⭕️ آیا تفکر منطقی همیشه جواب میدهد؟!
✅در روستایی کشاورزی زندگی میکرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس میداد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلیها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمیتواند پول او را پس دهد معاملهای پیشنهاد داد. او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشید. دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد.
✅ پیرمرد کلاهبردار برای اینکه حسننیت خود را نشان دهد گفت: اصلا یک کاری میکنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسهای خالی میاندازم. دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد، اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من شود و بدهی بخشیده میشود، و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده میشود. اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
✅ این گفتوگو در جلوی خانهی کشاورز انجام شد که زمین آنجا پر از سنگریزه بود. پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد که او دو سنگریزهی سیاه از زمین برداشته است، ولی چیزی نگفت!
✅سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار میکردید؟! چه توصیهای برای آن دختر داشتید؟
✅اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید میبینید که سه امکان وجود دارد:
1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
2. هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
3. یکی از آن سنگریزههای سیاه را بیرون آورده و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
✅لحظهای به این شرایط فکر کنید، هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده میشود. معضل این دختر جوان را نمیتوان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید. اگر شما بودید چه کار میکردید؟! و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
✅دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزههای دیگر غیرممکن بود. در همین لحظه دختر گفت: چقدر من دستوپا چلفتی هستم! اما مهم نیست، اگر سنگریزهای را که داخل کیسه است درآوریم، معلوم میشود سنگریزهای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است... و چون سنگریزهای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار، سنگریزهی گم شده سفید باشد.
✅پیرمرد هم نتوانست به حیلهگری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است! نتیجهای که 100 درصد به نفع آنها بود.
1. همیشه یک راهحل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
2. این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویهی "خوب" به مسایل نگاه نمیکنیم.
3. همهی ما میتوانیم سرشار از افکار و ایدههای مثبت و تصمیمهای عاقلانه باشیم!
@Managementhints
✅در روستایی کشاورزی زندگی میکرد که پول زیادی را از پیرمردی قرض گرفته بود و باید هرچه زودتر به او پس میداد. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلیها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمعکار متوجه شد کشاورز نمیتواند پول او را پس دهد معاملهای پیشنهاد داد. او گفت اگر با دختر کشاورز ازدواج کند بدهیش را خواهد بخشید. دختر از شنیدن این حرف به وحشت افتاد.
✅ پیرمرد کلاهبردار برای اینکه حسننیت خود را نشان دهد گفت: اصلا یک کاری میکنیم، من یک سنگریزه سفید و یک سنگریزه سیاه در کیسهای خالی میاندازم. دختر تو باید با چشمان بسته یکی از این دو را بیرون آورد، اگر سنگریزه سیاه را بیرون آورد باید همسر من شود و بدهی بخشیده میشود، و اگر سنگریزه سفید را بیرون آورد لازم نیست که با من ازدواج کند و بدهی نیز بخشیده میشود. اما اگر او حاضر به انجام این کار نشود باید پدر به زندان برود.
✅ این گفتوگو در جلوی خانهی کشاورز انجام شد که زمین آنجا پر از سنگریزه بود. پیرمرد خم شد و دو سنگریزه برداشت. دختر که چشمان تیزبینی داشت متوجه شد که او دو سنگریزهی سیاه از زمین برداشته است، ولی چیزی نگفت!
✅سپس پیرمرد از دخترک خواست که یکی از آنها را از کیسه بیرون آورد. تصور کنید اگر شما آنجا بودید چه کار میکردید؟! چه توصیهای برای آن دختر داشتید؟
✅اگر خوب موقعیت را تجزیه و تحلیل کنید میبینید که سه امکان وجود دارد:
1. دختر جوان باید آن پیشنهاد را رد کند.
2. هر دو سنگریزه را در آورد و نشان دهد که پیرمرد تقلب کرده است.
3. یکی از آن سنگریزههای سیاه را بیرون آورده و با پیرمرد ازدواج کند تا پدرش به زندان نیفتد.
✅لحظهای به این شرایط فکر کنید، هدف این حکایت ارزیابی تفاوت بین تفکر منطقی و تفکری است که اصطلاحا جنبی نامیده میشود. معضل این دختر جوان را نمیتوان با تفکر منطقی حل کرد. به نتایج هر یک از این سه گزینه فکر کنید. اگر شما بودید چه کار میکردید؟! و این کاری است که آن دختر زیرک انجام داد:
✅دست خود را به داخل کیسه برد و یکی از آن دو سنگریزه را برداشت و به سرعت و بدون اینکه سنگریزه دیده شود وانمود کرد که از دستش لغزیده و به زمین افتاده. پیدا کردن آن سنگریزه در بین انبوه سنگریزههای دیگر غیرممکن بود. در همین لحظه دختر گفت: چقدر من دستوپا چلفتی هستم! اما مهم نیست، اگر سنگریزهای را که داخل کیسه است درآوریم، معلوم میشود سنگریزهای که از دست من افتاده چه رنگی بوده است... و چون سنگریزهای که در کیسه بود سیاه بود پس باید طبق قرار، سنگریزهی گم شده سفید باشد.
✅پیرمرد هم نتوانست به حیلهگری خود اعتراف کند و شرطی را که گذاشته بود به اجبار پذیرفت و دختر نیز تظاهر کرد که از این نتیجه حیرت کرده است! نتیجهای که 100 درصد به نفع آنها بود.
1. همیشه یک راهحل برای مشکلات پیچیده وجود دارد.
2. این حقیقت دارد که ما همیشه از زاویهی "خوب" به مسایل نگاه نمیکنیم.
3. همهی ما میتوانیم سرشار از افکار و ایدههای مثبت و تصمیمهای عاقلانه باشیم!
@Managementhints
👏8❤2
🔳⭕️خواب حرفه ای چیست؟
🔺یکی از آفتهایی که هر حرفه را تهدید میکند خواب حرفهای است. خواب حرفهای عبارت است از حسی که به هر یک از ما دست میدهد و فکر میکنیم که کارمان را به بهترین نحو انجام میدهیم، در حالیکه بر اثر روزمرگی به خواب فرو رفتهایم و روز به روز احتمال غرق شدن یا واژگون شدن را بالا میبریم.
🔺راننده سرویس بچههای دبستان که روزهای اول با وسواس کودکان را سوار میکرد و با دقت رانندگی میکرد، کم کم بچهها را به عنوان کالاهای روزمره میبیند و بیتوجه به اینکه اینها هنوز هم چشم و چراغ والدینشان هستند در هیاهوی شهر میراند...
🔺معلمی که در ایام نخست خود را در جایگاه تعلیم و تعلم می دید و شغل خود را با شغل انبیاء مقایسه میکرد، اندک اندک دانش آموزان را نمیبیند و فقط به حقوق و اقساطش میاندیشد و گذران روزهای عمر...
🔺پزشک سوگند خورده و پر انرژی سالهای اولین، به تدریج با بیماری و درد بیماران خو میگیرد و یادش میرود که گرچه او همان پزشک دیروزی است اما این بیمار، بیمار امروزی است و این بیمار نمیداند که تو برای بیماران قبل چقدر جانفشانی کردی؛ او فقط از تو التیام میخواهد برای خودش، بدون توجه به دیروز و فردا...
🔺هنرمند طراح که اولین سفارشاتش را با خلاقیت و هنرآفرینی زیاد انجام میداد ، آرام آرام همهی مراجعین را به یک چشم میبیند و کارهایش بدون نوآوری ارائه میگردد...
🔺مدیر لایق کارخانه که تمامی همت خود را برای ایجاد کار بکار بسته است، کم کم میاندیشد که رسالت خود را به پایان رسانده، دیگر کارگران خود را نمیبیند؛ گویی فراموش کرده که حیات کارخانهاش به تلاش این کارگران وابسته است...
🔺یادم میآید بچه که بودم روزی برای بازی الک و دولک از شهر خارج شده بودیم و باید قطعات حدود یک وجبی از چوب را میبریدیم تا آماده بازی شود. پدرم اولین قطعه را که برید علامت زد و گفت این قطعه را توی جیبت نگه دار و همه قطعات را با این قطعه مقایسه کن، چون در برش هر قطعه کمی خطا خواهی داشت و کم کم اندازه از دستت خارج میشود.
👁🗨 ای کاش قطعه اول اصول حرفهای را توی جیبمان نگه میداشتیم تا خدای ناکرده بخواب حرفهای فرو نرویم!
@Managementhints
🔺یکی از آفتهایی که هر حرفه را تهدید میکند خواب حرفهای است. خواب حرفهای عبارت است از حسی که به هر یک از ما دست میدهد و فکر میکنیم که کارمان را به بهترین نحو انجام میدهیم، در حالیکه بر اثر روزمرگی به خواب فرو رفتهایم و روز به روز احتمال غرق شدن یا واژگون شدن را بالا میبریم.
🔺راننده سرویس بچههای دبستان که روزهای اول با وسواس کودکان را سوار میکرد و با دقت رانندگی میکرد، کم کم بچهها را به عنوان کالاهای روزمره میبیند و بیتوجه به اینکه اینها هنوز هم چشم و چراغ والدینشان هستند در هیاهوی شهر میراند...
🔺معلمی که در ایام نخست خود را در جایگاه تعلیم و تعلم می دید و شغل خود را با شغل انبیاء مقایسه میکرد، اندک اندک دانش آموزان را نمیبیند و فقط به حقوق و اقساطش میاندیشد و گذران روزهای عمر...
🔺پزشک سوگند خورده و پر انرژی سالهای اولین، به تدریج با بیماری و درد بیماران خو میگیرد و یادش میرود که گرچه او همان پزشک دیروزی است اما این بیمار، بیمار امروزی است و این بیمار نمیداند که تو برای بیماران قبل چقدر جانفشانی کردی؛ او فقط از تو التیام میخواهد برای خودش، بدون توجه به دیروز و فردا...
🔺هنرمند طراح که اولین سفارشاتش را با خلاقیت و هنرآفرینی زیاد انجام میداد ، آرام آرام همهی مراجعین را به یک چشم میبیند و کارهایش بدون نوآوری ارائه میگردد...
🔺مدیر لایق کارخانه که تمامی همت خود را برای ایجاد کار بکار بسته است، کم کم میاندیشد که رسالت خود را به پایان رسانده، دیگر کارگران خود را نمیبیند؛ گویی فراموش کرده که حیات کارخانهاش به تلاش این کارگران وابسته است...
🔺یادم میآید بچه که بودم روزی برای بازی الک و دولک از شهر خارج شده بودیم و باید قطعات حدود یک وجبی از چوب را میبریدیم تا آماده بازی شود. پدرم اولین قطعه را که برید علامت زد و گفت این قطعه را توی جیبت نگه دار و همه قطعات را با این قطعه مقایسه کن، چون در برش هر قطعه کمی خطا خواهی داشت و کم کم اندازه از دستت خارج میشود.
👁🗨 ای کاش قطعه اول اصول حرفهای را توی جیبمان نگه میداشتیم تا خدای ناکرده بخواب حرفهای فرو نرویم!
@Managementhints
❤7👏2
«باید بدانی چه چیزهایی را میفهمی و چه چیزهایی را نمیفهمی… باید استعدادهایت را کشف کنی. اگر وارد یک بازی بشوی که بقیه استعدادش را دارند و تو نداری، بازنده خواهی شد. این از تمام پیش بینیهایی که میتوانی انجام بدهی به یقین نزدیک تر است. باید کشف کنی کجاها برتری داری. باید در حوزه دایره تواناییات وارد بازی شوی.»
📘:هنر شفاف اندیشیدن
👤: رولف دوبلی
@Managementhints
📘:هنر شفاف اندیشیدن
👤: رولف دوبلی
@Managementhints
👏6❤5
✍توماس ساول، اقتصاددان و نویسنده
🔹️ احمقانهترین و خطرناکترین روش برای تصمیمگیری این است که گرفتن تصمیمات را به افرادی بسپاریم که هیچ هزینهای برای اشتباه بودن آن تصمیمات نمیپردازند.
@Managementhints
🔹️ احمقانهترین و خطرناکترین روش برای تصمیمگیری این است که گرفتن تصمیمات را به افرادی بسپاریم که هیچ هزینهای برای اشتباه بودن آن تصمیمات نمیپردازند.
@Managementhints
👏5👍2❤1
🔴 منحنی تغییرات انسان
ما در رویارویی با اتفاقات متفاوت، بخش یا همهی این چرخه را تجربه میکنیم
💡شما هماکنون در حال تجربهی کدام یک از این حالات هستید؟
@Managementhints
ما در رویارویی با اتفاقات متفاوت، بخش یا همهی این چرخه را تجربه میکنیم
💡شما هماکنون در حال تجربهی کدام یک از این حالات هستید؟
@Managementhints
👏4❤1
#یادداشت_روزانه_یک_استاد:
استاد و ارکستر سمفونی خواب
موضوع: اعضای محترم ارکستر خواب عمیق کلاس
سلام بر شما نوازندگان چیرهدست خلسه!
من، همان رهبر ارکستر ناخواسته، میخواهم امروز از دیدگاه خودم برایتان بنویسم.
شما فکر میکنید می خواهم درباره "نظریه احتمالات" یا "تاریخ ادبیات قرن هجدهم" مطلب بنویسم؟
اشتباه نکنید.
من در واقع در حال رهبری یک ارکستر سمفونی خواب هستم.
نقش من در این ارکستر، بسیار حیاتی است:
من خواننده لالاییها هستم:
حجم صدای یکنواخت و زیروبمِ ثابت من، دقیقاً مطابق با استانداردهای بینالمللی "مؤسسه خوابآوری کلاسهای درس" کالیبره شده است.
اسلایدهای پاورپوینت:
تصاویر رویایی شما هستند، آنها برای این طراحی شدهاند که چشمان خسته شما را با رنگهای ملایم و انبوهی از متن، به آرامی ببندند.
صندلی شما:
بهترین دوست شماست. گاهی اوقات میبینم که با چه ظرافت و عشقی سرتان را به آن تکیه میدهید، گویی در آغوش یک ابر نرم فرود آمدهاید.
من به عنوان رهبر این ارکستر، شاهد اجرای بینظیر شما هستم:
حرکت آهسته و سنگین پلکها در نبرد با جاذبه زمین.
تکانهای ناگهانی سر (که من اسم آن را "هایکوی بیداری" میگذارم) و سپس بازگشت قهرمانانه به حالت خواب.
هنرنمایی آن عزیزی که در ردیف اول مینشیند، قلم به دست میگیرد و حتی در حالت خواب، یادداشتهای مبهم برمیدارد! (احترام من به شما)
و اما سوال فلسفی همیشگی من:
آیا فضای کلاس یک"اتاق خواب دنج" است یا شما "خوابزدگان حرفهای" هستید که هر فضایی را به یک آغوش گرم تبدیل میکنید؟
گاهی اوقات آرزو میکنم میتوانستم صورتحساب کوچکی برای شما صادر کنم:
"هزینه آب و برق و گرمایش اتاق خواب نیمهخصوصی با امکانات آموزشی رایگان!"
اما در پایان، باید اعتراف کنم که من به شما حسادت میکنم! آن آرامش و راحتی که روی صورتتان در حین چرت کلاسی میبینم، در حین جلسات طولانی دانشگاه، برای من یک رویای دستنیافتنی است!
پس ادامه دهید.
استراحت کنید.
اما قول دهید که گاهی اوقات، بین دو قطعه از این سمفونی خواب، برای پاسخ به سوال استاد، چشمانتان را باز کنید.
قول میدهم لالایی بعدی را از همه آرامبخشتر بخوانم!
با احترام،
رهبر ارکستر و خواننده لالاییهای اجباری
#دکتر_مصطفی_یوسفی
@Managementhints
https://www.instagram.com/p/DP4r-lBDA9D/?igsh=ZWc3MHd1cjVkc3Bt
استاد و ارکستر سمفونی خواب
موضوع: اعضای محترم ارکستر خواب عمیق کلاس
سلام بر شما نوازندگان چیرهدست خلسه!
من، همان رهبر ارکستر ناخواسته، میخواهم امروز از دیدگاه خودم برایتان بنویسم.
شما فکر میکنید می خواهم درباره "نظریه احتمالات" یا "تاریخ ادبیات قرن هجدهم" مطلب بنویسم؟
اشتباه نکنید.
من در واقع در حال رهبری یک ارکستر سمفونی خواب هستم.
نقش من در این ارکستر، بسیار حیاتی است:
من خواننده لالاییها هستم:
حجم صدای یکنواخت و زیروبمِ ثابت من، دقیقاً مطابق با استانداردهای بینالمللی "مؤسسه خوابآوری کلاسهای درس" کالیبره شده است.
اسلایدهای پاورپوینت:
تصاویر رویایی شما هستند، آنها برای این طراحی شدهاند که چشمان خسته شما را با رنگهای ملایم و انبوهی از متن، به آرامی ببندند.
صندلی شما:
بهترین دوست شماست. گاهی اوقات میبینم که با چه ظرافت و عشقی سرتان را به آن تکیه میدهید، گویی در آغوش یک ابر نرم فرود آمدهاید.
من به عنوان رهبر این ارکستر، شاهد اجرای بینظیر شما هستم:
حرکت آهسته و سنگین پلکها در نبرد با جاذبه زمین.
تکانهای ناگهانی سر (که من اسم آن را "هایکوی بیداری" میگذارم) و سپس بازگشت قهرمانانه به حالت خواب.
هنرنمایی آن عزیزی که در ردیف اول مینشیند، قلم به دست میگیرد و حتی در حالت خواب، یادداشتهای مبهم برمیدارد! (احترام من به شما)
و اما سوال فلسفی همیشگی من:
آیا فضای کلاس یک"اتاق خواب دنج" است یا شما "خوابزدگان حرفهای" هستید که هر فضایی را به یک آغوش گرم تبدیل میکنید؟
گاهی اوقات آرزو میکنم میتوانستم صورتحساب کوچکی برای شما صادر کنم:
"هزینه آب و برق و گرمایش اتاق خواب نیمهخصوصی با امکانات آموزشی رایگان!"
اما در پایان، باید اعتراف کنم که من به شما حسادت میکنم! آن آرامش و راحتی که روی صورتتان در حین چرت کلاسی میبینم، در حین جلسات طولانی دانشگاه، برای من یک رویای دستنیافتنی است!
پس ادامه دهید.
استراحت کنید.
اما قول دهید که گاهی اوقات، بین دو قطعه از این سمفونی خواب، برای پاسخ به سوال استاد، چشمانتان را باز کنید.
قول میدهم لالایی بعدی را از همه آرامبخشتر بخوانم!
با احترام،
رهبر ارکستر و خواننده لالاییهای اجباری
#دکتر_مصطفی_یوسفی
@Managementhints
https://www.instagram.com/p/DP4r-lBDA9D/?igsh=ZWc3MHd1cjVkc3Bt
😁5🥱1
🔴 خطرناکترین زمان روز!
جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند، این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خودش می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد. این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعدازظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند .
1. من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
2. خطرناکترین زمان روز چه زمانی ست؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
@Managementhints
جمع بندی طیف وسیعی از مطالعات علمی در زمینه ریتم زمانی بدن ما (Chronobiology) نشان می دهد که در حدود سه چهارم از افراد ریتم کاری صبحگاهی دارند: یعنی در حدود بین ساعت ۷ تا ۹ صبح در اوج بازدهی ذهنی هستند، این آمادگی به مرور کاهش می یابد و در ساعتهای ابتدایی بعد از ظهر به حداقل خودش می رسد، و در نهایت در انتهای بعد از ظهر و ابتدای شب مجدداً به اوج خودش می رسد. این افراد را «مرغان صبحگاهی» می نامند. اما یک چهارم افراد ریتم کاری شبانه دارند: این افراد معمولاً تمایل دارند که دیرتر از خواب بیدار شوند، به مرور تا نزدیکی ظهر کم کم انرژی ذهنی خودشان را کسب می کنند ولی مجدداً در ساعتهای ابتدایی بعدازظهر این انرژی کاهش مییابد تا اینکه در ساعتهای ابتدایی شب مجدداً این انرژی ذهنی به اوج خود میرسد (معمولاً بیشتر از صبح) و لذا تمایل دارند تا ساعتهای دیرتری از شب بیدار بمانند. این افراد را «جغدهای شامگاهی» می نامند .
1. من مرغ صبحگاهی هستم یا جغد شامگاهی؟ این یکی از مهمترین سؤالاتی که هر کدام از ما باید هم بپرسیم و هم به صورت دقیق و سیستماتیک جواب آن را پیدا کنیم. اشتباه ما در پاسخ دادن به این سؤال مساوی ست با تلف کردن ساعتهای طلایی زندگی مان در طول «تک تک روزهای عمرمان». یافتن پاسخ مناسب و هماهنگ کردن فعالیتهای حرفه ای با ریتم کاری خودمان مساوی ست با افزایش بازدهی فعالیتهای حرفه ای ما، بدون هیچگونه تلاش بیشتری!
2. خطرناکترین زمان روز چه زمانی ست؟ اگر به قدر مشترک دو گروه بالا توجه کنیم می بینیم که هر دو گروه در ساعتهای ابتدای بعد از ظهر در پایین ترین میزان آمادگی ذهنی هستند. این ساعتها را خطرناکترین ساعتهای روز می توان قلمداد کرد. بایستی از فعالیتهای مهم، تصمیمات کلیدی، مذاکرات سرنوشت ساز، و جلسات مهم در این ساعتها اجتناب کنیم. این ساعتها را می توانیم به فعالیتهایی اختصاص دهیم که بیشتر حالت تکراری دارند و نیازمند تمرکز و خلاقیت و انرژی ذهنی بالایی نیستند.
@Managementhints
👏5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴انقلاب در صنعت گوشی؛
آنر تو مراسم معرفی سری مجیک 8، همه رو غافلگیر کرد؛ یه گوشی جدید معرفی کرد که مثل یه رباته واقعیه ظاهرش مثل گوشی معمولیه، فقط دوربینش یه کم برجستهتره چون از همونجا یه بازوی رباتیک کوچیک درمیاد که خودش میتونه بچرخه، سوژه رو دنبال کنه و لرزش رو از بین ببره، یعنی یه فیلمبرداری خفن بدون دست! همهی اینا هم با هوش مصنوعی مخصوص آنر به اسم YOYO کنترل میشه که حتی احساساتتو میفهمه و بر اساس حال و کارهات پیشنهاد میده. وقتی یه روز حالت بد باشه yoyo احساساتتو درک میکنه و سعی میکنه با حرف زدن آرومت کنه.
@Managementhints
آنر تو مراسم معرفی سری مجیک 8، همه رو غافلگیر کرد؛ یه گوشی جدید معرفی کرد که مثل یه رباته واقعیه ظاهرش مثل گوشی معمولیه، فقط دوربینش یه کم برجستهتره چون از همونجا یه بازوی رباتیک کوچیک درمیاد که خودش میتونه بچرخه، سوژه رو دنبال کنه و لرزش رو از بین ببره، یعنی یه فیلمبرداری خفن بدون دست! همهی اینا هم با هوش مصنوعی مخصوص آنر به اسم YOYO کنترل میشه که حتی احساساتتو میفهمه و بر اساس حال و کارهات پیشنهاد میده. وقتی یه روز حالت بد باشه yoyo احساساتتو درک میکنه و سعی میکنه با حرف زدن آرومت کنه.
@Managementhints
❤3👍2🥴1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▶️ دیوارها و خندقها دوام نمیآورند؛ تنها ناجی شما نوآوری است
💎نقل دیوارهای قسطنطنیه فقط روایت تاریخ نیست؛ استعارهای است برای هر رهبری که در عصر دگرگونی، هنوز بر قدرتهای بهجامانده از گذشته تکیه دارد.
اسکات آنتونی، استاد دانشگاه دارتموث، توضیح میدهد هر مدیرعامل و استراتژیستی پیش از آنکه توپخانهی نوآوری دیوارهای میراثیشان را در هم بشکند، باید چه پرسشهایی از خود بپرسد.
در عصر تحول و نوآوری، ریسک نکردن بزرگترین ریسک است.
@Managementhints
💎نقل دیوارهای قسطنطنیه فقط روایت تاریخ نیست؛ استعارهای است برای هر رهبری که در عصر دگرگونی، هنوز بر قدرتهای بهجامانده از گذشته تکیه دارد.
اسکات آنتونی، استاد دانشگاه دارتموث، توضیح میدهد هر مدیرعامل و استراتژیستی پیش از آنکه توپخانهی نوآوری دیوارهای میراثیشان را در هم بشکند، باید چه پرسشهایی از خود بپرسد.
در عصر تحول و نوآوری، ریسک نکردن بزرگترین ریسک است.
@Managementhints
👍5❤1
كسى كه همه چيز را مىخواهد، رفتار غيراستراتژيك دارد؛ استراتژى يعنى مىدانى چه چيز را حاضر هستى در راه به دست آوردن چه چيز ديگرى قربانى كنى!
@Managementhints
@Managementhints
👍6
شنیدن نظرات دیگران برای اینکه متوجه شوید عملکردتان چگونه بوده، کاری ترسناک است؛ اما هر ذره یِ کوچک از این بازخوردها موجب رشد و پیشرفت تان خواهد شد. دیدن خودتان آنگونه که هستید به شهامت و تعهد نیاز دارد. اگر دوست نداشته باشید واقعیت را بشنوید، نخواهید توانست در زندگیتان دگرگونی ایجاد کنید. افراد پس از کشف بخش هایی از وجودشان که برای دورهای طولانی پنهان بوده است، دچار فرآیند اندوه و ناراحتی می شوند. اگر درباره یِ علاقه و عشق به خودتان، خود را فریب داده اید، باید اجازه بدهید برای مدتی خشمگین و ناراحت باشید.
به یاد داشته باشید که کلیت وجودتان با انتقال برخی احساس ها و هیجانات به سایهتان دچار تغییر نمیشود. شما هرگز فردی دیگر نمیشوید. خودِ واقعی و شگفت انگیزتان همیشه در اعماقِ جودتان، وجود خواهد داشت و پنهان میماند تا او را دوباره بازیابید. بنابراین دوستی با "سایه" راهی است برای به یاد آوردن آنچه واقعاً هستید. حالا که بازخوردهای دیگران را شنیدیم اجازه بدهید فرآیند آشکار ساختن سایه را ادامه بدهیم...
#دبی_فورد
کتاب: جوجه اردک زشت
@Managementhints
به یاد داشته باشید که کلیت وجودتان با انتقال برخی احساس ها و هیجانات به سایهتان دچار تغییر نمیشود. شما هرگز فردی دیگر نمیشوید. خودِ واقعی و شگفت انگیزتان همیشه در اعماقِ جودتان، وجود خواهد داشت و پنهان میماند تا او را دوباره بازیابید. بنابراین دوستی با "سایه" راهی است برای به یاد آوردن آنچه واقعاً هستید. حالا که بازخوردهای دیگران را شنیدیم اجازه بدهید فرآیند آشکار ساختن سایه را ادامه بدهیم...
#دبی_فورد
کتاب: جوجه اردک زشت
@Managementhints
👏6❤1
#بدهی_رفتاری و تهدید #حافظه_سازمان*
تو دنیای حسابداری یک مفهومی وجود داره به اسم *حسابداری تعهدی* (Accrual Accounting). مثال ساده اش اینه که فرض کنین شرکت شما در آذرماه خدماتی ارائه میده ولی مشتری قراره هزینه را توی دیماه پرداخت کنه. بر اساس حسابداری نقدی (Cash Accounting)، تا وقتی پول نرسیده، هیچ درآمدی ثبت نمیشه ولی در حسابداری تعهدی (Accrual Accounting) درآمد در همان آذرماه ثبت میشه، چون خدمات در آن ماه انجام شده.
بنابراین *در حسابداری، «آکیو» یعنی "ثبت و شناسایی تدریجی هزینهها یا درآمدها" حتی "اگر هنوز پرداخت نشده باشن".* در دنیای سازمان ها هم، احساسات و واکنشها دقیقاً هینجوری هستن؛ اگر «بیتوجهیهای کوچک» ثبت و ترمیم نشن، مثل بدهیهای انباشته، بالاخره روزی سیستم فرو میپاشه. به عبارتی *چیزهای منفی که توی زندگی به مرور انباشته میشن اگر بهموقع شناسایی و مدیریت نشن، تبدیل به بحران میشن.*
هر دلخوریِ نگفته، یک هزینهی معوق میشه؛ و هر سکوتِ معنا دار تکراری، یک بدهیِ جدید به جا میذاره. اگر مراقب Accrualهای احساسی نباشیم، به صورت ناگهانی اعلام ورشکستگی میکنیم نه در دفتر مالی، بلکه اینبار در دفتر احساسات و تعاملات انسانی.
*با اجازتون چندتا مثال بحث رو دنبال کنیم:*
*اول: در سطح خانواده*
در روابط زناشویی یا کاری، هر بار که احساس ناراحتی، خشم، ناامیدی یا بیتوجهی اتفاق میافته ولی کسی دربارهاش حرف نمیزنه، در واقع داره یک «بدهی عاطفی» ثبت میشه. این بدهیها اگر ثبت بشن ولی تسویه نشن، کمکم انباشته میشن و روزی سیستم رابطه ورشکسته میشه. همونطور که در حسابداری، «هزینه پرداختنشده» بحران مالی میسازه،
در رابطه هم «احساس پرداختنشده» بحران عاطفی میسازه.
*دوم: مثال در سطح سازمان*
در سازمانها هم Accrual میتونه استعارهای از تعلل در حل مشکلات کوچک باشه .وقتی مدیرها خطاهای کوچک، دلخوریهای تیم یا ضعفهای فرآیند رو نادیده میگیرن، دارن بدهیهای فرهنگی و رفتاری بزرگ انباشته میکنن.
نتیجه؟ بعد از مدتی، انفجار بیاعتمادی یا استعفاهای زنجیرهای رو شاهد هستیم.
*سوم در سطح جامعه*
در سطح جامعه هم، Accrual یعنی «انباشت تدریجیِ نادیدهگرفتنها.
هر بار که عدالت به تعویق میافته
هر بار که صدای گروهی شنیده نمیشه
هر بار که وعدهای داده میشه اما به فراموشی سپرده میشه
در واقع جامعه داره «بدهی اجتماعی» انباشته میکنه.
این بدهیها در عمق احساس مردم ثبت میشن و روزی که نشانههاش بیرون میزنه، همه با تعجب میپرسن: «چطور یهدفعه اینطور شد؟
*بحث پایانی*
حافظه سازمانی موضوع بسیار قدرتمند و جدیه. حافظه سازمانی خوبی و بدی ها نسبت به کارکنان و مشتریان، موفقیت و شکست ها، ملایمات و سخت گیری ها رو اصلا فراموش نمیکنه. ما با «آکیو» میتوانیم هم حافظه سازمانی مثبت بسازیم هم منفی.
زمانی منفی میشه که «آکیو» به بدهیهای نادیدهی انسانی منجر بشه. بیتوجهیهای کوچک، قولهای عملنشده، رفتارهای غیرشفاف، تصمیمهای یکطرفه، همهاش مثل اقساطی هستن که دیر یا زود باید پرداخت بشن. سازمانهایی که به موقع این بدهیها رو شناسایی و تسویه نمیکنن، ممکنه از بیرون موفق بهنظر برسن، اما از درون پر از خستگی، بیاعتمادی و دلزدگی هستن و در حافظه سازمان به عنوان نکته منفی باقی میمونن.
در مقابل، مدیرانی که «تفکر تعهدی انسانی» دارن، مثل حسابدارانی هستن که هر تراکنش کوچک رو در لحظه ثبت میکنن:
احساسها، بازخوردها و نیازهای پنهان تیمشون رو میبینن، میشنون و به موقع پاسخ میدن و حافظه مثبت سازمانی رو رقم میزنن.
*میخوام خواهش کنم در انتها در مورد این جمله فکر کنید:* "مدیریت واقعی، فقط دربارهی پول و پروژه نیست بلکه دربارهی احساس، اعتماد و تداوم روابطی است که حافظه مثبت سازمانی را میسازند."
@Managementhints
تو دنیای حسابداری یک مفهومی وجود داره به اسم *حسابداری تعهدی* (Accrual Accounting). مثال ساده اش اینه که فرض کنین شرکت شما در آذرماه خدماتی ارائه میده ولی مشتری قراره هزینه را توی دیماه پرداخت کنه. بر اساس حسابداری نقدی (Cash Accounting)، تا وقتی پول نرسیده، هیچ درآمدی ثبت نمیشه ولی در حسابداری تعهدی (Accrual Accounting) درآمد در همان آذرماه ثبت میشه، چون خدمات در آن ماه انجام شده.
بنابراین *در حسابداری، «آکیو» یعنی "ثبت و شناسایی تدریجی هزینهها یا درآمدها" حتی "اگر هنوز پرداخت نشده باشن".* در دنیای سازمان ها هم، احساسات و واکنشها دقیقاً هینجوری هستن؛ اگر «بیتوجهیهای کوچک» ثبت و ترمیم نشن، مثل بدهیهای انباشته، بالاخره روزی سیستم فرو میپاشه. به عبارتی *چیزهای منفی که توی زندگی به مرور انباشته میشن اگر بهموقع شناسایی و مدیریت نشن، تبدیل به بحران میشن.*
هر دلخوریِ نگفته، یک هزینهی معوق میشه؛ و هر سکوتِ معنا دار تکراری، یک بدهیِ جدید به جا میذاره. اگر مراقب Accrualهای احساسی نباشیم، به صورت ناگهانی اعلام ورشکستگی میکنیم نه در دفتر مالی، بلکه اینبار در دفتر احساسات و تعاملات انسانی.
*با اجازتون چندتا مثال بحث رو دنبال کنیم:*
*اول: در سطح خانواده*
در روابط زناشویی یا کاری، هر بار که احساس ناراحتی، خشم، ناامیدی یا بیتوجهی اتفاق میافته ولی کسی دربارهاش حرف نمیزنه، در واقع داره یک «بدهی عاطفی» ثبت میشه. این بدهیها اگر ثبت بشن ولی تسویه نشن، کمکم انباشته میشن و روزی سیستم رابطه ورشکسته میشه. همونطور که در حسابداری، «هزینه پرداختنشده» بحران مالی میسازه،
در رابطه هم «احساس پرداختنشده» بحران عاطفی میسازه.
*دوم: مثال در سطح سازمان*
در سازمانها هم Accrual میتونه استعارهای از تعلل در حل مشکلات کوچک باشه .وقتی مدیرها خطاهای کوچک، دلخوریهای تیم یا ضعفهای فرآیند رو نادیده میگیرن، دارن بدهیهای فرهنگی و رفتاری بزرگ انباشته میکنن.
نتیجه؟ بعد از مدتی، انفجار بیاعتمادی یا استعفاهای زنجیرهای رو شاهد هستیم.
*سوم در سطح جامعه*
در سطح جامعه هم، Accrual یعنی «انباشت تدریجیِ نادیدهگرفتنها.
هر بار که عدالت به تعویق میافته
هر بار که صدای گروهی شنیده نمیشه
هر بار که وعدهای داده میشه اما به فراموشی سپرده میشه
در واقع جامعه داره «بدهی اجتماعی» انباشته میکنه.
این بدهیها در عمق احساس مردم ثبت میشن و روزی که نشانههاش بیرون میزنه، همه با تعجب میپرسن: «چطور یهدفعه اینطور شد؟
*بحث پایانی*
حافظه سازمانی موضوع بسیار قدرتمند و جدیه. حافظه سازمانی خوبی و بدی ها نسبت به کارکنان و مشتریان، موفقیت و شکست ها، ملایمات و سخت گیری ها رو اصلا فراموش نمیکنه. ما با «آکیو» میتوانیم هم حافظه سازمانی مثبت بسازیم هم منفی.
زمانی منفی میشه که «آکیو» به بدهیهای نادیدهی انسانی منجر بشه. بیتوجهیهای کوچک، قولهای عملنشده، رفتارهای غیرشفاف، تصمیمهای یکطرفه، همهاش مثل اقساطی هستن که دیر یا زود باید پرداخت بشن. سازمانهایی که به موقع این بدهیها رو شناسایی و تسویه نمیکنن، ممکنه از بیرون موفق بهنظر برسن، اما از درون پر از خستگی، بیاعتمادی و دلزدگی هستن و در حافظه سازمان به عنوان نکته منفی باقی میمونن.
در مقابل، مدیرانی که «تفکر تعهدی انسانی» دارن، مثل حسابدارانی هستن که هر تراکنش کوچک رو در لحظه ثبت میکنن:
احساسها، بازخوردها و نیازهای پنهان تیمشون رو میبینن، میشنون و به موقع پاسخ میدن و حافظه مثبت سازمانی رو رقم میزنن.
*میخوام خواهش کنم در انتها در مورد این جمله فکر کنید:* "مدیریت واقعی، فقط دربارهی پول و پروژه نیست بلکه دربارهی احساس، اعتماد و تداوم روابطی است که حافظه مثبت سازمانی را میسازند."
@Managementhints
👏5❤1
ده مشکل کلیدی هنگام تلاش برای زیست اخلاقی
در پژوهشهای روانشناسی اخلاق و علوم رفتاری، هم موانع درونی (مثلاً تعصبات شناختی، خستگی اخلاقی) و هم موانع بیرونی (مثلا فشار سازمانی، ساختارهای نابرابر) شناسایی شدهاند. ذر اینجا ۱۰ مشکل شایع را آوردهایم.
✔️۱. محوشدن اخلاقی— وقتی جنبهی اخلاقیِ تصمیم از دید محو میشود.
در موقعیتهای پیچیده، جنبههای اخلاقی یک تصمیم بهتدریج کمرنگ میشوند و فرد آن را صرفاً بهعنوان "یک انتخاب کاری/ابزاری" میبیند؛ این پدیده در ادبیات بهعنوان محوشدن اخلاقی شناخته میشود.
✔️۲. بیانگیزگی اخلاقی و مکانیزمهای گریز اخلاقی
افراد با توجیهسازی و بازتعریف یک عمل، احساس مسئولیت را کاهش میدهند و راحتتر برخلاف قواعد اخلاقی رفتار میکنند. متاتحقیقات نشان میدهد ارتباط قوی بین سازوکارهای بیانگیزگی اخلاقی و رفتارهای ناسازگار وجود دارد.
✔️۳. مجوز اخلاقی — احساس مجوز پس از یک کار خوب
انجام یک عمل خوب یا نشان دادن یک ویژگی اخلاقی گاه موجب میشود بعدا رفتارهای غیر اخلاقی را توجیه کنیم.
✔️۴. فشار اجتماعی/همآوایی گروهی
وقتی تصور میکنیم دیگران نگران مسائل اخلاقی نیستند یا پیش خود میگوییم "همه اینطورند"، احتمال پیروی از رفتار نامناسب افزایش مییابد. پدیدهی همآوایی گروهی باعث میشود افراد، خطا را با سکوت توجیه کنند.
✔️۵. مقاومتهای سازمانی و ساختارهای ناکارآمد
ساختارهای پاداش/تنبیه، سیاستهای سازمانی یا فرهنگ سازمانی میتواند افراد را به انتخابهای غیر اخلاقی سوق دهد.
✔️۶. پریشانی/ناراحتی/جراحت اخلاقی
زمانی که فرد میداند چه کاری درست است اما شرایط (مثلا محدودیت منابع، دستور از بالا) مانع عمل درست میشود، دچار درد اخلاقی و حتی جراحت اخلاقی میشود؛ این موضوع بهویژه در حرفههای مراقبت سلامت بررسی شده و با ترک شغل و فرسودگی مرتبط است.
✔️۷. خستگی، فرسودگی و کاهش توانِ شناختی
فرسودگی شناختی و عاطفی باعث میشود پردازش اطلاعات اخلاقی دشوار شود و افراد بیشتر به کوتاهترین راهها تکیه کنند.
✔️۸. نقص در دانش اخلاقی یا چارچوب نداشتن برای تصمیمگیری
بسیاری از افراد نیروی اراده یا نیت خوب دارند ولی چارچوبی برای تحلیل موقعیت اخلاقی ندارند
✔️۹. ترس از پیامدهای اجتماعی یا حرفهای
نگرانی از تنبیه، از دست دادن شغل یا طرد اجتماعی مانع اقدام اخلاقی میشود؛ پژوهشها نشان میدهند سازمانهای ضعیف در حمایت باعث افزایش رفتارهای مخفیانه یا سکوت میشوند.
✔️۱۰. تناقضهای ارزشی درونی و تعارض نقشها
وقتی نقشهای مختلف (پدر/مدیر/پزشک) و ارزشها در تضاد باشند، تصمیمگیری اخلاقی دشوار میشود.
➕حتی اگر زیست اخلاقی پرهزینه، پر از تعارض و همراه با فشار اجتماعی باشد، باز هم به سه دلیل اصلی ارزش آن را دارد.
🔻الف: دلایل فردی ـ روانشناختی
- سلامت روان و رضایت از زندگی؛ کسانی که مطابق ارزشهای اخلاقی زندگی میکنند، سطوح بالاتری از رضایت درونی، عزتنفس و بهزیستی ذهنی را تجربه میکنند. ناسازگاری میان باور و عمل معمولا به استرس و اضطراب مزمن میانجامد.
- معنای زندگی؛ روانشناسی مثبتگرا نشان میدهد که یکی از سرچشمههای اصلی "معناداری" در زندگی، خدمت به دیگران و پایبندی به ارزشهای اخلاقی است.
🔻ب: دلایل اجتماعی ـ فرهنگی
- اعتماد و همکاری اجتماعی؛ زیست اخلاقی، سرمایهی اجتماعی را تقویت میکند و این سرمایه پیششرط موفقیت جمعی در حل مسائل پیچیده مثل تغییرات اقلیمی، عدالت اجتماعی و اقتصاد پایدار است.
- کاهش هزینههای تعارض؛ هر جا رفتارهای غیراخلاقی شایع باشند (فساد، فریب، تبعیض)، هزینهی نظارت و تنشهای اجتماعی بالا میرود. اخلاق فردی بهطور غیرمستقیم کارایی کل نظام اجتماعی را بالا میبرد.
🔻ج: دلایل فلسفی ـ وجودی
- سازگاری با کرامت انسانی؛ از نگاه سنتهای فلسفی (کانت، ارسطو، سنتهای عرفانی اسلامی و شرقی)، اخلاق بخشی از هویت انسانی است. بیاخلاقی در نهایت به "از خود بیگانگی" میانجامد.
- پایداری هویت شخصی؛ وقتی فرد در طول زمان بر اصول اخلاقی پای میفشارد، انسجام هویتی و احساس "منِ پایدار" شکل میگیرد. این انسجام به افراد توانایی مقابله با بحرانها و فشارهای بیرونی میدهد.
جامعهای بهتر بسازیم
@Managementhints
در پژوهشهای روانشناسی اخلاق و علوم رفتاری، هم موانع درونی (مثلاً تعصبات شناختی، خستگی اخلاقی) و هم موانع بیرونی (مثلا فشار سازمانی، ساختارهای نابرابر) شناسایی شدهاند. ذر اینجا ۱۰ مشکل شایع را آوردهایم.
✔️۱. محوشدن اخلاقی— وقتی جنبهی اخلاقیِ تصمیم از دید محو میشود.
در موقعیتهای پیچیده، جنبههای اخلاقی یک تصمیم بهتدریج کمرنگ میشوند و فرد آن را صرفاً بهعنوان "یک انتخاب کاری/ابزاری" میبیند؛ این پدیده در ادبیات بهعنوان محوشدن اخلاقی شناخته میشود.
✔️۲. بیانگیزگی اخلاقی و مکانیزمهای گریز اخلاقی
افراد با توجیهسازی و بازتعریف یک عمل، احساس مسئولیت را کاهش میدهند و راحتتر برخلاف قواعد اخلاقی رفتار میکنند. متاتحقیقات نشان میدهد ارتباط قوی بین سازوکارهای بیانگیزگی اخلاقی و رفتارهای ناسازگار وجود دارد.
✔️۳. مجوز اخلاقی — احساس مجوز پس از یک کار خوب
انجام یک عمل خوب یا نشان دادن یک ویژگی اخلاقی گاه موجب میشود بعدا رفتارهای غیر اخلاقی را توجیه کنیم.
✔️۴. فشار اجتماعی/همآوایی گروهی
وقتی تصور میکنیم دیگران نگران مسائل اخلاقی نیستند یا پیش خود میگوییم "همه اینطورند"، احتمال پیروی از رفتار نامناسب افزایش مییابد. پدیدهی همآوایی گروهی باعث میشود افراد، خطا را با سکوت توجیه کنند.
✔️۵. مقاومتهای سازمانی و ساختارهای ناکارآمد
ساختارهای پاداش/تنبیه، سیاستهای سازمانی یا فرهنگ سازمانی میتواند افراد را به انتخابهای غیر اخلاقی سوق دهد.
✔️۶. پریشانی/ناراحتی/جراحت اخلاقی
زمانی که فرد میداند چه کاری درست است اما شرایط (مثلا محدودیت منابع، دستور از بالا) مانع عمل درست میشود، دچار درد اخلاقی و حتی جراحت اخلاقی میشود؛ این موضوع بهویژه در حرفههای مراقبت سلامت بررسی شده و با ترک شغل و فرسودگی مرتبط است.
✔️۷. خستگی، فرسودگی و کاهش توانِ شناختی
فرسودگی شناختی و عاطفی باعث میشود پردازش اطلاعات اخلاقی دشوار شود و افراد بیشتر به کوتاهترین راهها تکیه کنند.
✔️۸. نقص در دانش اخلاقی یا چارچوب نداشتن برای تصمیمگیری
بسیاری از افراد نیروی اراده یا نیت خوب دارند ولی چارچوبی برای تحلیل موقعیت اخلاقی ندارند
✔️۹. ترس از پیامدهای اجتماعی یا حرفهای
نگرانی از تنبیه، از دست دادن شغل یا طرد اجتماعی مانع اقدام اخلاقی میشود؛ پژوهشها نشان میدهند سازمانهای ضعیف در حمایت باعث افزایش رفتارهای مخفیانه یا سکوت میشوند.
✔️۱۰. تناقضهای ارزشی درونی و تعارض نقشها
وقتی نقشهای مختلف (پدر/مدیر/پزشک) و ارزشها در تضاد باشند، تصمیمگیری اخلاقی دشوار میشود.
➕حتی اگر زیست اخلاقی پرهزینه، پر از تعارض و همراه با فشار اجتماعی باشد، باز هم به سه دلیل اصلی ارزش آن را دارد.
🔻الف: دلایل فردی ـ روانشناختی
- سلامت روان و رضایت از زندگی؛ کسانی که مطابق ارزشهای اخلاقی زندگی میکنند، سطوح بالاتری از رضایت درونی، عزتنفس و بهزیستی ذهنی را تجربه میکنند. ناسازگاری میان باور و عمل معمولا به استرس و اضطراب مزمن میانجامد.
- معنای زندگی؛ روانشناسی مثبتگرا نشان میدهد که یکی از سرچشمههای اصلی "معناداری" در زندگی، خدمت به دیگران و پایبندی به ارزشهای اخلاقی است.
🔻ب: دلایل اجتماعی ـ فرهنگی
- اعتماد و همکاری اجتماعی؛ زیست اخلاقی، سرمایهی اجتماعی را تقویت میکند و این سرمایه پیششرط موفقیت جمعی در حل مسائل پیچیده مثل تغییرات اقلیمی، عدالت اجتماعی و اقتصاد پایدار است.
- کاهش هزینههای تعارض؛ هر جا رفتارهای غیراخلاقی شایع باشند (فساد، فریب، تبعیض)، هزینهی نظارت و تنشهای اجتماعی بالا میرود. اخلاق فردی بهطور غیرمستقیم کارایی کل نظام اجتماعی را بالا میبرد.
🔻ج: دلایل فلسفی ـ وجودی
- سازگاری با کرامت انسانی؛ از نگاه سنتهای فلسفی (کانت، ارسطو، سنتهای عرفانی اسلامی و شرقی)، اخلاق بخشی از هویت انسانی است. بیاخلاقی در نهایت به "از خود بیگانگی" میانجامد.
- پایداری هویت شخصی؛ وقتی فرد در طول زمان بر اصول اخلاقی پای میفشارد، انسجام هویتی و احساس "منِ پایدار" شکل میگیرد. این انسجام به افراد توانایی مقابله با بحرانها و فشارهای بیرونی میدهد.
جامعهای بهتر بسازیم
@Managementhints
👏3❤1
نکات و دروس مدیریت
ده مشکل کلیدی هنگام تلاش برای زیست اخلاقی در پژوهشهای روانشناسی اخلاق و علوم رفتاری، هم موانع درونی (مثلاً تعصبات شناختی، خستگی اخلاقی) و هم موانع بیرونی (مثلا فشار سازمانی، ساختارهای نابرابر) شناسایی شدهاند. ذر اینجا ۱۰ مشکل شایع را آوردهایم. ✔️۱.…
#کوک_چهارم را بزن
کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش
میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه
کوک میخواهد و هر کوک ده تومان و
خرج کفش میشود سی تومان.
مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد
و میرود تا ساعتی دیگر برگردد و
سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار میشود. کوک اول، کوک
دوم و در نهایت کوک سوم و تمام ...
اما با یک نگاه عمیق در میابد اگر چه
کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر
بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش
کفشتر خواهد شد. از یک سو قرار مالی
را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند
و از سوی دیگر دو دل است که کوک
چهارم را بزند یا نزد... او میان نفع و
اخلاق میان دل و قاعده توافق مانده
است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام
خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را
نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند
به انسانیت تعظیم کرده است...
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است
و من و تو کفاشهای دو دل..
آخرین بار که بین دو راهی کوک سوم و کوک چهارم دودل مانده اید، کدام را انتخاب کرده اید؟
@Managementhints
کسی کفشش را برای تعمیر نزد کفاش
میبرد. کفاش با نگاهی میگوید این کفش سه
کوک میخواهد و هر کوک ده تومان و
خرج کفش میشود سی تومان.
مشتری هم قبول میکند. پول را میدهد
و میرود تا ساعتی دیگر برگردد و
سوار کفش تعمیر شده بشود.
کفاش دست به کار میشود. کوک اول، کوک
دوم و در نهایت کوک سوم و تمام ...
اما با یک نگاه عمیق در میابد اگر چه
کار تمام است ولی یک کوک دیگر اگر
بزند عمر کفش بیشتر میشود و کفش
کفشتر خواهد شد. از یک سو قرار مالی
را گذاشته و نمیشود طلب اضافه کند
و از سوی دیگر دو دل است که کوک
چهارم را بزند یا نزد... او میان نفع و
اخلاق میان دل و قاعده توافق مانده
است. یک دوراهی ساده که هیچ کدام
خلاف عقل نیست. اگر کوک چهارم را
نزند هیچ خلافی نکرده. اما اگر بزند
به انسانیت تعظیم کرده است...
دنیا پر از فرصت کوک چهارم است
و من و تو کفاشهای دو دل..
آخرین بار که بین دو راهی کوک سوم و کوک چهارم دودل مانده اید، کدام را انتخاب کرده اید؟
@Managementhints
👏4👍1🕊1
اسب سیاه.pdf
24.4 MB
✅معرفی کتاب
#اسب_سیاه
کتاب اسب سیاه (Dark Horse: Achieving Success Through the Pursuit of Fulfillment) نوشتهی تاد رز و اگی اگاس، اثری در دستهی موفقیت و خودیاری است. اسب سیاه بر یک اصل بنا شده و آن هم «فردگرایی» است. اصلی که بهگفتهی نویسندگان برخلاف جریان اصلی کتابهای موفقیت است که میخواهند موفقیت را برای همگان فرموله کنند و اصول مشابهی را به همه پیشنهاد دهند. نویسندگان این اثر کوشیدهاند بهجای نشان دادن یک راه برای رسیدن به موفقیت، مخاطبانشان را یاری دهند خود این راه را بسازند. این روش از نظر آنها تنها راه ممکن برای کامیابی در دورهای است که ما در آن زندگی میکنیم.
از ابتدای کتاب میتوان مشی نو و متفاوت نویسندگان کتاب را بهروشنی دریافت. رز و اگاس کتابشان را با معرفی کسانی آغاز کردهاند که به دستاوردهای کمنظیری در رشتهی خود دست یافتهاند. کسانی که در حوزهی کاری خود و در روشی که برای رسیدن به اهداف خود داشتهاند، هیچ شباهتی با هم ندارند. تنها شباهت مطلق همهی آنها این است که کسی کمترین احتمال را برای به موفقیت رسیدنشان قائل نمیشد.
فایل حاضر نسخه کامل کتاب یاد شده می باشد.
@Managementhints
#اسب_سیاه
کتاب اسب سیاه (Dark Horse: Achieving Success Through the Pursuit of Fulfillment) نوشتهی تاد رز و اگی اگاس، اثری در دستهی موفقیت و خودیاری است. اسب سیاه بر یک اصل بنا شده و آن هم «فردگرایی» است. اصلی که بهگفتهی نویسندگان برخلاف جریان اصلی کتابهای موفقیت است که میخواهند موفقیت را برای همگان فرموله کنند و اصول مشابهی را به همه پیشنهاد دهند. نویسندگان این اثر کوشیدهاند بهجای نشان دادن یک راه برای رسیدن به موفقیت، مخاطبانشان را یاری دهند خود این راه را بسازند. این روش از نظر آنها تنها راه ممکن برای کامیابی در دورهای است که ما در آن زندگی میکنیم.
از ابتدای کتاب میتوان مشی نو و متفاوت نویسندگان کتاب را بهروشنی دریافت. رز و اگاس کتابشان را با معرفی کسانی آغاز کردهاند که به دستاوردهای کمنظیری در رشتهی خود دست یافتهاند. کسانی که در حوزهی کاری خود و در روشی که برای رسیدن به اهداف خود داشتهاند، هیچ شباهتی با هم ندارند. تنها شباهت مطلق همهی آنها این است که کسی کمترین احتمال را برای به موفقیت رسیدنشان قائل نمیشد.
فایل حاضر نسخه کامل کتاب یاد شده می باشد.
@Managementhints
👍5❤2
✅این جلد، شماره(دنیای پیش رو در سال ۲۰۲۶)(THE WORLD AHEAD 2026) مجله اکونومیست است. این نوع جلدها که به صورت کلمهنگاری(Word Cloud) یا فهرست موضوعی طراحی میشوند، دارای تفاسیر مهمی هستند.
✅تفسیر کلی جلد:
یک نقشه راه فشرده و پراضطراب از مهمترین چالشهای پیش روی جهان در سال آینده ترسیم میکند. برخلاف جلدهای مفهومی و تصویری اکونومیست، این طراحی متنی و مستقیم، حس فوریت و انبوهی بحرانها را منتقل میکند.
✅تحلیل کلیدواژههای اصلی و پیام آنها:
عناوین به شکلی انتخاب شدهاند که نشاندهنده تداوم بیثباتیها و ظهور تهدیدات جدید باشند:
1.رانش ژئوپلیتیت (Geopolitical drift):
این مفهوم کلیدی حاکی از آن است که نظم جهانی قبلی از هم پاشیده و جهان بدون جهت مشخصی در حال «سرگردانی»است. هیچ قدرت یا مجموعه قواعدی به طور کامل بر روابط بینالملل حاکم نیست.
2.فرصتهایی برای چین(Opportunities for China)&«حرکتهای بعدی روسیه» (Russia's next moves):
این دو عنوان در کنار هم قرار گرفتهاند و نشان میدهند که اکونومیست معتقد است قدرتهای اقتدارگرا (چین و روسیه)از این رانش ژئوپلیتیت برای پیشبرد اهداف خود و تغییر توازن قوا به نفع خود استفاده خواهند کرد.
3.پس از غزه(After Gaza)&چشمانداز خاورمیانه(Outlook for the Middle East):
جنگ غزه به عنوان یک نقطه عطف در نظر گرفته میشود که ترتیب منطقه خاورمیانه را برای سال بعد نیز تعیین خواهد کرد. این موضوع نشان میدهند که این بحران به یک مسئله پایدار و مرکزی در ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
4.فراتر از اوکراین(Beyond Ukraine):
اگرچه جنگ اوکراین ادامه دارد، اما این عنوان نشان میدهد که تحرکات روسیه ممکن است به عرصههای جدید یا مناطق دیگر جهان گسترش یابد.
5. اقتصاد جهانی:آیا بحران در حال تولد است؟(The global economy Is a crisis brewing):
این پرسش به صورت مستقیم بیان شده و نشان از نگرانی عمیق در مورد شکنندگی اقتصاد جهانی دارد. تورم، بدهیهای بالا و تنشهای تجربی میتوانند به یک طوفان کامل تبدیل شوند.
6. عنوانهای کوتاهتر(ورزش، داروهای لاغری):
حتی این موضوعات به سیاسی شدن(Political football)یا نسل بعدی(Next generation) پیوند خوردهاند. این نشان میدهد که تقریباً هیچ حوزهای از زندگی از تحولات بزرگ ژئوپلیتیک و تکنولوژیک در امان نیست.
✅جمعبندی نهایی:
"جهان در یک دوره بسیار پیچیده و خطرناک قرار دارد."
این جلد به خواننده هشدار میدهد که سال ۲۰۲۶ میلادی، سال گذار، بیثباتی و فرصتطلبی قدرتها خواهد بود.
#مصطفی_یوسفی
https://www.instagram.com/p/DRFkf6SDLvt/?igsh=MXh0aXgwbXA2eDJqcg==
✅تفسیر کلی جلد:
یک نقشه راه فشرده و پراضطراب از مهمترین چالشهای پیش روی جهان در سال آینده ترسیم میکند. برخلاف جلدهای مفهومی و تصویری اکونومیست، این طراحی متنی و مستقیم، حس فوریت و انبوهی بحرانها را منتقل میکند.
✅تحلیل کلیدواژههای اصلی و پیام آنها:
عناوین به شکلی انتخاب شدهاند که نشاندهنده تداوم بیثباتیها و ظهور تهدیدات جدید باشند:
1.رانش ژئوپلیتیت (Geopolitical drift):
این مفهوم کلیدی حاکی از آن است که نظم جهانی قبلی از هم پاشیده و جهان بدون جهت مشخصی در حال «سرگردانی»است. هیچ قدرت یا مجموعه قواعدی به طور کامل بر روابط بینالملل حاکم نیست.
2.فرصتهایی برای چین(Opportunities for China)&«حرکتهای بعدی روسیه» (Russia's next moves):
این دو عنوان در کنار هم قرار گرفتهاند و نشان میدهند که اکونومیست معتقد است قدرتهای اقتدارگرا (چین و روسیه)از این رانش ژئوپلیتیت برای پیشبرد اهداف خود و تغییر توازن قوا به نفع خود استفاده خواهند کرد.
3.پس از غزه(After Gaza)&چشمانداز خاورمیانه(Outlook for the Middle East):
جنگ غزه به عنوان یک نقطه عطف در نظر گرفته میشود که ترتیب منطقه خاورمیانه را برای سال بعد نیز تعیین خواهد کرد. این موضوع نشان میدهند که این بحران به یک مسئله پایدار و مرکزی در ژئوپلیتیک تبدیل شده است.
4.فراتر از اوکراین(Beyond Ukraine):
اگرچه جنگ اوکراین ادامه دارد، اما این عنوان نشان میدهد که تحرکات روسیه ممکن است به عرصههای جدید یا مناطق دیگر جهان گسترش یابد.
5. اقتصاد جهانی:آیا بحران در حال تولد است؟(The global economy Is a crisis brewing):
این پرسش به صورت مستقیم بیان شده و نشان از نگرانی عمیق در مورد شکنندگی اقتصاد جهانی دارد. تورم، بدهیهای بالا و تنشهای تجربی میتوانند به یک طوفان کامل تبدیل شوند.
6. عنوانهای کوتاهتر(ورزش، داروهای لاغری):
حتی این موضوعات به سیاسی شدن(Political football)یا نسل بعدی(Next generation) پیوند خوردهاند. این نشان میدهد که تقریباً هیچ حوزهای از زندگی از تحولات بزرگ ژئوپلیتیک و تکنولوژیک در امان نیست.
✅جمعبندی نهایی:
"جهان در یک دوره بسیار پیچیده و خطرناک قرار دارد."
این جلد به خواننده هشدار میدهد که سال ۲۰۲۶ میلادی، سال گذار، بیثباتی و فرصتطلبی قدرتها خواهد بود.
#مصطفی_یوسفی
https://www.instagram.com/p/DRFkf6SDLvt/?igsh=MXh0aXgwbXA2eDJqcg==
Instagram
@dr.mostafayousefi
✅این جلد، شماره(دنیای پیش رو در سال ۲۰۲۶)(THE WORLD AHEAD 2026) مجله اکونومیست است. این نوع جلدها که به صورت کلمهنگاری(Word Cloud) یا فهرست موضوعی طراحی میشوند، دارای تفاسیر مهمی هستند.
✅تفسیر کلی جلد:
یک نقشه راه فشرده و پراضطراب از مهمترین چالشهای…
✅تفسیر کلی جلد:
یک نقشه راه فشرده و پراضطراب از مهمترین چالشهای…
👏4😢1
چه بچه هایی در آینده پولدار می شوند؟
در سال ۱۹۶۸ محققان تحقیقاتی بر روی دانش آموزان ۱۲ ساله انجام دادند که در شش رده ی مختلف بودند. آن اثر هوش، شخصیت، رفتار، حالت های اجتماعی اقتصادی والدینشان را مورد بررسی قرار دادند.
سپس تا ۴۰ سال بعد همچنان پیگیر رفتار آن ها بودند. دانش آموزانی که معلمشان آن ها را سخت کوش و ساعی می دانست و دلشان می خواست که شغل های با اعتبار و با پرستیژ داشته باشند در بزرگسالی نتوانسته بودند پول زیادی به دست بیاورند.
💡بالاترین درآمدها برای بچه های سرکش و شیطان بود. بچه هایی که قوانین را رعایت نمی کردند و همیشه با والدین سر جنگ داشتند به عنوان یک بزرگسال پول بیشتری به دست آورده بودند.
نویسنده تحقیق در مورد اینکه چرا بچه های قانون شکن ۱۲ ساله که در بزرگسالی بیشتر درآمد کسب می کنند عنوان کرد که فقط یک دلیل وجود دارد و آن این است که آن ها از اینکه در مورد حقوق بیشتری به مذاکره بنشینند نمی ترسیدند.
هم چنین دلیل ممکن دیگری که وجود دارد این است که آن ها ارزش رقابت را می دانند.
تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ در مجله شخصیت و روان شناسی جمعیت چاپ شد عنوان کرد که مردم سازگار پول کمتری نسبت به بقیه در می آورند.
در کل بچه هایی که تمایلی به پیروی کردن از قوانین ندارند بیشتر در آینده کارآفرین، خلاق و میلیونر می شوند.
اگر یک بچه سرکش و مبارز دارید به او یکدل بودن را یاد دهید تا مهربان باشد و وقتی خیلی از مسیر اصلی زندگی اش خارج می شود مراقب نتایج کارش باشد.
اما او را از شکستن یک یا دو قانون در زندگی اش دلسرد نکنید
@Managementhints
در سال ۱۹۶۸ محققان تحقیقاتی بر روی دانش آموزان ۱۲ ساله انجام دادند که در شش رده ی مختلف بودند. آن اثر هوش، شخصیت، رفتار، حالت های اجتماعی اقتصادی والدینشان را مورد بررسی قرار دادند.
سپس تا ۴۰ سال بعد همچنان پیگیر رفتار آن ها بودند. دانش آموزانی که معلمشان آن ها را سخت کوش و ساعی می دانست و دلشان می خواست که شغل های با اعتبار و با پرستیژ داشته باشند در بزرگسالی نتوانسته بودند پول زیادی به دست بیاورند.
💡بالاترین درآمدها برای بچه های سرکش و شیطان بود. بچه هایی که قوانین را رعایت نمی کردند و همیشه با والدین سر جنگ داشتند به عنوان یک بزرگسال پول بیشتری به دست آورده بودند.
نویسنده تحقیق در مورد اینکه چرا بچه های قانون شکن ۱۲ ساله که در بزرگسالی بیشتر درآمد کسب می کنند عنوان کرد که فقط یک دلیل وجود دارد و آن این است که آن ها از اینکه در مورد حقوق بیشتری به مذاکره بنشینند نمی ترسیدند.
هم چنین دلیل ممکن دیگری که وجود دارد این است که آن ها ارزش رقابت را می دانند.
تحقیقی که در سال ۲۰۱۲ در مجله شخصیت و روان شناسی جمعیت چاپ شد عنوان کرد که مردم سازگار پول کمتری نسبت به بقیه در می آورند.
در کل بچه هایی که تمایلی به پیروی کردن از قوانین ندارند بیشتر در آینده کارآفرین، خلاق و میلیونر می شوند.
اگر یک بچه سرکش و مبارز دارید به او یکدل بودن را یاد دهید تا مهربان باشد و وقتی خیلی از مسیر اصلی زندگی اش خارج می شود مراقب نتایج کارش باشد.
اما او را از شکستن یک یا دو قانون در زندگی اش دلسرد نکنید
@Managementhints
❤5👍3🕊1
▪️تنها راهی که میشود يک زندگی بهتر داشت این است که رشد کنیم.
🔆تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم.
@Managementhints
🔆تنها راهی که میشود رشد کرد این است که تغییر کنیم؛
تنها راهی که میشود تغییر کرد این است که چیزهای جدید یاد بگیریم.
@Managementhints
❤4👏2🔥1
🔴انواع هوش کداماند؟
✅ وقتی صحبت از هوش به میان میآید، اغلب افراد، یک نوع هوش واحد را در نظر میگیرند در حالی که هوش انواع مختلفی دارد و هر کسی از یک یا چند نوع از این انواع هوش بهرهمند است. با توجه به تصویر بالا شما چند نوع از این انواع هوش را در خود شناسایی میکنید؟
@Managementhints
✅ وقتی صحبت از هوش به میان میآید، اغلب افراد، یک نوع هوش واحد را در نظر میگیرند در حالی که هوش انواع مختلفی دارد و هر کسی از یک یا چند نوع از این انواع هوش بهرهمند است. با توجه به تصویر بالا شما چند نوع از این انواع هوش را در خود شناسایی میکنید؟
@Managementhints
👏3👍1🤔1🕊1