نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
331 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
👇هیچ پروانه ای در پیله دنیا را نخواهد فهمید و هیچ انسانی در انزوا به کمال نخواهد رسید.اما بی گدار به آب زدن و بی پروا در آغوشِ بی رحمِ زندگی دویدن نیز بی تاوان نخواهد ماند.برای کسی که در معاشرت با دیگران خام است ، خارج شدن از پیلۀ انزوا همان و زخم های رنگارنگ از مردمان خوردن همان.

همچنین برای کسی که از ارزشهای وجودیِ خویش غافل است و از عزت نفسِ کافی بی بهره است نیز دنیا و مردمانش بسانِ کارزار و صحنۀ نبردی ظالمانه است که هر لحظه بیم آن می رود که از سوی فردی ناشناس (عنصری ناشناخته) از هستی ساقط شود.

نه پیله بستن در خلوتِ تنهایی و دوری از مردمان دوای درد است و نه بدون آگاهی و بی پروا در دل حوادث پریدن راهِ چاره است.شکل گرفتنِ سالمِ یک «رابطه » و چگونگیِ مدیریت روابط نیاز به آگاه شدن به زوایای تاریک و روشن وجودِ خویشتن و دیگران دارد.شاید یکی از بزرگترین آگاهی هایی که در این مسیر یاری رسان خواهد بود این جملۀ طلایی باشد که:

ما خود مسئولِ صد در صد تجربه های زندگی خویشتن هستیم.

کسی که همواره خود را قربانی حوادث و روزگار می داند ،همیشه در حال فرافکنی نقص ها ، کمبود ها و ضعف های وجودیِ خویش بر دیگران است .برای چنین فردی که حاضر نیست مسئولِ صد در صدِ زندگی خویش باشد دو راه بیشتر باقی نمی ماند یا باید به گوشه ای بخزد و از مردمان دوری گزیند و از دیو و دد ملول شود و همواره در دل انسانِ کامل را آروز کند و یا اینکه همانند شمشیر زنی کور از سر ناآگاهی از یک رابطۀ غلط وارد یک رابطۀ غلط تر بشود و به خود و دیگران از سر ناآگاهی زخم بزند.

باید به رابطه به عنوان یکی از حیاتی ترین نیازهای انسان ،جدی تر توجه شود و نیز باید به خود خاطر نشان شویم که رابطۀ سالم مشخصاتی دارد از جمله اینکه در رابطۀ سالم افراد به فردیت و تفاوت هایِ هم احترام می گذارند و ضمن اینکه افراد می دانند که به چه منظور و برای چه به هم پیوند خورده اند!

آنگاه که انسان در می یابد که برای کسب معنا و رسیدن به فردیت و شناختِ خویشتن به دیگر همنوعانش پیوند خورده است و نه برای رسیدن به آرامش و سعادت ، می تواند گامی در جهت رستگاری خویش و دیگران بر دارد. در روانشناسی تحلیلی بین سعادت و رستگاری تفاوت بسیار است.در مکتب یونگ بیشتر از « روند رشد فردیت » سخن گفته می شود تا رسیدن به احساس خوشِ خوشبختی و سعادت...!

در وهلۀ اول آنچه که مهم است پذیرفتنِ مسئولیتِ صد در صد تجربه ها در روابط است روابطی نا به سامان و پر از رنج می تواند موهبتی باشد برای کسانی که جویای رستگاری هستند و نه سعادت .پس به جای گله از یار و روزگار بهتر است از قالب و نقشِ قربانی خارج شویم و همۀ رنج های حاصل از ارتباط با دیگران را ارج گذاریم.مسلماً این رنج با دیگر رنج های سادیستی متفاوت است ،این رنجِ متحول کننده به ما می آموزد که برای کسبِ خرد و معنای زندگی باید با دیگران در ارتباط بود و باید بهای آن را نیز پرداخت.

یادمان باشد قرار گرفتن در نقش قربانی ،خوابیدن در پیله ایست که هرگز پروانه نخواهد شد.

- عاطفه عبدی
@managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
@Vaallddoo

#دکتر_روحانی
#رییس_جمهور_منتخب_ایران

تمامی ملت شریف ایران گل کاشتند،حالا نوبت #تدبیر_و_امید شماست.

حواستان به #گل_امید_ایران باشد.

#کانال_شعر_ادبیات
✳️ صمیمیت چیست؟

صمیمیت را می توان بطور خلاصه این چنین تعریف کرد : صمیمیت واقعی، فرایندی تعاملی است که از چندین مولفه مربوط به هم تشکیل شده است و هسته اصلی این فرایند، شناخت، درک و پذیرش طرف مقابل، همدلی با احساسات او و قدرشناسی از دیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان است. صمیمیت دارای نه مولفه است که با هم ارتباط تنگاتنگی دارند.

1️⃣ صمیمیت عاطفی
2️⃣ صمیمت روانشناختی
3️⃣ صمیمیت عقلانی
4️⃣ صمیمیت جنسی
5️⃣ صمیمیت جسمی
6️⃣ صمیمیت معنوی
7️⃣ صمیمیت زیبایی شناختی
8️⃣ صمیمیت اجتماعی تفریحی
9️⃣ صمیمیت زمانی

صمیمیت بعنوان یکی از نیازهای اساسی انسان مفهوم سازی می شود.

✳️ از طرفی صمیمیت فقط این نیست که ما برخی اوقات آن را بخواهیم یا به آن تمایل داشته باشیم.

صمیمیت یک نیاز واقعی است که ریشه های تحولی خاصی دارد و از نیازی بنیادین به نام دلبستگی نشات می گیرد.

✳️ آشفتگی های شدید در شکل گیری دلبستگی مادر – نوزاد یا ناتوانی در شکل گیری دلبستگی سالم دوران نوزادی ، به هر دلیلی که باشد، پیامدهای ناگواری برای رشد دلبستگی در زندگی آینده دارد.

نیاز به صمیمیت در حقیقیت جنبه رشد یافته و متمایز نیاز زیستی تماس و نزدیکی با انسانی دیگر است. با این حال شدت این نیاز در افراد مختلف متفاوت است.

✍️ #باگاروزي
@Managementhints
سقفِ آزادی، رابطه ی مستقیم با قامتِ فکری مردمان دارد.
در جامعه ای که قامت تفکر و همت مردم کوتاه باشد، سقف آزادی هم به همان نسبت، کوتاه می شود.

وقتی سقف کوتاه باشد، آدم های بزرگ، سرشان آنقدر به سقف میخورد که حذف میشوند.
آدمهای کوتوله، اما راحت جولان میدهند.
مردم عوام هم برای بقا آنقدر سرشان را خم میکنند که کوتوله میشوند و سقفها پایین و پایین تر می آیند.
و مردم، بیشتر و بیشتر قوز میکنند تا اینکه کمرشان خم میشود و دیگر نمیتوانند قد راست کنند.
.
#فئودور_داستایفسکی
کتاب: بیچارگان
@Managementhints
شعور به دو تا چیز اصلا بستگی نداره:

یکی تحصیلات...

یکی محل زندگی...
@Managementhints
هر آنچه در دیگران آزارمان میدهد، قادر است ما را به سوی شناخت خودمان هدایت کند.

- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
گاهی اوقات مردم نميخواهند حقيقت را بشنوند زيرا نميخواهند تصوراتشان نابود شود!

فردريش نيچه
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺

یادت باشه روزه‌دارا زنده می‌مونن
ولی آدم‌های گرسنه می‌میرن.

👤 #استیو_تولتز
کتاب: جز از کل
ترجمه: پیمان خاکسار

#پیشاپیش_فرارسیدن_ماه_مبارک_رمضان_را_خدمت_عزیزان_همراه_تبریک_عرض_مینمایم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
#کانال_شعر_ادبیات
 
چوبی که پینوکیو از آن ساخته شد، بشریت نام داشت

داستان پینوکیو را همه تان شنیده اید. ژپتو (ژوپیتر،خدای خدایان) عروسکی چوبی می سازد شبیه عروسک های خیمه شب بازی، ولی فراموش می کند نخ های آن را نصب کند، و این عروسک به نوعی صاحب "اختیار" می شود (پیکنو به زبان لاتین یعنی دم بریده).
وقتی ژپتوی پیر می خوابد پری مهربان به سراغ پینوکیو می آید و به او جان می دهد. (شب، تاریکی و پری مهربان ماهیت مادینه روانی یا آنیمایی دارند و معنای کلمه آنیما نیز جان یا حیات است).
این گونه است که وقتی ژپتوی پیر از خواب برمی خیزد عروسک ناتمام خود را می بیند که از در و دیوار بالا می رود و کارگاه نجاری اش را به هم می ریزد. ژپتو پسرکی سر به راه می خواهد، بنابراین برای پینوکیو کیف و کتاب و کفش و کلاه می خرد و او را روانهء مدرسه می کند، اما در راه مدرسه روباه مکار و گربه نره در کمین کودکانند. (گربه نره نماد غریزه است و روباه نماد طمع، و این دو از دیدگاه روانشناسی تحلیلی نماد سایه یا shadow هستند).
روباه و گربه بارها پینوکیو را فریب می دهند: یک بار با وسوسهء سیرک، یک بار با وسوسهء شهر بازی، یک بار با طمع جنگلی که در آن پول ها را می کارند و درخت پول سبز می شود؛ و پینوکیو در این مسیر بارها هر چه دارد می بازد و به صفر می رسد.

نقطهء اوج داستان هنگامی است که پینوکیو با مدد فرشتهء مهربان از فریب روباه و گربه رهایی می یابد و به خانه برمی گردد، اما ژپتو (ژوپیتر) را در خانه نمی یابد و به ناچار برای یافتن گمشده اش به سفری دیگر رو می آورد: سفری دریایی ( دریا هم نماد ناخودآگاهی).
پینوکیو در این سفر "یونس وار" به شکم ماهی فرو می رود و فرصت درون نگری میابد.
و این بار پینوکیو با پدر به خانه برمی گردد و از خلقت خود فراتر می رود و "انسان" می شود!
"کارلو کلودی" نویسندهء ایتالیایی در داستان پینوکیو تمام مراحل سفر قهرمانی و آرکه تایپ های یونگی را به کار می گیرد تا در پس داستانی به ظاهر کودکانه و جذاب، درس زندگی بیرونی و درونی را "سینه به سینه" انتقال دهد.
داستان سفر بشریت برای رسیدن به سعادت .
@Managementhints
همه چیز نابود می شود،به استثنای انتخاب ها! هر انتخابی به معنی رها کردن انتخاب های دیگر است. گویی محدودیت انتخاب و اختیار به هستی پرچ شده است.

#اروین_یالوم
خیره به خورشید نگریستن

@Managementhints
پارادایم های مدیریت برتر در هزاره سوم

مدیریت سازمان ها، همانند هر پدیده ای دارای ماهیتی پویا هستند. میزان پویایی مدیریت سازمان، بسته به مجموعه اقدامات عملی و كنش های فكری مدیران است. برای برون رفت از چالش هایی كه سازمان ها با آن روبه رو هستند، همخوانی كنش های فكری و اقدامات عملی مدیران جزء حیاتی ترین عرصه عملیاتی است. به منظور پویا و نوآورانه كردن مدیریت سازمانی، باید شاخص های عمل را مورد توجه جدی قرار داد. یك بخش عمده از شاخص ها كه نیاز به توجه جدی دارند، شاخص های ضعف مدیریت سنتی است و بخشی دیگر توجه عمیق بر شاخص های مدیریت برتر و نوین است. در نوشته حاضر تلاش شده است هر دو دسته از شاخص های مدیریت سنتی و مدیریت برتر ارائه و تشریح شود.
● شاخص های مدیریت سنتی
ضعف اساس مدیریت سنتی، ریشه در عوامل یا شاخص های پیچیده ای دارد كه مانع عمده ای برای نشان دادن كنش های اثر گذارند.
۱) فقدان بینش:
تحولات شتابنده محیط جهانی و عدم قطعیت در توانایی برای درك و فهم آینده، مدیریت را با مسایل كوتاه مدت و تصمیمات كوتاه دامنه رویارو می سازد. از این رو، مسایل بودجه ای جایگزین بینش بلندمدت یا «گسترده دامنه» می شود.
۲) تكیه بر رهبری فنی: 
راه حل های كوتاه مدت برای حل مسایل عمیق در بیشتر موارد در سطح فنی باقی می مانند و آثار تداومی ایجاد نمی كنند. ولی رهبری استراتژیك، مستلزم داشتن بینشی درباره غایات سازمان تحت مدیریت است.
۳) عدم باور به تغییر: 
اگر نظام مدیریت سازمان بر اصل مشاوره و مشاركت بی توجه باشد و راه حل های فنی را اساس عملیات قرار دهد، در این وضعیت نمودی از توجه به تغییرات مفروض و تغییرات الزامی پدید نخواهد آمد. جایی كه نظام مدیریتی عمدتاً به صورت تجویزی و دستوری عمل می كند، رویكرد مشاركتی مورد غفلت خواهد بود.
۴) اقدامات مشتق از پروژه: 
در این حالت، اقدامات در بیشتر موارد به صورت مقطعی برنامه ریزی شده و به اجرا درمی آیند. حاصل چنین رویكردی طرح های ضعیف و ناهماهنگ بوده و دوباره كاری و اتلاف منابع را به بار می آورد.
۵) برنامه ریزی از هم گسسته: 
فقدان بینش مشترك، خود را در ضعف ارتباط بین واحدها و منابع انسانی موجود نشان می دهد. شش شاخص مدیریت سنتی ارائه شد، در ادامه پارادایم نوین مدیریت معرض می گردد:
#ادامه_دارد
@Managementhints
● پارادایم نوین مدیریت
مدیران هزاره سوم نیاز به بهبود روزافزون رویكرد استراتژیك و برنامه ریزی قابلیت های گوناگون در منابع انسانی دارند. آنان نیاز دارند تا به نحو مؤثری، مسایل فشارزا و استراتژیك را شناسایی كنند و برای مقابله با دشواری ها، برنامه های مناسبی طراحی و تدوین كنند. افزون بر این، مدیران نیازمند هماهنگی اثرگذار برنامه ریزی و اجرای طرح های اصلاحی برای بقای سازمان و حفظ بهره وری هستند. برای عملیاتی شدن پارادایم نوین مدیریت، نیاز است این شاخص های مورد اشاره، در عمل نمود یابند. شاخص های موردنظر به شرح زیرند:
۱) بینش مشترك:
مدیریت استراتژیك بیش از هر چیز، در وهله نخست بر اهداف غایی ای تأكید می ورزد كه بیشترین حمایت را جلب می كند. اقدام هماهنگ و پیگیری رویه ای معین همراه با امكان نشان دادن نوآوری، زمینه را برای عملیات اثرگذار آماده می سازد.
۲) عمل دموكراتیك:
مدیریت استراتژیك، دموكراتیك است. اگرچه در چنین وضعیتی از توان فنی بالایی بهره گیری می شود، در عین حال مدیریت استراتژیك مبتنی بر یك دیدگاه كل نگرانه برای هدایت سازمان است. چنین مشخصه ای را مدیریت استراتژیك از رویكرد مشاركتی كه به فعالیت همه اعضای سازمان می انجامد، وام می گیرد.
۳) جامعیت:
پارادایم نوین مدیریت، به جای توجه و اقدام به رویكرد جزء نگرانه، یك روش جامع اختیار می كند. گرچه این امر تاحدودی چالش انگیز می نمایاند، ولی همه مسایل به صورت خود انگیخته رفع می شود و آثار دوسویه آنها همانند راه حل هایی كه طراحی می شوند، قابل ارزشیابی اند.
۴) درهم تنیدگی: 
مدیران همگی هم قدم با اعضای ارشد سازمان به صورت مشترك به عمل مدیریت استراتژیك اقدام می كنند. چنین ویژگی ای فرصتی برای ارزشیابی راهبردهای اختیاری در درون یك چارچوب مشترك ایجاد كرده و بیشترین حمایت را برای مدیران و اعضای سازمان جلب می كند.
۵) عمل مشاركتی: 
شاید حیاتی ترین جنبه مدیریت استراتژیك، تعهد به فرایند عمل مشاركتی است. توجه به مشاركت، سبب وفاق همه جانبه برای اصلاح، جایگزین و حذف برخی برنامه ها می شود. 
ظهور و بروز شاخص های مدیریت نوین، آنگاه عملی می گردد كه مدیران، نگرش مثبتی به تغییر و نوآوری و تدوین راه حل های بلندمدت برای رویارویی با مسایل داشته باشند.


دكتر محرم آقازاده
منبع: SG Group, Building a New Global Management Paradigm, ۱۹۹۹
@Managementhints
انسانی که دوزخ مصیبت های خود را پشت سر نگذاشته، هرگز بر آنها غلبه نکرده است.

- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
جدول اختلاف دریافت متوسط مدیران ارشد با کارمندان در کشورهای پیشرفته

منبع:خبرگزاری تسنیم
@Managementhints
برای اصیل بودن کافی است که
دروغ نگویی،
آغاز اصالت خوب همین است که
نخواهی چیزی باشی که نیستی.


🕴 لودویگ ویتگنشتاین
@Managementhints
به نظر شما «برترین مدیر کسب‌وکار» چه کسی است، چگونه رفتار می‌کند، چه تعریفی دارد و چگونه کار می‌کند؟ مثلا همه با استیو جابز آشنا هستیم.

 

او بی‌تردید یکی از همین برترین مدیران کسب‌وکار در جهان بود، اما به صورت کلی، می‌توان گفت که برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، آنهایی هستند که کارهای خود را به‌خوبی انجام می‌دهند. آنها می‌توانند دشواری‌ها و چالش‌های اقتصادی را به موفقیت بدل کنند و از ایده‌هایشان به واقعیت‌هایی دست یابند که جهان را از همه جهت دگرگون می‌کند. این اشخاص ضرورتا نباید زمامدار شرکت خود باشند.

آنها الزاما نقش رییس هیات‌مدیره یا مدیر یک کسب‌وکار بزرگ را ایفا نمی‌کنند. یک مدیر برگزيده را حتی می‌توان در نقش یک فروشنده پیدا کرد، زمانی که او راهی نوین و اصلاح‌شده برای خدمات بهتر به مشتریان و شرکتش می‌یابد. بنابراین، باید آگاه بود که برترین مدیر جهان هر کسی می‌تواند باشد، اما دقیقا آن کسی می‌تواند مفتخر به عنوان برترین مدیر شود که تاثیری کلان و مثبت بر کل فضاهای کاری بگذارد، نگرش ما نسبت به مفهوم کسب‌وکار را دگرگون کند و مسوولیت‌های خطیری را با موفقیت از سر بگذراند.

اینجا قصد داریم درباره‌ این دسته از مدیران صحبت کنیم: برترین مدیران کسب‌وکار در جهان و عادت‌هایشان. تعجب‌برانگیز نیست اگر مدعی شویم که طنابی مشترک اما بسیار ظریف وجود دارد که برترین مدیران جهان را از باقی فعالان کسب‌وکار جدا می‌کند. این طناب از جنس حصار یا مانعی نیست که آنها در مقابل خود کشیده باشند، بلکه در عوض آنها کسانی هستند که از برخی قواعد و عادات مشخص پیروی می‌کنند و سرتاسر زندگی‌شان را به همین طریق می‌گذرانند.

 

1 در پی شهرت و آوازه نیستند

شهرت را باید صرفا نتیجه‌ طبیعی عمل‌ها و رفتارهای برترین رهبران اقتصادی جهان دانست. آنها بهترین انتخاب را برای رفاه حال مشتریان خود انجام می‌دهند و منافع و علایق آنها، شرکت‌هایشان و اجتماعشان را برآورده می‌سازند. آنها دوست دارند که همگان با رضایت و خرسندی از پای میز مذاکره بلند شوند و حس موفقیت داشته باشند. آنها به خاطر جلب توجه‌ها و نگاه‌ها از سوی رسانه‌ها و مطبوعات دست به هیچ عملی نمی‌زنند، بلکه همان عملی را انجام می‌دهند که باید انجام دهند، چرا که این کار بهترین کاری است که باید در یک شرایط مفروض انجام دهند.

 

2 از نقد و نظر نمی‌هراسند

برترین مدیران کسب‌وکار در جهان، همواره سعی می‌کنند بهترین تصمیمی را که به هر دو طرف مذاکره سود می‌رساند، اتخاذ کنند. آنها همواره به منافع و علایق مشتریان، شرکت‌ها و شرکایشان توجه خاصی دارند؛ این نکته بسیار جالبی است. درست همان‌طور که شهرت و آوازه هیچ اهمیتی نباید داشته باشد، نقد و نظر نیز نباید از اهمیت چندانی برخوردار باشند. همواره کسانی وجود دارند که نقد می‌کنند و نظراتشان را بدون توجه به وضعیت و شرایط طرح می‌کنند، اما این نقد و نظرها مدیران نخبه را ناراحت یا دلسرد نمی‌کند. رهبران اقتصادی جهان به راحتی می‌توانند نقد و نظر سالم را از نقد و نظر ناسالم تشخیص دهند و بر همین مبنا، دست به عمل درست بزنند. آنها حتی می‌توانند از این نقدها در راستای پیشبرد اهدافشان سود ببرند.

 

3 به سوپراستار بودن اعتقادی ندارند

درست همان‌طور که این مدیران خودشان را محور و مبنای فعالیت‌های اقتصادی قرار نمی‌دهند، به همین نحو اجازه نمی‌دهند که هیچ کسی به عنوان محور یا مبنای این فعالیت‌ها مطرح شود. نزد مدیران برگزيده، هیچ قهرمانی در گروه‌های کاری وجود ندارد و همه چیز با مشارکت، همدلی و همکاری جمعی به دست می‌آید. همه مشارکت‌کنندگان در فعالیت‌های گروهی، می‌توانند به‌طور فردی خودشان را به رسمیت بشناسند و تصدیق کنند، اما هر کسی تنها برای مقاصد جمعی فعالیت می‌کند. در عین حال، می‌توان انتظار داشت که عده‌ای بیش از بقیه دست به فعالیت و کار بزنند. پس در هر صورت هرگز فراموش نباید کرد که تمام پیروزی‌ها از آن تيم است، درست همان‌طور که همه‌ شکست‌ها نیز شکست‌های جمعی هستند.

 

4 خودشان بخشی از گروه هستند

مدیران برگزيده کسانی نیستند که به راحتی به همگان دستور بدهند یا قاعده وضع کنند. آنها از شفافیت و روشن‌بینی مطلق در قبال کسانی که با آنها کار می‌کنند، برخوردار هستند. آنها خودشان بخشی از گروه هستند، پس به خوبی می‌دانند که باید توجه ویژه‌ای به اجرای قواعد و قوانین گروهی داشته باشند و حتی باید خودشان در قبال وظایفشان به دیگر اعضای گروه، به کارمندان پایین‌دست یا بالادست، پاسخ‌گو باشند. برترین رهبران کسب و کار در جهان کسانی هستند که برای تمام اعضای گروه ارزش‌های یکسان و برابری قایل هستند. از آنجا که خود این مدیران نیز بخشی از گروه هستند، پس آنها نیز از ارزش برابری با دیگر اعضای گروه برخوردارند.

 

5 مشکل را به طور بنياني حل می‌کنند

این دسته از مدیران می‌دانند که وقتی وقفه‌ای، اختلالی یا مشکلی در فرآیند کسب‌وکا
ر پیش می‌آید، آنگاه وظیفه‌ آنهاست تا مشکل مزبور را از اصل حل کنند، مثلا مشکل را می‌توان در محصولات خراب یا کارمندان بی‌کفایت مشاهده کرد. مشکل هرچه باشد، باز هم مدیران برتر می‌توانند آن مشکل را به نحوی برطرف کنند که دیگر اعضای گروه به خوبی بتوانند به فرآیندهای کاریشان ادامه دهند و اختلالی در وضعیت کاریشان ایجاد نکنند.

 

6 بیشتر پرسشگر هستند تا پاسخگو

استفان کاوی یکی از بزرگ‌ترین مدیران کسب‌وکار در جهان است. او می‌گوید: «اشخاص تاثیرگذار کسانی هستند که در پی فهمیدن هستند و نه فهمیده‌شدن.» مدیران برجسته بیش از هر چیز می‌خواهند بدانند اوضاع از چه قرار است. در واقع، آنها می‌خواهند دائما به دانش خود بیافزایند. در نتیجه، آنها بیشتر از روحیه‌ای پرسشگر برخوردار هستند تا اینکه بخواهند به سوالات دیگران پاسخ دهند یا خودشان را در معرض رسانه‌ها و مطبوعات قرار دهند. هرگز نباید از یادمان برود که پرسشگری یکی از مهم‌ترین و قدرتمندترین ابزارهای موجود در جعبه‌ ابزار رهبران کسب‌وکار در سرتاسر جهان است.

 

7 واجد بصیرت خاصی هستند

مدیران برگزيده به خوبی، می‌دانند که باید دست آخر در مقابل بصیرتشان پاسخگو باشند، اما این بصیرت پیش از آنکه به پاسخگویی نیاز داشته باشد، نوعی چراغ راهنما به حساب می‌آید. آنها از این بصیرت سود می‌برند تا گروه‌های کاریشان را هدایت کنند و به مقصد برسانند. حتی وقتی شرایط اخلاقی در فضای کاری علیه آنها باشد یا وقتی بدگویان همه‌جا مشغول شایعه‌پراکنی پیرامون شرکت‌‌شان باشند، باز آنها به بصیرت و بینش خود تکیه می‌زنند تا با نوآوری‌های تازه راه را برای آینده‌ شرکت بگشایند. به خاطر بسپاریم که هر موفقیتی که در عرصه‌ ابتکار و نوآوری به دست آمده باشد، مرهون همین بصیرت نو و وفاداری به این بصیرت است. به همین خاطر، باید اذعان کرد که بصیرت این مدیران همواره به واقعیتی نو در سرتاسر جهان کسب‌وکار بدل می‌شود.

 

نتیجه‌گیری: همان‌طور که در ابتدای این مقاله اشاره کردم، هر کسی می‌تواند یک مدیر برجسته و موفق باشد. این گفته واقعا صحت دارد و همه‌جا خودش را نشان داده است، اما اگر کمی سخت‌گیر باشیم، به راحتی می‌توانیم از ماجراهای زندگی این بزرگان و فراز و نشیب‌های آن تجربه بياموزيم.

منبع:روزنامه دنیای اقتصادی

@Managementhints
‏شازده کوچولو پرسید : از کی اوضاع بهتر میشه؟
روباه گفت : از وقتی بفهمی همه چیز به خودت بستگی داره !
@Managementhints