Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از فردا
اگر گرسنه ای سر در سطل های زباله پی نان نبود،
اگر کارتن ها رختخواب هیچ کس نبود،
اگر کودکی سر چهارراه ها و زیر آفتاب رنگ زغال نشده بود،
اگر عرق شرم روی پیشانی هیچ پدری ننشست،
اگر در کارمان کم نفروختیم و کم کار نبودیم،
اگر فوج فوج ماشین ها جلوی پای زنان و دختران شهرمان ترمز نزدند،
اگر پدر و مادری گوشه ی آسایشگاهی چشم به در، در به در نماندند،
اگر همسایه مان از سرگشنه ای افسانه ی سفره ی پادشاهان را برای فرزندش قصه نکرد،
اگر نقل و نبات قسم دروغ بر روی زبان هایمان نبود،
از فردا
اگر آبروی رفته و ریخته ای را پشت سد اعتماد و اعتبار جمع کردیم،
اگر تسبم انسان ها لبخندی بر لبمان نشاند،
اگر کیسه ی سنگین پیرزن همسایه را تا در خانه اش بردیم،
اگر در مترو و اتوبوس جای خود را به موسفیدان و زنان دادیم،
اگر فقیری را در رستوران کنار خود به کرامت جا دادیم،
اگر موقع رانندگی بدون بوق و کرنا حق تقدم را به دیگران دادیم،
اگر دلمان برای گربه و سگ تشنه و گشنه محل تپید،
اگر گلی را سیراب کردیم،
اگر خروار خروار مازاد مایحتاجمان را به نیازمند دادیم،
اگر حقی که برگردمان هست ادا کردیم،
اگر با لبخند به چهره ی پدر و مادر نظاره کردیم
و...
هزاران هزار اما و اگر دیگر
سی روز ماه مهمانی خدا را درست حرکت کرده ایم و عید فطرتمان هم مبارک.
ولی اگر کمیتمان لنگ زده بدانیم جایی و مسیری را اشتباه رفته ایم.
کمی صبر باید در تحویل عید و راه دراز.
👤 #والدو
👤 #مصطفی_یوسفی
#عیدتان_مبارک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
از فردا
اگر گرسنه ای سر در سطل های زباله پی نان نبود،
اگر کارتن ها رختخواب هیچ کس نبود،
اگر کودکی سر چهارراه ها و زیر آفتاب رنگ زغال نشده بود،
اگر عرق شرم روی پیشانی هیچ پدری ننشست،
اگر در کارمان کم نفروختیم و کم کار نبودیم،
اگر فوج فوج ماشین ها جلوی پای زنان و دختران شهرمان ترمز نزدند،
اگر پدر و مادری گوشه ی آسایشگاهی چشم به در، در به در نماندند،
اگر همسایه مان از سرگشنه ای افسانه ی سفره ی پادشاهان را برای فرزندش قصه نکرد،
اگر نقل و نبات قسم دروغ بر روی زبان هایمان نبود،
از فردا
اگر آبروی رفته و ریخته ای را پشت سد اعتماد و اعتبار جمع کردیم،
اگر تسبم انسان ها لبخندی بر لبمان نشاند،
اگر کیسه ی سنگین پیرزن همسایه را تا در خانه اش بردیم،
اگر در مترو و اتوبوس جای خود را به موسفیدان و زنان دادیم،
اگر فقیری را در رستوران کنار خود به کرامت جا دادیم،
اگر موقع رانندگی بدون بوق و کرنا حق تقدم را به دیگران دادیم،
اگر دلمان برای گربه و سگ تشنه و گشنه محل تپید،
اگر گلی را سیراب کردیم،
اگر خروار خروار مازاد مایحتاجمان را به نیازمند دادیم،
اگر حقی که برگردمان هست ادا کردیم،
اگر با لبخند به چهره ی پدر و مادر نظاره کردیم
و...
هزاران هزار اما و اگر دیگر
سی روز ماه مهمانی خدا را درست حرکت کرده ایم و عید فطرتمان هم مبارک.
ولی اگر کمیتمان لنگ زده بدانیم جایی و مسیری را اشتباه رفته ایم.
کمی صبر باید در تحویل عید و راه دراز.
👤 #والدو
👤 #مصطفی_یوسفی
#عیدتان_مبارک
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
هركدام از شما احتمالا اين داستان را خوانده و يا شنيده ايد .نكته درشرح جالبي است كه در وب سايت راهكار مديريت به آن برخورد كرده ام .شما هم بخوانيد و لذت ببريد.
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.
قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقهتان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئيچ ماشين را به پزشك ميدهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس ميمانيم.
شرح حكايت
همه ميپذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نميكند. چرا؟
زيرا ما هرگز نميخواهيم داشتهها و مزيتهاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهيها، محدوديت ها و مزيتهاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.
تحليل فوق را ميتوانيم در يك چارچوب علميتر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار ميگيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديتهاي محيطي خود، استفاده ميكند و قادر نميگردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي ميكند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيتهاي خود را ببخشيم ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخدهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نميكنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نميگذارند. اكثريت شركتكنندگان خود را در اين چارچوب ميبينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه ميتوانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكردهاند.
@Managementhints
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را شرح دهيد.
پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد.
قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد.
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.
شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه ميتوانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقهتان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود:
سوئيچ ماشين را به پزشك ميدهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس ميمانيم.
شرح حكايت
همه ميپذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نميكند. چرا؟
زيرا ما هرگز نميخواهيم داشتهها و مزيتهاي خود را (ماشين) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهيها، محدوديت ها و مزيتهاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم.
تحليل فوق را ميتوانيم در يك چارچوب علميتر نيز شرح دهيم: در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار ميگيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديتهاي محيطي خود، استفاده ميكند و قادر نميگردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي ميكند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند.
در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيتهاي خود را ببخشيم ميتوانيم چيزهاي بهتري به دست بياوريم. شايد خيلي از پاسخدهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث ميشود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نميكنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نميگذارند. اكثريت شركتكنندگان خود را در اين چارچوب ميبينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه ميتوانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكردهاند.
@Managementhints
♦️ اهل تحقیق چه کسانی هستند؟
@Managementhints
فرانسیس بیکن (Francis Bacon) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ - مرگ ۹ آوریل ۱۶۲۶) فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی میدانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی میشمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشههای او نسبت میدهند.
فرانسیس بیکن دریک بیان تمثیلی اهل تحقیق را به سه گروه میداند:
مورچگان، عنکبوتان و زنبوران عسل.
برای تعمیم دادن به تمثیل بیکن و فراگیرتر کردن آن میتوان گفت:
کسانی که محقق انگاشته می شوند ، چهار گروهاند:
▪️گروه نخست، مورچگاناند که صرفاً به جمع آوری اطلاعات بسنده میکنند. مورچگان نه مواد خام بلکه مواد شایسته را گزینش و جمع آوری می کنند. گروه نخست... از محققان ، مانند مورچگان، البته اگر هنر گزینش مواد شایسته را داشته باشند، به جمع آوری اطلاعات می پردازند.. کتاب یا مقالهی آنها صرفاً مجموعهای از فیشها و یادداشتهای برگرفته از منابع و عاری از تحلیل، ترکیب و پردازش است.
▪️گروه دوم، عنکبوتاناند که بدون جمع آوری اطلاعات ، به تحلیل و پردازش میپردازند. حاصل پردازش بدون برخورداری از مواد شایسته، چیزی جز یاوه سرایی و به تعبیر مرحوم زرین کوب ـ حرف مفت زدن نخواهد بود. «انّ أوهَنَ البیوتِ لَبیت العنکبوت»
▪️گروه سوم که در طبقه بندی فرانسیس بیکن نیامدهاند، مگس صفتها میباشد. آنان بر سفرهی تحقیقات دیگران مینشینند و به سرقت و آلوده سازی تحقیق پژوهشگران می پردازند. «اما محقق را هیچ آفتی از این بدتر نیست که به سرقت کار دیگران عادت کند». سرقت در امر پژوهش، شکلهای مختلف و عوامل گوناگونی دارد. همانطور که میدانید، سرقت از جهت اخلاق حرفهای، نکوهیده و مذموم است؛ زیرا موجب پایمال شدن حقوق مادی و معنوی پژوهشگران می شود. این امر علاوه بر بُعد اخلاق پژوهشی، از جهت دیگری مخرب تر است و آن آلوده سازی تحقیق است. کسی که کتاب کامل دانشمندی را بدون تغییر به عنوان تحقیق پایان تحصیلات کارشناسی ارشد خود ارائه می کند، با کسی که همین کتاب را با تغییرات بی مبنا دگرگون میسازد و آن را به نام خود میخواند، در نکته ای مهم تفاوت دارد؛ زیرا دومی، علاوه بر سرقت، آلوده سازی نیز به بار می آورد.
از این رو، تمثیل به مگس، روشنگر است.
▪️گروه چهارم ، زنبوران عسلاند که اولاً به جمعآوری مواد شایسته میپردازند. و ثانیاً با تجزیه و تحلیل، آنها را به عصارهی علم تبدیل میکنند. تولید علم، مرهون اطلاعات شایسته و پردازش نظام مند آنهاست. میتوان گفت: اطلاعات بدون پردازش، کور و عقیم است و پردازش بدون اطلاعات، تهی و یاوه است. پردازش، اطلاعات را معنادار میکند و اطلاعات، پردازش را بارور میسازد.
حالا بعد از خواندن این مطلب واقعاً من و شما جزء کدام گروه هستیم . مورچگان ـ عنکبوتان ـ مگسان یا زنبوران عسل !
(این نوشته زیبا، برگرفته از مطلبی است که آقای غلامرضا محمدی در کانال تلگرامی خود در مورد گفتههای «فرانسیس بیکن» ارائه کرده است)
محمّد خیرخواه
@Managementhints
@Managementhints
فرانسیس بیکن (Francis Bacon) (زاده ۲۲ ژانویه ۱۵۶۱ - مرگ ۹ آوریل ۱۶۲۶) فیلسوف، سیاستمدار، دانشمند، حقوقدان و نویسنده انگلیسی بود. بسیاری وی را محور اصلی تحول فکری در قرون وسطی میدانند تا جایی که او را از بانیان انقلاب علمی میشمارند و پایان سلطه کلیسا بر تفکر را به اندیشههای او نسبت میدهند.
فرانسیس بیکن دریک بیان تمثیلی اهل تحقیق را به سه گروه میداند:
مورچگان، عنکبوتان و زنبوران عسل.
برای تعمیم دادن به تمثیل بیکن و فراگیرتر کردن آن میتوان گفت:
کسانی که محقق انگاشته می شوند ، چهار گروهاند:
▪️گروه نخست، مورچگاناند که صرفاً به جمع آوری اطلاعات بسنده میکنند. مورچگان نه مواد خام بلکه مواد شایسته را گزینش و جمع آوری می کنند. گروه نخست... از محققان ، مانند مورچگان، البته اگر هنر گزینش مواد شایسته را داشته باشند، به جمع آوری اطلاعات می پردازند.. کتاب یا مقالهی آنها صرفاً مجموعهای از فیشها و یادداشتهای برگرفته از منابع و عاری از تحلیل، ترکیب و پردازش است.
▪️گروه دوم، عنکبوتاناند که بدون جمع آوری اطلاعات ، به تحلیل و پردازش میپردازند. حاصل پردازش بدون برخورداری از مواد شایسته، چیزی جز یاوه سرایی و به تعبیر مرحوم زرین کوب ـ حرف مفت زدن نخواهد بود. «انّ أوهَنَ البیوتِ لَبیت العنکبوت»
▪️گروه سوم که در طبقه بندی فرانسیس بیکن نیامدهاند، مگس صفتها میباشد. آنان بر سفرهی تحقیقات دیگران مینشینند و به سرقت و آلوده سازی تحقیق پژوهشگران می پردازند. «اما محقق را هیچ آفتی از این بدتر نیست که به سرقت کار دیگران عادت کند». سرقت در امر پژوهش، شکلهای مختلف و عوامل گوناگونی دارد. همانطور که میدانید، سرقت از جهت اخلاق حرفهای، نکوهیده و مذموم است؛ زیرا موجب پایمال شدن حقوق مادی و معنوی پژوهشگران می شود. این امر علاوه بر بُعد اخلاق پژوهشی، از جهت دیگری مخرب تر است و آن آلوده سازی تحقیق است. کسی که کتاب کامل دانشمندی را بدون تغییر به عنوان تحقیق پایان تحصیلات کارشناسی ارشد خود ارائه می کند، با کسی که همین کتاب را با تغییرات بی مبنا دگرگون میسازد و آن را به نام خود میخواند، در نکته ای مهم تفاوت دارد؛ زیرا دومی، علاوه بر سرقت، آلوده سازی نیز به بار می آورد.
از این رو، تمثیل به مگس، روشنگر است.
▪️گروه چهارم ، زنبوران عسلاند که اولاً به جمعآوری مواد شایسته میپردازند. و ثانیاً با تجزیه و تحلیل، آنها را به عصارهی علم تبدیل میکنند. تولید علم، مرهون اطلاعات شایسته و پردازش نظام مند آنهاست. میتوان گفت: اطلاعات بدون پردازش، کور و عقیم است و پردازش بدون اطلاعات، تهی و یاوه است. پردازش، اطلاعات را معنادار میکند و اطلاعات، پردازش را بارور میسازد.
حالا بعد از خواندن این مطلب واقعاً من و شما جزء کدام گروه هستیم . مورچگان ـ عنکبوتان ـ مگسان یا زنبوران عسل !
(این نوشته زیبا، برگرفته از مطلبی است که آقای غلامرضا محمدی در کانال تلگرامی خود در مورد گفتههای «فرانسیس بیکن» ارائه کرده است)
محمّد خیرخواه
@Managementhints
💠 استعارهٔ صفحهٔ شطرنج
@Managementhints
✳️ افکار و هیجان های مثبت و سفیدِ شما با همتایان منفی و مشکی خود در جنگ هستند. در این درگیری، تعاملات مهره ها بسیار پیچیده است و کاملاً بستگی به نقش و شرایط بازیکنان دارد. در نهایت یا مهره های سفید برندهٔ جنگ خواهند بود یا مهره های سیاه و بازی به اتمام خواهد رسید. پس از آن صفحهٔ شطرنج پاک می شود و بازیکنان بازی دیگری را شروع خواهند کرد.
❇️ به جای تبدیل شدن به یک مهره در بازی یا خود بازیگر، صفحهٔ شطرنج باشید. "خویشتن" را مانند صفحهٔ شطرنجی تجسم کنید که تمامی کشمکش ها بر روی آن در حال وقوع است.
✳️ شما به عنوان صفحهٔ شطرنج می توانید با مهرهها، یعنی همان افکار و هیجان ها در تماس باشید. حتّی اگر هر لحظه مهره های سیاه و سفید بسیاری بر روی صفحهٔ شطرنج حضور داشته باشند، صفحهٔ شطرنج هیچ گاه تغییر نخواهد کرد و یکسان باقی می ماند. صفحهٔ شطرنج اهمیتی به بازی یا برد و باخت نمی دهد. به عنوان صفحهٔ شطرنج می توانید تمامی مهرهها را نگاه دارید یا حتّی آنها را تجربه کنید، اما می توانید به یک مهره تبدیل نشوید.
👤 نوشتهٔ #متیو_مک_کی
#خویشتن_مشاهده_گر
@Managementhints
@Managementhints
✳️ افکار و هیجان های مثبت و سفیدِ شما با همتایان منفی و مشکی خود در جنگ هستند. در این درگیری، تعاملات مهره ها بسیار پیچیده است و کاملاً بستگی به نقش و شرایط بازیکنان دارد. در نهایت یا مهره های سفید برندهٔ جنگ خواهند بود یا مهره های سیاه و بازی به اتمام خواهد رسید. پس از آن صفحهٔ شطرنج پاک می شود و بازیکنان بازی دیگری را شروع خواهند کرد.
❇️ به جای تبدیل شدن به یک مهره در بازی یا خود بازیگر، صفحهٔ شطرنج باشید. "خویشتن" را مانند صفحهٔ شطرنجی تجسم کنید که تمامی کشمکش ها بر روی آن در حال وقوع است.
✳️ شما به عنوان صفحهٔ شطرنج می توانید با مهرهها، یعنی همان افکار و هیجان ها در تماس باشید. حتّی اگر هر لحظه مهره های سیاه و سفید بسیاری بر روی صفحهٔ شطرنج حضور داشته باشند، صفحهٔ شطرنج هیچ گاه تغییر نخواهد کرد و یکسان باقی می ماند. صفحهٔ شطرنج اهمیتی به بازی یا برد و باخت نمی دهد. به عنوان صفحهٔ شطرنج می توانید تمامی مهرهها را نگاه دارید یا حتّی آنها را تجربه کنید، اما می توانید به یک مهره تبدیل نشوید.
👤 نوشتهٔ #متیو_مک_کی
#خویشتن_مشاهده_گر
@Managementhints
⚜آدم سالم کیست؟
@Managementhints
روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه
آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی
و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پشت توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!
این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید
@Managementhints
@Managementhints
روان شناسی در جواب اين سوال میگوید :
آدم سالم ، آدميه كه با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستيز نيست، نتيجتاً حضورش به آدم انرژى ميده!
بيشتر از اينكه انتقادگر باشه، مشوقه!
بيشتر از اينكه منفى باشه، مثبته!
بيشتر از اينكه متكبر باشه، متواضعه!
بيشتر از اينكه بخواد خودنمايى كنه، دوست داره در يك فضاى اشتراكى، ديگرانو ببينه و همينطور خودش ديده بشه!
با آدم سالم، شما بهترين بخش وجودتون دیده میشه
آدم سالم زيباييهارو ميبينه و به زبون مياره!
آدم سالم خوش خلق هست، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست كه ميبينى، فى البداهه است!
خلاقيت داره، برخوردش محترمانه است، ميتونيد به او اعتماد كنيد، احساس امنيت كنيد!
آدم سالم كنترل نياز نداره، تحسین نیاز نداره، هر روز به یک رنگ در نمیاد
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو ميده كه در حقيقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی
و وقتی که این آدم سالم کنارت نباشه دیگران حقیقت واقعی شما رو درک میکنند که پشت توانایی های آدم سالم شما هم بزرگ دیده شده بودی!
این آدمها را در گوشه ای از زندگی حفظ کنید
@Managementhints
یکی از قوانین بنیادی تکامل طبیعی این است که مسیر مارپیچی دارد. از لحاظ روانی نیز، ما به صورت مارپیچی تحول مییابیم. همواره به نقطهای میرسیم که قبلاً آنجا بودهایم. ولی این همان نقطه نیست! یا بالاتر است، یا پایینتر ...
- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
- کارل گوستاو یونگ
@Managementhints
مراحل زير را مطابق با بندهاي مشروحه ي ذيل اجرا كن تا پست و موقعيت مناسب هر فرد را پيدا كني !
@Managementhints
400 آجر را در اتاقي بسته بگذار.كارمندان جديد را در اتاق بگذار ودر را ببندآنها را ترك كن و بعد از 6 ساعت برگردسپس موقعيت ها را تجزيه وتحليل كناگر آنها در حال شمردن آجرها هستند آنها را در بخش حسابداري بگذاراگر آنها براي دومين بار در حال شمردن آجر ها هستند آنها را در بخش مميزي بگذاراگر آنها همه اتاق را با آجر ها شلوغ و آشفته كرده اند آنها را در بخش مهندسي بگذاراگر آنها آجر ها را به طرز فوق العاده اي مرتب كرده اند آنها را دربخش برنامه ريزي بگذاراگر آنها آجر ها را به سمت يكديگر پرتاب مي كنند آنها را در بخش اداري بگذار
10. اگرخواب هستند آنها را در بخش انتظامات بگذار
11.اگر آنها آجر ها را برداشته و پس از نگاه كردن دوباره سرجاي خود مي گذارند آنها را در قسمت كنترل كيفيت بگذار
12. اگر آنها بيكار نشسته اند آنها را در قسمت پرسنلي بگذار
13.اگر آنها سعي مي كنند با آجر ها تركيب هاي مختلفي ايجاد كنند و مدام جستجوي بيشتري مي كنند ولي هنوز يك آجر راهم تكان نداده اند ،آنها را درقسمت مالي بگذار
14. اگر آنها اتاق را ترك كرده اند ،آنها را در قسمت بازاريابي بگذار
15. اگر آنها به بيرون پنجره خيره شده اند آنها را در قسمت برنامه ريزي استراتژيك بگذار
16. اگر آنها با يكديگر در حال حرف زدن هستند بدون هيچ نشانه اي از تكان خوردن آجر ها به آنها تبريك بگو و آنها را درقسمت مديريت ارشد قراربده
@Managementhints
@Managementhints
400 آجر را در اتاقي بسته بگذار.كارمندان جديد را در اتاق بگذار ودر را ببندآنها را ترك كن و بعد از 6 ساعت برگردسپس موقعيت ها را تجزيه وتحليل كناگر آنها در حال شمردن آجرها هستند آنها را در بخش حسابداري بگذاراگر آنها براي دومين بار در حال شمردن آجر ها هستند آنها را در بخش مميزي بگذاراگر آنها همه اتاق را با آجر ها شلوغ و آشفته كرده اند آنها را در بخش مهندسي بگذاراگر آنها آجر ها را به طرز فوق العاده اي مرتب كرده اند آنها را دربخش برنامه ريزي بگذاراگر آنها آجر ها را به سمت يكديگر پرتاب مي كنند آنها را در بخش اداري بگذار
10. اگرخواب هستند آنها را در بخش انتظامات بگذار
11.اگر آنها آجر ها را برداشته و پس از نگاه كردن دوباره سرجاي خود مي گذارند آنها را در قسمت كنترل كيفيت بگذار
12. اگر آنها بيكار نشسته اند آنها را در قسمت پرسنلي بگذار
13.اگر آنها سعي مي كنند با آجر ها تركيب هاي مختلفي ايجاد كنند و مدام جستجوي بيشتري مي كنند ولي هنوز يك آجر راهم تكان نداده اند ،آنها را درقسمت مالي بگذار
14. اگر آنها اتاق را ترك كرده اند ،آنها را در قسمت بازاريابي بگذار
15. اگر آنها به بيرون پنجره خيره شده اند آنها را در قسمت برنامه ريزي استراتژيك بگذار
16. اگر آنها با يكديگر در حال حرف زدن هستند بدون هيچ نشانه اي از تكان خوردن آجر ها به آنها تبريك بگو و آنها را درقسمت مديريت ارشد قراربده
@Managementhints
#CRM
واژه CRM بر گرفته از عبارت Customer Relationship Management بوده و در ایران با نام مدیریت ارتباط با مشتری شناخته می شود.
فرایند CRM در واقع فرایندی جهت گرد آوری و یکپارچه سازی اطلاعات مشتریان، بازاریابی موثر ،تعیین حساسیت های بازار و یا نیازهای مشتریان به منظور بهره برداری موثر و هدفدار از آنها است.
سیستم CRM بخشی از استراتژی یک سازمان جهت شناسایی مشتریان، راضی نگهداشتن آنها و تبدیل آنها به مشتری دائمی می باشد. وظیفه اصلی CRM تسهیل در برقراری ارتباط مشتری با سازمان از طرق مختلف از جمله سرویس پیام کوتاه SMS ، تلفن ، اینترنت ، مراکز فروش ، توزیع کنندگان و دیگر روش های ارتباطی می باشد.که این اطلاعات و ارتباطات بایستی ثبت و ضبط گردد.
فرآیند مدیریت ارتباط با مشتریان
مدیریت ارتباط با مشتری CRM فرایند زیر را برای مدیریت بهتر مشتری در اختیار هر سازمان قرار می دهد:
· هنر شرکتهای امروز ، تنها فروش کالا به مشتری نیست، بلکه یک مشتری را خشنود ، همواره در کنار خود داشتن است . کیفیت ، امروزه در رابطه با رضایت مشتری تعریف شده و گفته می شود : کیفیت یعنی جوابگویی به نیاز های مشتری. لذا سازمانی با کیفیت تر می باشد که به غیر از یافتن مشتری بتواند آن مشتری را به صورت خشنود نگه دارد . بازاریابی دیروز فقط در اندیشه یافتن مشتری بود. اما امروزه، دانش و هنر یافتن و نگهداری مشتری است. سازمانهایی ،موفق محسوب می شوند که بتوانند مشتریانی برای تمام عمر برای خود ایجاد کنند. برای نیل به این اهداف هر سازمان می باید استراتژی خود را برای چگونگی ارتباط با مشتریان خود تدوین نماید .
· مشتری خود را بشناسید: شما نمی توانید با کسی که نمی شناسید ارتباط برقرار کنید در نتیجه یکی از مهمترین کارها شناخت مشتریان می باشد. این شناخت می تواند از راه های مختلف انجام پذیرد. دریافت اطلاعات و علایق از تماس گیرندگان به سازمان و یا اطلاعاتی که از بازدید کنندگان سایت دریافت می شود، می تواند از مهمترین روش ها برای جمع آوری اطلاعات مشتریان باشد.
· مشتریان خود را متمایز کنید: مشتریان از دو نظر تفاوت دارند : اول از نظر تفاوت ارزشی آن ها نزد فروشنده و دوم از نظر تفاوت در نیازهایشان .
· با مشتریان خود تعامل داشته باشید: هر ارتباط با مشتری می بایست در راستای ارتباطات قبلی با آن مشتری باشد . بر اساس اطلاعات دریافتی از این بازخورد ها شما از نیاز مشتری آگاه می شوید و می توانید به آن جواب دهید.
· بعضی رفتارهای سازمان خود را با مشتری تطبیق دهید: هدف از جمع آوری و بررسی اطلاعات فوق برخورد متفاوت و موثر با هر مشتری است، بر خوردی که خاص هر مشتری بوده و برای آن مشتری مطلوب تر است.
· نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) نرم افزاریست که با پشتیبانی از انواع رسانه های ارتباطی مانند تلفن، فکس، SMS، ایمیل و ... می تواند تمامی ارتباطات یک سازمان با مشتریانش را از مرحله بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش با ماژول های متنوع در خود ذخیره و مدیریت نماید. این نرم افزارها عموما به صورت کاملا ماژولار طراحی و پیاده سازی می گردد و هر سازمان می تواند با توجه به نیاز های خود، تمامی یا بخشهایی از این ماژول ها را خریداری کرده و مورد استفاده قرار دهد. همچنین قابلیت افزودن ماژول ها در طول زمان به سیستم به راحتی امکان پذیر است.
لازم به یادآوری می دانم که سیستم مدیریت ارتباط با مشتری قابلیت طرحریزی و اجرا را درکلیه سازمان ها دارا می باشد. از سازمان های بزرگ تولیدی ، صنعتی ، خدمات ، شرکت های دولتی و همچنین شرکت های متوسط تا واحدهای تجاری کوچک مانند نمایندگی های فروش خودرو، کارواش ها ، فروشگاه ها و . . .
بصورت کلی می توان گفت که هر واحد اقتصادی که خدمات و محصولات خودرا به مشتری عرضه کرده و نگران بقاء و یا امیدوار به توسعه و گسترش کسب و کار خود می باشد، می تواند بهره لازم را از این سیستم ببرد.
@Managementhints
واژه CRM بر گرفته از عبارت Customer Relationship Management بوده و در ایران با نام مدیریت ارتباط با مشتری شناخته می شود.
فرایند CRM در واقع فرایندی جهت گرد آوری و یکپارچه سازی اطلاعات مشتریان، بازاریابی موثر ،تعیین حساسیت های بازار و یا نیازهای مشتریان به منظور بهره برداری موثر و هدفدار از آنها است.
سیستم CRM بخشی از استراتژی یک سازمان جهت شناسایی مشتریان، راضی نگهداشتن آنها و تبدیل آنها به مشتری دائمی می باشد. وظیفه اصلی CRM تسهیل در برقراری ارتباط مشتری با سازمان از طرق مختلف از جمله سرویس پیام کوتاه SMS ، تلفن ، اینترنت ، مراکز فروش ، توزیع کنندگان و دیگر روش های ارتباطی می باشد.که این اطلاعات و ارتباطات بایستی ثبت و ضبط گردد.
فرآیند مدیریت ارتباط با مشتریان
مدیریت ارتباط با مشتری CRM فرایند زیر را برای مدیریت بهتر مشتری در اختیار هر سازمان قرار می دهد:
· هنر شرکتهای امروز ، تنها فروش کالا به مشتری نیست، بلکه یک مشتری را خشنود ، همواره در کنار خود داشتن است . کیفیت ، امروزه در رابطه با رضایت مشتری تعریف شده و گفته می شود : کیفیت یعنی جوابگویی به نیاز های مشتری. لذا سازمانی با کیفیت تر می باشد که به غیر از یافتن مشتری بتواند آن مشتری را به صورت خشنود نگه دارد . بازاریابی دیروز فقط در اندیشه یافتن مشتری بود. اما امروزه، دانش و هنر یافتن و نگهداری مشتری است. سازمانهایی ،موفق محسوب می شوند که بتوانند مشتریانی برای تمام عمر برای خود ایجاد کنند. برای نیل به این اهداف هر سازمان می باید استراتژی خود را برای چگونگی ارتباط با مشتریان خود تدوین نماید .
· مشتری خود را بشناسید: شما نمی توانید با کسی که نمی شناسید ارتباط برقرار کنید در نتیجه یکی از مهمترین کارها شناخت مشتریان می باشد. این شناخت می تواند از راه های مختلف انجام پذیرد. دریافت اطلاعات و علایق از تماس گیرندگان به سازمان و یا اطلاعاتی که از بازدید کنندگان سایت دریافت می شود، می تواند از مهمترین روش ها برای جمع آوری اطلاعات مشتریان باشد.
· مشتریان خود را متمایز کنید: مشتریان از دو نظر تفاوت دارند : اول از نظر تفاوت ارزشی آن ها نزد فروشنده و دوم از نظر تفاوت در نیازهایشان .
· با مشتریان خود تعامل داشته باشید: هر ارتباط با مشتری می بایست در راستای ارتباطات قبلی با آن مشتری باشد . بر اساس اطلاعات دریافتی از این بازخورد ها شما از نیاز مشتری آگاه می شوید و می توانید به آن جواب دهید.
· بعضی رفتارهای سازمان خود را با مشتری تطبیق دهید: هدف از جمع آوری و بررسی اطلاعات فوق برخورد متفاوت و موثر با هر مشتری است، بر خوردی که خاص هر مشتری بوده و برای آن مشتری مطلوب تر است.
· نرم افزار مدیریت ارتباط با مشتریان (CRM) نرم افزاریست که با پشتیبانی از انواع رسانه های ارتباطی مانند تلفن، فکس، SMS، ایمیل و ... می تواند تمامی ارتباطات یک سازمان با مشتریانش را از مرحله بازاریابی، فروش و خدمات پس از فروش با ماژول های متنوع در خود ذخیره و مدیریت نماید. این نرم افزارها عموما به صورت کاملا ماژولار طراحی و پیاده سازی می گردد و هر سازمان می تواند با توجه به نیاز های خود، تمامی یا بخشهایی از این ماژول ها را خریداری کرده و مورد استفاده قرار دهد. همچنین قابلیت افزودن ماژول ها در طول زمان به سیستم به راحتی امکان پذیر است.
لازم به یادآوری می دانم که سیستم مدیریت ارتباط با مشتری قابلیت طرحریزی و اجرا را درکلیه سازمان ها دارا می باشد. از سازمان های بزرگ تولیدی ، صنعتی ، خدمات ، شرکت های دولتی و همچنین شرکت های متوسط تا واحدهای تجاری کوچک مانند نمایندگی های فروش خودرو، کارواش ها ، فروشگاه ها و . . .
بصورت کلی می توان گفت که هر واحد اقتصادی که خدمات و محصولات خودرا به مشتری عرضه کرده و نگران بقاء و یا امیدوار به توسعه و گسترش کسب و کار خود می باشد، می تواند بهره لازم را از این سیستم ببرد.
@Managementhints
🌹رابطه مطالعه و خشونت:
۳۰ کشور آرام جهان در صدر کشورهای پرمطالعه هستند
و رتبه مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است.
@Managementhints
۳۰ کشور آرام جهان در صدر کشورهای پرمطالعه هستند
و رتبه مطالعه کشورهای خشونت آمیز بسیار پایین است.
@Managementhints
Forwarded from شعر و ادبیات
🔎 @Vaallddoo
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
من بیشتر دوست داشتم دراز بکشم و فکر کنم. همه اش فکر میکردم. همه اش خوابهایی میدیدم عجیب و غریب. نمیارزد بگویم چه خوابهایی! من آن همه وقت همه اش از خودم میپرسیدم چرا آنقدر احمقم. اگر دیگران نفهم هستند و من یقین میدانم که نفهمند، پس چرا خودم نمیخواهم عاقلتر شوم. بعددانستم که اگر منتظر شوم تا همه عاقل شوند، خیلی وقت لازم است. بعد دانستم که چنین چیزی هرگز نخواهد شد .. مردم تغییر نخواهند کرد و کسی آنها را تغییر نخواهد داد و نمیارزد انسان سعیِ بیهوده کند! بله همینطور است .. این قانون آنهاست .. من اکنون میدانم کسی که عقلا و روحا محکم و قوی باشد، آن کس برآنها مسلط خواهد بود. کسی که جسارت زیاد داشته باشد، آن کس در نظر آنان حق خواهد داشت. آن کس که امور مهم را نادیده بگیرد و بر آنها تف بیاندازد، او قانونگذار آنها ست. کسی که بیشتر از همه جرات کند، او بیش از هر کس دیگری حق دارد! تا بحال چنین بوده و بعدها هم چنین خواهد بود! باید کور بود که اینها را ندید….»
👤 #فیودور_داستایفسکی
کتاب: جنایات و مکافات
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
من بیشتر دوست داشتم دراز بکشم و فکر کنم. همه اش فکر میکردم. همه اش خوابهایی میدیدم عجیب و غریب. نمیارزد بگویم چه خوابهایی! من آن همه وقت همه اش از خودم میپرسیدم چرا آنقدر احمقم. اگر دیگران نفهم هستند و من یقین میدانم که نفهمند، پس چرا خودم نمیخواهم عاقلتر شوم. بعددانستم که اگر منتظر شوم تا همه عاقل شوند، خیلی وقت لازم است. بعد دانستم که چنین چیزی هرگز نخواهد شد .. مردم تغییر نخواهند کرد و کسی آنها را تغییر نخواهد داد و نمیارزد انسان سعیِ بیهوده کند! بله همینطور است .. این قانون آنهاست .. من اکنون میدانم کسی که عقلا و روحا محکم و قوی باشد، آن کس برآنها مسلط خواهد بود. کسی که جسارت زیاد داشته باشد، آن کس در نظر آنان حق خواهد داشت. آن کس که امور مهم را نادیده بگیرد و بر آنها تف بیاندازد، او قانونگذار آنها ست. کسی که بیشتر از همه جرات کند، او بیش از هر کس دیگری حق دارد! تا بحال چنین بوده و بعدها هم چنین خواهد بود! باید کور بود که اینها را ندید….»
👤 #فیودور_داستایفسکی
کتاب: جنایات و مکافات
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
✍ #کانال_شعر_ادبیات
◀️ #درب_چرخان مديريت در ايران
✏️اصطلاح "درب چرخان" به حالتی گفته میشود که مدیران دولتی سیاستگذار و ناظر بر بخش خصوصی پس از اتمام مدیریت و یا بلافاصله پس از بازنشستگی به بخش خصوصی ای که در زمان اشتغال دولتی بر آن نظارت داشته اند منتقل شده و با گرفتن پست های مدیریتی در آن بخش ها از نفوذ خود برای لابی برای منافع آن شرکت بخش خصوصی بهره میبرند.
✏️ به حالت برعکس موضوع یعنی انتقال افراد از بخش خصوصی به بخش دولتی سیاست گذار و ناظر برای اعمال نفوذ نیز درب چرخان اطلاق میشود. به همین دلیل مدیران و کارکنان نظارتی دستگاهها بلافاصله پس از بازنشستگی درخواست کارهایی با درآمد و یا سمت بالا دربخش خصوصی دارند.
✏️این پدیده در بسیاری از کشورها مورد بررسی قرار گرفته و همواره مد نظر مقامات دولتی قرار دارد. برخی از کشورها بطور قانونی موانعی برای "درب چرخان" وضع کرده اند، در برخی به لحاظ اصول حرفه ای این امر مذموم است و به همین دلیل افراد برای حفظ آبروی خود چنین کاری را انجام نمیدهند و در برخی از کشورها همانند ایران هیچگونه ممنوعیت قانونی و یا اخلاقی وجود ندارد.
✏️اهمیت درب چرخان در بخش مالی بسیار بیشتر است چرا که رفتار موسسات مالی تاثیر زیادی بر کل مجموعه اقتصادی دارد. پس از بحران سال 2008 بحث جلوگیری از پدیده درب چرخان در سیستم بانکی و بازار سرمایه بیشتر مدنظر قرار گرفته است. چرا که پدیده درب چرخان باعث ضعف در نظارت میشود.
@Managementhints
✏️اصطلاح "درب چرخان" به حالتی گفته میشود که مدیران دولتی سیاستگذار و ناظر بر بخش خصوصی پس از اتمام مدیریت و یا بلافاصله پس از بازنشستگی به بخش خصوصی ای که در زمان اشتغال دولتی بر آن نظارت داشته اند منتقل شده و با گرفتن پست های مدیریتی در آن بخش ها از نفوذ خود برای لابی برای منافع آن شرکت بخش خصوصی بهره میبرند.
✏️ به حالت برعکس موضوع یعنی انتقال افراد از بخش خصوصی به بخش دولتی سیاست گذار و ناظر برای اعمال نفوذ نیز درب چرخان اطلاق میشود. به همین دلیل مدیران و کارکنان نظارتی دستگاهها بلافاصله پس از بازنشستگی درخواست کارهایی با درآمد و یا سمت بالا دربخش خصوصی دارند.
✏️این پدیده در بسیاری از کشورها مورد بررسی قرار گرفته و همواره مد نظر مقامات دولتی قرار دارد. برخی از کشورها بطور قانونی موانعی برای "درب چرخان" وضع کرده اند، در برخی به لحاظ اصول حرفه ای این امر مذموم است و به همین دلیل افراد برای حفظ آبروی خود چنین کاری را انجام نمیدهند و در برخی از کشورها همانند ایران هیچگونه ممنوعیت قانونی و یا اخلاقی وجود ندارد.
✏️اهمیت درب چرخان در بخش مالی بسیار بیشتر است چرا که رفتار موسسات مالی تاثیر زیادی بر کل مجموعه اقتصادی دارد. پس از بحران سال 2008 بحث جلوگیری از پدیده درب چرخان در سیستم بانکی و بازار سرمایه بیشتر مدنظر قرار گرفته است. چرا که پدیده درب چرخان باعث ضعف در نظارت میشود.
@Managementhints
عوامل كليدي موفقيت CSF Critical Success Factors
@Managementhints
شناسايي عوامل كليدي موفقيت CSF Critical Success Factors براي هر سازمان يا پروژه اي براي به موفقيت رساندن اهداف آن ضروري و لازم است. به عنوان مثال، عامل كليدي موفقيت براي يك پروژه فن آوري اطلاعات IT ميزان درگيري كاربران در سيستم ها است. يك شركت ممكن است از روش شناسايي عامل كليدي موفقيت CSF به عنوان ابزاري براي تعيين عناصر مهم موفقيت نيز استفاده كند.
يك برنامه بايد به گونهاي طراحي و اجرا شود كه محيط مناسبي را جهت كسب عوامل موفقيت كليدي به شرح زير براي سود دهي و ترقي فراهم نمايد:
· عوامل پولي: موجودي نقد ، افزايش سود سهام، و درصد سود از فروش خالص
· به دست آوردن مشتريان جديد و يا توزيع كنندگان بعنوان تضمين آينده
· رضايت مشتريان ،آنها چگونه خوشحال مي شوند؟
· كيفيت، چگونه فرآوردهها و خدمات شما مفيد واقع ميشوند؟
· توسعه محصولات وخدمات، چه چيزي باعث رونق كسب و كار و جذب مشتريان و افراد جديد بيشتر مي شود ؟
· سرمايه فكري، افزايش مواردي كه مي دانيد سود آورتر است؟
· روابط استراتژيك، منابع جديد كسب و كار، توليدات و درآمدهاي خارج از سازمان
· جذب و نگهداري كاركنان، توانايي شما براي توسعه و گسترش كارها
· قابليت تحمل،توانايي شخصي شما براي ادامه فعاليت ها و توسعه
به ياد داشته باشيم يك عامل كليدي موفقيت يك شاخص كليدي عملكرد يا KPI ، Key Performance Indicator نيست . عوامل كليدي موفقيت عناصري هستند كه براي موفقيت يك استراتژي ضروري و اساسي هستند. در حالي كه شاخص هاي كليدي عملكرد كميت اهداف را تعيين كرده و اندازه گيري مي كنند براي مثال:
KPI : تعداد مشتريان جديد
CSF : نصب مراكز تلفن جديد براي دريافت درخواست مشتريان
@Managementhints
@Managementhints
شناسايي عوامل كليدي موفقيت CSF Critical Success Factors براي هر سازمان يا پروژه اي براي به موفقيت رساندن اهداف آن ضروري و لازم است. به عنوان مثال، عامل كليدي موفقيت براي يك پروژه فن آوري اطلاعات IT ميزان درگيري كاربران در سيستم ها است. يك شركت ممكن است از روش شناسايي عامل كليدي موفقيت CSF به عنوان ابزاري براي تعيين عناصر مهم موفقيت نيز استفاده كند.
يك برنامه بايد به گونهاي طراحي و اجرا شود كه محيط مناسبي را جهت كسب عوامل موفقيت كليدي به شرح زير براي سود دهي و ترقي فراهم نمايد:
· عوامل پولي: موجودي نقد ، افزايش سود سهام، و درصد سود از فروش خالص
· به دست آوردن مشتريان جديد و يا توزيع كنندگان بعنوان تضمين آينده
· رضايت مشتريان ،آنها چگونه خوشحال مي شوند؟
· كيفيت، چگونه فرآوردهها و خدمات شما مفيد واقع ميشوند؟
· توسعه محصولات وخدمات، چه چيزي باعث رونق كسب و كار و جذب مشتريان و افراد جديد بيشتر مي شود ؟
· سرمايه فكري، افزايش مواردي كه مي دانيد سود آورتر است؟
· روابط استراتژيك، منابع جديد كسب و كار، توليدات و درآمدهاي خارج از سازمان
· جذب و نگهداري كاركنان، توانايي شما براي توسعه و گسترش كارها
· قابليت تحمل،توانايي شخصي شما براي ادامه فعاليت ها و توسعه
به ياد داشته باشيم يك عامل كليدي موفقيت يك شاخص كليدي عملكرد يا KPI ، Key Performance Indicator نيست . عوامل كليدي موفقيت عناصري هستند كه براي موفقيت يك استراتژي ضروري و اساسي هستند. در حالي كه شاخص هاي كليدي عملكرد كميت اهداف را تعيين كرده و اندازه گيري مي كنند براي مثال:
KPI : تعداد مشتريان جديد
CSF : نصب مراكز تلفن جديد براي دريافت درخواست مشتريان
@Managementhints
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
🎯 #طنز_مدیریتی
چرخه توسعه نرم افزار
👉@Managementhints👈
1- برنامه نويس برنامه نرم افزار را مينويسد و معتقد است كه هيچ خطايي ندارد.
2- نرم افزار تست ميشود. 20 خطا پيدا ميشود.
3- برنامه نويس 10 خطا را اصلاح ميكند و به واحد تست توضيح ميدهد كه 10 مورد ديگر واقعاً خطا نيستند.
4- واحد تست نرم افزار متوجه ميشود 5 مورد از اصلاحات انجام شده كار نميكنند و 15 خطاي جديد هم كشف ميكند.
5- مراحل 3 و 4 سه بار تكرار ميشود.
6- به خاطر فشار بازاريابي و اعلام عمومي زود هنگام كه بر اساس زمانبندي خوشبينانه برنامه نويسي انجام شده است، نرم افزار منتشر ميشود.
7- كاربران 137 خطاي جديد پيدا ميكنند.
8- برنامه نويس پول خود را دريافت كرده است و ديگر نميتوان او را پيدا كرد.
9- تيم جديد برنامه نويسي تقريباً تمام 137 خطا را اصلاح ميكند اما 546 خطاي ديگر به نرم افزار اضافه ميكند.
10- برنامه نويس اصلي به واحد تست نرم افزار كه پول كمي دريافت كردهاند از فيجي يك كارت پستال ميفرستد. كل افراد واحد تست كار را رها ميكنند.
11- شركت رقيب فرصت طلب با استفاده از سود حاصل از فروش آخرين نسخه نرم افزار كه 783 خطا دارد، شركت را ميخرد.
12- مدير عامل جديد تعيين ميشود. او يك برنامه نويس استخدام ميكند تا نرم افزار موجود را بازنويسي كند.
13- برنامه نويس برنامه نرم افزار را مينويسد و معتقد است كه هيچ خطايي ندارد...
👉 @Managementhints 👈
🎯 #طنز_مدیریتی
چرخه توسعه نرم افزار
👉@Managementhints👈
1- برنامه نويس برنامه نرم افزار را مينويسد و معتقد است كه هيچ خطايي ندارد.
2- نرم افزار تست ميشود. 20 خطا پيدا ميشود.
3- برنامه نويس 10 خطا را اصلاح ميكند و به واحد تست توضيح ميدهد كه 10 مورد ديگر واقعاً خطا نيستند.
4- واحد تست نرم افزار متوجه ميشود 5 مورد از اصلاحات انجام شده كار نميكنند و 15 خطاي جديد هم كشف ميكند.
5- مراحل 3 و 4 سه بار تكرار ميشود.
6- به خاطر فشار بازاريابي و اعلام عمومي زود هنگام كه بر اساس زمانبندي خوشبينانه برنامه نويسي انجام شده است، نرم افزار منتشر ميشود.
7- كاربران 137 خطاي جديد پيدا ميكنند.
8- برنامه نويس پول خود را دريافت كرده است و ديگر نميتوان او را پيدا كرد.
9- تيم جديد برنامه نويسي تقريباً تمام 137 خطا را اصلاح ميكند اما 546 خطاي ديگر به نرم افزار اضافه ميكند.
10- برنامه نويس اصلي به واحد تست نرم افزار كه پول كمي دريافت كردهاند از فيجي يك كارت پستال ميفرستد. كل افراد واحد تست كار را رها ميكنند.
11- شركت رقيب فرصت طلب با استفاده از سود حاصل از فروش آخرين نسخه نرم افزار كه 783 خطا دارد، شركت را ميخرد.
12- مدير عامل جديد تعيين ميشود. او يك برنامه نويس استخدام ميكند تا نرم افزار موجود را بازنويسي كند.
13- برنامه نويس برنامه نرم افزار را مينويسد و معتقد است كه هيچ خطايي ندارد...
👉 @Managementhints 👈
👆👆👆👆👆👆👆
🎯نکاتی درمورد رهبری در عرصه عمل
👉 @Managementhints 👈
درباره فن رهبری ، بیش از هر مهارت دیگری در مدیریت مطالب زیادی نوشته و حرف های بسیاری گفته شده است.
رهبری هم از بقیه کارها پیچیده تر نیست.
در تمامی شغل ها ، مهارت به اعتماد به نفس بدل می شود. رهبری نیز کار متفاوتی نیست. به نظر می آید که بعضی ها ، ذاتا رهبرند . اما این ویژگی آنها همیشه به خاطر آن است که بر کارشان تسلط پیدا کرده اند و چنان عزم و اراده ای دارند که حمایت دیگران را جلب می کنند .
جذبه جادویی ، خصوصیتی ذاتی ، نیست بلکه ترکیبی است از علاقه ، اشتیاق و اراده . برای رسیدن به هدف کاملا روشن و معین است که مهارت فراوان دربرقراری ارتباط امری بسیار مهم و تأثیر گذار می باشد. مدیرانی که شخصیتی برون گرا دارند ، طبیعتا راحت تر با جمع ارتباط برقرار می کنند ولی کسانی که بیشتر درون گرا هستند هم می تواننند این مهارت را یاد بگیرند . لزومی نداردکه علاقه که شرط اصلی رهبری است ، چندان در ظاهر نمایان شود . بسیاری از سرداران صنعت در کمال خویشتن داری چنان اعتماد به نفس و عزم و اراده ای از خود بروز می دهند که تمام اطرافیان آنها را سر شوق می آورد.
خصلت درون گرایی را با ناتوانی دراظهار وجود و اثبات شخصیت ، اشتباه نکنید. تمام رهبران خوب از توانایی اظهار وجود و جرأت برخودارند ، اما بعضی از آنها تا حدی خجالتی و کمرو هستند . چگونی وضعیت تربیت ما در خانه و مدرسه باعث می شود که ما یا خود را یک مدیر و رهبر ، تلقی کنیم یا کسی که تابع و فرمانبردار است . وقتی قدرت رهبری را درک کنید ، می توانید بر عادت های تربیتی ناصحیح ، غلبه پیدا کنید .
به نظر می رسد که مدیران مختلف در موقعیت های متفاوتی ، ممتاز و سرآمد هستند . بعضی از آنها وقتی هدایت سازمانی و کسب و کاری را بر عهده می گیرند که به سرعت رو به توسعه و پیشرفت است بهترین اند ،در حالی که برخی دیگر ، تلاش می کنند شرکت ها را از فروپاشی و شکست ، نجات دهند . اما این عمدتا بستگی به علاقه دارد ، رهبران کارآمد می دانند که چگونه روش خود را تنظیم کنند تا با شرایط متغیر ، هماهنگ باشند .
نکات کاربردی
به افراد کم تجربه توجه خاصی داشته باشید. وقتی با تجربه تر و ورزیده تر می شوند ، شیوه خود را تغییر دهید وکمی دست آن ها را باز بگذارید و اجازه دهید خودشان روش های کارشان را پیدا کنند و همین که یاد می گیرند ،کمتر ، به شما وابسته باشند ، آنها را مورد حمایت و تشویق قرار دهیدافراد بسیار با تجربه ، نیاز به آزادی عمل دارند و از نظارت شدید ، ناراحت می شونداز آن اعضای گروهتان که توانایی رهبری از خود نشان می دهند ، ترس و نگرانی به دل راه ندهید . ابتکار عمل آن ها را مهار کنید و روی آن به عنوان مبنای پیشرفت های آینده حساب کنیدالگوی خوبی برای افرادتان باشید . هدفمند و مطمئن نشان دهید . اگرحالت عصبی و نگرانی در چهره تان معلوم باشد کارمندان ، ضعف شما را پیدا می کنند و از آن استفاده می کنندسلامتی خود را حفظ کنید . مرتب خودتان را وزن کنید و برای تندرستی و تفریح ورزش کنید.خوب لباس بپوشید . افراد واحد شما در برابر کارکنان دیگر واحدها و یا سازمان های دیگر ، به شما مباهات می کنند.مودب باشید و از تعارفات مودبانه استفاده کنید ، اما زیاد از حد آنها را به کار نبرید . مودبانه اما قاطعانه ، نه بگویید .به کارایی توجه داشته باشید نه به محبوبیت و پرطرفدار بودن .گاهی لازم است خشم خود رانشان بدهید ، اما خویشتن داری خود را از دست ندهید .با همکارانتان یا با کارمندان خود به خاطر آنکه از دردسر ، دوری کنید موافقت نکنید . به طرز خوشایند با نظرات آنها مخالفت کنید . آرام باشید ، اجازه دهید که آن شخص هم حرفهایش را مطرح کند ، به دقت به حرف های او توجه کنید و بعد راه حلی برای آن پیدا کنید . نشان دهید که ارزش نظرات او را هم می دانید .اگر از چیزی ناراضی هستید ، صریحا ابراز کنید . اخم نکنید و با بداخلاقی و بی حوصلگی رفتار نکنید ، اما زیاد هم خوشرو ، نشان ندهید .
👉 @Managementhints 👈
🎯نکاتی درمورد رهبری در عرصه عمل
👉 @Managementhints 👈
درباره فن رهبری ، بیش از هر مهارت دیگری در مدیریت مطالب زیادی نوشته و حرف های بسیاری گفته شده است.
رهبری هم از بقیه کارها پیچیده تر نیست.
در تمامی شغل ها ، مهارت به اعتماد به نفس بدل می شود. رهبری نیز کار متفاوتی نیست. به نظر می آید که بعضی ها ، ذاتا رهبرند . اما این ویژگی آنها همیشه به خاطر آن است که بر کارشان تسلط پیدا کرده اند و چنان عزم و اراده ای دارند که حمایت دیگران را جلب می کنند .
جذبه جادویی ، خصوصیتی ذاتی ، نیست بلکه ترکیبی است از علاقه ، اشتیاق و اراده . برای رسیدن به هدف کاملا روشن و معین است که مهارت فراوان دربرقراری ارتباط امری بسیار مهم و تأثیر گذار می باشد. مدیرانی که شخصیتی برون گرا دارند ، طبیعتا راحت تر با جمع ارتباط برقرار می کنند ولی کسانی که بیشتر درون گرا هستند هم می تواننند این مهارت را یاد بگیرند . لزومی نداردکه علاقه که شرط اصلی رهبری است ، چندان در ظاهر نمایان شود . بسیاری از سرداران صنعت در کمال خویشتن داری چنان اعتماد به نفس و عزم و اراده ای از خود بروز می دهند که تمام اطرافیان آنها را سر شوق می آورد.
خصلت درون گرایی را با ناتوانی دراظهار وجود و اثبات شخصیت ، اشتباه نکنید. تمام رهبران خوب از توانایی اظهار وجود و جرأت برخودارند ، اما بعضی از آنها تا حدی خجالتی و کمرو هستند . چگونی وضعیت تربیت ما در خانه و مدرسه باعث می شود که ما یا خود را یک مدیر و رهبر ، تلقی کنیم یا کسی که تابع و فرمانبردار است . وقتی قدرت رهبری را درک کنید ، می توانید بر عادت های تربیتی ناصحیح ، غلبه پیدا کنید .
به نظر می رسد که مدیران مختلف در موقعیت های متفاوتی ، ممتاز و سرآمد هستند . بعضی از آنها وقتی هدایت سازمانی و کسب و کاری را بر عهده می گیرند که به سرعت رو به توسعه و پیشرفت است بهترین اند ،در حالی که برخی دیگر ، تلاش می کنند شرکت ها را از فروپاشی و شکست ، نجات دهند . اما این عمدتا بستگی به علاقه دارد ، رهبران کارآمد می دانند که چگونه روش خود را تنظیم کنند تا با شرایط متغیر ، هماهنگ باشند .
نکات کاربردی
به افراد کم تجربه توجه خاصی داشته باشید. وقتی با تجربه تر و ورزیده تر می شوند ، شیوه خود را تغییر دهید وکمی دست آن ها را باز بگذارید و اجازه دهید خودشان روش های کارشان را پیدا کنند و همین که یاد می گیرند ،کمتر ، به شما وابسته باشند ، آنها را مورد حمایت و تشویق قرار دهیدافراد بسیار با تجربه ، نیاز به آزادی عمل دارند و از نظارت شدید ، ناراحت می شونداز آن اعضای گروهتان که توانایی رهبری از خود نشان می دهند ، ترس و نگرانی به دل راه ندهید . ابتکار عمل آن ها را مهار کنید و روی آن به عنوان مبنای پیشرفت های آینده حساب کنیدالگوی خوبی برای افرادتان باشید . هدفمند و مطمئن نشان دهید . اگرحالت عصبی و نگرانی در چهره تان معلوم باشد کارمندان ، ضعف شما را پیدا می کنند و از آن استفاده می کنندسلامتی خود را حفظ کنید . مرتب خودتان را وزن کنید و برای تندرستی و تفریح ورزش کنید.خوب لباس بپوشید . افراد واحد شما در برابر کارکنان دیگر واحدها و یا سازمان های دیگر ، به شما مباهات می کنند.مودب باشید و از تعارفات مودبانه استفاده کنید ، اما زیاد از حد آنها را به کار نبرید . مودبانه اما قاطعانه ، نه بگویید .به کارایی توجه داشته باشید نه به محبوبیت و پرطرفدار بودن .گاهی لازم است خشم خود رانشان بدهید ، اما خویشتن داری خود را از دست ندهید .با همکارانتان یا با کارمندان خود به خاطر آنکه از دردسر ، دوری کنید موافقت نکنید . به طرز خوشایند با نظرات آنها مخالفت کنید . آرام باشید ، اجازه دهید که آن شخص هم حرفهایش را مطرح کند ، به دقت به حرف های او توجه کنید و بعد راه حلی برای آن پیدا کنید . نشان دهید که ارزش نظرات او را هم می دانید .اگر از چیزی ناراضی هستید ، صریحا ابراز کنید . اخم نکنید و با بداخلاقی و بی حوصلگی رفتار نکنید ، اما زیاد هم خوشرو ، نشان ندهید .
👉 @Managementhints 👈
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
🎯شكار فيل توسط حرفه هاي مختلف
👉 @Managementhints 👈
#طنز_مدیریتی
*رياضيدان ها
رياضيدانها به آفريقا مي روند، هر موجودي كه فيل نيست كنار مي گذارند و سپس يكي از آنها را كه باقي مانده است مي گيرند.
البته رياضيدانهاي با تجربه، ابتدا سعي مي كنند تا ثابت كنند حداقل يك فيل در آفريقا وجود دارد. آنگاه به آنجا مي روند.
استادان رياضي با تجربه، ابتدا ثابت مي كنند حداقل يك فيل در آفريقا وجود دارد و سپس پيدا كردن و شكار آن را به عنوان تمرين براي دانشجو باقي مي گذارند.
____________________
*مهندسان نرم افزار كامپيوتر
اين دسته شكار فيل را بر اساس اجراي الگوريتم زير انجام مي دهند:
گام 1) برو به آفريقا.
گام 2) از دماغه رود نيل (جنوبي ترين نقطه آفريقا) شروع كن.
گام 3) به سمت شمال حركت كن و هر منطقه را از غرب به شرق بپيما.
گام 4) در هر گذر،
الف – هر حيواني را كه مي بيني شكار كن.
ب – آن را با فيل مقايسه كن.
ج – اگر با هم برابر بودند كار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نويسان با تجربه، ابتدا يك فيل را در قاهره (شمال آفريقا) قرار مي دهند تا مطمئن شوند كه الگوريتم فوق خاتمه مي يابد.
____________________
*اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فيلي را شكار نمي كنند زيرا اعتقاد دارند كه با ايجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه كافي به فيلها، خودشان، خودشان را شكار مي كنند.
____________________
*معاونين بخش مهندسي و تحقيق و توسعه
اينان خيلي سعي مي كنند كه فيلي را شكار كنند اما كارمندانشان به آنها اطمينان مي دهند كه تمام فيلهاي موجود قبلا شكار شده اند.
____________________
*مامورين كنترل كيفيت
اينها به فيلها كاري ندارند بلكه دنبال اشتباهات ساير شكارچيان مي گردند.
👉 @Managementhints 👈
🎯شكار فيل توسط حرفه هاي مختلف
👉 @Managementhints 👈
#طنز_مدیریتی
*رياضيدان ها
رياضيدانها به آفريقا مي روند، هر موجودي كه فيل نيست كنار مي گذارند و سپس يكي از آنها را كه باقي مانده است مي گيرند.
البته رياضيدانهاي با تجربه، ابتدا سعي مي كنند تا ثابت كنند حداقل يك فيل در آفريقا وجود دارد. آنگاه به آنجا مي روند.
استادان رياضي با تجربه، ابتدا ثابت مي كنند حداقل يك فيل در آفريقا وجود دارد و سپس پيدا كردن و شكار آن را به عنوان تمرين براي دانشجو باقي مي گذارند.
____________________
*مهندسان نرم افزار كامپيوتر
اين دسته شكار فيل را بر اساس اجراي الگوريتم زير انجام مي دهند:
گام 1) برو به آفريقا.
گام 2) از دماغه رود نيل (جنوبي ترين نقطه آفريقا) شروع كن.
گام 3) به سمت شمال حركت كن و هر منطقه را از غرب به شرق بپيما.
گام 4) در هر گذر،
الف – هر حيواني را كه مي بيني شكار كن.
ب – آن را با فيل مقايسه كن.
ج – اگر با هم برابر بودند كار تمام است و گرنه برو به گام 3 .
برنامه نويسان با تجربه، ابتدا يك فيل را در قاهره (شمال آفريقا) قرار مي دهند تا مطمئن شوند كه الگوريتم فوق خاتمه مي يابد.
____________________
*اقتصاددان ها
اقتصاددان ها فيلي را شكار نمي كنند زيرا اعتقاد دارند كه با ايجاد بازار آزاد و دادن پول به اندازه كافي به فيلها، خودشان، خودشان را شكار مي كنند.
____________________
*معاونين بخش مهندسي و تحقيق و توسعه
اينان خيلي سعي مي كنند كه فيلي را شكار كنند اما كارمندانشان به آنها اطمينان مي دهند كه تمام فيلهاي موجود قبلا شكار شده اند.
____________________
*مامورين كنترل كيفيت
اينها به فيلها كاري ندارند بلكه دنبال اشتباهات ساير شكارچيان مي گردند.
👉 @Managementhints 👈
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
👉 @Managementhints 👈
اندیشه خوب یا بد وقتی پر دوام شد تأثیر خود را بر جای میگذارد. انسان نمیتواند مستقیما شرایط خود را انتخاب کند، اما میتواند اندیشههای خود را انتخاب کند. اینگونه بهطور غیر مستقیم، اما بهشکل مطمئن شرایط خود را رقم میزند
جیمزآلن
👉 @Managementhints 👈
👉 @Managementhints 👈
اندیشه خوب یا بد وقتی پر دوام شد تأثیر خود را بر جای میگذارد. انسان نمیتواند مستقیما شرایط خود را انتخاب کند، اما میتواند اندیشههای خود را انتخاب کند. اینگونه بهطور غیر مستقیم، اما بهشکل مطمئن شرایط خود را رقم میزند
جیمزآلن
👉 @Managementhints 👈
مبلغی که بابت خرید کتاب می پردازیم به مراتب پایین تر از هزینه هایی است که در آینده بابت نخواندن آن پرداخت خواهیم کرد.
👉 @Managementhints 👈
👉 @Managementhints 👈
👆👆👆👆👆👆👆
👉 @Managementhints 👈
راه انسان ها از ابتدا جدا میشود؛کسانی که در آرزوی آرامش و شادی روحند ،باید ایمان آورند و آن را مشتاقانه پذیرا شوند ؛وآنان که در پی حقیقتند ، باید آرامش ذهن را ترک گویند و زندگیشان را وقف پرسش ها کنند .
#اروین_د_یالوم
کتاب: وقتی نیچه گریست
👉 @Managementhints 👈
👉 @Managementhints 👈
راه انسان ها از ابتدا جدا میشود؛کسانی که در آرزوی آرامش و شادی روحند ،باید ایمان آورند و آن را مشتاقانه پذیرا شوند ؛وآنان که در پی حقیقتند ، باید آرامش ذهن را ترک گویند و زندگیشان را وقف پرسش ها کنند .
#اروین_د_یالوم
کتاب: وقتی نیچه گریست
👉 @Managementhints 👈
☝️☝️☝️☝️☝️☝️☝️
مطالعه تطبيقي خواستگاري و بازاريابي
در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود بود...
👉 @Managementhints 👈
1) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
2) شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
3) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
4) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
5) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
6) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
7) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
8) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
9) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
👉 @Managementhints 👈
مطالعه تطبيقي خواستگاري و بازاريابي
در يكي از كلاس هاي دانشگاه استنفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاريابي به دانشجويان خود بود...
👉 @Managementhints 👈
1) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي مستقيم
2) شما در يك مهماني به همراه دوستانتون، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله يكي از دوستاتون ميره پيش دختره ،به شما اشاره مي كنه و مي گه : " اون پسر ثروتمنديه ، باهاش ازدواج كن" ، به اين مي گن تبليغات
3) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و شماره تلفنش رو مي گيرين ، فردا باهاش تماس مي گيرين و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، به اين ميگن بازاريابي تلفني
4) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله كراواتتون رو مرتب مي كنين و ميرين پيشش ، اون رو به يك نوشيدني دعوت مي كنيين ، وقتي كيفش مي افته براش از روي زمين بلند مي كنين ، در آخر هم براش درب ماشين رو باز مي كنين و اون رو به يك سواري كوتاه دعوت مي كنين و ميگين : " در هر حال ،من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج مي كني؟ " ، به اين ميگن روابط عمومي
5) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين كه داره به سمت شما مياد و ميگه : "شما پسر ثروتمندي هستي ، با من ازدواج مي كني؟" ، به اين مي گن شناسايي علامت تجاري شما توسط مشتري
6) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، بلافاصله اون هم يك سيلي جانانه نثار شما مي كنه ، به اين ميگن پس زدگي توسط مشتري
7) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، بلافاصله ميرين پيشش و مي گين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفي مي كنه ، به اين مي گن شكاف بين عرضه و تقاضا
8) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه حرفي بزنين ، شخص ديگه اي پيدا مي شه و به دختره ميگه : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" به اين ميگن از بين رفتن سهم توسط رقبا
9) شما در يك مهماني ، يك دختر بسيار زيبا رو مي بينين و ازش خوشتون مياد ، ولي قبل از اين كه بگين : "من پسر ثروتمندي هستم ، با من ازدواج كن" ، همسرتون پيداش ميشه ، به اين ميگن منع ورود به بازار
👉 @Managementhints 👈