس نهایی...
نه برندهای معروف تنش بود و نه عطرش مدهوش کننده...
نه موهایش را ژل زده بود و نه صورتش را اصلاح...
کفش هایش را پا کرد.
در را باز کرد.
برگشت.
دوربین زوم شد به صورتش.
نگاهمان کرد.
+ خداحافظ...
مواظب خودتون باشید...
آیه نازل میکرد بابا...
هوا می ساخت...
در را بست...
دوربین مات و مبهوت قفل کرد روی در...
بابا رفت به جنگ زندگی...
بدون اسب، بدون زره، بدون کلاه خود فقط با همان دست های چروکیده ی زبر مثل پرش...
مادر برای قهرمان زندگی اش دعا می کرد...
خواهرم پول تو جیبی اش را می شمرد...
من مات قهرمانی بودم که هر قهرمانی آرزو داشت مثل او باشد...
راستی بابا بال هایت را جا گذاشته ای...
👤 #مصطفی_یوسفی
👤 #والدو
#پیشاپیش_روز_پدر_مبارک
#پدرم_قهرمان_تمام_زندگی_ام_دوستت_دارم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
بازندهها وقتی شکست میخورند دیگر کار را ادامه نمیدهند، برندهها آنقدر شکست میخورند تا که پیروز شوند!
👈رابرت کیوساکی
@Managementhints
👈رابرت کیوساکی
@Managementhints
ما به آدم هایی نیاز داریم که به آینده ی فرزندانشان فکر میکنند
نه گذشته ی پدرانشان...
محمود_دولت_آبادی
@Managementhints
نه گذشته ی پدرانشان...
محمود_دولت_آبادی
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات