نکات و دروس مدیریت – Telegram
نکات و دروس مدیریت
332 subscribers
1.31K photos
252 videos
36 files
144 links
ارتباط با ادمین، ارسال نظرات ، پیشنهادات و
انتقادات
@Valdddo
Download Telegram
🔴 ده نکته از کتاب "اثر مرکب"

نوشته: دارن هاردی، ترجمه: لطیف احمدپور و میلاد حیدری، سال ۱۳۹۳، انتشارات شریف.


۱. سکه جادویی یک ریالی
اثر مرکب اصل به دست آوردن پاداش های بزرگ از طریق مجموعه ای از انتخاب های کوچک و هوشمندانه است. یعنی شما با قدم هایی کوچک که خیلی به چشم نمی آیند، به نتایج بزرگی دست پیدا کنید. این اصل کلی مبتنی بر فرمول ذیل است:
انتخاب های کوچک و هوشمندانه + پایداری و ثبات قدم + زمان = ایجاد تفاوت های بنیادین


۲. اثر موجی
در کنار اثر مرکب باید به اثر موجی هم توجه کنیم. ما باید بدانیم چه اعمال و افعال مثبت و چه منفی ما اگر تداوم پیدا کند و تکرار شود، غیر از تاثیر خود، اثر موجی نیز به دنبال دارد و آثار و نتایج ناخواسته و غیر منتظره ای را در پی خواهد داشت.


۳. موفقیت مایکروویوی به دست نمی آید!
اگر به اثر مرکب و اثر موجی معتقد شویم و بدانیم که موفقیت در سایه سخت کوشی، نظم و عادت های خوب به دست می آید، متوجه خواهیم شد که نباید در انتظار کسب نتایج آنی باشیم. تفکر مایکروویوی و فست فودی در مورد موفقیت هرگز وجود ندارد!


۴. نیش پشه ها
انتخاب ها ریشه دستاوردهای ماست. ما در طول زندگی خود یا انتخاب هایی کرده ایم که به نتیجه ای رسیده ایم یا فکر می کنیم انتخابی نکرده ایم لیکن در واقع انتخاب کرده ایم که دریافت کننده منفعلی باشیم از هر چیزی که سر راه مان قرار گرفته است!
باید توجه کنیم که هر انتخاب یا عدم انتخاب ما در زندگی مان اثر فزاینده دارد و بزرگترین مسئله ما این نیست که از روی عمد انتخاب های بد می کنیم، بلکه موضوع اینجاست که ما در هنگام انتخاب، به آنها توجه نمی کنیم و در اکثر مواقع حتی از انتخاب کردن مسیرمان آگاه نیستیم!


۵. فرمول خوش شانسی
خورشید شانس همواره در آسمان می درخشد و هر کس باید بجای رفتن زیر سایه به آسمان نگاه کند و بگذارد پرتوی از شانس بر او بتابد. ما اگر حداقل امکانات را داریم باید بدانیم خوش شانس هستیم و همواره در معرض شانس ها. فرمول شانس اینگونه است:
شانس= آمادگی + نگرش + فرصت + اقدام
و بر اساس این فرمول است که هر کسی در زندگی می تواند خوش شانس باشد.


۶. اعتیاد به عادتهای خوب و بد
از نکات مهم در موفقیت پرورش عادات خوب و پیوستگی در انجام عادات خوب و ثبات قدم در انجام عادات خوب است. انسان موفق در واقع باید معتاد به موفقیت شود و این اعتیاد مثبت است که می تواند او را از دیگران متمایز کند.


۷. تکانش
قانون اول نیوتن (اینرسی) می گوید اجسام ساکن تمایل به سکون دارند مگر این که نیرویی خارجی بر آنها اعمال شود و اجسام متحرک نیز تمایل به حرکت دارند. وقتی اثر مرکب، اثر موجی و تبدیل عادات بد به عادات خوب در زندگی ما آغاز شود، این نقطه حرکت است و شروع است. یعنی چرخ و فلک دستی با هر مشقتی راه افتاده است و تکانش ایجاد شده است!


۸. ریتم زندگی و ثبات قدم
دانستیم که برای تغییر، ایجاد عادات و رفتار خوب و ایجاد تکانش لازم است، اما این تکانش باید با ریتم منظم و دائمی و ثبات قدم همراه باشد. حرکت های افراطی و تفریطی، موضع های عجله ای و جوگیر شدن و عدم ریتم مناسب موجب خواهد شد که ثبات قدم نداشته باشیم و تکانش ما با لرزه های فراوان و یا حتی سکون و سکوت مواجه شود…. واقعیت رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.


۹. ما انسانهای متاثر
حال که دانستیم اثر مرکب چیست و اثر موجی چه بر ما می آورد و عادات خوب و بد چگونه زندگی ما را ایجاد می کنند و ریتم زندگی چه تاثیری بر همه اینها دارد، لازم است این نکته را نیز بدانیم که برای تغییر و اصلاح و ایجاد اثر مرکب مثبت در زندگی مان باید از آنچه بر ما تاثیر می گذارند نیز آگاه باشیم. ورودی های ذهن ما – ارتباط ها – محیط سه عامل اساسی هستند که بر رفتار و عادات و رویه و ریتم زندگی مان اثر می گذارند.


۱۰. اثر دیگران
از بهترین راه های دستیابی به اهداف این است که انرژی مان را در بخشش به دیگران متمرکز کنیم. اگر می خواهیم اعتماد به نفس خودمان بیشتر شود، سعی کنیم اعتماد به نفس اطرافیان مان را بالا ببریم. اگر حس امیدواری و مثبت اندیشی می خواهیم باید در شخص دیگری این ها را القا کنیم و اگر موفقیت برای خودمان می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
@Managementhints
👏52
Forwarded from شعر و ادبیات
پیشا پیش روز کسایی که وقتی میخوای بوسش کنی میگن اگه دوسَم داشتی اذیتم نمیکردی ،مبارک😂

روز کسایی که میگن همونجا رو میزه ،ولی رو میز، نیس، هم مبارک🤣

روز کسایی که قرمه سبزی هاشون بهترین قرمه سبزی دنیاس هم مبارک😍😂

روز کسایی که خودشون غذانخوردن و غذاشون و میدن به بچه شون و اصرار دارن که سیرشدن و غذانمیخوان هم مبارک🥺😍

روز شاغلین۲۴ساعته مبارک🥺

روز شاغلین بدون حقوق مبارک🥺

روزکسایی که لیوان تو اتاقت و به اخلاقت که به عمت اینا رفته ربط میدن هم مبارک🤣

روز کسایی که میگن اگه انگشت پات دردمیکنه بخاطر اینه که سرت توگوشیه هم مبارک😂😕

روز کسایی که با چای نبات درد بی درمونو دوا میکنن هم مبارک😂🤒

روزمشترکین پرمصرف تلفن ثابت و مخابرات مبارک🤣

روزکسایی که روفرشی میندازن رو فرش نوهم مبارک🥲😂

روز کسایی که سوپ رو غذامیدونن هم مبارک🥲😂

روز کسایی که هروقت از بیرون میان خونه براتون خوراکی خریدن هم مبارک🥺😍


روز کسایی که اسپند دود میکنن براتون که عمتون چشمتون نکنه هم مبارک🤣🤣

روز کسایی که خودشون بهترین زن داداش دنیا بودن اما زنداداش خودشون بدترین زنداداش دنیاست هم مبارک🤣😂

روز کسایی که کلی ظرف خوشگل دارن که قرار برا مهمون استفاده بشه ولی هیچ مهمونی لایق این نیس که اون ظرفارو براشون بیارن هم مبارک😕🤣

روزکسایی که برای خودشون هیچی نمیخوان ولی برای شما همه چیزای خوب  رومیخوان هم مبارک😍🥺

روز کسایی که اخلاقای خوبتون بهش رفته ولی اخلاقای بدتون به باباتون رفته هم مبارک😐🤣🤣

روز کسایی که حتی وقتی خودشون بیمارمیشن بازهم پرستارشماهستن هم مبارک😍🥺


روز کسایی که اگه یه ساعت خونه نباشن توخونه جنگ جهانی سوم به راه میفته هم مبارک😂😂


روز کسایی که ته دیگ ماکارانیاشون رو دست نداره هم مبارک😍🥰

روز کسایی که بعداز اینکه باهاشون قهرمیکنید براتون غذامیارن و میگن بخور زبونت درازتر بشه هم مبارک🥲🤣


روز کسایی که نور و گرمای خونه هستن مبارک🥺😍

روز کسایی که بعداز تولد شما،دیگه برای خودشون زندگی نکردن هم مبارک🥺😍


روز مالکین بهشت مبارک🥺🥰

روز فرشته های زمینی مبارک🥰

روز مادر مبارک😍🥰
@Managementhints
@Vaallddoo
4🥰2😁1
⭕️معرفی کتاب (کتاب های تاثیر گذار روی موفق ترین کارآفرین ها)


🚩«وارن بافِت»، مدیر عامل شرکت برکشایر هاتاوی: کتاب سرمایه گذاری هوشمند نوشته بنجامین گراهام

🚩مدیر عامل سابق مایکروسافت، «بیل گیتس»: کتاب ماجراهای کسب و کار: دوازده قصه کلاسیک از دنیای وال استریت” نوشته جان بروکس

🚩مدیر عامل آمازون، «جف بزوس»: کتاب بازمانده روز نوشته کازوئو ایشیگورو

🚩«تونی هسیه»، مدیرعامل شرکت Zappos: کتاب رهبری قبیله ای: نفوذ گروه های طبیعی برای ساخت یک سازمان پر رونق نوشته دیو لوگان، جان کینگ و هلی فیشر-رایت.

🚩مدیر عامل کوکا کولا «موتار کنت»: کتاب برآمدن پول: تاریخ مالی جهان نوشته نیال فرگوسن

🚩مدیر عامل OWN network «اپرا وینفری»: کتاب کشتن مرغ مقلد (یا کشتن مرغ مینا) نوشته هارپر لی

🚩مدیر عامل فیس بوک «مارک زوکربرگ»: کتاب انه اید نوشته ویرژیل

🚩مدیر عامل اکسون موبیل، «رکس تیلرسون»: کتاب اطلس شانه بالا انداخت نوشته آین رند

🚩مدیرعامل آی مکس، «ریچارد جلفاند»: کتاب زندگی نوشته کیت ریچارد

#معرفی_کتاب
@Managementhints
8
🔸کدام دانشگاه‌ها ثروتمندترین فارغ‌التحصیلان را به جامعه تحویل داده‌اند؟

در صدر فهرست دانشگاه ها با ثروتمندترین فارغ التحصیلان، دانشگاه هاروارد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان این دانشگاه که در سال ۱۶۳۶ تاسیس شده است ۴.۷ تریلیون دلار است.

▫️در جایگاه دوم این فهرست نیز دانشگاه استنفورد قرار دارد که ارزش دارایی های فارغ التحصیلان آن ۲.۹ تریلیون دلار است و ۵ هزار و ۶۰۰ نفر از این دانشگاه فارغ التحصیل شدند و میانگین ارزش دارایی های هر نفر فارغ التحصیل این دانشگاه نزدیک ۵۰۰ میلیون دلار است.

▫️در این فهرست که نام ۲۵ دانشگاه آمده است تنها ۵ دانشگاه در آمریکا قرار نگرفته اند و از این ۵ دانشگاه سه دانشگاه در انگلیس، یکی در فرانسه و یکی در سنگاپو قرار گرفته است.
@Managementhints
4👍4
💢ام بی ای (MBA) خوانده‌های دردسرساز!

هنری مینتزبرگ در کتاب خود به نام «قصه‌های شب برای مدیران» می‌نویسد:

دانشکده‌های مدیریت و کسب و کار دوست دارند تعداد زیادی فارغ‌التحصیل داشته باشند. اما واقعا عملکرد فارغ‌التحصیلان این رشته‌ها در سِمَت‌های مدیر ارشد سازمان‌ها چگونه بوده است؟ آیا توانایی‌ها و مهارت‌هایی که این دانشکده‌ها به دانشجویان خود می‌آموزند، همان‌هایی است که در مدیریت سازمان‌ها و شرکت‌ها به دردشان می‌خورد؟

اکثر افرادی که به دوره‌های MBA می‌روند، باهوش و مصمم و حتی جاه‌طلب هستند. در نتیجه، با کمک مطالبی که می‌آموزند، این حس در آنها ایجاد می‌شود که می‌توانند بدون داشتن تجربه‌ای عمیق، از عهده هر مشکلی برآیند

اما این روحیه معمولا نه تنها به سازمان‌ها و شرکت‌ها کمک نمی‌کند، بلکه دردسرهای زیادی برای آنها ایجاد هم می‌کند

من و همکارانم برای بررسی این موضوع، 19 نفر از مدیران سوپراستار که از دانشکده مدیریت و کسب و کار هاروارد فارغ‌التحصیل شده‌اند و در شرکت‌های مختلف پست‌های بالایی دارند را زیر نظر گرفتیم. حدس می‌زنید عملکرد این سوپراستارها چگونه بود؟ در یک کلام، افتضاح!

اکثر این سوپراستارهای مدیریتی و به صورت مشخصا 10 نفرشان، به وضوح شکست خورده بودند، یعنی شرکت‌شان را ورشکسته کرده و در نهایت از کرسی مدیریت کنار گذاشته شده بودند

برای مثال، در طول بررسی ما، فرانک لورنزو، مدیریت سه شرکت هواپیمایی مختلف را بر عهده گرفت ولی هر سه شرکت شکست‌های بزرگی را متحمل شدند

تحقیقات ما نشان می‌دهد که دانش‌آموختگان MBA که قصد سوءاستفاده از مدرک‌شان را دارند معمولا این چهار کار را در شرکت‌هایی که مدیریت آنها را بر عهده گرفته‌اند، انجام می‌دهند:

۱. تلاش می‌کنند قوانین رایج در شرکت را زیر سوال ببرند بدون آن که دلیل این کار را بیان کنند یا قانون بهتری را پیشنهاد بدهند

۲. به محض ورود به شرکت، تیم مدیران ارشد را کاملا تغییر می‌دهند و به جای آنها از دوستان خود استفاده می‌کنند. همچنین این افراد علاقه زیادی به مشاور دارند

۳. فقط به زمان حال توجه می‌کنند و مثلا به طور کامل روی بستن یک قرارداد بزرگ متمرکز می‌شوند و بعد از آن کار را به صورت کامل رها می‌کنند

۴. بر ارائه گزارش‌های آماری و تحلیلی و برنامه‌ریزی‌های مفصل و با جزئیات زیاد تمرکز می‌کنند تا نشان بدهند شایسته دریافت حقوق‌های خیلی بالا هستند

بنابراین یادمان باشد هیچ شرکتی با استخدام افراد MBA خوانده متحول نمی‌شود و هیچ کسی هم با نشستن پشت میز کلاس‌های MBA لزوما به مدیر موفقی تبدیل نمی‌شود بلکه برای تبدیل شدن به یک مدیر موفق باید خودتان آستین‌هایتان را بالا بزنید و همیشه در حال یادگیری، کتاب و مقاله خواندن و تجربه‌اندوزی باشید.
@Managementhints
👏7😱1👌1
شب سردی بود...

پيرزن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند. شاگرد ميوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت.
پيرزن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه» مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوه‌فروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچه‌هات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوه‌ها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.

پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...

یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
3👏1
شب سردی بود...

پيرزن بيرون ميوه‌فروشى زُل زده بود به مردمى كه ميوه مى‌خريدند. شاگرد ميوه‌فروش، تُند تُند پاكت‌هاى ميوه را داخل ماشين مشترى‌ها مى‌گذاشت و انعام مى‌گرفت.
پيرزن با خودش فكر مى‌كرد چه مى‌شد او هم مى‌توانست ميوه بخرد و ببرد خانه... رفت نزديك‌تر... چشمش افتاد به جعبه چوبى بيرون مغازه كه ميوه‌هاى خراب و گنديده داخلش بود. با خودش گفت: «چه خوبه سالم‌ترهاشو ببرم خونه» مى‌توانست قسمت‌هاى خراب ميوه‌ها را جدا كند و بقيه را به بچه‌هايش بدهد... هم اسراف نمى‌شد و هم بچه‌هايش شاد مى‌شدند. برق خوشحالى در چشمانش دويد...
ديگر سردش نبود!
پيرزن رفت جلو، نشست پاى جعبه ميوه، تا دستش را برد داخل جعبه، شاگرد ميوه‌فروش گفت: «دست نزن ننه! بلند شو و برو دنبال كارت!» پيرزن زود بلند شد، خجالت كشيد. چند تا از مشترى‌ها نگاهش كردند. صورتش را قرص گرفت... دوباره سردش شد...
راهش را كشيد و رفت.
چند قدم بيشتر دور نشده بود كه خانمى صدايش زد: «مادرجان، مادرجان!» پيرزن ايستاد، برگشت و به آن زن نگاه كرد. زن لبخندى زد و به او گفت: «اينارو براى شما گرفتم.» سه تا پلاستيك دستش بود، پُر از ميوه؛ موز، پرتقال و انار.
پيرزن گفت: «دستت درد نكنه، اما من مستحق نيستم»
زن گفت: «اما من مستحقم مادر، من مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم‌نوع توجه كردن و دوست داشتن همه انسان‌ها و احترام گذاشتن به همه آنها بى‌هيچ توقعى، اگه اينارو نگيرى، دلمو شكستى، جون بچه‌هات بگير» زن منتظر جواب پيرزن نماند، ميوه‌ها را داد دست پيرزن و سريع دور شد... پيرزن هنوز ايستاده بود و رفتن زن را نگاه مى‌كرد. قطره اشكى كه در چشمش جمع شده بود، غلتيد روى صورتش. دوباره گرمش شده بود... با صدايى لرزان گفت: «پيرشى ننه، پيرشى!... خير ببينى...» هيچ ورزشى براى قلب، بهتر از خم شدن و گرفتن دست افتادگان نیست.

پیشاپیش یلدای مهربانی که نماد خانواده دوستی و عشق ورزیدن به هم نوع است را شادباش میگوییم...

یلدای امسال در هنگام خرید میوه سهم تنگدستان آبرومند را فراموش نکنیم...
@Vaallddoo
@Managementhints
3👍3👏1
⭕️تصمیم گیری

یکی از واحدهای ارتش سوییس در یکی از مانورهای کوهستانی گم شده بود و ناامیدانه در کوه های آلپ سرگردان بود. هوا سرد بود. ذخیره غذای گروه کم و محدود بود. ناگهان، یکی از اعضا نقشه منطقه را در کوله خود پیدا کرد. آنها نقشه را دنبال کردند و به اقامت گاه اولیه باز گشتند. آنها از مرگ نجات یافتند.


وقتی نقشه را به فرمانده خود نشان داند، او متعجب شد و پرسیدکه چگونه با چنین نقشه ای راه را پیدا کرده اید؟ نقشه مربوط به کوههای آلپ نبود، بلکه مربوط به کوههای پیرنه بود. آنها راه خود را با پیروی از یک نقشه غلطپیدا کرده بودند. اگرآن نقشه را نمی یافتند، ساعت ها و روزها به امید اینکه گروههای نجات آنها را خواهند یافت، در جای خود می ماندند.اما آنها با دیدن نقشه راه افتادند.


اغلب اوقات بهتر است حتی با نقشه غلط راه بیفتیم و به دنبال راه نجات بگردیم تا اینکه به امید رسیدن نیروی کمکی در جای خود متوقف شویم و از گرسنگی بمیریم. وقتی از همه چیز ناامید هستید، دست به کاری بزنید.

آنها که در رودخانه قایق سواری کرده اند، می دانند بیشترین حالت پایداری قایق، نه در سکون، بلکه در هنگام حرکت کردن و پارو زدن ایجاد می شود. شاید این گفته بر خلاف تصور عمومی و غریزه مان باشد، اما در درستی آن تردیدی نیست.

روبرت گانتر
@Managementhints
🔥43👏2
تست شخصیت شناسی MBTI ابزاری است که برای به دست آوردن بینش در مورد ویژگی های شخصیتی فرد استفاده می شود. با درک سبک های ارتباطی و نحوه تعامل فرد با دیگران به خودآگاهی، آگاهی شغلی، بهبود روابط و حل تعارض کمک می کند.
برای شناخت از تیپ شخصیتی خود می توانید از طریق لینک زیر، تست مطروحه را انجام دهید.

https://testotype.com/Exam/8/تست-mbti-تست-شخصیت-شناسی-مایرز-بریگز?utm_source=ExamList&utm_medium=16&utm_campaign=InternalLink



@Managementhints
5
*جدول حقوق و دستمزد سال ۱۴۰۵ کارکنان و بازنشستگان*
@Managementhints
😢2🌚1
تفاوت مدیران در #ایران_و_اروپا

اروپا: موفقیت مدیر بر اساس پیشرفت
مجموعه تحت مدیریتش سنجیده میشود
ایران: موفقیت مدیر سنجیده نمیشود
خود مدیر بودن نشانه موفقیت است

  اروپا: مدیران بعضی وقتها استعفا میدهند
  ایران: عشق به خدمت مانع از استعفا میشود

اروپا: افراد از مشاغل پایین شروع
میکنند و به تدریج ممکن است مدیر شوند
ایران: افراد مدیر مادرزادی هستند و اولین شغلشان در بیست سالگی مدیریت است

اروپا: برای یک پست مدیریت
دنبال مدیر میگردند
ایران: برای یک فرد، دنبال پست مدیریت میگردند و در صورت لزوم این پست ساخته میشود

اروپا: یک کارمند ساده ممکن است
سه سال بعد مدیر شود
ایران: یک کارمند ساده، سه سال بعد همان کارمند ساده است، در حالیکه مدیرش سه بار عوض شده

اروپا: اگر بخواهند از دانش و تجربه کسی حداکثر استفاده را بکنند، او را مشاور مدیریت میکنند
ایران: اگر بخواهند از کسی هیچ استفاده ای نکنند، او را مشاور مدیریت میکنند

اروپا: اگر کسی از کار برکنار شود، عذرخواهی میکند و حتی ممکن است محاکمه شود
ایران: اگر کسی از کار برکنار شود، طی مراسم باشکوهی از او تقدیر میشود و پست مدیریت جدید میگیرد

اروپا: مدیران بصورت مستقل استخدام و برکنار میشوند، ولی بصورت گروهی و هماهنگ کار میکنند
ایران: مدیران بصورت مستقل و غیرهماهنگ کار میکنند، ولی بصورت گروهی استخدام و برکنار میشوند

اروپا: برای استخدام مدیر، در روزنامه آگهی میدهند و با برخی مصاحبه میکنند
ایران: برای استخدام مدیر، به فرد
مورد نظر تلفن میکنند

اروپا: زمان پایان کار یک مدیر و شروع
کار مدیر بعدی از قبل مشخص است
ایران: مدیران در همان روز حکم
مدیریت یا برکناریشان را میگیرند

اروپا: همه میدانند درآمد قانونی
یک مدیر زیاد است
ایران: مدیران انسانهای ساده زیستی
هستند که درآمدشان به کسی ربطی ندارد

اروپا: شما مدیرتان را با اسم کوچک صدا میزنید
ایران: شما مدیرتان را صدا نمیزنید
چون اصلاً به شما وقت ملاقات نمیدهد

اروپا: برای مدیریت، سابقه کار مفید
و لیاقت لازم است
ایران: برای مدیریت، مورد اعتماد
بودن کفایت میکند.
@Managementhints
3👏3😢1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در روانشناسی تحلیلی یونگ «سایه» مجموعه صفات، احساسات و امیال ناخوشایند یا غیر قابل قبولی است که فرد آنها را انکار و به ناخودآگاه شخصی می راند.
این محتویات طرد شده اما پویا غالباً از طریق مکانیسم «فرافکنی» بر جهان خارج اثر میگذارند؛ بدین معنا که فرد به جای رویارویی با تاریکی های درونش آنها را ناخودآگاه در دیگران میبیند و با آن ویژگیها در آنان مبارزه میکند .
بنابراین وقتی فردی به دلیل مواجه با صراحت شما واکنشی خصمانه نشان میدهد اغلب این پاسخ نه به شما، بلکه به نمادین شدن همان بخش سرکوب شده ای است که در خودش نپذیرفته است.
در حقیقت او با سایه خودش که اکنون در چهره شما تجسم یافته در حال جنگ است.
@Managementhints
6
در این عصر بی‌خردی مزین به تاج "اطلاعات"، چه سکوت سنگینی بر حریم خرد حاکم است. چه بازار گرمی است این بازار مکاره!
دکان‌دارانی با ویترین‌های پر زرق‌ و برق، بی‌آن‌که حتی بویی از علم برده باشند. اقتصاد را به بازی‌ای شبیه قمار تقلیل می‌دهند، سیاست را به جعبه‌ای پر از فریب، مدیریت را به کلیشه‌هایی توخالی، روانشناسی، حقوق و... را به حرف‌هایی آبکی و بی‌ریشه.
اینان، واعظان ملتی شده‌اند که در قحطی خرد، به هر ناخوراکی دل می‌بندند. ملتی که به جای کتاب، سرگرم برگه‌های زرد خبر می‌شود و به جای تفکر، شیفته‌ی جمله‌های قشنگ بی‌پشتوانه.
پینوکیوهای زمانه‌ی ما نه به دنبال پدر ژپتو، که به دنبال روباه مکار و گربه‌ی نره‌ی شهرت می‌دوند، رشته‌های وجودشان را آنان می‌کشند و فکر می‌کنند آزادند. با یک خط نغز، بر صراط احمقانه‌ای گام می‌گذارند که پایانش پرتگاه است.
و ای کاش...
ای کاش همان تقدیر آهنین، همان مشت آتشین حقیقت که آنتونی جاشوا بر فک جعلی "جیک پال" - آن پیامبر دروغین عصر نمایش - فرود آورد، بر دهان تمامی مدعیان پوشالی علوم انسانی نیز فرود می‌آمد. آن شبه‌دانشمندان بی‌کتاب و بی‌تجربه، که با لباسی قرض گرفته از مفاهیم، بر بلندای منابر مجازی موعظه می‌کنند. چه مشت‌های ناگهانی راستی، لازم است برای دهان‌های سلبریتی‌ها و "شاخ‌ها" و تمامی آنان که واژه‌ها را قربانی پوچی می‌کنند، اما میلیون‌ها چشم، به لب‌های دروغینشان خیره است.
بعضی از مشت‌ها، داروی یک عصر بیماری‌اند. در زمان درست و در مکان درست، چون آذرخشی بر آسمان دروغ فرود می‌آیند و فریاد خفقان‌گرفته‌ی حقیقت را فریاد می‌زنند. چه فک‌های زیادی را ای کاش می‌شد شکست...
شکستن قالب دروغی که صورت‌ها را به آن شکل داده‌اند.
آقای جاشوا، دست مریزاد!!
مشت شما تنها یک مشت نبود؛ یک جمله بود. یک جمله‌ی بلند آهنین در دفتر سکوت ما.
دل بسیاری از ما، لااقل برای چند لحظه، با آن صدای مهیب خنک شد. گویا بادی تازه از سرزمین راستی وزید و بوی تعفن این نمایش بزرگ را برای لحظاتی پراکند.

#دکتر_مصطفی_یوسفی
https://www.instagram.com/reel/DSxllLkDFp5/?igsh=OWV2ZHZ5ajVrYmxy
2👍1🔥1
#یادداشت_روزانه_یک_استاد

در این گذرگاه دشوار، زمانی که سنگینی روزمرگی را بر دوش می‌کشیم و تلاطم بیرون، آرامش درون را نشانه می‌رود، در دورانی که نتیجه دویدن هر روزمان در زندگی به جایی نرسیدن است و زندگی چون تردمیلی ما را در بهترین حالت در جای قبل نگه می دارد، قوی ماندن یک انتخاب آگاهانه و روزانه است.
این را بدانیم که ما تنها نیستیم؛ این تجربه‌ای اشتراکی است. قوت، نه به معنای بی‌احساسی، بلکه به معنای تاب‌آوری و ادامه‌دادن است.

راهکارهای حفظ قدرت درونی:

ذهنِ خود را پناهگاه کن: لحظه‌ای در روز را فقط برای سکونت در "حال" اختصاص بده. پنج دقیقه نفس عمیق، توجه به یک گل، یا حتی چشیدن یک فنجان چاى. این تمرین، تو را از طوفان آینده‌نگرى به آرامش اکنون بازمی‌گرداند.
دامنه‌ی توجهت را کوچک کن: گاهی جهان بسیار بزرگ است. تمرکزت را بر حل کوچک‌ترین مسائل ممکن در دایره‌ی نفوذ خودت بگذار: مرتب کردن یک قفسه، یادگیری یک مهارت ساده، یا یک گفتگوی خوب با یک عزیز. هر پیروزی کوچک، دژی در برابر احساس درماندگی می‌سازد.
رابطه‌ها را قدرتمند نگه دار: در این شرایط، گران‌ترین دارایی ما محبت است. با خانواده و دوستان واقعی‌ات بیشتر در ارتباط باش، حتی با یک تماس کوتاه. شریک شدن بار غم، آن را سبک‌تر می‌کند.
از بدنت غافل نشو: حرکت کن، حتی اگر یک پیاده‌روی کوتاه باشد. تغذیه‌ی آگاهانه داشته باش. جسم سالم، تکیه‌گاه روح سالم است.
مصرف اخبار را مدیریت کن: خود را در معرض هجومِ پیوسته‌ی اخبار منفی قرار نده. برای آن زمان‌بندی مشخص تعیین کن تا ذهنت فرصت استراحت داشته باشد.
خلاقیت را فراموش نکن: نقاشی، نوشتن، تعمیر چیزی، یا پختن یک غذای جدید. خلق کردن به انسان یادآوری می‌کند که تو نیز می‌توانی سازنده باشی، نه فقط مصرف‌کننده.

و برای تسلی و قوت، این کلام ویکتور فرانکلرا به یاد داشته باشیم: "هر چیزی را می‌توان از انسان گرفت، به جز یکی: آخرین آزادی‌های انسانی — انتخاب نگرش در هر شرایطی." ما در انتخاب نگرش خود آزادیم.
در پایان، قوی ماندن به این معنا نیست که هرگز خسته یا نگران نشویم. قوی ماندن یعنی پس از هر زمین‌خوردن، با درسی تازه و اراده‌ای دوباره برخیزیم.
این آتش را در درونمان زنده نگه داریم؛ نه تنها برای خود، که برای تاباندن گرمای آن به اطرافیان‌مان.

سلامت و پایدار باشید.
محبت را فراموش نکنیم.

#مصطفی_یوسفی
@Managementhints
@Vaallddoo
7👏1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کوچک تر از تهران، ثروتمند تر از اروپا


داستان شگفت‌انگیز سنگاپور، جزیره‌ای کوچک که از فقر و آشوب به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان تبدیل شد! در این ویدیو، سفری به قلب معجزه آسیایی داریم؛ از باتلاق‌های قرن نوزدهم تا آسمان‌خراش‌های مدرن. چگونه لی کوان یو با چشم‌اندازی بلندمدت، سیاست‌های هوشمندانه و عزمی آهنین، سنگاپور را به مرکز تجارت، فناوری و مالی جهانی بدل کرد؟ از بندر آزاد سر توماس رافلز تا ریشه‌کنی فساد و ساخت شهرهایی بدون خودرو، این ویدیو رازهای موفقیت سنگاپور را فاش می‌کند

با ما همراه شوید تا داستان امید، جاه‌طلبی و پیروزی این جزیره کوچک را کشف کنید!
@Managementhints
👍31🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#مدیریت_ادراک_زمان
تا حالا شده از یه برند خوشت بیاد ولی به خاطر بی خبری بی خیال خرید بشی؟
نه چون دیر بود
نه چون گرون بود
فقط چون نمیدونستی الان دقیقاً چه خبره
واقعیت اینه
ما از انتظار متنفر نیستیم.
ما از نامعلوم بودن انتظار متنفریم برای همینه که یه نوار لودینگ ساده
یا یه پیام سفارش شما در حال آماده سازی است
می‌تونه از دست رفتن مشتری رو نجات بده.
@Managementhints
👏53
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدیوی روز پدر⁩ خیلی اثرگذار و قشنگ بود.. (حتما ببینید👌)

‏خیلی از هم‌نسل‌های ما حرف زدن با پدر‌هامون رو بلد نیستیم و البته اونا هم اینو بلد نیستن. ولی خوبه حداقل اگر نمی‌تونیم حرف‌های دلمونو بهشون بگیم، از حرف‌های ساده محبت‌آمیز بهشون دریغ نکنیم.
@Managementhints
👏3👍1
به دستور امیر اسماعیل، عمرو را در خیمه ای در کنار لشگر زندانی کردند، چون شب شد، از امیر اسماعیل دستور غذا برای عمرو خواستند، بنا شد غذایی گرم در یک سطل معمولی برای عمرو ببرند، سطلی از غذای داغ در حالی که بخار از آن برمی خاست برابر عمرو گذاشتند، در این حال سگی گرسنه سر رسید، سر به سطل برد، از داغی غذا پوزه اش بسوخت، با عجله سر از سطل بیرون کرد، دسته سطل به گردن سگ افتاد، سطل را با خود برداشته و با شتاب به بیابان روان شد عمرو خنده بلند و تلخی کرد، زندانبان از او سبب خنده پرسید، پاسخ گفت: شب قبل رئیس آشپزخانه ام از کمبود مرکب جهت حمل آشپزخانه ناله داشت، دستور دادم صد شتر برای حمل وسایل به شترانش اضافه کنند، شب گذشته دویست شتر از حمل آشپزخانه ام عاجز بودند، امشب سگی ظرف غذایم را به راحتی برد، از این جهت خنده ام گرفت.
@Managementhints
👍3👏31